ImamatKarbarView
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ للهِ رَبِّ العالَمین وَ الصّلوة وَ السّلام علي خَيرَخَلقه و اشرف بَريّته محمد ابن عبدالله صلي الله عليه و آله و سلم و علي اهل بيته الطيّبين الطاهرين سِیَّما بقیة اللهِ فی الارضین و لَعْنَةُ اللَهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين.
سفارش به تقوا
( اُوصیَکُم عِبادَالله وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله) .
وظیفه امام جمعه که در خطبه اول و هم خطبه دوم شما رو و قبل از آن خود را سفارش کند.
اباعبدالله الحسین(ع) درباره تقوا فرمایشی دارند و سفارش میکنند: من شما را به تقوای الهی سفارش میکنم.
"فبادروا بصحة الأجسام فی مدة الأعمار، فإنکم بقاء..."
تا زمانی که بدنتان سالم است و جسمتان اجازه میدهد، به تقوای الهی بپردازید؛ چون یکدفعه مرگ بر شما میتازد و بهطور ناگهانی شما را از روی زمین به زیر زمین میبرد و از بلندی به زیر میکشاند.
این سفارش اباعبدالله(ع) درباره تقواست.
در خطبه اول، شرحی درباره «أعوذ بالله» با شما داشتیم. امروز، انشاءالله، به چهلمین موردی میپردازیم که باید از آن به خدا پناه ببریم.
امام سجاد(ع) در دعای هشتم صحیفه سجادیه، در چهلمین مورد میفرماید:"و نعوذ بک من المصیبة الکبری." خدایا، از مصیبت کبری به تو پناه میبرم.
مصیبت کبری چیست که باید از آن به خدا پناه ببریم؟
این تعبیر میتواند تفاسیر مختلفی داشته باشد.
یکی از مصادیق آن، مرگ بدون آمادگی است.
مرگ بدون آمادگی، مصیبت کبری است؛ مصیبتی بزرگ و عظیم.
آیتالله جوادی آملی میفرمودند استاد ما، امام راحل، در همین مسجد اعظم میفرمودند. ما آن زمان خدمت آیتالله جوادی درس میخواندیم. ایشان میفرمودند همین جایی که شما امروز نشستهاید، ما در شبستان مسجد اعظم پای درس امام مینشستیم.
امام فرمودند:آقایان طلبهها! بترسید از آن روزی که بعد از هشتاد سال مردن و عذاب، تازه بفهمید نام پیغمبرتان چیست.
چرا؟چون بدون آمادگی مردهایم.
بهویژه انسان بینماز و انسان بیدین، ممکن است در آن لحظه همه چیز را فراموش کند.
اینکه به ما میگویند همیشه اذان بگویید؛ اینکه میگویند همیشه اقامه بگویید؛ اینکه در نماز بگویید: "أشهد أن محمداً عبده و رسوله"
و اینکه میگویند نام اهلبیت(ع) را ببرید و زیارتنامه بخوانید، برای چیست؟
چون مرگ بدون آمادگی، همه چیز را از یاد انسان میبرد.
خود انسان ممکن است دچار بیماری یا تصادف شود. بعضی وقتها میبینید کسی حافظهاش را از دست داده است. وقتی پیرمردها و پیرزنها را میبینید که حافظه خود را از دست دادهاند، گاهی حتی فرزند خود را نمیشناسند.
یکی از خانمها میگفت:حاجآقا، من از شوهرم خجالت میکشم و بیرون نمیآیم.
گفتم: چرا؟
گفت: همهچیز را فراموش کرده و چیزهایی میگوید که به حیای من برمیخورد.
اینقدر ممکن است حافظه انسان از بین برود.
حالا مرگ انسان را از یاد نمیبرد؛ بلکه اگر بدون آمادگی باشد، مصیبت کبری است.
گاهی در اطلاعیهها مینویسند: مرگ نابهنگام.
هیچ مرگی نابهنگام نیست.ما چون غافلیم، چون آماده نیستیم و چون عوامل و علل مرگ را در نظر نمیگیریم، غافلگیر میشویم. چون آماده نیستیم، میگوییم مرگ نابهنگام.
مرگ نابهنگام نداریم.خدا رحمت کند حکیم سبزواری را که میفرماید: "ففی نظام الکل کلٌّ منتظم" همهچیز در نظام عالم، حساب و نظم دارد.
پس مصیبت عظما چیست؟
خدایا، به تو پناه میبرم از اینکه بدون آمادگی بمیرم.نمازم مانده، روزهام مانده، وصیتنامهام مانده، حقالناس دارم، حقوق همسایهام مانده، اموالم باقی مانده و من آماده نیستم.
منظور دیگر از مصیبت کبری، حوادث دردناک قیامت است.
در قرآن، عذاب با تعبیرهای مختلفی بیان شده است؛ گاهی «علیم»، گاهی «شدید»، گاهی «عظیم»، گاهی «مقیم»، گاهی «حریق» و گاهی "أکبر".
این عذابها مراتب مختلفی دارند.گاهی عذاب، دردناک است؛ مثل اینکه انسان را شلاق بزنند و آزار بدنی ببیند.گاهی عذاب، توهینآمیز است؛ کسی شما را نمیزند، اما یک مشت لجن به لباس شما میپاشد. اینجا کسی شما را نزده، اما توهین شده است.
گاهی عذاب عظیم است؛ یعنی در ملأ عام و در برابر مردم مجازات شدن.
دیشب در دعا خواندید: "الهی لا تفضحنی یوم القیامة." خدایا، روز قیامت مرا در برابر مردم مفتضح و رسوا نکن.
این میشود عذاب عظیم.
آقا، این آقا امام جمعه ما بود؛ دیشب نماز شب میخواند و حالا چهار شهرستان او را میشناسند. چقدر سخت است که هزاران نفر تو را بشناسند و انسان در برابر همه آنها رسوا شود.پناه بر خدا.
من اشکهای آیتالله جوادی آملی را سر درس میدیدم. ایشان گاهی در حال تدریس بودند، روایت میخواندند و گریه میکردند.
ما گاهی درسهای استاد را مینوشتیم. یک وقت میدیدیم استاد دیگر حرف نمیزند و مشغول خواندن روایت و گریه کردن است.
عذاب شدید یعنی عذابی که اثرش عمیق است و آثار آن برای مدتی در بدن و وجود انسان باقی میماند.
گاهی عذاب «مقیم» است؛ یعنی انسان در آن باقی میماند.گاهی عذاب «حریق» است؛ یعنی میسوزاند.گاهی عذاب «عظیم» و گاهی «اکبر» است.
امام سجاد(ع) میفرماید:خدایا، من از مصیبت کبری به تو پناه میبرم.
مصیبت کبری میتواند معنای دیگری هم داشته باشد؛ اینکه انسان از مصیبت در دین به خدا پناه ببرد.
روزی شخصی خدمت مولایمان امیرالمؤمنین(ع) رسید و عرض کرد:آقا جان، شدیدترین مصیبتها چیست؟ ما انواع و اقسام مصیبت داریم؛ شدیدترین آنها را به من بفرمایید.
حضرت فرمودند: "المصیبة فی الدین." مصیبت در دین.
از دست رفتن دین، سستی در دین، کمرنگ شدن ایمان و فاصله گرفتن از عبادت، مصیبت است.
مثلاً کسی چادر داشت و حالا ندارد. ممکن است حجاب کامل دیگری داشته باشد و اشکالی هم نداشته باشد، اما اگر از حجاب برتر یک رتبه پایین بیاید، به پرتگاه نزدیکتر شده است.
کسی نماز جماعت میرفت؛ نماز ظهر و مغرب و عشا را در مسجد میخواند، اما حالا میگوید:حاجآقا، در خانه میخوانم.
کمکم دارد سست میشود.
خدایا، من از اینکه دینم از دست برود و در دین سست شوم، به تو پناه میبرم.
حضرت زهرا(س) بعد از رحلت رسول خدا(ص) فرمودند:چه شد؟ چه شد که به مصیبت عظما گرفتار شدید؟ترک کردن و رها کردن دین پیغمبر خدا، مصیبت عظماست.
"فَتِلکَ واللهِ النازلةُ الکبری و المصیبةُ العُظمی."خدایا، من از چنین مصیبتی به تو پناه میبرم.من که برای امام حسین(ع) وقف میکردم، حالا چه شده است؟
من که برای امام حسین(ع) روضه میگرفتم، روضههای خانگی داشتم...
روضههای خانگی را از دست ندهید. آقا، یک روز و دو روز نیست.
پدران ما این منبرها را به دوش میگرفتند، خانهبهخانه میبردند و روضه میخواندند.
روضه خانگی، زیارت امام رضا(ع)، زیارتنامه خواندن، اربعین و زیارت عاشورا...
بعضیها از روز عاشورا شروع میکنند برای اربعین زیارتنامه اربعین میخوانند.
آدم باید از خودش بپرسد:خدایا، من چرا اینگونه شدم؟چهقدر سست شدم؟چرا کمکم نسبت به بعضی از این امور بیتفاوت شدهام؟
چهلمین و یکمین موردی که امام سجاد(ع) در دعای هشتم صحیفه سجادیه از آن به خدا پناه میبرد، این است: "و أشقی الشقاء."
خدایا، من به تو پناه میبرم از بدترین شقاوتها؛ نه صرفاً شقاوت، بلکه بدترین نوع شقاوت.
از امیرالمؤمنین(ع) سؤال کردند: بدترین شقاوتها چیست؟
فرمودند: دین به دنیا غیر.
شیخ صدوق نقل میکند: انسان دین خودش را برای دنیای دیگری بفروشد.
یعنی کسی میخواهد به جایی برسد؛ میخواهد شرکتی تأسیس کند، در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کند، رئیس اداره آب یا گاز بشود یا به مقام و جایگاهی برسد.
من بیایم خودم را با آب و آتش بزنم و از کسی حمایت کنم، در حالی که میدانم آدم خوبی نیست، فقط برای اینکه به هدف و جایگاهی برسم.
این بدترین شقاوت است.اهلبیت(ع) این کار را نکردند.در کربلا، اهلبیت(ع) دین خودشان را به دنیای خودشان نفروختند؛ چه رسد به اینکه دین خودشان را به دنیای دیگری بفروشند.
حضرت ابوالفضل(ع) و شب عاشورا
عصر تاسوعا، حضرت ابوالفضل(ع) از شمر خجالت کشید.
آقا جان، آیا میدانید ابوالفضل از چه خجالت کشید؟
من این قسمت تاریخ را در کتابخانه خودم خواندهام. باور کنید برای خودم یک روضه مفصل است.
عصر تاسوعا، شمر به طرف خیمهها آمد.دستور جنگ داده بودند و اباعبدالله(ع) فرمودند اگر میشود به ما امشب مهلت بدهید.
آن شب برای دعا، نماز، زیارت و انجام بعضی کارهایی که هنوز باقی مانده بود، مهلت گرفتند.
عصر عاشورا حمله کردند.عمر سعد آمد و گفت: "یا خیلَ الله ارکبی."
ای لشکر خدا، سوار شوید و حرکت کنید!
عمر سعد میگوید ای لشکریان خدا، به پیش!
به سمت خیمههای اباعبدالله(ع) حرکت کردند.عصر تاسوعا، امام حسین(ع) حضرت ابوالفضل(ع) را فرستاد.
شمر و اطرافیانش آنجا بودند.عباس(ع) خجالت کشید.به نظر من، خجالت او از اینجا شاید حتی بیشتر از مسئله آب بود.شمر آمد.
امام حسین(ع) ایستاده بود، ابوالفضل(ع) ایستاده بود و شمر هم ایستاده بود.
شمر گفت:ای ابوالفضل! تو که فامیل ما هستی؛ اماننامه داری.
آقا عباس سرش را پایین انداخت و جواب شمر را نداد.
امام حسین(ع) فرمود: عباس، جواب بده.
حضرت ابوالفضل(ع) فرمود:من خیلی شرمنده شدم که جلوی حسین به من گفت تو اماننامه داری.
بعد اماننامه را مچاله کرد و به صورت شمر زد.شب عاشورا، حضرت ابوالفضل العباس(ع) فرمود:حسین جان، ما که همه در خدمت شما هستیم.
بعد بچهها را یکییکی خواباندند.حضرت زینب(س) همه بچهها را خواباند.این روضه را از آیتالله عاملی، امام جمعه اردبیل، برای شما نقل میکنم.
یکییکی همه را خواباند.ابوالفضل(ع) محافظ خیمهها بود.در شب عاشورا میگوید:یک وقت دیدم یک سیاهی نزدیک صبح از جلوی چشمم عبور میکند.
گفتم نکند این شخص میخواهد به خیمه امام حسین(ع) حمله کند؟ زنها و بچهها خواباند. زینب(س) تازه بچهها را خوابانده و خودش هم رفته استراحت کند.
این سیاهی را دنبال کردم.دیدم رفت درست پشت خیمه اباعبدالله(ع).یقین کردم که میخواهد به امام حسین(ع) آسیب برساند.رفتم و دیدم نشست، زانویش را بغل کرد و دارد گریه میکند.
دیدم عباس است.دستم را روی دوش ابوالفضل گذاشتم و گفتم:عباس، ترسیدی؟
یک نگاهی به من کرد و گفت:خون علی در رگهای من است؛ والله نترسیدم.
همین الآن از جلوی خیمه زینب(س) میگذشتم.
دیدم زینب بچهها را خوابانده و خودش هم رفت استراحت کند.یکدفعه یاد حرفهای حسین افتادم:فردا چه میشود؟ اگر بخواهند خیمهها را آتش بزنند، زینبِ تنها چه کار میکند؟زینب چه کار کند؟بچهها آواره بیابان شوند، زینب چه کار کند؟
من برای آن روز گریه میکنم.
در آن لحظات، مصیبت حضرت زینب(س) و اهلبیت(ع) در برابر انسان مجسم میشود.
إلّا لعنةُ اللهِ علی القومِ الظالمین.
خدایا، به حق اباعبدالله الحسین(ع)، به حق پرچمدار حسین(ع)، در ظهور حضرت بقیةالله(عج) تعجیل بفرما.
سلام و ارادت ما را به محضر حضرت بقیةالله(عج) ابلاغ بفرما.ما را مشمول دعاهای آن حضرت قرار بده.قلب مبارکشان را از ما راضی بفرما.
خدایا، حکومت اسلامی، نظام جمهوری اسلامی، جبهه مقاومت و همه کسانی را که در مسیر حق و مقاومت هستند، یاری بفرما.
مردم لبنان، عراق، حشدالشعبی و بسیج عراق، افغانستان، بحرین و هر جای عالم که در راه حق ایستادهاند، خدایا یاریشان بفرما.
خدایا، نصرت، استقامت و صبر را به آنها عنایت بفرما.امام ما، رهبر شهید ما و گذشتگان ما را مورد رحمت قرار بده.
همه کسانی را که تا دیروز و هفته گذشته در نماز جمعه بودند و به رحمت خدا رفتند، بر سر سفره اباعبدالله(ع) مهمان بفرما.عاقبت ما و فرزندانمان را ختم به خیر بفرما.
صبر، استقامت، بصیرت، ولایتپذیری، ولایتمداری و موضعشناسی صحیح در برابر رهبری را به همه ما عنایت بفرما.
رهبر عظیمالشأن ما، آیتالله سید مجتبی خامنهای را حفظ بفرما، حمایت و تقویت بفرما و بر شوکت و اقتدار ایشان بیفزا.
به محمد و آل محمد(ص) مرزهای اسلام را حفظ بفرما و لباس عافیت بر تن همه خدمتگزاران اسلام بپوشان.
خدایا، از هر کسی که در اقامه عزای اباعبدالله(ع) مداحی کرد، منبری رفت، در آشپزخانه یا آبدارخانه خدمت کرد، جارو کرد، پول جمع کرد، موکب زد، در دسته عزا شرکت کرد، علم و کتل اباعبدالله(ع) را بلند کرد، دسته را راه انداخت و در این راه زحمت کشید، به نحو احسن قبول بفرما.
خدایا، این عالم و این اعمال را برای آن سرا، برای همه این عزیزان، ذخیره و مایه خیر و ثمر قرار بده.
قرض مقروضین را ادا بفرما.قلبهای مضطرب و ناآرام را آرام بفرما.
اختلافهای میان برادران، زن و شوهرها، همسایهها، همکاران، همشهریها و همروستاییها را به مهر، وفا، صفا و اتحاد تبدیل بفرما.
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲﴾
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل و سلم علی علی امیرالمومنین و فاطمه الزهرا سید العالمین و ائمه المسلمین الحسن المجتبی، علی بن الحسین، السجاد و محمدصادق، موسی بن جعفر الکاظم و علی بن موسی رضا مرتضی، محمد بن علی الجواد و علی بن محمد الهادی، حسن بن علی العسری والخلف القائم مهدی.
اللهم عجل لولیک الفرج
در ابتدای خطبه دوم یکی از وظایف خطیب جمعه سفارش به تقواست،
"فإنّ الله قد ضمن لمن اتقاه أن یحوّله عمّا یکره إلی ما یحب"
اباعبدالله(ع) میفرماید تقوا پیشه کنید؛ تقوا داشته باشید.
تقوا دو چیز به شما میدهد:اول اینکه خداوند چیزهایی را که خوشایند زندگی شما نیست، از شما دور میکند.
البته این به این معنا نیست که اصلاً گرفتار نمیشوید. گرفتار میشوید؛ دغدغه دارید؛ جسم، روح، خانواده، زندگی، اقتصاد و مسائل اجتماعی و سیاسی دارید؛ اما خداوند شما را برمیگرداند، کمکتان میکند و دستتان را میگیرد.
دوم اینکه خداوند روزی شما را میرساند.
فکر میکنید: دخترم را شوهر دادهام، پسرم را زن دادهام، خانه لازم دارم، ماشین لازم دارم و نیازهای درجه اول زندگی را دارم.
یک وقت میبینید اصلاً جور شد. الحمدلله!
کسی قرض داد، وامی جور شد، عدهای آمدند و بالاخره با سختی، اما با حفظ آبرو، کار انجام شد.خداوند میفرماید روزی و نیازمندیهای شما به دستتان خواهد رسید.
مناسبتهای هفته
یکی از مناسبتهای این هفته، پولی است که امروز، انشاءالله، برای اربعین جمع میشود.
دوستان موکب خدام الحسین(ع) انشاءالله این پول را برای بازسازی عتبات جمعآوری میکنند.
هر کسی که بخواهد، میتواند به سایت ستاد بازسازی عتبات مراجعه کند و هر مبلغی که در توانش است، بهصورت ماهانه یا غیرماهانه پرداخت کند؛ از مبالغ کم تا مبالغ بیشتر.
امروز که مناسبت اربعین است، دوستان موکب خدام الحسین(ع) در حال جمعآوری کمک هستند. یادتان باشد این کمکها برای همین امر است.
نماز جمعه و رعایت وقت نمازگزاران
نکته بعدی که خواستم عرض کنم، این است که بعضی از دوستان میفرمایند:شما بین نماز ظهر و عصر نمیایستید؟
گاهی اوقات، مثلاً هفته گذشته، نماز جمعه ما با حدود یک ربع تأخیر شروع شد. خودمان هم منتقد بودیم.
من برای اینکه برنامه طولانی نشود و به شما قول داده بودیم، گفتم مداحی و بعضی برنامههای جانبی نباشد و مقداری نماز جمعه را مختصرتر کنیم.آقایانی که مهمان دارند و میخواهند به مهمانی برسند، برسند.آقایانی که خانوادهشان منتظرند تا برای ناهار برسند، بتوانند به موقع برگردند.
رضایت کلی بر همین بوده است. بعضیها میگویند:آقا، ما نمیرسیم نماز ظهر را بخوانیم.
ببینید، نماز ظهر اولاً مستحب است که در این شرایط چگونه خوانده شود و اگر خواستید بخوانید، میتوانید آن را مختصر انجام دهید.
اذان نگویید، اقامه بگویید، تسبیحات را مختصر کنید و قنوت را هم نخوانید.
اما دوستان، بعضی از ما ناراحت شدند و گفتند:آقا، به ما اجازه بدهید مطالب بیشتری بیان کنید.
به جان خودم، بسیاری از مطالب و تحلیلهایی که داریم را نمیگویم.بسیاری تحلیل داریم، حرف داریم و صحبت داریم؛ اما بالاخره وقت محدود است.
دو خطبه داریم و خطبه هم قالب مشخصی دارد؛ بسمالله باید باشد، تقوا باید باشد، سوره باید خوانده شود و اینها جزء خطبه است.اما دست من بسته است.
اگر از من تحلیل جهانی هم بخواهید، زمان زیادی لازم دارد.مراعات بفرمایید و انشاءالله ما را یاری کنید.
موضوع حجاب و مسئولیت دستگاههای اجرایی
نکته بعدی:
دادستان محترم مازندران حرف زیبایی زدهاند؛ اما من احساس میکنم اولین کسی که باید وارد میدان شود، خود شخص دادستان محترم استان است.
ایشان را انسانی فعال و مسئولیتپذیر میشناسیم و الحمدلله با این روحیه، انتظار داریم خودشان در میدان باشند.
آقا جان، این را به شما بگویم:اینکه طرف روسری را وسط سرش گذاشته و این مسائل، مربوط به سالهای گذشته نیست. ما در خطبههای چند سال پیش هم درباره این مسائل صحبت میکردیم.
آقای دادستان، کار خوبی است؛ اما اول باید ببینیم ضابطان قانونی شما چه کسانی هستند.
نیروی انتظامی ضابط شماست و بسیج نیز در چارچوب قانون میتواند نقش داشته باشد.
ممکن است جوانی بگوید:حاجآقا، من میخواهم وارد میدان شوم؛ چه کار کنم که هم دعوا نشود و هم ناراحتی پیش نیاید؟
آقای دادستان، این راهحل را ارائه بدهید.من در جریان جزئیات نیستم؛ با ایشان تماس میگیرم و انشاءالله به خواست خدا این عرایض و مطالب خطبهها به گوش مسئولان خواهد رسید.
مردم چه کار کنند؟
شما بگویید و بروید.دهنبهدهن نشوید.شهید ما فرمود: بگویید و بروید اما بعضیها بیحیا هستند.در مورد برخی ادعاها درباره مبالغی که برای حضور افراد با پوشش نامناسب پرداخت میشود، من اطلاعات دقیقی ندارم و نمیتوانم آن را تأیید کنم.
اگر چنین اقداماتی سازمانیافته باشد، طبیعتاً باید از مسیر قانونی و با مستندات بررسی شود.
اینجا باید اقتدار نیروی انتظامی در چارچوب قانون وارد شود.
اقتدار نیروی انتظامی با حمایت دستگاه قضایی و دادستانی معنا پیدا میکند.
حرف زدن آسان است، اما اجرای قانون و حفظ امنیت و آرامش جامعه نیازمند همکاری همه دستگاههاست.
ما از اجرای قانون و حفظ عفاف و حجاب در چارچوب قانون حمایت میکنیم.
مشکلات شالیکوبی و کشاورزان
نکته دیگری هم عرض کنم.هم شالیکوبداران باید به حق خودشان برسند و هم کشاورزان باید نتیجه زحماتشان را دریافت کنند.
شنیدهام که اخیراً نرخ حقالعمل شالیکوبی افزایش قابل توجهی داشته است. البته این اطلاعات را از دیگران شنیدهام و باید مسئولان بررسی و تأیید کنند.حاجآقا، دستگاههای میلیاردی داریم.سه شبانهروز، حدود هفتاد و چند ساعت، باید این شالی در فر باشد تا تبدیل به برنج سفید شود.من هم حق دارم.چطور کمبایندار یک ساعت کار میکند و مبلغ قابل توجهی دریافت میکند، اما کارخانهدار باید حدود ۷۲ ساعت فعالیت کند؟
من میخواهم بگویم همانطور که کمبایندار باید حق خود را بگیرد، شالیکوبدار هم باید حق خود را دریافت کند و در مقابل، حق کشاورز نیز باید رعایت شود.
از استاندار محترم، جهاد کشاورزی و در شهرستان از فرماندار محترم و عزیزمان درخواست داریم این موضوع را مدیریت کنند.
قرار نیست اصلاً درصدی افزایش پیدا نکند؛ افزایش باید معقول و منطقی باشد.نه حق کشاورز ضایع شود و نه حق شالیکوبدار.تا انشاءالله این موضوع بهصورت عادلانه مدیریت شود.
مسئول مستقیم این موضوع در استان، دستگاههای مرتبط با بخش کشاورزی هستند و در شهرستان نیز فرماندار محترم پیگیر موضوع باشند.میدانم فرماندار عزیزمان در میدان هستند، جلسه گذاشتهاند و پیگیری کردهاند.انشاءالله به خواست خدا و لطف الهی این موضوع نیز پیگیری و حل شود.
تشییع جنازه رهبر مقاومت
یک نکته پایانی که میخواهم خدمت شما عرض کنم و عرایضم را به پایان ببرم، درباره تشییع جنازه قائد عظیمالشأن، امام امت و رهبر مقاومت، آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای، رحمةاللهتعالیعلیه، است.
انشاءالله آقایان، تا میتوانید در این مراسم شرکت کنید.رفیق بگیرید، یار بگیرید، ماشینهایتان را هماهنگ کنید.سپاه استان، پایگاههای مقاومت و حوزههای مقاومت، انشاءالله هماهنگیهای لازم را انجام خواهند داد.
این هماهنگی را داشته باشید برای تهران.آنهایی که توان و امکان دارند، با هم بروید.تشییع جنازه باید باشکوه باشد.
چرا؟به چه علت میگوییم باید باشکوه باشد؟این حرف پشتوانه منطقی، سیاسی، اجتماعی، ولایی و دینی دارد.ما باید شکوه حماسی شیعه، شکوه ظلمستیزانه پیروان امیرالمؤمنین(ع)، شکوه عرفانی شیعه و شکوه سوگواری شیعه را به نمایش بگذاریم.وقت نمایش است.
چرا نماز جمعه؟چرا نماز جماعت؟چرا برای عزای اباعبدالله(ع) دسته بیرون میآورید؟
چون باید فریاد زد.باید داد زد:ما زیر ظلم نمیرویم.این جنازهای که بر دستان ما در تهران، قم و مشهد، و در نجف و کربلا، به سمت آرامگاه ابدی خود میرود، متعلق به مردی است که در برابر قلدران عالم، حتی یک ثانیه سر خم نکرد.
میگفت:میمیرم، اما سازش نمیپذیرم.ما باید این را به نمایش بگذاریم و انشاءالله این نمایش را به نحو احسن اجرا خواهیم کرد.ما باید خونخواهی خون او و انتقام شهادتش را نیز به نمایش بگذاریم.
ما حدود ۱۳۸۷ سال قمری است که شب و روز، خونخواه خون حسین(ع) هستیم.
هر آنکس که در اعتلای پرچم حسین(ع)، پرچم «یا لثارات الحسین» را بلند کرده است، و نایب عام امام زمان(عج)، مانند امام معصوم، خونخواهی او را دنبال میکند، ما این راه را فراموش نخواهیم کرد.
ما اعلام میکنیم:تشییع جنازه باشکوه در تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا، انشاءالله اعلان وفاداری و آمادگی ما به امام عصر(عج)، منتظر و سرورمان، حضرت امام زمان(عج) خواهد بود.
قدردانی و حقشناسی از رهبری
نکته دیگر، قدردانی و حقشناسی از نیابت عامه و ۳۶ سال زعامت و رهبری سید علی حسینی از سوی امام عصر(عج) است.
کسی که ۳۶ سال در اوج قدرت و با اختیار بر منابع مادی این مملکت، یک ریال برای خودش و فرزندانش ذخیره نکرده است.
نه با نذری مردم، نه با خمس، نه با زکات و نه با پول ملت برای خودش ثروت جمع نکرد.
با نذریهای مردم در ایران، لبنان و عراق که برای ایشان نذر میکردند، زندگی میکرد و بخشی از این نذورات را به کمیته امداد و بهزیستی میداد.
آن بخشی را هم که گاهی به همسرش میداد، میگفت:خانم، حالا تو که چیزی نداری و شصت، هفتاد سال با ما زندگی کردهای...
این خانواده، خانوادهای باکرامت، شجاع و اهل عزت بودهاند؛ زن و مردشان.اینکه شما میبینید یک نفر مانند امام سید مجتبی خامنهای قد علم میکند و به ایشان شباهت دارد، به این دلیل است که بیش از بیست سال در مکتب او درس خوانده است.
انشاءالله این تشییع جنازه را تبدیل میکنیم به قیام لله.
"قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى."
این دستور امام راحل ماست .انشاءالله در تشییع جنازه شرکت میکنیم.
ما روایت داریم که هر کس در تشییع جنازه مؤمنی شرکت کند، خداوند به او اجر و ثواب فراوان عنایت میکند.او که مرجع است، فقیه است، ولیفقیه است، خار چشم دشمنان و عزت اسلام است؛ به فضل پروردگار او را از دست نخواهیم داد.
ما بدرقه میکنیم.۳۶ سال زعامت و رهبری او را فراموش نخواهیم کرد.باور نمیکردیم روزی برسد که او را بر روی دستان خود تشییع کنیم.
ملت میداند.ما در قم، زمانی که در کلاس خصوصی استادانمان در صحیفه سجادیه شرکت میکردیم، سالها در درسهای خصوصی میگفتیم:خدایا، تو شاهدی؛ از تو شهادت طلب کردیم.
آرزوی ما این بود که این حکومت را با سید علی به دست مهدی فاطمه(س) بدهیم و با هم زیر رکاب مهدی(عج) به شهادت برسیم.خدایا، روزی ما نشده است، اما ناامید نیستیم.
باغ شهادت باز است و ما انشاءالله با آخرین قطره خون، پای نظام و ولیفقیه زمان خواهیم ایستاد.
خطاب به تیم مذاکرهکننده
و آخرین عرضم:تشییع جنازه قائد عظیمالشأن، رهبر امت و امام مقاومت، یک پیام دیگر هم دارد.عزیزان تیم مذاکرهکننده!
هژمونی آمریکا را در هم بشکنید.نترسید.در میدان بمانید.شروط رهبری را جانانه پیگیری کنید.این ملت پشت شماست.اگر سر به سر من به کشتن دهی، از آن بهتر که کشور اسلامی را به دشمن دهیم.نترسید.نکند، خدای نکرده، در مسیر مذاکرات از شروط رهبری عقبنشینی شود.البته جناب دکتر پزشکیان تعهد دادهاند که شخصاً به رهبری معظم انقلاب، این شروط را پیگیری کنند و انشاءالله ایشان و تیم مذاکرهکننده تا آخر این شروط را پیگیری خواهند کرد.اکنون البته برخی موارد نقض وجود دارد که انشاءالله بعد از تشییع جنازه آقا، پیگیری مجدانهتری خواهد شد.
خدایا به محمد و آل محمد ما را در راه اعتلای پرچم امیرالمومنین و در راه مبارزه و پیکار با دشمنان دین ، به محمد و آل محمد و به قرآنت صبر، بصیرت، استقامت، حوصله و دوری از یاس و ناامیدی و در آخر شهادت روزی بفرما
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُل هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَم يَلِد وَلَم يُولَد﴿3﴾
وَلَم يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُ﴿4﴾
ر.ق