ImamatKarbarView
خطبه اول نماز عبادی ـ سیاسی جمعه ۱۶ مردادماه ۱۴۰۵
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
الحمدلله الّذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله.
السَّلامُ عَلَیْکَ یا سَیِّدَنا و نَبِیَّنا أَبَاالْقاسِمِ مُحَمَّد، اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و علی أهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
آمین یا رب العالمین. وَصَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّه. لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
اُوصیکم عبادالله و نفسی بتقویالله.
ابتدا خودم و بعد شما نمازگزاران مؤمن و مؤمنات را دعوت به تقوای الهی میکنم.
عرض تسلیت داشته باشم به مناسبت ایام اسارت آلالله و همچنین رحلت نبی مکرم اسلام، شهادت قرةالعین النبی، آقا امام مجتبی علیهالسلام، و همچنین شهادت ثامنالحجج، علی بن موسیالرضا علیهالصلاةوالسلام.
ابتدا به پیشگاه منجی عالم، حضرت بقیةالله الاعظم، امام زمان عجلالله تعالی فرجهالشریف، و همچنین محضر شما برادران و خواهران نمازگزار تسلیت عرض میکنم.
در خطبه اول میخواهم یکی از روشها و سیرههای نبی مکرم اسلام را محضر شما عزیزان عرض کنم.
برگزیدن الگوی شایسته، یک نیاز بشری است.
همه انسانها به دنبال الگوی شایسته هستند. بر همین مبنا، خداوند منّان پیامبران را به عنوان الگو قرار داده است و برترین الگوها، وجود نازنین نبی مکرم اسلام است؛ آنجا که خدای منان در قرآن کریم میفرماید:
لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
سیره پیامبر، روش پیامبر، روش تربیتی پیامبر، روش آموزشی پیامبر، روش حکومتی پیامبر و روش اجتماعی پیامبر، برای همه ما الگوست.
در این فرصت میخواهم چند تا از روشهای تربیتی و آموزشی پیامبر اکرم را محضر شما عزیزان عرض کنم.
امروزه هم طبیعتاً همینگونه است. در بحث آموزش، آنچه مهم است، طبیعتاً روش است. هر کار هدفمند، نیازمند یک روش است. در روانشناسی آموزشی نیز همین مطلب مطرح است و به آموزگاران تعلیم میدهند که باید چند نکته را در بحث آموزشی مورد توجه قرار بدهند؛ از جمله اینکه متناسب با سطح فکر مخاطبین خودشان سخن بگویند.
همین قضیه را قرنها پیش پیامبر بزرگ اسلام به کار میبردند.
میخواهم در این جلسه به چند تا از روشهای آموزشی پیامبر اشاره کنم که کاربردی هم هست و برای امروز ما، هم برای خانوادهها و هم برای جامعه، مورد استفاده قرار میگیرد.
پیامبر بزرگ اسلام با چه روشی جامعه دینی را تربیت میکرد؟ سبک پیامبر در مسئله آموزش چگونه بود؟
به عنوان نمونه، چند تا از روشهای آموزشی پیامبر اکرم را محضر شما عرض میکنم.
۱. طرح سؤال
یکی از روشهای آموزشی پیامبر بزرگ اسلام، طرح سؤال بود.
پیامبر اکرم مطلب را با سؤال مطرح میکرد. علتش این بود که مخاطب را کنجکاو کند و مخاطب آماده پذیرش باشد.
ببینید، اگر یک معلم هم در سر کلاس، آموزگار در سر کلاس، مطلبش را ابتدا با سؤال مطرح بکند، دانشآموزان و مخاطبین کنجکاو میشوند که این سؤال چیست و جواب این سؤال چیست.
پیامبر هم یکی از روشهای آموزشیاش این بود که مسئله را با سؤال مطرح میکرد تا در ذهن مخاطب بماند و مخاطب هم کنجکاو بشود که جواب این سؤال چیست.
به عنوان نمونه، یکی دو مثال را خدمت شما عرض میکنم.
در جمعی نشسته بودند. پیامبر بزرگ اسلام برای اینکه مخاطب را کنجکاو کند و مطلب در ذهن مخاطب بنشیند، پیامبر با سؤال مطرح میکرد.
از جمله در جمعی، پیامبر بزرگ اسلام این سؤال را مطرح کرد:
مُفْلِس کیست؟
خب، پیامبر این را به عنوان سؤال مطرح کرده بود. مخاطبین، هر کدام شاید یک جوابی برای سؤال پیامبر اکرم در ذهن داشتند و ارائه دادند.
مفلس کیست؟
بعضیها جواب دادند: کسی که درهم و دینار ندارد؛ مالی ندارد، پولی ندارد؛ اینها میشوند آدم مفلس.
یکی گفت: کسی که در تجارت خودش مواجه با شکست شده و چیزی برایش باقی نمانده، این را میگویند مفلس.
ببینید، وقتی مخاطب کنجکاو شد، آماده پذیرش سخنان نبی مکرم اسلام شد.
پیامبر فرمود:
مفلس در امت من کسی است که در روز جزا در نامه اعمال خودش نماز دارد، روزه دارد، زکات دارد؛ اما چون ناسزا گفته، چون حق کسی را ضایع کرده، چون کسی را آزار کرده، غیبت کرده، تهمت به جا آورده، از حسنات خودش، از نماز و روزه و زکات خودش هیچ بهرهای نمیبرد.
پیامبر با طرح این سؤال میخواست مخاطب را کنجکاو کند و بعد مطلب خودش را نبی مکرم اسلام بیان کند.
یا در جای دیگر، نبی مکرم اسلام این سؤال را مطرح کرده بود:
آیا شما را آگاه نکنم؟ شما را به سلاحی خبر بدهم که دشمنان را براندازد و روزی شما را افزایش دهد؟
خب، همه گفتند: بله یا رسولالله.
پیامبر با سؤال مطرح کرد تا مخاطبین هم توجه کنند و هم کنجکاو شوند.
بعد پیامبر اکرم فرمود:
«تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ»
شب و روز خدایتان را بخوانید؛ چرا که صلاح مؤمن، دعاست.
پس یکی از روشهای آموزشی پیامبر بزرگ اسلام، طرح سؤال بود.
۲. برانگیختن حس کنجکاوی
یکی دیگر از روشهای نبی مکرم اسلام، برانگیختن حس کنجکاوی بود.
پیامبر بزرگ اسلام جهت تعلیم و تربیت از این روش فراوان استفاده میکرد تا حاضران را کنجکاو کند و تلاش فکری بیشتری داشته باشند.
در یک جمعی، پیامبر بزرگ اسلام فرمود:
«برادر خود را یاری کنید؛ چه ظالم باشد و چه مظلوم.»
بعضی وقتها پیامبر یک جمله را مبهم بیان میکرد؛ نصفش را میگفت و نصف دیگرش را نمیگفت تا مخاطب کنجکاو بشود و ببیند این فرمایش پیامبر چیست.
لذا در جمعی فرمود:
برادرتان را یاری کنید؛ چه مظلوم باشد و چه ظالم.
خب، این سؤال مطرح میشد که مراد نبی مکرم اسلام چیست؟
شخصی عرض کرد:
یا رسولالله! درست است، مظلوم را یاری کردن درست است. ما هم مظلوم را یاری میکنیم؛ اما ظالم را چگونه میشود یاری کرد؟
پیامبر با این سؤال میخواست مخاطبین را به فکر فرو ببرد، کنجکاو بشوند و بعد فرمود:
بله، مظلوم را یاری کنید؛ همه میدانید چگونه میشود مظلوم را یاری کرد، اما سؤال این بود که پیامبر فرمود ظالم را هم یاری کنید.
برادر مظلوم و ظالم را یاری کنید.
پیامبر فرمود: مراد از اینکه ظالم را یاری کنید، یعنی او را از ستم باز دارید.
کاری انجام بدهید، عملی انجام بدهید که آن برادر مؤمن و آن مسلمان، دیگر ستم نکند.
مبهم بیان میکرد تا مخاطب کنجکاو بشود.
۳. تکرار
یکی دیگر از شیوههای تربیتی پیامبر اکرم، تکرار بود.
پیامبر تکرار میکرد. گاهی تکرار به خاطر اهمیت مطلب است؛ چون مطلب خیلی مهم است، پیامبر آن را تکرار میکرد تا در جان مخاطب بنشیند.
بارها بیان میکرد.
به عنوان مثال، شخصی آمد خدمت نبی مکرم اسلام و عرض کرد:
آقاجان! بهترین عمل چیست؟ بهترین عمل چیست که آن عمل را ما انجام بدهیم؟
پیامبر اکرم فرمود:
نماز. بعد سائل دوباره سؤال کرد:
یا رسولالله، بعد از این چی؟
پیامبر اکرم فرمود:
نماز. باز سؤال کرد:
بعد از این چه انجام بدهیم؟
باز هم پیامبر اکرم فرمود:
نماز. بعضی وقتها تکرار به خاطر اهمیت مطلب است.
میخواهد بگوید این مطلب خیلی مهم است، این مطلب خیلی اساسی است.
در بعضی از جاها میفرمود:
عَلَیْکُمْ بِالصَّلَاةِ، عَلَیْکُمْ بِالصَّلَاة»
تکرار میکرد و بعد میفرمود:
«فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ»
نماز ستون دین شماست.
پس بعضی وقتها یکی از روشهای آموزشی پیامبر بزرگ اسلام، تکرار بود. مطلب را تکرار میکرد؛ یک جهتش به خاطر اهمیت موضوع بود.
از بعضی جهات شاید این باشد که همه مخاطبین در یک سطح نیستند؛ از نظر هوش، از نظر گیرایی مطالب و از نظر میزان دریافت و فهم.
لذا پیامبر گاهی مطلب را تکرار میکرد تا همه بهره ببرند و همه استفاده کنند.
پس یکی از روشهای مهم در تکرار نبی مکرم اسلام در روش آموزشی، به خاطر اهمیت مطلب بود؛ چون مطلب مهم بود، پیامبر بزرگ اسلام آن را تکرار میکرد.
۴. شکار فرصتها
یکی دیگر از شیوههای نبی مکرم اسلام و شیوه آموزشی پیامبر بزرگ اسلام، شکار فرصتها بود.
پیامبر از فرصتها زیبا استفاده میکرد برای تربیت امت خودش.
شاید یک چیز بسیار ساده بود، اما پیامبر اکرم از همان چیز ساده برای تربیت امت خودش بهره میبرد و استفاده میکرد.
لذا میگویند یک روزی پیامبر داشت میآمد، دید یک گروهی دوروبر یک نفر جمع هستند و دارند او را نظاره میکنند و تماشا میکنند.
پیامبر نزدیکتر رفت و دید مثلاً آن شخص دارد سنگی را بلند میکند و زورآزمایی میکند.
خب، پیامبر از این فرصت میخواست بهره ببرد و یک نکته تربیتی را بیان کند.
در خانواده هم همین است. گاهی فرصتهایی پیش میآید؛ از آن بزنگاه، از آن فرصتها باید انسان بهره ببرد و یک نکته تربیتی را به خانواده بگوید.
در همه جا این مسئله کاربرد دارد.
بعد پیامبر اکرم فرمود:
میخواهید به شما بگویم نیرومندترین آدمها چه کسانی هستند؟
پیامبر از این فرصتی که جمعی جمع شده بودند و ناظر کسی بودند که داشت سنگی را بلند میکرد، استفاده کرد و گفت:
میخواهید به شما بگویم نیرومندترین آدمها چه کسانی هستند؟
طبیعتاً اصحاب پیامبر و اطرافیان پیامبر منتظر شنیدن کلمات ناب پیامبر بودند تا در جانشان اثر بکند و بتوانند آن تربیت و رشد واقعی را داشته باشند.
گفتند:
بله، یا رسولالله، دوست داریم شما بفرمایید نیرومندترین مرد کیست؟
پیامبر فرمود:
نیرومندترین انسان کسی است که وقتی او را دشنام دادند، شکیبا باشد؛ وقتی به او فحش دادند و اهانتش کردند، صبر و شکیبایی داشته باشد و بر نفس خودش مسلط باشد.
کسی که بر نفس خودش غالب باشد، چنین شخصی نیرومندترین آدم است.
امثال این مطالب فراوان داریم و همچنین شاید روشهای آموزشی پیامبر بیش از ده روش باشد.
این سه، چهار روش را در خطبه اول به صورت خلاصه عرض کردیم و بیش از این مصدع اوقات شما عزیزان نمیشوم.
چند دعا میکنم.
خداوند انشاءالله عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرماید.
انشاءالله پروردگار، اسلام و مسلمین را نصرت و عزت مرحمت بفرماید.
پروردگارا، رهبر عزیزمان را در پناه خودت محافظت بفرما.
شر دشمنان را به خودشان برگردان.
خطبه دوم نماز عبادی ـ سیاسی جمعه ۱۶ مردادماه ۱۴۰۵
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ، خَالِقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِینَ.
الصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى بَشِیرِ النَّذِیرِ وَسِرَاجِ الْمُنِیرِ، أَبِی الْقَاسِمِ مُصْطَفَى مُحَمَّد.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
وَصَلِّ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، وَصَلِّ عَلَى الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ، سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ.
وَصَلِّ عَلَى الْإِمَامَیْنِ الْهُدَى، الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ.
وَصَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ: عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ، وَعَلِیِّ بْنِ مُوسَى، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ، وَعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ، وَالْخَلَفِ الْمُنْتَظَرِ، الْقَائِمِ، عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِیفَ.
أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَنَفْسِی.
خودم و شما عزیزان را در خطبه دوم نیز دعوت به تقوای الهی میکنم.
اربعین؛ جلوه اقتدار و ماندگاری مکتب عاشورا
خب، اربعینی که گذشت، ابتدا تسلیت عرض میکنم.
اربعینی که گذشت، اربعین حضرت آقا اباعبدالله الحسین علیهالسلام؛ اربعینی که نشانه اقتدار شیعه بود و هست.
اربعینی که حقیقتاً غایت و نتیجه کربلاست؛ اربعین حضرت آقا اباعبدالله علیهالسلام.
شما ببینید دشمن با خیال ناپخته و خام خودش تصورش این بود که با شهادت حضرت اباعبدالله علیهالسلام، امام حسین علیهالسلام تمام میشود؛ اما با شهادت امام حسین علیهالسلام، امام حسین باقی ماند و باقی خواهد ماند.
«إِنَّ لِلْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَدًا.»
امام حسین فراموشناشدنی است.
اما اربعین امام حسین، طبل رسوایی را برای دشمنان ما رقم زد؛ آلامیه را برای همیشه تاریخ رسوا کرد.
در زمان ما هم اینچنین بود.
دشمن با تصور غلط خودش که با شهادت امام شهیدمان، قاعده اعظممان، باورش این بود که با شهادت فرمانده کل قوا همه چیز تمام میشود.
مگر کربلا با شهادت اباعبدالله تمام شد؟
کربلا با شهادت اباعبدالله شروع شد.
با شهادت اباعبدالله، آلامیه برای همیشه تاریخ نابود شدند.
انشاءالله با شهادت امام شهیدمان هم نابودی اسرائیل و آمریکا، انشاءالله رقم خواهد خورد.
غربت امام مجتبی علیهالسلام و درس اطاعت از امام
اما بیستوهشتم صفر مصادف است با شهادت عینِ نبی، حضرت آقا امام مجتبی علیهالسلام.
امامی که حقیقتاً امام غریبی است.
الان امامی که زائر ندارد؛ امام مجتبی امام غریبی است.
هم زمان حیاتش غریب بود؛ حتی در بین دوستان، حتی در بین شیعیان.
در بین شیعیان، آنچه که اتفاق افتاد طبیعتاً این بود که مردم آن عصر به مطالبات امام مجتبی علیهالسلام پاسخ مثبت ندادند.
اگر مردم آن عصر به مطالبات امام مجتبی پاسخ مثبت میدادند، آن اتفاقی که نباید میافتاد، نمیافتاد.
شما ببینید همین قضیه نسبت به آقامون امیرالمؤمنین علی علیهالسلام.
عدم فرمانبری امت آن زمان از مولایمان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام موجب آن شد که ۲۵ سال جهان اسلام از وجودی چون آقا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام محروم بماند و نتوانند از وجود امیرالمؤمنین استفاده کنند.
باید احکام دینشان را از دیگران ـ که اسمشان را هم نمیبرم ـ میگرفتند؛ باید احکام نورانی دین را از غیر امیرالمؤمنین علی علیهالسلام دریافت میکردند.
چرا در عهد امام مجتبی، در عهد آقامون حضرت اباعبدالله علیهالسلام، مسلمانان به سراغ غیر امام مجتبی و غیر اباعبدالله رفتند؟
جهتش این بود که امت آن زمان، مردمان آن زمان، به مطالبات ائمه ما جواب مثبت ندادند.
به مطالبات امام مجتبی علیهالصلاةوالسلام جواب مثبت ندادند.
همین قضیه موجب شد آن صلح با آن شرایط خاص برای وجود مقدس آقامون امام مجتبی علیهالصلاةوالسلام پیش بیاید.
شما ببینید وقتی امام صلح را میپذیرد، عجیب است؛ جداً نسبت به مسلمانان آن زمان خیلی تفاوت وجود دارد.
امت مبعوثشدهمان با امت زمان امام مجتبی، زمان امیرالمؤمنین و زمان آقامون امام حسین علیهالصلاةوالسلام، فاصله خیلی زیادی دارد.
وقتی امام مجتبی با آن شرایطی که بیان کردم، صلح را پذیرفت، معاویه ـ لعنةاللهعلیه ـ صلحنامه را میگیرد، بالای منبر میرود، معذرت میخواهم، عربده میکشد و فریاد میزند:
من به هیچیک از این بندهایی که امام مجتبی علیهالسلام بیان کرده، پایبند نیستم!
صلحنامه را پاره میکند.
یک مسلمان آنجا اعتراض نکرد؛ دم نزد، سخن نگفت، کاری نکرد، عملی انجام نداد.
آمریکا؛ تکرار تفکر آلامیه
امروز هم بلاشک، برادران عزیز، سروران عزیز، همان تفکر آلامیه در وجود سگ زرد آمریکایی وجود دارد.
پایبند به هیچ چیزی آمریکا نیست؛ پایبند به هیچیک از مسائل نیست.
اما با یک تفاوت.
تفاوتش این است که امروز، الحمدلله، الحمدلله، ایران متحد و قوی است.
امت مبعوثشده و نیروهای جانبرکف، هرگز اجازه نمیدهند تاریخ دوباره تکرار بشود.
این را طبیعتاً همه ما میدانیم.
شاید قبل از این هم در بحث تفاهمنامه، در بحث مذاکره، همین مسئله مطرح بود که مسئله «برد ـ برد» طبیعتاً مطرح میشد.
همهتان میدانید، همهمان میدانیم که آمریکا در مذاکره به برد ـ برد اعتقاد ندارد.
قطعاً آمریکا اعتقاد ندارد.
اگر میبینید پای میز مذاکره میآید، آمریکا به خاطر این است که در میدان به هدف خودش نرسیده است.
در میدان، هدف آمریکا این بود که ایران را تجزیه کند.
در میدان، هدفش این بود که نظام را تغییر بدهد؛ نظام امامزمانی را تغییر بدهد.
وقتی دشمن به هدف خودش نرسیده و در میدان شکست خورده، با اینکه آمریکا مدعی ابرقدرتی است، این خودش نکته مهمی است.
برادران عزیز!
حضرت آیتالله علامه جوادی آملی، حفظهالله تعالی علیه، جملهای دارند. فرمودند:
معجزه این نیست که تنها سنگ به سخن دربیاید؛ معجزه این است که ملت بزرگ ایران در مقابل دو قدرتی که مدعی بودند، دو قدرت بزرگ و دو قدرت اتمی دنیا، ایستاده و دشمن را هم به نوعی تسلیم کرده و در میدان شکست داده است.
دشمن ما به برد ـ برد اعتقاد ندارد.
شما ببینید همین این روزها، ترامپ و نتانیاهو ادعای وجود اختلاف در ایران میکنند.
میگویند با هم مشکل دارند.
به خاطر این است که میخواهند مقاومت ملت ما و انسجام و وحدت ملی ملت ما را تضعیف کنند.
انشاءالله این را هم به لطف پروردگار به گور خواهند برد.
شهادت امام رضا علیهالسلام
آخر صفر هم مصادف است با شهادت ثامنالحجج، علی بن موسیالرضا علیهالصلاةوالسلام.
پیشاپیش شهادت امام رضاجانمان را هم به شما تسلیت میگویم.
اما میخواهم یک جمله از امام رضا علیهالسلام عرض کنم و این جمع را دعوت کنم.
الحمدلله رب العالمین، آن ویژگیای که حضرت امام رضا علیهالسلام میفرمایند، انشاءالله در وجود تکتک شما نمازگزاران، برادران و خواهران هست.
امام رضا علیهالسلام میفرمایند:
«الإِیمَانُ أَرْبَعَةُ أَرْکَانٍ»
ایمان چهار رکن دارد:
یک رکنش «التَّوَکُّلُ عَلَى اللَّهِ» است؛ توکل بر خداست که الحمدلله مؤمنین و مؤمنات ما توکل بر خدا دارند.
وَالرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ؛ رضایت به قضای الهی، که این هم در وجود تکتک شما وجود دارد.
وَالتَّسْلِیمُ لِأَمْرِ اللَّهِ؛ تسلیم امر پروردگار بودن، الحمدلله.
وَالتَّفْوِیضُ إِلَى اللَّهِ؛ اینکه کارها را به پروردگارمان واگذار کنیم، الحمدلله.
این صفاتی که برای مؤمنین، امام رضا علیهالسلام میفرمایند، الحمدلله در وجود تکتک شما عزیزان هست.
یاد و خاطره خادمالرضا و خادم زائران اباعبدالله
در خاتمه هم من یک جملهای را عرض کنم.
خبر درگذشت خادمالرضا، که هم خادمالرضا بود، هم زائر کربلای اباعبدالله بود و هم خادم زائران امام حسین علیهالسلام؛ مرحوم حاج محمود بانویی، معروف به حاج گلموی بانویی.
خداوند انشاءالله این عزیز را هم رحمت کند.
خداوند به دوستان و خادمیاران ـ که امروز در جمع ما نیستند ـ صبر عنایت کند.
چند تا دعا میکنم.
از همه شما التماس دعا دارم.
پروردگارا، نظام ما را به نظام جهانی امام زمانمان متصل بفرما.
الهی آمین.
رهبرمان را در پناه امام زمان محافظت بفرما.
دشمنانمان را ذلیل و خوار بگردان.
نصرت به رزمندگانمان مرحمت بفرما.