ImamatKarbarView
خطبه اول
بحث الگوها
در فرهنگ قرآنی از عالمان ربانی و اولیای خدا و اهل بیت و ... به عنوان الگوها و اسوه ها یاد شده است .از دیدگاه عقل بیشترین نقش در تکوین شخصیت از الگوهای عینی است زیرا دریافت پیام از طریق این الگوها آسان تر از دریافت آن از طریق ذهنی و آموزشی است .تحقیقات نشان می دهد که 80درصد الگوها از طریق دیدن صورت می گیرد 13 درصد از طریق شنیدن و 7درصد از طریق حواس می گیرد دقیقاًبه ذهن دلیل است که در آموزه های دینی ما سفارش شده است .بنابراین انسان همواره نیاز به الگواست و در مجموعه باید گفت دست یابی به قرآن و اسلام ناب بدون مناسبت به الگوهای عینی ممکن نخواهد بود حضرت علی (ع) با آن همه فضائل خود را بی نیاز از الگونمی داند .حضرت علی (ع) در مورد ویژگی های یک الگو می فرمایند:اولیای الهی همانند که به باطن دنیا می نگرند آنگاه که مردم به ظاهر آن می نگرندبه فردا آن می پردازند آنگاه که مردم به امروز آن توجه دارند از آنچه ترسیده آنان را بمیراند میرانده آنچه را دانسته اند که بزودی می کشان خواهد کرد ترک گفته اند بهره گیری فراوان از دنیا را اندک خواهی و دست یافتن به آن را از دست دادن می بیند دشمن آنکه مردم با آن آشتی کرده اند و با آنچه مردم باآن دشمن اند در آشتی به سرمی برندکتاب خدا بواسطه آنان دانسته می شود و آنان هم بواسطه کتاب خدا دانا شده اند یکی از الگوها امام سجاد (ع) است که در ایام اسارت از شام ... ماه صفر یا دآوری ورود کاروان اسرای آل ا... به شام که از سخن شیرین جاها به تعبییر امام سجاد(ع) بود چون اوضاع شام به مراتب آشفته تر از کوفه بود مردم کوفه حکومت حضرت علی (ع) و عدالت او رادیده بودندو بسیاری از دوستدارانآن خود درآنجا بودند و مردم با فضائل اهل بیت آشنا بودند اما در شام حدود 4 سال زیر بار تبلیغاتی خصمانه معاویه بوده است نه حکومت اهل بیت را دیده و نه حکومت پیامبر را اصحاب پیامبر هم نمی توانستند آزادانه در آنجا تبلیغ کنند آنها از اسلام و حکومت اسلامی چیزی شبیه امپراطوری و سلطنتی مد نظر داشته که مثل ان رادر روم وایران دیده بودند
*دلیل گريههاى امام سجاد عليهالسلام از نگاه شهيد مطهرى(رحمت الله علیه)
يكى از ويژگى مردان خدا، گريه از ترس پروردگار است، ولى گريههاى امام سجاد عليهالسلام افزون بر آنكه به دليل ترس از خداوند نيز بود، پيام ديگرى نيز داشت. شهيد مطهرى در اينباره مىنويسد: «براى على بن الحسين عليهالسلام فرصتى همانند فرصت امام حسين عليهالسلام پيدا نشد، همچنانكه فرصتى مانند فرصتى كه براى امام صادق عليهالسلام پديد آمد، پيدا نشد. البته براى كسى كه مىخواهد خدمتگزار اسلام باشد، همه وقتها فرصت است، ولى شكل فرصتها تفاوت دارد. براى نمونه، آن حضرت، از هر بهانهاى استفاده مىكرد كه اثر قيام پدر بزرگوارش را زنده نگه دارد. آن گريههاى او براى چه بود؟ مىخواست تا با اين كار، اين حادثه را زنده نگه دارد و مردم يادشان نرود كه چرا امام حسين عليهالسلام قيام كرد و چه كسانى او را كشتند. روزى يكى از خدمتگزارانش عرض كرد: آقا! آيا زمان آن نرسيده است كه شما از گريه باز ايستيد؟ فرمودند: چه مىگويى؟ يعقوب، يك يوسف بيشتر نداشت و در غم دورى او تا آنجا گريست كه چشمانش سفيد شد. من در جلو چشم خود، هجده يوسف را ديدم كه يكى پس از ديگرى بر زمين افتادند