ImamatKarbarView
خطبه اول
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا عَیْنَ الْحَیَاةِ وَ یَا سَفِینَةَ النَّجَاةِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلَانَا یَا صَاحِبَ الْعَصْرِ وَ الزَّمَان.»
«أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ وَ أُوصِی نَفْسِی بِتَقْوَی اللَّهِ.»
ای نمازگزاران گرامی! خود و همه شما مؤمنین را به رعایت تقوای الهی توصیه میکنم. یکی از راهکارهای مهمِ تقواپیشگی، «باور به معیت و همراهی خداوند» است. اینکه انسان بداند پروردگار سبحان، شاهد و ناظر بر تمامی شئونات زندگی اوست. قرآن کریم میفرماید: «وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»؛ تقوا پیشه کنید و بدانید که خدا همراهِ اهل تقواست. اگر انسان باور کند که «عالم محضر خداست»، بیتردید خود را به زیورِ لباس تقوا میآراید.
بیعت زیر درخت (سوره فتح)
عزیزان! در بحث پیرامون آیات سوره مبارکه «فتح»، به آیه هجدهم میرسیم که خدای متعال میفرماید: «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ». خداوند از مؤمنانی که در «بیعتِ تحتالشجره» با پیامبر (ص) پیمان بستند، خشنود گشت.
این بیعت، در جریان «صلح حدیبیه» رخ داد. زمانی که پیامبر اکرم (ص) با جمع کثیری از مهاجرین و انصار، با لباس احرام و بدون ادوات جنگی، به قصدِ زیارت خانه خدا حرکت کردند. در روستای «حدیبیه» (نزدیکی مکه)، نمایندگانی میان پیامبر (ص) و قریش برای مذاکره تردد میکردند. در این میان، نکتهای عبرتآموز در تاریخ ثبت شده است:
نماینده مشرکین وقتی نزد پیامبر آمد، صحنهای را دید که او را شگفتزده کرد. دید اصحاب، چنان دور پیامبر (ص) را گرفتهاند که اجازه نمیدهند قطرهای از آب وضوی حضرت بر زمین بریزد! این میزان از عشق، دلدادگی و اتحاد میان «امت و امام»، برای آن نماینده بیسابقه بود. او در بازگشت به مکه، به سران قریش گفت: «من پادشاهانِ بزرگِ روم و ایران و جهان را دیدهام، اما چنین محبوبیتی را هرگز ندیدهام؛ اینان به هیچ قیمتی دست از یاری پیامبرشان برنمیدارند.» این اتحاد، خود به یک مؤلفهی قدرتِ بازدارنده تبدیل شد.
تبیین ماهیتِ بیعت
وقتی شایعه شد که نماینده پیامبر (عثمان بن عفان) به شهادت رسیده، مسلمانان برای دفاع از حریمِ ولایت، در زیر آن درخت جمع شدند و با پیامبر بیعت کردند.
نکته مهم اینجاست که «بیعت» با «انتخابات» متفاوت است:
۱. در انتخابات، مردم به فردی رای میدهند و «مقامی» را به او اعطا میکنند؛ یعنی اعطای منصب از پایین به بالاست.
۲. اما در بیعت، فردِ منتخب (پیامبر یا ولیالله)، از سوی خداوند منصوب شده است و جایگاهش را مردم به او ندادهاند. در بیعت، مؤمنان با امامِ خود پیمان میبندند که در مسیرِ حق، تسلیمِ محضِ فرمانِ او باشند و پای این عهد بایستند.
فرقِ ماهوی «بیعت» و «انتخابات»
عزیزان! بیعت، فراتر از یک انتخابِ سیاسی یا رأیگیری است. در انتخابات، مردم به کسی رأی میدهند و مقامی را به او اعطا میکنند (اعطایِ حق از پایین به بالا)؛ اما در «بیعت»، مردم با ولیالله و رهبرِ الهیِ جامعه پیمان میبندند که در مسیرِ فرمانِ او، تسلیمِ محض باشند. این بیعت، عواقبِ شرعی و تعهداتِ سنگینی دارد و محوریترین بحث در سوره مبارکه فتح، همین «تعهد بر اطاعت» از امام است.
درسهایی از «مخلفین» در سوره توبه
باید با عبرتگیری از آیاتِ قرآن، نسبت به جایگاهِ ولایت غافل نباشیم. خدای متعال در سوره توبه، گروهی را به نام «مُخلّفین» (کسانی که از بیعت سرباز زدند) به شدت مورد عتاب قرار میدهد. کسانی که در جامعه اسلامی حضور داشتند، اما دستِ بیعت با پیامبر (ص) ندادند.
قرآن کریم درباره این افراد میفرماید: «لَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ»؛ ای پیامبر! اگر یکی از آنان مُرد، هرگز بر او نماز نخوان و بر مزارش برای طلب آمرزش نایست؛ «إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ»؛ چرا که آنان به خدا و رسولش کفر ورزیدند.
ببینید! ظاهرشان مسلمان بود، اما چون «ولایت» را نپذیرفتند و از بیعت با ولیِ خدا سر باز زدند، قرآن مُهرِ کفر بر پیشانیشان میزند. امروز نیز جریانِ «ولایتفقیه» در امتدادِ همان ولایتِ رسولالله (ص) است. خروج از این دایره و سرپیچی از ولایت، به فرموده صریح قرآن، انسان را از زمره مؤمنان واقعی خارج میکند. این افراد نه تنها خود از جهاد (با مال و جان) سر باز زدند، بلکه دیگران را نیز به انفعال و رفاهطلبی دعوت میکردند و میگفتند: «لَا تَنفِرُوا فِی الْحَرِّ» (در این گرما به جنگ نروید). اما خداوند پاسخِ آنان را داد: «قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا».
وحدتِ امت و امام؛ رمزِ عزتِ جمهوری اسلامی
عزیزان! مهمترین درسِ سوره مبارکه فتح برای ما، درسِ «اتحادِ امام و امت» است. دلیلِ اینکه امامِ شهیدِ ما (قائد عظیمالشأن امت) بر قرائتِ این سوره تأکید داشتند، همین درکِ عمیق از نیازِ جامعه برای عبور از سختیهاست.
ما اکنون در «هفته وحدت» هستیم؛ وحدتی که قلهی آن، پیوندِ ناگسستنی میان «امام جامعه» و «امتِ بصیر» است. بحمدالله، این اتحاد و یکپارچگی که امروز به نمایش گذاشته شده، بزرگترین مؤلفهی قدرت و عزتِ نظامِ مقدس جمهوری اسلامی است. به امید آنکه خداوند متعال، عاقبتِ امرِ ما را ختم به خیر و سعادت بگرداند.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ. وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ.»
(صدق الله العلی العظیم)
خطبه دوم
اللهم صل علی محمد و آل محمد
عباد الله، اوصی نفسی و ایاکم بتقوی الله؛ خودم و همه شما نمازگزاران عزیز و بزرگوار، رعایت تقوای الهی را توصیه و سفارش میکنم.
ایام پربرکت ماه ربیعالاول و سالروز ولادت با سعادت اشرف مخلوقات، خاتمالنبیین حضرت محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآله) و سلاله پاک آن حضرت، احیاگر مذهب تشیع امام صادق (علیهالصلاةوالسلام) را به محضر نورانی و ملکوتی امامالعصر حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) و به همه مسلمانان، بهویژه یکایک شما دلدادگان و ارادتمندان خاندان نبوت تبریک و تهنیت عرض میکنم.
ایامی که به واسطه دو نقل در روایت ولادت حضرت رسول (ص) به عنوان «هفته وحدت» هم نامگذاری شده است را به فال نیک میگیرم؛ تقارن این ایام و این روزها را با ایام هفته دولت تبریک عرض میکنم خدمت همه دولتمردانی که در مسیر خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تلاش شبانهروزی دارند. ایامی که یادآور ایثار و اخلاص و خدمت خالصانه شهدایی همچون شهیدان رجایی و باهنر و شهدای خدمت، در رأسشان سیدالشهدای خدمت حضرت آیتالله دکتر رئیسی بود. انشاءالله که خداوند متعال همه ما را قدردان خونهای پاک و مطهر شهدا، بهویژه رهبر و امام شهید امت، قائد عظیمالشأن قرار بدهد.
یکی از موضوعاتی که به نظرم رسید به عنوان یک پیام میتواند در این ایام مطرح باشد، ایامی که تقارن پیدا کرده ولادت پیامبر اکرم (ص)، هفته وحدت با هفته دولت، پیام الگوگیری از سیره نبوی در مسیر خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی است. قرآن کریم میفرماید: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ». خب یکی از مهمترین شئونات زندگی پیامبر اکرم (ص)، شأن راهبری و رهبری جامعه هست؛ شأن مدیریتی و حکمرانی که حضرت نسبت به امت اسلامی داشتند که قرآن کریم اشاره به این دغدغه حضرت دارد. در سوره مبارکه توبه در آیات انتهایی سوره میفرماید: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ».
این آیه شریفه در مسیر الگوسازی حکمرانی در فضای جامعه میتواند یک نمونه آشکار باشد برای کسانی که بخواهند طبق سنت و سیره نورانی حضرت در فضای مدیریتی جامعه خدمت کنند. دغدغههای پیامبر (ص) را ببینیم، نگرانیهای حضرت و مطالبات ایشان را از جامعه ببینیم. میفرماید: «عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ»؛ برای پیامبر سخت بود که ببیند جامعهای که در ذیل حکومت او قرار دارد، این جامعه گرفتار است؛ این جامعه سختی میکشد. سختی که افراد متحمل میشدند برای حضرت هم دشوار بود؛ تحملش «عزیز علیه ما عنتم». ای مسلمونها، این پیامبری که از بین شما، از دل جامعه ایمانی شما مبعوث شده است «من انفسکم» هست، مثل شما هست، یکی از جنس شما هست؛ این پیامبر سخت و دشوار است که ببیند شماها دچار مشکل هستید. این اولین ویژگی او بود به عنوان رهبر جامعه. دومین ویژگی میفرماید: «حریص علیکم»؛ این پیامبر به عنوان رهبر، حریص بود بر امت خودش، بر مردمی که در ذیل فرمانروایی و در دایره حکمرانی او قرار داشتند، اما این حرص پیامبر نسبت به چه بود؟ در ذیل آیه مراجعه بفرمایید تفاسیر را، حرص پیامبر بر هدایت دینی مردم بود «حریص علیکم». و در ویژگی سوم میفرماید: «بالمؤمنین رؤوف رحیم»؛ نسبت به انسانهای مؤمن دارای رأفت بود، دارای رحمت بود که مطالب فراوانی است در ذیل تفسیر این آیه که از حوصله خطبه خارج هست.
اما این الگوسازی و اسوه پردازی که ما در قرآن کریم نسبت به سنت پیامبر (ص) بر آن تأکید شده است را باید جدی بگیریم. مسئولین ما، خصوصاً دولتمردان ما که واقعاً باید خداقوت هم عرض کنیم خدماتی که داشتند، خصوصاً در این ماههای اخیر، در این سال گذشته که سالی پر از فتنه و آشوب و جنگ و ناملایمات بوده است و دشمن تمام ظرفیت و توان خودش را برای به زانو درآوردن ایران اسلامی بسیج کرده است؛ واقعاً بحمدالله عزیزانی که خدمتگزار بودند در قوای سهگانه، خصوصاً در قوه مجریه، دولتمردان، دستگاهها و نهادهای دولتی با همه این مشکلات و سختیها توانستند جامعه را مدیریت کنند و تابآوری مردم هم در کنار این خدمات و تلاشهای شبانهروزی ستودنی و قابل تحسین هست. این همان وحدت و اتحاد است.
این همان وحدت و اتحادی است که شکل گرفته در برابر هجوم دشمن، در برابر حمله دشمن، در برابر توطئههایی که جبهه استکبار به کار گرفته است و ما باید خدا را شاکر و سپاسگزار باشیم به اینکه توانستیم با تکیه بر توان داخلی خودمان؛ حالا چه در حوزههای نظامی، چه در حوزه اقتصادی، امنیتی و سایر حوزهها که این جنگ ترکیبی که دشمن علیه ما راه انداخته، به هر صورت اون تابآوری خودمان، مقاومت خودمان و ایستادگی خودمان را از دست ندهیم. روز به روز میبینیم که دشمن مأیوستر از قبل در میدان مبارزه علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی، از چهرهاش پردهبرداری میشود.
اینها همه به برکت اون روحیه مجاهدت، روحیه ایستادگی و مقاومت، اون روح شهادتطلبی و ایثار و ازخودگذشتگی است که در جامعه اسلامی ما چه در بین مسئولین و چه در بین مردم وجود دارد که اگر این روحیه شهادتطلبی گرفته بشود، اگر این روحیه ایثار و جهاد گرفته بشود، قطعاً دشمن بهراحتی نفوذ میکند، بهراحتی مسلط میشود و اون اهداف شومش را محقق خواهد کرد.
اما نکتهای را هم باید عرض کنم خدمت شما بزرگواران در این جنگ ترکیبی که دشمن به راه انداخته و از پنجرهها و از افقهای مختلف، از هر کجایی که بتواند نفوذ میکند و هدف، هم یک هدف است. در همه عرصهها اگر توطئه میکند، فتنهای به راه میاندازد و دسیسهای را در دستور کار خودش قرار میدهد، تمام این برنامهریزیها یک هدف دارد؛ اون هدف هم امام و رهبر شهیدمون در یک جمله اشاره کردند: «آنها دنبال این هستند که ایران اسلامی را ببلعند».
اما بحمدالله مردم ما با بصیرت، با هوشیاری، همه نقشهها را نقش بر آب کردند؛ خصوصاً ملت بصیر ما که شش ماه خیابان را رها نکردند، میدان را رها نکردند، باورنکردنی در این میدان حضور پیدا کردند. با همه گلایهمندیهایی که دارند، با همه شکوههایی که وجود دارد در حوزه مباحث اقتصادیشان، در معیشتشان؛ البته درک میکنند شرایط را و میبینند تلاش مسئولین را، اما با همه این وجوهات میدان را رها نکردند.
گلایهای که هست در بحث فرهنگی که یکی از موضوعاتی است که دشمن واقعاً سرمایهگذاری کرده؛ بههمان اندازه که در حمله نظامی خودش در موضوعات اقتصادی، در مباحث امنیتی و سیاسی و اجتماعی تلاش میکند برای اینکه ایران اسلامی را زمین بزند و شکست بدهد، در حوزه مباحث فرهنگی هم بههمان اندازه و در همان سطح دارد تلاش میکند و ما نباید غافل بشویم. یکی از مصادیقش هم بحث عفاف و حجاب هست که متأسفانه میبینیم در فضای جامعه مواردی را که در شأن جامعه اسلامی و ایرانی ما نیست و همه اینها هم پشت پردهاش را وقتی مرور میکنی، برمیگردد به همان دسیسهها و توطئههایی که دشمن انجام داده؛ برنامهریزیهایی که انجام داده تا برای خودش دستاورد درست کند.
عرض میکنم متأسفانه با انواع و اقسام ابزارآلات ناجوانمردانه هجمه آورده به سمت فضای خانه و خانواده؛ زنان و بانوان عفیفه ما را گرفتار برخی از مشکلات کرده که امروز ما میبینیم دخترانی که در جامعه اسلامی رشد کردند؛ واقعاً تأسفبار است برخی از صحنهها. من نمیخواهم بیان کنم چون خودش اشاعه فحشا است. روز گذشته یک صحنهای را دیدم: سه نفر، سه تا دختر نوجوان سوار موتور دارند میروند با یک وضعی سیگار میکشند؛ هر دو، سه تایی که دارند، فکر نمیکنم بیشتر از پانزده، شانزده سالشان باشد. بعد آنجا با خانواده که مطرح میکردیم؛ واقعاً اینها قرار است فردا مادر یک خانواده بشوند؟
در جامعه اسلامی بحث فقط بحث عفاف و حجاب هم نیست، بحث آینده این کشور است و امروز ما یک تجربه روشن داریم در غرب میبینیم؛ کار جامعه غربی به کجا رسیده؟ آیا به همین مرحله میایستد؟ تمام میشود حالا یک عدهای کشف حجاب کنند؟ مرحله بعدش ارتباطات است؛ ارتباطات نامشروعی که شکل میگیرد بهواسطه ولنگاری در فضای جامعه و این دامن همه را خواهد گرفت. همه افراد، همه افراد دارند این هوا را تنفس میکنند؛ فرقی نمیکند منِ مسئول یا غیرمسئول، این دامنگیر همه خواهد شد.
فرزندان ما، آینده خانوادههای ما؛ باید فکر اساسی بشود برای این قضیه و برای این موضوع به حداقلها اکتفا نکنیم، نگذریم از برخی از چیزها. باور کنیم چالشهای آینده ما فوق اینهاست. این افرادی که به این سمت و سو حرکت میکنند و ارتباطات آزاد خودشان را با جنس مخالف دنبال میکنند، وقتی که رسید به نهایت، سقفش آمال و آرزوهایش، میبیند خبری نیست، اقناع نمیشود، ارضا نمیشود، سراغ جنس موافق میرود. امروز همجنسبازیها را ببینیم در دنیای غرب، آنها به چه فلاکتی، به چه فضاحتی گرفتار شدند؛ ارتباط با همجنسش او را راضی نمیکند، با حیوان ارتباط برقرار میکند؛ ارتباط با حیوان! و این به چه قهقرایی میکشاند یک جامعه را؟ دیگه اون جامعه خانواده معنا خواهد داشت؟ حریم و حرمتی باقی خواهد ماند برای کسی؟ و خداینکرده اگه منِ مسئول که میتوانم، قدرت دارم اینجا حرکتی انجام بدهم، کاری نکنم، بینی و بینالله فردای قیامت، منِ مسئول در جامعه اسلامی هستم، یا دغدغه نداشته باشم نسبت به این موضوع خیلی دردآور هست. «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ پیامبری که اسوه ماست، الگوی ماست. نگرانیهای او را ببینیم؛ فرمودند: «أَخَافُ عَلَیْکُمُ استِخفَافاً بِالدِّینِ». ای امت مسلمان، من پیامبر میترسم روزی بر شما برسد که دین را سبک بشمارید، احکام الهی را سبک بشمارید؛ آن روز، روز بیچارگی شماست. همچنین فرمودند: «مَا أَخْشَی عَلَیْکُمُ الفَقْرَ». دغدغه پیامبر (ص)، فقر و امتاش به آن صورت نبود؛ فقر مادی برطرف خواهد شد. آنچه که این جامعه را بیچاره خواهد کرد، اگر قرار باشد ما تابآوری هم داشته باشیم در برابر دشمن، باید اولویت خود را آن بحثهای معنوی و بحثهای دینی قرار دهیم.
اگر مباحث مادی و مباحث دنیوی اولویت جامعهای شد، این جامعه نمیتواند در برابر دشمن بایستد؛ آنهم در برابر دشمنی که بهظاهر امکانات و تجهیزاتش از او بیشتر است؛ چون این جامعه اولویتش شده آب و خوراک و غذا و برق و نمیدانم انرژی و رفاه و منفعت و دنیا و اینها؛ تا احساس بکند دنیاش به مخاطره میافتد، دست از دینش برمیدارد. و وقتی دست از دین برداشت، آنوقت دشمن از این نقطه ضعف او استفاده میکند، او را تسلیم خودش میکند و اهداف دنیوی خودش را هم از این راه محقق میسازد. لذا باید هوشیار باشیم؛ مطالبات ما، دغدغههای ما نسبت به موضوعات مختلف، هوشیاری ما، مبارزه و جهاد ما همه باید بعدی باشد؛ همه ابعاد. در جنگ نظامی با هوشیاری، با دقت، با کیاست؛ در حوزه اقتصادی به همین شکل؛ در حوزه مباحث امنیتی؛ و آن حوزه مباحث فرهنگی را هم جدی ببینیم.
بحث در این حوزه فراوان هست که اگر بخواهم وارد بشوم، شاید هنوز حداقل یک ساعت دیگر نیاز به زمان داشته باشیم؛ اما به همین اندازه بسنده میکنم. امیدوارم که انشاءالله خدای متعال به من و شما توفیق انجام وظیفه و تکلیف را در هر جایگاهی که هستیم، در هر موقعیتی که قرار داریم؛ چه به عنوان مسئول، چه به عنوان مردم، تکلیفمان را بشناسیم و به تناسب و به اقتضای آن تکلیف، انجام وظیفه کنیم.
پروردگارا! هر چه زودتر لباس زیبای ظهور بر قامت رعنای مهدی فاطمه (عج) بپوشان؛ قلب مقدس و نازنین حضرتش را از ما راضی و خشنود بدار. رهبر عزیزتر از جانمان، یادگار امام شهیدمان، خلف صالحش را در سایه توجهات امام عصر (عج) طول عمر با عزت عنایت بفرما. اسلام و مسلمین را نصرت عنایت بفرما. شر اجانب و کفار و معاندین را به خودشان برگردان.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ».
صدق الله العلی العظیم.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته.