ImamatKarbarView
صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
خطبه نماز جمعه
1404/10/5
مسئولان إجازه ندهند فشارِ إقتصادی بیش از این بر دوش مردم سنگینی کند شکمِ گرسنه و سفرۀ خالی پند و موعظه نمیشناسد!
Update Required To play the media you will need to
either update your browser to a recent version or update your Flash
plugin.
صوت خطبه اول
صوت خطبه دوم
خطبه اول
به گزارش روابط عمومی دفتر إمام جمعه لاریجان:
برگزاری نماز جمعه شهر رینه.
خطبۀ أول:
بسم الله الرحمن الرحیم. ألحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قال الله العظیم فی کتابه الکریم:
«وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ». مائده/88
ترجمه: " و از نعمت های حلال و پاکیزه ای که خدا روزی شما فرموده بخورید و از خدایی که به او ایمان دارید پروا کنید."
"اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَاللّه" خودم و همه شما بندگان خدا را به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش ميکنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. أمیرالمؤمنین (ع) در خطبۀ 114 نهج البلاغه میفرماید: نشانه عبرت انگيز بودن دنيا آنكه آدمى پس از تلاش و انتظار تا میرود به آرزوهايش برسد ناگهان مرگ او فرا رسيده اميدش را قطع میكند نه به آرزو رسيده و نه آنچه را آرزو داشته باقى میماند. سبحان اللّه! شادى دنيا چه فريبنده و سيراب شدن از آنچه تشنگى زاست و سايه آنچه سوزان است نه زمان آمده را میشود رد كرد و نه گذشته را میتوان باز گرداند شما را چه شده است كه با به دست آوردن متاعى أندك از دنيا شادمان میگرديد و از متاع بسيار آخرت كه از دست میدهيد أندوهناك نمیشويد پس بندگان خدا إتقواالله!
وجود مبارك أميرالمؤمنين عليه السلام براى مؤمن چند خصلت را بيان كردند. خصلت أول كسب حلال و پاك يعنى معيشت و در آمد صحيح است پيغمبر (ص) میفرمايند: تا مالِ حرام نزدِ كسى باشد خداوند متعال به او نظر رحمت نمیكند. بعد از اينكه جنگ خيبر به پايان رسيد و أرتش اسلام به رهبرى پيغمبر و جهاد خالصانۀ أميرالمؤمنين (ع) به غنائمى دست پيدا كردند پيغمبر إعلام كردند كه هر رزمنده اى هر مقدار غنيمت كه به چنگ آورده بياورد و در محل معيّن بگذارد تا غنيمتها تقسيم شود چون شرعى نيست! رزمنده اى عرض كرد: يك جفت بند كفش از غنائم خيبر در جيب من است أگر اين بند كفش نزد من بماند معصيت دارد؟ پيغمبر(ص) فرمودند: أگر بماند و پس ندهی در قيامت بصورتِ دو بندِ آتش به دو پاى تو قرار میگرفت يعنى حرام مانند آتشِ دوزخ است! در آيات قرآن اين نكته آمده است كه هر عذابى در قيامت در صورتى كه آن گنهكار توبه و جبران نكرده باشد با خود آن گناه تناسب دارد. براى شما از روايت مثالى بزنم. به أميرالمؤمنين (ع) خبر دادند كه فلان دوست شما را مار گزيده و حال او خيلى بد است حضرت آمدند و ديدند او دارد بخودش مى پيچيد و ناله میكند. دوا روى زخمش گذاشته بودند أغلب مصيبتها و رنجهايى كه به انسان میرسد محصولِ گناهِ خودِ إنسان است. «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ» من سختیها، رنجها و مضيقه ها را از زندگى شما تغيير نمیدهم مگر اينكه شما زندگى خود را به آلودگیها تغيير دهيد يعنى آلودگیها باعث بلاها، مصايب، سختیها و رنجها میشوند ألبته اين مطلب را در أنبيا و أئمه عليهم السلام پياده نكنيد براى آنان درجه دارد چون مصائب آنها نتيجه گناه نيست ولى ديگران كه مشكل پيدا میكنند در آلودگیها و گناهان ريشه دارد ألبته جريمه هاى گناه در دنيا قابل مقايسه با جريمه هاى گناه در آخرت نيست. أميرالمؤمنين (ع) در دعاى كميل میفرمايند: «عَلى أَنَّ ذلِكَ بَلاَءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ» بلاى دنيايى ماندگار نيست و رد میشود و أگر بماند مدتش كم است «فَكَيْفَ احْتِمَالِى لِبَلاَءِ الاْخِرَةِ وَ جَلِيلِ وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا وَهُوَ بَلاَءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقَامُهُ وَ لاَ يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ لاِنَّهُ لاَ يَكُونُ إِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ وَانْتِقامِكَ وَ سَخَطِكَ » أگر كسى گرفتار جريمه آخرت شود ديگر مدت و علاج ندارد. به أميرالمؤمنين (ع) عرض كرد: من چه كرده ام كه مار مرا گزيده است؟ فرمودند: چون ديروز بعد از ظهر مرتكب گناهى شدى كه اين نيشِ مار كيفرِ همان گناه است. فرمودند: با اين زبانت دل قنبر را سوزاندى باید خدا را شكر كنى جريمۀ اين كار را براى روز قيامت نگذاشت آنوقت مارهاى جهنم تو را میگزيدند كه ديگر خوب شدنى نبود! جلال الدين مولوى میگويد: آن عقرب و مار خود جهنم نيست آن عقرب و مار از فحشها، زخم زبانها و تحقيرهايى است كه نسبت به مردم داشته اى. مولوى شعر جالبى بر أساسِ همين آيات دارد میگويد: ای دریده پوستینِ یوسفان - گرگ بر خیزی ازین خواب گران! میگويد: جامعه اى كه كار به كار تو نداشته است مال تو را نبرده بتو ظلم و بدى نكرده نسبت بتو مانند يوسف(ع) يعنى از شرور پاك است در قرآن نخواندى: «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ » حيوانات كه تكليف ندارند پس براى چه آنها را محشور میكنند؟ إين حيوانات همين جنس دو پاى ظالم و ستمگر است و إلّا گوسفند و گاو را زنده كنند و در صحراى محشر بياورند كه چه چيزى به آنها بگويند؟ بگويند: چرا بار آدميزاد را بُردى و به او شير دادى؟ ولى ما را زنده میكنند چونكه تكامل يافتۀ صورتِ ظاهر آنها هستيم. كَره، شير، پنير و ماست را خورديم و إنرژى آن را در گناه و ظلم صرف كرديم براى چی به آنها چوب بزنند؟ در كتاب نُه جلدى «نامۀ دانشوران» كه در أواسطِ دولتِ قاجاريه نوشته شده است قضيه اى بیان شده که سلطان محمود غزنوى در قرنِ چهارم يعنى هزار و یکصد سال قبل از شهرِ غزنين كه از شهرهاى مهم إيران بود حركت كرد تا به حج برود. از غزنين به خراسان و از آنجا به نيشابور، سبزوار و شاهرود آمد چون بايد تا بندر عباس میآمدند و از آنجا با كشتى تا عراق میرفتند و از آنجا وارد عربستان میشدند و به اردن میرفتند و بعد به تبوك و بعد به مدينه میآمدند. وقتى به شاهرود رسيد به او گفتند: در اين نزديكیها منطقه اى بنام بسطام است كه مردى إلهى در آنجا زندگى میكند پرسيد: كيست؟ گفتند: شيخ أبوالحسن خرقانى. عادتى كه سلاطين قديم داشتند و تقريباً بعد از ناصرالدين شاه قطع شد اين بود كه در تمام گوشه و كنار مملكت در مقام شناخت شاعرانِ قوى، حكيمان، عارفان و فقيهان بودند يا به ديدن آنها میرفتند يا آنها را دعوت میكردند كه به دربار بيايند كه خيلی ها نمیآمدند. وقتى به سلطان محمود گفتند: در منطقۀ بسطام شيخ أبوالحسن خرقانى زندگى میكند گفت: من اسم او را شنيده ام فكر نمیكنم او به ديدن ما بيايد ما بايد برويم آمد و وارد كلبۀ گِلى شيخ شد و گفت: اى شيخ! ما را دعا كنيد گفت: براى چی؟ گفت: دارم به مكه میروم. به سلطان محمود گفت: میخواهى بیت الله را بعنوان خانه خدا زيارت كنى آيا هيچ دلى از تو دلگيرى دارد يا نه؟ أگر دلگير باشد آن زيارت هيچ نمیأرزد! أول برو دلهايى را كه خراب كردى آباد كن زخم زدى إلتيام بده بعد مكه برو. خيال میكنى همه دلها از دست تو راضى هستند؟ چه شبها كه زن با بچه هایش با شکم گرسنه در تاريكى اتاق اشك ريختند و تو در كاخ صد هزار دينار طلا پول شام شبت شود. برهنه اى در سرماى زمستان بميرد و تو چند هزار دست لباس داشته باشى حج تو را قبول میكنند؟ دلها از تو راضى است كه دخترت را به جوانى در غزنين شوهر بدهى از خانه داماد تا كاخ فرش پهن كنى و تا جايى كه انگشتها و گردنش جا دارد طلا و برليان بيندازى ولى پدرى میخواهد دخترش را شوهر بدهد یک کاسۀ مسى نمیتواند بخرد همراه دخترش كند. أول سراغِ خانۀ دل برو نه خانۀ گِل! هر مالِ حرامى در زندگى بماند بعد از مرگ بصورت آتش بدن را میگيرد. آيه أش در سورۀ توبه است كه ثروت، طلا و نقرۀ حرامى كه در دنيا داشتند را در قيامت بصورت فلز گداخته در میآورم: «يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِى نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ» آن فلزها را در آتش جهنم میگدازم و بعد آن را به پيشانى، پهلو و پشت آنان میچسبانم میگويم: «هذَا مَا كَنَزْتُمْ لأِنفُسِكُمْ» اين فلزهاى گداخته پولهايى بود كه در دنيا به ناحق بردى! أما نشانۀ مؤمن پاكىِ پول در آمد و معيشتش است.
خطبه دوم
خطبۀ دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج..

اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهر حضرت امام محمد تقی جواد الأئمه (ع) و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش جمیع مؤمنين و مؤمنات، علما، صلحا، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت 417 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
نکاتِ این هفته نماز جمعه پنجم دیماهِ سال 1404 را بمحضر شما نمازگزاران عزیزِ جمعه لاریجان عرضه میدارم.
نکتۀ أول:
ماهِ رجب در نگاهِ رهبرِ إنقلاب فرصتی تکرار نشدنی برای باز سازیِ درون، تقویتِ إیمان و آمادگی برای ضیافتِ إلهی أست. إستغفار، عبادت، دعای با معرفت، توجه به توحید، إستفاده از سنت إعتکاف و ذخیره گیری معنوی مهمترین توصیه هایی است که ایشان برای بهره گیری از این ماه بیان کرده اند أگر این توصیه ها بدرستی عملی شود ماه رمضان به نقطه عطفی در زندگی معنوی إنسان تبدیل خواهد شد نقطه ای که مسیر آینده را روشنتر میسازد.
نکتۀ دوم:
إمروز خانواده در عینِ حیاتی بودن یکی از مظلومترین نهادهای إجتماعی است. أفزایشِ آمارِ طلاق، کاهش إزدواج و تزلزلِ روابطِ خانوادگی زنگِ خطری جِدّی برای جوامع بشر بشمار میرود. یکی از عواملِ أصلی این بُحران تضعیفِ زیستِ عفیفانه است. مقابلۀ با این تهدید نیازمندِ همتِ جمعی، آگاهی فرهنگی و بازگشت به الگوی نورانی حضرت زهرا (س) است. وزانت و إعتبارِ نظامِ إسلامی در عرصۀ داخلی و بین المللی نگاهی دقیق و توأم با لطافت به مسئلۀ خانواده و نقش زن در جامعۀ إسلامیست. جنگِ إمروز بیش از آنکه در میدان موشک و سلاح باشد در هُویَّت و سبکِ زندگی جریان دارد.
نکتۀ سوم:
با توجه به فرا رسیدنِ نهم دی بنام روزِ بصیرت و میثاقِ اُمت با ولایت باید عرض کنم: حماسۀ ۹ دی ۱۳۸۸ نقطۀ پایان فتنه ای بود که با إتکا به جنگِ نرم عملیاتِ روانی، تحریفِ أفکارِ عمومی، شکاف سازیِ إجتماعی و بهره گیری از غفلتِ برخی خواص طراحی شده بود. یوم الله ۳ تیر ۱۴۰۴ نماد پیروزی ملت ایران در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه ای است که إینبار با أبزار نظامی تهدیدِ مستقیم و فشارِ أمنیتی رقم خورد! أگر چه شکل تهدید تغییر کرده بود أما هدف دشمن همان هدف همیشگی یعنی تضعیفِ إرادۀ ملی و بی ثبات سازی جمهوری إسلامی بود معرفت و بصیرت موقعی شکل میگیرد که إنسان به جامعه نگاهِ کلان داشته باشد ما در کجای معادلۀ قدرتِ جهانی ایستاده ایم؟ در کدام مرحله از نبردِ تاریخیِ حق و باطل هستیم؟ ما فقط یک کشور یا یک نظام نیستیم بازیگر تمدنی هستیم. رِفاه، عدالت و معنویت هر سه با هم در دستورِ کارِ نظامِ جمهوری إسلامی است. نگاهِ کلان وسیله ای است برای إینکه یک ملت بداند کیست؟ کجای تاریخ ایستاده؟ قله کجاست؟ در مسیر موانع چیست و چگونه باید این موانع را پشت سر گذارد؟ یعنی برای آینده چه وظیفه ای دارد؟ بی ثباتیِ ذهنی، إلتهابِ رسانه ای، نا إطمینانی إقتصادی و قطبی سازیِ إجتماعی مهمترین میدانِ نبردِ جنگِ شناختی أست. فهمِ این وضعیت بدون یک چار چوبِ کلانِ تحلیلی ممکن نیست.
نکتۀ چهارم:
مسئولان وظیفه دارند با گرانیها و إحتکار و تضعیفِ معیشتِ مردم برخوردی قاطع و مسئولانه داشته باشند و إجازه ندهند فشارِ إقتصادی بیش از این بر دوش مردم سنگینی کند شکمِ گرسنه و سفرۀ خالی پند و موعظه نمیشناسد! شایسته نیست برخی تعابیر و سخنان دربارۀ معیشتِ مردم رنگ و بوی توهین آمیز داشته باشد سخنِ مسئولان باید محترمانه و همراهِ با إحساسِ مسئولیت باشد سخنانی از این دست که مردم به جای برنج جو مصرف کنند توهینی آشکار به ملت شریف ایران است و با واقعیتهای معیشتی جامعه همخوانی ندارد أگر کسی سخنِ نیک و راهکارِ درست نمیداند دست کم سکوت کند و أگر توانِ إقدامِ مثبت ندارد نباید با رفتار و گفتارِ منفی بر زخمهای معیشتی مردم نمک بپاشد مهارِ پایدار گرانی زمانی ممکن است که إقتصاد از مدیریتِ روز مَرِّۀ بحران به حکمرانی قاعده مند و قابلِ پیش بینی عبور کند.
نکتۀ پنجم:
پیشاپیش ولادت امام محمد تقی جواد الائمه(ع) در (دهم رجب سال 195 ق) را بمحضرِ همۀ شیعیان و إرادتمندان خاندان امامت تبریک عرض مینمایم. «مأمون» در ستایشی درست از امام جواد(ع) میگوید: «او فقیه ترین و داناترین شما به خداوند و رسول و سنت و أحکام اوست و از همه شما بیشتر کتاب خدا را تلاوت میکند و بیش از شما به «محکم» و «متشابه» و «ناسخ» و «منسوخ» و «ظاهر» و «باطن» و «عام» و «خاص» و «تنزیل» و «تأویلِ» قرآن آگاه است». یکی از أصحاب إمام جواد(ع) حضرت عبدالعظیم حسنی استکه مقدار قابل توجهی حدیث از آنحضرت نقل کرده است همچنین علی بن مهزیار دیگر صحابه امام جواد(ع) و شخصیتی پُر أَرج و شناخته شده در میان شیعیان است که از آنحضرت روایاتی نیز نقل کرده و آنحضرت در بزرگداشت وی عنایت ویژه ای داشته اند. والاترین إستعدادِ معنویِ إنسان خدایی شدن اوست أگر آدمی نَفسِ خویش را از آلودگیها پیراسته کند از مقام فرشتگان پا فراتر مینهد و آینه دار خداوند میشود و به رنگ و بوی پروردگار در میآید و چون خداوند أهل جود و سخاوت میشود امام جواد(ع) اینگونه همانند پروردگارش جواد و سخی بود.
در پایان:
در آستانۀ ثبت نام و حضور أفراد برای شورای اسلامی شهر و روستا قرار داریم نهادی که به تعبیرِ قانون أساسی نمادِ مشارکتِ مردم و تجلی مردم سالاری دینی در إدارۀ امور محلی است. پرسش مهم این استکه چه کسانی شایسته ورود به این عرصه اند تا شهر و روستای ما به پیشرفت واقعی برسد؟ نخستین ویژگی إیمان تقوا و پایبندی عملی به أرزشهای إسلامی و إنقلابی است. کسی که خود را خادم مردم میداند باید أمانتدارِ رأی و إعتماد آنان باشد. قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُکُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهلِها» مسئولیت أمانت است نه طُعمه! دوم: تخصص، تجربه و آگاهی از مسائل شهر و روستاست شورا جای آزمون و خطا نیست. فردی باید وارد شود که درد مردم را بشناسد با مشکلات عمرانی، فرهنگی، اجتماعی و إقتصادی آشنا باشد و توان تصمیم گیریِ درست داشته باشد. سوم: روحیۀ خدمتگزاری و مردم داری است. عضو شورا نباید دنبال نام جایگاه یا منافعِ شخصی باشد. أمیرالمؤمنین علی (ع) میفرمایند: «بهترین مردم کسی است که بیشترین نفع را برای مردم داشته باشد.» شورا یعنی شنیدن صدای مردم نه تحمیلِ نظر خود. چهارم: پاکدستی شفافیت و پرهیز از فساد است. کسی که سابقۀ سوءِ إستفاده و رانت خواری یا وابستگیهای ناسالم دارد هرگز نمیتواند منشأِ پیشرفت باشد. إعتماد عمومی سرمایه ای است که به سختی بدست می آید و براحتی از بین میرود. پنجم: روحیۀ همدلی مشورت و کار جمعی است. شورا محل إختلاف أفکنی و دعواهای شخصی نیست بلکه جای همفکری و تعامل با نخبگان جوانان و إستفاده از ظرفیتهای مردمی است. و سخن آخر إینکه: هم ثبت نام کنندگان و هم رأی دهندگان باید با نیت إلهی و إحساسِ مسئولیت واردِ این میدان شوند. إنتخابِ درستِ إمروز آیندۀ آبادِ فردای شهر و روستای ما را رقم میزند.
حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :