ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرشبانکاره | بوشهر
حسین هوشمند
بوشهر - شبانکاره
تقوا و توحید؛ سبک زندگی مؤمنانه و راه مقابله با فتنه سامری‌ها و گوساله‌های زمانه
خطبه نماز جمعه 1405/5/16
تقوا و توحید؛ سبک زندگی مؤمنانه و راه مقابله با فتنه سامری‌ها و گوساله‌های زمانه
فیلم برگزیده خطبه
خطبه اول

همه شما خوبان و نمازگزاران عزیز و خود ناچیزم را به رعایت تقوای الهی، انجام واجبات و ترک گناهان دعوت می‌کنم.

تقوا و توحید یک مفهوم کلامی نیست که انسان با درس خواندن، با منبر رفتن، حتی آن را فقط یاد بگیرد و کفایت کند. نه! تقوا و ایمان یک سبک زندگی مؤمنانه است، یک سبک زندگی اسلامی است. در واقع، رفقا، تقوا یک هنر انسان مؤمن برای زندگی کردن است. انسانی که هنرمندانه رضایت خدا را در این دنیا، و پاک زندگی کردن را، و خدمت به خلق را در سی سال، چهل سال، پنجاه سال تجربه می کند، خداوند او را «متقی» می‌نامد. یعنی کسی که در زندگی‌اش هوای مای خدا را هم داشت. وگرنه همه انسان‌ها غذا می‌خورند، همه انسان‌ها تلاش می‌کنند، کار می‌کنند، ولی متقی شاید نباشند.

خب، موضوع بحث خطبه‌ها که چند هفته پیگیری می‌کردیم و با هم صحبت می‌کردیم، بحث جریان یهودشناسی و بنی‌اسرائیل بود. موضوع را تا اینجا رساندیم که بعد از ظلم فرعون، بعد از انقلاب بزرگ حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) و بعد از همه این اتفاقات، غرق شدن فرعون و فرعونیان، نجات امت موسی در نتیجه داشت. و این نجات تا جایی بود که در تور سینا جشن آزادی گرفتند. قومی که سال‌ها زیر ظلم فرعون، مردها را می‌کشت، زن‌ها را به اسارت، بچه‌ها را سقط می‌داد، بالاخره به لطف خداوند و مدیرییت حضرت موسی، به تعبیر قرآن، بلای بزرگ از این امت برداشته شد. انقلابی کردند. تنگه و رودی موجب نجات این امت شد. نیل، آکواریوم مرگ فرعون شد. ولی ششصد هزار تقریبا نیروی انقلابی کنار موسی، به تعبیری، قرار گرفته است. یک قومی در سرزمین مقدس.

اما مصیبت از اینجا شروع می‌شود. این است که قرآن، هر برگشت، انگار دوست دارد داستان بنی‌اسرائیل را برای ما از «عدس‌ها» و «بصل‌ها» که ما با هم شروع کردیم تا این قصه‌ای که امروز عرض خواهم کرد، مشکلاتی پیش آوردند. این قوم بعد از آن نازها، بعد از آن عشوه‌ها، آمدند بالاخره یک داستان دیگری را پیش آوردند. اینها پا به کار حضرت موسی بودند. چرا؟ چون قرآن می‌فرماید: اینها بعد توبه کردند. عده‌ای از اینها توبه‌شان هم توبه عجیبی بود. اسلام می‌گوید: اگر گناهی کردی، قلبت و پشیمان بشوی، توبه است. ندامت و پشیمانی. حتی «استغفرالله ربی و اتوب الیه» گفتن هم نشانه این است که قلب من از این گناه پشیمان است. ولی اینها این کار را نکردند. اینها خود را کشتند. بعضا در روایت دارد دیگران را به خاطر این دیوانه‌وار می‌کشتند از بس شرمنده موسی و آن داستان گوساله شدند. ولی دیر شده بود. قرآن می‌فرماید: جریان سامری، متحدان موسی را از هم پاشید. انقلاب موسی را تغییر می‌دهد.

همین الان هم، رفقا، این داستان یک داستان منجمد تاریخی نیست که ما از آن بگذریم. این داستان باید درس بگیریم. الانم کنار موسی‌ها، کنار وصی موسی‌ها، کنار هارون‌ها- والله متوجه می‌شوی در در لایه‌های مختلف، سامری‌ها قرار دارند، گوساله‌ها قرار دارند. بچه‌ات برمی‌گردی می‌بینی عجب امروز حرف دیگری می‌زند. استاد است، کتاب خوانده است، کرسی تدریس دارد. برمی‌گردد امروز حرف دیگری، برخلاف آن حرف اول انقلاب می‌زند. چرا؟ چون سامری هنرمندانه گوساله‌ای آورده که آخرش دارد وقتی که موسی غضبان و ناراحت می‌شود: «چه شد مردم شما به اینجا رسیدید؟» اینا می‌گویند: «ما نمی‌دونیم این تغییر چطوری روزی ما شد.» خدا می‌خواهد در سوره طه که من و شما را متوجه این داستان کند.

درس دوم این قصه، بعد از هنر شیطانی، درس توحید است. جریان گوساله‌پرست شدن جامعه حضرت موسی علیه السلام، جدّاً هدایت‌پذیری در آن هست. نفی شرک و غیر خدا از جناب موسی. جامعه فریب خورده را به جسد این گوساله مرده تعبیر می‌کند. این گوساله را آتش می‌زند جلو چشم این قوم. واقعا بعضا این آیات، رفقا، بخوانید، اشک آدم جاری می‌شود. چقدر این پیغمبر خدا مظلوم است. توقع نداشته باشید جامعه اسلامی امروز یهود با شما بهتر از این برخورد کند. موسی ناراحت است. خاکستر این گوساله را جلو چشم اینها به باد می‌دهد، می‌سوزاند که به آن‌ها بگوید، به تعبیر سوره طه: « الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ».« لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى » موسی می‌خواهد ثابت کند که خدا زنده است. « اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى ». این جملات حضرت موسی تیتروار در آیات مختلف آمده است.

« هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ». خدا خودش برای موسی روضه می‌خواند. شما مردم داستان موسی را شنیدید. خون دل خوردن این موسی را شنیدید. چقدر موسی از گهواره تا گور و نیل خون دل خورد تا این مردم را با مای خدا آشنا کند. یک شیطانی به نام سامری مسیر را تغییر می‌دهد. موسی گوساله را از بین می‌برد. « أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ ». مردم، خدای شما آن خدایی‌ست که ما را از نیل نجات داد. حرفم تمام.

رفقا، باید بیشتر فکر کنیم. روایت هفته قبل عرض کردم: یا انسان خودش باید اهل فکر و تفکر باشد، یا از اهل فکر و اندیشه و اولیا خدا بشنود. مراقب باشد انسان در زندگی‌اش. حواسمان باشد مشرک نشویم. آرام آرام بود. حرکت اصلی برای خدا باشد. همه این داستان خلقت و انبیا و پیغمبران و قرآن و رفقای اربعینی، رفقای اهل روضه، موکب داران، انقلابیون، نظامیان، سیاسیون، همه اینها به یک جمله باید برسد که «الله اکبر» و لاغیر « اصل، اصل توحید است». انقلابی به خدا نرسد چه فایده دارد؟ امامی که نتواند امتش را به خدا برساند، نمره بالایی ندارد. هدف اهل بیت و ائمه همین است. انبیا آمدند تا انسان‌ها را از دست این الله‌های قلابی نجات بدهند.

عجیبه! شیطان توانسته خدای قلابی بسازد، گوساله‌ای به جای خدا. شیطان توانسته پیغمبر قلابی بسازد، امام قلابی بسازد. امام نادانی که وضو و تیممی نمی‌توانسته بگیرد، امتی را روانه جهنم در عالم کرده. پس خیلی باید زیبا و با عقیده بگویی: «علی صلوات الله السلامه ولی الله». خیلی باید قدر آن قدم به قدمی که تو را به حرم حسین، به اربعین سید و سالار شهیدان، به روضه ابی عبدالله ان بدانیم تا دنیا را از دست این سامری‌ها و گوساله‌ها نجات بدهیم.

گاهی گوساله پول است، گاهی مقام است. با طرف صحبت می‌کنی، می‌گویی: «آقا این قصه این است، خودت هم می‌دانی این‌ها برای خدا نیستند، «ادْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِّکَ» نیستند، به سبیل خودشان مردم را می‌کشانند.» می‌گوید: «آقا چون هم‌جناح ما بودیم، دست برنمی‌دارند. چه بکنیم؟ چون مثلا پولی، مقامی، سمتی من از این‌ها گرفتم، من تعصب دارم، رها نمی‌کنم.» ولی انبیا آمدند که با این مبارزه کنند. اصلا انسان را کنار بگذارند. این «ایسم»‌هایی که به تعبیر اومانیسم مطرح می‌شود، یعنی همین دیگر. یعنی انسان‌گرایی. من و لذت، من و خانواده‌ام، من و عیش و نوشم. غزه به من چه؟

عکسی امروز آمده بود قبل خطبه‌ها در همین فضای مجازی دیدم. دختر غزه‌ای از بالای دستش قطع شده ایستاده، ناراحت، یک گوشه‌ای تو این خاک‌ها. آیا دل کسی رحم نمی‌آید؟ فقط برای پای تاول زده باید گریه کرد؟ نه! رقیه کد بچه امروز میناب را به تو والله داد زینب، زینب!

مصیبت هفته پیش رو هفته یک روزش متعلق است به شهدای عزیز مدافع حرم. عجیب بودند این شهدا. شهدای مدافع حرم نه مثل جنگ تحمیلی اول، نه دوم، نه سوم. شهدای مدافع حرم- همه شهدا زیبا. آنها یک نور عجیبی به نظرم دارند چون مظلوم بودند. خدا می‌داند همسر و مادر شهدایی بودند سر قبر شهیدشان در این کشور نمی‌توانستند بروند. مسخره‌شان می‌کردند. می‌گفتند: «فلانی برای فلانی رفته جنگ کرده.» ما می‌گفتیم: «شما دلتان خوش است که سر زینب بالای نیزه نرفته. آن هم خدای ناکرده یک بار دیگر در سوریه ببینید.» آیا روضه‌های زینب را فراموش کردید؟ آیا گریه‌های بچه‌های ابی عبدالله در شامات فراموش کردید؟ آیا وقتی زینب از خرابه چادر را انداخت رویش، بلند شد، نگاهی به زنان شامی کرد: «ما می‌رویم مهمان بر شما بودیم ولی دختری به یادگار» فدای تو زینب، فدای تو رقیه.

هوای امروز دل سردار سلیمانی‌ها برای تربیت شده‌شان هم داشتی. دختری را در میان شام. ولی زینب تو اینجا برای ما شامیان هدیه آوردی. فردا اربعین کنار قبر حسین اگر از رقیه سلام الله سوالی کردند، چه جوابی به حسین؟ السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.(دعا و سوره)

خطبه دوم

همه شما عزیزانم، بزرگان این مجلس و نماز نورانی را به رعایت تقوای الهی دعوت می‌کنم. بیایید برای هم دعا کنیم که إن‌شاءالله خداوند در این فراز و نشیب دنیا به همه ما مردان و زنان، بندگان خودش، توفیق توشه‌برداری صحیح و پربَرکت را از این دنیا بدهد. غفران و رحمت الهی، روزیِ پدر و مادر همه گذشتگان شما، شهدای شما، امام شهید، امام راحل و همه عزیزانی که پای لانچر در این مسیرهای نظامی و عبادی و در جهاد به شهادت رسیدند. سلام و درود به همه إن‌شاءالله تقدیم می‌شود با صلوات بر محمد و آل محمد.

انسان موحّد، انسان متّقی حال و هوای خوشی دارد. چند روز در عالم دنیا در حال و هوای خدا قدم برداشتن. خداوند ادعایی دارد. خداوند یک ادعایی دارد، می‌فرماید: «معامله کردن با خدا ضرر نیست.» اتفاقاً «ألا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ با یاد خدا دل‌ها آرام می‌شود. خوش به سعادت شما اهل تقوا.

اتفاقاتى که امروز دارد در دنیا و عالم می‌افتد، اتفاقات بسیار سریعی است که الحمدلله و المنّه به برکت میدان و شب‌ها و منبر و عزیزان و اساتید مبلّغ و روشنگران بصیرت که الحمدلله افتخار میزبانی همه عزیزان داریم، روشن شده است. خیلی وقت شما عزیزان را نمی‌گیرم.

اتفاقی که در این هفته گذشته افتاد، دو حرکت بسیار مرموزانه بود: یکی حرکت عربستان سعودی، آل‌وَهّاب و آل‌سعود خبیث، و یکی اوکراین که در یک جلسه مشترک با هم برنامه‌ای در دریای خزر(اوکراین) برای کشتی ایرانی به وجود آوردند. و از این طرف این عربستان پلید، اتفاقی در عراق و زدن یک پایگاه حَشْد شَعْبی که حدود بیست و پنج، سی فرزند نورانی شیعه به شهادت رسیدند. همه اینها، سیاسیون بزرگوار، مردم عزیز، برای این است که حواس ایران را سر آن نعمت الهی یعنی تنگه هرمز، حواس ما را پرت کنند. می‌خواستند جریان و جنگ را و میدان را تغییر بدهند.

امروز که الحمدلله و المنّه با اوا بصیرت شما، میدانداری شما، رزمندگی قهرمانانه. انصافاً بچه‌های نظامی ما. گاهی غافل می‌شویم. با عزیزی صحبت می‌کردم در رده بالایی بود، می‌گفت: «حاج‌آقا خدا می‌داند نمی‌توانیم نیروی دریایی را گاهی معرفی کنیم. بعضاً بعضی‌ها فکر می‌کنند نیروی دریایی ایران چند ناو است که مثلاً آمریکا بتواند این ناو و این زیردریایی را بزند. والله بعد از این جنگ مشخص خواهد شد نیروی دریایی ایران به این ناو و به این به اصطلاح زیردریایی نیست. آن قدرتی که رحمت خدا بر مرشد و آقای شهید این انقلاب، آن برنامه‌ای که برای ساحل و دریای ایران ریخت. درود خدا بر سید علی، امام خامنه‌ای عزیز.»

جناب رئیس‌جمهور ما زیبا گفتند: «آمریکا نه برای مذاکره آمده بود، نه برای صلح آمده بود. کسی با ده‌ها و صدها هواپیما برای آشتی‌کنان نمی‌آید.» آری آقای پزشکیان، اینجا را زیبا گفتی، اما مقدّمات صغری و کبری را درست بچینیم تا روزی دنیا به من و شما مسئول هم افتخار کند.

امروز آمریکا، انصافاً این ملعون نجس، عرصه را بر خود تنگ می‌بیند. عمان را می‌فرستد، قطر را می‌فرستد. یک حرکت بی‌منطق انجام می‌دهد. بچه‌ها واقعاً در این چند هفته، شاید کمتر خبرها می‌رسد، وارد حملات هجومی شده‌اند. فرزندان نظامی ما گرهی در کار آمریکا و اسرائیل افتاده است و اینجاست که دارد حواس ما را از تنگه، حواس ما را از دفاع، حواس ما را از مقاومت و مهم‌تر از آن، رفقا، حواس ما را از وحدت که امام مجتبی عزیز ما فرمودند، دارد پرت می‌کند. مراقب باشیم این شیطنت‌های بعضی از این کشورها علتی جز اختلاف‌افکنی ندارد.

البته رفقا خیلی ساده و شفاف بگویم: رژیم صهیونیستی می‌خواهد این جنگ ادامه پیدا کند. نه هیچ ایرانی، نه هیچ فرماندهی و نه آقای عزیز ما دوستدار جنگ نیست. دوستدار جنگیدن و از بین رفتن امتش نیست. هیچ انقلابی، هیچ اسلامی این را نمی‌پذیرد. ولی اگر جنگ شد و اگر ظلم شد، باید دفاع طوری باشد که بازدارندگی داشته باشد. باید چنان دست عزیز ما سید مجید روی ماشه برود که اسرائیل و یهود و آمریکا به غلط کنند بیفتد. إن‌شاءالله.(تکبیر)

با توصیه‌های مقام معظم رهبری، امام مجتبی عزیز فرمودند: «وحدت و وفاق در کشور مبتنی بر منافع دینی و ملی باشد.» باز دیپلماسی ما دقت کند منافع دینی و ملی ما. هنوز هق‌هق مادر شهدا در خانه‌ها می‌آید. هنوز ماشینی از شهر طریق‌الحسین شبانکاره پریروز برمی‌گردد تا سه بچه یتیم از کربلا در این اتوبوس هستند و در این مصلی غذایی می‌خورند و دیگر انتظار ندارد بابای با ماشینی در اول خورموج و کاکی و آبدان و کنگان و جم به استقبال این بچه بیاید. خدا می‌داند بچه یازده، دوازده ساله شهیدی گفت: «حاج‌آقا یادم می‌آید پارسال با مادر رفتیم، پدرم پای اتوبوس برای ما گل آورد و الان ما شالی را برای قبر پدرآوردیم.» خیلی وظیفه سنگین است. مردم میدان را حفظ کنید.

به خدا نمی‌دانم، من دیگر علمم، عقلم نمی‌رسد ولی تحلیل من این است: همان حرف امام شهید. خداوند این امت را مبعوث کرده، بعثت وظیفه سنگینی است. ما باید هم وحدت و وفاق داخل کشور را، هم با جرئت إن‌شاءالله دشمن را بیرون برانیم تا نام علی بر سر این مؤذنه‌ها کم‌رنگ نشود. اگر بوی اختلافات در کشور بیشتر شود، مطمئن باشید دشمن بیشتر طمع می‌کند، دشمن بیشتر جنگ‌طلب می‌شود. ولی ما إن‌شاءالله دشمن را شکست می‌دهیم و البته آن را ناامید خواهیم کرد.

حرف آخرَم: دولت مسئله معیشت را جدّاً جدّی بگیرد. هر عزیزی در هر جایی که می‌تواند، به قول امام عزیز و شهید ما، اقتصاد مقاومتی، بهره‌برداری از بنگاه‌های کوچک صنعتی که هفته آینده هم یک روز به همین نام نامیده شده. چرا شبانکاره؟ چرا این شهرها هستند؟ ما که همه مسلمان و متحدیم. چرا یک شهرک صنعتی نباشد؟ چرا محصولات پتروشیمی هزار کیلومتر دیگر، دو هزار کیلومتر در پاکستان نتیجه بدهد، در افغانستان صرف ماشین بشود، در آلمان مواد پتروشیمی جم به افتخار یک مهندس آلمانی بهترین مواد برای ساخت اتاقک داخل بنز آلمانی بشود، ولی ما نتوانیم یک سبد گوجه از این بسازیم؟ این جای سؤال است. اینجا جای صنعت، ، شهرک صنعتی است.

من از نماینده محترم مجلس، از عزیزان بزرگوار دولت می‌خواهم و مسئولین عزیز این را به جد پیگیری کنند. مثل نفت بدگو برای ما نشود، روزی ما را مسخره کنند که از این نعمت‌ها استفاده نکردیم.

برنامه نظامی کشور الحمدلله زیبا مدیریت می‌شود، طوری که دشمن این روزها می‌گوید: «این کار چین و روسیه شاید در کنار ایران باشد.» نه آقا، الحمدلله به دعا و نماز این پدر و مادرها، فرزندان سید علی این کشور را می‌سازند.

تشکر می‌کنم از همه مواکبی که آبروداری در این شهر کردند. متولیان مراسماتی که رسم زیبای این شهر، دهه آخر صفر روضه می‌گیرند، زحمت می‌کشند. مساجد، حسینیه‌ها، حتی خانه‌ها. من رصدی کردم و گاهی توفیق دارم جاهایی شرکت می‌کنم، مالامال از جمعیت روضه. خدا قوت محضر اساتید خودم. انصافاً روحانیت بزرگ و بزرگواری که از شهر قم، از اطراف، از بخش و روستاهای همین جا مشغول تبلیغ و منبر هستند. خدا به همه شما خیر بدهد. هنر شما مؤمنانه بوده. در این گرمای پنجاه درجه بر دیده ما لطفی کردید و قدمی گذاشتید.

تبریک عرض می‌کنم هفده مرداد خدمت خبرنگاران عزیز این بخش که دوستان رسانه الحمدلله زیاد هستند و چشمان این شهر هستند. در رفع مشکلات کنار ما.

یکشنبه روز شهدای مدافع حرم. خدا رحمت کند همه شهدا و عزت به خانواده‌ها.

و مراسمات آخر ماه صفر: رحلت پیامبر، شهادت امام مجتبی و امام رضای عزیز که روز امام رضا پیاده‌روی زیبایی إن‌شاءالله داریم. خواهش می‌کنم مجلس، راهپیمایی و امام رضا متعلق به همه شما عزیزان است. هر عزیزی می‌تواند خدمتگزاری إن‌شاءالله بکند. و پیاده‌روی جاماندگان اربعین قشنگ برگزار شد.دعاگوی همه شما هستم. اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج.(دعا و سوره)

حسین هوشمند
امام جمعه شهر: شبانکاره
استان : بوشهر
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
شبانکاره بلوار بسیج پشت اداره آب کوچه هدایت دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
07734854145
شماره نمابر:
07734854070
نشانی پایگاه اینترنتی:
سامانه پیام کوتاه:
09921957747
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال سروش:
نشانی کانال ایتا :
نشانی کانال روبیکا :
نشانی کانال آپارات :