ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرکرج | البرز
سیدمحمدمهدی حسینی همدانی
البرز - کرج
کارآمدی دولت و انسجام اجتماعی، دو ضلع تاب‌آوری ملی
خطبه نماز جمعه 1405/6/27
کارآمدی دولت و انسجام اجتماعی، دو ضلع تاب‌آوری ملی
خطبه اول

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین از خدای تعالی تقاضاهایی دارند. تقاضا می‌کنند که رنج نداشته باشند و فقط مادیات را نمی‌خواهند.

مولانا امیرالمؤمنین در نامه سی‌ویکم به فرزند گرامی‌شان فرمودند: «فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِيمَا يَبْقَى‏ لَكَ جَمَالُهُ وَ يُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ فَالْمَالُ لَا يَبْقَى لَكَ وَ لَا تَبْقَى لَه‏» فرمودند: پس خواسته‌های تو به‌گونه‌ای باشد که جمال و زیبایی تو را تأمین کند و رنج و سختی را از تو دور کند. خواسته‌ات این‌ها باشد؛ نه مال دنیا برای تو پایدار است و نه تو برای مال دنیا باقی خواهی ماند.

یادتان باشد جلسه قبل به بعضی از علت‌هایی که تأخیر در اجابت دعا را داشت، حضرت اشاره کردند: قرب بیشتر، رحمت بیشتر، اُنس بیشتر و مصلحت بالاتر. به واسطه این‌ها دعا دیر به اجابت می‌رسد.

در این نوبت فرمودند که گاهی انسان از خدا چیزی می‌خواهد که نتیجه‌اش از بین رفتن دین است؛ دین انسان از بین می‌رود. چون ما که از عواقب کار خودمان مطلع نیستیم، ممکن است با اصرار چیزی را بخواهیم که باعث هلاکت ماست. لذا خدای مهربان، عالم به مصالح ما و عواقب کار ما، دعا را در آن لحظه به اجابت نمی‌رساند و چیزی را که به صلاح ماست، در اختیار ما می‌گذارد. بیشتر اوقات این‌گونه است که قرآن کریم هم به همین اشاره فرمود که گاهی شما از چیزی خوشتان نمی‌آید، اما خدای تعالی همان چیز را به خیر و صلاح شما می‌داند و آن را در اختیار شما قرار می‌دهد.

امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه در جاهای دیگر از نهج‌البلاغه به ما یاد دادند که از خدای تعالی چه بخواهیم. در اینجا به فرزندشان گفتند امکان دارد چیزهایی بخواهی و اجابت نشود و خدا چیز دیگری به تو بدهد. در جاهای دیگر فرمودند این‌گونه بخواهید، این چیزها را بخواهید.

مثلاً در خطبه نودونهم، که در یک روز جمعه‌ای در کوفه این خطبه را ایراد کردند، فرمودند: «وَ نَسْتَعِينُهُ مِنْ أَمْرِنَا عَلَى مَا يَكُونُ وَ نَسْأَلُهُ الْمُعَافَاةَ فِي الْأَدْيَانِ كَمَا نَسْأَلُهُ الْمُعَافَاةَ فِي الْأَبْدَانِ»؛ در کارهای خود از او یاری می‌جوییم و از او سلامت در دین می‌خواهیم، کما اینکه از خدای تعالی تندرستی بدن را درخواست می‌کنیم. خب، این یک روشی به ما یاد می‌دهد. اگر از خدا چیزی خواستید، سلامتی دین بخواهید، سلامتی بدن بخواهید.

یا در خطبه یکصدونودوششم فرمود: خدا را بر توفیقی که بر اطاعتش داده و ما را از نافرمانی بازداشته، ستایش می‌کنیم و از او می‌خواهیم که نعمتش را کامل و دست ما را به ریسمان محکمش متصل کند؛ یعنی باز اینجا دو مطلب: نعمت کامل و اعتصام بالله را فرموده که این دو تا را بخواه.

در خطبه دویست‌وبیست‌وپنجم فرمود: «خدایا آبرویم را با بی‌نیازی نگه‌دار.» یعنی یکی از چیزهایی که از خدا می‌خواهیم، حفظ آبرو باشد. می‌دانید که در روایات زیاد داریم: از خدا مال زیاد نخواهید. از خدا بخواهید: خدایا، آبرویم را حفظ کن. بعد به اندازه همان مقداری که آبرو به تو می‌دهد، مال هم به تو می‌دهد؛ یعنی نمی‌گذارد از بین برود. از خدا بخواهید: خدایا، آبرویم را حفظ کن.

در خطبه هفتادودوم فرمود: «خدایا بین ما و پیغمبرت در نعمت‌های جاودان و زندگی خوش و آرزوهای برآورده و خواسته‌هایی که داریم و به انجام رسیده، جمع کن.» خیلی خطبه قشنگی است. موارد این‌گونه زیاد است که امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه به ما آموزش دادند از خدای تعالی چه بخواهیم.

بعد، در ادامه همین نامه سی‌ویکم، حضرت دوباره بحث را می‌برد به معاد؛ دوباره بحث را می‌برد به آن جایگاه اصلی؛ اینکه هدف از خلقت انسان و عالم هستی چه بوده. فرمود: « وَاعلَم يَا بُنَيَّ أَنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْيَا وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَيَاةِ» فرزندم، بدان که تو برای آن جهان آفریده شده‌ای؛ تو برای آن جهان خلق شدی، نه برای این جهان؛ برای نیستی هستی، نه برای جاودان بودن در دنیا؛ برای مردن، نه زنده ماندن.

خلاصه اینکه هدفت نباید زندگی در دنیا باشد. اگر انسان هدفش زندگی در دنیا باشد، مسیر غلطی را پیش می‌گیرد. اینجا حضرت تذکر مجددی دادند که مقصد اصلی آخرت است، دنیا نیست.

بله، زندگی در دنیا لازمه وجود و هستی انسان است و اصل اصیل و علت واقعی از وجود انسان، رسیدن به کمال و وارستگی از دنیا و مافیهاست. یعنی در دنیا باید برای بعد از مردن کار کنیم و دل به ماندن در دنیا نبندیم.

دنیا از بین‌رفتنی است؛ جای گذر انسان است و عبور. عاقل جای گذر خودش را وطن قرار نمی‌دهد و خانه نمی‌سازد. شما روی پل خانه نمی‌سازید؛ کسی روی پل خانه نمی‌سازد. پل محل عبور است، نه محل ماندن. دنیا قنطره است، پل است. در دنیا باید تلاش کرد، کوشش کرد، قوتی پیدا کرد برای آخرت.

بعد حضرت ادامه دادند: «وَ أَنَّكَ فِي [مَنْزِلِ] قُلْعَةٍ وَ دَارِ بُلْغَةٍ وَ طَرِيقٍ إِلَى الْآخِرَةِ» بدان که تو هر لحظه ممکن است از دنیا کوچ کنی و به آخرت برسی. «وَ أَنَّكَ طَرِيدُ الْمَوْتِ الَّذِي لَا يَنْجُو مِنْهُ هَارِبُهُ» تو شکار مرگی هستی که فرارکننده از آن نجاتی ندارد. تامّه مرگ کسی را درک بکند، مگر می‌تواند فرار بکند؟ فرصت نمی‌کند چشمانش را ببندد. اگر باز باشد و مرگ به سراغ انسان بیاید، فرصت نمی‌کند انسان چشمانش را ببندد، باید بیایند چشمانش را ببندند.

و چشم اولین جایی است که فاسد می‌شود. این کسی که خیلی به او علاقه داشتند، دیگر می‌ترسند نزدیکش بشوند؛ تنفر ایجاد می‌شود. بعد چشمانش را ببندند، دهانش اگر باز است باید ببندند. تو شکاری هستی که نمی‌توانی فرار کنی از دست آن صیاد.

«وَ لَا يَفُوتُهُ طَالِبُهُ وَ لَا بُدَّ أَنَّهُ مُدْرِكُهُ»؛ اگر مرگ اراده بکند، هر که را بجوید به آن می‌رسد و سرانجام او را می‌گیرد. معنا روشن است و دیگر احتیاج به توضیح ندارد. خدای تعالی با همه ما با فضلش و با رحمتش رفتار کند، نه با عدالتش.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳

خطبه دوم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا در همه کارهای خود نقشه و تدبیر دارند. مولای امیرالمؤمنین در حکمت چهارصد و سوم از حکم نهج‌البلاغه فرمودند: «مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِيَلُ». خیلی این روایت، روایت قشنگی است. کسی که به کارهای گوناگون بپردازد، خوار می‌شود و پیروز نمی‌گردد؛ یعنی نقشه‌ها و تدبیرهایش به نتیجه نمی‌رسد.

دیدید بعضی از افراد ابوالْمَشاغل‌اند؛ ده‌ها کار دارند، مسئولیت‌های متفاوت را قبول کرده‌اند، شغل‌های مختلف دارند، اما نتیجه قابل‌قبولی هم در کارهایشان به دست نمی‌آید. اگر یک کاری را به عهده می‌گرفت و انجام می‌داد، سودمند بود. گفتند: «مردی و کاری»؛ یعنی یک نفر، یک کار، دو کار، با توجه به آن توانمندی‌هایی که دارد. وگرنه کارهای پراکنده، ناقص و نصفه‌نیمه، بی‌نتیجه می‌ماند و هیچ ثمری هم ندارد. هر کس در آن توانی که دارد کار کند. لذا امیرالمؤمنین فرمودند: کسی که به کارهای مختلف می‌پردازد، خوار می‌شود. یک کار انجام بده تا به نتیجه برسد. خدای تعالی تقوا را در همه ما بیشتر بگرداند.

دهم ربیع‌الثانی است؛ سالگشت وفات یا شهادت حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیهاست در سال دویست و یک قمری؛ که به همه شما تسلیت عرض می‌کنم. خاندان امام کاظم علیه‌السلام همه اهل مبارزه و انقلابی بودند و در برابر ستم و انحراف ایستادگی می‌کردند. حضرت معصومه از دوران کودکی، حمله‌های مأموران حکومتی به منزل پدر و برادرش را فراوان دیده بود. وقتی هم به دعوت برادر بزرگوارش، امام رضا، برای یاری او دعوت شد، این دعوت را پذیرفت و همراه کاروانی عازم خراسان شد. در بین راه به او حمله کردند و تعداد زیادی از همراهان حضرت را به شهادت رساندند. حضرت معصومه وارد قم شد، هفده روز در قم بیتوته کرد و بعد هم آنجا به شهادت رسید. معروف است که با سم، آن حضرت را به شهادت رساندند.

ویژگی‌های انحصاری این بانوی باکرامت را می‌توانیم در زیارت‌نامه پرمغز و پرمحتوای آن بزرگوار که امام معصوم علیه‌السلام به ما یاد داده است، ببینیم. من سال‌های گذشته بعضی از فرازهای این زیارت‌نامه را برای شما توضیح دادم و شرح کردم، اما برای امروز چند درسی را که می‌شود از این بانوی بزرگوار برای دخترانمان الگو گرفت، خدمت شما عرض می‌کنم.

اول اینکه حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها نشان داد می‌توان هم‌زمان به بالاترین مراتب علمی و معنوی دست پیدا کرد؛ هم دانش آموخت و هم اهل معنویت بود. در بحث معنویت درباره این بانو مطالب فراوانی وجود دارد که فرصت ورود به آن را ندارم.

و از آنجایی که دختران مهم‌ترین نقش را در تمدن‌سازی دارند، مورد هجمه هستند. یعنی امروز ما حضرت معصومه را به عنوان الگو معرفی می‌کنیم برای دخترانمان؛ بعد به دختران که نگاه می‌کنیم، در این دوره‌ای که الان هستیم، می‌بینیم مهم‌ترین هجمه متوجه آنهاست.

دختر است که در آینده همسر می‌شود، مادر می‌شود و نسل آینده را تربیت می‌کند. دختر اگر امروز اخلاق و عفت او از بین برود، دشمن، فردا را به دست می‌گیرد. امروز نقشه کشیده‌اند برای دختران؛ چون دختر، مادر و همسر است و امروز عفت او، اخلاق او و حیا او را مورد هجمه قرار می‌دهند. فردا را دشمن به دست می‌گیرد.

جلوه‌های زشتی که امروز در جامعه ما با نقشه‌های شوم دشمنان در حال گسترش است، ریشه در همین هدف دارد که خانواده از بین برود و دختر مسلمان آسیب ببیند. وقتی این دختر آسیب دید، دیگر خانواده‌ای وجود نخواهد داشت. نتیجه‌اش این می‌شود که جامعه از بین می‌رود.

این سرداران بزرگ، این دانشمندان ارزشمند و رهبران گران‌قدر ما، همه در دامن زنان پاک و خانواده رشد پیدا کردند. مسئله فقط مبارزه با حجاب نیست؛ این را دوستان توجه داشته باشید. مبارزه با سلامت و عفت جامعه و از بین بردن بستر رشد و بالندگی جامعه است.

در این بین هم کسانی که باید قانون مصوب را رعایت کنند، آن را تضعیف می‌کنند یا با نقدهای پوپولیستی و امثال اینها، به این وسیله قانون را کنار می‌گذارند. حالا این بخشش که هیچ؛ هر از گاهی هم حرف‌هایی می‌زنند که باعث تأسف می‌شود. اخیراً یکی از معاونین رئیس‌جمهور مطالبی گفته که با مبانی دینی و ارزش‌های انقلاب ما فاصله دارد. این تفکر خطرناکی است در بین مسئولین؛ اگر توسعه داشته باشد، خب رئیس‌جمهور بزرگوار ما باید به این مسئله توجه ویژه داشته باشد.

بله، مسئله حجاب شرعی را باید از کودکی در خانواده، با کار فرهنگی و امثال اینها، در درازمدت کار کرد و انجام داد. حجاب شرعی، آن چیزی است که شرع مقدس گفته است. اما پوشش متعارف اجتماعی که به غلط به آن حجاب گفته می‌شود و دشمن برای سوءاستفاده به آن «حجاب اجباری» می‌گوید، این عرف همه دنیاست که باید رعایت بشود؛ که اگر رعایت نکنند، در همان دنیا، اگر رفته باشید و دیده باشید، محرومیت‌هایی را به همراه دارد. شما که همه دنیا را دیده‌اید، بروید قوانین آنها را ببینید.

به علاوه، مکرر هم عرض شد، اگر دیدیم همین مقدار هم دشمنان حجاب را وسیله ضربه زدن به کیان مملکت و از بین بردن اقتدار کشور و وسیله دشمنی قرار دادند، می‌شود حرام سیاسی که رهبر شهید معظم آن را فرمود.

بله، حجاب تا وقتی که مسئله فردی است و در خانه است و کاری مثل نماز و روزه می‌شود، کاری با آن ندارم. اما بحث حجاب، گذشته از اینکه بحث فردی است که واجب شرعی است باید کار دیگری با آن انجام داد، ولی وقتی وارد جامعه شد و مسئله اجتماعی شد، آنجا دیگر بحث همان حرام شرعی پیش می‌آید که رهبر معظم انقلاب، رضوان خدا بر او، فرموده بودند که اینجا دیگر وظیفه متولیان است که برخورد بکنند. اینجا بحث کیان کشور است. اگر با این وسیله خواستند ضربه‌ای وارد بکنند، باید ورود کرد. حالا برخورد که نمی‌کنند هیچ؛ صورت مسئله را با عناوین غلط، که مثلاً باید کار فرهنگی کرد، پاک می‌کنند.

این بیان ایشان، به نظر، پیگیری حقوقی لازم دارد که مدعی‌العموم می‌تواند ورود بکند. این آقایان و خانم‌ها که بحث از کار فرهنگی می‌کنند، بیست‌ودو ماه است الان مشغول‌اند؛ گزارش بدهند چه کار فرهنگی رسمی که اثربخش بوده و اثر ملموس داشته، برای بهبودی وضع موجود که به سمت عریانی در حال حرکت است و بعضی جاها هم صورت گرفته، انجام داده‌اند. این را بیان و گزارش بدهند.

عرض می‌کنم، قبلاً هم گفتم، مسائل مربوط به حجاب را خود بانوان باید با اهتمام و عقلانیت، بدون هیجان، شعارزدگی و امثال اینها انجام دهند. با کارهایی که ثمره ندارد، پیش نبرند؛ بلکه با برنامه و با مدیریت، یعنی با اهتمام و عقلانیت، کار را انجام بدهند. مدیریت و برنامه‌ریزی دقیق داشته باشند.

جلوه‌گری‌های مذموم و هدایت‌شده دشمن که بیشتر بی‌حیایی و عریانیسم را دنبال می‌کند، آن را باید به دستگاه‌های متولی سپرد؛ برخورد با آنها را. ولی از این طرف، باید خود بانوان کنشگری لازم را داشته باشند. البته عرض می‌کنم، با دقت.

بعضی چیزها را هم کمتر تبلیغ می‌کنند؛ عمداً. اخیراً دیدید این دختر مخترع ایرانی که در بین سی‌وسه کشور جهان، مدال طلای جوانان آسیا را در اختراع خودش گرفت، با حفظ ارزش‌ها و نماد کوله‌پشتی دختران میناب روی صحنه رفت و در مالزی تقدیر شد و اینها تبلیغش نمی‌کنند و کمتر به آن می‌پردازند؛ چون دارد یک ارزشی را زنده می‌کند. اینها را باید روی آن کار کرد و نباید اجازه داد کسانی که با پول بیت‌المال و فضای نظام اسلامی رشد کردند، بعد بروند این‌ور و آن‌ور علیه نظام لجن‌پراکنی کنند و لگد بزنند. خب، به اینها نباید اجازه کار داد؛ باید محدودیت‌هایی برایشان ایجاد کرد قطعاً.

عرض کردم حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها برای ما و برای دختران جامعه ما الگوست؛ یک الگوی علم و معنویت. مدارج علمی آن بانو فراوان است.

دوم، ایشان در شرایط سخت سیاسی، در برابر مسائل جامعه بی‌تفاوت نبود و تا حد توان امامش را یاری کرد. پس باید مسئولیت‌های اجتماعی را دختران ما و بانوان ما یاد بگیرند و ورزیده شوند که بتوانند مسئولیت‌ها را بپذیرند و اقدام داشته باشند.

سوم، در مسیر انجام وظیفه از هیچ سختی و مشکلی ترس نداشت؛ اهل مقاومت بود. یعنی دختران امروز که با چالش‌هایی مواجه هستند، می‌توانند از ایشان الگو بگیرند و مقاوم باشند.

چهارم، ایشان با وجود محدودیت‌ها هرگز عزت و کرامت خودش را فراموش نکرد. این هم الگویی است برای دختران امروز که حرمت و شخصیت خودشان را حفظ کنند، ولو در این مسیر با سختی‌هایی مواجه باشند.

بنابراین حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها برای دختران و دیگران فقط یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه الگوست؛ الگویی دائمی با ابعاد شخصیتی فراوان که هر دختر مسلمان می‌تواند در هر زمان و مکان، او را راهنمای خودش قرار بدهد؛ از علم‌آموزی و معنویت و حضور در اجتماع و پذیرش مسئولیت و دفاع از حق و تبعیت از ولایت، این کارهایی که می‌تواند انجام بدهد. امام رضا علیه‌السلام درباره ایشان فرمود: هر کس او را بشناسد و زیارت کند، راه بهشت را برای خود گشوده است.

وارد سال تحصیلی جدید می‌شویم و باید تقدیر و تشکر بکنیم از زحماتی که کشیده شده و آرزوی سلامت بکنیم برای خانواده بزرگ تعلیم و تربیت و همه دانش‌آموزان عزیز که سال را شروع می‌کنند. امیدواریم همه تحت هدایت‌های امام عصر ارواحنا فداه و ظل توجهات آن بزرگوار، مدارج را طی بکنند و اولیای مدارس هم در وظایفی که دارند موفق باشند.

رسول خدا فرمودند: «النّاس معادن کمعادن الذهب و الفضّة». انسان‌ها مثل معدن می‌مانند، مثل معدن طلا و نقره می‌مانند. این جمله کوتاه، ولی بسیار پرمغز است؛ یعنی وجود استعدادهای پنهان در افراد، مثل همین طلا و نقره است. مثل معادنی که ظاهرشان سنگ و خاک و اینهاست، اما باید یک معدن‌شناس اینها را بشکافد، خاک و سنگ را کنار بزند و طلا و نقره و جواهر را بیرون بکشد.

انسان یک ظاهر دارد و یک باطن. خدای تعالی استعدادهای متراکمی را در وجود همه ما قرار داده است. البته همه یکسان نیستند. مربیان، مخصوصاً مربیان کودک، این استعدادها را کشف می‌کنند. این استعدادها نیازهای مختلف جامعه را برطرف می‌کند. استعدادیابی، استعدادشناسی، قدر استعداد را دانستن و بعد با همت بالا و تلاش مضاعف، اینها را به نتیجه رساندن، کار مربی است.

من سال قبل، در شروع سال تحصیلی در یکی از مدارس شهر، این را عرض کردم که بین علاقه و استعداد فرق هست. بعضی وقت‌ها کسی به یک کاری علاقه دارد، اما استعدادش را ندارد و عمرش را تلف می‌کند. علاقه و استعداد با همدیگر است که باعث شکوفایی می‌شود. لذا اگر کسی استعداد کاری را داشت، ولو علاقه نداشت، باید سعی بکند در همان استعدادش قدم بردارد. مربی می‌تواند او را وارد کار کند، علاقه را هم‌سوی با استعداد قرار بدهد و باعث رشد آن شخص بشود. و البته این مسیر در مدارس ابتدایی و شروع سال تحصیلی، برای آن کسانی که تازه درس را شروع می‌کنند، اهمیت بیشتری دارد.

دو روز در این هفته که از ماه ربیع‌الثانی است، یکی هشتم ربیع و یکی دهم ربیع، هر دو به نام امام عسکری علیه‌السلام و ولادت آن بزرگوار نام‌گذاری شده است.

این بحثی هم که الان می‌کنم، خوب یک عنایتی بفرمایید. شهر سامرا و شهرک نظامی آن، یعنی عسکر، فقط یک مکان نبود؛ بلکه نماد فضای خفقان و تنگنای سیاسی دوران حکومت بنی‌عباس بود. حکومتی که امید را هدف قرار داده بود، با همه ابزارهای سخت‌گیرانه، مثل زندان خانگی، مراقبت نظامی، تحریم مالی و قطع ارتباطات، سعی داشت با ایجاد یک فضای تاریک و تحت فشار قرار دادن امام عسکری علیه‌السلام، آینده را برای پیروان اهل‌بیت سلام‌الله‌علیهم تیره و تار جلوه بدهد. این وضعیت آن روز امام عسکری است. امام عسکری با ثبات قدم و با استواری خود، همه فشارها را به فرصتی برای تقویت پیوند با شیعیان تبدیل کرد.

یک کار مهمی از زمان امام صادق، بلکه قبل‌تر، شروع شده بود، اما خیلی آرام پیش رفته بود. اوجش در زمان امام عسکری علیه‌السلام بود، در زمان امام هادی، آرام‌آرام توسعه پیدا کرد و رسید به زمان امام عسکری که تا امروز هم ادامه دارد.

حضرت با استفاده از ارتباط شبکه‌ای و تقویت و سازماندهی شبکه وکلا، یک سیستم غیرمتمرکز و چندمنظوره، که حالا هم فقهی بود، هم مالی بود، هم امنیتی بود و هم سیاسی، ایجاد کرد که تضمین می‌کرد پیام و هدایت الهی حتی در شرایط سخت هم به جامعه می‌رسد.

مردم فاصله داشتند؛ از آفریقا تا بیاید، همین حضرت عبدالعظیم تا ایران، همه متصل بودند. توسط این شبکه، پیام امام به آنها می‌رسید. مثل امروز نبود، ولی می‌رسید. الان با پیام‌رسان‌ها خیلی سریع است، ولی آن موقع با آن روشی که حضرت ایجاد کرد، صحیح و دقیق می‌رسید.

کار دیگرش، پیوند بین مؤمنین، اخوت و همبستگی اجتماعی را تقویت کرد. با همین شبکه وکلا می‌توانستند در مقابل فشارهای بیرونی انسجام داشته باشند. و مهم‌تر از همه اینها، که بیشتر می‌خواهم روی این تأکید بکنم و بحث را ادامه بدهم، آماده‌سازی ذهنی و اجتماعی شیعیان برای غیبت امام زمان بود. هدف امام علیه‌السلام با تمرین دادن شیعیان این بود که امید، از یک احساس فردی به یک ایده جمعی و دارای ساختار تبدیل بشود. دقت بکنید روی کلمه «امید». تا جامعه پس از غیبت امام عصر ارواحنا فداه نه‌تنها ناامید نشود، بلکه در آمادگی برای تعامل با امام غائب زندگی بکند.

خب، تولد امام زمان علیه‌السلام و منجی بشر در اوج مراقبت‌های بنی‌عباس، قله تدبیر امیدآفرین امام عسکری را در تدوین نقشه راه امید مؤمنانه تا امروز کارا کرده است. یک دستورالعمل بود، یک روش بود. مسئله ولادت مخفیانه امام عصر، راهبردی است که همه جوامع، به‌خصوص امروز، به آن نیاز دارند.

تأکید مکرر امام شهیدمان، رضوان خدا بر او، بر لزوم امیدآفرینی و روایت نقاط قوت و توانمندی‌های کشور توسط رسانه‌ها و مسئولان، یک راهبرد کلان، حکیمانه و ضروری، بر اساس حفظ سرمایه اجتماعی و تقویت تاب‌آوری ملی است و عبور از چالش‌ها؛ چالش‌هایی که امام حاضر ما هم، که خدای تعالی بر توفیقات و تأییدات و سلامت او افزوده بگرداند، بر این مطلب تأکید جدی دارند؛ یعنی تاب‌آوری اجتماعی.

در این فضای پیچیده کنونی که می‌بینید عده‌ای در داخل چگونه چالش درست می‌کنند و از طرفی فشارهای خارجی آنها را همراهی می‌کند، امید، پیشران و موتور محرکه پیشرفت و عامل انسجام‌بخش ملت است. ناامیدی جامعه را فلج می‌کند، مشارکت مردمی را کاهش می‌دهد و فضایی ایجاد می‌کند که در آن، هر حرکت اصلاحی با بدبینی مواجه می‌شود.

تأکید بر امید به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌های سخت نیست؛ آنها همه معلوم است، بلکه به معنای روایت متوازن واقعیت‌ها و ارائه راهکارهاست. لذا هر روایت ضعیفی که روح امید را در جامعه مورد خدشه قرار بدهد، خواسته یا ناخواسته خدمت به دشمن به حساب می‌آید و باید جلوی آن گرفته بشود.

ما یک روایت قوت را هر هفته تکرار می‌کنیم. این روایت قوت ماست. این شعاری که می‌دهیم و این لعنی که بر آمریکا می‌فرستیم، این روایت قوتی است که هر هفته از مصلای نماز جمعه کرج به گوش همه می‌رسد.

خلاصه تدابیر امام عسکری علیه‌السلام در جهت امیدآفرینی برای امروز، که در عصر غیبت به سر می‌بریم، عصری که هیاهوهای رسانه‌ای و فضای مجازی همه ما را احاطه کرده، عصر غیبت حضرت ولی‌عصر ارواحنا فداه، آن حرف‌ها برای امروز هم راهگشاست.

بدانیم امید یک باور یا مهارت فردی و ذهنی نیست، بلکه کنشی اجتماعی، هوشمندانه، کاربردی و مؤثر است. اگر امروز در میدان‌های نبرد روایت‌ها، رسانه‌ها و تحریم‌های طاقت‌فرسا قرار گرفتیم، مطالعه الگو و مدل کنش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی امام عسکری نشان می‌دهد در این شرایطی که استکبار جهانی برای ما و جبهه مقاومت درست کرده، با سرمایه امید و انتظار فرج به پیروزی نهایی خواهیم رسید.

در ایام سالگشت دفاع مقدس هستیم. هشت سال مقاومت و سپس پیروزی بر دشمن با همین سرمایه امید و انتظار فرج مولا و امام عصر به دست آمد. اگرچه در آن زمان عده‌ای روایت سرخوردگی و یأس و مغلوب شدن داشتند، می‌گفتند: «نه، پیروز نشدیم؛ جنگ به ضررمان بود»، اما امام، که رضوان خدا بر او باد، درست روایت فتح داشت. بیان امام، پیروزی بود.

من یکی دو تا از بیانات امام را فقط برای شما بخوانم. ایشان فرمودند: «ما بادی (شروع کننده) به جنگ نبودیم»؛ یعنی شروع‌کننده ما بادی به جنگ نبودیم و نیستیم، لکن اگر کسی تعدی کند، دهان او را خرد می‌کنیم. این امروز هم هست. ما شروع‌کننده جنگ نیستیم. ما اصلاً با جنگ مخالفیم. کسی با جنگ موافق نیست. کسی حرف از جنگ نمی‌زند. یک عده‌ای منسوب می‌کنند که آن کسانی که انتقام، انتقام می‌کنند؛ اینها جنگ‌طلب‌اند. هیچ‌کدام این‌جوری نیست. اما اگر کسی حمله کرد، کسی دشمنی کرد، با استحکام در مقابلش می‌ایستیم.

یک حرفی را ایشان زده، خیلی این روایت، روایت قوت است. یک عده گفتند ما چون پیروز ظاهری نبودیم، شکست خوردیم؛ در حالی که الان شما می‌بینید علاقه‌ای به اسلام در مردم آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا از جنگ هشت‌ساله ماست.

بعد می‌فرماید: «ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. ما در جنگ ریشه‌های انقلاب پربار اسلامی‌مان را محکم کردیم. ما در جنگ حس برادری و وطن‌دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم. ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه ما، علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها، سالیان سال می‌توان مبارزه کرد. جنگ ما موجب شد که تمامی سردمداران نظام‌های فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند». این روایت فتح است. همین امروز هم متأسفانه از همین دو جنگ اخیر، یک عده‌ای روایت شکست و ضعف و خودتحقیری دارند. باید برگردند به دامن مطالب عمیق.

اگر در خاطر شریف شما باشد، حضرت آقا در پیام چهارده خرداد امسالشان فرمودند: «دشمن دو هدف اصلی را دنبال می‌کند؛ نخست، کاهش تاب‌آوری مردم و دوم، ایجاد خطای محاسباتی در مسئولان. برای تحقق این اهداف، پنج راهبرد تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف را دنبال می‌کند و تلاش دارد اعتماد عمومی، امید اجتماعی و انسجام ملی را هدف قرار بدهد در برابر این راهبردها، تقویت امید، (یعنی همین راهی که امام عسکری علیه‌السلام به ما یاد داد) اعتماد عمومی و همبستگی اجتماعی و پرهیز از هم‌صدایی با جنگ روانی دشمن، از مهم‌ترین الزامات حفظ امنیت ملی است».

خدا رحمت کند سردار شهید موحد دانش را، از سرداران دفاع مقدس بود. می‌گفت: «شهدا گریه‌کن و عزادار نمی‌خواهند؛ شهدا هم‌سنگر می‌خواهند.» حالا شما بنشینید به اندازه سد کرج گریه کنید؛ چه ثمره‌ای دارد؟ او هم‌سنگر می‌خواهد.

عصاره رسالت هم‌سنگری شهدا، همین واژه تاب‌آوری است. خوب عنایت داشته باشید. تاب‌آوری دو تا رکن دارد. این دو رکن به هم پیوسته است: تاب‌آوری مردم و تاب‌آوری دولت.

توجه داشته باشید که تاب‌آوری صرفاً مفهومی ناظر به مردم نیست. نباید آن را به صرف، مثلاً تحمل جامعه، تقلیلش داد؛ بگوییم، مربوط به مردم است و از بُعد تاب‌آوری دولتی غفلت کرد. درک مهندسی فشار دشمن اگر درست انجام نشود، خطای راهبردی صورت گرفته است. این دو با هم شرط تحقق تاب‌آوری ملی است و پایداری ملی است.

تاب‌آوری دولت به معنای کارآمدی تصمیم‌گیری، تداوم بی‌وقفه در خدمات پایه و پرهیز از آسیب‌های دولت تراز است. تاب‌آوری مردم به معنای سرمایه اجتماعی و انسجام هویتی است که مانع از تبدیل فشارهای بیرونی و گسست اجتماعی می‌شود. این بحث یکی از آن بحث‌های مهم است. حضرت آقا توی بیانشان گفتند این باید روشن بشود و تبیین بشود.

امروز معنای جنگ و مفهوم امنیت ملی تغییر کرده است. قبلاً شما می‌رفتی لب مرز، اسلحه می‌گرفتی، با دشمن می‌جنگیدی، پدافند می‌کردی، نمی‌گذاشتی دشمن بیاید؛ شما امنیت ملی‌ات را حفظ کرده بودی و کارت هم انجام داده بودی. اما امروز مرزهای دفاع تغییر کرده و به فضای ذهنی، رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی رسیده است. میدان جنگ هم ادراک‌ها، روایت‌ها و افکار عمومی است. بنابراین تاب‌آوری اجتماعی فقط یک ویژگی دفاعی نیست، بلکه سرمایه اصلی و سپر حفاظتی کشور در برابر تهدیدات است.

یکی، رهبری می‌فرماید، دو مطلب مهم هست: یکی تاب‌آوری و یکی محاسبه مسئولین؛ به خاطر اینکه این بحث، بحث دفاع از کشور است. تاب‌آوری یعنی مجموعه‌ای از توانمندی‌ها برای حفظ موجودیت. توجه داشته باشید بین تاب‌آوری و قدرت هم فرق هست. این‌طور نیست که اگر کسی بگوید ما الحمدلله نیروی نظامی داریم، قدرتمندیم، تمام؛ نه، این‌طوری نیست. تاب‌آوری شرط لازم برای بقا هست، اما شرط کافی برای پیروزی نیست. امکان دارد یک کشوری نیروهایش، مردمش و تاب‌آوریشان خوب باشد، اما هرگز نتوانند پیروز بشوند. ما اگر بخواهیم پیروز میدان باشیم، علاوه بر تاب‌آوری اجتماعی، قدرت آفندی و ابتکار عمل هم باید داشته باشیم.

در همین جنگ دوازده‌روزه و بعد هم جنگ چهل‌روزه، جنگ رمضان، نشان داد که هم به توان موشکی و پهپادی احتیاج هست که توان نظامی زیربنای اصلی بازدارندگی است و وقتی این قدرت سخت کارآمد است، وقتی این قدرت سخت کار ازش برمی‌آید که با قدرت نرم و انسجام اجتماعی همراه باشد؛ یعنی همین حضور مردمی در خیابان‌ها، همین همراهی مردم مبعوث‌شده.

دشمن هم چگونه عمل می‌کند؟ با جنگ ترکیبی می‌خواهد تاب‌آوری را از بین ببرد. مردم را رها کنیم، خسته بشوند، میدان را رها بکنند. اگر رها بکنند، آن سلاحی هم که در دست نیروهای ما هست، کارایی‌اش را از دست خواهد داد. ابزارش تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است و اینها خیلی ابزار سنگینی است.

خب، چه کار باید بکنیم که تقویت تاب‌آوری بشود در مقابله با دشمن؟ این بحث دارد دیگر. حالا من دیگر واردش نمی‌شوم، چون خیلی زمان از ما گرفته شد. من از اینجا عبور می‌کنم. البته بحث تاب‌آوری را هفته بعد، ان‌شاءالله، با قید حیات، عرض می‌کنم.

اما لبنان همچنان زیر ضرب صهیونیست‌هاست. از اسفند پارسال تا الان، یک هزار و سیصد و هشتاد و شش نفر در لبنان شهید شدند. ما هم شدیم مثل سازمان ملل؛ این حرکت صهیونیست‌ها را بر علیه لبنان به‌شدت محکوم می‌کنیم. یعنی ما دیگر الان مثل آن داریم عمل می‌کنیم؛ ما هم خیلی به‌شدت، خیلی به‌شدت، خیلی شدید محکوم می‌کنیم تا ان‌شاءالله عزیزانمان با بندهای تفاهم‌نامه، ببینیم می‌توانند! تفاهم‌نامه‌ هم که به هوا رفته، ببینیم به نتیجه می‌رسند، ان‌شاءالله، یا نه.

یمن عزیز هم واقعاً به عزت جبهه مقاومت افزود. نشان داد که وعده‌های الهی چگونه محقق می‌شود. اگر انسان خودش را تابع محض فرامین خدای تعالی قرار بدهد، دستاوردهای فراوانی به دست می‌آورد. یمن در مسیر تحقق وعده‌های الهی قدم برداشته و دستاوردهایش قطعاً بیشتر از اینی که الان هست خواهد بود. در آینده هم موفقیت‌هایی پیدا می‌کند که اهل ایمان شادتر خواهند شد.

دویست شب حضور مستمر مردم در خیابان را من، جا دارد که اینجا اول از خدا و بعد از مردم تشکر کنم. از همه عواملی که در برپایی فعال بودند و هستند؛ چه آنهایی که دیده می‌شوند، چه آنهایی که دیده نمی‌شوند.

مثل راننده آن کامیونی که صوت را حمل می‌کند، به او کسی کاری ندارد، ولی او هم هست؛ و کارش را دارد دقیق انجام می‌دهد. افراد این‌چنینی هستند؛ شعارگو، سخنران، رجزخوان، پذیرایی‌کن، همه و همه خدا از همه قبول بکند، ان‌شاءالله. در این مسیر قدم برمی‌داریم تا وقتی که رهبرمان به ما دستور بدهد که وظیفه‌مان و تکلیفمان چیست.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴

سیدمحمدمهدی حسینی همدانی
امام جمعه شهر: کرج
استان : البرز
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
کرج چهارراه مصباح بلوار امام زاده حسن (ع)
تلفن دفتر امام جمعه:
02632403415
شماره نمابر:
۳۲۴۰۳۳۶۰ – (۲۶) – ۹۸+
نشانی پایگاه اینترنتی:
سامانه پیام کوتاه:
50005672
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال سروش:
نشانی کانال آپارات :