ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرمیاندورود | مازندران
مهدی غفاری
مازندران - میاندورود
دنیا در مسیر سرنوشت غدیری؛ بصیرت در مذاکره و اصلاح الگوی مصرف با تکیه بر مکتب اهل‌بیت(ع)
خطبه نماز جمعه 1405/3/8
دنیا در مسیر سرنوشت غدیری؛ بصیرت در مذاکره و اصلاح الگوی مصرف با تکیه بر مکتب اهل‌بیت(ع)
خطبه اول

خطبه اول نماز جمعه شهرستان میاندورود 

به امامت حجتالاسلام والمسلمین غفاری 

جمعه ۸ خردادماه ۱۴۰۵ 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، بارئ الخلائق أجمعین، باعث الأنبیاء والمرسلین، ثمّ الصلوة والسلام علی سیدنا و نبینا أبیالقاسم محمد و علی آله الطاهرین المعصومین، سیّما بقیة الله فی الأرضین، و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله؛ تقوای الهی، یعنی دیدن خدا در همه صحنههای زندگی، و تنظیم ایمان، اخلاق، اقتصاد، خانواده و روابط اجتماعی بر مدار رضای الهی. تقوا یعنی انسان بداند که هیچ حادثهای در عالم بیحساب نیست و هیچ قدمی که برای حق برداشته میشود بیاثر نمیماند.

برادران و خواهران مؤمن! بحث خطبه امروز، درباره یک حقیقت بزرگ تاریخی و تمدنی است: دنیا به سرنوشت غدیریِ خود نزدیک و نزدیکتر میشود. هر چه جامعه بشری در بُردار زمان جلوتر میرود، زمین به آن سرنوشت محتوم و وعدهدادهشده الهی نزدیکتر میگردد؛ سرنوشتی که ریشه در سنتهای الهی دارد و در فرهنگ غدیر معنا و تفسیر میشود.

خدای متعال در قرآن کریم وعدهای روشن داده است؛ وعدهای که نه یک آرزو، بلکه یک قانون و سنت قطعی الهی است. میفرماید:

«وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»

(سوره قصص، آیه ۵)

یعنی ما اراده کردهایم بر مستضعفان زمین منت نهیم، آنان را امام و پیشوا قرار دهیم و آنان را وارثان زمین گردانیم. این آیه، خبر از یک حرکت تاریخی میدهد: حرکت از استضعاف به امامت، از تحقیر به وراثت، از حاشیهنشینی به پیشوایی. و اینجاست که فرهنگ غدیر معنا پیدا میکند؛ زیرا غدیر در نگاه ما، صرفاً یک واقعه تاریخی نیست، بلکه **نقشه راه ولایت و حاکمیت حق** در تاریخ است.

نشانههای نزدیک شدن به سرنوشت غدیری

امروز اگر با نگاه ایمانی و دقیق به پیرامون خود بنگریم، نشانههایی از تحقق این وعده الهی را میبینیم؛ نشانههایی که دل مؤمن را مطمئنتر و قدم او را محکمتر میکند.

1 وقوع معجزهوار انقلاب اسلامی

انقلابی که بر محور ایمان، روحانیت، مرجعیت و فرهنگ عاشورا و غدیر شکل گرفت. انقلابی که یک ملت را از زیر سلطه طاغوت بیرون آورد و به هویت اسلامی و استقلال حقیقی رساند. بسیاری از تحلیلهای مادی و سیاسی، از فهم این انقلاب عاجز ماندند؛ چون این انقلاب با محاسبات صرفاً زمینی قابل تبیین نیست.

2 تشکیل نظام جمهوری اسلامی با محوریت اسلام ناب

نظامی که در اساس خود، با ولایت و دینمداری تعریف میشود؛ و به همین دلیل دشمنیها با آن نیز ریشهدار است. دشمن با اسلام تشریفاتی و بیخاصیت مشکل ندارد؛ مشکل او با اسلامی است که جامعه بسازد، مقاومت تولید کند، مستضعف را بلند کند و طاغوت را زمین بزند.

3 مقاومت ملت ایران در دهههای پرفراز و نشیب

ملتی که در سختیها ایستاد و از میدان خارج نشد. ملت ما نشان داد که شعار، فقط شعار نیست؛ ایمان وقتی در میدانِ هزینه دادن قرار میگیرد معلوم میشود. و این همان روح غدیری است که در شعارهای مردمی جلوه کرد؛ شعاری با یک معنا و یک پیام روشن: تنها گذاشتن ولیّ خدا ممنوع است

4 و از همه مهمتر: پیروزیها و تجربههای بزرگِ دفاع و مقاومت

ملت ایران در دفاع مقدسِ هشتساله، در میدانهای سخت امنیتی و دفاعی و در مقاطع مختلفی که آزمونهای بزرگ پیش آمد، نشان داد که وقتی تبعیت از گفتمان ولایت و غدیر در میدان حاضر شود، نتیجهاش عزت، اقتدار و پیروزی است. این ملت با دست خالی اما با ایمان، راه را باز کرد و نشان داد که معادله قدرت، فقط سلاح و رسانه نیست؛ **ایمان و ولایت** هم معادلهساز است.

شاخص آشکار این بعثت ملی: حضور ایمانی مردم

برادران و خواهران! وقتی سخن از یک ملتِ برخاسته از بعثت ملی و ایمان تاریخی میگوییم، باید نشانههای عینی و اجتماعی آن را هم ببینیم. یکی از شاخصهای روشن این حقیقت، **حضور پرمعنای مردم در صحنههای اجتماعی و میدانی** است؛ حضوری که صرفاً یک تجمع نیست، بلکه نمایش یک روح جمعی است؛ روحی که با ذکر و شعار و ایمان تغذیه میشود. آنجا که «حیدر حیدر» فقط یک شعار نیست؛ یک **اعلام جهت** است: یعنی ما جبهه حق را شناختهایم و پشت آن ایستادهایم.

در چنین صحنههایی انسان میبیند که اجتماع مؤمنان چگونه از یکدیگر قوت میگیرند؛ چگونه یک منظومه نفوس شکل میگیرد که برای تقویت جبهه حق گرد هم میآیند. و این همان سنت الهی است: خداوند ایمان را در میدانهای سخت رشد میدهد و جامعه مؤمن را در کوره آزمونها صیقل میزند.

و اینجاست که حدیث شریف رسول خدا صلیالله علیه و آله معنا پیدا میکند که فرمودند:

«الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ وَ عَلِیٌّ مَعَ الْحَقّ»

(الخصال، ج ۲، ص ۵۵۹)

یعنی حق با علی است و علی با حق است. این از فضائل روشن امیرالمؤمنین علیهالسلام است که هرگز از مدار حق خارج نمیشود. اما توجه کنیم: این حدیث فقط یک فضیلت تاریخی نیست؛ **یک معیار دائمی برای تشخیص جبهه حق** است. هر جا که مسیر، مسیر علی(ع) بود، همانجا حق است؛ و هر جا حق بود، همراهی با ولایت امیرالمؤمنین(ع) در آن معنا میشود.

پیشبینی علوی: «مردمی در راهند و خواهند آمد»

در تاریخ، حسرت بزرگانِ جبهه حق را میبینیم؛ اینکه ای کاش مردم قدر علی(ع) را در زمان خودش میدانستند. نقل شده که در گفتگویی، مالکاشتر با دریغ و حسرت به عمار میگوید: ای کاش میتوانستیم علی(ع) را به عصری ببریم که مردم قدرش را بدانند و راه و رسمش را بر صدر بنشانند. عمار پاسخ میدهد: این مردم در راهند و خواهند آمد ای مالک!

این مضمون، با آن بیان نورانی خود امیرالمؤمنین(ع) همخوان است؛ همان بیان بلند که در **خطبه ۱۲ نهجالبلاغه** آمده است؛ خطبهای که حضرت پس از پیروزی در جنگ جمل فرمودند و در آن پرده از یک حقیقت مهم برداشتند:

متن خطبه ۱۲ نهجالبلاغه (قسمت مورد نظر)

«وَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ وَدِدْتُ أَنَّ أَخِي فُلَاناً كَانَ شَاهِدَنَا... 

فَقَالَ (علیه السلام): أَهَوَى أَخِيكَ مَعَنَا؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: فَقَدْ شَهِدَنَا، وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِي عَسْكَرِنَا هَذَا أَقْوَامٌ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ، سَيَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ يَقْوَى بِهِمُ الْإِيمَانُ.»

ترجمه روان و دقیق

یکی از یاران عرض کرد: دوست داشتم برادرم همراه ما بود و این پیروزیها را میدید. حضرت پرسید: آیا دل و گرایش او با ماست؟ عرض کرد: آری. حضرت فرمود: پس او هم در این صحنه حاضر بوده است؛ و نیز گروههایی در لشکر ما حاضرند که اکنون در صلب پدران و رحم مادراناند؛ زمان آنان را آشکار میسازدو ایمان به وسیله آنان قوت میگیرد.

اینجا حضرت یک تعبیر بسیار لطیف و عمیق دارند: 

«سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ» 

یعنی زمان، آنان را بیرون میریزد و آشکار میکند؛ همانگونه که خون رعاف از بینی جاری میشود. تعبیر تندی است، اما حقیقتش این است که: گاهی انسانی یا نسلی، مدتی در تاریخ پنهان است، دیده نمیشود، اما در تقدیر الهی ذخیره شده؛ وقتی وقتش رسید، زمان او را آشکار میکند و به میدان میآورد. اینها مردمی هستند که وقتی میآیند، **ایمان را تقویت میکنند**؛ نه ایمانِ لفظی، بلکه ایمانِ میدان، ایمانِ هزینه دادن، ایمانِ ساختن.

پس این خطبه فقط گزارش یک روزِ جنگ جمل نیست؛ یک **افق تاریخی** است. یعنی حضرت خبر میدهد که در آینده، مردمی خواهند آمد که با حضورشان، ایمان جان تازه میگیرد و جبهه حق تقویت میشود.

نسبت این افق علوی با ملت ایران

وقتی به تاریخ معاصر نگاه میکنیم، میبینیم که برخی مقاطع، مصداق روشن همین معناست؛ اینکه مردمی در زمانهای ظهور میکنند که باید بار سنگین حقطلبی را بر دوش بکشند و ایمان را در میدان زنده کنند. و در همین چارچوب است که جمله معروف امام خمینی رحمهالله علیه در وصیتنامه سیاسی ـ الهی معنا پیدا میکند؛ آنجا که فرمودند:

«من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله(ص) و ملت کوفه در عهد امیرالمؤمنین(ع) و حسینبنعلی(ع) میباشند.»

این جمله را باید درست فهمید: معنایش این نیست که هر فردی در جامعه بینقص است؛ بلکه معنایش این است که در مجموعِ حرکت تاریخی، این ملت در مقاطعی بزرگ ایستاد، هزینه داد، عقبنشینی نکرد، و پای حق ماند؛ در زمانی که بسیاری از ملتها با ترس و دنیاطلبی یا با فریب رسانهای از میدان خارج میشوند.

یک روایت هشداردهنده و تأملبرانگیز: «گفتگو با شیطان»

اما برادران و خواهران! هر جا از غدیر و ولایت و حق سخن میگوییم، باید یک هشدار بزرگ هم بدهیم: خطر نفاق، خطر فریب خوردن، خطر اینکه انسان شعار حق بدهد اما در عمل، به فرمان نفس یا شیطان حرکت کند.

در نقل قابل تأملی آمده است که یکی از شاگردان امام باقر علیهالسلام به نام **علی بن محمد صوفی** در مکاشفهای با ابلیس روبهرو شد. در آغاز، ابلیس از او پرسید: «تو کیستی؟» او پاسخ داد: «من از فرزندان آدمم.» ابلیس جملهای تکاندهنده گفت: شما از کسانی هستید که گمان میکنید خدا را دوست دارید اما نافرمانیاش میکنید، شیطان را دشمن میدانید اما از او اطاعت میکنید.

این جمله را باید به عنوان یک آینه در برابر خود بگیریم: ممکن است انسان در زبان، دم از خدا و اهلبیت بزند اما در معامله، در خانواده، در اخلاق، در نگاه، در مال حرام، در ظلم و غیبت و تهمت، مسیر دیگری برود. این همان تضاد خطرناک بین ادعا و عمل است.

در ادامه، ابنصوفی از ابلیس خواست او را به عملی راهنمایی کند که به خدا نزدیک شود و در مشکلات روزگار کمکش کند. ابلیس گفت: 

برای دنیایت، به عفاف و کفاف قناعت کن؛ و برای آخرتت، از محبت علی بن ابیطالب و بیزاری از دشمنانش کمک بگیر. سپس ادعا کرد که هیچ ملک مقرب و پیامبر مرسلی را ندیده مگر اینکه با محبت علی(ع) به خدا نزدیک میشده است.

اما وقتی ابنصوفی نزد امام باقر علیهالسلام رفت و ماجرا را گفت، امام علیهالسلام فرمودند:

«آمَنَ الْمَلْعُونُ بِلِسَانِهِ وَ كَفَرَ بِقَلْبِهِ»

(المناقب، ج ۲، ص ۲۵۱ ـ ۲۵۲)

یعنی آن ملعون با زبان ایمان میآورد، اما در قلبش کافر است.

اینجا نکته مهم این است: شیطان گاهی حقیقتی را میگوید، اما نه از سر ایمان؛ بلکه برای فریب، برای ساختن یک ظاهر حقنما، برای اینکه انسان را در جای دیگری زمین بزند. پس معیار ما این است: حق را از راه اهلبیت(ع) و از مسیر تقوا و عمل صالح میفهمیم، نه از زبان دشمن.

جمعبندی خطبه

پس نتیجه این خطبه چنین است:

- تاریخ به سمت تحقق وعده الهی در حرکت است: پیشوایی مستضعفان و وراثت زمین. 

- فرهنگ غدیر، فرهنگ ولایت و محوریت حق است و هر جامعهای که بر این مدار بایستد، در مسیر آن وعده قرار میگیرد. 

- خطبه ۱۲ نهجالبلاغه به ما میآموزد که خداوند در آینده، انسانهایی را آشکار میکند که ایمان به واسطه آنان قوت میگیرد؛ و این یک امید بزرگ برای مؤمنان است. 

- و در کنار امید، یک هشدار جدی داریم: مبادا ایمان ما صرفاً زبانی باشد؛ مبادا شعار بدهیم ولی در عمل تسلیم هوای نفس یا وسوسههای شیطان باشیم.

در پایان، از خداوند متعال میخواهیم ما را از اهل تقوا، بصیرت و استقامت قرار دهد؛ دلهای ما را بر ولایت ثابت بدارد؛ عاقبت ما را ختم به خیر کند؛ و ما را از کسانی قرار دهد که در امتحانات سخت، حق را تنها نمیگذارند.

ربّنا تقبّل منا إنک أنت السمیع العلیم، و تب علینا إنک أنت التواب الرحیم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

خطبه دوم

خطبه دوم نماز جمعه شهرستان میاندورود

به امامت حجتالاسلام والمسلمین غفاری

جمعه ۸ خردادماه ۱۴۰۵

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوکل علیه، و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و صفیّه و خیرته فی خلقه، سیدنا و نبینا ابیالقاسم محمد، و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیة الله فی الارضین، و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین.

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله. تقوای الهی در عرصه فردی، انسان را از لغزش حفظ میکند و در عرصه اجتماعی، جامعه را از غفلت، اختلاف، سستی و خطای محاسباتی نجات میدهد. یکی از مهمترین عرصههای تقوا در زمانه ما، تقوای در تحلیل است؛ یعنی نه دچار سادهاندیشی شویم، نه اسیر هیجان؛ نه از دشمن بترسیم، نه از او غفلت کنیم؛ نه وعدههای او را مطلق بدانیم و نه از ظرفیتهای خودی غافل بمانیم.

برادران و خواهران مؤمن! در خطبه دوم، به چند مناسبت و مسئله مهم روز اشاره میکنم.

۱) تبیین وضعیت مذاکرات و خط مشی صحیح در مواجهه با آن

در روزها و هفتههای اخیر، اخباری درباره تماسها، گفتوگوها و برخی تفاهمهای اولیه میان ایران و آمریکا با میانجیگری بعضی کشورها مطرح شده است. در اینگونه مسائل، اولین نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که مردم عزیز ما نه دچار خوشبینی افراطی شوند و نه بدبینی فلجکننده. اصل در مواجهه با دشمن، بر هوشیاری، عزت، حکمت و مصلحت است.

آنچه تا اینجا از فضای تحولات فهمیده میشود، این است که طرف آمریکایی، تحت فشار واقعیِ میدانی، سیاسی و اقتصادی، ناچار شده گزینه مذاکره و تفاهم موقت را روی میز نگه دارد. اگر این تفاهم اولیه به سرانجام برسد، گفته میشود چهار محور اعتمادساز در دستور کار قرار میگیرد: کاهش و توقف درگیریها در جبهههای فعال، تعلیق یا تخفیف برخی فشارها در حوزه نفت در بازه مذاکرات، تسهیل عبور و مرور دریایی و کاهش تنش در حوزه راهبردی تنگه هرمز، و نیز آزادسازی بخشی از منابع مالی بلوکهشده ایران.

اما نکته اساسی اینجاست که ما حق نداریم از هر خبر مذاکره، تصویر تسلیم یا پیروزی مطلق بسازیم. اینگونه نیست که اگر دشمن پای میز آمد، به معنای خیرخواهی او باشد؛ نه، دشمن وقتی مذاکره میکند که یا در محاسبه هزینهفایده به بنبست رسیده، یا میخواهد زمان بخرد، یا میخواهد از راه سیاسی چیزی را به دست آورد که در میدان نتوانسته بگیرد.

مسئله اصلی: هستهای و خطوط قرمز

گفته میشود در مذاکرات آینده، مهمترین موضوع، مسئله هستهای خواهد بود و آمریکاییها فشار زیادی وارد کردهاند که ایران درباره خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از کشور گفتوگو کند. آنچه برای ما مهم است، اصل پایبندی به خطوط قرمز نظام و منافع ملی است. تجربه سالهای گذشته نشان داده هر جا از موضع اقتدار و صراحت ایستادیم، دشمن عقب نشست؛ و هر جا تصور کرده میتواند با فشار، امتیاز بگیرد، مطالبهاش را افزایش داده است.

در اینگونه موارد، خط مشی تبیینی برای مردم باید روشن باشد:

  • ما اصل مذاکره را مساوی با اعتماد نمیدانیم.
  • ما کاهش فشار بر ملت را یک حق میدانیم، نه یک امتیاز ویژه از سوی دشمن.
  • ما هر توافقی را فقط زمانی معتبر میدانیم که با حفظ عزت ملی، اقتدار راهبردی و خطوط قرمز همراه باشد.
  • و ما وعدههای طرف مقابل را بدون تضمین عینی، واقعی و قابل راستیآزمایی، ارزش قطعی نمیدانیم.

درباره تنگه هرمز

در برخی مطالب گفته شده که در موضوع تنگه هرمز، بحث اصلی بر سر تعداد کشتیهای عبوری و بازگشت شرایط به وضعیت قبل از جنگ بوده است. آنچه باید برای مردم تبیین شود این است که حاکمیت ایران بر منافع و حقوق راهبردی خود، امری قابل اغماض نیست. ممکن است در شیوه اجرا، در سطح تنشزدایی، در نحوه مدیریت صحنه، ترتیباتی اتخاذ شود؛ اما این به معنای عقبنشینی از اصل حاکمیت و اقتدار ملی نیست.

درباره غرامت و پولهای بلوکهشده

در مسئله غرامت، طبیعی است که آمریکا زیر بار پذیرش مسئولیت حقوقی نرود؛ زیرا میداند هر نوع پذیرش رسمی، برای او تبعات سیاسی و حقوقی دارد. اما در موضوع آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران، باید برای افکار عمومی روشن شود که این اموال، حق ملت ایران است؛ نه صدقه است، نه لطف است، نه امتیاز. اگر بخشی از آن آزاد شود، در واقع بخشی از حق تضییعشده ملت بازگشته است.

چرا آمریکا به مذاکره نزدیک میشود؟

تحلیل صحنه نشان میدهد که طرف آمریکایی برای ادامه وضع موجود چند گزینه پیشِ رو داشته است: تشدید مستقیم جنگ، حفظ وضع موجود، تشدید از طریق نیروهای نیابتی و متحدان منطقهای، رها کردن صحنه و عقبنشینی، یا رفتن به سمت مذاکره. هر یک از این گزینهها برای او هزینههای سنگینی دارد.

اگر جنگ را تشدید کند، میدان را از سطح فشار اقتصادی به سطح درگیریهای راهبردی میبرد و این میتواند مشروعیت پاسخ ایران را در نگاه بینالمللی افزایش دهد. اگر وضع موجود را نگه دارد، گذر زمان فشارهای تازهای بر او تحمیل میکند؛ بهخصوص وقتی درگیر هزینههای اقتصادی، قیمت انرژی و فشارهای داخلی باشد. اگر بخواهد از بازوهای دیگر استفاده کند، با پیچیدهتر شدن درگیری و گسترش دامنه بحران روبهرو میشود. اگر رها کند و برود، به معنای اعتراف به شکست در مهار ایران خواهد بود. بنابراین مذاکره، برای او در بسیاری از مواقع نه از موضع قدرت مطلق، بلکه از موضع کمهزینهترین گزینه در میان گزینههای سخت انتخاب میشود.

اما اینجا یک خطر مهم وجود دارد: وقتی دشمن احساس کند ناچار به مذاکره شده، تلاش میکند با خواستههای حداکثری، آنچه را در میدان نگرفته، پشت میز مطالبه کند. بنابراین هنر دستگاه دیپلماسی و منطق نظام اسلامی این است که نه از اصل مذاکره هراس داشته باشد و نه در دام امتیازدهی بیمحاسبه بیفتد.

جمعبندی خط مشی تبیینی

پس در تبیین این موضوع باید چند اصل را برای مردم عزیز تکرار کرد:

  1. مذاکره، ابزار است نه هدف.
  2. اعتماد به دشمن، خطاست؛ اما شناخت ضعف او و استفاده از فرصتها، عین عقلانیت است.
  3. هر گشایش اقتصادی و سیاسی، وقتی ارزشمند است که بر پایه اقتدار ملی و حقوق مسلم ملت باشد.
  4. نباید معیشت مردم را به لبخند دشمن گره زد؛ علاج اصلی، تقویت درونزای کشور است.
  5. مردم باید بدانند که در هر مرحله، دشمن ممکن است دچار تذبذب، تغییر فاز و بدعهدی شود؛ پس معیار، نتیجه عینی و تضمینشده است، نه فضاسازی رسانهای.

۲) اصلاح الگوی مصرف و بهرهوری؛ یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی

موضوع دوم، که از مسائل بسیار مهم و مبتلابه کشور است، مسئله اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهرهوری است. برادران و خواهران! یکی از بزرگترین چالشهای اقتصاد ایران، فقط کمبود منابع نیست؛ بلکه بد مصرف کردن منابع است. ما کشوری برخوردار از نفت، گاز، منابع طبیعی، زمین حاصلخیز و سرمایه انسانی جوان هستیم؛ اما با شدت مصرف بالا، اتلاف گسترده و بهرهوری پایین روبهرو هستیم.

در حوزه انرژی، مصرف برق و گاز ما در بخشهای خانگی، تجاری و حتی صنعتی در بسیاری از موارد بالاتر از استانداردهای متعارف جهانی است. در حوزه آب، هدررفت بالا در کشاورزی و شبکهها، یک زنگ خطر جدی است. در حوزه تولید و خدمات نیز گاهی با ساختارهای کمبازده، فناوریهای قدیمی، و مدیریتهای غیرچابک روبهرو هستیم. نتیجه این میشود که با وجود منابع فراوان، باز هم دچار ناترازی، کمبود و فشار میشویم.

چرا این مسئله، فقط اقتصادی نیست؟

اصلاح الگوی مصرف، فقط یک توصیه اخلاقی یا اقتصادی نیست؛ بلکه موضوعی مربوط به امنیت ملی است. اگر در مصرف انرژی، آب، کالا و منابع عمومی بیملاحظه باشیم، کشور در برابر تحریم، بحران و فشار خارجی آسیبپذیرتر میشود. ناترازی گاز و برق، فقط خاموشی و سختی معیشت ایجاد نمیکند؛ بلکه تولید را مختل میکند، هزینهها را بالا میبرد و تابآوری ملی را کاهش میدهد.

از سوی دیگر، این مسئله به وحدت ملی هم مربوط است. وقتی یارانههای پنهان انرژی عمدتاً نصیب پرمصرفها و برخورداران میشود، وقتی مناطق مختلف بر سر آب و امکانات دچار تنش میشوند، وقتی بیعدالتی در توزیع منابع احساس میشود، سرمایه اجتماعی آسیب میبیند. بنابراین اصلاح الگوی مصرف، یک حرکت فراگیر و ملی است که هم به عدالت کمک میکند، هم به اقتدار کشور.

راه درست چیست؟

راه درست این است که اصلاح الگوی مصرف را از سه سطح دنبال کنیم:

  • فرهنگسازی و تربیت عمومی؛ از خانه و مدرسه تا مسجد و رسانه
  • اصلاح سیاستها و مشوقها؛ بهگونهای که کممصرفی و بهرهوری، سودآور و پرمصرفی، پرهزینه شود
  • نظارت و مدیریت کارآمد؛ برای کاهش هدررفت، اصلاح زیرساختها و افزایش بازدهی

مردم عزیز ما اهل همراهیاند، اگر احساس کنند عدالت رعایت میشود و مسئولان خودشان در خط مقدم صرفهجویی و انضباطاند. اقتصاد مقاومتی فقط با شعار محقق نمیشود؛ با تغییر عادتها، اصلاح ساختارها و مشارکت آگاهانه مردم محقق میشود.

۳) سالروز ولادت حضرت امام هادی علیهالسلام و درس امامشناسی

مناسبت دیگر، ولادت باسعادت حضرت امام علی النقی الهادی علیهالسلام است که این میلاد شریف را به محضر حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجه الشریف و به همه شما مؤمنان تبریک عرض میکنم.

یکی از یادگارهای عظیم آن امام همام، زیارت جامعه کبیره است؛ متنی عمیق، معرفتساز، توحیدی، ولایی و انسانساز. اگر کسی بخواهد امامشناسی را درست بیاموزد، یکی از روشنترین و دقیقترین متون، همین زیارت جامعه کبیره است.

دعای معروف را شنیدهاید:

«اَللّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ، ضَلَلْتُ عَنْ دینی»

یعنی خدایا حجتت را به من بشناسان، که اگر حجتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه میشوم. حقیقت این دعا در زیارت جامعه کبیره جلوه میکند؛ زیرا این زیارت به ما میآموزد که شناخت اهلبیت علیهمالسلام، یک معرفت حاشیهای نیست؛ بلکه راه فهم درست دین است.

در فرازی از این زیارت میخوانیم:

«بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِینِنا وَ أَصْلَحَ ما کانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیانا»

یعنی خداوند به واسطه دوستی و ولایت شما، معارف دین ما را به ما آموخت و آنچه از دنیای ما فاسد شده بود اصلاح کرد. این عبارت، یک حقیقت بسیار مهم را روشن میکند: اهلبیت(ع) فقط راهنمای آخرت ما نیستند، بلکه مسیر اصلاح دنیای ما را هم نشان میدهند. هم رشد فکری میدهند، هم جهت عملی میدهند، هم بنبستهای زندگی فردی و اجتماعی را باز میکنند.

و در فراز دیگری آمده است:

«اِنَّ بَیْنی وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا یَأْتی عَلَیْها إِلّا رِضاکُمْ»

یعنی میان من و خدای عزوجل گناهانی است که جز رضایت شما بر آنها چیره نمیشود. معنای این تعبیر آن است که پیوند با اهلبیت، پیوندی تشریفاتی و ظاهری نیست؛ رضایت آنان، رضایت الهی را در پی دارد. البته روشن است که این رضایت، با ادعای صرف به دست نمیآید؛ با تبعیت، اخلاق، عمل، بندگی، عدالتخواهی و پاکی به دست میآید.

۴) ارتحال امام خمینی رحمهالله علیه

و در آستانه سالگرد رحلت جانسوز حضرت امام خمینی رحمهالله علیه، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، وظیفه میدانم این مصیبت را به محضر حضرت ولیعصر(عج)، مقام معظم رهبری، ملت ایران و شما نمازگزاران عزیز تسلیت عرض کنم.

امام خمینی یک فرد صرفاً سیاسی نبود؛ یک حقیقت تاریخی بود. او ملت ایران را از انفعال به حضور، از ترس به قیام، از وابستگی به استقلال، و از تفرقه به هویت اسلامی رساند. امام، اسلام را از حاشیه به متن زندگی اجتماعی آورد و به ملتها آموخت که میتوان در برابر استکبار ایستاد و مرعوب نشد.

امروز هم بهترین راه بزرگداشت امام، فقط برگزاری مراسم نیست؛ بلکه وفاداری به خط امام است:

خط استقلال، خط عزت، خط اعتماد به مردم، خط دفاع از مستضعفان، خط ایستادگی در برابر مستکبران، و خط پایبندی به اسلام ناب محمدی.

جمعبندی پایانی

برادران و خواهران عزیز!

در شرایطی که کشور با مسائل مهم منطقهای، اقتصادی و فرهنگی روبهروست، بیش از همیشه به سه عنصر نیاز داریم:

  • بصیرت در تحلیل
  • استقامت در مسیر
  • و همدلی و مشارکت در حل مسائل کشور

در مسئله مذاکرات، باید هوشیار و عزتمند بود.

در مسئله اقتصاد، باید مصرف را اصلاح و بهرهوری را افزایش داد.

در مسئله فرهنگ و دین، باید به مکتب اهلبیت علیهمالسلام و معارف امام هادی علیهالسلام بازگشت.

و در ادامه راه انقلاب، باید به خط نورانی امام خمینی وفادار ماند.

خداوند متعال به همه ما توفیق فهم درست، عمل صالح، زبان صادق، قلب ثابت و قدم استوار عنایت بفرماید.

اللهم احفظ قائدنا الخامنئی، و انصر الاسلام و المسلمین، و اخذل الکفار و المنافقین، و عجل لولیک الفرج، و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مهدی غفاری
امام جمعه شهر: میاندورود
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
سورک -میدان امام حسین علیه السلام
تلفن دفتر امام جمعه:
01133885613
شماره نمابر:
01133885613
نشانی پایگاه اینترنتی:
نشانی کانال ایتا :