ImamatKarbarView
پشت پرده اولین نشست ائتلاف بینالمللی برای اجرای راهحل دو دولتی در ریاض
هفته گذشته شهر ریاض پایتخت عربستان میزبان اولین نشست «ائتلاف بینالمللی برای اجرای راهحل دو دولتی» با حضور بیش از ۹۰ کشور به علاوه آژانس امداد و کار سازمان ملل برای پناهندگان (آنروا) بود. این نشست با هدف تشکیل کشور فلسطین به پایتختی قدس شرقی برگزار شد.
این نشست در حالی از سوی عربستان برگزار شد که ریاض در بیش از یک سالی که از نسلکُشی غزه میگذرد نه تنها اقدامی با هدف فشار بر اسرائیل و حمایت از مردم فلسطین اتخاذ نکرده بلکه آشکارا از تلاشها برای عادیسازی روابط با اسرائیل سخن میگوید. در واقع برگزاری این نشست بیشتر از آنکه ابتکاری در پاسخ به بحران جاری در فلسطین باشد باید در راستای تلاش ریاض برای یافتن راهحلی برای باز کردن گره معادله عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی نگریسته شود.
در شرایط کنونی سعودیها مسیری را دنبال میکنند که بسیاری از کشورهای اروپایی که همپیمان آمریکا هستند دنبال کردهاند و با مخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی مواجه شدهاند. حال طرح راهحل دو دولتی از سوی عربستان معنایی جز توجیهپذیر کردن عادیسازی ریاض با تل آویو ندارد.
جمهوریخواهان آمریکا یا دموکراتهاکدام یک جنگ طلبتر هستند؟
با گرم شدن مجدد تب انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، بسیاری از کارشناسان ایدههای متفاوتی در خصوص فرصتها و چالشهای ترامپ برای «منافع ملی» ایران دارند!
عدهای با اشاره به سابقه لشگرکشی بوش پدر و پسر به منطقه خلیج فارس و همچنین ترور قهرمان مبارزه با تروریسم یعنی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، جمهوریخواهان را دولتمردانی «جنگطلب» یا اصطلاحاً «ردلاین» توصیف میکنند که تهدیدی به مراتب خطرناکتر از دموکراتها برای تهران هستند. بازخوانی گوشهای از تاریخ آمریکا اثباتکننده این موضوع است که رنگ جنگ در آمریکا عمدتاً «آبی» و از سمت حزب دموکرات است.
هم جمهوریخواهان در آمریکا و هم دموکراتها در طول تاریخ جنگها و جنایتهای بزرگی را رقم زدهاند. اما این باور که جمهوریخواهان از دموکراتها جنگطلبتر هستند با توجه به سابقه تاریخی بررسیشده صحیح نیست. در شرایط کنونی نیز آمریکا در دوران افول خود به سر میبرد و اساسا قدرت آغاز جنگی دیگر در دنیا را ندارد.
زمینههای آفول آمریکا در همه حوزهها توسط پژوهشگران و حتی مقامات آمریکایی بارها اعلام شده است. نمونه بارز این افول در جنگ اوکراین است. با وجود تهدیدهای آمریکا به روسیه مبنی بر عدم شروع عملیات نظامی در اوکراین، اما مسکو این عملیات را انجام داد و واشنگتن نتوانست مانعی در این مسیر ایجاد کند.
اشاره: ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا سلام الله علیها، یكی از فرصتهای بسیار مناسب برای شناخت «اصل امامت و ولایت» است. این اصل، در ساختار فرهنگ اسلامی، اصلی محوری و بنیادین است و اساساً تمام اصول و فروع دین، فقط و فقط با استقرار اصل امامت و ولایت است كه به منصه ظهور و بروز عینی و كامل خود میرسند. روایات متعدد ناظر به این حقیقت در منابع روایی ما وجود دارد. از آن جمله فرمودند: «لَوْلاَنَا مَا عُرِفَ اَللَّهُ. لَوْلاَنَا مَا عُبِدَ اَللَّهُ. جَعَلَنَا اللهُ... خُزَّانَهُ فِی سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ بِنَا أَثْمَرَتِ اَلْأَشْجَارُ وَ أَینَعَتِ اَلثِّمَارُ وَ جَرَتِ اَلْأَنْهَارُ وَ بِنَا ینْزِلُ غَیثُ اَلسَّمَاءِ وَ ینْبُتُ عُشْبُ اَلْأَرْضِ.» (نك: الكافی/ ج1/ ص193؛ همان/ ص144؛ بصائر الدرجات/ ج1/ ص105؛ بحارالانوار/ ج26/ ص107؛ و...)
اما در بین تمام روایات و بیانات نورانی آلالله، اگر بخواهیم یك بیان را شاخص این حقیقت بدانیم، این فراز از بیان مبارك حضرت زهرای اطهر در خطبه فدكیه است: «فَجَعَلَ اَللَّهُ... طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ اَلْفُرْقَةِ» (بحار الأنوار/ ج29/ ص220). حضرت اصل ولایت و امامت را، عامل انسجام و اقتدار جامعه اسلامی معرفی میفرمایند.
تغییر اصل امامت و ولایت به خلافت و سلطنت در سقیفه؛ بحران تاریخ بشریت
جریان سقیفه و خلافت با نادیده گرفتن، تحریف یا تفسیر برأى نصوص پیامبر خدا (ص)، ظالمانه حق الهى امیرالمؤمنین (ع) و جامعه بشرى را غصب كردند و براى خود مشروعیتى كاذب بدعت نهادند. در این شرایط كه «مَثَلُ الإمَامِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِى» است، باید اقدامى بصیرتمندانه از سوى جبهه حق با هدف دفاع از حریم كعبه ممثَّل و قرآن ناطق صورت مىگرفت؛ اقدام بصیرتمندانه، یعنى تشخیص و اقدام درست و بهنگام. اما سوگمندانه، جبهه حق در آن شرایط، تنها و تنها یك رزمنده جانبركف دارد و آن یك نفر، حضرت زهراى اطهر سلام الله علیها است.
حضرت زهرا (س) بهعنوان بصیرتمندى عینیت یافته، براى انجام این اقدام بصیرتمندانه قیام نمود و از هر فرصت و مجالى براى این نهضت دفاع از حریم ولایت و امامت استفاده مىنمودند.
نمونههایى از حماسه حمایت از امامت و ولایت حضرت زهرا
(2) ایشان، خطاب به گروهى از زنان مهاجرین و انصار كه براى عیادت به محضرشان شرفیاب شده بودند، فرمودند: «واى بر سران جریان سقیفه و خلافت! كه چه كردند و رهبرى جامعه را از خاندان رسالت، پایههاى نبوت و هدایت، مهبط روح الامین و آن كسى (یعنى على علیه السّلام) كه از امور دین و دنیا آگاه بود غصب و دور نمودند. این همان خسران آشكارى است كه قرآن بدان هشدار داده است. این چه انتقامى است كه از ابوالحسن گرفتند؟! به خدا سوگند! این كینه و ناخشنودى آنها بهسبب شمشیر برّان و گامهاى استوار وبىاعتنایى او به مرگ و ضربههاى سخت او در راه خدا بود.
به خدا سوگند! اگر مسؤولیت رهبرى و مدیریتى را كه رسول خدا (ص) به وى سپرده بود، به او واگذار مىكردند، كاروان بشریت را با كمال آرامش با سیرى ملایم بهسوى سعادت و حقّ رهبرى مىنمود، بىآنكه بواسطه كشیدن افسار، مركوب زخمى گردد، و سوار بر آن نیز بواسطه جنبشهاى ناشى از حركت بىرویه آن در شكنجه و ناراحتى بیفتد، تا ایشان را به سرچشمه جوى زلال و گواراى آب حیات برساند، جویبارى كه آبى پاك دو سمت آن موج مىزد، و اطراف و جوانب آن پاكیزه بود، و آنان را سیراب مىنمود، سیر و سیراب از آنجاى باز مىگرداند، در حالى كه خودش از آن بهرهاى نمىبرد، مگر با جامى كوچك كه تشنهاى تشنگى خود را رفع كند، و اندكى غذا كه گرسنه رفع گرسنگى خود بدان نماید، و كوچكترین بهرهاى به نفع خویش نمىبرد، و آن زمان بود كه درهاى بركات از زمین و آسمان به روى مردم گشوده مىشد، و اقتصاد آنان رونق مىگرفت، و مردم در ناز و نعم بهسر مىبردند.»
(وَیحَهُمْ! أَنَّى زَحْزَحُوهَا عَنْ رَوَاسِى الرِّسَالَةِ وَ قَوَاعِدِ النُّبُوَّةِ وَ مَهْبَطِ الْوَحْى الْأَمِینِ وَ الطَّبِینِ بِأَمْرِ الدُّنْیا وَ الدِّینِ «أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ» (زمر: 15) وَ مَا نَقَمُوا مِنْ أَبِى الْحَسَنِ؟! نَقَمُوا وَ اللَّهِ مِنْهُ نَكِیرَ سَیفِهِ وَ شِدَّةَ وَطْئِهِ وَ نَكَالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهُ فِى ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل؛ وَ اللَّهِ لَوْ تَكَافُّوا عَنْ زِمَامٍ نَبَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِلَیهِ لَاعْتَلَقَهُ وَ لَسَارَ بِهِمْ سَیراً سُجُحاً لَا یكْلُمُ خِشَاشُهُ وَ لَا یتَعْتِعُ رَاكِبَهُ وَ لَأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلًا نَمِیراً فَضْفَاضاً تَطْفَحُ ضَفَّتَاهُ وَ لَأَصْدَرَهُمْ بِطَاناً قَدْ تَحَیرَ بِهِمُ الرَّى غَیرَ مُتَحَلٍّ مِنْهُ بِطَائِلٍ إِلَّا بِغَمْرِ الْمَاءِ وَ رَدْعِهِ شَرَرَهُ السَّاغِبَ وَ لَفُتِحَتْ عَلَیهِمْ بَرَكَاتٌ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ. (بحارالانوار/ ج43/ ص158) )
در موضع دیگر در كنار قبر پیامبر (ص) با زبان شكوه مىفرمود: «اللَّهُمَّ إِلَیكَ نَشْكُو فَقْدَ نَبِیكَ وَ رَسُولِكَ وَ صَفِیكَ وَ ارْتِدَادَ أُمَّتِهِ عَلَینَا وَ مَنْعَهُمْ إِیانَا حَقَّنَا الَّذِى جَعَلْتَهُ لَنَا فِى كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِیكَ الْمُرْسَل» (همانرزرز ج53/ ص19) - پروردگارا! بهسوى تو شكایت مىكنیم بهخاطر اندوه از دست دادن پیامبر (ص) و به تو شكایت مىكنیم از ارتداد امّت پیامبر علیه ما، و بازداشتن حق ما، همان حق ولایت و رهبرى كه در كتابت بر پیامبرت (ص) نازل فرمودى و براى ما قرار دادى.»
(4) حضرت در بیان دیگرى بهام سلمه همسر پیامبر (ص) فرمودند: «شب را با غصه و اندوه به روز آوردم، رسول خدا (ص) از میان ما رفت و به وصى پیامبر ظلم شد، سوگند به خدا! حجاب او هتك گردید، كسىكه امامت او غصب و گرفته شد، بر غیر آنچه خداوند در كتاب خود تشریع كرده بود و پیامبر خدا (ص) در تأویل آنرا پایه گذارى نمود؛ ولى كینهها و حقدهاى بدر و خونخواهى كشتههاى اُحُد بود كه قلب نفاق آنها را نهفته و پنهان نموده بود.» (أَصْبَحْتُ بَینَ كَمَدٍ وَ كَرْبٍ فُقِدَ النَّبِى وَ ظُلِمَ الْوَصِى هُتِكَ وَ اللَّهِ حِجَابُهُ مَنْ أَصْبَحَتْ إِمَامَتُهُ مَقْبَضَةً عَلَى غَیرِ مَا شَرَعَ اللَّهُ فِى التَّنْزِیلِ وَ سَنَّهَا النَّبِى (ص) فِى التَّأْوِیلِ وَ لَكِنَّهَا أَحْقَادٌ بَدْرِیةٌ وَ تِرَاتٌ أُحُدِیةٌ كَانَتْ عَلَیهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُكْتَمِنَةً لِإِمْكَانِ الْوُشَاة. (بحار الانوار، ج43، ص156))
2) ترسیم راه صحیح و مستقیم
حضرت با تبیینگرىهاى هوشمندانه، حمایتهاى جانانه از امیرالمؤمنین (ع)، و ایستادگى شجاعانه و قهرمانانه در مقابل جریان سقیفه و خلافت، به جامعه معاصر و فرامعاصر خود نشان دادند كه راه راست و مستقیم كدام است. بهعنوان نمونه، از یك طرف فرمودند: «اگر على (ع) و فرزندان او به خلافت مىرسیدند، دیگر حتى دو نفر هم با یكدیگر اختلاف نمىكردند» (أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلَى أَهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبِیهِ لَمَا اخْتَلَفَ فِى اللَّهِ اثْنَان (بحار الانوار، ج 36، ص 353)) و از طرف دیگر در بخشى از خطبه خود، مسیر جریان سقیفه و خلافت را راه شیطان و متابعت از او معرفى كرد و فرمود: «وَ أَطْلَعَ الشَّیطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ هَاتِفاً بِكُمْ، فَأَلْفَاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِیبِینَ، وَ لِلْغِرَّةِ فِیهِ مُلَاحِظِینَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ خِفَافاً، وَ أَحْمَشَكُمْ فَأَلْفَاكُمْ غِضَاباً» (الاحتجاجرزرز ج1/ ص101) - شیطان از مخفى گاه خود سرش را بیرون آورد و بر شما فریاد زد و دریافت كه دعوت او را اجابت مىنمایید و به فریفتن او روى آورده اید، سپس خواست شما برخیزید و دریافت كه شما آماده اید و شما را بر خشم دعوت كرد و یافت كه به خشم مىآیید-. در این بیان، راه راست و صراط مستقیم به روشنى از راه باطل متمایز شده است؛ راه راست، رفتن بهدبنال امام على (ع) و فرزندان او (ع) و راه شیطان، راه سران و رهروان سقیفه است.
(3) افشاء چهرة نفاق
شناخت جریان نفاق، از مشكلترین و پیچیدهترین امور در جامعه اسلامى است. در اوایل نهضت بزرگ پیامبر اكرم (ص)، شناخت چهرههاى نفاق راحتتر بود، چراكه وحى الهى در این زمینه، قاطع عمل نموده و چهرة منافقین را به سرعت رسوا مىكرد. نمونه بارز آنرا در جریان نزول سورة منافقین مىتوان مشاهده كرد. و همین طور در جریان مسجد ضرار و تخریب آن. امّا هرچه عمر پیامبر اكرم (ص) رو به پایان مىرفت و خصوصاً بعد از رحلت آن حضرت، چهره نفاق پیچیدهتر مىشد. تنها كسىكه در آن موقعیت سخت مىتوانست بهصورت علنى از چهرة نفاق پرده بردارد، و این جریان خطرناكتر از دوران پیامبر (ص) را معرفى كند، حضرت زهرا (س) بود.
حضرت زهرا (س) با فراست و بصیرت الهى دیدند نفاق به میدان آمده و با نبود پیامبر اكرم (ص) میدان را براى فعالیت خود باز دیده است، در خطبه معروف خود پرده از چهرة آنها برمى دارد و مىفرماید: «فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ لِنَبِیهِ دَارَ أَنْبِیائِهِ، وَ مَأْوَى أَصْفِیائِهِ، ظَهَرَ فِیكُمْ حَسِیكَةُ النِّفَاق» - هنگامى كه خداوند براى پیامبرش خانة پیامبران و جایگاه برگزیدگان خود را اختیار كرد، در میان شما خارهاى نفاق ظاهر كردید-. «حسیكه» از ریشه حَسَك بهمعناى خار خشنى است كه به موى گوسفندان مىچسبد (كتاب العین، خلیل بن احمد فراهیدى، ص 179).
پیامبر اكرم (ص) چهره نفاق سران سقیفه را به برخى از اصحاب خاص- مخصوصاً بعد از جریان غدیر- معرّفى كرده بود. این گروه با وجود مبارك پیامبر (ص) كارى از پیش نمىبردند؛ اما بعد از رحلت آن حضرت، هزینة سنگینى را بر اهل بیت (ع) و خصوصاً امیرمؤمنان على (ع) و فاطمه زهرا (س) وارد كردند. بعد از پرداخت این هزینة سنگین، حضرت زهرا (س) زمینه را براى معرّفى آنان آماده دید و براى جلوگیرى از گمراهى و ضلالت امّت پیامبر (ص) و نسلهاى آینده، آنها را معرّفى نمود. آنها تلاش داشتند كارهایشان را اسلامى جلوه دهند؛ ولى حضرت زهرا (س) چهرة واقعى آنان را بهخوبى نمایان ساخت تا آنجا علاوه بر فرمایشى كه در خطوط بالا اشاره شد، به یكى از سران جریان سقیفه و خلافت صریحاً فرمودند: «مَا أَسْرَعَ مَا أَغَرْتُمْ عَلَى أَهْلِ بَیتِ رَسُولِ اللَّه» - چه زود كینههاى پنهانى خود را علیه اهل بیت رسول خدا (ص) ظاهر كردید؟-. (بحار الأنوار، ج28، ص322)