ImamatKarbarView
صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
خطبه نماز جمعه
1404/4/27
إطاعت از رهبر چه در زمان حضور معصوم(ع) و چه در زمان غیبت شرطِ أساسی بهره مندی از نصرتِ الهی است.
Update Required To play the media you will need to
either update your browser to a recent version or update your Flash
plugin.
صوت خطبه اول
صوت خطبه دوم
خطبه اول
به گزارش روابط عمومی دفتر إمام جمعه لاریجان:
برگزاری نماز جمعه شهر رینه.
خطبه أول:
بسم الله الرحمن الرحیم. ألحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قال الله العظیم فی کتابه الکریم:
«وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ.» بقره/201
ترجمه: " و گروهی از آنان میگویند: پروردگارا! بما در دنیا نیکی و در آخرت هم نیکی عطا کن و ما را از عذاب آتش نگاه دار."
"اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَاللّه"
خودم و همه شما بندگان خدا را به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش ميکنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. خدا در آیۀ 21 سورۀ بقره میفرماید: يَا أَيُّهَا النَّاسُ یعنی ای تمام انسانها! اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ خدایی را عبادت کنید که شما و پیشینیانتان را آفرید برای إينكه او را عبادت کنید چرا زیر بار عبادت قرار بگیرد؟ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ برای إینکه بقدرتِ حفظِ خود از افتادن در خطراتِ دنیا و آخرت برسید. پس بندگان خدا إتقواالله! أگر بالاتر از مقامِ عبودیت مقامی وجود داشت بطورِ يقين پروردگارِ مهربان ِعالم آن را در قرآنِ کریم مطرح میفرمود چون خداوندِ متعال از بیان حقایق و هدایت مردم و بيانِ مقاماتی که ویژۀ آنان است بُخل ندارد عطای او به بندگانش عطای کامل و جامعی است اگر پرده ای که باعث میشود ما اموری را در زندگی خودمان بصورت محدود یا کم می بینیم برداشته شود دیگر آن محدود را محدود نمی بینیم. در متن نهج البلاغه (خطبة 159) أمیرِ مؤمنان عليه السلام فرموده عیسی بن مریم (ع) با یک پیراهن زندگی میکرد چراغِ شبش ماه و کفش پای او پوست پایش بوده بفکرمان میرسد که حضرت مسیح از زندگی مادی اش کم داشته است! ألبته ظاهر بین باشیم چنين حِسّی میکنیم ولی وقتی باطن را بما نشان بدهند میبینیم که عیسی بن مریم موقعیتش تام، کامل و جامع بوده است.یکی از خواسته های اولیاي خدا که در رأسشان پیامبران بودند این بوده: وَ مِنْهُمْ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً بقره/201 پروردگارِ عالم در أواخر سورۀ مبارکۀ آل عمران آيۀ صد و نود و پنج میفرماید: در همین دنیا این دعای آنان را مستجاب کردم: فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ. امام صادق علیه السلام وقتی حسنه را در دنیا معنا میکنند میفرمایند حسنۀ در دنیا یک زندگی مادی قابل قبولِ عبد پروردگار است. (شيخ صدوق، معاني الاخبار، ص175). امام صادق(ع) میفرماید: زماني موسی بن عمران (ع) دلش بحال یک صیاد سوخت خطاب رسید من پردۀ باطنِ این صیاد را برایت کنار میزنم نگاه کن و بعد نظر بده وقتی به باطن صياد نگاه میکند شاد میشود و کاملاً نسبت به وضع او قانع میگردد (علامة مجلسي، بحارالانوار، ج13، ص250). شما ببینید إبن زیاد به مسخره به حضرت زینب علیها السلام گفت مالتان که در کربلا غارت شد برادرانت که کشته شدند پسرانت که قطعه قطعه شدند هیچ چیزی برایت نمانده است حالا رفتار خداوند با شما را چجور میبینی؟ زینب کبری بر أساسِ باطن جوابِ إبن زیاد را داد که من فکر میکنم إبن زیاد و آنهایی که این جواب را شنیدند أصلاً نفهمیدند كه زینب کبری علیها السلام چی گفته! ما که كمي با آیات قرآن و روایات سر و کار داریم برایمان روشن است که زینب کبری چی فرمودند به ابن زیاد فرمودند: وَ مَا رَايْتُ اِلَّا جَمِیلاً. (ابن نما حلي، مثيرالاحزان، ص71) من که از خداوند جز زیبایی هیچ چیزی ندیدم یعنی ما هیچ چیزی را از دست ندادیم نه مالی را از دست دادیم نه جانی را از دست دادیم. أمیرِ مؤمنان (ع) میفرماید من به آن کسی غارت شده نمیگویم كه مالش را غارت کردند در یک جملۀ عارفانه میفرماید: والْحَرِیبُ مَنْ حَرَبَ دِینَهُ (شيخ كليني، كافي، ج2، ص216) كسي که دینش را غارت کردند او همه چیزش را از دست داده است. زینب کبری علیها السلام حادثۀ کربلا را با إیمانش پذیرفت و صبر کرد. قرآن میگوید روز قیامت این آدم صابر دو پاداش دارد: أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا قصص/54 پس چیزی از دست نداده بلكه چیزی را هم بدست آورده است. آنهایی که باطن نگرند هیچوقت تحت تأثیر موجها قرار نمیگیرند چون میدانند موج میآید و میرود ریشۀ موج باد است چیز دیگری نیست. پیش صاحب نظران مُلکِ سلیمان باد است - بلکه آن است سلیمان که زِ مُلک آزاد است! ألبته موج را بر أساسِ موج أرزیابی میکنند موجِ غنا، موج فقر، موج مرگ، موج سختی، موج شدت، موج بلا! مردم در أرزیابی کردنشان نسبت به پروردگار إنحراف پیدا میکنند. قرآن هم به إنحرافات آنهایی که با نظر ظاهر أرزیابی میکنند إشاره میکند: وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاَهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ فجر/16 بمحض اینکه مقداري تنگی در مال و مادیت برایش میآید میگوید این خدا آدم را اصلاً خوار و بی آبرو میخواهد! آيا واقعاً خدا اینجور است؟ خدایی که در قرآن مجید در مقابل غیبت موضع گیری کرده که با زبانتان به آبروی کسی لطمه نزنید آيا این پروردگار خودش آبرو ریز است؟! هر کسی آبرویش را بر باد داده خودش باعثِ آن است و الّا شما ده میلیون گناهِ کبیره در خلوت بکنید أگر خدا آبرویتان را بُرد محال است! اولياي إلهي در برابر آن همه مرارت و رنج كه به آنها ميرسد ميگويند: وَ مَا رَايْتُ اِلَّا جَمِیلاً. آنها که اولياي إلهي أند هُمُ الَّذِينَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ الدُّنْيَا إِذَا نَظَرَ النَّاسُ إِلَى ظَاهِرِهَا. در هر چیز به باطن نگاه میکنند یا حالا واقعاً خودشان چشم پیدا کردند و دارند می بینند و آنی که میبینند عجیب به ظاهرش دلخوش میشوند. حضرت امام حسين عليه السلام وقتی از مکه بطرف کربلا میآیند جلوی أسبش را میگیرند و به او میگویند نرو چون سفرت بوی خون میدهد یعنی جانت در خطر أست. فرمودند: إشتیاقم بمرگ از إشتیاقِ یعقوبِ فراق کشیده به دیدن یوسف شدیدتر است. (ابن نما حلي، مثيرالاحزان، ص29). یعنی وجود مقدس حضرت سیدالشهدا (ع) مطمئن بخدا است. بخاطر این إطمینانِ همه جانبه است که أئمۀ ما فرمودند در نمازهای تان سورۀ فجر را بخوانید بخاطر آیۀ آخر آن که محضِ حسینِ ما نازل شده است: يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ إرْجِعِي إِلَى رَبِّكِ فجر/27 (شيخ عبدالله بحراني، العوالم، الحسين، 98ـ 97) یعنی از طریق این آیه نمازتان را بحضرت حسین (ع) وصل بکنید تا عبادتتان در حدّ خودتان در طول عبادتِ او إطمینان آور باشد. اگر کسی بپرسد در این پنجاه وهفت سالِ عمرِ أبیعبدالله (ع) اوجِ نشاط او کجا بوده است؟ میگوییم اوج نشاط ایشان در گودال قتلگاه بود آنجایی که یک مرتبه کلّ باطن را دید و با یک حال مخلصانه فریاد زد: اِلَهِی رضاً بِقَضَائِکَ إين اوجِ نشاطِ روحی است تَسْلِیمَاً لِاَمْرِکَ لَا مَعْبُودَ لِی سِوَاکَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغیثِینَ. چون در حال بود دیگر متوجّه آمدن شمر نشد وقتي آدم در حال است فقط همان حال و هدفش را میبیند. ذکرِ مصیبت ورود أهلبیت به شام:// سید بن طاووس در لهوف و مجلسی در جلد چهل و پنج بحار نوشته اند: وقتی مزدوران یزید اهلبیت را نزدیک شام آوردند امّ کلثوم به شمر فرمود: این جا شهر دمشق است، ما را از دروازه ای وارد کنید که مردمان کمتری در رفت و آمد باشند و کمتر به تماشای ما برخیزند و سرهای بریدۀ شهیدان ما را جلوتر از ما حرکت بدهید که مردم با تماشای آن سرهای نورانی به تماشای ما نپردازند. ولی شمر برخلاف خواستۀ دختر أمیرالمؤمنین فرمان داد أهلبیت را از دروازۀ ساعات که پُر جمعیت ترین بود عبور دهند و سرهای بریده را لا به لای کجاوه ها ببرند. پیرمردی از اهالی شام وقتی اسیران را دید فکر میکردند همه کافرند جلو آمد و گفت: (الحَمدُ لله الذی قَتَلَکُم) خدا را شکر میکنم که شما را کشت (وَ قَطَعَ قَرناً فِتنَة) و شاخ فتنه را با نابود کردن شما برید. وقتی ساکت شد زین العابدین رو کرد به او فرمود: (هَل قَرَأتَ القرآن؟) خیلی تعجب کرد پیرمرد اسم قرآن را برای چه این پیرمرد می برد؟ چرا به من میگوید آیا قرآن خوانده ای؟ عرض کرد: بله خوانده ام. فرمود: این آیه را خوانده ای؟ (وَاعلَم إنَّما غَنِمتُم مِن شَئ) آیا این آیه را خوانده ای؟ (وَ آیاتِ ذَالقُربی حَقَّه) آیا این آیه را خوانده ای؟ (قُل لا أسئَلُکُم عَلَیهِ أجراً إلّا المَودَّةَ فی القُربی) آیا این آیه را خوانده ای؟ (إنَّما یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ البَیت وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا) پیرمرد این آیات در حق ما نازل شده است، ذوی القربی ما هستیم أهلبیت ما هستیم که خدا ما را از هر آلایشی پاک کرده. پیرمرد به شدت ناراحت شد و دست بسوی خدا برداشت و گفت: (اللهمَّ إنّی أتوبُ إلَیک) خدایا توبه می کنم. (اللهمَّ إنّی أبرَءُ إلَیکَ مِن عَدُّوِ آلِ مُحمَّد وَ مِن قَتَلَتَ أهلِ بیتِ مُحمَّد) خدایا از دشمنان اهلبیت و کشندگان بیزاری میجویم. آنوقت گفت: یابن رسول الله آیا توبۀ من قبول است؟ حضرت فرمود: (إن تُبتَ تابَ اللهُ عَلَیکَ وَ أنتَ مَعَنا) اگر توبه کنی حتماً قبول است و با ما خواهی بود. وقتی این خبر به یزید رسید فرمان داد سریع پیرمرد را بکشند. سهل ساعدی که از صحابی پیغمبر است میگوید: من بخاطر کاری به بیت المقدس سفر کردم از آنجا به شام آمدم دیدم شهر را آذین بسته اند به در و دیوار پارچه های رنگی آویخته اند زنان خواننده به خوانندگی و نوازندگی مشغولند خیلی تعجب کردم این شادی و خوشحالی برای چیست؟ به مردی از اهل شام گفتم: امروز روز عید است؟ پیرمرد گفت: مگر مرد جاهلی هستی یا از راه خیلی دور به این جا آمده ای؟ گفتم: نه به خدا سوگند من سهل ساعدی از صحابی پیامبرم. گفت: (یا سَهل ماأعجَبَک) تعجب نمیکنی؟ (السَّماءُ لا تَمتَرُ دَماً وَ الأرض لا تَنخَسِّفَ بِأهلِها) که آسمان خون نمیبارد و زمین أهلش را فرو نمی برد؟ گفتم: برای چه؟ گفت: امروز سر بریدۀ حسین را از عراق به درگاه یزید میبرند. گفتم: شگفتا سر بریدۀ أبیعبدالله را نزد یزید می برند و مردم شادی میکنند؟ گفتم از کدام دروازه؟ گفت: دروازۀ ساعات. آمدم کنار دروازۀ ساعات دیدم سر شهدا را به نیزه حمل میکنند سر أبیعبدالله را که شبیه ترین مردم به پیامبر است به بالای دسته پرچمی نصب کرده اند از پشت آن پرچم دختری را دیدم بر شتری بی جهاز سوار است جلو رفتم گفتم: دختر کیستی؟ فرمود: من سکینه دختر حسینم. گفتم: من سهل ساعدی از صحابه ی جدّت هستم اگر فرمانی داری ببرم. فرمود: بگو این سر بریده را دورتر از ما حمل کنند تا مردم به تماشای آن بپردازند و کمتر حرم رسول خدا را نظر کنند. رفتم به کسی که سر نزد او بود گفتم: این چهل دینار زر سرخ را از من بگیر و این سر بریده را از أهلبیت فاصله بده.
خطبه دوم
خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج..
اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهرِ سرور و سالارِ شهیدان رهبر آزادگان جهان حضرت أباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفایش و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش جمیع مؤمنين و مؤمنات، علما، صلحا، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت 417 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
نکاتِ این هفته نماز جمعه 27 تیر ماهِ سال 1404 را بمحضر شما نمازگزاران عزیزِ جمعه لاریجان عرضه میدارم.
نکته أول:
در نخستین دیدار رسمی پس از ۱۲ روز دفاع مقدس رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسینیه امام خمینی(ره) با مسئولانِ أرشد قضایی سه پیام کلیدی را تبیین کردند: پاسخ کوبنده به دشمن، صیانت از وحدت ملی و هم پوشانی دیپلماسی و قدرتِ نظامی! إین بیانات در واقع بسط سه گانۀ پیروزیهای پیشین بود: پیروزی بر رژیم صهیونیستی، پیروزی بر آمریکا و إتحاد بیسابقۀ مردم. أهمیت نمادین دیدار پاسخ عملی به تبلیغات دشمن بود این دیدار با وجود تأخیر ناشی از شرایطِ جنگی إثبات کرد رهبر إنقلاب همچنان مسیر عادی مدیریت کشور را با قاطعیت پیگیری میکنند. إنتصابِ فقهای شورای نگهبان و برگزاری فوری دیدارِعقب افتاده با قوه قضائیه نمونه ای از إقتدارِ مدیریتی رهبر فرزانۀ إنقلاب است. روایت پیروزیِ تغییر دهندۀ معادلات و خم شدن و به زمین چسبیدن رژیم صهیونیستی و إستمداد از آمریکا بعنوان نماد شکست. عملیات علیه پایگاه العدید (قطر) به مثابۀ پاسخِ حساس و راهبردی که "دست پُر بودن إیران" را إثبات کرد. خطِ قرمز حفظ اقتدارِ إتحاد بی سابقه مردم طی جنگ ۱۲روزه، نقشه دشمن برای "فعالسازی هسته های خفته" را خنثی کرد. پرهیزِ مطلق از جنجالهای جناحی إیرادهای غیر ضروری و بی صبری از أهمِّ سخنانِ رهبر انقلاب بود و فرمودند: آتش بس نتیجه "پاسخهای سهمگین و ادامه دار" ایران بود نه نشانۀ ضعف! بعد سه فرمانِ رسانه ای داد أول: إقتدارِ ملت ایران باید تصویرسازی شود دوم: روایت فتح مستمر باشد. سوم: حفظ إنسجام ملی باید إستمرار پیدا کند. و إینکه خداوند نقشه دشمن را باطل و مردم را به میدان آورد" إین روایت با قاب بندی های رسانه ای از حضور همگانی ملت باید تداوم یابد.
نکته دوم:
مباحثی که درباره مذاکره مطرح میشود باید دو شرط داشته باشد. أول: أگر طرف آمریکایی پذیرفت وارد مذاکره شوید و اگر نپذیرفت حتماً غرض دیگری در سر دارد و نباید کشور معطل مذاکره ای شود که خط قرمز ایران را تأمین نمیکند. شرط دوم این است که آمریکا، اروپا و آژانس حملۀ إسرائیل و آمریکا به ایران را که در وسط مذاکره و با خدعه صورت گرفت محکوم کنند. آیا مذاکره با کسانی که إعتقاد دارند ما باید بمباران شویم معقول است؟! یکی از همسایگان ما نیز تا حال محکوم نکرده یعنی إعتقادش این استکه إسرائیل و آمریکا کار درستی کرده اند و باید ایران را از روی نقشه حذف کنند! تهران نه تنها میدان مذاکره را ترک نکرده بلکه آن را به أبزاری برای مدیریتِ فشارهای خارجی تبدیل کرده است. إسرائیل با اشتباهِ أخیرِ خود عملاً به إیران پیغام داد که قانون دنیا قانون جنگل است یعنی باید سلاحهای پیشرفته درست کنید. این بهترین پیغامِ تهاجم ظالمانه بودو إیران قطعاً بطرف سلاحهای بسیار پیشرفته خواهد رفت هر چند در حال حاضر سلاحهای بسیار پیشرفته و ناشناخته ای دارد که در این جنگ از آن إستفاده نکردیم. ما در این جنگ یک مطلب بزرگ را به إسرائیل فهماندیم و از این ببعد با تمام توان کاری خواهیم کرد که إسرائیل آنرا خوب بفهمد و آن اینکه بدون سلاحِ أتمی میتوان قدرتِ فائقِ منطقه شد. جنگ إمروز دیگر تنها در میدانهای نظامی خلاصه نمیشود. دیپلماسی،حقوقِ بین الملل، رسانه، إقتصاد و أفکار عمومی همگی جبهه هایی هستند که دشمن در آنها بصورت ترکیبی عمل میکند.
نکته سوم:
إین أیام باید مواظب دسیسه های مُرجفون باشیم. آنهایی که با سخنان، شایعه پراکنی ها، موضعگیریها و إظهار نظرهای خود، جَوِّ عمومی جامعه را به سمت تشنج و آشوبِ روانی سوق میدهند. آنها در ظاهر ممکن است لباس نقد یا تحلیل به تن کنند أما در باطن مأموریتی جز تزریقِ ترس، نا امیدی و بی إعتمادی به جامعه ندارند. مُرجِف نه صراحتِ دشمن را دارد و نه صداقت دوست را! إدعا میکنند که سخنانشان در چار چوبِ آزادی بیان و تحلیل عقلانی مطرح میشود أما این إدعاها تنها پوششی برای پنهان کردن نیت واقعی آنهاست در واقع آنها قاتلان امید و عزم ملی هستند.
نکته چهارم:
إمروز دورانِ طلایی مبارزۀ حق علیه باطل است یکی از عوامل کلیدی که این دوران را طلایی کرده توانمندی بی سابقۀ جبهه حق است که به تنهایی در برابر این جبهه عظیم ایستاده و نیازی به إستفادۀ عملیاتی از متحدان خود نداشته است. این جنگ بار دیگر ثابت کرد که ملت ایران با إتکا به خداوند و رهبری ولی فقیه قادر است در برابر هر دشمنی ایستادگی کرده و پیروز شود. أهمیتِ حضورِ ولی فقیه برای حفظ ایران عزیز در این جنگ کاملا مشهود بود. أهمیتِ تقویت زیر ساختهای نظامی و موشکی برای ما روشن شد. بدعهدی جبهۀ إستکبار برای دنیا مشخص شد. معلوم شد إسرائیل و آمریکا با ایرانِ قوی مشکل دارند. دروغگویی سردمداران إسرائیلی و آمریکایی برای سیاستمدارانِ ساده لوحِ ما رونمایی شد. حسابِ آمریکا و إسرائیل از هم جدا نیست. شعارهای حقوق بشری غرب همش نمایشی بود. غلط بودن شعار فتنه ۸۸ ثابت شد. خیانت رسانه های بیگانه برملا شد. جبهه حق با وجود شهادت فرماندهان إستمرار خواهد داشت. نسل جدید به فرهنگ إیثار و مقاومت عشق میورزد. همۀ إین موارد درسهای معرفتی بود که در این جنگ 12 روزه بدست ما آمد. إطاعت از رهبر چه در زمان حضور معصوم(ع) و چه در زمان غیبت شرطِ أساسی بهره مندی از نصرتِ الهی است. جایگزین کردن تحلیلهای شخصی یا غُر زدن بجای تبعیت، همان خطایی است که در اُحد رخ داد. امروز نیز بی توجهی به رهنمودهای رهبری دینی و إلهی میتواند ما را از مسیر نصرت و وعده های إلهی دور کند.
در پایان:
25 محرم سالروز شهادت حضرت زین العابدین(ع) را بمحضر همۀ شیعیان و مُحِبّینِ أهلبیت تسلیت و تعزیت عرض مینمایم. إمام سجاد(ع) با دعای بیست وهفتم به مؤمنان میآموزند که در برابر جبهه باطل باید به دعا و إرتباط با خدا پناه برد. این دعا بویژه در شرایط کنونی برای مرز داران و مدافعانِ إسلام پیامی إلهام بخش است که با تکیه بر خدا میتوان در برابر دشمنان پیروز شد. امام سجاد (ع) با صحیفه سجادیه بما آموختند که در هر شرایطی از خفقانِ سیاسی تا پیروزیهای بزرگ باید به خدا پناه برد و با دعا نُصرتِ إلهی را طلب کرد. این دعاها برای همه دورانها و نسلها راهنمایی روشن و الهامبخش است.
حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :