ImamatKarbarView
خطبه اول
الحَمدُلله الَّذی خَلَق السمواتِ و الارض و جَعَل الظُلماتِ و النور ثُمّ الَّذینَ كَفَروا بِرَبّهم یَعدِلون وَ الصَّلوه وَ السَّلام عَلی الهادی البَشیر، السّراجِ المُنیر، سَیدنا سَید الانبیاء وَ المُرسَلین، ابالقاسِم محمّد و علی آله الطَیبینَ الطاهِرین وَ لا سیَّما بَقیه الله فی الاَرَضین .
الهم کل ولیک ....
«عِبادَالله! اُوصِیکُم وَ نَفْسِی بِتَقْوَی اللّه»
یکی از نشانههای افراد متقی حمایت از جبهه حق برعلیه باطل است.
در نظام هستی همواره دو جبهه کلی
خیر و شر، حق و باطل، عدل و ظلم همیشه وجود داشته و دارد.
اما آنچه را که خداوند متعال از بندگان خودش می خواهد و به صورت کلی هدف از ارسال رسولان الهی و انزال کتب الهی بوده است این است که انسان ها مسیر حق، مسیر خیر، مسیر عدل را دنبال کنند و مدافع این مسیر باشند.
خداوند متعال اینگونه مقدر کرده است که حق بر باطل و خیر بر شر پیروز باشد.
قرآن کریم می فرماید: «قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً». (اسراء/81)
این آیه شریفه بیان کننده یک قانون تکوینی و سنت تاریخی است که خدای متعال برای جریان زندگی بشر وضع کرده است.
باطل هرچند قدرتمند و پر زرق و برق باشد، «زَهُوق» است؛ یعنی ذاتاً نابودشدنی، زوالپذیر و بیریشه است.
پیام آیه
در این آیه چند پیام مهم از طرف خداوند متعال وجود دارد که می تواند امیدبخش در این روزهای تقابل ما با مستکبران عالم باشد:
نکته اول: حق «جاءَ الحقُّ»
به این معنا که پیروزی حق، آنچنان قطعی و غیرقابل انکار است که گویی از پیش واقع شده است.
اگر بخواهیم این مسأله را با مثال بیان کنیم،
مانند طلوع خورشید است. ممکن است ظلمت شب یا تودهای از ابر، دید ما را به خورشید محدود کرده باشد، اما ما با تمام وجود میدانیم و مطمئن هستیم که خورشید در حال طلوع است و در نهایت، نورش همه جا را فراخواهد گرفت.
چرا حق پیروز میشود؟
پاسخش این است که جبهه حق:
1) ریشه در فطرت و ایمان دارد و ایمان به انسان توان ومقاومت می دهد.
2) بر مدار ایستادگی و صبر میچرخد. (تحلیل اینکه بیش از یک ماه است که مردم در خیابان ها است...)
3) اتحاد و برادری اساس کار آن است. (تحلیل اینکه بینیم که مردم با هر گرایش و سلیقه ای همه اختلافات خودشان را کنار گذاشته اند و در کنارهم با اتحاد و برادری در مقابل دشمن ایستاده اند...)
4) از پشتیبانی غیبی برخوردار است
(وَ کَانَ حَقّاً عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ). (این عقیده ماست... ما تنها به اسلحه و مهمات نظامی دلخوش نیستیم، ما نصر و پیروزی را از جانب خداوند می بینیم.)
نکته دوم: باطل «زَهَقَ الْباطِلُ»
باطل حتی در اوج قدرت و شکوه ظاهری، «زَهُوق» است؛ یعنی ذاتاً ناپایدار، فانی و بیریشه است.
در برخی دیگر از تعبیرات قرآن، باطل مانند «کف روی آب» است که با یک موج از میان میرود. (رعد/17).
مانند قصرهای مجللی است که بر روی شنزار بنا شده باشد. هرچند از دور باشکوه به نظر برسد، اما پایههای آن سست است و با اولین طوفان فروخواهد ریخت.
قرآن کریم برخی از این نظامهای استکباری مانند حکومت فرعون در زمان موسی(ع) را یادآوری می کند با تمام ساز و برگ نظامی و تبلیغاتی، از درون پوسیده و در برابر اراده الهی و خروش مردمی، ذاتاً زهوق بودند و نابود شدند.
چرا باطل رفتنی است؟ پاسخ این است که جبهه باطل:
1- بر پایه تزویر، زور و ثروت بنا شده است و این امور همیشگی نیست. (این همه رسانههای شیطانی و دروغ پراکنی، این همه پشتوانه نظامی و ساخت ابزار جنگی و نظامی در کشورهای مختلف، و این همه پول پاشی و هزینه برای جنگ، همه گویای این سه چیز است: تزویر، زور، ثروت).
2- جبهه باطل از درون پوسیده و دچار تفرقه است هرچند که در ظاهر خودشان را متحد نشان دهند.
3- ترس و وحشت، تنها ابزار مدیریت آن است. (نشانه های این تفرقه امروز به خوبی در جبهه باطل نمایان است. التماس ترامپ و جواب رد شنیدن از هم پیمانان خودش...)
نکته سوم: زوال باطل، یک «سنت تاریخی» و وعدهای حتمی الهی است: «إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»
این بخش از آیه تاکید مجدد و کلیتر بر همان قانون پیروزی حق بر باطل است.
خداوند متعال با تأکید می فرماید:
«إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً». «کان» (بود) اشاره به ذات و ماهیت همیشگی باطل دارد. یعنی در همه ادوار تاریخ، باطل این گونه بوده و خواهد بود. این یک وعده الهی و سنت تخلفناپذیر در نظام آفرینش است. این پیام، بزرگترین منبع امید و مقاومت برای مبارزان راه حق در تمام طول تاریخ بوده است.
سیرۀ انبیاء و اولیای الهی گواه زنده این قانون است. نمرود با تمام اقتدار در برابر ابراهیم(ع) از بین رفت
فرعون با ادعای خدایی در برابر موسی(ع) از بین رفت
و مشرکان قریش با تمام تعصبات در برابر پیامبر اسلام(ص) از بین رفتند.
همگی ذیل این قانون «کانَ زَهُوقاً» نابود شدند.
اين آيه یک وعده توخالی نیست. اگر به قرآن ایمان داشته باشیم وعده الهی است که نور اميد را در دل یک انسان مؤمن و مسلمان زنده مىكند و آيندهاى روشن براى بشريت و مظلومان جهان به تصوير مىكشد و به زندگى و مبارزات انسانها معنا مىبخشد.
ما کم نداشتیم در تاریخ که باطل با تمام قدرت و شوکت خودش، در نهایت مغلوب حق شده و از بین رفته است.
اگر فقط به تاریخ معاصر ایران نگاه کنیم، جلوههایی از این تحقق وعده الهی را به وضوح مشاهده میکنیم:
1. پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) در برابر یکی از قدرتمندترین رژیمهای وابسته نمونه عینی تحقق همین آیه است.
2. هشت سال دفاع مقدس و پیروزی نظام مقدس جمهوری اسلامی که هم از لحاظ تسلیحات نظامی و هم از لحاظ آمادگی نظامی در پایین سطح قرار داشتیم، آن هم در برابر نه یک کشور که صدام به دست داشت، بلکه چندین کشوری که ازصدام حمایت می کردند،
باز نمونه دیگری از تحقق این وعده الهی است.
3. توطئههایی که در طول عمر 47 سال انقلاب اسلامی از سوی دشمنان این کشور به اشکال مختلف صورت گرفته است و در نهایت به شکست و نابودی منجر شده است، نمونه دیگری از تحقق وعده الهی پیروزی حق بر باطل است.
4. به نصرت الهی و به فضل الهی این اشغالگری و تجاوز ستمگران که در رأس آنها آمریکای جنایت کار و اسرائیل غاضب قرار دارند، نیز به زودی زود، پایان خواهد پذیرفت. و شوکت و قدرت آنها هم نابود خواهد شد. چرا که باطل هستند و باطل رفتنی است.
لوازم پیروزی حق و از بین رفتن باطل.
باید ایمان داشته باشیم که حق آمدنی و پیروز رفتنی است.
اما باید بدانیم که تحقق این وعده الهی لوازمی هم دارد. فراهم سازی این لوازم به دست ماست.
1- پیروزی حق بر باطل یک فرآیند تدریجی است که نیازمند زمان است تا افراد در این میان خود را بیازمایند، حق و باطل را بشناسند و در نهایت حق پیروز شود. این پیروزی از طریق عوامل عادی و سنتهای الهی صورت میگیرد، نه به صورت اعجازگونه. گاهی اوقات ما به دلیل شتابزدگی، تصور میکنیم که حق شکست خورده است، در حالی که این پیروزی به مرور زمان و در مقیاس تاریخی رخ میدهد.
به عنوان مثال، پس از واقعه عاشورا، بنیامیه در همان زمان رسوا نشد، اما در طول تاریخ، رسوایی و ننگ آنها ماندگار شد. این نشان میدهد که پیروزی حق بر باطل، یک فرآیند تدریجی است که در بستر تاریخ رخ میدهد و قضاوت آنی و عجولانه، ما را از درک حقیقت باز میدارد.
اگر می خواهیم تحقق وعده الهی را ببینیم، صبر و استقامت داشته باشیم. عجله نکنیم.
2- در ابتدای رویارویی حق و باطل، معمولاً باطل ظاهراً پیروز میشود. این پیروزی ظاهری، دلایل مختلفی دارد:
یک) نشان دادن فساد باطل: این پیروزی موقت به ما کمک میکند تا ماهیت واقعی و فسادپذیر باطل را بهتر بشناسیم.
دو) آزمون حق: در این میان، جبههی حق مورد آزمایش قرار میگیرد تا قویتر شود.
س) ایجاد غرور در باطل: باطل با دیدن پیروزیهایش دچار غرور میشود و این غرور، زمینه را برای شکست نهاییاش فراهم میکند.
وقتی باطل تصور میکند که قوی است و پیروز شده، دچار توهم میشود. این توهم باعث میشود که تواناییهای حق را دستکم بگیرد و نسبت به تحولات اطراف خود بیتوجه شود. این بیتوجهی، همان نقطهای است که باطل شروع به ضعیف شدن و نابودی میکند.
3- افزایش آگاهی و روشنگری درباره ماهیت باطل. باید بدانیم که سران کفر دلسوز ما و ملت ما نیست. به وعده تو خالی آنها دلخوش نباشیم....
۴- اتحاد و همدلی در صفوف جبهه حق و پرهیز از تفرقه و نفاق و مواظبت در این امر یکی دیگر از لوازم پیروزی جبهه حق علیه باطل است...
نتیجهگیری:
خلاصه سخن در ارتباط با آیه شریفه ای که توضیح داده شد این است که:
1) امیدواری فعالانه داشته باشیم: به حق بپیوندیم، چرا که پیروزی آن حتمی است (جاءَ الحق).
2) از جبهه باطل هراس و ترسی به خود راه ندهیم: در برابر ظواهر فریبنده و قدرتنمایی باطل نهراسیم، زیرا ذاتاً در حال زوال است (زَهَقَ الباطل).
3) به وعده الهی اعتماد و اتکاء داشته باشیم: تاریخ گواه است که این قانون هیچگاه تخلُّف نکرده و نخواهد کرد (إِنَّ الباطلَ کانَ زَهُوقاً).
پروردگارا! با قدرت بیپایانت، حقمداران و مستضعفان جهان را بر تمامی نظامهای استکباری و ستمگر پیروز فرما و پرچم عدالت خودت را در زمین استوار بفرما!
بارالها! سنت همیشگیات را در نابودی باطل آشکار کن و قلبهای مؤمنان را با مشاهده شکست ستمکاران و تحقق وعده «وَ زَهَقَ الْباطِلُ»، سرشار از امید و شکر بفرما!
خدایا عاقبت امر همه ما را بخیر بگردان
خدایا توفیق عمل خالصانه به همه ما عنایت بفرما
خدایا رهبرمعظم انقلاب محافظت بفرما
چشمان ما به جمال مهدی موعود منور بفرما
خیر الکلام کلام رب العالمین الذی قال بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
وَالعَصر * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلاَّالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُواالصَّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالْحَقِّ وَتَواصَوْابِالصَّبْرِ صدق الله العلی العظیم
خطبه دوم بسم الله الرحمن الرحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنَّ عَلیْنَا ببنبیک صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَة،ِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ، اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی أَمِینِکَ عَلَی وَحْیِکَ، وَ نَجِیبِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ صَفِیِّکَ مِنْ عِبَادِکَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَکَة سیدنا ونبینا محمّد و علی أَبُو الْحَسَنَیْن، یَعْسُوبُ الدِّین، رئیس الموحّدینَ، سَیدُ اَلْمُسْلِمِینَ، إِمَامُ اَلْمُتَّقِینَ، أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ، وعلی فاطمة الزّهراء حبیبه الله سيّدة نساءالعالمين و على الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علی علىّبنالحسين و محمّدبنعلىّ و جعفربنمحمّد وموسىبنجعفر و علىّبنموسى الرضا المرتضی و محمّدبنعلىّ و علىّبنمحمّد و الحسنبنعلىّ و الخلف القائم المهدىّ حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک صلوة کثیرة دائمة.
اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ.
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه.
نگاهی به صحنه جنگ ایران و آمریکا
آمریکا و رژیم صهیونی با محاسبات اشتباه درباره ضعف ایران و فروپاشی سرمایه اجتماعی، وارد جنگ با هدف ضربه اساسی به ساختار جمهوری اسلامی شدند. اما ایران با مدیریت هوشمند بحران، سرعت عمل بیسابقه در پاسخدهی، انسجام ملی و هماهنگی کامل با محور مقاومت (حزبالله، مقاومت عراق و انصارالله)، تمام معادلات دشمن را برهم زد.
ارتش رژیم صهیونی دچار فرسایش شدید شد
و آمریکا با محدودیتهای راهبردی و عدم حمایت همهجانبه متحدان، در باتلاقی طولانی گرفتار آمد.
دستاوردهای این جنگ، قواعد جدید منطقهای شامل کاهش حضور آمریکا، عدم تحمل حضور رژیم صهیونیستی و تثبیت قدرت بازدارندگی ایران را رقم زد.
سطح حضور نیروهای آمریکایی در کشورهای منطقه باید کاهش یابد و حضور رژیم صهیونی در هیچ سطحی تحمل نخواهد شد.
هزینههای اقتصادی جنگ برای طرف متجاوز بسیار سنگین خواهد بود و تکرار چنین تهاجمی را به شدت خطرناک میکند.
ایران جدید با انسجام اجتماعی بیشتر، توانمندی نظامی ارتقایافته و محور مقاومتی یکپارچه متولد شده است.
این تجربه تاریخی، درسهای ارزشمندی برای نظام بینالملل خواهد بود و نشان میدهد که جمهوری اسلامی آماده تحمیل قواعد جدید است.
هیچ عقبنشینی از دستاوردها پذیرفته نخواهد شد و آینده منطقه با ایران قدرتمندتر و مقاومتی منسجمتر شکل خواهد گرفت.
این جنگ نه تنها تهدیدات را دفع کرد، بلکه پایههای امنیت بلندمدت را با پرداخت هزینهای سنگین اما ضروری استوار ساخت و الگویی از مقاومت موفق را برای نسلهای آینده بهجا گذاشت.
در این جنگ، چند معادله راهبردی مهم شکل گرفته است:
۱. معادله صادرات نفت در برابر امنیت انرژی جهان:
اگر صادرات نفت ایران مختل شود، ایران امنیت انرژی جهان را مختل خواهد کرد.
۲. معادله زیرساخت انرژی در برابر زیرساخت انرژی:
اگر زیرساختهای انرژی ایران هدف قرار گیرد، ما نیز زیرساختهای انرژی دشمن را هدف خواهیم گرفت.
۳. معادله پایگاه نظامی در برابر پایگاه نظامی:
به ازای هر حمله به پایگاههای ایران، ایران پایگاههای دشمن در منطقه را هدف قرار داده است.
۴. برتری هوایی در برابر اشباع موشکی:
دشمن در حوزه هواپیماها برتری دارد، اما ایران با موشکها و پهپادهای خود این ضعف را جبران کرده است.
۵. محدودسازی جنگ در برابر منطقهایسازی جنگ: دشمن میخواست جنگ را به ایران و اسرائیل محدود کند، اما ایران جنگ را به کل منطقه گسترش داده است.
۶. جنگ نظامی در برابر جنگ اقتصادی: .ایران علاوه بر جنگ نظامی، جنگ اقتصادی را نیز از طریق تنگه هرمز آغاز کرده است.
اگرچه دشمن با اهداف مختلفی از جمله نابودی جمهوری اسلامی، فلج کردن کشور پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، ناامنسازی کشور از طریق اغتشاشات، ایجاد قحطی با تحریمها، ایجاد اختلافات سیاسی، نابودی توان موشکی و هستهای، انزوای ایران و حمایت از اسرائیل وارد جنگ شده است، اما تاکنون در هیچ یک از این اهداف موفق نبوده است.
نگاه واقعبینانه به جنگ و آمادگی برای آن
طبیعت جنگ، زد و خورد سخت، و تحمل خسارتها و تلفات است. این رخدادها هرچند دردناک هستند، اما به معنای پایان راه یا نشانه شکست قطعی نیست.
بزرگترین خطا آن است که جنگ را صرفاً بهعنوان مجموعهای از پیروزیهای پیدرپی تصور کنیم؛ زیرا چنین تصوری با واقعیتهای میدان نبرد سازگار نیست. از سوی دیگر، در نگاه معنوی نیز سختیها و آزمونها بخشی از مسیر دفاع و مقاومت به شمار میآید.
جوامعی که در برابر دشواریها استقامت نشان میدهند و دچار ناامیدی یا شتابزدگی در تحلیل شرایط نمیشوند، توان بیشتری برای عبور از بحرانها خواهند داشت؛
بنابراین درک ماهیت واقعی جنگ اهمیت زیادی دارد. جنگ عرصهای است که در آن پیروزی نهایی معمولاً حاصل صبر، تدبیر و استمرار تلاش است، نه نتیجه یک یا چند رخداد مقطعی. ملتهایی که این واقعیت را میپذیرند، بهتر میتوانند در برابر فشارها ایستادگی کنند و مسیر خود را با آرامش و هوشیاری ادامه دهند.
قائد شهید، امام خامنهای در پاسخ به درخواست راهنمایی برای خواندن برخی ادعیه جهت کسب فتح نهایی، خواندن «سوره فتح»، «دعای چهاردهم صحیفه سجادیه» و «دعای توسل» را توصیه کردند. مؤمنین اهل دعا و توسل هستند و ممکن است با ادعیههای زیادی انس داشته باشند، اما بهنظر میرسد در مسیر سلوک جمعی توجه به توصیههای سه گانه امام شهیدمان راهگشا است. از این رو بدون ایجاد حساسیت و نفی دیگران بر ترویج توصیههای سهگانه تمرکز کنیم و اجرا نماییم.
درپایان ازحضوریکایک شما عزیزان .خواهران وبرادارن مردم خوب شهرستان داورزن و همه عزیزانی که از روستاهای اطراف تشریف آوردند ودر نماز جمعه شرکت کردند تقدیر وتشکر میکنم.
همچنین از حضور مسولین ونیروهای نظامی وانتظامی وهمه نهادها تقدیر وتشکر میکنم
برای همه عزیزان از خداوند طلب بهترین ها را دارم.
خیر الکلام کلام رب العالمین الذی قال بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ «۱» فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ «۲» إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ