ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرمیاندورود | مازندران
مهدی غفاری
مازندران - میاندورود
پیام عاشورا؛ چراغ مقاومت و بصیرت در برابر جبهه باطل
خطبه نماز جمعه 1405/4/12
پیام عاشورا؛ چراغ مقاومت و بصیرت در برابر جبهه باطل
خطبه اول

خطبه اول نماز عبادی سیاسی جمعه شهرستان میاندورود

به امامت حضرت حجتالاسلام والمسلمین غفاری

جمعه ۱۲ تیرماه ۱۴۰۵

بسم الله الرحمن الرحیم

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله.

اسرای کربلا را به سمت شام حرکت دادند. به همین مناسبت، مطالبی را از فضای تاریخی آن اتفاقات محضر شما بزرگواران عرض میکنم.

قبل از اینکه وارد تاریخ حرکت اسرا شویم، روایتی از امام زینالعابدین علیهالسلام خدمت شما عرض کنم. ایشان درباره مصائبی که بر اهلبیت علیهمالسلام گذشت، فرمودند:

«وَاللهِ لَوْ أَنَّ النَّبِیَّ تَقَدَّمَ إِلَیْهِمْ فِی قِتَالِنَا، مَا زَادُوا عَلَى مَا فَعَلُوا بِنَا

به خدا قسم، اگر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در مورد کشتن ما سفارش کرده بود، بیش از آنچه با ما انجام دادند، نمیتوانستند انجام دهند.

یعنی اگر پیغمبر سفارش کرده بود که اهلبیت مرا آزار دهید، باز هم بیش از این مصیبتها و آزارهایی که بر اهلبیت وارد کردند، نمیتوانستند انجام دهند.

نقل است روزی در مراسم حج، زنی مشغول طواف بود که آستینش کنار رفت و دستش پیدا شد. مرد هوسرانی خود را به او نزدیک کرد و دست آن زن را گرفت. هرچه تلاش کرد دستش را جدا کند، به اذن الهی نتوانست و دستش به دست آن زن چسبید.

مردم جمع شدند. بعضی گفتند باید دست زن را قطع کرد، چون او مقصر بوده است. برخی هم نظر دیگری داشتند. سرانجام گفتند برویم از اهلبیت سؤال کنیم. متوجه شدند که امام حسین علیهالسلام در مکه حضور دارند. خدمت حضرت رسیدند. فرماندار مکه عرض کرد: یابن رسولالله، نظر شما درباره این ماجرا چیست؟

امام حسین علیهالسلام دست به دعا برداشتند و پس از مدتی، دست آن دو از هم جدا شد. سپس درباره مجازات آن مرد سؤال کردند. حضرت فرمودند: همین رسوایی برای او کافی است. آن مرد نیز گفت: انشاءالله فرصت جبران پیدا کنم.

آن شخص، «بحر بن کعب کوفی» بود. ماجرا گذشت تا به حادثه عاشورا رسید. بعد از آنکه سرهای مطهر شهدا از بدن جدا شد، او از کنار پیکرهای مطهر عبور میکرد. چشمش به انگشتر یکی از شهدا افتاد. هرچه تلاش کرد انگشتر را بیرون بیاورد، نتوانست؛ تا اینکه انگشت آن شهید را قطع کرد و انگشتر را برداشت. این است انسان نمکنشناس.

اما برسیم به مطالب تاریخی

یکی از رنجآورترین حوادث پس از عاشورا، حرکت اهلبیت علیهمالسلام به سوی شام بود. به دستور یزید و به وسیله عبیدالله بن زیاد، دستور داده شد کودکان را آماده کنند و غل آهنین بر گردن امام سجاد علیهالسلام بیندازند؛ امامی که با آن همه رنج، بیماری و مصیبت کربلا، اکنون باید با غل و زنجیر حرکت داده میشد.

حرم اهلبیت را با آن وضعیت بسیار تلخ، همانند اسیران روم و دیلم، بر شتران سوار کردند و در گرمای طاقتفرسا به سمت شام حرکت دادند.

این وضعیت به قدری دردناک بود که عبدالله بن عباس نامهای اعتراضآمیز برای یزید نوشت و گفت:

بدان که عجیبترین عجایب روزگار این بود که دختران عبدالمطلب و کودکان خردسال او را مانند اسیران به شام فرستادی تا به مردم نشان دهی که بر ما پیروز شدهای و حکومت میکنی. به خدا قسم، اگر شمشیرم به تو نمیرسد، از زخم زبان من در امان نخواهی بود.

در نقلی آمده است یکی از اصحاب پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در مسیر بیتالمقدس، نزدیک شهر شام، دید شهر را آذین بستهاند، پردههای زیبا آویختهاند و مردم در شادی و سرور هستند.

با خود گفت: حتماً عیدی است و ما خبر نداریم.

جلو رفت و پرسید: آیا عیدی دارید؟

گفتند: مگر خبر نداری؟ سر حسین بن علی علیهالسلام را از عراق میآورند.

گفت: آیا تعجب نمیکنید که چرا آسمان خون نمیبارد و چرا زمین اهلش را فرو نمیبرد؟

پرسید: از کدام دروازه وارد میشوند؟

گفتند: از دروازه ساعات.

هنوز گفتوگو تمام نشده بود که پرچمهای سپاه نمایان شد. نگاه کردم، سری را دیدم که سیمایش از همه بیشتر شبیه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود.

در پشت سر، دخترکی را دیدم. فرمود:

اگر میتوانی، کاری کن سرها را جلوتر ببرند تا مردم سرگرم تماشای آنها شوند و کمتر به حرم رسول خدا نگاه کنند.

میگوید خود را به حامل سرها رساندم و به یکی از آنان گفتم مبلغ زیادی به تو میدهم، فقط سرها را جلوتر ببر.

البته در برخی نقلها آمده است که شمر ملعون وقتی این موضوع را فهمید، بر اذیت و آزار اهلبیت افزود.

در نقل مشهور آمده است که اهلبیت را سه روز پشت دروازه شام نگه داشتند تا شهر را برای جشن آماده کنند. سپس آنان را وارد شام کردند.

شیخ عباس قمی نقل میکند که وقتی اسرای کربلا را کنار پلکان مسجد شام نگه داشتند، پیرمردی نزدیک شد و گفت:

خدا را شکر که شما را کشت و نابود کرد.

امام سجاد علیهالسلام فرمودند:

آیا قرآن خواندهای؟

گفت: بله.

فرمودند: آیا این آیه را نخواندهای:

«قُل لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى»

گفت: آری.

حضرت فرمودند:

ما همان اهلبیت پیامبر هستیم.

پیرمرد متحول شد و گفت: خدایا، من از دشمنان آل محمد بیزارم.

این سخنان سبب شد بنیامیه رسوا شوند؛ به گونهای که شهری که برای جشن آماده شده بود، به مجلس اعتراض علیه یزید تبدیل شد. مردم یزید را لعن و نفرین کردند.

یزید نیز برای فرار از افکار عمومی، گفت: خدا عبیدالله بن زیاد را لعنت کند؛ او این کار را کرد.

در ادامه، خطاب به امام سجاد علیهالسلام گفت:

پدرت با من مدارا نکرد و برای حکومت با من جنگید.

امام علیهالسلام در پاسخ، آیه شریفه را تلاوت فرمودند:

«مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ...»

سپس فرمودند:

ای پسر هند! ای پسر معاویه! پیش از آنکه تو متولد شوی، نبوت و امامت در دست پدران من بود. در جنگ بدر و احد، پرچم رسول خدا در دست علی بن ابیطالب علیهالسلام بود، در حالی که پرچم کفر در دست پدران تو قرار داشت.

سپس فرمودند:

وای بر تو ای یزید! اگر بدانی با پدر، برادران و خاندان من چه کردی و چه جنایتی مرتکب شدی، خواهی دانست چه عذابی در انتظار توست. تو سر حسین بن علی علیهالسلام را بر دروازه شهر آویختی؛ در حالی که او فرزند رسول خدا بود. منتظر باش که در روز قیامت چگونه خوار و رسوا خواهی شد.

وقتی سر مطهر امام حسین علیهالسلام را مقابل یزید گذاشتند، گفت:

بنیهاشم با حکومت بازی کردند؛ نه خبری از وحی بود و نه وحیی نازل شده بود.

سپس آرزو کرد کاش نیاکان مشرکش زنده بودند و میدیدند که چگونه انتقام جنگ بدر را گرفته است.

یعنی اصل نبوت و رسالت پیامبر را انکار کرد و نشان داد که هدف بنیامیه، از بین بردن حقیقت اسلام با نام اسلام بود.

خداوند متعال انشاءالله همه ظالمان و دشمنان اهلبیت علیهمالسلام را لعنت فرماید.

خطبه دوم

خطبه دوم نماز عبادی سیاسی جمعه شهرستان میاندورود

به امامت حضرت حجتالاسلام والمسلمین غفاری

جمعه ۱۲ تیرماه ۱۴۰۵

بسم الله الرحمن الرحیم

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

اللهم صل علی أمیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، و فاطمة الزهراء سیده نساء العالمین، و صل علی الحسن و الحسین سیدی شباب أهل الجنة، و علی بن الحسین، و محمد بن علی، و جعفر بن محمد، و موسی بن جعفر، و علی بن موسی، و محمد بن علی، و علی بن محمد، و الحسن بن علی، و الحجة بن الحسن العسکری، اللهم صل علی محمد و آل محمد.

شما عزیزان، بزرگواران، مؤمنین و مؤمنات را به مسئله مهم تقوای الهی توصیه میکنم.

ایام شهادت امام شهید را خدمت شما عزیزان تسلیت عرض میکنم.

از اندیشههای والای رهبر شهید، خدمت شما چند کلمه، شاید خلاصه صحبتها و تذکرات ایشان را عرض کنم. حقیقتی است و ضرورتی است برای آنچه که ما در این ۳۷ سال، با شهامت و رهبری ایشان، در عرصه صنایع دفاعی کشور به دست آوردیم.

کتابخانهها و مراکز علمی بهصورت انتزاعی و تئوری تولید نمیکنند؛ بلکه از تولیدات دفاعی کشور حمایت میکنند. امروز، با همه فشارها، تحریمها و تلاشهای دشمن، صنایع دفاعی ما به حمدالله به قدرتی رسیده که نه تنها در داخل کشور، بلکه در منطقه و جهان، جمهوری اسلامی عزیز ما را به جایگاه قابل توجهی رسانده است.

فرمایش ایشان این بود که این دستاوردها را دنبال کنیم و انشاءالله کشور را بینیاز کنیم و وابستگیهایی را که دشمن میتواند از آن طریق ما را تحت فشار قرار دهد، از بین ببریم؛ چرا که امروز گرفتار این مسئله هستیم.

درسهای رهبر شهید را بیان کنیم که با ایام امروز ما مناسبت دارد؛ چرا که دشمن با ایجاد خطای محاسباتی در میان مردم و مسئولان، به دنبال تغییر ارادههای ماست. با دادههای غلط، با تهدید، با تطمیع، تلاش میکند به ما بگوید مقاومت فایدهای ندارد و باید با آنها همکاری کنیم و کنار بیاییم. این همان چیزی است که دشمن دنبال میکند.

لذا باید مراقب باشیم. چگونه میتوانیم در مقابل این فتنه مقاومت کنیم؟

راهکار، اعتماد به خدا، ایمان، باورهای درونی، نیروهای انسانی و توانمندیهای خودمان است. اینها در کنار هم میتواند محاسبات ما را بر پایه ایمان و شناخت صحیح از ماهیت دشمن قرار دهد تا انشاءالله در مسیر پیروزی حرکت کنیم.

نکته بعدی، راجع به مذاکرات است.

ملاحظه میکنید که در فضای مجازی، هر کسی مطلبی منتشر میکند و نسبت به مسئولان مطالبی مطرح میشود.

مذاکره با آمریکا به معنای تسلیم در مقابل آنها نیست. کسی این مذاکره را اینگونه نبیند.

آنچه از مذاکره استفاده میشود، مذاکره میدان است و دستاوردهای میدان، پشتوانه منطق مذاکره است.

آنچه مهم است، این است که یکی از شکستهای مهم دشمن، همین است که آمریکا با همه ادعاهای خودش، در مقابل جمهوری اسلامی ایران پای میز مذاکره بنشیند و درخواست مذاکره بدهد. این خود، یکی از نشانههای شکست آنهاست.

ما مذاکرات را با نگاه خوشبینانه نگاه نمیکنیم؛ بلکه آنگونه که رهبر عزیزمان فرمودند، دیدهبانی میکنیم تا هوشمندانه عمل شود.

لذا این بدعهدی که در ذهن نیروهای انقلابی ما نسبت به آمریکا وجود دارد، درست هم هست؛ اما نباید این مسئله را به مسئولان نظام نسبت بدهیم؛ چرا که مسئولان ما خباثت و خیانت آمریکا را میشناسند و سالها در عرصه جهاد و مقاومت حضور داشتهاند.

نکته دیگر، فرمایشات رهبر عزیزمان درباره قوه قضائیه بود.

ایشان فرمانی عملیاتی و راهبردی در مسیر تحول نظام قضایی کشور بیان فرمودند.

نکته محوری فرمایشات ایشان این است که شعار تحول کافی نیست؛ بلکه باید در عمل محقق شود.

تأکید بر مقابله با متجاوزان و صاحبان قدرت، محدودسازی باب سفارش و توصیه، سرعت در رسیدگی و توجه به حقوق عامه، از تأکیدات رهبر عزیز ما بود.

در پایان، واقعاً لازم میدانم از دهیاران عزیز و شهرداران محترم شهرستان تقدیر و تشکر کنم.

بنده از نزدیک از برخی پروژهها بازدید داشتم؛ از آسفالت معابر، رفع مشکلات آبهای سطحی، رفع گرههای ترافیکی و روشنایی معابر.

از این دو بزرگوار تشکر میکنم؛ مخصوصاً از شهردار محترم، جناب آقای دکتر قربانی، بابت زحمات ارزشمندشان تقدیر و تشکر میکنم

از همه شما عزیزان نیز سپاسگزارم.

خدایا! عاقبت ما را ختم به خیر بفرما.

خدایا! لباس عافیت بر تن همه ما بپوشان.

خدایا! توفیق عمل به آنچه شنیدیم به همه ما عنایت بفرما.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مهدی غفاری
امام جمعه شهر: میاندورود
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
سورک -میدان امام حسین علیه السلام
تلفن دفتر امام جمعه:
01133885613
شماره نمابر:
01133885613
نشانی پایگاه اینترنتی:
نشانی کانال ایتا :