ImamatKarbarView
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ للهِ رَبِّ العالَمین وَ الصّلوة وَ السّلام علي خَيرَخَلقه و اشرف بَريّته محمد ابن عبدالله صلي الله عليه و آله و سلم و علي اهل بيته الطيّبين الطاهرين سِیَّما بقیة اللهِ فی الارضین و لَعْنَةُ اللَهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين.
سفارش به تقوا
( اُوصیَکُم عِبادَالله وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله) .
در ابتدای خطبه اول، خودم را و شما مؤمنین را به تقوای الهی سفارش میکنم.
وجود مبارک امام عسکری(سلاماللهعلیه) در یک وصیتنامهای میفرمایند چند توصیه دارند. یکی از توصیههای ایشان این است که تقوا.
حالا بقیه توصیهها، سه چهار موردش را شاید در خطبه دوم هم برای شما بخوانم.
تقوا سفارش همه اولیای الهی است و همه کسانی که خواهان سعادت جامعه بشریت هستند.
امروز روز شهادت امام یازدهم معصوم، حضرت امام حسن عسکری(سلاماللهعلیه) است؛ پدر بزرگوار وجود مبارک حجتبنالحسن(عجلاللهتعالیفرجهالشریف)، امام زنده و حی و حاضر و ناظر.
گاهی دوستان منابعی میخواهند برایم درباره زندگی ائمه مطالعه کنند. خوب، مطالب و کتابها فراوان است. من دو تا از این کتابها را امروز میخواهم در خطبهها برای شما معرفی کنم و بخشی از مطالب آن را محضر شما عرض کنم.
خود حقیر با این کتابها محشورم؛ یعنی یکبار مراجعه نمیکنم. شاید همین زندگی امام عسکری(ع) را ده بار مطالعه کرده باشم. هر بار هم که آدم میخواند، نکته جدیدی پیدا میکند. گاهی اوقات از یک کتاب فقط ده بار مطالعه میکنم و بعد سراغ کتاب بعدی میروم.
این کتابها ماندنی هستند.استاد ما، آیتالله صفایی بوشهری، کتابی دارند که حدود ۱۲ تا ۱۴ جلد است؛ در این قطع و اندازه که حتی میتوانید آن را در کیف یا جیب خود قرار دهید و مطالعه کنید.
وقتی به نانوایی میروید، جایی کاری دارید یا مسافرتتان طولانی است، بعضیها میتوانند در ماشین مطالعه کنند.
خدا رحمت کند رهبر شهید را که امروز سالروز شهادت این ابرمرد معاصر است. اگر بخواهیم در خط امام حسن عسکری(ع) مثال بزنیم، ایشان را میتوانیم به عنوان یک فرد اعلا و مصداق اعلای این مسیر معرفی کنیم.
یک کتابی هست به نام "انوارالهدی". این کتاب حدود ۱۴ یا ۱۵ جلد است و درباره چهارده معصوم(ع) و همچنین حضرت ابوالفضل(ع) و حضرت زینب(س) مطالبی دارد.
کسانی که بخواهند این کتاب را تهیه کنند، راه تهیه آن هم وجود دارد و میتوانند با انتشارات مربوطه تماس بگیرند.
اینها کتابهای داشتنی و خواندنی هستند و درباره امام حسن عسکری(ع) مطالب کوتاه، گویا و ارزشمندی دارند.
یک کتاب دیگر هم هست به نام "سیره پیشوایان". این کتاب را در حوزههای علمیه به طلبهها معرفی میکنیم و میگوییم بخوانید و امتحان بدهید. البته این کتاب کافی نیست و کتابهای دیگری هم وجود دارد؛ اما من بخشی از مطالب مربوط به وجود مبارک امام حسن عسکری(علیهالسلام) را از همین منابع محضر شریف شما عرض میکنم.
زندگی امام حسن عسکری(ع) دوران بسیار سختی بود.
شما حالا انشاءالله این وضعیت جسمی من را هم میبخشید. اگر شاید نتوانم آنگونه که باید و شاید وظیفهام را انجام بدهم، انشاءالله ما را میبخشید.
دوران زندگی ابنالرضاها بسیار سخت بود.
ما سه امام داریم که به «ابنالرضا» معروف هستند:
- حضرت امام جواد(علیهالسلام)، فرزند بلافصل حضرت امام رضا(علیهالسلام)؛
- امام هادی(علیهالسلام)؛
- امام حسن عسکری(علیهالسلام).
امام جواد(علیهالسلام) ۲۵ سال عمر کردند، امام هادی(علیهالسلام) حدود ۴۰ سال و امام حسن عسکری(علیهالسلام) ۲۸ سال عمر کردند.
امامت این سه «ابنالرضا» با شرایط بسیار سختی همراه بود و این سختیها در دوران امام حسن عسکری(ع) به اوج رسید.
در آن زمان، گروههایی از ترکان قدرت را در دست گرفتند.دقت کنید؛ منظور من آذریزبانها نیستند. آذریزبانهای شیفته اهلبیت(ع) مورد بحث ما نیستند. منظور، جریان نظامی و سیاسی ترکهایی است که در دربار عباسی قدرت فراوانی پیدا کردند.
آنها آنقدر در دربار قدرت گرفتند که حتی خلیفه عوض میکردند.
در دوران عمر امام حسن عسکری(ع)، چند خلیفه حکومت کردند؛ از جمله معتز، مهتدی و معتمد.معتز و مهتدی برادر بودند و پس از آن معتمد، پسرعموی آنان، به خلافت رسید.اینها همه مربوط به دوران امام حسن عسکری(ع) است.
آنقدر نیروهای نظامی، سران نظامی و افسران در دربار قدرت گرفته بودند که عملاً در تعیین و تغییر حاکمان نقش داشتند.
یک روز معتز یاران درجهیک خودش را جمع میکند. به ستارهشناسان هم اعتقاد زیادی داشتند و میگفتند ستارهها و افلاک را بررسی کنید و بگویید من چند سال حاکم هستم؛ آیا میتوانم بیست، سی، چهل یا پنجاه سال حکومت کنم؟
یکی به او گفت:تو چرا ستارهشناس میآوری؟ چرا سراغ جنگیر و جادو و طلسم میروی؟
گفت: چه کار کنم؟
گفت:ببین این ترکان چقدر قدرت دارند. اگر بر علیه تو شوند، سه روز هم دوام نمیآوری و اگر به نفع تو باشند، ممکن است مدت طولانی حکومت کنی؛ مگر اینکه عزرائیل جانت را بگیرد.
کار به جایی رسید که معتز دو سه سال بیشتر حکومت نکرد.
او را به کاخ آوردند، بیرونش کردند، برهنهاش کردند و آنقدر کتک زدند که از حال رفت. سپس او را در حیاط کاخ، در هوای گرم، تشنه و گرسنه و شکنجهشده رها کردند و در نهایت از دنیا رفت.
بعد برادرش مهتدی و پس از او پسرعمویش معتمد به خلافت رسیدند.اینها دوران امام حسن عسکری(ع) بود.
دوران امام حسن عسکری(ع) بهشدت سخت بود؛ به اندازهای که حتی شیعیان نمیتوانستند به راحتی امام را ببینند.میدانید چرا به ایشان «امام عسکری» میگویند؟
ما دو امام داریم که به عسکریین معروف هستند: امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع). هر دو بزرگوار در سامرا زندگی کردند و در همان منطقه به شهادت رسیدند و مدفون هستند.
امام هادی(ع) را از مدینه به سامرا آوردند. در سامرا منطقهای نظامی به نام «عسکر» وجود داشت و امام را در آن منطقه تحت نظر قرار دادند.
امام حسن عسکری(ع) نیز در مدینه به دنیا آمده بودند و از کودکی همراه پدر بزرگوارشان، امام هادی(ع)، به سامرا آورده شدند.
امام هادی(ع) در سامرا به شهادت رسیدند و امام حسن عسکری(ع) پس از ایشان مسئولیت امامت را بر عهده گرفتند.
ببینید، من این تاریخ را میگویم تا تصور کنید شرایط چگونه بوده است.
امام حسن عسکری(ع) در منطقه عسکر تحت نظارت شدید بودند.در روایت آمده است که حضرت به شیعیان خود فرمودند:"لا یسلمنّ علیّ أحد، ولا یشیرنّ إلیّ بیده؛ فإنکم لا تأمنون علی أنفسکم."
یعنی کسی به من سلام نکند و با دست به من اشاره نکند؛ چراکه شما بر جان خود ایمن نیستید.
تصور کنید شرایط تا این اندازه سخت بوده است.اگر کسی کنار امام عبور میکرد، حتی نمیتوانست سلام کند یا با دست اشارهای داشته باشد؛ چون ممکن بود مأموران متوجه شوند و او را گرفتار کنند.
این دوران، دوران بسیار سختی برای شیعیان بود.امام اجازه دیدار عمومی با شیعیان نداشتند و حتی باید در هفته دو روز مانند یک فرد تحت مراقبت، خود را به هیئت حاکمه معرفی میکردند.
الان دوستان انتظامی ما گاهی مراجعاتی دارند؛ افرادی هستند که دستگاه قضایی حکم کرده هر هفته خودشان را معرفی کنند.امام عسکری(ع) نیز تحت چنین فشار و نظارتی بودند؛ باید خود را معرفی میکردند تا حاکمیت بداند حضرت در دسترس و تحت کنترل است.
حالا سؤال این است:امام حسن عسکری(ع) در چنین شرایط سختی چه کار کرد؟
آیا فرمودند چون دوران سخت است، دیگر کاری نمیشود کرد؟نه.
بعضی از ما مؤمنین، نمازجمعهایها، معتقدین به انقلاب و نظام، روحانیون، معلمان و بازاریها، انسانهای خوب و متدینی هستند؛ اما نمیشود گفت شیوه دفاع همه باید یک نوع باشد.
با چه وسیلهای؟با پیامک، با صحبت، در مهمانی، در جمعهای خانوادگی و اجتماعی و با روشهای مختلف.عین همین فضا را آزادگان ما در دوران دفاع مقدس داشتند.
بعضی از خاطرات آزادگان را که انسان میشنود، باورش سخت است؛ شرایط بسیار دشواری داشتند. اما آزادگان آنجا چه کار میکردند؟ تلاش میکردند پیام ایران اسلامی و انقلاب را به دیگران منتقل کنند.
اینها شاگردان مکتب اهلبیت(ع) بودند.
ما افتخار داریم که امام ما، رهبر ما و شهدا برای ما الگو هستند.
کلیپ را دیدید؟یکی گفت:آقا جان، برو شفاعت کن.حاج قاسم، آقا و شهدا شفاعت دارند.
همین شهدای شما.در روایات درباره شفاعت شهدا مطالبی آمده است. حاج قاسم هم انشاءالله دست ما را میگیرد.
اصلاً کار به امامان نمیرسد؛ خود حضرت معصومه(س)، خود امام زمان(عج) و شهدا، دست ما را میگیرند، انشاءالله.ما باید در مسیر آنها باشیم و اشتباه عمدی نکنیم.
حالا اجازه بدهید بقیه مطالب را نگوییم؛ چون بخشی از این مطالب را سال گذشته در خطبهها عرض کردم.
در کتاب "سیره پیشوایان" مطالب بسیار قابل فهم و زیبایی آمده است.امام حسن عسکری(ع) با آن شرایط سخت، چند اقدام اساسی انجام دادند.امامی که از کودکی تا ۲۸ سالگی در منطقه عسکر تحت نظارت بود و حتی میفرمود به من اشاره نکنید و سلام نکنید، بیکار ننشست.
گاهی میگوییم:حاجآقا، بچه ما نماز نمیخواند. نوه من روسری نمیگذارد. بعضیها حجاب ندارند.بعد میگوییم:اینها اعتقادی ندارند؛ نسل زد و نسل آلفا هستند و با ما اینگونه رفتار میکننداما به شما بگویم:هیچکدام از اینها دلیل نمیشود.
نه برای منِ امام جمعه و روحانی، با همه وجاهت و تبلیغم؛ نه برای شما مؤمنین و مذهبیها.
باید راه پیدا کنیم.مادربزرگ، مادر، عمه و خاله باید فکر کنند چگونه میتوانند این دختر را با محبت و منطق قانع کنند.
اینها لزوماً ضد دین نیستند؛ مقداری تحت تأثیر حکومتها، رفتارها، گفتارها و تهاجمات دشمنان قرار گرفتهاند.پس باید راه درست ارتباط با آنها را پیدا کنیم.
هفت اقدام امام حسن عسکری(ع)
امام حسن عسکری(ع) برای حفظ شیعیان و استمرار جریان تشیع اقدامات مهمی انجام دادند که در کتاب «سیره پیشوایان» به آنها اشاره شده است:
۱. ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان
حضرت برای ارتباط با شیعیان، شبکه وکالت و نمایندگان را فعال کردند.
حتی در مناطقی مانند گرگان نماینده و وکیل داشتند.
۲. ایجاد ارتباط با شیعیان در مناطق مختلف
این شبکه باعث میشد ارتباط شیعیان با امام، با وجود فشارهای حکومت، قطع نشود.
۳. فعالیتهای سری سیاسی
در شرایطی که حکومت عباسی بهشدت فعالیتهای امام و شیعیان را زیر نظر داشت، فعالیتهای سیاسی به صورت مخفیانه و حسابشده انجام میشد.
۴. حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان
امام از شیعیان حمایت مالی میکردند و اجازه نمیدادند مشکلات اقتصادی باعث از هم پاشیدن جامعه شیعه شود.
۵. تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه
افراد مؤثر شیعه، از بازاریها و روحانیون گرفته تا افراد دانشگاهی و اجتماعی، باید تقویت و هدایت میشدند.
امروز هم باید برای دفاع از انقلاب، نظام و ارزشها، روشهای مختلفی داشته باشیم.
۶. استفاده گسترده از آگاهی غیبی
این بخش مربوط به مقام امامت است و از ویژگیهای خاص امام به شمار میآید.
۷. آمادهسازی شیعیان برای دوران غیبت
یکی از مهمترین اقدامات امام حسن عسکری(ع)، آمادهسازی شیعیان برای دوران غیبت حضرت ولیعصر(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) بود.
این هفت اقدام، برای حفظ جان، ایمان و انسجام جامعه شیعه در آن دوران بسیار مهم بود.
در هر فضایی، در بیماری، در سلامت، در سفر و در سختترین شرایط باید در جریان باشیم و مانند امام حسن عسکری(ع) وظیفه خودمان را انجام دهیم.
خدایا، خالصانهترین سلامهای ما را در پاکتی از نور از این مصلای قدس، به محضر مبارک حضرت ولیعصر(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) ابلاغ بفرما.
تسلیت ما را نیز به محضر امام زمان(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) ابلاغ بفرما.
دعای حضرت را روزی ما بفرما و قلب مبارک ایشان را از ما راضی بفرما.
خدایا، دولت جمهوری اسلامی، قوه قضائیه، مجلس، نهادها و سازمانها را برای خدمت به این مردم موفق بفرما.
شر دشمن را از سر جبهه مقاومت و ایران کوتاه بفرما.
مرزهای اسلام و مسلمین را حفظ بفرما.
بیماران را شفای عاجل عنایت بفرما.
هر اختلافی که میان برادران، فامیلها، همکاران و همشهریها وجود دارد، به حق امام حسن عسکری(ع) تبدیل به مهر، وفا، صفا و اتحاد بفرما.
خدایا، امام را، شهدا را، حاجآقا رئیسی را، سردار سلیمانی را، سید حسن نصرالله را، قاعد امت و امام امت را و حضرت آیتالله العظمی شهید خامنهای را، همه را بر سر سفره اهلبیت(علیهمالسلام) مهمان بفرما.
عاقبت ما و بچههایمان را ختم به خیر بفرما.
بسمالله الرحمن الرحیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل و سلم علی علی امیرالمومنین و فاطمه الزهرا سید العالمین و ائمه المسلمین الحسن المجتبی، علی بن الحسین، السجاد و محمدصادق، موسی بن جعفر الکاظم و علی بن موسی رضا مرتضی، محمد بن علی الجواد و علی بن محمد الهادی، حسن بن علی العسری والخلف القائم مهدی.
اللهم عجل لولیک الفرج
در ابتدای خطبه دوم یکی از وظایف خطیب جمعه سفارش به تقواست،
امام عسکری(ع) یک وصیتنامهای برای شیعیان نوشتند. حضرت امام عسکری(ع) فرمودند:
"أوصیکم بتقوی الله، والورع فی دینکم، والاجتهاد لله، وصدق الحدیث، وأداء الأمانة..."
حدیث ادامه دارد و طولانی است.
شما را وصیت میکنم به:تقوای الهی؛پارسایی در دین؛تلاش در راه خدا؛راستگو بودن در گفتار؛ادای امانت.
بعد فرمودند که در نماز جماعت شرکت کنید، سجدههای طولانی داشته باشید، به همسایهها نیکی کنید، در تشییع جنازه مردگان شرکت کنید، بیماران را عیادت کنید و حقوق آنان را رعایت کنید.
آقا فرمودند اینها وصیتهایی است که امام حسن عسکری(ع) به شیعیان داشتند.
من اجازه میخواهم که انشاءالله بتوانم زودتر تمام کنم.یک تحلیلی خدمت شما عرض کنم.
جنگ و صلح از نگاه اسلام
جنگ مورد مطالبه اسلام نیست. مبنای فقهی را عرض کنم. فقه شیعه و عمده مراجع، تا آنجا که بنده اطلاع دارم ـ من این کتابها را خواندهام و دارم مینویسم ـ اصل در اسلام، صلح است.
اصل در اسلام صلح است.ما اهل جنگ نیستیم و جنگطلب نیستیم. پیغمبر جنگی را آغاز نکرد؛ امیرالمؤمنین(ع) جنگی را آغاز نکرد.جنگ بد استا ما اینکه دشمن جنگ را تحمیل کند و تو از جنگ بترسی، این بدتر و گرفتاریآفرینتر است.
شما ببینید اینکه عدهای بیایند ساز صلح کوک کنند و گفتمان هراسیدن و ترسیدن از جنگ را به جامعه تزریق کنند، این خیلی شکننده است.
صلح به جای خودش خوب است؛ مذاکره به جای خودش خوب است و هیچ مشکلی ندارد. اما بعضی وقتها، در بعضی شرایط، صلح و نجنگیدن ـ به تعبیر من ـ «صلح کور»، در اسلام بسیار بد است.
ما جز دفاع نداشتیم.در جنگ تحمیلی اول، هشت سال فقط دفاع کردیم. در جنگ تحمیلی دوم فقط دفاع کردیم. در جنگ دهروزه نیز دفاع کردیم. امروز هم در یک جنگ چندماهه هستیم.
دولت ما گرفتار است، ملت ما گرفتار است، مجلس ما گرفتار است و قوانین ما تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند اما در این جنگ، ما کی شروع کردیم؟
خب، دشمن را میزنند.
به تو چه که بیایی اطراف ما پنجاه تا پایگاه بزنی؟ این شیخنشینهای بیعرضه و ترسو و شکمپرست و هواپرست، به دشمن پایگاه دادند.
آن موقع ما داد و بیداد میکردیم. من یادم میآید، حدود بیست سال پیش، شما حرف بزنید.
و امروز، الحمدلله، ما تمام پایگاههایشان را ناکار کردهایم.
بله، جنگ بد است؛ اما ترسیدن از جنگ بدتر است.
چه میگویند؟ میگویند برادر مرگ است....اینجوری ما هرگز نباید تسلیم هراس شویم.
نمونه بارز آن، نگونبختی فرانسه است.یک کتابی هست که من یادداشت کردم. من از این کتاب نقل میکنم.
جناب آقای توماس سوئل، فیلسوف سیاسی و اجتماعی آمریکایی، کتابی نوشته است به نام روشنفکران و جامعه در آن کتاب مینویسد:بعضی وقتها جنگ را علیه شما شروع میکنند، اما روشنفکران شما اشتباهات فکری میکنند. روشنفکران و به اصطلاح منورالفکرها حرفهایی میزنند و بعد از آن، سیاسیون نیز حرفهایی میزنند و بعضی از آنها جامعه را دچار تردید میکنند.
روشنفکرمآبی مخاطرات فراوانی برای جوامع بشری دارد؛ خفت میآورد، شکنندگی میآورد و آنها را از اوج عزتشان پایین میآورد.بحث من فرانسه است.دقت کنیم.همین فرانسه را آقای توماس سوئل در کتاب «روشنفکران و جامعه» مثال میزند.میگوید فرانسه در جنگ جهانی اول چهار سال دوام آورد. تلفات بسیار زیادی داد و خسارتهای وحشتناکی متحمل شد.چهار سال دوام آورد اما همین فرانسه که جزو فاتحان جنگ جهانی اول بود، در جنگ جهانی دوم فقط شش هفته دوام آورد؛ با وجود برتری نظامی.چرا؟
علتهای گوناگونی داشت؛ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی، اما علت مهم آن، نقش روشنفکرمآبی و هراسافکنی بود.
آقا میزنند، آقا میخورند، دارند میآیند، میبرند، بدبخت شدیم، بیچاره شدیم، اینها نفوذ کردند، اینها فلان کردند...
این ترسهایی است که بعضیها ایجاد میکنند.ما حق زندگی داریم. جامعه حق زندگی دارد.بعد ایشان ادامه میدهد و میگوید جهان در بهت فرو رفت که چرا فرانسهای که چهار سال در سختترین شرایط و با دادن تلفات بسیار زیاد از جوانانش مقاومت کرده بود، یکدفعه در سال ۱۹۴۰ میلادی سقوط کرد.
چطور این فرانسه، با وجود برتری نظامی، شکست خورد؟
میگویم به خاطر فقدان اراده سیاسی و بازدارندگی.در برابر هیتلر اراده نکردند بایستند. در برابر آلمان نازی اراده نکردند.اگر اراده میکردند، موفق میشدند.بعدها که سقوط فرانسه اتفاق افتاد، پیامدهای دردناکی داشت.همان روشنفکران آمدند و گفتند ـ یکی از معروفترین آنها آقای برتراند راسل ـ که ما اشتباه کردیم؛ از اینکه ملت را در برابر نازیها هراساندیم.
کلام امیرالمؤمنین(ع) درباره ترس
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:من آن کفتاری نیستم که شما بیایید در خانهام و مرا به خواب ببرید.
کفتار یک جانور است که بهصورت خانوادگی زندگی میکند و بسیار خونآشام است. مثل گرگ، خانوادگی و دستهجمعی حمله میکند.
عربها برای دستگیر کردن کفتار با آن نمیجنگیدند؛ میرفتند در لانهاش و با ایجاد صدا و هیاهو، او را به خواب میبردند.امیرالمؤمنین(ع) فرمودند من مثل آن کفتاری نیستم که شما بیایید در خانه من و مرا بخوابانید؛ با وجود اینکه نیرو دارم، با وجود اینکه خانواده و یاران دارم و با وجود همه امکانات، تسلیم شوم.
ملت ایران و مسئله ترس؟؟
بعضی از روشنفکران میگویند: ما ضعیفیم، برویم چه کار کنیم؟ ما نقطهضعف داریم.
ببینید این ملت را؛ ملتی که قریب به شش ماه در میدان بوده است.شرمندهایم. بعضی وقتها نمیتوانیم، جسممان اجازه نمیدهد خدمت شما برسیم. واقعاً شرمندهایم.
بعضی وقتها در شهرهای اطراف و غیر اطراف، خدمت این ملت هستیم.ملت در میدان است؛ این شبها در میدان، در گرما، در سرما، در میدان.گاهی اوقات وقتی بارانی و زمستانی میشد، بیرون میآمدیم و حتی چتر هم نداشتیم. بعضی از دوستان چند تا چتر داشتند و میآمدند پیش من.
میگفتند: حاجآقا، خوب نیست؛ بگو این چتر را ببرد کنار.گفتم: به خدا خودش دید، دلش سوخت و برای من آورد.در این فضا، شما آمدید در میدان.آقایان، بعضی از روشنفکران را مواظب باشید.
ایران را مثل کفتار خواب نکنند
بله، ما ملت متحوری نیستیم. ما ملت جنگطلب نیستیم؛ اما از آن طرف هم ملت ترسو نیستیم.
ما شجاع و عاقل هستیم.با اشاره اماممان، امام آیتالله سید مجتبی خامنهای، در میدان میمانیم و هیچگاه این میدان و میادین دفاع از نظام اسلامی را ترک نخواهیم کرد.
سامریهای هر جامعه
ما سامریهای امت را شناسایی خواهیم کرد.
هر ملتی یک سامری دارد.سامری یک واقعیت تاریخی بود. سامری معروف، در غیاب حضرت موسی(ع)، گوساله را ساخت.آن سامری واقعی بود؛ اما هر ملتی سامری دارد.
در روایت آمده است: "إِنَّ لِکُلِّ قَوْمٍ سَامِرِیّاً."هر قومی سامری دارد.
یعنی هر قومی ممکن است کسانی داشته باشد که مردم را بترسانند و ته دلشان را خالی کنند.
سامری زمان امام علی(ع)، حسن بصری بود.
امروز هم ممکن است سامریهایی وجود داشته باشند؛ کسانی که میآیند و میگویند: آقا، دشمن را نمیتوانیم شکست بدهیم.
اهداف دشمن
من یادداشت کردم.آنها آمدند تا تسلیم کامل و بیقیدوشرط ایران را رقم بزنند.
یک روز یا سه روز ـ در این قسمت تردید از بنده است ـ ایتالیا یک روز یا سه روز بعد به ایران پیام میدهد:ایران، اگر میخواهی زنده باشی، تسلیم شو ، اما ایران تسلیم نشد.
آنها برای اسقاط نظام آمدند.
برای تجزیه ایران آمدند.برای ناتوان کردن توان موشکی شما آمدند.برای ناتوان کردن توان هستهای شما آمدند.برای از بین بردن قدرت منطقهای شما و جبهه مقاومت آمدند.
دیدید که نخستوزیر عراق چه حرفهایی میزند.آنها برای ایجاد اغتشاشات گسترده آمدند.
برای ورود نیروهای تروریستی از غرب و شرق کشور آمدند.آمدند بسیاری از پاسگاهها و نیروهای ما را بزنند و زدند.پاسگاههای ما را در تهران و شهرهای دیگر هدف قرار دادند.
چرا؟
چون میخواستند پاسگاهها را بزنند و از آن طرف نیروهای تروریستی را وارد کشور کنند تا ما نتوانیم دفاع کنیم.اینها نقشههایی بود که داشتند.
آقا، تسلیم شدیم یعنی چه؟شما سختی ندارید؟مین الان برق شما، آب شما، گاز شما و قیمت برنج شما...ما به لطف الهی میایستیم. ما مرد جنگیم، اما جنگطلب نیستیم.
ما صلحطلبی هستیم که جنگ بلدیم.
این شعار نیست.ما گفتیم هستیم و در میدان هستیم.انشاءالله نگذارید سامریها و روشنفکرهای اینگونه شما را بترسانند.آنها را بشناسید.
انشاءالله در میدان میمانیم و به فضل پروردگار، پیروز خواهیم بود.خدایا، از ما قبول بفرما.
خدایا، استقامت، صبر و پایداری که به ما دادهای، بیشتر عنایت بفرما.
دشمنان ایران و قرآن را، خدایا، به محمد و آل محمد، اگر قابل هدایت هستند، هدایت بفرما و اگر قابل هدایت نیستند، نابود و خوار و ذلیلشان بفرما.
خدا از همه قبول بفرمایید انشاالله و همه عاقبت بخیر باشیم .
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُل هُوَٱللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ ﴿۲﴾لَم يَلِدوَلَم يُولَد﴿3﴾وَلَم يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُ﴿4﴾
ر.ق