ImamatKarbarView
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله ربّ العالمین، و الصلاة و السلام على سیدنا و نبینا حبیب إله العالمین أبیالقاسم المصطفى محمد و على آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیة الله فی الأرضین.
برادران و خواهران ایمانی!
ما و شما انسانیم و انسان، نیازمندِ خداست. راه ما، راهِ بندگی خدا و بازگشت به سوی اوست. پیش از هر چیز باید بدانیم که بدون توبه و بازگشت، زندگی ما رها شده و بیسامان میماند. انسانی که سالها از نعمتهای خدا استفاده کرده، اما حالا نمیتواند تقوا پیشه کند، باید بداند راه بسته نیست؛ راه، راهِ توبه است.
در روایات داریم که صلوات، گناهان را میشوید؛
اما این به این معنا نیست که صِرفِ صلوات، بدون توبه و پشیمانی، همه آثار گناه را از بین ببرد. صلوات، نور است، رحمت است، جاذبهی خیر را در دل زیاد میکند، اما خودِ معصیت، مثل چرکی است که بر لباس نشسته؛ این چرک با آبِ توبه و اشکِ ندامت شسته میشود. لذا در آیات قرآن کریم آمده است که اگر کسی توبه کند، خداوند وعده داده که او را میبخشد و حتی بالاتر از آن، گناهانش را به حسنه تبدیل میکند.
خداوند در سوره فرقان، آیه ۷۰ میفرماید:
«إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»
یعنی: مگر کسانی که توبه کنند و ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند؛ اینان کسانی هستند که خداوند بدیهایشان را به نیکی تبدیل میکند، و خداوند آمرزنده و مهربان است.
یکی از اساتید میگفت: در دعاهایش عرض میکرد:
«خدایا! اگر تو گناهان ما را بپذیری و توبهی ما را قبول کنی، ما آنقدر گناه داریم که اگر همه را به حسنه تبدیل کنی، سرمایهی بزرگی از حسنات خواهیم داشت.»
این، امید به رحمت خداست؛ نه جسارت به ساحت او. خدا وعده داده و خلف وعده نمیکند.
علامه طباطبایی در معنای «توبه» میفرماید:
توبه یعنی پشیمانی از گناه و بازگشت به سوی خدا. «تقوا» یعنی کسی که بسیار رجوع میکند، بسیار بازمیگردد. انسانی که توبه میکند، در حقیقت به سوی خدا رجوع کرده است. اما چرا در قرآن میفرماید: «ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا»؛ یعنی خدا بر آنان توبه کرد تا آنان توبه کنند؟
معنایش این است که اول خداوند به دل بندهی گنهکار نظر میکند، در دل او حالت پشیمانی میاندازد، توفیق توبه به او میدهد؛ وقتی بنده گفت: «خدایا! من را ببخش»، خداوند دوباره به او رجوع میکند و توبهاش را میپذیرد. پس توبهی یک بندهی گنهکار، میان دو توبهی خداست:
اول، خدا رجوع میکند و او را پشیمان میسازد؛
دوم، بنده توبه میکند؛
سوم، خدا دوباره رجوع میکند و او را میبخشد.
آیا چنین خدایی دوستداشتنی نیست؟ آیا بندگی چنین خدایی شایستهی انسان نیست؟ خدایی که اینقدر مهربان و بخشنده است، چگونه میشود کسی بگوید: «من آنقدر گناه کردهام که دیگر فایده ندارد»؟ این حرف، حرفِ ناامیدی است و ناامیدی از رحمت خدا، خودش گناهی بزرگ است.
«استغفرالله» و «توبه» یعنی چه؟
یعنی پشیمانی از گناه.
یعنی در دل انسان، حالت ندامت پیدا شود.
در برخی آیات قرآن آمده است: «مَنْ تَابَ وَأَصْلَحَ»؛ یعنی کسی که توبه کند و اصلاح نماید. اگر حقالناسی بر گردن اوست، آن را جبران کند؛ اگر دل کسی را شکسته، دلجویی کند؛ اگر آبروی کسی را برده، آبرویش را برگرداند؛ اگر حقاللهی بر گردن اوست، آن را ادا کند؛ اگر نماز و روزهای از او قضا شده، از وقتی به سن تکلیف رسیده، آنها را جبران کند. اگر این کارها را نکند، توبهاش کامل نیست.
روزی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در میان اصحاب نشسته بودند. فرمودند:
میدانید چه کسانی توبهکنندهی واقعی نیستند؟
بعد توضیح دادند: کسی که توبه میکند، اما حق مردم بر گردنش هست و آن را ادا نمیکند؛ اگر حقالناس دارد، باید صاحبان حق را راضی کند. اگر حقاللهی بر گردن اوست، باید آن را جبران کند. اگر اینها را انجام ندهد، توبهکنندهی واقعی نیست.
بعضیها میگویند: «ما اول حقالناس را ادا میکنیم، بعد اگر شد، حقالله را.»
اما بدانید حقالله از حقالناس بزرگتر است. هر دو مهماند، اما حقالله اعظم است. اگر دو روز نماز قضا دارید و دو میلیون تومان هم به کسی بدهکارید، کدام واجبتر است؟ اول باید حق خدا را ادا کنید، چون خدا از همه بزرگتر است و حق او از همه عظیمتر.
باید از اول سن تکلیف، حساب کنیم:
آیا نماز قضا داریم یا نه؟
آیا روزهی قضا داریم یا نه؟
بعضیها فکر میکنند پسر از پانزده سالگی مکلف میشود؛ در حالی که بلوغ، نشانههای دیگری هم دارد که در رسالههای عملیه آمده است. ممکن است کسی قبل از پانزده سالگی مکلف شده باشد و خودش خبر نداشته باشد و نماز و روزه از او فوت شده باشد. اینها را باید جبران کند.
حضرت در ادامه میفرمایند:
کسی که توبه کند، اما عبادتش بعد از توبه با قبل از توبه هیچ فرقی نکند، توبهکنندهی واقعی نیست.
نمونهی بارز توبهی واقعی در عصر ما، کسی است به نام «رسول ترک» که داستانش را زیاد شنیدهاید. یکی از دوستانش میگفت: با او به مسجد میرفتم، میدیدم وقتی وارد مسجد میشود، در هر گوشهای از مسجد دو رکعت نماز میخواند تا نماز جماعت شروع شود. روزی به او گفتم: «داداش! من دیگر همراه تو نمیآیم، مردم ما را مسخره میکنند.»
گفت: «من قبل از توبه، در جایجای این زمین معصیت کردهام؛ حالا باید در جایجای این زمین عبادت کنم.»
این یعنی فرقِ قبل و بعد از توبه. توبه باید در عمل انسان دیده شود؛ در نماز، در رفتار، در نگاه، در رفاقتها.
حضرت میفرمایند:
کسی که توبه کند، اما لباسش تغییر نکند، طائبِ واقعی نیست؛
یعنی اگر تا حالا بدحجاب بوده، باید باحجاب شود؛ اگر لباس نامناسب میپوشیده، باید آن را عوض کند.
کسی که توبه کند، اما رفقا و دوستانش را عوض نکند، طائب نیست؛ چون با همان رفقا معصیت کرده، اگر باز هم با همانها بنشیند و برخیزد، ممکن است دوباره به همان گناهها برگردد.
کسی که توبه کند، اما اخلاق و رفتار درونیاش عوض نشود، طائب نیست.
خدا انشاءالله ما و شما را از توبهکنندگان واقعی و از متقین حقیقی قرار دهد.
در ابتدای خطبه دوم، هم خودم و هم شما برادران و خواهران نمازگزار را به رعایت تقوای الهی توصیه میکنم.
اولاً لازم است تشکر کنیم از عزیزان بسیجی در سپاه شهرستان که دیروز یک رزمایش و تمرین برای مقابله با ناآرامیهایی که ممکن است با تحریک و دستور بیگانگان در کشور ایجاد شود، برگزار کردند. این یک تمرین تاکتیکی و برای افزایش امنیت شما مردم عزیز بود. از همهی این عزیزان، فرماندهان محترم و همهی کسانی که در این برنامه زحمت کشیدند، تشکر میکنیم.
اما تشکر بزرگتر، از شما مردم بزرگوار و ولایی شهرستان … و همهی مردم ایران است که با حضور شکوهمند و دشمنشکن خود در راهپیمایی ۲۲ بهمن، دشمنان ایران و اسلام را ناامید کردید. این حضور شما، لشکر عظیمی برای اسلام بود. قطعاً خداوند در آخرت به شما اجر عظیم خواهد داد و در همین دنیا هم آثارش را خواهید دید؛ از جمله استقلال بیشتر، عزت بیشتر و قدرت بیشتر برای این کشور.
دشمن، از همین حضور شما مردم میترسد.
این همه تحریم اقتصادی کردند؛ تحریمهایی که اگر بر هر کشور دیگری وارد میشد، آن کشور از هم میپاشید. اما شما ایستادید. شما ملتِ امام حسین علیهالسلام هستید؛ همانطور که حاج قاسم سلیمانی گفت: «ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم.» شما این معنا را در کف خیابانها نشان دادید و به جهانیان فهماندید که راه مقابله با استکبار، تسلیم شدن نیست؛ ایستادگی است، مقاومت است، پایداری تا پای جان.
آمریکایی که امروز در مقابل شما عربده میکشد، در ضعیفترین حالت تاریخ خودش قرار دارد. همان آمریکا وقتی در اوج قدرت بود، در سال ۵۷، در زمان ریاستجمهوری کارتر و بعد ریگان، هیچ غلطی نتوانست بکند. به ایران حمله کرد، اما در طبس خدا او را به زمین زد و بینیاش را به خاک مالید. در خلیج فارس، بهواسطهی جوانان مظلوم و شجاع شما، آبرویش را برد، ابهتش را شکست.
آن روز که آمریکا در اوج قدرت بود و ایران در ظاهر در ضعیفترین وضعیت مادی و نظامی، شما با دست خالی، ابهت پوشالی او را در هم شکستید. امروز که ایران در اوج قدرت علمی، نظامی، فناوری و همبستگی اجتماعی است، آمریکا چه غلطی میتواند بکند؟ تمام امیدش به این بود که مردم در صحنه نباشند یا حضورشان کمرنگ شود؛ اما شما این امید را هم از او گرفتید.
در طول تاریخ، مردمی به صلابت مردم ایران کمنظیر بودهاند. امام راحل، حضرت امام خمینی رحمهاللهعلیه، بهدرستی فرمودند:
«مردم امروز ایران از مردم زمان رسول خدا و امیرالمؤمنین و از مردم زمان امام حسن و امام حسین علیهمالسلام بهترند.»
انشاءالله با همین صلابت، زمینهساز ظهور دولت مهدوی اهلبیت علیهمالسلام خواهید بود.
اما این اغتشاشات، برای ما درسهایی هم داشت.
باید ضعفها را بشناسیم و برطرف کنیم.
در این حوادث، چند هزار جوان در کشور کشته شدند؛ چه آنهایی که فریب خوردند، چه آنهایی که در میدان بودند، چه آنهایی که در فضای مجازی تحریک شدند. همهی اینها فرزندان ما بودند، بچههای این ملت بودند.
خودِ آمریکاییها در رسانههایشان اعتراف کردند که:
ما بودیم که اینها را به کشتن دادیم؛
ما بودیم که سلاح در اختیار گروههای تروریستی گذاشتیم؛
ما بودیم که ارزش پول ملی ایران را پایین آوردیم؛
ما بودیم که تورم را تشدید کردیم و اقتصاد ایران را تحت فشار گذاشتیم.
اینها را علناً میگویند، نه در جلسات محرمانه؛ در تلویزیون و رسانههایشان.
یکی از مشکلات جدی ما، فضای مجازیِ بیدر و پیکر است؛
فضایی که هیچ حساب و کتابی در آن نیست.
بیشتر کسانی که در اغتشاشات بازداشت شدند، اهل همین فضای مجازی بودند؛ گوشی به دست، ساعتها در این فضا غرق بودند. از طریق اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و شبکههای خارجی، هدایت و کنترل میشدند. ذهنشان را آنجا شکل میدادند.
در آمارها آمده است که بیش از ۶۷ درصد این افراد، مشکل اقتصادی جدی نداشتند؛ از قشر مرفه جامعه بودند، چند ماشین در خانه داشتند، خانههای آنچنانی، درآمدهای بالا. پس مسئله فقط فقر نبود؛ مسئله، انحراف فکری و فرهنگی بود.
پدر و مادرها!
چرا برای بچههایتان گوشی و امکانات میخرید، اما نظارت نمیکنید که در این فضا چه میکند؟
تمام دلخوشی بعضی از والدین این شده که برای بچهشان یک موتور بخرند، یک گوشی بخرند، اما نگران نیستند که این بچه نماز میخواند یا نه، مسجد میآید یا نه، روزه میگیرد یا نه.
برای قبولی در فلان رشته و رسیدن به پول و آیندهی مادی، نگراناند؛ اما برای دین و نماز و آخرتش، نه.
در آمارها آمده است:
بیش از ۹۳ درصد از کسانی که در اغتشاشات بازداشت شدند، اهل نماز نبودند.
بیش از ۹۰ درصدشان مصرف مشروبات الکلی داشتند یا سابقهی آن را داشتند.
بیش از ۷۰ درصدشان اهل هیئت و مسجد نبودند یا سالها بود که پای منبر و روضه نیامده بودند.
هرچه از دین فاصله میگیرند، مشکلات بیشتر میشود و جوان ما به انحراف کشیده میشود.
خشونتهایی که در این اغتشاشات دیدیم، در تاریخ ایران کمسابقه بود.
مردم ایران، مردمی هستند که دلشان نمیآید یک گنجشک را اذیت کنند، یک مورچه را آزار دهند.
اما دیدیم بعضیها چگونه یک نیروی بسیجی، یک ایرانیِ دیگر را با قساوت کشتند؛
یک آتشنشان را که برای خاموش کردن آتشِ بانک آمده بود، به شهادت رساندند؛
جوانی را زنده زنده آتش زدند.
این قساوت از کجا آمده است؟
اینها محصول فضای مجازیِ خشونتطلب است؛ بازیهایی که در آن، برای رفتن به مرحلهی بعد، باید پلیس را بکشند، باید خطاهای جنسی انجام دهند، باید صحنههای خشن را تکرار کنند.
ما میگوییم: «پسرم، داری چه کار میکنی؟»
میگوید: «دارم بازی میکنم!»
اما نمیدانیم این بازی چیست و چه بلایی سر روح و روان او میآورد.
ماه رمضان نزدیک است؛
پنجشنبهی هفتهی آینده، انشاءالله اولین روز ماه مبارک رمضان است.
سالهای قبل، در سطح شهر و در مدارس، مشکلی داشتیم و آن این بود که بسیاری از بچهها اهل روزه نبودند. این، ریشه در تربیت خانوادگی دارد. پدر و مادری که خودشان به روزه و نماز اهمیت نمیدهند، چطور انتظار دارند فرزندشان اهل عبادت باشد؟
ما بارها برای بچهها جشن تکلیف و جشن نماز گرفتیم؛
بچه با لباس سفید و شاد میآید، نماز میخواند، عکس میگیرد، اما پدر و مادرش در انتهای سالن نشستهاند و خودشان اهل نماز نیستند.
بعد از جشن، بچه میماند و یک خاطره؛
اما اینکه بعد از آن، نماز بخواند یا نه، برای خیلیها مهم نیست.
در محیط مدرسه هم، بعضی از معلمها اصلاً کاری ندارند که بچه نماز میخواند یا نه، روزه میگیرد یا نه.
معلم فقط مسئول درس نیست؛
باید نگران دین و ایمان بچهها هم باشد.
معلمی که خودش در خیابان بیحجاب است، خودش اهل نماز و روزه نیست، چطور میتواند الگوی دینی برای دانشآموز باشد؟
گاهی به بچه میگویند: «اول درست را بخوان، نماز بعداً!»
این نگاه، خطرناک است.
وقتی پدر و مادر، معلم، محیط، رسانه و فضای مجازی، همه دست به دست هم بدهند تا دین در حاشیه قرار بگیرد، نتیجهاش همین میشود که در آمار میبینیم:
بیشتر آنهایی که در اغتشاشات بودند، اهل نماز نبودند، اهل مسجد نبودند، اهل هیئت نبودند، در فضای مجازی غرق بودند، فیلمها و عکسهای زشت میدیدند، در کانالها و صفحات منحرف رفتوآمد داشتند.
این جوان، جوانِ ماست؛
نوجوانِ ماست؛
فرزند همین ملت است؛
اما اگر رهایش کنیم، دشمن او را میرباید.
آموزش و پرورش، مسئولان فرهنگی، خانوادهها، همه باید به خودشان بیایند.
باید برای نماز، روزه، مسجد، هیئت، قرآن، برنامهریزی جدی شود.
باید برای فضای مجازی، قانون، نظارت و تربیت داشته باشیم؛
نه اینکه بچه را با یک گوشی رها کنیم و بگوییم: «بازی میکند، سرگرم است.»
خدایا!
به حق محمد و آل محمد، جوانان ما را از انحراف حفظ کن.
به خانوادههای ما غیرت دینی، بصیرت، و همت برای تربیت الهی فرزندان عطا فرما.
ما را از توبهکنندگان واقعی و از بندگان بااخلاص خود قرار بده.
اللهم صلّ على محمد و آل محمد و عجّل فرجهم.