ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرری | تهران
سید علی شاهچراغی
تهران - ری
در این پیروزی یمن نیز بدانید که با این پیروزی‌ای که به دست آمد، کمر بن‌سلمان و دولت سعودی نیز شکست.
خطبه نماز جمعه 1405/6/27
در این پیروزی یمن نیز بدانید که با این پیروزی‌ای که به دست آمد، کمر بن‌سلمان و دولت سعودی نیز شکست.
صوت خطبه اول
صوت خطبه دوم
خطبه اول

خطبه اول

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتَاحاً لِذِكْرِهِ، وَ سَبَباً لِلْمَزِيدِ مِنْ فَضْلِهِ، وَ دَلِيلاً عَلَى آلَائِهِ وَ عَظَمَتِهِ. ثُمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى أَشْرَفِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ، حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ، أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ.»

 يَا عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ.»

قالَ الإِمامُ الحَسَنُ العَسْکَرِيُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللهِ، وَالْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ، وَالاجْتِهَادِ لِلَّهِ، وَصِدْقِ الْحَدِيثِ، وَأَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ، وَطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْجِوَارِ؛ فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ. صَلُّوا فِي عَشَائِرِهِمْ، وَاشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ، وَعُودُوا مَرْضَاهُمْ، وَأَدُّوا حُقُوقَهُمْ؛ فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ، وَصَدَقَ فِي حَدِيثِهِ، وَأَدَّى الْأَمَانَةَ، وَحَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ، قِيلَ: هَذَا شِيعِيٌّ، فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ» (بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۲؛ تحف‌العقول، ص ۴۸۷).

از سخنان امام حسن عسکری علیه‌السلام است که حضرت می‌فرماید: من همه شما را به تقوای الهی توصیه می‌کنم؛ یعنی از همه گناهان، چه کوچک و چه بزرگ، پرهیز کنید. همچنین می‌فرماید: «وَالْوَرَعَ فِي دِينِكُمْ»؛ یعنی در دین خود اهل ورع باشید و از شبهات نیز دوری کنید. هر چیزی که برای شما مشتبه است و حلال و حرام آن برایتان روشن نیست، از آن دوری کنید.

سپس حضرت فرمودند: «فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ، وَصَدَقَ فِي حَدِيثِهِ، وَأَدَّى الْأَمَانَةَ، وَحَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ النَّاسِ، قِيلَ: هَذَا شِيعِيٌّ، فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ» (بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۲).حضرت می‌فرماید: اگر کسی در دین خود اهل ورع باشد، در سخنانش راست‌گو باشد، هرگاه سخنی می‌گوید راست بگوید، امانت‌دار باشد و اگر کسی امانتی نزد او گذاشت، آن را به صاحبش برگرداند و اخلاقش را نیز با مردم نیکو کند، مردم می‌گویند: این شخص شیعه است. حضرت فرمودند: این سخن مرا بسیار شاد و خوشحال می‌کند؛ اینکه بشنوم یک شیعه چنین ویژگی‌ها و روحیاتی دارد. امیدوارم خداوند، به برکت این حدیث نورانی، توفیق عمل به آن را به همه ما عنایت بفرماید.

در جلسه قبل عرض کردیم که یکی از سنت‌های قطعی و حتمی خداوند در این عالم، سنت انتقام و خون‌خواهی از مظلومان است. خداوند از ستمگران و ظالمان انتقام می‌گیرد. در قرآن کریم، دست‌کم در سیزده آیه، خداوند تأکید فرموده است که از ستمگران انتقام خواهد گرفت. در یک آیه می‌فرماید: «إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ»؛ ما از مجرمان انتقام می‌گیریم (سجده/۲۲). در جای دیگر می‌فرماید: «فَلَا تَحْسَبَنَّ اللهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ، إِنَّ اللهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ»؛ (پس گمان مبر که خداوند وعده خود را درباره پیامبرانش خلاف می‌کند؛ زیرا خداوند شکست‌ناپذیر و صاحب انتقام است) (ابراهیم/۴۷).

وقتی بنا باشد خداوند از ظالمان و ستمگران انتقام بگیرد، انتقام او بسیار سخت خواهد بود. پیش از آنکه ادامه این بحث را عرض کنم، به دو حکمت بسیار مهم و ارزشمند از حکمت‌های نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام اشاره می‌کنم؛ وقتی خداوند بنا باشد از ظالمان انتقام بگیرد، انتقامی سخت و دشوار خواهد بود. در یک کلام، حضرت می‌فرماید: «يَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظَّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ»؛ (نهج‌البلاغه، حکمت ۲۴۱). آن روزی که بنا باشد خداوند انتقام مظلوم را بگیرد، به‌مراتب سخت‌تر از روزی است که ظالم به مظلوم ستم کرده است. خداوند در مقام انتقام، سخت خواهد گرفت و انتقامی سخت از ظالمان خواهد گرفت. در حکمت دیگری، حضرت می‌فرماید: «يَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ»؛ (نهج‌البلاغه، حکمت ۳۴۱). آن روزی که بنا باشد عدالت را اجرا کنیم، ظلمی را که رخ داده است جبران کنیم و حقی را که پایمال شده است به صاحبش بازگردانیم، خداوند عدالت را اجرا خواهد کرد و حق را به کرسی خواهد نشاند. حضرت فرمودند: روزی که بنا باشد عدالت را درباره ظالم اجرا کنیم، به‌مراتب سخت‌تر از روزی خواهد بود که او بر مظلوم ظلم کرده است. نمونه‌های فراوانی برای این موضوع وجود دارد که باید در جای خود درباره آن‌ها بحث شود.

در جلسه قبل عرض کردم که خداوند از ظالمان به سه شیوه انتقام می‌گیرد. نخستین شیوه‌ای که از آیات و روایات استفاده می‌شود، انتقامی است که خود خداوند از ستمگران و ظالمان می‌گیرد. طبق روایات، بعضی از ظلم‌ها و انتقام‌ها به آخرت موکول نمی‌شود؛ بلکه خداوند در همین دنیا از ظالم انتقام می‌گیرد. یکی از مواردی که خداوند در همین دنیا درباره آن انتقام می‌گیرد، ظلمی است که ظالمان در حق مظلومان انجام می‌دهند. خداوند، ظالم را به حال خود رها نمی‌کند تا همه‌چیز به قیامت موکول شود. البته در قیامت نیز عذاب سختی در انتظار اوست؛ اما خداوند در همین دنیا هم از ظالم انتقام خواهد گرفت.

نخستین راه و شیوه‌ای که خداوند از طریق آن انتقام می‌گیرد، استفاده از راه‌های طبیعی است. در جلسه قبل عرض کردم که خداوند گاهی با آب، که نعمت است، ظالم را مجازات می‌کند؛ همان آبی را که مایه حیات و نعمت است، خروشان می‌سازد و به‌وسیله آن از ظالم انتقام می‌گیرد. گاهی با باد، گاهی با آتش و گاهی با خاک، ظالمان را مجازات می‌کند.

در سوره «ص»، خداوند در آیات دوازدهم و سیزدهم، از شش قوم یاد می‌کند که از آنان انتقام گرفته است. خداوند از این اقوام نیز به‌وسیله همین راه‌های طبیعی انتقام گرفت؛ به دلیل ظلمی که انجام داده بودند و ستمی که مرتکب شده بودند.

نخستین قومی که در این سوره به آن اشاره شده، قوم نوح است. حضرت نوح پیامبری بود که نهصد و پنجاه سال تبلیغ دین کرد؛ اما تنها تعداد اندکی، به‌اندازه انگشتان دست، به او ایمان آوردند. آنان انواع شکنجه‌ها و ستم‌ها را در حق این پیامبر الهی روا داشتند. قرآن کریم درباره حضرت نوح می‌فرماید که او قوم خود را شب و روز، آشکارا و پنهانی، به اصلاح و هدایت دعوت می‌کرد و آنان را موعظه و نصیحت می‌نمود. حضرت نوح به آنان فرمود: «قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا، فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا، وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا، ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا، ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا» (نوح/۵۹). اما آنان به سخنان حضرت نوح گوش نمی‌دادند. نقل شده است که گاهی پدری دست فرزند خود را می‌گرفت و نزد حضرت نوح می‌آمد و با چوبی که در دست داشت، محکم بر سر این پیامبر خدا می‌زد و به فرزندش می‌گفت: پسرم، اگر در آینده مُردم، از این پیرمرد پیروی نکن. گاهی نیز این پیامبر خدا را آن‌قدر شکنجه می‌کردند که بیهوش بر زمین می‌افتاد. وقتی چنین شرایطی پیش آمد، خداوند از این قوم انتقام گرفت؛ آن هم انتقامی سخت، با طوفانی که برپا شد و آنان در آن طوفان از بین رفتند و نابود شدند.

دومین قومی که خداوند در این سوره از آنان یاد کرده و از آنان انتقام گرفته است، قوم حضرت هود، یعنی قوم عاد، است. این قوم در منطقه‌ای زندگی می‌کردند که باغ‌های بسیار سرسبز و آب فراوان داشت. شهر ارم و بهشت شدّاد نیز در همین منطقه قرار داشت. این پیامبر خدا با منطقی بسیار قوی، مردم را به خداپرستی دعوت می‌کرد و آنان را از راه‌های خطا و بت‌پرستی بازمی‌داشت. به آنان می‌فرمود: به خدا ایمان بیاورید؛ اما مردم با جناب هود برخورد نامناسبی کردند و گفتند: او دیوانه است.  سرانجام، هنگامی که این قوم چنین ظلم و رفتاری را مرتکب شدند، خداوند باد وحشتناکی را بر آنان مسلط کرد. این باد هفت شب و هشت روز بر آنان وزید و خداوند این قوم را از سر راه برداشت؛ به سبب ظلمی که به جناب هود، این پیامبری که مردم را به خداپرستی دعوت می‌کرد، روا داشتند.

سومین قومی که خداوند در این سوره از آنان یاد کرده است، قوم فرعون است. پیامبری مانند حضرت موسی، علی نبیّنا و آله و علیه‌السلام، چه رنج‌ها و اذیت‌هایی از فرعون و قوم او دید. شما داستان فرعون را فراوان شنیده‌اید. در میان داستان‌های قرآن، داستان فرعون بیش از بسیاری از داستان‌های دیگر ذکر شده است. شما شنیده‌اید که این قوم با حضرت موسی چه رفتارهایی کردند. خداوند آنان را به‌وسیله رود نیل عذاب کرد و همه آنان در دریا غرق شدند. خداوند برای اینکه این حادثه عبرتی برای دیگران باشد، بدن فرعون را از دریا بیرون انداخت تا مردم سرنوشت یک فرد ظالم و ستمگر را ببینند.این، سومین قومی بود که خداوند در این آیه شریفه می‌فرماید از آنان انتقام گرفت.

چهارمین قوم، قوم ثمود است؛ قومی که پیامبری مانند حضرت صالح علیه‌السلام برای آنان فرستاده شد. این پیامبر، مردم را به توحید و یکتاپرستی دعوت می‌کرد؛ اما آنان رفتارهای بسیار تندی در حق این پیغمبر انجام دادند. سرانجام به حضرت صالح گفتند: برای ما معجزه‌ای بیاور تا به تو ایمان بیاوریم. به اذن خداوند، کوه شکافته شد و شتری از آن بیرون آمد. آنان با اینکه این معجزه را با چشم خود دیدند، ایمان نیاوردند. نه‌تنها ایمان نیاوردند، بلکه همین شتری را که قرآن کریم از آن به‌عنوان «نَاقَةَ اللهِ» یاد می‌کند، پی کردند. قرآن می‌فرماید: «فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللهِ نَاقَةَ اللهِ وَسُقْيَاهَا، فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا، وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا» (شمس/۱۳۱۵). فردی آمد و این شتر را کشت. حضرت صالح از این جنایتی که آن شخص مرتکب شده بود، بسیار عصبانی و ناراحت شد. پس از آن، مردم گفتند: ای صالح، تو گفتی عذاب نازل می‌شود؛ پس عذابت کجاست؟ چرا عذاب نازل نمی‌شود؟ حضرت فرمود: در خانه‌هایتان بنشینید. سه روز گذشت و عذاب نازل شد؛ همه آنان با خاک یکسان شدند و از بین رفتند؛ مانند چیزی که پودر شود، پودر شدند.

در اینجا نکته‌ای را عرض کنم. مولای ما امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرماید: مردم، بیدار و هوشیار باشید. کسی که آن معجزه الهی را کشت، یک نفر بود؛ اما همه مردم عذاب شدند و خداوند از همه آنان انتقام گرفت. دلیلش این بود که همه مردم در برابر این گناه سکوت کردند و به این کار راضی بودند. خداوند این قوم را، که به این کار راضی بودند و در برابر این جنایت سکوت کردند، عذاب کرد.

بنابراین، ما باید بسیار بیدار و هوشیار باشیم. گناهانی در کنار ما اتفاق می‌افتد که باید درباره آن‌ها توجه کنیم. من در فرصت مناسبی عرض خواهم کرد که در همین داستان، مسئله حجاب نیز وجود دارد؛ موضوعی که امروز، به دلایل مختلف، لازم است در فرصت مناسبی درباره آن بحث شود. به هر صورت، وقتی افرادی با این شکل بسیار ناهنجار، لخت و عریان، در خیابان رفت‌وآمد می‌کنند، دست‌کم وظیفه‌ای که بر دوش ماست این است که به این کار راضی نباشیم و با آنان با چهره‌ای باز و تأییدگر برخورد نکنیم. در مغازه‌ها نیز نباید با چنین افرادی به‌گونه‌ای برخورد کنیم که گویی رفتار آنان مورد تأیید است. دست‌کم ممکن است یک نفر یا چند نفر آنان را نهی از منکر و موعظه کنند. باید بدانیم اگر خدای‌ناکرده در برابر گناهی که در جامعه اتفاق می‌افتد سکوت کنیم، یا به هر دلیلی به آن راضی باشیم، مطمئن باشیم که ما نیز در عذاب آنان شریک خواهیم بود و خداوند ما را نیز مجازات خواهد کرد؛ خداوند از ما هم انتقام خواهد گرفت.

قوم پنجمی که خداوند از آنان یاد کرده و آنان را عذاب کرده است، قوم لوط است. این پیامبر خدا، مردم را به خداترسی و پرهیز از گناه بسیار زشتی که در جامعه آن روز رواج داشت، دعوت می‌کرد. آن گناه، مفاسد جنسی و اخلاق جنسی بسیار زشتی بود که در میان آنان رواج داشت. این پیامبر هرچه آنان را نصیحت و موعظه کرد، گوش ندادند. خداوند آنان را به‌وسیله عذابی مبتلا کرد که با صدایی وحشتناک، به نام صیحه آسمانی، همراه بود. هنگامی که عذاب نازل شد، سنگ‌هایی از آسمان بر سر آنان فرود آمد و همه آنان از بین رفتند.  این نیز نکته دیگری است و خداوند در همین دنیا از آنان انتقام گرفت.

آخرین مورد، قوم اصحاب ایکه است. آنان در منطقه خود دچار مفاسد اقتصادی بودند؛ کم‌فروشی می‌کردند و حقوق فقرا، مستمندان و مردم را نمی‌پرداختند. پیامبر آنان نیز حضرت شعیب بود. جناب شعیب، این پیامبر خدا، هرچه آنان را موعظه و نصیحت کرد، گوش ندادند. آنان حتی او را دیوانه خطاب می‌کردند و می‌گفتند: ای شعیب، تو دیوانه هستی. آنان جسارت‌های فراوانی به این پیامبر خدا کردند. خداوند آنان را نیز با یک صیحه آسمانی از بین برد و عذاب سختی بر آنان وارد کرد؛ به‌گونه‌ای که نابود شدند.

پس در مجموع، خداوند از ظالمان و ستمگران گاهی در همین دنیا انتقام می‌گیرد؛ و این انتقام، به‌مراتب سخت‌تر از ظلمی است که آنان در حق مظلومان روا داشته‌اند.

ان‌شاءالله در فرصت بعد، ادامه این موضوع را خدمت شما تقدیم خواهم کرد.

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

خطبه دوم

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتَاحاً لِذِكْرِهِ، وَ سَبَباً لِلْمَزِيدِ مِنْ فَضْلِهِ، وَ دَلِيلاً عَلَى آلَائِهِ وَ عَظَمَتِهِ. ثُمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى أَشْرَفِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ، حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ، أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ.»

 يَا عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ.»

«يَا عِبَادَ اللهِ، أُوصِيكُمْ وَنَفْسِي بِتَقْوَى اللهِ. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ، وَالْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ، الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَالْأَمْوَاتِ»

در ابتدا، از برادر بسیار عزیزمان، نماینده محترم مجلس شورای اسلامی، جناب آقای یزدی خواه ــ که من بارها در جاهای مختلف عرض کرده‌ام تقریباً بار سنگین مشکلات بر دوش ایشان است؛ به اعتبار اینکه اهل این محل و اهل این شهر هستند ــ تشکر می‌کنم. برای ایشان آرزوی توفیق دارم و امیدوارم خداوند، در خدمتی که ایشان به این مردم انجام می‌دهد، به شایستگی یاری‌اش فرماید.

هشتم ربیع‌الثانی، سالروز ولادت باسعادت امام یازدهم، حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام، است. این مناسبت را ابتدا به مولای من و آقای من، حضرت ولی‌عصر ارواحنا فداه، و سپس به شما حضار محترم، نمازگزاران، خواهران و برادران، تبریک عرض می‌کنم. امیدوارم خداوند به یمن مولود این ماه شریف، همه گرفتاری‌ها و مشکلات را از سر این سرزمین، ان‌شاءالله، به شایستگی برطرف کند و ملت ما را در میدان پیروز گرداند.

دهم ربیع‌الثانی، روز وفات حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیهاست؛ بانویی که زیارت ایشان بسیار توصیه شده است. درباره این موضوع نگاه می‌کردم و مطلبی را درباره پدر مرحوم آیت‌الله‌العظمی نجفی مرعشی، که از مراجع تقلید بزرگ بود، می‌خواندم. پدر ایشان از زاهدان و عابدان نجف اشرف بود. می‌گوید: من چهل شبانه‌روز در حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام بیتوته کردم و توفیق پیدا کردم. سخن من با امیرالمؤمنین این بود که: آقاجان، اگر ممکن است قبر همسرتان، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، را به من نشان بدهید؛ این قبر کجاست؟

می‌گوید چهل شب در حرم امیرالمؤمنین بیتوته کردم و خواسته‌ام همین بود. پس از چهل شب، در عالم مکاشفه، حضرت فرمود: سیدمحمود، چه می‌خواهی؟ خواسته‌ات چیست؟ خواسته‌ام را عرض کردم و گفتم: آقا، قبر همسرتان را به من نشان بدهید. حضرت فرمود: سیدمحمود، حضرت زهرا وصیت کرده است که قبرش مخفی باشد و من برخلاف وصیت ایشان عمل نمی‌کنم؛ اما پیشنهادی به تو می‌دهم. اگر می‌خواهی ثواب زیارت حضرت زهرا را به دست بیاوری، به زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها در قم برو.

این سخن امیرالمؤمنین علیه‌السلام در عالم مکاشفه بیان شده است. گفته‌اند که پس از آن، این شخص به ایران آمد و فرزند ایشان نیز از مراجع تقلید شد. من پیش از انقلاب به یاد دارم که مرحوم آیت‌الله نجفی مرعشی نسبت به حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها ارادت ویژه‌ای داشت. گاهی شب‌های زمستان می‌آمد و پشت در حرم می‌نشست؛ این مرجع تقلید منتظر می‌ماند تا درِ حرم را باز کنند. اگر توفیق زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها را دارید، بدانید این‌ها توفیقاتی است که خداوند در این سرزمین به ما عطا کرده است. از زیارت این امامزادگان، ان‌شاءالله، غافل نباشید.

چهارشنبه آغاز سال تحصیلی است و از اول مهر، ان‌شاءالله، مدارس درس‌های خود را آغاز خواهند کرد. آغاز سال تحصیلی جدید را به همه معلمان، فرهنگیان و دانش‌آموزان تبریک عرض می‌کنم و برای همه آنان آرزوی موفقیت دارم. فقط دو نکته را عرض می‌کنم.

نکته نخست این است که شما امسال از زمانی وارد مدارس می‌شوید و سر کلاس می‌روید که ما ۱۶۸ دانش‌آموز شهید میناب را داریم. به هر صورت، این موضوع مسئولیتی بر دوش دانش‌آموزان و همچنین بر دوش معلمان و فرهنگیان است. باید حواسشان جمع باشد. دست‌کم خاطرات این بچه‌های بی‌گناه که این‌گونه شهید شدند، به نحوی که خانواده‌هایشان می‌پسندند، برای این دانش‌آموزان گفته شود و مطمئن باشید که این کار تأثیر خود را خواهد گذاشت. وقتی مطالب مربوط به این شهدا و کتاب‌هایی را که درباره آنان نوشته شده است، به‌دقت می‌خوانید، واقعاً باید احساس کنید که سال تحصیلی جدید حال‌وهوایی خاص داشته باشد و با سال‌های دیگر حتماً متفاوت باشد.

نکته دوم را نیز خدمتتان عرض می‌کنم. ما بارها تذکر داده‌ایم؛ هم به اولیا عرض می‌کنم و هم به مربیان: از جلسه مشترک اولیا و مربیان غافل نشوید. این جلسه بسیار مفید است. وقتی به مدرسه می‌روید و مربیان محترم مدرسه در کنار اولیای گرامی جلسه‌ای مشترک برگزار می‌کنند، این موضوع می‌تواند در تحصیل بچه‌ها و همچنین در تربیت و تدین آنان اثر بگذارد. نباید این‌گونه باشد که خدای‌ناکرده، دانش‌آموز سال‌های سال در این مدرسه درس بخواند، اما با نماز بیگانه باشد و حتی آداب معاشرت با دیگران را نیز بلد نباشد. این مسئولیت، مسئولیتی بسیار سنگین است. مطمئن باشید وقتی اولیا و مربیان در کنار هم جلسات مشترک داشته باشند و درباره مسائلی که مطرح می‌شود گفت‌وگو کنند، می‌توانیم سال بسیار خوبی را برای تحصیل دانش‌آموزان رقم بزنیم. باید بدانیم بچه‌هایی که درس می‌خوانند، آینده این کشور هستند؛ کشوری که مردم آن رنج‌های فراوان برده‌اند، شهدای بسیاری داده‌اند و خانواده‌های زیادی درگیر مشکلات شده‌اند. نمی‌شود این بچه‌ها به‌گونه‌ای تربیت شوند که با شهدا بیگانه باشند، با انقلاب بیگانه باشند و با نماز، خدا و پیامبر بیگانه بمانند. این اصلاً امکان‌پذیر نیست. بنابراین، این مسئولیت بسیار سنگین است و اولیا و مربیان می‌توانند در کنار هم نسلی را تربیت کنند که خدمتگزار مردم و نظام باشد.

تذکر دیگر، آغاز هفته دفاع مقدس است؛ هفته‌ای که یادآور جنگ تحمیلی است؛ جنگی که در سال ۱۳۵۹ در این کشور اتفاق افتاد و هشت سال طول کشید. اهداف دشمنان نیز مشخص بود. امام، رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، و رهبر شهید من بارها در سخنرانی‌های خود این موضوع را بیان کرده‌اند که دشمن از جنگی که بر ما تحمیل شد، چهار هدف داشت.

هدف نخست دشمن این بود که با اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی مبارزه کند. آنان فهمیده بودند اگر انقلاب اسلامی بتواند جایگاه خود را در این سرزمین پیدا کند، آینده خطرناکی برای استکبار جهانی، هم برای بلوک شرق و هم برای بلوک غرب، رقم خواهد خورد. به همین دلیل این جنگ را تحمیل کردند تا انقلاب اسلامی را در نطفه خفه کنند.

هدف دوم آنان تجزیه ایران بود. همان ابتدا شعارهایی مانند «کردستان آزاد» و شعارهای دیگری در سیستان و بلوچستان سر می‌دادند و در مناطق مختلف نیز وارد شدند تا این حرکت را انجام دهند. تجزیه ایران، هدف دیگر آنان بود و این جنگ را به‌وسیله انسان احمق و نادانی مانند صدام بر ما تحمیل کردند.

هدف سوم آنان این بود که می‌دانستند اگر انقلاب اسلامی قدرت پیدا کند، سازندگی این کشور به دست خود مردم انجام خواهد شد، کشور آباد خواهد شد و دیگر مستعمره دیگران نخواهد بود؛ بلکه روی پای خود خواهد ایستاد. برای اینکه سازندگی در کشور رخ ندهد، جنگ را بر ما تحمیل کردند.

در نهایت، هدف چهارم آنان حفظ اسرائیل بود. آنان می‌دانستند که حضرت امام از همان روزهای اول فرمودند هدف ما از این انقلاب این است که طرفدار مظلوم باشیم و به مظلوم کمک کنیم. ملت فلسطین، ملتی مظلوم است و ما به داد آنان خواهیم رسید. دشمنان فهمیده بودند که باید جنگ را تحمیل کنند تا بتوانند اسرائیل را حفظ کنند.

امروز نیز در جنگ دوازده‌روزه، یا جنگ رمضان، که اکنون بیش از شش ماه از آن می‌گذرد، هدف دشمن همین‌هاست. بعداً به آن اشاره خواهم کرد. هدف دشمن این است که به‌نوعی خواسته‌های خود را بر ملت تحمیل کند؛ اما راه‌ها و شیوه‌ها عوض شده است.

در گذشته، احمقی مانند صدام موشک می‌زد، بمباران می‌کرد و اقدامات دیگری انجام می‌داد؛ اما امروز ابزار سخت خود را به جنگ ترکیبی تبدیل کرده و اکنون به‌عنوان جنگ ترکیبی از آن بهره می‌گیرد.

تحریم و فشار اقتصادی بر این ملت وارد کردن، جنگ رسانه‌ای و تلاش برای گرفتار کردن مردم از طریق رسانه، عملیات روانی و نفوذ، از کارهایی است که دشمن در این جنگ ترکیبی انجام می‌دهد. اختلاف‌افکنی قومی و مذهبی و عادی‌سازی رابطه با رژیم صهیونیستی نیز از اهداف دشمن است که امروز دنبال می‌کند.

شیوه‌ها و راه‌ها اکنون فرق کرده است، اما هدف دشمنان ما همان هدفی است که در جنگ تحمیلی دنبال می‌کردند. امروز نیز با این شیوه‌ها در پی آن هستند که به همان اهداف چهارگانه خود برسند.

راه مقابله با چنین توطئه‌ای این است که هم امام، رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، و هم رهبران شهید ما و هم امام حاضر ما، حضرت آیت‌الله العظمی سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، در پی آن هستند که نگذارند اهداف دشمن در جامعه محقق شود.

یکی از این راه‌ها، حفظ وحدت ملی است. دشمن بر این موضوع انگشت گذاشته است و ما باید وحدت خود را حفظ کنیم. خدای‌ناکرده نباید سخنی که بوی اختلاف می‌دهد گفته شود و نباید کاری که موجب اختلاف می‌شود انجام گیرد.

اعتماد میان مردم و مسئولان نیز بسیار مهم است. مردم باید به مسئولان خود اعتماد داشته باشند و مسئولان نیز باید به مردم خود اعتماد کنند. این مردم همواره در صحنه حضور دارند و چنین حضوری باید با اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان همراه باشد.

پیشرفت علمی، اقتصادی و صنعتی از اهدافی است که ما در این کشور دنبال می‌کنیم و امامان انقلاب ما بر آن تأکید داشته‌اند. حفظ اسلام انقلابی، بصیرت و جهاد تبیین نیز از خواسته‌های رهبران ما بوده است.

مسئله فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی از جمله نکاتی است که امامان انقلاب بر آن تأکید دارند. مقاومت فعال و بازدارندگی، تضمین استقلال و امنیت و عزت ملی، در سایه توکل بر خدا و حضور در صحنه، می‌تواند به ما کمک کند تا دشمن، ان‌شاءالله، به اهداف خود نرسد و ما نیز بتوانیم به اهداف عالی‌ای که امامان انقلاب بر آن تأکید داشته‌اند، دست پیدا کنیم.

ما، بحمدالله، باید بدانیم شایستگی و عزتی که امروز در کشور داریم، به برکت این مردمی است که بیش از دویست شب در صحنه حضور داشته‌اند و صحنه انقلاب و خیابان را ترک نکرده‌اند. واقعاً این موضوع، همان‌طور که بعداً اشاره خواهم کرد، یک معجزه است؛ معجزه‌ای که در کشور ما در حال اتفاق افتادن است. دویست شب است که مردم در برابر دشمن ایستاده‌اند. دویست شب است که وفاداری خود را به ایران اسلامی نشان می‌دهند. بیش از دویست شب است که با ولی امر مسلمین، عهد و پیمان خود را هر شب تجدید می‌کنند. دویست شب است که این مردم با در دست گرفتن پرچم سرخ انتقام و خون‌خواهی امام شهید، فرماندهان شهید و مردم مظلومی را که شهید شده‌اند، فریاد می‌زنند. آقا، چنین رویدادی در تاریخ اسلام نبوده است؛ در تاریخ ایران نیز وجود نداشته است که مردم این‌گونه در صحنه حضور پیدا کنند. در تاریخ بشر نیز ثبت نشده است که ملتی شش ماه به خیابان‌ها بیاید، در آنجا بایستد و هر شب با نشاطی جدی‌تر و با قدرتی بیشتر، شعارهای خود و خواسته‌هایی را که دارد، در آنجا اعلام کند. بی‌دلیل نبود که رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، در همان روزهای اول انقلاب و پس از پیروزی فرمودند: «مَن با صراحت و اطمینان می‌گویم مردم ما برتر از مردم حجاز در عهد رسول‌الله هستند.» (صحیفه امام) من با صراحت و قاطعیت می‌گویم مردم ما از مردم کوفه در زمان امیرالمؤمنین نیز بهتر هستند؛ همان مردمی که مردم کوفه، دل علی علیه‌السلام را خون کردند. امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه راجع به مردم زمان خود سخنان فراوانی دارد. می‌فرماید: ای کاش شما را نمی‌دیدم و ای کاش شما را نمی‌شناختم؛ شما خون به دل من کردید. امیرالمؤمنین در خطبه‌های مختلف درباره مردم خود و مردم کوفه این‌گونه سخن گفته است. گاهی می‌فرمود: حاضر هستم ده نفر از شما را بدهم و یک سرباز از معاویه بگیرم؛ آنان در باطل خود ثابت‌قدم هستند، اما شما در حق خود متفرق هستید (نهج‌البلاغه، خطبه‌های ۲۷ و ۳۴، با مضمون نزدیک به این عبارت). اما مردم ایران، با اینکه بیش از چهار دهه از انقلاب گذشته است، هنوز در صحنه حضور دارند. بعضی از این مردم می‌گویند: اگر این حضور دویست شب طول کشیده است، اگر دو هزار شب هم طول بکشد، ما در صحنه خواهیم بود و در صحنه خواهیم ماند. به فضل الهی، با داشتن چنین مردمی، باید همین‌جا از مادران، خواهران و بانوان عزیز نیز تشکر کنیم. این‌ها واقعاً زودتر از همه آقایان به صحنه می‌آیند و تا پایان کار حضور دارند. انسان هر شب کودکانی را می‌بیند که همراه خانواده‌های خود در اینجا حضور دارند.

نتیجه همین حضور را ببینید. رهبر معظم انقلاب به ترامپ اعلام کرد: ترامپ، بدان که ملت ایران تسلیم نخواهد شد و ان‌شاءالله به دنیا نشان خواهیم داد کسی که شکست می‌خورد، آمریکاست؛ نه ملت ایران. انقلاب اسلامی برای منطقه الگو شد؛ همان چیزی که امام، رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، دنبال آن بودند و می‌فرمودند ما انقلاب خود را صادر خواهیم کرد.

مردم یمن را ببینید. شاید کمتر درباره آنان شنیده باشید. مردم یمن کسانی هستند که در میان اجدادشان، یار و صحابی پیامبران بزرگ الهی وجود داشته است. همین مردم یمن، مردمی هستند که خاتم انبیا، حضرت محمد بن عبدالله صلی‌الله‌علیه‌وآله، درباره آنان فرمودند: «إِنِّي لَأَشُمُّ رَائِحَةَ الْجَنَّةِ مِنْ جَانِبِ الْيَمَنِ»؛ من بوی بهشت را از جانب یمن استشمام می‌کنم (نقل‌شده در منابع روایی). این مردم، چنین مردمی هستند. آنان کسانی‌اند که وقتی نفس گرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام در سفر ایشان به یمن، که به فرمان پیامبر به آن منطقه رفته بودند، به این مردم رسید، بسیاری از آنان ایمان آوردند. بسیاری از اصحاب بزرگ و قدرتمند امیرالمؤمنین و فرماندهان لشکر ایشان از همین یمن بودند. مالک اشتر، یمنی است؛ رُشید هجری، یمنی است؛ ابوالهیثم بن تَیّهان، اهل یمن است؛ عمار یاسر، که بارها نام او را شنیده‌اید، یمنی است؛ کمیل بن زیاد، که شما دعای کمیل را در شب‌های جمعه می‌خوانید، اهل یمن است.

این‌ها چنین مردمی هستند. دیدید چه پیروزی‌ای به دست آوردند و دیدید با دشمن خود چه کردند. به برکت انقلاب اسلامی، این مردم توانستند چنین ایستادگی و پیروزی‌ای را رقم بزنند. سی‌وچهار نفر از هفتادودو نفر اصحاب امام حسین علیه‌السلام که در کربلا به شهادت رسیدند، یمنی هستند. همچنین تعدادی از اصحاب حضرت ولی‌عصر ارواحنا فداه، از میان ۳۱۳ نفر، یمنی هستند. این نفس گرم شما مردم به مردم یمن رسیده است که این‌گونه در میدان مبارزه و ایستادگی حضور دارند. پیروزی یمن نشان داد که ما پیروز هستیم. خداوند می‌فرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»؛ (محمد/۷). خدا را یاری کنید؛ خداوند نیز به یاری مردم یمن، آنان را یاری کرد. من فهرست‌وار عرض می‌کنم، چون وقت من گذشته است: در همین پیروزی‌ای که مردم یمن به دست آوردند، دست‌کم هفت پیروزی مهم وجود داشت که شبیه معجزه است. شما به یاد دارید که امام فرمودند: «خرّم‌شهر را خدا آزاد کرد.» باور کنیم که یمن را نیز خدا آزاد کرد. دلیل همه این‌ها همین است. رهبر انصارالله یمن به بن‌سلمان خائن و فاسد می‌گوید: بن‌سلمان، دریا با توست، نفت با توست، خشکی با توست، فضا با توست و همه‌چیز در اختیار توست؛ اما بدان که خدا با تو نیست، خدا با ماست. خدا با تو نیست، خدا با ماست.

همان‌طور که در قضیه خرمشهر، خداوند به‌وسیله قدرت الهی خود کاری کرد که وقتی خرمشهر آزاد شد، کمر حزب بعث شکست و کمر صدام شکست، در این پیروزی یمن نیز بدانید که با این پیروزی‌ای که به دست آمد، کمر بن‌سلمان و دولت سعودی نیز شکست.

همین خدا امروز با ما نیز هست. «إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ»؛ اگر ما خدا را یاری کنیم، ان‌شاءالله خداوند نیز ما را یاری خواهد کرد (محمد/۷).

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

سید علی شاهچراغی
امام جمعه شهر: ری
استان : تهران
تاریخ انتصاب : -
متاسفانه برای این قسمت محتوایی یافت نشد.