ImamatKarbarView
حجتالاسلام والمسلمین مرتضی مطیعی نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه سمنان در خطبههای نماز جمعه شهرستان سمنان (۹ مرداد ۱۴۰۵):
توبه از گناهان، منوط به برخورداری از ویژگی تقوا است/ هرچه درجات تقوایی انسان بالاتر باشد، بازگشت او بهسوی خدا بیشتر خواهد بود/ یاد مرگ، زمینهساز هوشیاری در برابر گناهان است/ «ظلمستیزی» مهمترین درس اربعین حسینی است/ استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل میخواهند ملتها را به بردگی بکشانند، منابع آنان را غارت کنند و دین خدا را بازیچه قرار دهند!/ شیخ فضلالله نوری، هم در شکلگیری نهضت مشروطه و هم در صیانت از آن نقش داشت و در راه مبارزه با استعمار به شهادت رسید/ یکی از عوامل شکست نهضت مشروطه، کنار گذاشتن تدریجی مردم از صحنه بود/ حضور مردم در میادین و خیابانها، سرمایهای ارزشمند برای انقلاب اسلامی است/ صداوسیما در خط مقدم نبرد رسانهای با دشمن قرار دارد/ نقد منصفانه صداوسیما ایرادی ندارد اما تخریب این نهاد، نه انصاف است و نه عدالت!
خودم و همه شما نمازگزاران عزیز، خواهران گرامی و برادران بزرگوار را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم و از خداوند متعال مسئلت دارم به همه ما توفیق دهد در همه عرصههای زندگی، در وظایف فردی، اجتماعی و حاکمیتی، تقوا را سرلوحه رفتار خود قرار دهیم.
در هفتههای گذشته، روایت ارزشمندی از امام حسن مجتبی(ع) درباره تقوا را اشاره کردیم و بخشهایی از آن را بیان نمودیم که فرمود «وَ أَوْصَاكُمْ بِالتَّقْوَی وَ جَعَلَ اَلتَّقْوَی مُنْتَهَی رِضَاهُ» حضرت در ادامه بیان اوصاف اهل تقوا میفرمایند «التَّقوی بابُ کلِّ توبة» تقوا، دروازه هر توبهای است.
توبه از گناهان کبیره، توبه از گناهان صغیره، توبه از رذایل اخلاقی و توبه از هر آنچه غیر از خداوند است، همگی در گرو برخورداری از تقواست. حقیقت توبه، بازگشت است.
هنگامی که انسان ـ خدای ناکرده ـ مرتکب گناه میشود یا صفتی ناپسند در وجود او ریشه میدواند، از پروردگار فاصله میگیرد و رویگردان میشود. در چنین شرایطی، خداوند به ما دستور توبه داده است؛ یعنی بازگشت از این دوری و رجوع دوباره به سوی پروردگار.
امام حسن مجتبی(ع) میفرمایند «التقوی باب کل توبه» یعنی هرچه درجه تقوای انسان بیشتر باشد، بازگشت او به سوی خداوند نیز بیشتر خواهد بود. این بازگشت، بازگشت از گناه، معصیت، رذایل اخلاقی و هر آن چیزی است که انسان را از خدا دور میکند.
علمای اخلاق، از نخستین مرحله سیر و سلوک با عنوان «یَقظه» یا «بیداری» یاد میکنند و این بیداری نیز در پرتو تقوا حاصل میشود. تا خداترسی و خدانگهداری در انسان نباشد، این بیداری شکل نمیگیرد! انسان متقی است که بیدار میشود و متوجه میشود حقیقتی فراتر از زندگی مادی وجود دارد.
یکی از جلوههای این بیداری، توجه به این حقیقت است که ما در این دنیا مسافریم و نباید در آن رحل اقامت بیافکنیم. دیر یا زود، همه ما از این دنیا خواهیم رفت. این همان بیداری است که به واسطه تقوا نصیب انسان میشود؛ اینکه قرآن کریم میفرماید «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ» هرکس بر روی زمین است، فانی و از بینرفتنی است.
اگر امروز کسی ۱۲۰ سال عمر کند، اتفاقی نادر است! حتی اگر فردی به ۱۰۰ سالگی برسد، پایان عمر او نزدیک است! نسلهای گذشته کجا رفتند؟ مگر ماندند که ما بمانیم؟ این توجه، همان بیداری است که انسان را از غفلت خارج میکند!
از دیگر آثار این بیداری، درک این حقیقت است که مقصد نهایی انسان، دنیا نیست و خداوند ما را برای ماندن در این دنیا نیافریده است. پروردگار متعال در قرآن کریم میفرماید «وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدونِ» خداوند جن و انسان را تنها برای بندگی خویش آفریده است، نه برای آنکه به مقاصد دنیایی دل ببندند!
خداوند متعال در حدیث قدسی نیز میفرماید «خَلَقْتُ الْأَشْیآءَ لِأَجْلِک، وَ خَلَقْتُک لِأَجْلی» ای بنده من! همه موجودات را برای تو آفریدم، اما تو را برای خودم آفریدم. این حدیث نشاندهنده جایگاه بسیار والای انسان است. خداوند مقام «خلیفةاللهی» را برای انسان در نظر گرفته و انسان باید در همین دنیا مقدمات رسیدن به این مقام را فراهم کند.
این بیداری، به واسطه تقوا حاصل میشود. انسان متقی نخست بیدار میشود، به او هشدار داده میشود که هوشیار باشد و از غفلت بیرون آید. سپس برای رسیدن به مقصد متعالی، توبه میکند. به همین دلیل گفتهاند نخستین گام سلوک در مسیر حرکت به سوی خدا «یقظه» یا همان «بیداری» است.
بسیاری از ما زندگی میکنیم، اما گویی بیدار نیستیم! اگر این بیداری در وجود ما ایجاد شود، بسیاری از کارهایی را که انجام میدهیم، انجام نخواهیم داد و بسیاری از اموری که امروز برای ما اهمیت چندانی ندارد، جایگاه واقعی خود را پیدا خواهد کرد و به سراغ آنها خواهیم رفت!
انسانی که در خواب است، هنگام نماز نیز اگر خواب بماند، نماز خود را نمیخواند! حتی ممکن است در خواب، با حرکتی، ظرف گرانبهایی را نیز بشکند، زیرا خواب است و متوجه رفتار خود نیست! انسانی هم که در دنیا در خواب غفلت به سر میبرد، به فکر عمل برای آخرت نخواهد بود! این بیداری، تنها در پرتو تقوا به دست میآید.
امام حسن مجتبی(ع) فرمودند «التقوی باب کل توبه» تقوا دروازه هر توبهای است. اگر انسان توبه کند، معلوم میشود که بهرهای از تقوا دارد.
امام جعفر صادق(ع) نیز فرمود: خوشا به حال آن بندهای که در پرونده اعمالش، در کنار هر گناه، استغفار، طلب مغفرت و توبهای نیز ثبت شده باشد. اگر کسی پس از ارتکاب خطا، به درگاه خدا بازگردد، این نشان میدهد که از درجهای از تقوا برخوردار است؛ زیرا تا تقوا نباشد، انسان به فکر توبه نخواهد افتاد!
البته کسانی که مراتب بالاتری از تقوا را دارند، توبههایشان نیز متفاوت است. این روزها که خاطرات رزمندگان هشتسال دفاع مقدس، جنگ تحمیلی رمضان و شهدای بزرگوارمان منتشر میشود، انسان با مطالعه آنها به حال خودش تأسف میخورد!
در برخی از این یادداشتها، برنامه شبانهروز رزمندگان ثبت شده است؛ ساعت اول، ساعت دوم، ساعت سوم و... . وقتی به بخش توبههای آنان نگاه میکنیم، باید به حال خود گریه کنیم! یکی مینویسد «توبه کردم که برای وضو گرفتن دیر به صف رفتم و به تکبیرةالاحرام امام جماعت نرسیدم» دیگری مینویسد «توبه کردم که برای نماز شب، وقت اندکی گذاشتم»
کسانی که از تقوای بالاتری برخوردارند، توبههایشان نیز در همین حد و اندازه است. گناه کبیره به سراغشان نمیآید و شیطان اساساً به سراغ چنین انسانهایی نمیتواند برود!
از خداوند متعال مسئلت داریم همه ما را مشمول این روایت نورانی امام حسن مجتبی(ع) قرار دهد و توفیق عطا فرماید که «التقوی باب کل توبه» در زندگی ما تحقق پیدا کند؛ بهگونهای که همواره به سوی خدا بازگردیم، پرونده اعمال خود را مرور کنیم و از کوتاهیها و لغزشهای خود توبه نماییم.
انشاءالله خداوند متعال توبه همه ما را بپذیرد و ما را از اهل تقوا و بازگشت حقیقی به سوی خویش قرار دهد که «قابِلُ التَّوب» خداوند متعال است. [پایان خطبه اول]
بار دیگر خودم و همه شما نمازگزاران عزیز را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم. تقوا سرچشمه بسیاری از خیرات است و هر اندازه تقوای انسان بیشتر باشد، بازگشت او به سوی خداوند، توبه و استغفار او نیز بیشتر خواهد بود. خداوند متعال به همه ما توفیق دهد که بر تقوای خود بیافزاییم؛ چراکه قرآن کریم میفرماید «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» گرامیترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست.
روز سهشنبه، بیستم ماه صفر، مصادف با اربعین حسینی است. مناسب است چند جملهای درباره اربعین عرض کنم. اربعین از ابعاد و زوایای گوناگون، درسهای فراوانی برای امت اسلامی دارد. برای هیچ پیامبر و هیچیک از ائمه معصومین(ع) زیارت اربعین وارد نشده است، اما روز بیستم صفر، روزی است که برای حضرت سیدالشهداء(ع) زیارت مخصوص اربعین تصریح شده که هم از نزدیک و هم از راه دور خوانده میشود و این خود نشاندهنده عظمت و جایگاه ویژه این روز است.
یکی از مهمترین درسهای اربعین، بهویژه در شرایط امروز که درگیر مقابله با دشمنان اسلام هستیم، درس ظلمستیزی و طاغوتستیزی است. این حقیقت را میتوان از متن زیارت اربعین نیز بهخوبی دریافت کرد.
امروز میلیونها عاشق اباعبدالله الحسین(ع) از مسیرهای مختلف؛ از کاظمین، بغداد، بصره، نجف و دیگر شهرها، پیاده به سوی کربلای معلی حرکت میکنند. همچنین در شهرها و استانهای مختلف کشور نیز دلدادگان و جاماندگان اربعین با برگزاری مراسم باشکوه، این حماسه را زنده نگه میدارند. این حضور عظیم، تجلی و تبلور درسهای اربعین است.
در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که حضرت درباره «بنی ابی العاص» که شاخهای از بنیامیه بودند که حدود پنجاه سال بر سرزمینهای اسلامی حکومت ظلم و جور به راه انداخته بودند و حکومتشان از «مروان حَکم» شروع و به «مروان حِمار» ختم شد، فرمود «إِذَا بَلَغَ بَنُو أَبِي الْعَاصِ ثَلَاثِينَ رَجُلًا، جَعَلُوا كِتَابَ اللَّهِ دَخَلًا، وَعِبَادَ اللَّهِ خَوَلًا، وَمَالَ اللَّهِ دُوَلًا» هنگامی که «بنی ابیالعاص» جمعیتشان به سی نفر برسد و به قدرت برسند، سه اقدام اساسی انجام خواهند داد که اوج ظلم آنان را نشان میدهد: نخست اینکه «جعلوا کتاب الله دخلاً»؛ کتاب خدا [و در برخی نقلها] دین خدا را بازیچه خود قرار میدهند.
دوم اینکه «وعباد الله خولاً» بندگان خدا را برده و خدمتگزار خود میکنند و آنان را در مسیر شهوتها و خواستههای نفسانی خویش به کار میگیرند!
سوم اینکه «ومال الله دولاً» اموال الهی، بیتالمال و سرمایههای عمومی را ملک شخصی خود میدانند و آن را در راه منافع و مقاصد شخصی هزینه میکنند!
این روایت در کتاب «سلیم بن قیس» و نیز در «بحارالأنوار» نقل شده است. بنیامیه، بهویژه معاویه و فرزند پلیدش یزید، مصداق کامل این روایت بودند. آنان نه برای دین خدا و کتاب خدا ارزشی قائل بودند، نه برای مردم احترام قائل میشدند و نه بیتالمال را امانتی الهی میدانستند، بلکه همه اینها را ابزار رسیدن به اهداف شخصی و دنیایی خود قرار داده بودند!
معاویه و یزید، دین خدا را وسیله سوءاستفاده قرار دادند و هرگونه که میخواستند به نام اسلام رفتار کردند. از سوی دیگر، مردم را به بندگی خود کشاندند؛ همانگونه که معاویه با تبلیغات و تحریف، اندیشه مردم شام را تغییر داده بود، به گونهای که دیگر توان شناخت حق و پذیرش اهلبیت(ع) را نداشتند.
همچنین بیتالمال و ثروتهای عمومی را که باید در خدمت مردم قرار میگرفت، در راه منافع شخصی خود مصرف کردند! امام حسین(ع) در برابر چنین انحراف و فسادی قیام کرد.
ظلمستیزی، محور اصلی قیام سیدالشهداء(ع) است و این حقیقت در زیارت اربعین نیز بهروشنی بیان شده است؛ آنجا که میخوانیم «وَبَذَلَ مُهجَتَهُ فیکَ لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَةِ وَحَیرَةِ الضَّلالَةِ»؛ امام حسین(ع) خون قلب خود را در راه خدا تقدیم کرد تا بندگان خدا را از جهالت، غفلت، حیرت و گمراهی نجات دهد؛ چه گمراهی در عرصه اعتقاد باشد و چه در عرصه عمل!
در ادامه زیارت اربعین نیز آمده است «فَجاهَدَهُم فیکَ صابِراً مُحتَسِباً حَتّی سُفِکَ فی طاعَتِکَ دَمُه» امام حسین(ع) با دشمنان خدا مجاهدت کرد، در نهایت صبر و اخلاص، ایستادگی نمود تا آنجا که خون پاکش در راه اطاعت خدا بر زمین ریخته شد و خانوادهاش نیز به اسارت رفتند.
بنابراین، هدف قیام سیدالشهداء(ع)، مبارزه با انحرافی بود که طاغوتهای زمان در دین ایجاد کرده بودند. امام حسین(ع) برای مقابله با ظلم، احیای دین و بازگرداندن جامعه به مسیر صحیح قیام کرد.
امروز نیز اگر به طاغوتهای زمان خود نگاه کنیم، همان سه ویژگی را که پیامبر اکرم(ص) درباره بنیامیه فرمودند، در استکبار جهانی و رژیم سفاک صهیونیستی مشاهده میکنیم. آنان میخواهند ملتها را به بردگی بکشانند، منابع و ثروتهای آنان را غارت کنند و دین الهی را به بازی بگیرند!
امروز برخی حکومتهای عربی که تنها نام اسلام را یدک میکشند، در کنار رژیم صهیونیستی و آمریکا جلسه تشکیل میدهند و برای کشتار مسلمانان، حمله به غزه، لبنان و حتی ایران اسلامی برنامهریزی میکنند و در صف ظالمان قرار گرفتهاند!
ما که خود را پیرو امام حسین(ع) میدانیم، باید از مکتب آن حضرت، ظلمستیزی و طاغوتستیزی را بیاموزیم. خدا را شکر که ملت عزیز ایران با درسآموزی از مکتب امام راحل(ره) و امام شهیدمان(ره) در این مسیر استوار ایستاده و روزبهروز در این راه تقویت شده است.
زیارت اربعین، تنها خواندن الفاظ نیست؛ انسان باید به معانی آن توجه کند. در این زیارت عرضه میداریم «اللهم إنی أشهدک أنی ولیٌّ لمن والاه، وعدوٌّ لمن عاداه»؛ خدایا! تو را شاهد میگیرم که من دوست هرکسی هستم که امام حسین(ع) دوست اوست و دشمن هرکسی هستم که او دشمن امام حسین(ع) است.
امام حسین(ع) دشمن آمریکاست، امام حسین(ع) دشمن رژیم صهیونیستی است، دشمن آدمکشی و کودککشی است؛ بنابراین، ما نیز باید در همین مسیر حرکت کنیم و در برابر ظلم و جنایت بایستیم.
در ادامه زیارت اربعین، عرضه میداریم «وَأَنَّ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ، وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ، وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ، حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ» یعنی قلب من با قلب شما اهلبیت(ع) در صلح و هماهنگی است؛ اراده و تصمیم من تابع امر شماست و یاری من برای شما آماده است تا آن زمانی که خداوند اذن قیام و اقدام را صادر کند.
این همان روحیهای است که رزمندگان مخلص ما نیز با آن زندگی میکردند و ما نیز باید تلاش کنیم حقیقتاً چنین باشیم؛ «فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ، لَا مَعَ عَدُوِّکُمْ» با شماییم، با شماییم و هرگز با دشمنان شما نیستیم! این افتخار ماست که درس ظلمستیزی و طاغوتستیزی را از مکتب حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بیاموزیم و امروز نیز به آن عمل کنیم.
خدا را شکر که ملت بزرگ ایران این درس را در میدان عمل در حدود این صد و پنجاه شب در خیابانها به نمایش گذاشته است و در این مسیر، با موفقیت ایستاده است.
در همین راستا شایسته است نامهای را که در پاسخ پیام دبیرکل حزبالله و اعضای عزیز حزبالله و مردم مقاوم لبنان از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، صادر شده است، با دقت مطالعه کنیم. این پیام، سرشار از معارف و نکات عمیق است و هر جمله و هر واژه آن حامل معنایی دقیق و راهگشاست که باید با تأمل مورد توجه قرار گیرد. در همین نامه نیز ظلمستیزی را به وضوح مشاهده میکنیم.
مقام معظم رهبری پیام خود را با استناد به این آیه شریفه قرآن آغاز فرمودند «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَلْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» ای کسانی که ایمان آوردهاید! با کافرانی که به شما نزدیکترند پیکار کنید و طوری با آنان برخورد کنید که آنان در شما صلابت، اقتدار و استحکام ببینند و بدانند که خداوند با اهل تقواست!
رهبر معظم انقلاب در پاسخ به پیام دبیرکل حزبالله فرمود «نامهی شما برادران و فرزندانم، رزمندگان مؤمن و شجاع حزبالله سرافراز که حامل پیام پایداری و استقامت برای اعتلای کلمةالله و باورمندی به وعدههای قرآن عظیم و آرمانهای عزّتآفرین امام خمینی و قائد شهید آیتاللهالعظمی خامنهای رضواناللهتعالیعلیهما بود، موجب تقدیر و تکریم است»
معظمله سپس دستوری کلی به تمام مسلمانان جهان دادند و فرمودند «امروز که ملّتهای جهان از ظلم و بیداد دولت امریکا و صهیونیستهای جنایتکار و نابودکنندهی حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیشِ رو نمانده است و پایداری در این راه، نصرت موعود الهی را نصیب مجاهدانِ راه حق خواهد کرد «...وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ»
اگر ما پیرو امام حسین(ع) هستیم و آن حضرت را الگوی خود میدانیم، باید بدانیم که امام حسین(ع) پرچمدار ظلمستیزی و طاغوتستیزی است و امروز نیز راهی جز مقاومت، جهاد و ایستادگی در برابر ظلم پیش روی ما وجود ندارد و برماست که مومنان را نصرت و یاری کنیم.
یکی از مهمترین درسهای اربعین، نصرت و یاری مؤمنان است. اگر بتوانیم تنها همین یک درس را از مکتب امام حسین(ع) بیاموزیم، درس مقاومت، پایداری، افزایش تابآوری، استقامت، ظلمستیزی و طاغوتستیزی را فراگرفتهایم. انشاءالله مردم عزیز ما این مسیر را بیش از گذشته ادامه خواهند داد.
گاهی سخنانی مطرح میشود تا دل مؤمنان را خالی کنند و این پرسش را به وجود آورند که چرا جنگ و چرا ادامه مقاومت؟! در حالی که اکنون در میانه کارزار، دشمن تنها به تسلیم شدن ما راضی است! آنان هرگز به دنبال مذاکرات و تفاهمی از نوع «برد ـ برد» نیستند، بلکه میگویند شما باید مطیع و برده ما باشید، همه چیز در اختیار ما باشد و شما به همان دوران گذشته بازگردید؛ دورانی که دستهایتان را بالا ببرید و نوکر ما باشید! اما اگر ما پیرو امام حسین(ع) هستیم، ملت ما هرگز چنین چیزی را نخواهد پذیرفت و الحمدلله این حقیقت را به خوبی نشان داده است.
چهاردهم مرداد، سالروز صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ شمسی است. سه سال بعد، در سال ۱۲۸۸ شمسی، مرحوم آیتالله العظمی شیخ فضلالله نوری(ره) به شهادت رسید؛ عالمی که هم در شکلگیری نهضت مشروطیت و هم در حفظ و صیانت از آن نقش مؤثر داشت. یاد و خاطره آن بزرگوار را گرامی میداریم و شهادت ایشان را تسلیت عرض میکنیم.
امام راحل(ره) فرمودند یکی از ابعاد شخصیت شیخ فضلالله نوری که کمتر مورد توجه قرار گرفته، جایگاه علمی ایشان است. شیخ فضلالله نوری از شاگردان مستقیم شیخ اعظم انصاری، شاگرد مرحوم میرزا حبیبالله رشتی ـ که از برجستهترین شاگردان شیخ اعظم و خود صاحب فتوا بود ـ و همچنین از شاگردان میرزای شیرازی بزرگ به شمار میرفت.
هنگامی که به عبارات بزرگان درباره ایشان مراجعه میکنیم، عظمت علمی شیخ فضلالله نوری بیش از پیش آشکار میشود. مرحوم میرزا حبیبالله رشتی در تأیید مرجعیت شیخ فضلالله نوری نوشت «ایشان نور چشم من است»
همچنین از میرزای شیرازی بزرگ سؤال شد که آیا میتوان احتیاطات واجب ایشان را به مرحوم شیخ فضلالله نوری ارجاع داد؟ ایشان در پاسخ فرمود «میان من و شیخ فضلالله غیریتی نیست؛ ایشان خودِ من و نفس من است» این تعبیر نشان میدهد که از نظر علمی، شیخ فضلالله نوری در چه جایگاه والایی قرار داشت. همان میرزای شیرازی بزرگی که همه او را با فتوای تاریخی تحریم تنباکو میشناسند، چنین تعبیری درباره ایشان به کار برده است؛ همانگونه که در ماجرای مباهله، قرآن کریم درباره مولای متقیان امیرالمؤمنین علی(ع) تعبیر «أَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ» را به کار برده است.
شیخ فضلالله نوری در برابر استعمار انگلیس خبیث ایستاد و خون خود را نیز در همین راه تقدیم کرد. در اینجا باید به یکی از مهمترین درسهای نهضت مشروطیت اشاره کرد و آن، مسئله «نفوذ قدرتهای استکباری و جهانی» است.
نهضت مشروطه در آغاز، نهضتی برای عدالتخواهی، قانونخواهی و حفظ اسلام بود، اما متأسفانه بعدها مسیر آن تغییر کرد. در ۲۸ تیرماه سال ۱۲۸۵، گروه زیادی با هدایت انگلیس در سفارت این کشور متحصن شدند و از همان مقطع، نهضت عدالتخواهی به مشروطیت [که تحت تأثیر بیگانگان قرار داشت] تبدیل شد.
مرحوم شیخ فضلالله نوری تعبیر بسیار زیبایی دارند که فرمود «مشروطهای که از دیگ پلوی سفارت انگلیس بیرون آمده باشد، عاقبتش معلوم است» نقل شده است که روزانه بین ۱۴ تا ۱۸ هزار وعده غذا در سفارت انگلیس میان متحصنان و دیگر افراد توزیع میشد.
انگلیس نیز به دنبال منافع خود بود؛ زیرا ایران از یکسو به دلیل موقعیت راهبردی و منابع فراوان، بهویژه نفت، اهمیت داشت و از سوی دیگر، هندوستان که مستعمره ارزشمند انگلیس بود، از طریق ایران قابل دسترسی و حفاظت بود. شیخ فضلالله نوری در برابر این نفوذ ایستاد و جان خود را در همین راه تقدیم کرد.
امام خمینی(ره) در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۶۲ فرمودند یکی از اقدامات بزرگ مرحوم شیخ فضلالله نوری در مشروطیت، تلاش برای تصویب اصل دوم متمم قانون اساسی بود؛ اصلی که نظارت رسمی مجتهدان طراز اول بر مصوبات مجلس شورای ملی را تضمین میکرد.
همین تجربه تاریخی، بعدها در جمهوری اسلامی به تشکیل شورای نگهبان انجامید؛ نهادی که وظیفه آن جلوگیری از نفوذ بیگانگان و جلوگیری از انحراف قوانین کشور از احکام اسلام است. امام راحل(ره) این اقدام را از خدمات بزرگ شیخ فضلالله نوری دانستند و ایشان نیز جان خود را در این راه فدا کرد.
آنچه امروز باید از نهضت مشروطیت بیاموزیم، مسئله نفوذ بیگانگان است. جنگ رسانهای که امروز دشمن علیه ملت ایران به راه انداخته، اگر مورد غفلت قرار گیرد، ممکن است انسان را بدون آنکه متوجه باشد، در مسیر خواستههای دشمن قرار دهد!
این هجمهها علیه برخی دستگاهها، نهادها یا ولایتفقیه نیز در همین چارچوب توسط دشمن هدایت میشوند. گاهی اوقات حتی بدون آنکه مطلبی را بخوانیم، صرفاً چون از آن خوشمان آمده است، آن را برای دیگران ارسال میکنیم و خودمان به عامل گسترش آن تبدیل میشویم!
در دوره مشروطیت، انگلیس توانست جریان مشروطه را به نفع خود مصادره کند. سپس رضاخان را با عنوان «سردار سپه» وارد صحنه کرد و کمتر از ۱۵ سال بعد، نهضتی که با شعار عدالت و قانون شکل گرفته بود، به دیکتاتوری رضاخان منتهی شد!
امروز نیز اگر ـ خدای ناکرده ـ هوشیار نباشیم و دشمن بتواند نفوذ کند، ممکن است همان تجربه تلخ تکرار شود! همه ما باید مراقب باشیم، بهویژه مسئولان! تا خواستهها و اراده دشمن در تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای ما اثر نگذارد و مبادا تصمیمی بگیریم که تنها موجب رضایت دشمن شود!
نکته مهم دیگری که در جریان مشروطیت رخ داد و البته مردم در جمهوری اسلامی خلاف آن را اثبات کردند، این بود که مردمی که آغازگر و پشتیبان نهضت بودند، به تدریج از صحنه کنار گذاشته شدند. رهبران مشروطیت نتوانستند پیوند خود را با مردم حفظ کنند و آنان را در کنار نهضت نگه دارند و همین مسئله، یکی از عوامل شکست آن حرکت شد!
تمام دغدغه امام راحل(ره)، امام شهیدمان(ره) و رهبر معظم انقلاب این بوده و هست که این انقلاب بدون حضور مردم معنا ندارد. ارزش و اقتدار انقلاب اسلامی به حضور مردم وابسته است و الحمدلله امروز نیز مردم در صحنه حضور دارند.
امروز حضور مردم در خیابانها، همان سرمایه بزرگ انقلاب است و انشاءالله تا زمانی که رهبر معظم انقلاب فرمان ادامه این مسیر را صادر میکنند، این حضور باید با شکوه بیشتری ادامه یابد. همچنین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز با قدرت در میدان مبارزه حضور داشته باشند تا به فضل الهی در برابر استعمار و استکبار جهانی به پیروزی برسیم.
نکته پایانی را به مناسبت نهم مردادماه، روز «صدا و سیما» عرض میکنم. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران مأموریتهای مهم و اثرگذاری بر عهده داشته و در هر مقطع، نقش خود را ایفا کرده است.
امروز دشمن، جنگ نظامی را همزمان با جنگ رسانهای، جنگ ترکیبی و جنگ شناختی دنبال میکند و خط مقدم این جبهه رسانهای، صداوسیماست. به همین دلیل نیز شاهد هستیم که جریانهای معاند، چه در داخل و چه در خارج، هجمههای گستردهای را علیه این رسانه به راه انداختهاند.
در روز چهارم جنگ دوازده روزه، ساختمان شیشهای صداوسیما در تهران هدف حمله قرار گرفت؛ حادثهای که بازتاب گستردهای در جهان داشت. همچنین تاکنون حدود ۳۰ مرکز صداوسیما در جریان جنگ رمضان مورد حمله قرار گرفته و آسیب دیدهاند و جمعی از کارکنان این رسانه نیز به مقام شهادت نائل شدهاند.
در این اجتماعات شبهای اقتدار، پوشش رسانهای حضور مردم در خیابانها، از سوی صداوسیمای جمهوری اسلامی، از جمله صداوسیمای مرکز سمنان، شبکه خبر و دیگر شبکههای سراسری و استانی، نقش مهمی در انعکاس اقتدار ملت ایران داشته و توانسته است شکوه حضور مردم را به نمایش بگذارد.
البته نقد منصفانه، خیرخواهانه و دلسوزانه نسبت به عملکرد دستگاهها، از جمله صداوسیما، همواره جای خود را دارد؛ اما اینکه عدهای راه بیافتند و عملیات تخریبی علیه نهادی که در حال خدمترسانی است به راه بیاندازند، انصاف نیست و با عدالت نیز سازگار نیست!
از خداوند متعال مسئلت داریم همه مسئولان نظام جمهوری اسلامی، همه خدمتگزاران مردم و همه عزیزانی را که در مسیر خدمت به انقلاب اسلامی تلاش میکنند، با عزت، سلامت، عافیت، ایمان کامل و توفیق روزافزون مورد عنایت خویش قرار دهد.
همچنین از خداوند میخواهیم رهبر معظم انقلاب اسلامی را در سایه عنایات حضرت بقیةالله الأعظم(عج) محفوظ و مؤید بدارد و به فضل الهی، بهزودی جشن پیروزی ملت ایران بر استکبار جهانی و جنایتکاران عالم را شاهد باشیم.
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.