ImamatKarbarView
خطبه اول نماز عبادی ـ سیاسی جمعه شهرستان میاندورود – ۵ دیماه
به امامت حضرت حجتالاسلام والمسلمین غفاری
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین، سیما بقیةالله فی الارضین.
اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله؛ تقوا، چراغ تشخیص حق از باطل و سپر انسان در برابر لغزشها، هواهای نفسانی و فتنههای آشکار و پنهان است.
برادران و خواهران ایمانی!
در مکتب قرآن و اهلبیت علیهمالسلام، «ظلم» تنها یک رفتار فردی یا اجتماعی نیست، بلکه یک جریان است؛ جریانی که گاه با شمشیر، گاه با قلم، گاه با سکوت، و گاه با توجیه و تحریف استمرار مییابد. امام جواد علیهالسلام در بیانی بسیار هشداردهنده میفرمایند:
«الْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَالْمُعینُ لَهُ وَالرّاضی بِهِ، شُرَكاءٌ»؛
کسی که ظلم میکند، کسی که به ظلم کمک میکند و کسی که به آن راضی است، هر سه شریکاند.
این حدیث شریف به ما میآموزد که در منطق اهلبیت، بیتفاوتی در برابر ظلم، بیگناهی نیست؛ بلکه نوعی شراکت در ظلم است. انسان یا در جبهه حق قرار دارد یا اگر با آگاهی، سکوت و رضایت پیشه کند، عملاً در تقویت جبهه باطل نقش ایفا میکند.
یکی از روشنترین و عمیقترین مصادیق ظلم در تاریخ اسلام، ظلم به اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام است؛ ظلمی که تنها محدود به آزار جسمی یا حذف سیاسی چند انسان مظلوم نبود، بلکه غصب حق هدایت امت، تحریف مسیر دین، و کنار زدن معیار حق و باطل از جامعه اسلامی بود. امام باقر علیهالسلام در حدیثی بسیار تکاندهنده میفرمایند:
«کسی که زشتی ظلمهایی را که بر ما روا داشتهاند و پایمال شدن حق ما را نشناسد، در حقیقت شریک همان کسانی است که این ستمها را بر ما روا داشتند.»
این روایت بهروشنی نشان میدهد که عدم شناخت و محکوم نکردن ظلمهای تاریخی واردشده بر اهلبیت علیهمالسلام، انسان را ناخواسته در همان جبهه ظلم قرار میدهد. اگر کسی بداند چه بر خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله گذشته، اما آن را زشت نشمارد، توجیه کند یا نسبت به آن بیتفاوت باشد، در حقیقت به استمرار همان ظلم کمک کرده است. چراکه اگر ظلم شناخته نشود، تکرار میشود و اگر حق شناخته نشود، غصب آن عادی جلوه میکند.
برادران و خواهران!
اهلبیت علیهمالسلام معیار عدالت و هدایتاند. بیتفاوتی نسبت به مظلومیت آنان، به معنای بیتفاوتی نسبت به اصول حیات انسانی و دینی است. این شراکت، شراکت در «نتیجه» است، نه الزاماً در «عمل مستقیم». زیرا ناآگاهی عمومی، بستر ماندگاری ظلم است.
در همین چارچوب، تاریخ اسلام صحنه آزمونهای بزرگ بوده است؛ حتی در میان فرزندان و منسوبان به اهلبیت. این واقعیت تلخ اما عبرتآموز است که صرف انتساب نسبی به خاندان پیامبر، ضامن حقمداری و نجات نیست. انسان، حتی اگر امامزاده باشد، از وسوسههای شیطان، هواهای نفسانی و دنیاطلبی مصون نیست.
تاریخ از دو جریان در میان امامزادگان یاد میکند: گروهی دنیاگرا که از عنوان امامزادگی برای کسب قدرت و ثروت بهره بردند و با دستگاههای ظلم همکاری کردند؛ و گروهی حقگرا که با انگیزه الهی، برای امر به معروف، نهی از منکر و اصلاح جامعه قیام کردند. تفاوت این دو، نه در نسب، بلکه در تقوا، بصیرت و تبعیت از امام زمان خود بود.
نمونههایی چون زید بن موسی معروف به «زیدالنار»، یا برخی مدعیان امامت که در برابر امام معصوم ایستادند، نشان میدهد که حسد، جاهطلبی و دنیاپرستی میتواند حتی نزدیکترین افراد به خاندان وحی را به ابزار دست طاغوت تبدیل کند. امام رضا علیهالسلام صریحاً فرمودند: «برادرم زید را با عموی مجاهدم زید بن علی قیاس نکن.» زیرا معیار حق، نیت الهی و حرکت در مسیر ولایت است، نه صرف انتساب خانوادگی.
این حوادث تاریخی برای ما پیام روشنی دارد:
نَسَب، جایگزین تقوا نیست.
ادعای حق، بدون معیار الهی، گمراهکننده است.
و مخالفت با امام حق، عاقبتی جز رسوایی و شکست ندارد.
جامعه شیعه همواره در معرض این آزمون بوده است. وجود افراد منحرف حتی در نزدیکترین حلقهها، امتحانی الهی برای تمییز حق از باطل است. ازاینرو، شناخت تاریخ اهلبیت، صرفاً یک مطالعه تاریخی نیست؛ بلکه یک ضرورت ایمانی و اجتماعی است تا انسان بتواند در زمان خود، جایگاه درست را تشخیص دهد.
امروز نیز اگر انسان در برابر تحریف حق، تطهیر ظلم، یا سکوت خواص بیتفاوت باشد، مشمول همان هشدارهای اهلبیت علیهمالسلام خواهد بود. شناخت، موضعگیری، و تبری از ظلم، بخشی از ایمان است.
از خداوند متعال میخواهیم ما را از اهل بصیرت، حقشناسی و حقپذیری قرار دهد و دلهای ما را از هواهای نفسانی و لغزشهای خطرناک حفظ فرماید.
اللهم اجعلنا من المتمسکین بولایة اولیائک، و من المتبرئین من اعدائک، و ثبت اقدامنا علی صراطک المستقیم.
خطبه دوم نماز عبادی ـ سیاسی جمعه شهرستان میاندورود – ۵ دیماه
به امامت حضرت حجتالاسلام والمسلمین غفاری
اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله…
ایام پیشِ رو، یادآور یکی از یوماللههای بزرگ تاریخ انقلاب اسلامی است؛ روزهایی که اراده الهی در متن حرکت آگاهانه مردم متجلی شد و مسیر حوادث را بهگونهای بنیادین تغییر داد. تاریخ انقلاب اسلامی ایران سرشار از چنین ایاماللههایی است؛ روزهایی که صرفاً مناسبتهای تقویمی نیستند، بلکه نقاط عطف هویتساز ملت ایران بهشمار میآیند. همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند:
«ایامالله روزهای جلوهی ویژهی خدای متعال است؛ گاهی نیت مردم، همت مردم و اراده مردم، چنین روزی را میآفریند.»
در میان این ایامالله، حماسه بزرگ ۹ دی ۱۳۸۸ جایگاهی ممتاز دارد؛ روزی که ملت ایران با بصیرت، شجاعت و حضور بهموقع، بساط فتنهای پیچیده و طراحیشده از سوی آمریکا و صهیونیسم را در هم پیچید. ۹ دی، نماد پیروزی ملت بر جنگ ترکیبی دشمن بود؛ جنگی که با ابزار رسانه، شایعه، تحریف، فشار خارجی و تحریک داخلی بهصورت همزمان دنبال میشد.
ملت ایران در آن مقطع نشان داد که در بزنگاههای تاریخی، قدرت تشخیص حق از باطل را دارد و اجازه نمیدهد دشمن با غبارآفرینی، مسیر انقلاب را منحرف کند. این حضور، هیجانی و احساسی نبود؛ بلکه حاصل بصیرت جمعی و تحلیل درست صحنه بود.
امروز نیز باید توجه داشت که دشمن همان دشمن است، اما ابزارهایش پیچیدهتر شده است. اگر در سال ۸۸ فتنه سیاسی را به میدان آورد، امروز جنگ اقتصادی، جنگ معیشتی و جنگ روانی را همزمان دنبال میکند. هدف ثابت است: تضعیف اراده ملت، ایجاد نارضایتی عمومی و ضربه زدن به سرمایه اجتماعی نظام اسلامی.
برادران و خواهران ایمانی؛
بخش مهمی از فشارهایی که امروز مردم با آن مواجهاند، فشارهای اقتصادی و معیشتی است. گرانی در کشور ما پدیدهای تصادفی یا مقطعی نیست؛ بلکه نتیجه انباشته شدن مشکلات ساختاری در اقتصاد است. تورم مزمن، ناترازیهای بانکی، کسری بودجههای مزمن، سیاستهای ناپایدار و شوکهای ارزی، همگی دست به دست هم دادهاند تا گرانی به یک تجربه روزمره برای مردم تبدیل شود.
گرانیهای ناگهانی معمولاً محصول چند شوک همزماناند؛ شوک ارزی، شوک سیاستی، شوک انتظارات و شوک عرضه. یک تصمیم نادرست یا ناگهانی میتواند انتظارات جامعه را ملتهب کند، بازار ارز را دچار التهاب سازد و این التهاب، خود را در سفره مردم نشان دهد. نمونه آن را در برخی تصمیمات حوزه انرژی و قیمتها مشاهده کردهایم؛ حتی اگر افزایش قیمت محدود بوده، اثر روانی آن میتواند به افزایش نرخ ارز و موج جدید گرانی منجر شود.
تورم مزمن بدون یک موتور دائمی شکل نمیگیرد. این موتور، عمدتاً از ناترازی بانکها، خلق پول بیضابطه و کسری بودجههای پنهان تغذیه میکند. تا زمانی که اصلاحات اساسی در نظام بانکی و بودجهای کشور انجام نشود، سیاستهای مقطعی و دستوری نمیتواند درمان پایدار باشد.
از سوی دیگر، قیمتگذاری دستوری و یارانههای غیرهدفمند، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت آرامشی ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت به کمبود، کاهش کیفیت، بازار سیاه و تشدید تورم منجر میشود. حمایت از مردم باید هدفمند، شفاف و عادلانه باشد؛ نه بهگونهای که خود به عامل تورم تبدیل شود.
نکته بسیار مهم، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است. فشارهای اقتصادیِ طولانیمدت، اگر چاره اساسی برای آن اندیشیده نشود، میتواند به فرسایش اعتماد مردم منجر شود. دشمن دقیقاً روی همین نقطه تمرکز کرده است. اگر مردم احساس کنند که مشکلاتشان شنیده نمیشود یا تصمیمهای سخت مدام به تعویق میافتد، این خود بزرگترین خسارت برای کشور خواهد بود.
پیام امروز ما روشن است:
کار اساسی، شجاعانه و فوری لازم است.
مردم تحت فشارند و این فشار، نیازمند تصمیمهای بزرگ، صادقانه و همراه با اقناع افکار عمومی است. اصلاحات اقتصادی اگر با عدالت، شفافیت و همراهی مردم انجام شود، میتواند همانگونه که ملت در ۹ دی فتنه را شکست داد، این جنگ اقتصادی را نیز به شکست دشمن تبدیل کند.
در پایان، همه خود و شما نمازگزاران عزیز را به تقوای الهی، بصیرت، صبر و حفظ وحدت دعوت میکنم و از مسئولان محترم میخواهم با نگاه جهادی، مردمی و شجاعانه، برای کاهش آلام معیشتی مردم و حفظ سرمایه اجتماعی نظام اسلامی اقدام کنند.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته