ImamatKarbarView
امیرالمومنین علی (ع) می فرماید:
لَا يُزَهِّدَنَّكَ فِي الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا يَشْكُرُهُ لَكَ، فَقَدْ يَشْكُرُكَ عَلَيْهِ مَنْ لَا يَسْتَمْتِعُ بِشَيْءٍ مِنْهُ، وَ قَدْ تُدْرِكُ مِنْ شُكْرِ الشَّاكِرِ أَكْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْكَافِرُ، "وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ".
امیرالمومنین علی(ع) طی حدیثی که در حکمت 204 نهج البلاغه ذکر شده است، میفرماید: به علت ناسپاسى افراد، از كار نيك مضايقه نكنيد چرا كه (در مقابل) گاه كسى از تو سپاسگزارى مى كند كه از عمل نيكت هيچ بهره اى نبرده و چه بسا همين شكرگزارى اثرش بيش از ناسپاسى افراد ناسپاس باشد و (برتر از همه اينها اين كه) خدا نيكوكاران را دوست دارد.
تو نيكى كن هر چند سپاسگزارى نكنند:
امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه همگان را دعوت به كار نيك به افراد نيازمند مى كند خواه سپاسگزار باشند يا ناسپاسى كنند.
مى دانيم مردم دو گروهند:
1. افراد پر توقع و ناسپاس كه همواره انتظار نيكى دارند; ولى به هنگامى كه از آن بهره مند شدند ناسپاسى مى كنند. گاه مى گويند: اگر بيشتر از اين بود بهتر بود، گاه مى گويند: اى كاش به اين صورت انجام نمى شد و به شكل ديگرى انجام مى شد و گاه مى گويند: اگر كسى نيكى كرده است وظيفه اش نيكى كردن بوده است و امثال آنها.
2.گروه ديگرى کسانی هستند كه در برابر نيكى ها سپاسگزارند حتى گاه از نيكى هايى كه در حق ديگران شده سپاسگزارى مى كنند; مثلاً مى گويند: فلان انسان چه آدم سخاوتمند و خوش قلب و نيكوكار است كه در حق برادر نيازمندش اين همه نيكى مى كند، مادر دردمندش را كاملاً مراقبت مى نمايد و براى بستگانش پيوسته در حال خدمت است.
از آنجا كه كار نيك جاذبه فوق العاده اى دارد اگر كسانى كه در حقشان نيكى شده ناسپاسى كنند، افراد ديگرى هستند كه سپاسگزار باشند و جالب توجه اين كه سپاسگزارى كسانى كه از كار نيك بهره اى نبردند بسيار با ارزش تر از سپاسگزارى كسانى است كه از آن بهره مند شده اند، چرا كه آنها كه بهره مند شده اند وظيفه سپاسگزارى دارند. به علاوه ممكن است به طمع كارهاى نيك آينده سپاسگزارى كنند; اما كسانى كه از آن بهره اى نمى گيرند از صميم دل به افراد نيكوكار احترام مى گذارند.
گذشته از همه اينها، مى دانيم همه نيكى ها از سوى خداست; قدرت بر انجام كار نيك و توفيق به آن و تمايلات درونى درباره آن همه از سوى خداست كه ما با استفاده از اختيار خود آنها را به كار مى گيريم و كار نيك انجام مى دهيم. در عين حال، خداوند از نيكوكاران سپاسگزارى مى كند و اين برتر از هر سپاسگزارى است. درباره مجاهدانى كه با جان و مال خود از آيين خدا دفاع كرده اند، قرآن مجيد سخنى دارد; آئينى كه منفعت آنها در آن است و براى آنها تشريع شده، با اين حال خداوند خودش را خريدار و مجاهدان را فروشنده و ثمن اين معامله را بهشت برين قرار مى دهد و به آنها درباره چنين معامله پرسودى تبريك مى گويد. آيا اگر تمام دنيا در برابر جهاد مجاهدان ناسپاسى كنند اين سپاسگزارى خداوند كافى نيست؟ (إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ).( توبه، آیه 111)
در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام مى خوانیم که مى فرماید: «یَدُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فَوْقَ رُؤُوسِ الْمُکَفِّرینَ تُرَفْرِفُ بِالرَّحْمَةِ; دست خداى متعال بالاى سر کسانى است که در برابر نعمت هایشان ناسپاسى مى شود و رحمت خود را بر سر آنها مى گستراند».(وسائل الشیعه، ج 16، ص 308)
از جمله امورى که مى تواند مایه تسلى خاطر انسان در برابر ناسپاسى ها شود این است که بدانیم این موضوع منحصر به ما نیست; این ناسپاسى ها در برابر پیامبران بزرگ خدا با آن همه زحمت هایى که براى هدایت مردم کشیدند به ویژه در برابر پیامبر اسلام و ائمه معصومان(علیهم السلام) به شکل گسترده اى انجام شد. در حدیثى که امام موسى بن جعفر از پدران گرامى اش(علیهم السلام) نقل مى کند آمده است: «کانَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله) مُکَفَّراً لا یُشْکَرُ مَعْرُوفُهُ وَلَقَدْ کانَ مَعْرُوفُهُ عَلَى الْقُرَشِىَّ وَالْعَرَبِىِّ وَالْعَجَمِىِّ وَمَنْ کانَ أعْظَمَ مِنْ رَسُولِ اللهِ مَعْروفاً عَلى هذَا الْخَلْق؟ وَکَذلِکَ نَحْنُ أهْلُ الْبَیْتِ مُکَفَّرُونَ لا یُشْکَرُ مَعْرُوفُنا وَخِیارُ الْمُؤْمِنینَ مُکَفَّرُونَ لا یُشْکَرُ مَعْرُوفُهُمْ; رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در برابر نیکى ها و خدماتى که داشت ناسپاسى مى شد، خیر و نیکى آن حضرت نه تنها به قریش مى رسید، بلکه تمام عرب و عجم از آن بهره مند مى شدند آیا کسى پیدا مى شود که نیکى و کار خیرش از رسول خداوند نسبت به این مردم بیشتر باشد؟ و همچنین ما اهل بیت در برابر ناسپاسى ها قرار داریم; نیکى ها و خدمات ما شکرگزارى نمى شود و نیکان اهل ایمان نیز مورد ناسپاسى قرار مى گیرند و از نیکى آنها تشکر نمى شود».(وسائل الشیعه، ج 16، ص 308)
بنابراین نباید این گونه ناسپاسى ها ما را در انجام کار خیر سست و بى رغبت کند. افراد زیادى هستند که حتى کارهاى خیر ما شامل آنها نمى شود; ولى آنها قدردانى مى کنند و بالاتر از همه، خدا و پیامبر و ائمه قدردان و سپاسگزارند.
بسم الله الرحمن الرحیم
اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله.
همه شما نمازگزاران عزیز و خودم را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم.
امروز پانزدهم خردادماه، یادآور قیام تاریخی پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ است؛ یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین حوادث تاریخ معاصر ایران که هرگز نباید به فراموشی سپرده شود.
گرچه به دلیل سانسور شدید حکومت پهلوی آمار دقیقی از شهدای این قیام در دست نیست، اما نقل شده است که بین پنج تا پانزده هزار نفر از مردم مسلمان و انقلابی ایران در شهرهای تهران، قم، شیراز، مشهد و تبریز به دست عوامل رژیم شاهنشاهی به خاک و خون کشیده شدند.
ماجرا از آنجا آغاز شد که حضرت امام خمینی(رضوانالله تعالی علیه) توسط رژیم بازداشت و زندانی شدند. مردم در دفاع از مرجعیت، روحانیت، اسلام و ارزشهای دینی به صحنه آمدند و اعتراض کردند، اما رژیم پهلوی با خشونتی کمنظیر این مردم مؤمن و ولایتمدار را قتلعام کرد.
امام راحل پس از حدود ده ماه بازداشت، در هجدهم فروردین سال ۱۳۴۳ از زندان آزاد شدند، اما خونهای ریخته شده در پانزدهم خرداد، پایههای نهضتی را بنا نهاد که سرانجام به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید.
عزیزان! مطالعه تاریخ انقلاب اسلامی یک ضرورت است. حداقل کاری که هر یک از ما میتوانیم انجام دهیم این است که درباره این حوادث مطالعه کنیم و ببینیم برای برپایی و حفظ این انقلاب چه خونهایی بر زمین ریخته شده است.
امروز ما آثار و برکات انقلاب اسلامی را مشاهده میکنیم، اما در سال ۱۳۴۲ نه از امکانات اطلاعرسانی امروز خبری بود و نه از این سطح ارتباطات. با این حال، خداوند متعال به کلام و رهبری امام راحل چنان برکتی عطا کرده بود که جوانان حاضر بودند جان خود را در راه اسلام و ولایت فدا کنند.
اگر تاریخ اسلام را مطالعه کنیم، خواهیم دید که پس از دوران کوتاه حکومت پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) و امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، حکومت اسلامی حقیقی در اختیار اهلبیت(علیهمالسلام) قرار نگرفت. اما امروز بیش از چهل و هفت سال است که نام مبارک اسلام، نام مقدس پیامبر اعظم(صلیاللهعلیهوآله) و نام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیهالسلام) در سراسر ایران اسلامی و در بسیاری از نقاط جهان طنینانداز است.
به برکت جمهوری اسلامی ایران، امروز صدای تشیع و معارف اهلبیت(علیهمالسلام) در سراسر جهان شنیده میشود و جمهوری اسلامی به عنوان پرچمدار مکتب اهلبیت شناخته میشود.
ملت ایران در طول این چهل و هفت سال سختیهای فراوانی را تحمل کرده است. جنگ تحمیلی هشتساله، جنگهای ترکیبی، فشارهای اقتصادی، تحریمها و توطئههای گوناگون را پشت سر گذاشته است؛ اما حقیقت این است که همه اینها بخشهایی از یک نبرد مستمر میان جبهه حق و جبهه باطل بودهاند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها فرمودهاند که در دوران «جنگ و سکوت جنگ» قرار داریم؛ یعنی یا در میدان نبرد هستیم یا در دوران آمادهسازی برای نبرد. دشمنی استکبار و صهیونیسم با اسلام ناب محمدی هیچگاه متوقف نشده است.
امروز نیز بخشی از این جنگ در میدان رسانه، فضای مجازی و جنگ شناختی دنبال میشود. دشمن تلاش میکند وحدت امت اسلامی را از بین ببرد و میان مؤمنان اختلاف ایجاد کند.
یکی از مهمترین خطرات امروز، اختلافافکنی است. دشمن گاهی با شعار مذاکره، گاهی با ابزار رسانه و گاهی با شایعهپراکنی به دنبال ایجاد شکاف در جامعه اسلامی است. در حالی که امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت نیاز داریم.
اختلاف سلیقه و تفاوت دیدگاهها طبیعی است، اما نباید اجازه دهیم این اختلافات به تفرقه و دشمنی تبدیل شود. در شرایط جنگی، مشکلات و سختیها نیز طبیعی است، اما آنچه دل انسان را محکم میکند، استمرار راه اسلام و عزت روزافزون جبهه حق است.
باید به یک نکته اساسی توجه داشته باشیم؛ ما انقلاب را برای خود انقلاب نخواستیم، بلکه انقلاب را برای اسلام خواستیم. هدف اصلی، اقامه دین خدا و حاکمیت ارزشهای اسلامی است.
برخی تصور میکنند که دین از سیاست جداست، در حالی که اسلام چنین تفکیکی را نمیپذیرد. پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) هم پیامبر رحمت بود و هم فرمانده میدان جهاد. هم به فقرا رسیدگی میکرد و هم در برابر دشمنان اسلام ایستادگی مینمود.
اسلام مجموعهای کامل است؛ گاهی میدان جهاد است، گاهی میدان علم، گاهی میدان خدمترسانی و گاهی میدان عبادت؛ اما همه این عرصهها یک هدف مشترک دارند و آن حرکت در مسیر اهلبیت(علیهمالسلام) است.
به همین جهت مطالعه کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» را توصیه میکنم. در این اثر ارزشمند، زندگی همه ائمه اطهار(علیهمالسلام) به عنوان یک جریان واحد و یک حرکت مستمر برای اقامه دین خدا تبیین شده است.
اسلام، با اراده الهی، تا ظهور حضرت ولیعصر(عجلالله تعالی فرجه الشریف) استمرار خواهد داشت. وظیفه ما این است که خود را از این مسیر نورانی عقب نیندازیم و سهم خود را در خدمت به اسلام و انقلاب ادا کنیم.
امروز دهه امامت و ولایت، فردا ماه محرم و پسفردا ایام دیگری از مناسبتهای دینی است. همه این فرصتها بهانهای است برای نزدیکتر شدن به اهلبیت(علیهمالسلام) و اصلاح خود.
پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) در حدیث شریف ثقلین فرمودند:
«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی.»
راه نجات در تمسک به قرآن و اهلبیت است. اگر به این دو تمسک جوییم، در دنیا و آخرت سعادتمند خواهیم بود.
در آستانه سالروز واقعه مباهله نیز قرار داریم؛ حادثهای که در آن حقانیت اسلام و اهلبیت پیامبر(علیهمالسلام) برای همگان آشکار شد و دشمنان اسلام در برابر حقیقت عقبنشینی کردند.
اینها افتخارات اسلام و مکتب اهلبیت است.
از خداوند متعال مسئلت میکنیم که همه ما را در مسیر قرآن و عترت ثابتقدم بدارد، بر عزت اسلام و مسلمین بیفزاید و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را تا ظهور حضرت ولیعصر(عجلالله تعالی فرجه الشریف) محفوظ و مؤید بدارد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.