ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
دلیل أصلی زنده ماندن فرهنگ عاشورا وابسته به جهاد تبیین سجادی و زینبی است.
خطبه نماز جمعه 1402/5/6
دلیل أصلی زنده ماندن فرهنگ عاشورا وابسته به جهاد تبیین سجادی و زینبی است.
خطبه اول

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه لاریجان :
برگزاری خطبه نماز جمعه در شهر رینه..

خطبه اول:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.

قَالَ رسول الله (ص) :
« اِنَّ لِلْحُسَيْنِ مَحَبَّةً مَكْنُونَةً في قُلُوبِ الْمُؤْمِنينِ.»
الحق المبین فی معرفة المعصومین علیهم السلام.
ترجمه:
" يك محبت پوشيده اي نسبت به حسين (ع) در دلهاي مؤمنين هست."
" اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه؛ فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَ اللّه "

​​​​​​​

خودم و همه بندگان خدا را به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش مي کنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. تقوا را در کنار خدا مراعات کنیم «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» این أمر واجب است! هر إنسانی باید با چشم عقل و أندیشه نگاه کند که چه توشه ‌ای برای آخرتش فرستاده است. این باید کار هر روز ما باشد یعنی روز که شب میشود با نگاه أندیشه نگاه کنیم که إمروز برای آخرتمان چه فرستاده ‌ایم! پس بندگان خدا إتقواالله! از آنجایی که روز عاشورا در روز جمعه آنهم در أیام سالروز تأسیس نماز جمعه یعنی یک نماز جمعه عاشورایی است بدون فوت وقت یک کلمه دربارهٔ حضرت سید الشهدا (ع) و شما بگویم که موضع حضرت در دنیا و آخرت با شما چیست. یوسف (ع) به برادرش بنیامین گفت: من بعد از اینکه به ده تا برادر جنس دادم جامِ زرّینِ دربار را در بارِ تو میگذارم. من میخواهم تو را نگه دارم و نمیخواهم بروی. بنیامین که برادر مادری ‌اش بود گفت: إختیار من دست توست. همهٔ شترها را بار کردند که ندا کنندهٔ دربار فریاد زد: « أَيَّتُهَا الْعِيرُ! إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ.» یوسف/70 کاروانِ کنعان! شما دزد هستید. آنها این ندا را أصلاً باور نکردند. به آنها گفتند: جامِ زرینِ مَلِک مصر گم شده و شما برداشته ‌اید. برادرها گفتند: بارها را پایین بیاورید و کُلِّ آن را بگردید ما جامی بر نداشته ‌ایم. این طرح خود پروردگار بود: « کَذٰلِکَ کِدْنَا لِیوسُفَ» یوسف/76 ما این نقشه را به یوسف دادیم که این کار را بکند. همهٔ بارها را خالی کردند و جامِ مَلِک در بارِ بنیامین پیدا شد. یوسف (ع) گفت: شما دزد نیستید؟ بعد گفت: جریمهٔ دزدی در کشور ما این است که جام را پس می ‌گیریم و جریمهٔ ما در این کشور نگهداشتن فردی است که جام در بارِ او پیدا شده باشد. همهٔ برادرها مات ‌زده بودند! یعقوب (ع) به آنها گفته بود که من به شما إطمینان ندارم قبلاً هم به شما إطمینان کردم و داغ سنگین فراقِ یوسف را بر دلم گذاشتید او را نبرید. برادران هم گفته بودند: پدر، این دفعه غیر از آن دفعه است بگذار بیاید او را بر می ‌گردانیم. برای همین هر ده نفر به یوسف (ع) گفتند: « یا أَیهَا الْعَزِیزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَیخاً کَبِیراً» یوسف/78 او پدر پیری دارد که منتظر أست ما او را بر گردانیم. « فَخُذْ أَحَدَنَا مَکَانَهُ » یکی از ما ده نفر را به جای او نگه دار و او را بفرست برود. پدرش با باز نگرداندن او به کنعان می ‌میرد این کار را با ما نکن! « إِنَّا نَرَاکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ.» ما هم در سفر قبل و هم با این سفر واقعاً تو را إنسان نیکوکاری یافتیم. بگذار او را ببریم و یکی از ما را به جای او بگیر و نگه دار. آنچه که باعث شد یوسف(ع) بنیامین را نگه دارد چه بود؟ یوسف (ع) دید گوهری در قلبِ بنیامین أست که هیچکس نمیتواند قیمتش را معلوم بکند و آن عشق به ولی ‌الله أست! چون یوسف(ع) ولی ‌الله بود. با بودن این گوهر إیشون عاشقِ ماندن پیش یوسف (ع) بود و حاضر شد از پدر و مادرش، عمه‌ ها و خاله‌ ها بگذرد و پیش یوسف بماند. این گوهرِ عشق و محبت و إرتباط سبب شد که یوسف (ع) به این ده نفر بگوید: « مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلاَّ مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ » یوسف/79 « مَعَاذَ اللَّهِ » در اینجا بمعنی « پناه بر خدا نیست » بلکه یک إصطلاح است. محال است که من یکی از شما را به جای او بردارم. ببینید چقدر قرآن لطیف أست! یوسف (ع) میگوید: اگر من این کار را بکنم و دارندهٔ این گوهر محبت به ولی ‌الله را به دست شما آدمهای نادرست بسپارم « إِنَّا إِذاً لَظَالِمُونَ.» من جزء ستمکارانِ عالَم خواهم بود. من این کار را نمی ‌کنم! بنیامین را نگه داشت آنها هم با گردن کج و نا امیدی برگشتند. بقیهٔ داستان هم در سورهٔ یوسف هست. حالا سؤال این است: وزن یوسف (ع) در پیشگاه پروردگار بالاتر است یا وزن أبی‌ عبدالله الحسین (ع)؟ یوسف (ع) یک پیغمبر غیر اولوالعزم بود أما سایهٔ رحمت إمام حسین (ع) بر سر 124 هزار پیغمبر است. تمام أنبیای خدا نمرهٔ نوزدهٔ پرونده ‌شان را با گریهٔ بر أبی‌ عبدالله (ع) نمرهٔ بیست کردند. در قلب شما گوهرِ عشق و دلدادگی به أبی ‌عبدالله (ع) پُر است و ما أصلاً قلب سر خالی نسبت به أبی‌ عبدالله (ع) نداریم. این روایت را عایشه نقل میکند می‌ گوید: من نزد پیغمبر(ص) بودم حسینِ سه‌ چهار ساله روی زانوی پیغمبر(ص) نشسته بود. با دو گوش خودم شنیدم که پیغمبر(ص) فرمودند: « اِنَّ لِلْحُسَيْنِ مَحَبَّةً مَكْنُونَةً في قُلُوبِ الْمُؤْمِنينِ». ( الحق ‌المبین في معرفة ‌المعصومین) ما در رَحِم مادر که بودیم خدا چاشنی این گوهر را در قلب ما قاتی کرد. در روایات داریم: « اِنَّ شیعَتَنا مِنّا خُلِقُوا مِنْ فاضِل طینَتِنا وَ عَجِنُوا بِماءِ وِلایَتِنا » بحارالأنوار، ج53، ص302 شیعیان ما به آب ولایت ما خمیر شدند و خدا به عشق ما خمیرِ خلقتشان را ساخت. سال به سال با جمعیت بیشتر و خرج بیشتر، مردم عاشقانه درِ جیبشان برای أبیعبد‌الله (ع) باز است. والله! گوهر عشق شما بالاتر از گوهر عشق بنیامین است چون طرفِ شما بالاتر از یوسف (ع) است. حالا روایتِ مصیبت روز عاشورا را ببینید:‌ « إنّ الْحُسین لَمّا هَمّ لِیَشْرِبَ رَماهُ الْحَصین بْن نُمیر بِسَهم.» امام خودشان را به شریعه رساندند و قصد کردند که یک مشت آب بخورند. حَصین بن نُمیر یک تیر زد که از بغل گونه رد شد و گونه را پاره کرد. یک‌ مرتبه فریاد زدند: حسین! چکار داری میکنی؟ به خیمه‌ هایت دارند حمله میکنند آب نخور! حضرت بیرون آمدند و بسرعت کنار خیمه برگشتند. أول بچه ‌ها آمدند و دورش حلقه زدند لباسش را گرفته بودند و می‌ گفتند نمیگذاریم بروی. بابا! صورتت را می ‌بینی چکار کردند؟! زنها بیرون ریختند و وقتی قیافهٔ أبی‌ عبدالله (ع) را دیدند که پُر از خون است «صَحْنَ و لَطَمن وُجُوههن.» هنوز که او را نکشته بودند فریاد می ‌کشیدند و چنان ناخن به صورت می ‌کشیدند که إمام به خانم‌ ها گفتند: «مَهْلاً فَاِنَّ البُکاء أمامَکن» ناله نزنید و جلوی چشم من گریه نکنید گریهٔ فراوان پیش روی شماست. إمام صادق(ع) میفرمایند: وقتی حضرت به میدان رسیدند نگذاشتند حسین (ع) تک ‌به ‌تک بجنگد إمام را محاصره کردند و 33 زخم با نیزه و چهار زخم کاری هم با شمشیر خوردند. شما خوب می ‌دانید که وقتی خون میرود آدم تشنه میشود. حسین (ع) تشنه‌ تر و خسته ‌تر شدند. آنهمه داغ دیده بودند و از آن طرف هم صدای گریهٔ أهل حرم می ‌آمد. نیزه‌ شان را حدود بیست سانتی  روی زمین فرو کردند و همان ‌جور که روی زین بودند به نیزه تکیه داد ابوالحُتوف جُعفی یک تیر به پیشانی حضرت زد. معلوم است که تیر با پیشانی چکار میکند! استخوان جلو شکست. هر کاری کردند که با دستشان جلوی خون را بگیرند نشد کمربندشان را باز کردند دامن پیراهنشان را بالا زدند تا خونها را پاک کنند سینه ‌مبارکشان پیدا شد! پاهایشان در رکاب گیر کرد و خودشان خم شدند. چقدر أسب باهوش بود سریع وارد گودال شد! أسب دو تا دستش را تا جایی که میشد جلو کشید و دو تا پایش را عقب کشید. أبی‌ عبدالله (ع) که روی زین آویزان بودند نزدیک به زمینش کرد و إمام آرام افتادند. زبانم لال! ته گودال چقدر شلوغ أست! لشکر داخل گودال ریختند یکی نیزه به دهانشان زد و یکی خنجر به پهلویشان زد. شمر روی سینه پرید و نشست. با این استخوانها چکار کرد؟! إمام دیدند که سینه‌ شان سنگین شد. چشمشان را باز کردند و گفتند: جدم به من خبر داده بود قیافهٔ قاتل تو قیافهٔ سگ و خوک است! شمر گفت: جدت گفته است؟ بعد بلند شد و أبی‌ عبدالله (ع) را با لگد بر گرداند. همهٔ شما میدانید که گلو از جلو براحتی بریده میشود پُشتِ گردن استخوان است و نرم نیست. خاک در دهانم! دوازده بار با شمشیر مدام پشت گردنش زد بعد هم چانه را گرفت و سر را جدا کرد. أولین کسی که برای إمام حسین (ع) روضهٔ سنگین خواند پروردگار أست. خدا بموسی (ع) فرمود: برای هر کسی بخشش میخواهی بخواه من قبول میکنم « إِلَّا قَاتِلَ الْحُسَیْنِ. » من یک نفر را بنا دارم نبخشم. « قَالَ مُوسَی یَا رَبِّ وَ مَنِ الْحُسَیْنُ؟ » حسین کیست؟ « قَالَ لَهُ الَّذِی مَرَّ ذِکْرُهُ عَلَیْکَ بِجَانِبِ الطُّورِ» یک بار إسمش را در کنار طور بردم « قَالَ یَا رَبِّ وَ مَنْ یَقْتُلُهُ» چه کسانی او را می ‌کشند؟ «قَالَ یَقْتُلُهُ أُمَّهُ جَدِّهِ الْبَاغِیَهُ الطَّاغِیَهُ» یک مشت یاغی طاغی پَست و جُدایِ از همه أرزشها می ‌ریزند سرش و او را میکشند « فِی أَرْضِ کَرْبَلَاءَ ». موسی! أسبش به شدت می‌ رمد صدا در گلویش می‌ پیچد و شیهه می ‌کشد معنی ناله أسبش این است: « الظَّلِیمَهَ الظَّلِیمَهَ مِنْ أُمَّهٍ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّهَا فَیَبْقَی مُلْقًی عَلَی الرِّمَالِ.» موسی! تک و تنها با بدن قطعه قطعه روی خاک می ‌افتد. امروز جمعه است. خدا روضه میخواند. یا موسی! هیچکس را نمیگذارند بیایند با یک دستمال خونهایش را بشویند. موسی! این بدن قطعه قطعه در آفتاب یک پیراهن دارد که میخواهند ببرند. موسی! آن زنان با عزتش، خواهران با کرامتش، دختران محترمش را شهر به شهر به إسارت می‌ بَرند أنگشت‌ نمای مردم میکنند. این حرف إمام زمان است: أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ سلام بر کسی که شخصیتش را شکستند. روضه خدا خیلی عجیب است! موسی! اینهایی که کشته روی زمین افتادند یک سر را نمیگذارند به بدن بماند همه را جدا میکنند و به نیزه میزنند. موسی! عطش بچه ‌هایش را می‌ کُشد و روی خاک می‌ افتند! «وَ کَبِیرُهُمْ جِلْدُهُ مُنْکَمِشٌ.» أما بزرگ‌ ها! پوست ماهی را در ماهیتابه که می ‌گذارند سرخ می ‌شود چه شکلی میشود؟ از تشنگی پوست بزرگها پلاسیده میشود. موسی! خودش در گودال که افتاده دیگر چشمش جایی را نمی ‌بیند. یَسْتَغِیثُونَ وَ لَا نَاصِرَ وَ یَسْتَجِیرُونَ وَ لَا خَافِرَ فریاد رَس می طلبند و کسی آنها را یاری نمیکند پناه میخواهند و کسی آنها را پناه نمیدهد. اینجا را امام زمان (عج) در زیارت ناحیه مقدسه میفرماید: فَلَمّا رَأَیْنَ النِّـسآءُ جَوادَک مَخْزِیّاً وَ نَظَرْنَ سَرْجَک عَلَیْهِ مَلْوِیّاً، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات، وَ بِالْعَویلِ داعِیات، وَ بَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلى مَصْرَعِک مُبادِرات. پس چون بانوانِ حَرَم أسبِ تیز پاى تو را خوار و زبون بدیدند و زینِ تو را بر او واژگونه یافتند از پسِ پرده هاىِ خیمه خارج شدند در حالیکه گیسوان بر گونه ها پراکنده نمودند بر صورت ها طپانچه مى زدند و نقاب از چهره ها أفکنده بودند و بصداى بلند شیون میزدند و ازاوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند و به سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند وَالشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ در همان حال شِمرِ ملعون بر سینه مبارکت نشسته....

 

خطبه دوم

خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
 دعای فرج..


اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..  
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اخوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهر سالار شهیدان حضرت أباعبدالله الحسین (ع) و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش ، جمیع مؤمنين و مؤمنات ، علما ، صلحا ، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام ، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت و علی الخصوص بیش از 357 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری  در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
نکات این هفته نماز جمعه 6 مرداد ماه سال 1402 را بمحضر شما نمازگزاران عزیز جمعه لاریجان عرضه میدارم.
نکته أول:
أیام عاشورا را بمحضر مبارک صاحب عزای إمروز حضرت ولیعصر (عج) که شبانه روز برای مظلومیت جدش خون می گرید و قلبش بشدت در فشار و سختی است تسلیت و تعزیت عرض مینمایم. آفرین بشما مردم و نمازگزاران عزادار که با این عزاداری و سر و سینه زدنها مَرهَمِ قلبِ مادرش حضرت زهرا(س) و إمام زمان (عج) شدید. یقین بدانید که از عالم برزخ پیغمبر(ص) و حضرت زهرا (س) و أمیرالمؤمنین (ع) و إمام حسن مجتبی (ع) و خود أبیعبدالله الحسین(ع) با نگاه به عزاداری شما دعاگویتان هستند. عزاداری تاسوعا و عاشورا تبلور جلوه هایی از ایمان، ایثار، تجلی أرزش های إلهی، آزادگی و بندگی است. إمام حسین(ع) آئینه تمام نمای صفات خداوندی است. پیام بزرگ عاشورا مبارزه با قدرت های جهنمی، شیطانی و ستمگران در هر زمین و در هر زمان و إعتماد نداشتن به آنان، مقاومت و شهادت است. عاشورا محصور در یک‌ زمان و مکان خاص نیست بلکه آغازی بی ‌پایان و طلوعی بی ‌غروب است و این همان معجزه بیانی پیغمبر إسلام (ص) است که « إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً.» (مستدرک الوسائل، ج10، ص318). شهادت امام حسین حرارت و سوزی و آتشی در دل مؤمنین قرار داده که گذشت زمان و حوادث آن را سرد نمیکند و به فراموشی نمی‌ سپارد. در واقع حماسه حسینی (ع) دو مرحله أساسی داشته و دارد؛ مرحله عملیاتی ‌أش تا عصر روز عاشورا تمام شد و مرحله دوم که مرحله جهاد تبیین و زنده نگه ‌داشتن خط فکری عاشورا است که به زعامت امام سجاد علیه السلام و پرچم ‌داری حضرت زینب (سلام ‌الله ‌علیها) آغاز شد و تا روز قیامت إدامه دارد. دلیل أصلی زنده ماندن فرهنگ عاشورا وابسته به همین مرحله دوم یعنی جهاد تبیین سجادی و زینبی است.
نکته دوم:
إقدام بی ‌شرمانه و گستاخانه هر از چند گاهی از سوی وابستگان به نظام غرب با چراغ قرمز سران این کشورها مشاهده می ‌شود نشان از کینه ‌توزی غرب و جهالت فرهنگ آنها است که نتوانسته حقانیت مکتب اسلام را به معنای واقعی مشاهده کند. امت إسلامی در برابر این إهانت‌ ها ساکت نمی ‌نشیند و إجازه نخواهد داد تا در سایه دموکراسیِ رنگ باخته غرب عده‌ ای جاهل و نادان به کلام إلهی و أدیان آسمانی توهین کرده و یا بخواهند در این زمینه بازی خطرناکی را به راه بیندازند قرآن نور است و هیچگاه خاموش نمی ‌شود.
نکته سوم:
در این سال جدید قمری (سال ۱۴۴۵) دو عنوان جمعه و عاشورا، تقارن زمانی پیدا کرده اند و توجه به این نکته و تلاقی دو أیام الله جمعه و عاشورا خالی از لطف نیست. چرا که در روایات هم روز « جمعه » و هم روز « عاشورا » از روزهایی معرفی شده اند که ظهور إمام زمان عجل الله فرجه الشریف در آن روزها روی میدهد. به‌ ویژه اینکه تقارن زمانی این دو عامل برتری امت إسلامی «نماز جمعه» و «عاشورا» با أیام سالروز إحیاء نماز جمعه در جمهوری إسلامی و روز نماز جمعه نیز همزمانی یافته است. در روایت وارد شده است: حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام در مناجاتی به درگاه ربوبی فرمود: یَا رَبِّ لِمَ فَضَّلْتَ أُمَّةَ مُحَمَّدٍ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ؟ پروردگارا! چرا امّت محمّد(ص) را بر دیگر امّتها برتری داده ای؟ خداوند متعال فرمود: فَضَّلْتُهُمْ لِعَشْرِ خِصَالٍ.. به ده چیز آنها را برتری داده ام. موسی علیه السلام گفت: آن ده چیز که آنان بدان عمل میکنند چیست تا به بنی اسرائیل دستور بدهم آنها نیز أنجام دهند؟ خداوند متعال فرمود: 1. نماز، 2. زکات، 3. روزه، 4. حج، 5. جهاد، 6. نمازجمعه، 7. نمازجماعت، 8. قرآن، 9. علم، 10. عاشورا. موسی علیه السلام پرسید: یَا رَبِّ وَ مَا الْعَاشُورَاءُ؟ پروردگارا! عاشورا چیست؟ خدای متعال فرمود: الْبُکَاءُ وَ التَّبَاکِی عَلَی سِبْطِ مُحَمَّدٍ وَ الْمَرْثِیَةُ وَ الْعَزَاءُ عَلَی مُصِیبَةِ وُلْدِ الْمُصْطَفَی. گریستن و گریه نمایی بر نواده محمّد و سوگواری و عزاداری برای مصیبت فرزند مصطفی.. ای موسی! هیچ بنده ای از بندگان من در آن زمان نیست که بر فرزند مصطفی بِگرید یا تظاهر به گریستن کند و عزاداری نماید مگر آن که بهشت برای او باشد و در آن پایدار میمانَد. وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْفَقَ مِنْ مَالِهِ فِی مَحَبَّةِ ابْنِ بِنْتِ نَبِیِّهِ طَعَاماً وَ غَیْرِ ذَلِکَ دِرْهَماً أَوْ دِینَاراً إِلَّا وَ بَارَکْتُ لَهُ. هیچ بنده ای نیست که در راه محبّت به پسر دختر پیامبرش از مال خود غذایی دهد یا درهم و دیناری خرج کند مگر آن که در همان دنیا به او برکت میدهم. فِی دَارِ الدُّنْیَا الدِّرْهَمَ بِسَبْعِینَ وَ کَانَ مُعَافاً فِی الْجَنَّةِ وَ غَفَرْتُ لَهُ ذُنُوبَهُ. یک درهم او را به هفتاد درهم أفزون میسازم و در بهشت به سلامت زندگی میکند و گناهانش را می آمرزم. وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی مَا مِنْ رَجُلٍ أَوِ إمْرَأَةٍ سَالَ دَمْعُ عَیْنَیْهِ فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ وَ غَیْرِهِ قَطْرَةً وَاحِدَةً إِلَّا وَ کَتَبْتُ لَهُ أَجْرَ مِائَةِ شَهِیدٍ. به عزّت و جلالم سوگند هیچ مرد یا زنی نیست که در روز عاشورا و غیر عاشورا یک قطره أشک از چشمش فرو چکد مگر آن که أجر صد شهید را برایش مینویسم.( مستدرک الوسائل، ج10، ص319 )
نکته پایانی:
پیشاپیش دوازده محرم سال 95 ه. ق سالروز شهادت تبیین کننده نهضت کربلا حضرت علی بن الحسین زین العابدین (ع) را بمحضر همه شما عزداران واقعی سیدالشهداء (ع) و آن إمام بزرگ تسلیت و تعزیت عرض می نمایم. از ثمرات بیان خطبه ‌ها و حضور اسراء در شام میتوان به تغییر معادلات یزید؛ إیجاد تحول بزرگ و بنیادین در میان شامیان؛ معرفی خاندان واقعی پیامبر (ص)؛ معرفی إمام حسین (ع)؛ تبیین أهداف قیام و نهضت حسینی؛ شناساندن إسلام راستین ناب محمدی (ص)؛ إبداع روش مخاطب ‌شناسی و کار بُرد مؤثر آن در تبلیغ؛ إفشاء توطئه خارجی نامیدن إمام حسین (ع) و کاروان اسراء اشاره کرد.

حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :