ImamatKarbarView
خداوند تبارک و تعالی از لطف و برکت و رحمتش مقامی امروز به من و شما در صفوف نورانی جمعه داده است. قدرشناس باشیم و شاکر. اول خودم و بعد همه شما خوبان بصیر را به تقوای الهی دعوت میکنم. خدا را قسم میدهم به صاحب این روزها، آقا سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیهالسلام که توفیق پاکزیستن، اهل تقوا و طهارت بودن را به همه ما مرحمت بگرداند. امام شهید ما، امام راحل، همه شهدا تا این لحظه، حقداران و علمای درگذشته را غریق رحمت بفرماید. بین ما و خاندان عصمت و طهارت آنی جدایی نیندازد. ظهور امام زمان را در این لحظات نورانی جمعه در نظر بگیرید. خداوند غفران و رحمتش را روزی حال همه ما بگرداند، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یکی از مسیرهایی که خداوند تبارک و تعالی برای مؤمنین تقسیم میکند، تحلیلی است از حرفهایی که اهل جهنم به زبان میآورند. قرآن میفرماید وقتی بعضی از مردم، أعوذ بالله، به خاطر عملکردشان، به خاطر رفتارشان وارد درگاه جهنم و عذاب الهی میشوند، اینها یک جملهای دارند. اهل جهنم عرضه میکنند: «و قالوا لو کُنّا نَسمَعُ أو نَعقِلُ ما کُنّا فی أصحابِ السَّعیر». مردم بندگان خدا! امروز روز سیاه ما جهنمیان را نبینید. امروز ما به این تحلیل و به این نتیجه رسیدهایم که اگر در دنیایی که مردم مثل ما نفس میکشیدند ما دو کار میکردیم، امروز ما با این شرارههای آتش نمیسوختیم. قرآن میفرماید اهل جهنم آن دو کار را میگویند: یکی اگر «لو کُنّا نَسمَع»، اگر ما حرف یک عالمی، حرف اولیای خدا، پیغمبران الهی را میشنیدیم، یا «نَعقِل»، یا عقل خود را به کار میانداختیم، ما گرفتار آتش جهنم نمیشدیم. همان آتشی که امیرالمؤمنین دیشب به من و شما در دعای کمیلش متذکر شد: «و رَقَّتِ الجِلدَةُ و دَقَّتِ العِظامُ». استخوان ما، پوست ما اصلاً ظرفیت عذاب الهی را ندارد. خداوند پیشکش نجات ما را حرف جهنمیان بازگو میکند که انسان باید حداقل یا اگرخود اهل فکر و منطق باشد، بفهمد، درک کند و فکری کند، یا اگر انسان نمیتواند به این مقام برسد، حداقل از اهل تفکر چیزی را یاد بگیرد: «نَسمَع» یا بشنو، یا اینکه عقلت را به کار بینداز. تعارف نیست.
به تعبیر علامه بزرگ طباطبایی رحمت الله علیه، ابدیت در پیش است. شوخی ها کنار میرود کنار. حرفهای دنیوی همگی به کنار. خوبی ها میماند با سنگ لحدی میماند. بوی سدر و کافوری و شب اول قبر. خوش به سعادت شما عزیزانی که راهی کربلای حسین هستید. خوش به حال موکب داران، خادمین. خوش به حال شهر شبانکاره و روستاهای طریق الحسین که این روزها انصافاً خدمت میکنند. إن شاء الله ما اهل تفکر باشیم، اهل نجات باشیم، اهل عقل باشیم.
نکته آخر در عرضی که هفتههای پیش در مورد بنیاسرائیل عرضه داشتم، همین است که در جریان انحراف این قوم یهود سرسخت لجوج، قرآن میفرماید اینها معجزات هفتگانه موسی را دیدند. اینها دیدند غرق شدن فرعون، انقلاب پرنور موسی را. ولی باز ششصد هزار نفر از اینها که ایمان آورده بودند، با یک هنر پست شیطانی سامری، اینها همه به پای گوساله افتادند. فقط دوازده هزار نفر به این گوساله سجده نکردند. موسی ناراحت شد، غضبناک شد، غضبان موسی نگران اینها شد. آیه هشتاد و نه سوره طه میفرماید: «أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا»مردم! شما نمیانید کنار خدای موسی، کنار من موسی، کنار وصی دلسوز من هارون، این گوساله نمیتواند نفعی به شما برساند، « وَلَا نَفْعًا »، اینها سودی برای شما ندارد. ولی متاسفانه چون اهل تفکر نبودند و عاقل و عالم و نوری چون موسی را قدر ندانستند، به عصایی مسلمان شدند و متأسفانه به گوسالهای دین را و عاقبتبهخیری را رها کردند. دیدند این نور را، از این دین و از این نور فاصله گرفتند.
میبیند امروز آمریکا را، میبیند اسرائیل را، قدمهای نورانی در اربعین را، ولی باز در اینستا قهقهه میزند و میخندد و به آن ملعون کد میدهد و میگوید پل بندرعباس را زدی، نیروگاهش را هم بزنید، ساحل ایران را بیامان کنید. کشتی و قایق آن ناخدای بیگناه در آتش میسوزد، ولی این بیعقل بیتفکر هلهله میکند و دعوت میکند و برای دشمنش هورا میکشد. نمیداند خدا پشت این ملت است. این ملت سیدالشهدای عاقل، عقل کل و کل عقل را دارد. نمیداند این مردم و این ملت به تعبیر شهید سلیمانی ملت امام حسیناند و برای نابودی این دشمن، إن شاء الله یهود اسرائیل و آمریکا، آماده ی آماده هستند.(تکبیر) اسرائیل میداند، او عاقل است.
رفتم که خار از پا کشم، محمل ز چشمم دور شد
یک لحظه غفلت کردم و صد سال راهم دور شد
راه حرم پرپیچ و خم، در بین راه خار و عدم
خواهی رسید گر بر حرم، باید ز پیشش دور شد
واقعاً باید ز پستی دور شد. باید انسان فکری بکند. دیروز جوان عراقی اهل بصره گریه میکند پشت فرمان میگوید این پالایشگاهها، این شرکتها را میبینی؟ به خدا سودی برای ما ندارد. هر شرکتی، هر پالایشگاه نفتی یک مستر ملعون آمرکایی بر او دارد، گزارش میدهد، بار میکند و این محصولات این پالایشگاهها را میبرد. یکی دو ماه میگذرد، یک مقدار پول انگار به گدایی میخواهند بدهند. خدا إن شاء الله عزت به این مسلمانان عراقی باغیرت و مهربان نواز عنایت کند. شر آمریکا را از سر این ملت عزیزان کم و کوتاه بگرداند. این است دشمن خدا.(دعا و سوره)
بیایید همه ما نمازگزاران، تمرین دوستداشتن خدا، انجام واجبات، ترک محرمات و بندگی خدا را تمرین کنیم و در این ساعات برای یکدیگر خاضعانه دعا کنیم که خداوند ما را جزو بندگان متقی و باتقوا قرار دهد؛ که به تعبیر امیرالمؤمنین علیهالسلام، بهترین زاد و توشه برای ابدیت و سالهای زندگی در سرای آخرت، همین تقواست.
در حال و هوای اربعین سیدالشهدا علیهالسلام قرار داریم. چقدر زیباست! دنیا پر از حسین بن علی علیهالسلام شده است. دنیا، نفس کشیدن، راه رفتن و غذا خوردن شیعیان و محبین حسین، این روزها بوی آستان مقدس اباعبدالله الحسین علیهالسلام را میدهد. ایام اربعین است؛ هم عرض تسلیت دارم، هم خدا قوت و قبول محضر عزیزانی که به زیارت سیدالشهدا رفتند، کسانی که راهی کربلا و این دریای نورانی هستند، و انشاءالله کسانی که مشرف نشدند، الساعه روزی آنها بشود زائرین حسین انشاءالله به سلامت و با زیارت قبول به دیار خود بازگردند.
عزیزان، اربعین نکات عجیبی دارد. اربعین تنها یک عدد نیست. اربعین سید و سالار شهیدان با چهلم ما فرق دارد؛ نه نیاز به فاتحه دارد و نه نیاز به حمد و سوره آنچنانی. اگر ما میخوانیم، برای نورانیت دل خودمان است؛ زیرا اربعین بلوغ است. اربعین، بلوغ یک درد طولانی است که انسان را تربیت میکند. اربعین، تجلی صبر در مسیر خداوند است. مردم! اربعین سید و سالار شهیدان، اربعینی است که در مکتب حسین و زینب سلاماللهعلیها ما را تربیت میکند؛ یعنی رها کردن «من» کوچک انسانی و ایجاد «ما»ی بزرگ الهی. اربعین یعنی من وجودم را رها کنم؛ اربعین یعنی «ما»ی خدا، «ما»ی «نحن ذکرالله» را در مصادیق آن تمرین کردن و دیدن که روح انسان را از این قفس دنیای بیارزش رها میکند.
اصلاً شاید از نظر روانشناسی، همین کولهبار کوچک این زائران اربعین که الحمدلله در این مصلی هم شرف حضور دارند و افتخار نوکری آنان را داریم، همین را میخواهد بگوید. کولهبار کوچک یک زائر، یک دنیا روانشناسی درس دارد؛ یعنی رها شدن از منیتهای دنیا. عالم و عامی، فقیر و غنی، همه در تراز یکدیگر در مسیر اربعین یا پیادهروی میکنند یا توفیق خدمت به زائر دارند. این یعنی در مسیر اربعین، انسان تربیت میشود. شما ببینید این برادران عراقی چطور فرزندانشان را در این آفتاب سوزان تربیت میکنند. انصافاً برادری که پیاده یا سواره میروی، شما فقط یک زیارت معمولی نمیروی؛ تو و خانوادهات در این مسیر، در نورانیت حسین رشد پیدا میکنی. «من» کاذب را فروختی؛ «من» کاذب راحتنشین زیر کولر و در خانه و در جای دیگر و شهر و دیار را فروختی. این «من» را کشتی و به آقای بندگان خدا اباعبدالله وصل شدی. در این مسیر، تو مصداق « اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ » شدی.
اربعین درس تربیتی دارد. آن مردی که تمام زندگیاش در مسیر حسین مصرف میشود، مصداق آیه « مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» شده است. و ای خواهر عزیزم، تویی هم که در مسیر زیارت اباعبدالله حرکت کردی، یعنی ای مردم من مصداق آیه « وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ» شدم؛ یعنی زندگی عفیفانه را در مسیر سیدالشهدا با چادرم و با حیا به نمایش گذاشتم. میدانی چقدر فرق تو با آن انسان غریبه با ادبیات اباعبدالله است؟ البته یادمان نرود که بذر همه این زیباییهای اربعین، مدیون حسین، یاران، اصحاب و خانواده دلسوخته اباعبدالله است که ما را اینطور تربیت کرده است. خوشا به سعادت بهرهبرداران از این خرمن پرفیض.
یک درس دیگر از اربعین بگویم و دعایتان کنم. درس دیگر اربعین، درس تمدن است، درس انسانیت است. عزیزان، اربعین انصافاً درس مقاومت به انسان میدهد. گرمای پنجاه درجه که از تمام زندگیات میزند، تو را یک انسان مقاوم در مسیر بندگی و مبارزه با طاغوت قرار میدهد؛ برخلاف متکبران عالم که هیچ مرزی و حقوقی برای بشریت قائل نیستند. هفته آینده روز حقوق بشر اسلامی است؛ جالب است اشاره کنم به این قصه. اربعین، انسانها را به اتحاد، به متمدن بودن، به با شرف زندگی کردن و با کرامت بودن دعوت میکند. اربعین به تو امید میدهد که ظالمان عالم انشاءالله ریشهکن خواهند شد.
پای تاولزده رقیه را امروز نبین؛ امروز چادر خاکی زینبش را نبین؛ امروز بالای نی فقط نگاه نکن؛ وگرنه این سلسله ادامه دارد. امروز عالمی پر از اباعبدالله شده است. تخمین زده بودند که دو سال پیش بیشترین زائر قبر اباعبدالله به خودش دیده بود، الحمدلله؛ ولی انگار آمار شکسته شد و امسال شیعه، مسلمان و آزاده عالم، قطرهقطره این رودخانه، به حرمت خون شهدا، سید و سالار شهیدان و جنازه پاک امام شهید، روانه کربلا کردند و نایبالزیاره امام شما شدند؛ که بالاترین آمار انشاءالله در اربعین در هزاران سال گذشته، امسال با جمله «لبیک یا حسین» رقم خورد.
ناو جنگی آوردند، ادبیاتی برای مردم معنا کردند که یا با ناو جنگی یا با ادبیات، اقتصاد تحریمی و تحریم اقتصاد، شما را زمینگیر میکنیم؛ ناگهان اربعینی ایجاد میشود، مردم تجلی پیدا میکنند و به تعبیر آقای شهید ما، آنها انصافاً ظهور کردند و آنها طوری، الحمدلله، خداوند آنها را برانگیخت که اقتصاد محبت تعریف کردند، به اقتصاد مهربانی دعوت کردند، که به اقتصاد مقاومت و اتحاد، همه نقشههای کثیف نظامی یهود، اسرائیل و آمریکا را انشاءالله جدّاً زمینگیر خواهد کرد.
این مردم آزاده هستند؛ مردم هر روز شهید میدهند. ببینید شهیدی از استان بوشهر، شهید شیخیانی، چند هفته پیش به زمین افتاد. آن شب عرض شد محضر دوستان در مجلسی که همسر این شهید با بچه یکساله به دوش و چند یتیم در کنار چادرش، پیاده از شبانکاره رد میشود و در مسیر کربلا قرار میگیرد. فکر میکنید حاجآقا الان موقع فاتحه گرفتن برای همسرم هست؟ نخیر؛ من در مسیر اربعین باید بروم؛ چون ما تربیتشده پدر و مادری هستیم که من تربیت را از اشک حسین آموختم و « وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلَالَهِ»
اربعین درس مقاومت، آگاهی و بیداری به ما میدهد و استکبار، رفقا، از این میترسد؛ استکبار از این قصه خیلی میترسد؛ از این اتحاد، از این نورانیت . مردم اگر هنوز برای خودتان، خداینکرده، ادبیات کاملی تعریف نکردهاید؛ ادبیاتی از دنیا، از خدا، از دشمن تعریف نکردهاید؛ تو را به خدا امسال، برای اولین بار و آخرین بار هم که شده، زیارت اربعین را این دو صفحه با حوصله بخوانید این شبها.
به خدا دشمن، دشمن است. استکبار نمیخواهد بندگان خدا رشد کنند؛ ولی میبینیم در یک قصه جغرافیایی، مشکلات امنیتی مرز را میزنند، موشک به زمین میخورد، ولی باز این مردم رشد کردهاند. انصافاً محاسبه درستی کردند که با یک کولهپشتی در این مسیر حرکت کنند. محاسبه دقیقاً درستی کردهای که در این گرما این مسیر را میروی تا به یک نقطهای برسی و بگویی «صلی الله علیک یا اباعبدالله».
اربعین نمایش ناتوانی سلاح در برابر ایمان است. اربعین نشاندهنده پیروزی مقاومت است؛ چون معلم اربعین، زینبی است که با زنان و دختران دلسوخته، این مسیر را انصافاً تربیت میکنند. انشاءالله خداوند در میدان نظامی، به سربازانی که این شبها و روزها با لانچر و موشک و دفاع از این دریا و ساحل و غیر ساحل کار و تلاش میکنند، موفق بدارد. و دعا میکنم خدا انشاءالله به مردان دیپلماسی ما هم توفیق محاسبه صحیح در مقابل این ملت بزرگ عنایت کند؛ در مقابل این دشمن سبا که خونریز است، عنایت کند خداینکرده دچار خطای سیاسی نشوند؛ روزگار، روزگار بد آنها را خواهد گفت. باید انسان مقاوم باشد.
آمد کنار قبر حسین، فصل خطاب شد؛ زینب برای همه آمد نشست کنار تربت حسین، صدا زد «صلی الله علیک یا اباعبدالله». زینب دیگر غش کرد؛ آب ریختند. ظاهراً جابر آمده است، یک زیارتی خوانده است؛ نوبت به زینب رسیده است. در این مسیر صدا زد: برادر! منم زینب، خواهر غمدیده حسین؛ ولی من آمدهام، دلم پر است. حسین! تمام محاسبات تو درست از آب درآمد. حسین! ببین هنوز نام جد ما را بالای مؤذنه میبرند؛ ولی حسین خودمانیم. بگذار روز اربعین، زینب عقده دلش را باز کند. دو غم را زینب پیر و زمین گیر کرد یکی وقتی من وارد مجلس یزید شدم حسین چشمان تو را پرآب دیدم برادر دندان تو را شکسته دیدم حسین دور سر تو شراب دیدم یکی حسین همه قصه باورم می شود ولی با یک داستان در عاشورا کنار نیامدم حسین باورم نمی شود زینب هنوز سالم است و نفس می کشد بالای تل زینبیه الشِّمرُ جالِسٌ عَلى صَدرِ الحُسَين ولی شمر روی سینه برادرم(دعا و سوره)