ImamatKarbarView
اول
اوصیکم عبادالله بتقوی الله
درآستانه ولادت ولی نعمت ما خراسانی ها قرارداریم
یکی از ابواب معارف امام رضا(ع)، ادراک حقیقت نعمت و حقیقت شکر است. بعضی از اساتید و اهل معرفت، شکر را ثمره باورناب توحیدی میدانند. به این معنا که هرکس توحیدش قویتر باشد یعنی افتقار محض خود و ربوبیت الهی را روشنتر واضحتر ادراک نماید، شکرش هم بیشتر و عمیقتر است. شکرگزاری هم فقط شکر قلبی و زبانی نیست، شکر یعنی، دیدن و درک نعمت و بهکارگیری آن نعمت در مسیر تعالی و تحقق هدف خلقت خود و جامعه؛ برای تخلق بأخلاق الله.
مهمترین آیه قرآن در باب شکر،
این آیه است: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ» (ابراهیم: ۷). خدای متعال در مقابل نعمتی که به ما عنایت کرده، از ما شکر خواسته و فرموده: اگر شکر کنید، نعمتهایم را بر شما میافزایم و اگر کفران کنید، عذابم شدید است.
یکی از ابواب معرفتی امام رضا(ع)، تدبر در همین آیه است؛
اینکه سؤال اینجاست: این کدام نعمت است که خدا اینگونه بر آن تأکید و سختگیری کرده است؟ البته همهی نعمتهای خدا مهم هستند و در مقابل همه باید شکر کرد، اما این نعمت ویژه چیست که چنین سفارش شده است؟
در روایات ملاحظه میکنیم که خدای متعال دو چیز را از بنده میخواهد:
در مقابل نعمتها شکر کند تا نعمت افزوده شود (چون اگر انسان شکر نکند، باب افزودن نعمت بسته است) و در مقابل غفلتها و خطاها استغفار کند تا خداوند او را تطهیر کند. اگر در میان شکر و استغفار حرکت کنیم، خداوند جبران میکند.
ارکان شکر نعمت
شکر نعمت چند رکن دارد:
۱. توجه به نعمت: ما غرق در نعمتهای خدا هستیم و این نعمتها قابل شمارش نیست: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» (ابراهیم: ۳۴). هرچه بیشتر توجه کنیم، این پردههای «لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» کنار میرود و نعمتهای باطنیتر را درمییابیم. شرط اول شکر، توجه به نعمت است. انسانی که غافل باشد، نمیتواند شکر کند.
در تاریخ نقل شده که بهلول به هارون الرشید گفت: تو که حکومت گستردهای داری و میگویی ابر هر کجا ببارد در قلمرو من میبارد، اگر در بیابان از تشنگی در حال مرگ باشی، چقدر میدهی تا جرعهای آب به تو دهند؟ هارون گفت: نصف حکومتم را. سپس پرسید: اگر بعد از نوشیدن، باز هم نیاز به آب داشتی چه؟ گفت: نصف دیگر حکومتم را. پس ما امروز همگی به اندازهی ملک هارون، مالک آب گوارایی هستیم که مینوشیم. این نعمتهای سادهی اولیه است که به آن توجه نمیکنیم.
۲. نسبت ندادن نعمت به خود (وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ (نحل:۵۳)): وقتی انسان به نعمت توجه کرد، نباید آن را به خود نسبت دهد؛ مانند قارون که گفت: «این ثروت را با دانش خود به دست آوردهام» (إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدی (قصص: ۷۸)). اگر امکانات را در راه خدا خرج نکنیم، نابود میشوند و اگر در راه خدا خرج کنیم، ماندگار میشوند.
اگر انسان عباداتش را از خود ببیند، دچار شرک خفی میشود. مثلاً اگر کسی چهل سال نماز شب بخواند و در پایان بگوید "من شبزندهدارم"، این عبادت او را از خود عبور نداده است. اما اگر از خدا ببیند، احساس بدهکاری میکند. پس نباید امکانات را از خود بدانیم. در دعای ندبه میخوانیم: «وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلًا، وَ أَذَقْتَ أَعْدَاءَكَ هَوَاناً وَ عِقَاباً، وَ أَبَرْتَ الْعُتَاةَ وَ جَحَدَةَ الْحَقِّ، وَ قَطَعْتَ دَابِرَ الْمُتَكَبِّرِینَ، وَ اجَتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِینَ، وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ». یعنی کارها را شما انجام میدهید و ما حمد خدا را میگوییم. این حقیقت عالم است.
۳. نسبت ندادن نعمت به دیگران: نباید نعمت را به دیگران هم نسبت دهیم. نگوییم این سفره از زمین، کشاورزی، بارشهای باران، بذر مناسب، بهتعبیر بسیاری از دانشمندان غربی «طبیعت» و... است. اگر دیگران را ببینیم، در نهایت مشرک میشویم و دست نیاز به سوی آنان دراز میکنیم. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى "وَ ما یؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ" (یوسف: ۱۰۶) قَالَ هُوَ قَوْلُ الرَّجُلِ لَوْ لَا فُلَانٌ لَهَلَكْتُ وَ لَوْ لَا فُلَانٌ لَمَا أَصَبْتُ كَذَا وَ كَذَا وَ لَوْ لَا فُلَانٌ لَضَاعَ عِیالِی أَ لَا تَرَى أَنَّهُ قَدْ جَعَلَ لِلَّهِ شَرِیكاً فِی مُلْكِهِ یرْزُقُهُ وَ یدْفَعُ عَنْهُ قُلْتُ فَیقُولُ- لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ مَنَّ عَلَی بِفُلَانٍ لَهَلَكْتُ قَالَ نَعَمْ لَا بَأْسَ بِهَذَا» (تفسیر العیاشی، ج۲، ص۲۰۰).
یادمان هم باشد، برای تحقق اصل و غایت «لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید: ۲۵)، باید کنار هم باشیم و مردمدار باشیم، لذا فرمودند: «مَنْ لَمْ یشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» (عیون أخبار، ج۲، ص۲۴). یعنی نباید با نگاههای صفروصدی و مطلق، و به اسم توحید، واسطههای نعمت و مجاری الهی نعمت را نادیده انگاشت. اما این وسائط را اصیل نبینیم؛ اصالت با خدای متعال است، اوست که مسبب الاسباب است. در یکی از دعای وسعت رزق داریم: «اللَّهُمَّ یا سَبَبَ مَنْ لَا سَبَبَ لَهُ یا سَبَبَ كُلِّ ذِی سَبَبٍ یا مُسَبِّبَ الْأَسْبَابِ مِنْ غَیرِ سَبَبٍ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَغْنِنِی بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَ بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاكَ...» (المجتنى من الدعاء المجتبى (لابنطاووس)، ص۴۰).
پس انسان باید نعمت را ببیند، آن را نه از خود بداند و نه از دیگران، بلکه از خدا بداند. این قدم اول در وادی شکر است. اگر حمد زبانی هم گفت، کاملتر میشود.
شکر، زمینهساز دریافت نعمتهای بالاتر
اگر انسان اهل شکر شود، خداوند نعمتهای پنهان در گنجینهی غیب را نیز به او نشان میدهد. بسیاری از نعمتهای الهی در پرده است و با شکر کردن نعمتهای ظاهری، پردهها کنار میرود.
رکن بعدی این است که انسان بداند خداوند هر نعمتی را برای چه هدفی داده است. چشم برای دیدن آیات الهی، گوش برای شنیدن ندای خدا، مال و آبرو و ... برای استفاده در مسیر رضای الهی. همانطور که گفتیم شکر یعنی این امکانات را از خدا بگیریم و در راه او به کار ببریم.
نعمت حقیقی؛ ولایت اهلبیت(ع)
اما آن نعمت ویژه که خداوند بر شکر آن تأکید کرده چیست؟ در حدیثی از امام رضا(ع) نقل شده که حضرت فرمودند: «خداوند در دنیا هیچ نعمت حقیقی قرار نداده است» (لَیسَ فِی الدُّنْیا نَعِیمٌ حَقِیقِی (عیون أخبار، ج۲، ص۱۲۹)). شخصی برایش سؤال شد که قرآن میفرماید: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» (تکاثر: ۸). امام(ع) فرمود: منظور از نعمت در آن آیه، آب گوارا و خواب شیرین و ... نیست؛ بلکه نعمت حقیقی، «ولایت ما» است: «وَ لَكِنَّ النَّعِیمَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیتِ وَ مُوَالاتُنَا».
چرا ولایت و امامت نعمت است؟ زیرا اگر از ولیّ و امام جدا شویم، در وادی کوری قرار میگیریم. امام چراغ هدایت است. اگر به امام برسیم، با نور او عالم را میبینیم و اگر نرسیم، در تاریکی و گمراهی خواهیم بود. امام باب الله و صراط مستقیم است. اگر امام نباشد، راه بندگی و شکر بسته است. در روایات آمده که همهی علوم به امیرالمؤمنین(ع) داده شد و او باب مدینهالعلم است. راه رسیدن به معرفت الله از این باب میگذرد.
شکر واقعی، عبودیت الهی است
شکر واقعی یعنی عبادت خداوند؛ یعنی از او بگیریم و به او برگردانیم. این ممکن نیست مگر از راه ولایت امام. امام واسطهی فیض و باب توحید است. در زیارت جامعه میخوانیم: «بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ یخْتِمُ».
در حدیث سلسلة الذهب از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود: «كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِی وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی». شرط ورود به این حصن، اقامهی توحید با شرایطش است و شرط اصلی آن، پذیرش ولایت امام معصوم است (فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا: بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا (أمالی صدوق، ص۲۳۵)).
پس آن نعمتی که خداوند بر شکر آن تأکید کرده، نعمت ولایت است. اگر این نعمت را شکر کنیم (یعنی در مسیر امام حرکت کنیم)، شکر همهی نعمتها تحقق یافته است. و اگر کفران کنیم، گویا همهی نعمتها را ناسپاسی کردهایم.
وَالعَصر * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلاَّالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُواالصَّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالْحَقِّ وَتَواصَوْابِالصَّبْرِ صدق الله العلی العظیم
بسم الله الرحمن الرحيم
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه.
«نظام اسلامی معتقد است که اگر یک کشوری، یک دولتی بنای بر مخاصمهی با او ندارد، بنای بر دشمنی با او ندارد و میگوید بیایید با هم جنگ نکنیم، نظام اسلامی باید قبول کند؛ «وَ اِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَى اللَه» (انفال ۶۱)»
«جنجوا للسلم» به این معنا که دشمنِ مغرور باید از موضع تکبر پایین بیاید، دچار هزیمت و شکست شود و به عقبنشینی تن دهد و واقعا دست از دشمنی بردارد. در این صورت با توکل بر خدا بپذیرید.
اما قرآن بلافاصله یک هشدار راهبردی در آیه ۶۲ سوره انفال صادر میکند: «وَ إِنْ یُریدُوا أَنْ یَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذی أَیَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنین» یعنی فرضِ فریبکاری دشمن در زمان آتشبس یک فرض کاملاً جدی است. با این حال، خداوند به پیامبرش و جامعه اسلامی اطمینان میدهد که اگر در چارچوب فرامین الهی حرکت کنند، خدا برای دفع کید و فریب دشمن کافی است (حَسْبُكَ اللَّهُ).
نکته بسیار مهم اینجاست که خداوند این کفایت و یاری خود را از طریق دو مجرا محقق میسازد: «نصرت الهی» و «حضور مؤمنین».
مؤمنینی که الفت و اتحاد بسیار زیادی دارند. «وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ (انفال۶۳) دیگر دستور در این شرایط «حفظ آرایش جنگی و آمادگی برای جنگ» است:
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنینَ عَلَى الْقِتالِ»(انفال ۶۵) پذیرش آتشبس به معنای پایان یافتن تقابل نیست، بلکه فضای صلح باید کاملاً با حفظ «آرایش جنگی» عجین باشد. «امّا اگر دیدید که طرف، مورد اطمینان نیست، دروغ میگوید، حیله میکند، نه؛ لا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم؛(محمد ۳۵) اگر اینجوری است حق ندارید؛ اگر احساس کردید، فهمیدید، قرینهها نشان دادند که طرف [مقابل] صادق نیست، دروغ میگوید، در ظاهر این دست را جلو آورده که با شما دست بدهد امّا با آن دست دیگرش، پشت سر یک خنجر زهرآلود را قبضه کرده و گرفته،
فَلا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم؛ هرگز قبول نکنید.»
عزیزان رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنهای در توصیهای کلیدی به ملت یادآور شدند:
«مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانههای تحت حمایت دشمن یا همسویی با ایشان امری لازم است.
مسلّماً آن رسانهها خیرخواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده است. بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.
حکمت توصیه رهبر معظم انقلاب مبنی بر لزوم مراقبت از گوشها در برابر رسانههای دشمن، آرایش و آمایش شناختی و ادراکی در مقابل دروغگویی گسترده دونالد ترامپ
(بزرگترین دروغگوی تاریخ سیاست) است. ترامپ بیش از ۳۰ هزار دروغ، روزی ۲۱ دروغ، در دوره اول ریاستجمهوری خود گفته و تنها سه درصد اظهاراتش راست از آب درآمده است. ترامپ، اعتیاد روانی به بدترین نوع درغگویی یعنی درغگویی با دو تکنیک «شلنگ آتشنشانی دروغ» و «دروغ بزرگ» دارد. از این رو نباید هر توئیت ترامپ موجب تردید در مسئولان داخلی شود و راه برونرفت، اعتماد نکردن به دشمن دروغگوست.
در همین مقطع پساجنگ چهلروزه است چندین پیروزی داشتیم که درست روایت نشده
آتشبس لبنان با فشار ایران، اتصال و پیوستگی جبهه مقاومت را به رخ دنیا کشید. این اتصال و وحدت الساحات علنی که با پیام سردار قاآنی مبنی بر وجود اتاق فرماندهی مشترک آغاز شد، با آتشبس لبنان تثبیت شد.
شکست توطئه سیاسی جریان غربگرای لبنانی به سردمداری دولت آن کشور، که در خوشحالی و تشکر مردم لبنان نمایان شد نیز، پیروزی دیگری است.
تثبیت مشروعیت تسلط ایران بر تنگه هرمز و نمایش جهانی آن، پیروزی دیگر است. ایران با باز کردن و بستن مجدد تنگه، نشان داد: دلیل بسته بودن تنگه، آمریکا و رفتار او است. این همان مشروعیت است که یک ابزار قدرت است. ایران دائما به دنیا این پیام را میفرستد که علت فشار به دنیا آمریکا است.
بزرگترین فتح حضور مردم است. حضور مردم در این بازهی زمانی "دوره سکوت صحنه نبرد نظامی" معناهای متفاوتتر از حضور در دوره جنگ چهلروزه داشت. هر چشمی از روز اول درست میدید متوجه میشد این حضور حقا همان بعثتی است که رهبر شهید انقلاب پیشبینی و پیشگویی فرموده بود؛ این حضور رسما یک انقلاب دیگر است، پنجاه یوم الله است که خلق شد.
چند توصیه میکنم در این شرایط حساس عزیزان
*-مردم عزیز از آمادگی کامل نیروهای مسلح مطمئن باشید.
دست روی ماشه است وکاملا آماده اند
-*رهنمودهای رهبری در مورد مذاکره با آمریکا با هوشیاری باید مدنظر باشد.
-*تاکنون آمریکا پیروز نشده و نقش جغرافیا، فرهنگ و باورهای مردم، قدرت ایران را تقویت کرده است.
-*تنگه هرمز به «نقطه تنظیمگر امنیت منطقهای» تبدیل شده و چهار شرط سپاه بر آن حاکم است:
1- نظم جدید،2- تردد غیرنظامیان فقط از مسیر تعیینشده، 3-ممنوعیت شناورهای نظامی، و4- تردد با اجازه سپاه.
-* شکستهای مستمر ترامپ
آمریکا با وجود تغییر اهداف متعدد (از تغییر نظام تا نابودی نیروها و در نهایت دعوت به مذاکره)، در برابر مقاومت ایران ناکام مانده است.
- دروغگوییهای مستمر ترامپ و رسانههای دشمن
نمونه های دروغ جدید ترامپ کذاب رادیدید
ادعای ترور رهبران
جاسوسی سردار قاآنی وهزارن دروغ دیگر
-* «افزایش اعتماد عمومی به مسئولان نظام»
ضرورت اعتماد و اعتمادسازی متقابل توسط مسئولان
در شرایط حساس کنونی، دشمن با ترویج بدبینی و شایعهپراکنی درصدد تخریب اعتماد ملی و ایجاد اختلاف میان مردم و مسئولان است.
رهبر شهید انقلاب، اعتماد مردم به مسئولان را سرمایهای حیاتی و قوام نظام جمهوری اسلامی دانسته و هشدار دادهاند که هرگونه ناامیدی و بیاعتمادی، عملاً کمک به دشمن محسوب میشود.
ایشان در کنار توصیه به مردم برای حُسن ظن و همراهی با مسئولان، از مسئولان نیز خواستهاند با صداقت، بیان واقعیتها و اطلاعرسانی سریع و دقیق، زمینهساز جلب و حفظ این اعتماد شوند.
در عصر سلطه رسانهای دشمن، تصرف میدان روایت اول توسط دشمن، واکنشهای دیرهنگام را بیاثر میکند.
بنابراین، ضروری است مسئولان ضمن پرهیز از ابهامگویی، جزئیات ممکن را (به جز اسرار نظامی و دیپلماتیک) با مردم در میان بگذارند تا از سوءاستفاده دشمن و خدشه به اعتماد ملی جلوگیری شود. اعتماد متقابل و روایت صحیح وقایع، دو رکن اساسی برای حفظ اتحاد و همدلی ملی در برابر تهدیدات همهجانبه است.
شهرستان داورزن هم باید مسئولین هوشیار باشند اگر خدایی نکرده کاری بکنند که اعتماد عمومی لطمه ببنید این خطرناک است
بهترین چیز صداقت است با مردم صادقانه صحبت کنیم
وامروز حضور مسئولین در بین مردم از هر زمانی واجب تر است
درپایان ازحضوریکایک شما عزیزان .خواهران وبرادارن مردم خوب شهرستان داورزن و همه عزیزانی که از روستاهای اطراف تشریف آوردند ودر نماز جمعه شرکت کردند تقدیر وتشکر میکنم.
همچنین از حضور مسولین ونیروهای نظامی وانتظامی وهمه نهادها تقدیر وتشکر میکنم
برای همه عزیزان از خداوند طلب بهترین ها را دارم.
خیر الکلام کلام رب العالمین الذی قال بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ «۱» فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ «۲» إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ