ImamatKarbarView
صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
خطبه نماز جمعه
1404/4/13
عاشورا نقطۀ عطفی در تاریخ بشر و پرچم حاکمیت دین خداست شهدای کربلا در تاریخ بشریت جایگاهی بینظیر دارند که نه پیشینیان و نه آیندگان به مقام والای آنان دست نخواهند یافت.
Update Required To play the media you will need to
either update your browser to a recent version or update your Flash
plugin.
صوت خطبه اول
صوت خطبه دوم
خطبه اول
به گزارش روابط عمومی دفتر إمام جمعه لاریجان:
برگزاری نماز جمعه شهر رینه.
خطبه أول:
بسم الله الرحمن الرحیم. ألحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قال الله العظیم فی کتابه الکریم:
« إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» فصلت/30
ترجمه: " بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست سپس در میدان عمل بر این حقیقت إستقامت ورزیدند فرشتگان بر آنان نازل میشوند و میگویند: مترسید و أندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند بشارت باد."
"اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَاللّه"
خودم و همه شما بندگان خدا را در آستانه عاشورای حسینی (ع) به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش ميکنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. بهترین نشانۀ زهدِ کامل و خوار شمردنِ دنیا، فداکاری و گذشت إمام حسین (ع) از جان خود و جوانان و برادران و أصحاب و یاران و تَن دادن به آن همه مصیبت و بلا بود أگر دنیا و مال و نعمتِ آن در نظر کسی بی أرزش نباشد نمیتواند إینگونه در راه حق و یاری دین خدا و بزرگداشت هدف عالی خود پایداری و إستقامت وزد تا به حدی که بدن قطعه قطعه عزیزانش را ببیند و صدای ناله زنان و کودکان را بشنود ولی در راه یاری دین خدا ثابت و پا بر جا بماند و در مقابل باطل نرمش نشان ندهد. پس بندگان خدا إتقواالله! با توجه به فرا رسیدنِ عاشورای حسینی و أیام مصیبتِ جانکاهِ أباعبدالله الحسین (ع) محور خطبۀ أولم را به مقام شهدای کربلا،عزیز بودنِ عزادارانِ إمام حسین (ع) نزدِ خدای متعال و برکتِ گریه و ذکر مصیبت بر إیشان إختصاص میدهم. در یکی از جملاتِ زیارتِ إلهی و ملکوتی "وارث" بمحضرِ مبارک این هفتاد و دو نفر عرضه میداریم: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَوْلِيَاءَ اللَّهِ وَ أَحِبَّاءَه (مفاتیح الجنان/شیخ قمی/زیارت وارث) شما هفتاد و دو نفر از اولیا خدا یعنی به مقامِ با عظمتِ ولایت رسیده بودید هر کدام از کوچک تا بزرگِ شما به تنهایی یک ولی بودید! آثارِ ولایت آنها بعد از هزار و چند صد سال ولایتمداری باز کنندۀ راهِ قُربِ إلهی بسوی مردمند. إمام ششم (ع) میفرمایند: «کسی که برای اینها در حال غُصه نفس میکشد نَفَسِ او تسبیح است. آبِ چشمی که در حال گریه برای آنها بیرون می آید رحمت خداست» چون گریۀ بر آنها باعثِ آمرزشِ گناه و پاک شدن و محبوب شدن پیش پروردگار أست ألبته همۀ این آثار برای کسانی است که خودشان را در معرضِ إین نسیمِ إلهی قرار دهند درخت خشکیدۀ وجودِ آنها از این نسیم منبعِ منفعت و خیر بشوند. «وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً. آل عمران/37 «مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُ. فاطر/10 بشرطی که آدم خودش را در این وادی قرار بدهد و إلا أگر بیرون از این مرز زندگی بکند جزو گروه «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ و گروهِ والضالین است. فاتحه/7 أز رَحِم مادر تا اینجا به خیلی از بلاها و لغزشها و گناهان دچار نشده ایم فقط از برکتِ بویی است که از آنها گرفته ایم «وَ كَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاَءِ اَقَلْتَهُ وَ كَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَناءٍ جَميلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ. (مفاتیح الجنان/شیخ قمی/دعای کمیل) إحترامِ ما پیش خدا بخاطر حضرت سید الشهدا (ع) است. تا حالا چقدر گناه خطرناکی که آبرویت را به باد میداد برایت پیش آمد فرار کردی! آن تو نبودی که فرار کردی آنها بودند که فراریت دادند ولایتِ آنها بوده که بر تو إشراف دارد. «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا کسانی که گفتند: پرورش دهنده و به وجود آوردۀ ما الله است و سپس بر این عقیدۀ خود إستقامت کردند «وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ فصلت/30 ای فرشته ها! آنها را بهنگام مرگ بشارت بدهید که ما میخواهیم تو را به بهشتی که وعده داده شده است ببریم. وقتی وارد عالم قبر شدی «نَحْنُ أَوْلِياؤُكُم. ما ملائکه مامور هستیم رفیق شما بشویم. «فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَه حافظ و خادم شما هستیم. وقتی وارد بهشت شدید هر چی دل شما میخواهد بخواهد عیبی ندارد. «وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُون. فصلت/31 این پذیرایی من است تو بوی حسین (ع) را بده من یک سفرۀ بی نهایت در دنیا و آخرت برای تو پهن میکنم بفکر و قلبت نور میدهم. بچه هایت را هم با رنگ و بوی أباعبدالله (ع) بار میآورم خانه ات را در أمنیت قرار میدهم کسب تو را حلال نگه میدارم پذیرایی کنندۀ کریم است که کَرَمش نهایت ندارد. وجود مقدس حضرت سیدالشهدا (ع) از یک محلی رد میشدند حمال های بازار سَرِ ظُهر سُفره را پهن کرده بودند داشتند نانِ خشک میخوردند یکی از آنها گفت بروم آقا را بیاورم با ما هم غذا بشود؟ به او گفتند: خجالت بکش إین شخصیتِ عَالَمِ خلقتِ زمین و آسمان ملائکه خادمش هستند پا برهنه دوید حسین جان! إمروز نهار را با ما میخوری؟ فرمود: بله چرا نخورم! حمال ها دیدند پسر فاطمه (س) دارد میآید هُمایِ اُوجِ سعادت به دادِ ما اُفتد - أگر تو را گذری بر مقامِ ما افتد! امام حسین (ع) روی خاک نشست نانِ خشک را قشنگ خورد بعد فرمود: من به حرف شما گوش دادم شما هم فردا نهار خانۀ من دعوت هستید ماتشان بُرد فردا ما خانۀ أباعبدالله (ع) دعوت داریم! قنبر را صدا کرد فردا چند تا مهمان خیلی محترم دارم أولاً به تعداد نفرات آنها پارچه، پول، شیء قیمتی تهیه کن ناهار را خوردند خواستند بروند به آنها بدهم بعد هم بهترین سُفره را برای آنها بنداز! این گریه که بما دادند مال أنبیا و پیامبر و مادرش فاطمه زهرا (س) است. حضرتِ موسی (ع) در کوهِ طور گفت: خدایا! پیامبری بالاتر از من است؟ خطاب رسید: بله! پیامبر آخر محمد بن عبدالله (ص) از تو بالاتر است. گفت: خدایا به او مؤمن هستم. بعد گفت: از امتِ من بالاتر کسی است؟ خداوند متعال فرمود: بله! امت پیامبرِ آخرالزمان. گفت: مگر چه إمتیازی به آنها داده ای که از ما بالاتر هستند؟! پنج تا إمتیاز را خدا شمرد من یکی را میگویم: یا موسی من به آنها عاشورا داده ام یعنی إمروز خدا دارد از شما پذیرایی میکند! پاداش صبر در راه سید الشهدا: «وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ باب. رعد/23 در قیامت ملائکه از رو بِرو، پُشتِ سر، دستِ راست، دستِ چپ و بالا سَر هجوم می آورند و میخواهند خودشان را به این آدم برسانند. «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُم. رعد/24 شما بودید که در راه حسین (ع) صبر کردید و خودتان را آلوده نکردید. پیامبر أکرم (ص) با چند نفر در کوچه داشتند میرفتند هفت هشت تا بچه قاطی هم تو گرد و خاک بازی میکردند رسول أکرم یکی از این بچه ها را بغل کردند کنار کوچه چهار زانو نشستند و بچه را روی زانو نشاند دستی به سرش کشید و گفت: آفرین عزیزِ دلم! بعد هم بچه را فرستاد. أصحاب گفتند: آقا این کی بود؟ فرمودند: از تَهِ کوچه که داشتم می آمدم حسینم را قاطی بچه ها دیدم بازی میکند حسینم که راه میرفت این بچه هر جا حسینم پا میگذاشت خاک را بر میداشت به خودش میمالد او یکی أز هفتاد و یک یار حسین است. السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَوْلِيَاءَ اللَّه (مفاتیح الجنان/شیخ قمی /زیارت وارث) أولین روضه خوان امام حسین علیه السلام هنگام تولد ایشان: روز تولد إمام حسین (ع) خانۀ حضرت زهرا و أمیرالمؤمنین وقتی قنداقه اش را دست پیامبر دادند سرش را روی سینه بچه آورد وقتی سرش را بلند کرد زهرا(س) دید تمام صورتِ پیامبر خیس است! «وَ مَا يَجْرِي عَلَيْهِ مِنَ الْمِحَنِ. بابا چرا گریه کردی؟! «أَخْبَرَ النَّبِيُّ (ص) ابْنَتَهُ فَاطِمَةَ بِقَتْلِ وَلَدِهَا الْحُسَيْنِ وَ مَا يَجْرِي عَلَيْهِ مِنَ الْمِحَنِ بَكَتْ فَاطِمَةُ بُكَاءً شَدِيداً پیامبر مقداری از حوادث روز عاشورا را گفت که این بچه با هفتاد و دو نفر گرفتارِ تشنگی میشوند و یارانش را سر می برند بچه هایش را میکُشند میگویند: به زن زائو خبر بَد ندهید ولی این جا چاره ای نبود. «وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ مَتَى يَكُونُ ذَلِک؟ إین قضیه کِی هست؟ «قَالَ فِي زَمَانٍ خَالٍ مِنِّي وَ مِنْكِ وَ مِنْ عَلِيٍّ آنروزی که این حادثه اتفاق می افتد من و بابایش علی هم نیستیم داداش او هم نیست تو هم نیستی! «فَاشْتَدَّ بُكَاؤُهَا. دیگر زهرا بلند شد نشست و بلند بلند گریه کرد «وَ قَالَتْ يَا أَبَهْ فَمَنْ يَبْكِي عَلَيْهِ وَ مَنْ يَلْتَزِمُ بِإِقَامَةِ الْعَزَاءِ لَه؟ پس برای حسینِ من کی گریه میکند؟ کی برایش جلسه میگیرد؟ «فَقَالَ النَّبِيُّ يَا فَاطِمَةُ إِنَّ نِسَاءَ أُمَّتِي يَبْكُونَ عَلَى نِسَاءِ أَهْلِ بَيْتِي وَ رِجَالَهُمْ يَبْكُونَ عَلَى رِجَالِ أَهْلِ بَيْتِی. آنقدر زنهای امتم برای حسین تو گریه میکنند أما برای بچۀ خودش تا شبِ چهل و یا هفت گریه میکند تمام میشود أما این زنها تا آخرِ عُمر این گریه را برای حسینت دارند «وَ رِجَالَهُمْ يَبْكُونَ عَلَى رِجَالِ أَهْلِ بَيْتِی. مردها و جوانهایی از امت من بیایند که برای حسین تو عزاداری و گریه کنند آنروز کنار بسترِ زهرا (س) پیامبر قیافه ما را می دید! إمام صادق (ع) میفرماید: «آنها میشنوند ولی مادرم زهرا (س) بالا سر شما با شما گریه میکند» «وَ يُجَدِّدُونَ الْعَزَاءَ جِيلًا بَعْدَ جِيلٍ. عزا را نسل به نسل تجدید میکنند بعد پیامبر بحضرت زهرا (س) فرمود: «فَإِذَا كَانَ الْقِيَامَه وقتی قیامت بر پا شود خدا بتو دستور میدهد سراغ کُلِّ زنهایی که برای حسین تو گریه کردند بروی و بمن هم میگوید: «أَشْفَعُ لِلرِّجَال. برو سراغ هر کس که با حسین (ع) تو بوده وَ كُلُّ مَنْ بَكَى مِنْهُمْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ. دخترم من دست همه گریه کن ها را میگیرم تو هم دست همه زنها را میگیری. «أَدْخَلْنَاهُ الْجَنَّةَ. و با خودمان به بهشت میبریم «يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ. همه چشمها قیامت گریان است «إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْن مگر چشمهایی که برای حسینِ تو گریه کنند!
ذکر مصیبت: أباعبدالله سلام الله علیه//

روز عاشورا بعد از ظهر دورش را گرفتند کسی از یاران دیگر نمانده بود یک نگاهی به همه کرد و خدا حافظی کرد «عَلَيْكُنَّ مِنِّي السَّلَام أما به این سادگی نبود صدای نالۀ زن و بچه به آسمان بود. خودش هم مثلِ أبر بهار گریه میکرد بعد هم یک خداحافظی با زینب کبری (س) کرد دست را روی قلب خواهر گذاشت خواهرم تحمل کن. گفت حسین جان چه کنم؟ حضرت فرمود: تکیه به خدا کن سوار بر مرکب شد دیگر همه دل بریدند میخواهد برود. دید مرکب راه نمیرود من که با همه خدا حافظی کردم بچه ها را که بوسیدم با خواهرم که خدا حافظی کردم أسب تو چرا نمیروی؟ چشم أسب هم دارد أشک میریزد دید سکینه جلوی اسب آمده است بابا میخواهی بروی؟ مولا پیاده شد روی خاک نشست حد أکثر سِنّی که برای سکینه نوشته بودند سیزده سالش بود نشاند بغل دست خودش گفت: بابا صبح تا حالا که میدان میرفتی بر میگشتی الان هم که داری میروی بر میگردی؟ نه دخترم! دیگر بر نمیگردم. بابا نمیشود یک کاری برای ما بکنی؟ قبل از رفتن خودت بیا ما را به مدینه بر گردان. سکینه جانم من دیگر وقتم تمام شده است نمیگذارند که من برگردم. بابا تو از من یک درخواست کردی من نمیتوانستم جواب تو را بدهم حالا من از تو یک درخواست بکنم؟ بچه بلند شد دست به گردن أباعبدالله (ع) أنداخت صورت بابا را روی سینه اش گذاشت. بابا را بوسید بابا چی کار کنم؟ سکینه جان إینقدر زیاد برای من گریه نکن. حضرت به میدان آمد حمله کرد ترسیدند راه باز کردند وارد شریعه شد «الْمَاءَ حَتَّى تَشْرَبَ قصد کرد یک خورده آب بخورد «رَماهُ الحُصَینُ بنُ نُمَیرٍ بِسَهمٍ فَدَخَلَ فَمَهُ وَ حالَ بَینَه وَ بَینَ شُربِ الماءِ فَوَضَعَ القَدَحَ مِن یدِهِ» هنوز آب را ور نداشته بود یک تیر به صورتش زدند. گردنِ أسب را گرفت سرش را نزدیک آب بُرد گفت: «أَنْتَ عَطْشَان! تو تشنه ای و من هم تشنه هستم أما «وَاللَّهِ لَا ذُقْتُ الْمَاء بخدا قسم تا تو آب نخوری من نمیخورم. «فَلَمَّا سَمِعَ الْفَرَسُ كَلَام. أسب وقتی سخن أباعبدالله را شنید پوزه أش را از نزدیک آب تا جایی که میشد بالا آورد یعنی تو تشنه باشی و من آب بخورم. « وَ لَمْ يَشْرَب. آب نخورد تو شریعه بود که یک مرتبه جارچی ها با هم صدا زدند به خیمه های أباعبدالله حمله کردند حضرت بدون إینکه آب بخورد بیرون آمد بطرف خیمه ها پیچید دشمن عقب نشینی کرد وقتی آمد کنار خیمه ها بچه ها و خواهر ها و زن ها بیرون ریختند دیدند صورت زخم و پیشانی زخم است فریادِ زن و بچه بلند شد به سر و صورت زدند. «فقال لهن مهلا فان البکاء أمَامَکم» الان گریه نکنید آنوقت فریاد زد «یا زینب،یا کلثوم، یا يَا سُكَيْنَةُ يَا فَاطِمَةُ يَا زَيْنَبُ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ عَلَيْكُنَّ مِنِّي السَّلَام دیگر برای إسارت و سیلی و تازیانه خوردن آماده بشوید حرکت کرد وقتی یک ذَرّه دور شد زینب کبری گریبان چاک زد و روی خاک افتاد دوباره برگشت کنار زینب نشست شما کسی را که غش میکند با چی بِهوش می آورید؟ آب نبود. خم شد صورتش را نزدیک صورت زینب آورد شروع کرد گریه کردن أشکِ چشم روی صورت ریخت خواهر چشم را باز کرد دید حسین است سَرِ زینب را بدامن گذاشت خواهرم جدم رفت بابام رفت مادرم رفت برادرم رفت چرا إینقدر بی تابی میکنی؟ بعد إمام حسین رفت وارد معرکه شد إمام صادق میفرماید: جَدِّ من وسط معرکه سی و سه تیر به بدنش آمد. سی و چهار زخم شمشیر هم به ایشان خورد نیزۀ خودش را روی زمین فرو کرد همانطور که روی مرکب نشسته بود آرام به نیزه تکیه داد همانجوری که به نیزه تکیه داده بود پیشانی را مورد حمله قرار دادند. دامن پیراهن را بالا زد جلوی خون پیشانی را بگیرد نمیدانم چند نفر! أما إمام صادق (ع) میفرماید: از همه طرف شروع به سنگ باران کردند إینجا یک جمله مال زینب کبری (ع) است. مثل إینکه دخترعلی تو این شلوغی بالای بلندی آمده بود زینب کبری میگوید: آنوقتی که تکیه داده بود یک نفر آمد جلو یک شمشیر به سرش زد عمامه اش پُر خون شد و نمیشد نگه داشت سرش برهنه شد أسب آمد در گودال دست و پایش را پهن کرد که أباعبدالله (ع) إرتفاعش را به زمین کم کند آرام پایش را از رِکاب در آورد میخواست خودش پیاده شود نشد به زمین افتاد زینب میگوید: «فحمل علی من کل جانب» تا دیدند افتاد از همه طرف ریختند در گودال یکی با پا روی شانه اش آمد روی دستش آمد. یکی روی سرش یکی روی پایش آمد یکمرتبه دیدند شمر آمد راه برایش باز کردند. جلو زن و بچه با دو زانو آمد رو سینه نشست او میکشید و من میکشیدم او خنجر از کین من ناله از دل. او میبرید و من میبردیم او از حسین سر من از حسین دل. (بحار الانوار /علامه مجلسی/45/47)
خطبه دوم
خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج..

اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهرِ سرور و سالارِ شهیدان رهبر آزادگان جهان حضرت أباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفایش و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش جمیع مؤمنين و مؤمنات، علما، صلحا، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامتو أمنیت مخصوصاً سردارانِ گرانقدر و دانشمندان هسته ای و دیگر شهدای أخیر تروریستی در کشور بوسیله رژیم رَزلِ صهیونی 417 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
نکاتِ این هفته نماز جمعه 13 تیر ماهِ سال 1404 را بمحضر شما نمازگزاران عزیزِ جمعه لاریجان عرضه میدارم.
نکته أول:
فرا رسیدنِ أیامِ تاسوعا و عاشورای حسینی (ع) را بساحتِ مقدسِ صاحبِ عزا حضرت ولیعصر(عج) و مقام معظم رهبری و بهمه شما إرادتمندان و عاشقان کوی حسینی(ع) تسلیت عرض مینمایم. عاشورا نقطۀ عطفی در تاریخ بشر و پرچم حاکمیت دین خداست شهدای کربلا در تاریخ بشریت جایگاهی بینظیر دارند که نه پیشینیان و نه آیندگان به مقام والای آنان دست نخواهند یافت. این برتری ریشه در شناخت عمیق و بصیرت نافذِ أصحاب الحسین (ع) و عبورِ موفقِ آنها از دالانهای تاریک و پیچیدۀ جنگِ شناختی و تبلیغاتی دارد که دشمنان أهلبیت(ع) با ترورهای چهار گانه شاخص، شخصیت، تشخیص و شخص طراحی کرده بودند. نقشِ بسزای تبلیغاتِ دشمنان در گمراهی جامعه رازِ عظمتِ شهدای کربلا در برابر این فتنه ها را روشن میسازد. بهمین جهت زیارت عاشورا پیش از لعنِ قاتلانِ أهلِبیت(ع) ما را به محکومیتِ کسانی متوجه میسازد که أهلبیت(ع) را از مقام و مرتبه إلهیشان کنار زدند: «وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللهُ فیها» بی تفاوتی نسبت به فجایع و سُهولتِ ترورِ شخص موقعی إتفاق می افتد که که تشخیصِ جامعه مُختَل شود! وضعیتِ جامعه در این ترورها بقدری بد شده بود که فکر میکردند کشتن امام حسین(ع) از واجبات است! بفرمایش امام سجاد(ع): «لَا یوْمَ کَیوْمِ الْحُسَینِ (ع) ازْدَلَفَ عَلَیهِ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ یزْعُمُونَ أَنَّهُمْ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ کُلٌّ یتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ» (أمالی صدوق، ص462). هیچ روزی مانند روز شهادت حسین(ع) نیست که سی هزارنفرعلیه او جمع شدند و همه گمان میکردند از این امت هستند و میخواستند با ریختنِ خـونِ او بخدا نزدیک شوند در حالی که حسین(ع) آنها را نصیحت میکرد أما تأثیری نداشت تا إینکه او را از روی سرکشی و ظلـم و دشمنی کشتند. أما شهدای کربلا در چنین فضای مه آلود و پُر أز فتنه با بصیرتِ عمیقِ خود حق را از باطل تشخیص دادند. در روزگاری که تبلیغات ضد إسلامی معاویه و بنی امیه أفکار عمومی را مسموم کرده بود أصحاب امام حسین(ع) با شناخت دقیقِ إمام زمانِ خود ذره ای تردید به دل راه ندادند. آنها نه تنها از ترورهای شاخص و شخصیت و تشخیص بسلامت عبور کردند بلکه با فدا کردن جان خود در راه امام حسین(ع) در برابر ترور شخص نیز ایستادگی کردند. أگر سالار شهيدان در عاشورا فرمود: هيچ يارانی بهتر از ياران من نيست بجاست كه امام راحل (ره) هم بفرمايد: در طی اين چندين قرن بعد از كربلا هيچ يارانی بهتر از مردم ايران زمين نيستند! خدا شاهد است اين مردم خيلی خوب و بزرگ و شريف و عزيزند مردم حجت خدايند. نتیجۀ تدبیرهای بشر در دنیا دست پروردگار متعال است نتانیاهو حساب همه چیز را کرده بود ولی همین یکی را حساب نکرده بود که کار دست خداست و میتواند به تلاش او نتیجه عکس دهد و همینطور شد شکست مفتضحانه خورد هشت ماه روی این طرح کار و حساب همه چیز را کرده بودند و الان قطعاً از این حمله پشیمان است در این حمله با إینکه در خصوص فرماندهان و دانشمندان بسیار ضرر کردیم ولی برکات مهمی داشت. صهیونیزم همیشه مهاجم است و ما همیشه در برابر حملات آنها مدافع هستیم این إقتضای ذاتی صهیونیزم تلمودی است که میگویند هر کس را إحتمال دادی در آینده دشمن تو میگردد او را بکش و لو کودک باشد به دنبال آن میگوید حتی پدر و مادر آن کودش را هم بکش در آینده مطالبی از تلمود را در خطبه خواهم خواند. اگر در طول تاریخ بخواهیم مقدس ترین جنگها را مشخص کنیم این جنگ جزو مقدس ترین هاست این را کسانی میفهمند که از ماهیتِ أفکار و أهداف صهیونیزم و از دستورات تلمود اطلاع داشته باشند از بعضی روایات معلوم میشود که ثواب و مقام شهدا با نوع جنگ متفاوت میشود. یک برکت فوق العاده این جنگ این بود که شأن مقام معظم رهبری در دل ملت ما فوق العاده بالا رفت! دشمنِ غَدّار در این باب فوق العاده سرمایه گذاری کرده است اما امروز جامعه یک دست إبرازِ إرادت بساحت رهبری میکند زنی که هیچ حجابی نداشت در صفحه إینستاگرام خودش با گریه از حضرت آقا میخواست که مواظب خودش در برابر رژیم تروریست باشد! یکی دیگر از برکات جنگ این بود که وزن اپوزیسیون خارج نشین برای آمریکا، اروپا و إسرائیل کاملاً معلوم گشت روشن شد که از آنها آبی برای آمریکا و اسرائیل گرم نمیشود آنها هر چه داد زدند که ای ملت ایران از این حمله استفاده کنید فرصت است اما هیچکس برای آنها تَرِه خورد نکرد! یک برکت بزرگ این جنگ این بود که اندازه قدرت نظامی ایران را به دشمنان ما و به دنیا آشکار کرد به اول ابر قدرت جهان حمله کردیم نتوانست جواب بدهد به إسرائیل که تا دندان مسلح است بخاطر تجاوزاتش حمله کردیم کاملاً فلج شد در یک لحظه در دو جبهه جنگیدیم هم إسرائیل را میزدیم و هم آمریکا را و هر دو از جواب عاجز شدند این برکت خون شهدا و عنایتِ بزرگِ خداست در مسیر موشکهای ما تمام اروپا از زمین و آسمان فعال بودند ضد هوایی ها و سپرهای قوی اروپایی و آمریکایی از زمین و هواپیماها در آسمان در عراق در اردن یک دیوارِعظیم تشکیل داده بودند تا اسرائیل را حفظ کنند! در این جنگ ما خیال میکنیم با إسرائیل جنگ میکردیم ولی طرف ما کُلِّ اروپا و آمریکا بود مغلوبِ ما در این جنگ فقط إسرائیل نیست کُلِّ دنیای إستکبار شکست خورد بعد از جنگ تمام دشمنان به قدرت ایران پی بُرده اند و از این به بعد همه کشورهای منطقه با لحاظ همین قدرت تعامل خود را با ایران تنظیم میکنند. ما إمروز مهمترین ستونهای قدرت إقتصادی إسرائیل، سرمایۀ انسانی پیشرفته آن، بویژه فناوری، پزشکی و أمنیت سایبری آنها را دچار إختلال کردیم این کار بزرگی بود بسیاری از نخبگان یهودیِ غیرِ مذهبی و مهاجر از اروپا و آمریکا به دلیل نا أمنی یا تردید در آیندۀ إسرائیل روند مهارت معکوس را آغاز کرده اند إقتصاد إسرائیل در سراشیبی تاریخی قرار گرفته است. إسرائیل در جنگ با ایران لِه شد بر آورد رسانه های معتبر جهانی نشان میدهد این جنگ برای إسرائیل حدود 7 میلیارد دلار هزینه مستقیم و تا 20 میلیارد دلار مجموع هزینه های مستقیم و غیر مستقیم هزینه و خسارت بدنبال داشته است. حملۀ آمریکا به سایتهای هسته ای برای درست کردن دستاورد به نتانیاهو بود تا آبرومندانه از جنگ خارج شود ولی حالا می بیند نه تنها سایتها از بین نرفتند و برای نتانیاهو دستاورد درست نشده بلکه نظارت را نیز از دست داده اند و پای جاسوس إسرائیل یعنی یهودیِ آرژانتینی گروسی به ایران قطع شد. إین یهودی آرژانتینی هفتۀ قبل گفت الان ضروریترین وقت است که من از سایتهای ایران بازدید کنم آیا میدانید چرا إصرار به بازدید از سایتهای هسته ای إیران دارد؟ علت آن حفظ آبروی ترامپ است چون ترامپ گفت تمام سایتها نابود شد. ترامپ إعلام کرد با ایران مذاکره داریم و حتماً به توافق خواهیم رسید با توجه به إینکه مذاکره خُدعه و حربه شد تا ما را غافلگیر و فرماندهان ما را ترور کنند هیچ إیرانی به چنین مذاکرۀ گلو گشاد راضی نیست ما با أصل مذاکره مخالف نیستیم أما مذاکره بعد از حمله، ذلتِ تمام عیار است از طرفی دولت محترم نیز إصرار دارد که مذاکره کند من یک پیشنهاد دارم و آن اینکه دولت محترم به طرف مقابل چه آمریکا یا ۱+۵ اعلام بکند ما به یک شرط حاضر به مذاکره هستیم و آن این است که شما قبل از مذاکره با أصلِ غنی سازی در داخل ایران بر أساس نیازهای طبی و صنعتی موافق و آن را از موضوع مذاکره خارج کنید. ظاهراً رژیم صهیونیستی به دنبال تداوم جنگ در منطقه است و تنها ایران آماج حملات این رژیم نخواهد بود مصر یکی از کشورهایی است که بنظر میرسد از سوی إسرائیل به روشهای مختلف مورد تجاوز قرار گیرد.
حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :