ImamatKarbarView
صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
خطبه نماز جمعه
1403/12/10
مراسم تشییع سید حسن نصرالله دبیرِ کُلِّ فقید حزب الله لبنان اسطوره مبارزه ضد صهیونیستی و سید هاشم صفی الدین نمادِ إستقامت لبنان به رویدادی فرا مرزی تبدیل شد که رسانه های جهان را وادار به اعتراف به شکست پروژه «انزوای مقاومت» کرد.
Update Required To play the media you will need to
either update your browser to a recent version or update your Flash
plugin.
صوت خطبه اول
صوت خطبه دوم
خطبه اول
به گزارش روابط عمومی دفتر إمام جمعه لاریجان:
برگزاری خطبه نماز جمعه شهر رینه.
خطبه أول:
بسم الله الرحمن الرحیم. ألحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قال الله العظیم فی کتابه الکریم:
« وَ لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ.» حشر/19
ترجمه: " و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم آنان را دچار خود فراموشی کرد إینان همان فاسقانند."
"اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَاللّه"
خودم و همه شما بندگان خدا را در آستانه ورود به ماهِ ضیافت الله رمضان المبارک به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش ميکنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. پس بندگان خدا إتقوا الله! در أواسط سوره مبارکه حشر خداوند گروهی را تحت عنوان أَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ یعنی گروه خود فراموش شده نام میبَرد. گروهی که سالها در این دنیا زندگی میکنند و از خودشان یاد نمیکنند! إین گروه خود فراموش شده ها آن چنان مورد نفرت پروردگارند که خداوند همه مؤمنین را از زمان نزول قرآن تا روز قیامت سفارش میکند که همانند آنها نباشید. این خود فراموشی سبب هست که اینان تکلیفشان را با خودشان روشن نکنند یک زندگی دارند که پروردگار عالم این زندگی را پست تَر از زندگی همه حیوانات میداند آنی که تکلیف خودش را با خودش روشن نکند هر لحظه عمرش در خسارت و در زیان است ما أگر بخواهیم تکلیف خودمان را با خودمان روشن کنیم باید دو سؤال از خودمان بپرسیم این یاد خود است. یادِ خود نعمت عظیمی است که من یاد خودم باشم خود فراموش نباشم، سؤال کنم از خودم که آیا میخواهی به کمالاتی که برای این موجود انسان مقرر شده و همه این کمالات را هم 114 کتاب الهی و 124 هزار پیغمبر بیان کردند که تمامش ریشه و حقیقت است برسی. اینها آثارِ عظیمی دارد بپرسم از خودم نسبت به خودم بیدار شوم أگر این جواب را از خودم بشنوم که دلم نمیخواهد یک حسابی دارد. دلم نمیخواهد حسابش این استکه دوست ندارم کمکم بدهند از حوزه حیوانیت خارج شوم و وارد حوزه إنسانیت شَوم! یعنی نه دنباله فرشتگان هستم نه دنبال أنبیاء و اولیا هستم نه دنبالِ عباد ویژه حق هستم نه از پی إمامان میباشم خب وقتی که از پی آنها نباشم و در این صف قرار نگیرم تکلیف خودم را روشن کردم که من از طایفه جانوران و چهار پایان هستم! أگر انسان این دعای جوشن کبیر را بفهمد خدا را فهمیده است. چرا که این هزار إسمی که در این دعا آمده مُسَمَّای این أسامی را به ما نشان میدهد میگوید این هزار اسم صاحبش یک نفر و آن پروردگار است أول باید معلم های این مسیر را إنتخاب کنم و باورشان کنم معلم واقعی هستند خودِ این قبول داشتن مرحله أول إتصال است. چقدر این آیه در پایان سوره مبارکه بقره عجیب است آمن الرسول این ویژگی پیغمبر است که این معلم را باور داشت این ایمان برای پیغمبر خیلی کار کرد آمن الرسول کارش را بجایی رساند که حبیب الله شد. موسی بن جعفر علیهما السلام میفرماید این محبت خدا به عبد چه کارها که برای عبد نمیکند ما شاید مزه این محبت او را در حدی که به ما محبت دارد در زندگی چشیده باشیم ولی نمیدانیم و خبر نداریم چون ما کامل یاد خودمان نیستیم. همین ایمان ما را تاکنون ازچه خطراتی نجات داده است! که در آن خوابِ نازِ نیمۀ شب یا سحر تلنگر بزند به آدم که بیشتر دیگر نمیخواهم بخوابی بلند شو منتظرت هستم خود همین أصلاً قابل أرزیابی نیست. در حالی که در قرآن مجید برای همان نیم ساعت بیداری سحر یا نیمه شب میگوید آنچه که برایت آماده کردم به أحدی در این عالم إطلاع ندادم. «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» سجده/17 حالا این یک تلنگر برای یک کار مستحب است. من اگر کامل یاد خودم باشم تلنگرهایی که تا حالا برای واجبات بمن زده شده را درک میکنم. تلنگری که در تشکیل زندگی بمن زده که یک زندگی پاک، سالم که عرصه گاه و چراگاه شیاطین و إبلیس نباشد. تلنگرهایی که به درونم زده که چه کسی را دوست داشته باش چه کسی را دوست نداشته باش. برای أربابِ لقمان خربزه نُوبَر آوردند آنوقتی که غلام بود و غلام خرید و فروش میشد غلامش را دوست داشت خربزه را پاره کرد و قاچ کرد و قاچ اول را به غلامش داد گفت بخور. خورد خیلی طبیعی دوم و سوم و چهارم و هشت نُه تا قاچ را روی محبتش به غلامش داد. بعد گفت حالا یک دانه هم خودم بخورم. أرباب غلام این قاچ أول را در دهانش گذاشت آن را بیرون ریخت. مثل زهرمار تلخ بود. به لقمان گفت: این قاچهایی که تو خوردی شیرین بود؟ گفت: نه خیلی تلخ بود! گفت: چرا خوردنش را إدامه دادی؟ چرا همان قاچ أول را بیرون نریختی؟ گفت: من ده پانزده سال پیش تو هستم همش به من لقمه شیرین دادی برای یک لقمه تلخ که نباید أخمهایم را به هم بکشم دلم با تو ناصاف شود همین تلنگرهایی که ظاهر تلخی دارد باطن لطیفی و شیرینی دارد. اینقدر شیرین است که در جواب عمو وقتی گفت فردا مرگ در مزاق تو چگونه است؟ گفت عمو «احلی من العسل» یعنی همین تلنگرها هم ازعسل شیرین تر است ولی باید یاد خودم باشم تا همه را بفهمم أول ایمان به معلم هاست دوم حق این معلم ها فکر کنم برای اینکه قلبم، دلم، مطلع الفجر طلوع عشق به آنها شود. سوم بعد از باور و بعد از عشق عمل کردن به خواسته های معشوق است. این معلم ها أگراز زندگی حذف شوند إنسان گیر یک مُشت گرگ و حیوان آدم نما و به تعبیر سوره مائده گیرِکلاغهای قارقاری می افتد که غیر از قار قار کردن برای بشر چیزی ندارند گوشتشان که حرام است نمیشود خورد کسی هم قفس گرانقیمت درست نمیکند تا کلاغ نگه دارد! تنها چیزی که بشر از کلاغ میگیرد و میشنود قار قار است. معلمش میشود کلاغ آیه را دقت کنید «فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ» مائده/31 هابیل در عرصه توحید قبول شد در مقام خود آگاهی ماند و قابیل در عرصه توحید رفوزه شد و در چاه خود فراموشی فرو رفت. به برادرش گفت می کشمت. گفت: اگر من را بکشی گناه قتل من و گناه قاتل بودن خودت به گردنت می افتد او را در بیابان کشت. پروردگار عالم میفرماید این آدمیزاد یعنی قابیل که در خلقتش به او فطرت و عقل و وجدان داده بودم چنان دچار خود فراموشی شد که جنازه هابیل در بیابان افتاده بود و نمی دانست چه کار کند؟ بالاخره یک معلم میخواست به او یاد بدهد که با این جنازه چکار کند این متن قرآن است. «فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ». یک کلاغی را من برأنگیختم که این قارقاری برود به این هیکل آدمیزاد بنمایاند که این جنازه را چطوری باید دفن کنی بلد نبود مُرده برادرش را دفن کند! کلاغ آمد زمین را کَند یک لاشه حیوانی را دفن کرد رویش خاک ریخت این یاد گرفت که با این جنازه باید چکار کند «قَالَ يَا وَيْلَتَا» در آن بیابان ناله زد فریاد کشید وای بر من که چقدر ناتوان و بدبختم «أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ» که مثل این کلاغ بشوم إینکه از من فهمیده تر و بالاتر أست. حذف خدا و أنبیاء و أئمه علیهم السلام ما را دست قارقارهای ماهواره ها و سایت ها و شبکه های خبرگزاری یهودی و مسیحی میدهد که جنازه روحت را چطوری در این بدن دفن کنی همین هیچی دیگر یاد نمیدهد! أگر إنسان درهمین دنیا جاده را خیلی خوب طی کند به خودشان قسم چشمی غیر از این چشم و گوشی غیر از این گوش به آدم میدهند. روزی طلبه ها خدمت آخوند ملا محمد کاشی که در عبادت، معرفت، زُهد، تقوا و عشق به حق معروف بود آمدند گوشش سحر که برای نماز شب بیدار میشد تسبیح موجودات را میشنید! طلاب از ایشان درخواست کردند تفسیر کشاف را که تفسیرِ علمی مشکلی هم هست به ما درس بده. إیشان دنیای أدب و مهربانی و صفا و تعهد و وفا بود. فرمود شروع درس فلان روز. هَمَتان هم با خودتان کتاب کشاف بیاورید که وقتی من درس را روخوانی میکنم کلمات و معانی که برایش می آورم دقیق به ذهن بسپارید. درسش را که تمام کرد یک طلبه ای را آورده بودند که در قدس و تقوا خیلی بین طلبه ها معروف بود وهمه آخوندها به او إرادت داشتند. دید فقط این طلبه که معروف به تقواست کتاب نیاورده أصلاً کسی از آخوند ناسزا نشنیده بود طلبه ها با تعجب دیدند آخوندِ کاشی خیلی داد و بیداد کرد و ناسزاهای مختلف أحمق بیشعور، نفهم جاهل، حیوان به او گفت باورشان نمی آمد این عکس العمل را از آخوند کاشی به یک طلبه معروف به قدس و تقوا ببینند. نهایتاً میگفت پسرم جلسه بعد کتابت را بیاور أما عظمت آخوند نمیگذاشت بپرسند که این چه رفتاری بود؟ دو سه روز گذشت یکی از طلبه ها که از خصیصین آخوند بود و آخوند به او نظر لطف داشت دید آخوند سر حال است آمد جلو سلام کرد گفت: آقا دو سه روز پیش این چه رفتاری بود با این طلبه ای که در قدس و تقوا معروف است داشتید؟ و بعد باور کردنی نبود زبان شما به ناسزا باز شود شکستید او را توهین شد چرا؟! یک بیت شعر خواند و ساکت شد. تو مو می بینی و من پیچش مو. تو اَبرو من إشارت های اَبرو! چند ماه بعد هم عُمرِ آخوند سرآمد و از دنیا رفت. بعد از چند وقت دیدند مدیران مدرسه تمام اَثاث های این طلبه را بدون اینکه جمع کنند آوردند بیرون مدرسه ریختند دو تا لگد هم به او زدند و از مدرسه بیرونش کردند! اَفرادی که از آنجا رد میشدند إعتراض کردند گفتند برای چه إعتراض میکنید؟ بیایید اَسناد ایشان را ببینید که مُبَلِّغِ بهائیت در این مدرسه بوده در این لباس آمده است آخوند آن روز دید که إین گرگ است آدم نیست. یکی از جاده هایی که خیلی خوب میشود این مسیر را طی کرد همین ماه رمضان است که مسیر خیلی عجیبی است «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» بقره/183 در مسیر ماه رمضان حرکت کنی به تقوا میرسی.
خطبه دوم
خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج..

اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهرِ معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش جمیع مؤمنين و مؤمنات، علما، صلحا، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت 417 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
نکات این هفته نماز جمعه دهم إسفند سال 1403 را بمحضر شما نمازگزاران عزیزِجمعه لاریجان عرضه میدارم.
نکته أول:
پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان را خدمت همه عاشقان و بندگان خدای رحمان تبریک عرض میکنم. اشاره: یکی از ویژگیهای بسیار مبارک ماه عزیز رمضان تسبیحی شدن نَفَس (دم و بازدم) است: «أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ» (عیون اخبار، ج۱، ص۲۹۵) همین دم و بازدمی که از أعمال غیرِ إرادی انسان است و ضروریِ حیاتِ غریزی و طبیعی ماست و اختیار آن هم با نا خود آگاهمان است و در اختیار خودمان نیست میشود ذکرالله آنهم ذکر الله از جنس تسبیح و سبحان الله. تعداد تنفس انسان به طور معمول حدأقل ۱۲ بار در دقیقه میباشد و این یعنی اینکه در هر ساعت ۷۲۰ و در هر روز بیش از هفده هزار و در یک ماه تقریبا پانصد و بیست هزار بار نفس میکشد. آزمونهای سنجشِ إخلاص در روزه داری مشخص میشود.
نکته دوم:
تقارن ماه مبارک رمضان (بهار معنویت) با نوروز (عید طبیعت) یعنی تقارن و مضاعف شدن أهمیت و ضرورت «حالِ أحسن» در وجود ما انسانها. چون هم دعای هر روز ماه مبارک میخوانیم: «اللَّهُمَّ غَیرْ سُوءَ حَالِنَا بِحُسْنِ حَالِکَ» و هم در دعای تحویل سال نو میخوانیم: «حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ». اگر میخواهیم أحسن الحال داشته باشیم باید با إحسان به نیازمندان آنها را هم دارای أحسن الحال کنیم. مخصوصاً در آستانه عید نوروز و سال جدید شاید أصلیترین و عمومی ترین دغدغه و دل نگرانی مردم عزیز ما موضوع گرانیِ اجناسِ مختلف أعم از خوراک، پوشاک، لوازم خانگی و... است. به ویژه اینکه إمسال این أیام مقارن با ماه مبارک رمضان شده و این تقارن زمانی در عین مبارکی، تا حدودی دغدغه های معیشتی مردم را بیشتر مینماید. با توجه به این موضوع به نظر میرسد دولت باید برای مهار گرانیها هم برنامه عاجل داشته باشد و هم تدبر آجل.
نکته سوم:
15 اسفند بعنوان هفته منابع طبیعی و روز درختکاری را گرامی میداریم و إنشاءالله این سُنت حسنه برای همیشه در بین مردم یک وظیفه عقلایی و دینی قلمداد شود. یکی از مواردی که مؤمن بعد از مرگ هم از آن بهره مند میشود درختکاری است. در نظام ربوبیتِ إلهی درختان تضمین کننده سلامت، أمنیت، و رفاهِ إنسانها هستند و نابودی درختان که در واقع نابودی أرکانِ حیات و خلافت انسان بر زمین است از سیاستهای شیطان و جنود اوست.
نکته چهارم:
مراسم تشییع سید حسن نصرالله دبیرِ کُلِّ فقید حزب الله لبنان اسطوره مبارزه ضد صهیونیستی و سید هاشم صفی الدین نمادِ إستقامت لبنان به رویدادی فرا مرزی تبدیل شد که رسانه های جهان را وادار به اعتراف به شکست پروژه «انزوای مقاومت» کرد. شبکه الجزیره این مراسم را «طوفان بشریت» نامید و نوشت: «۵/۱ میلیون نفر در خیابانهای بیروت فریاد زدند که مقاومت جریانی زنده و مهار نا شدنی است.» اتحاد بی سابقه گروههای مقاومت از فلسطین تا یمن معادلات امنیتی رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی-عربی آن را بهم ریخت و گفتمان عادیسازیِ روابط با رژیم غاصب را به سقوط کشاند و موازنه قدرت را تغییر داد و آرمان فلسطین جهانی شد. بفرمایش رهبر معظم إنقلاب شهید نصرالله «اکنون در اوج عزّت است». عظمت و شُکوه مراسم تشییع شهید نصرالله این فرمایش رهبری معظم را ثابت کرد.
نکته پنجم:
در کنفرانس مونیخ دولت جدید آمریکا به رهبری ترامپ صراحتاً از پایان حمایتهای أمنیتی از اروپا سخن گفته است. همچنین آمریکا در نشست ریاض که برای بررسی جنگ اوکراین برگزار شد نه تنها نماینده اوکراین را بلکه اروپاییها را هم راه نداد. اروپایی که چند دهه متحد نزدیک آمریکا بود در طول یک هفته دوبار در کنفرانس مونیخ و کنفرانس ریاض تحقیر شد. این دو رویداد مانند پُتکی بر سر اروپاییها واقعیات جدید سیاست بین الملل را چنان نشانشان داد که بسیاری این دو نشست را «نمایش تحقیر اروپا» و «طلاق سیاسی دو سوی آتلانتیک» دانسته و حتی از «پایان ناتو» سخن گفته اند. یعنی اروپا در چالش تحقیر و خفت و خواری!
نکته ششم:
إشاره ای داشته باشم به همایش رونمایی از 80 جلد کتاب تفسیر تسنیم که محل رجوع محققان به این کتاب گرانسنگ حضرت علامه جوادی آملی حفظه الله میباشد و بنده نیز افتخار شرکت در آن همایش را داشتم. ظاهرش یک همایش بود أما باطنش رونمایی از یکی از افتخاراتِ عظیمِ بشری بود. چرا إسم «تسنیم» روی این تفسیر گذاشته شد؟ این اشاره ای به آیاتِ 27 الی 25 سوره مطففین است که میفرماید: «یسْقَوْنَ مِنْ رَحیقٍ مَخْتُومٍ خِتامُهُ مِسْکٌ وَ فی ذلِکَ فَلْیتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیمٍ» تسنیم یعنی چشمه اى که از بالا به پائین فرو میریزد چشمۀ شرابِ تسنیم در طبقات بالاى بهشت است. همان چشمه اى که مقربان از آن مینوشند: «عَیناً یشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ» (مطففین: ۲۸). تسنیم برترین شراب طهور بهشتى (در بین کافور، زنجبیل، سلسبیل، رحیق و...) است که مقربان آن را بطور خالص مینوشند و ترکیبی از آن را با شرابِ رحیق به أبرار مینوشانند. آیت الله عبدالله جوادی آملی عبداللهی است که معلم کتاب الله شد. عبودیت او را در همین تک لحظه ببینیم! لحظه ای که روی صحنه رفت و حاصل زحمات طاقت فرسای چهل ساله (از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۹۹ شمسی) را چنین توصیف کرد: «تسنیم میهمان خانه قرآن است نه صاحب آن.» از إستقامت چهل ساله گفت از شبی که برف قم راه مدرسه حجتیه را بسته بود و او با چراغ نفتی تفسیر مطالعه میکرد. و الان تفسیر تسنیم بعنوان «افتخار شیعه و حوزه های علمیه» شد و این است رهبر معظم انقلاب فرمودند: حوزه علمیه وامدار مجاهدتهای آیت الله جوادی آملی است.
حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :