ImamatKarbarView
سلام علیکم و رحمه الله اعوذ بالله من الشیطان الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و الله اجمعین و الانا السلیم صرات السلام علی الله وعالم الله علی الله العظم الی محمد صل علی محمد اللهه آل یین ال نفرین الم معصومین سیما هی الله العید روح الله العالمین انقلاب مقدم الله اول الله و الله المانی علی الان الی قیام مهدی اذی عباد الله الصیر الله نظم انکم در ابتدای خطبه هم خودم هم شما خواهران و برادران رعایت تقوای الهی دعوت می کنم باید انسان اگر کاری رو بخواد انجام بده موانع رو فرصت ها رو هم ببینه ما که هر هفته همدیگه رو توصیه به تقوا می کنیم باید بدونیم موانع تقوا هم چی هست چه چیزی باعث می شه که انسان تقوا رو نتوانه رعایت کنه مثلا روایت هست یکی از اون موانع را روایات ما حصر عنوان کرده امام صادق علیه السلام می فرمایند یادم علی سید بم برا سعید الکفره ا بگو حصر بر حذر باشید به دور باشید بپرهیزید از حسد مبادا یکی از شما به دیگری حسد بورزه حا اصل کفر حسد حسادت هست که انسان رو به کفران نعمت های خدا بلکه به اصل وجود خدا می کشونه اولین گناهی که تو عالم هستی شکل گرفت و انجام شد حصر بود وقتی که خداوند آدم رو آفرید و به فرشته ها فرمود که من بشری رو از خاک می آفریدم و از زمانی که از روح خودم در این بشر دویدم همه سجده کنید همه سجده کردند ابن قدیس ابا کرد استکبار و وزیر در روایات ما هست علت این استکبار حسد بود وقتی که بنده خدا سر به سجده می ذاره اون موقع فریاد شیطان بلند می شه ای وای بر من که فرزند آدم سجده کرد و من سرزن کردم یه ناشی از حسادت شدید شیطان و ابلیس است نسبت به آدم و فرزندان آدم و به خاطر همین معصیت معاصی دیگر هم مرتکب شد استکبار هم مرتکب شد و خدا از اون درگاه الهی بیرونش کرد و نه ش کرد اصل این رجیم بودن ابلیس برمی گرده به حس عادتش اولین خونی که در روی زمین ریخته شد به خاطر حسادت بود وقتی که خدا دستور داد به حضرت آدم که به فرزندانت بگو قربانی برای من بیارن هدیه بیارن هابیل و قابیل هر کدام هدیه ای برای خدا آوردند از یکی قبول شد از دیگری قبول نشد و اون برادری که ازش قربانی قبول نشد حسادت کرد تهدید کرد برادرش رو به قتل گفت من حتما تو رو می کشم ولی بعد اون برادر فرمود برادرش گفت نمای الله من الملقین خدا فقط از پرهیزگاران این چیزا رو قبول می کنه حسادت این بسیار بسیار شدید بود اونقدر شدید شد که منجر به قتل برادرش شد اولین خونی که روی زمین ریخت به خاطر حسادت بود ایات یک مریضی بسیار سختیه درمانش خیلی سخته در روایات هست یک چشمه جلوی درب بهشت گذاشته خدا بهشتی که می خواد وارد بهشت بشه اول از این چشمه آب می نوشه تا باقی مانده تر مانده حسادت از دلش بیرون بره ببین تا کجا آمد حسادت تو دنیا پاک نشده تو عالم برزخ با اون همه عذاب پاک نشده دو عالم قیامت پاک نشده تو دم بهشت هنوز تهش مونده این همه پاک کرده اینا رو با عذاب حالا یه مقداری مونده تهش تا با اون نهر بهشتی پاک بشه کار سختیه مریضی لاعلاجی صعب العلاج چطور یسان مریضی می شه علائمی تو وطنش ظاهر می شه مثلا انسان سرما می کنه می بینه سردرد شد عطسه می زنه آبریزش بینی داره طبل داره علائم رو می فهمه بعد علائم رو فهمید می ره دنبال درمانش مشکل ما اینه که ما تو مریضی های روحی علائم رو نمی فهمیم علائم رو می بینیم متوجه نمی شیم چی الان مریض این مرضیه روحی داریم حالا چند تا علامت رو به روایات ما برشمردن من چند تاشون به خدمتتون عرض می کنم که ببینیم آیا ما حسن داریم یا نه امام صادق علیه السلام می فرماید لقمان به پسرش گفت خ لقمن النه لقمه پزشک می گه که الی الحد ثلاث و علامات پسرم حسد سه علامت داره نگاه کنید این داره یا نه تو ربات پاک بشه تو همین دنیا ان شاالله یه یخ تا با اضافه ها و اگر دوستش برادرش همکارش همسایه اش هر از جاریش اونجا نیست تو مجلس غایب با غیبتش می کنه یخ تا غیبتش می کنه بعدیش رو می گه اگر نعمتی تو وجود او دیده دیگه خودش نداره می خواد با غیبت کردن برشمردن بدی ها اون خوبی و نعمتی هم که رفیق شاید داداش داره اون رو پنهان کنه از چاش بندازه یخ تا از آقا بر بعد دومین علامت ویتمن لب عا شهیدم اگر باشه حضور داشته باشه تملق می کنه خوبیش رو می گه وقتی تو جلسه حاضر باش اون شخص دیشب تو داشتی غیبتش می کردید یه دفعه چطور صد و هشتاد درجه برگشتی وقتی حاضر هست ولی و خوبی هاش رو می گی غیبتش نمی کنی یت ملق زار در این دومین علامت شخص بیمار هست سومین علامتش اینه یشت یشت به مصیبت اگر مصیبتی برای اون رفیقش پیش بیاد برای کسی که ازش حسادت می کنه خوشحال می شه شماتت می کنه تو بعضی روایات داره می گه خوشحال می شه از گرفتار شدن اون شخص از زائر شدن نعمت از اون فرد فرد دانشگاه قبول شده در رتبه بالا به این سعادت می کنه دلش می خواد این نعمت رو نداشته باشه حالا اگر اتفاقی افتاد از دانشگاه بیرونش کردن خوشحال می شه اگر مدیر شد ناراحت می شه اگر مدیریت بره شن خوشحال می شه اگر نعمتی به آدم دادن اونشم دادن ما تمنای زوال نعمت کردیم کاش نداشتیم نعمت کاشکی اون خوبی رو نداشت این شخص محد حسادت داره این مریضی تو وجودش هست چیکار کنیم چه خوایم به سر بریزیم چطوری پاکش کنیم برید رسول خدا حضرت محمد صل الله علیه السلام ماشالله من با صحبت هاشون و فرمایشات و روایات شون رو به شیوه های مختلف بیان می کردن گاهی وقتا سوالی بود گاهی وقتا تعجبی بود گاهی وقتا عادی سوال می پرسیدن و حرفشون رو بیان می فرمودند یه روز تو مجلس تو مسجد نشسته بودن اصحاب دور و برشون یه دفعه حضرت فرمودند اولین شخصی که الان می خواد از در وارد بشه این شخص اهل بهشت است همه منتظر بودن کی از در می خواد بیاد تو کسی هم می تونست تقلا کنه از اون در بره مثلا خودش اولین نفر بیاد این کار رو نمی شد کرد جلوی پیغمبر از غیب خبر داره دیدم دیدم یک پیرمرد پیرمرد ساده وارد مسجد شد رفت وضو گرفت آمد نمازش بعد روز بعد شد دوباره همین اتفاق افتاد حضرت فرمود می دونید اولین کسی که وارد بهشت وارد این مسجد می شه بهشتی هست همه دوباره منتظر شدن همون پیرمرد دیروز امروز هم اومد بار سوم همین قصه تکرار شد تا یکی از اصحاب پیغمبر به نام عبدالله ابن نراست حالا پدرش آدم بدی بود عمروعاص بود اما پسره آدم خوبی است گاهی وقت ها پدر شخص محترمی نیست ولی پسر آدم خوب در می آد انسان پاکیزه ای در می آد این عبدالله ابن نمرست از اون آدما بود می گه رفت دنبال این پیرمرد ببینه چیکار می کنه چطور رفتاری داره که پیغمبر خدا می گه اهل بهشت کنجکاو شد و دنبالش دید رسید یه خونه محقری یعنی نقش این تو خونه داره و یه بز این پیرمرد گفت که پیر مرد من پدرم از خونه بیرونم کرده راه نمی ده اجازه هست یه شب پیش تو بمونم می خواست با این یه شب موندم ببینی چیکار می کنه شب رو چجوری صبح می کنه صبح رو چجوری شرم می کنه موند تو خونه اش خرما آورد جلوش گذاشت یه کاسه شیر براش آب تناول کرد بعد شب شد دید برای نماز شب هم بلند نشد بالاخره راحت خوابید تا صبح نماز صبحم خوند بعد به برده رو کرد گفت بر دش من داستانی برات گفتم صحیح نبود من به خاطر این آمدم پیش تو خواستم ببینم چطور شده پیغمبر می گه هر تو اهل بهشتی در رو فرموده مستفی گفت ببین من چند تا خصوصیت سعی کردم تو وجودم به وجود بیار این درس برای ما که می خوای حسرت نداشته باشی ببینید پیروند چیکار کرده این پیرمرد دیگری که یکی از اون خصوصیات و کارهایی که من همیشه تو ذهنم تو دلم تو اعمالم انجام می دم اینه که اگر همه دنیا از من گرفته بشه من ناراحت نمی شم یعنی این جوری به خودم قبولوندم اگر تمام دنیا از من بگیرن اموالمون مالمون همه چی مکنت قدرت من ناراحت نمی شیم دومین چیز اینه که من به خودم واجب کردم اینا رو خودم به وجود آوردم که اگر همه دنیا به من بدن خوشحال نمی شم این دومین خصوصیات سومین کاره که من تو دلم هست همیشه انجام می دم به خودم تلقین می کنم اینه که از هیچ کس کینه به دل نمی گیرن اگر بدهی به من می شه فراموش می کنم نمی ذارم یک سال بعد رو دیدید یک سال بعد می هاتون فلان سال این حرف رو زدی فلان روز این کار رو کردیم این جفا رو من کردیم بعضی ها افتخار می کنن به کینه ای بودن بله چهارمین مورد که من سعی کردم تو وجودم ایجاد کنم اینه که به هیچ کس حسادت نمی کنه هیچ کس سعی می کنم تمام ولی اینجوری بود سعی می گم تمام خوبی هایی که خدا بهش داده ببینه دون رو خدا چقدر نعمت به خودش داده حالا این نعمتم به دیگران ببینه ولی بله چه اشکالی داره ما غرق در نعمت هستیم ما انسان ها خودمون نمی فهمیم ما درک این موضوع نداریم خدایا پروردگار
سلام علیکم و رحمه الله اعوذ بالله من الشیطان الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و الله اجمعین و الانا السلیم صرات السلام علی الله وعالم الله علی الله العظم الی محمد صل علی محمد اللهه آل یین ال نفرین الم معصومین سیما هی الله العید روح الله العالمین انقلاب مقدم الله اول الله و الله المانی علی الان الی قیام مهدی اذی عباد الله الصیر الله نظم انکم در ابتدای خطبه هم خودم هم شما خواهران و برادران رعایت تقوای الهی دعوت می کنم باید انسان اگر کاری رو بخواد انجام بده موانع رو فرصت ها رو هم ببینه ما که هر هفته همدیگه رو توصیه به تقوا می کنیم باید بدونیم موانع تقوا هم چی هست چه چیزی باعث می شه که انسان تقوا رو نتوانه رعایت کنه مثلا روایت هست یکی از اون موانع را روایات ما حصر عنوان کرده امام صادق علیه السلام می فرمایند یادم علی سید بم برا سعید الکفره ا بگو حصر بر حذر باشید به دور باشید بپرهیزید از حسد مبادا یکی از شما به دیگری حسد بورزه حا اصل کفر حسد حسادت هست که انسان رو به کفران نعمت های خدا بلکه به اصل وجود خدا می کشونه اولین گناهی که تو عالم هستی شکل گرفت و انجام شد حصر بود وقتی که خداوند آدم رو آفرید و به فرشته ها فرمود که من بشری رو از خاک می آفریدم و از زمانی که از روح خودم در این بشر دویدم همه سجده کنید همه سجده کردند ابن قدیس ابا کرد استکبار و وزیر در روایات ما هست علت این استکبار حسد بود وقتی که بنده خدا سر به سجده می ذاره اون موقع فریاد شیطان بلند می شه ای وای بر من که فرزند آدم سجده کرد و من سرزن کردم یه ناشی از حسادت شدید شیطان و ابلیس است نسبت به آدم و فرزندان آدم و به خاطر همین معصیت معاصی دیگر هم مرتکب شد استکبار هم مرتکب شد و خدا از اون درگاه الهی بیرونش کرد و نه ش کرد اصل این رجیم بودن ابلیس برمی گرده به حس عادتش اولین خونی که در روی زمین ریخته شد به خاطر حسادت بود وقتی که خدا دستور داد به حضرت آدم که به فرزندانت بگو قربانی برای من بیارن هدیه بیارن هابیل و قابیل هر کدام هدیه ای برای خدا آوردند از یکی قبول شد از دیگری قبول نشد و اون برادری که ازش قربانی قبول نشد حسادت کرد تهدید کرد برادرش رو به قتل گفت من حتما تو رو می کشم ولی بعد اون برادر فرمود برادرش گفت نمای الله من الملقین خدا فقط از پرهیزگاران این چیزا رو قبول می کنه حسادت این بسیار بسیار شدید بود اونقدر شدید شد که منجر به قتل برادرش شد اولین خونی که روی زمین ریخت به خاطر حسادت بود ایات یک مریضی بسیار سختیه درمانش خیلی سخته در روایات هست یک چشمه جلوی درب بهشت گذاشته خدا بهشتی که می خواد وارد بهشت بشه اول از این چشمه آب می نوشه تا باقی مانده تر مانده حسادت از دلش بیرون بره ببین تا کجا آمد حسادت تو دنیا پاک نشده تو عالم برزخ با اون همه عذاب پاک نشده دو عالم قیامت پاک نشده تو دم بهشت هنوز تهش مونده این همه پاک کرده اینا رو با عذاب حالا یه مقداری مونده تهش تا با اون نهر بهشتی پاک بشه کار سختیه مریضی لاعلاجی صعب العلاج چطور یسان مریضی می شه علائمی تو وطنش ظاهر می شه مثلا انسان سرما می کنه می بینه سردرد شد عطسه می زنه آبریزش بینی داره طبل داره علائم رو می فهمه بعد علائم رو فهمید می ره دنبال درمانش مشکل ما اینه که ما تو مریضی های روحی علائم رو نمی فهمیم علائم رو می بینیم متوجه نمی شیم چی الان مریض این مرضیه روحی داریم حالا چند تا علامت رو به روایات ما برشمردن من چند تاشون به خدمتتون عرض می کنم که ببینیم آیا ما حسن داریم یا نه امام صادق علیه السلام می فرماید لقمان به پسرش گفت خ لقمن النه لقمه پزشک می گه که الی الحد ثلاث و علامات پسرم حسد سه علامت داره نگاه کنید این داره یا نه تو ربات پاک بشه تو همین دنیا ان شاالله یه یخ تا با اضافه ها و اگر دوستش برادرش همکارش همسایه اش هر از جاریش اونجا نیست تو مجلس غایب با غیبتش می کنه یخ تا غیبتش می کنه بعدیش رو می گه اگر نعمتی تو وجود او دیده دیگه خودش نداره می خواد با غیبت کردن برشمردن بدی ها اون خوبی و نعمتی هم که رفیق شاید داداش داره اون رو پنهان کنه از چاش بندازه یخ تا از آقا بر بعد دومین علامت ویتمن لب عا شهیدم اگر باشه حضور داشته باشه تملق می کنه خوبیش رو می گه وقتی تو جلسه حاضر باش اون شخص دیشب تو داشتی غیبتش می کردید یه دفعه چطور صد و هشتاد درجه برگشتی وقتی حاضر هست ولی و خوبی هاش رو می گی غیبتش نمی کنی یت ملق زار در این دومین علامت شخص بیمار هست سومین علامتش اینه یشت یشت به مصیبت اگر مصیبتی برای اون رفیقش پیش بیاد برای کسی که ازش حسادت می کنه خوشحال می شه شماتت می کنه تو بعضی روایات داره می گه خوشحال می شه از گرفتار شدن اون شخص از زائر شدن نعمت از اون فرد فرد دانشگاه قبول شده در رتبه بالا به این سعادت می کنه دلش می خواد این نعمت رو نداشته باشه حالا اگر اتفاقی افتاد از دانشگاه بیرونش کردن خوشحال می شه اگر مدیر شد ناراحت می شه اگر مدیریت بره شن خوشحال می شه اگر نعمتی به آدم دادن اونشم دادن ما تمنای زوال نعمت کردیم کاش نداشتیم نعمت کاشکی اون خوبی رو نداشت این شخص محد حسادت داره این مریضی تو وجودش هست چیکار کنیم چه خوایم به سر بریزیم چطوری پاکش کنیم برید رسول خدا حضرت محمد صل الله علیه السلام ماشالله من با صحبت هاشون و فرمایشات و روایات شون رو به شیوه های مختلف بیان می کردن گاهی وقتا سوالی بود گاهی وقتا تعجبی بود گاهی وقتا عادی سوال می پرسیدن و حرفشون رو بیان می فرمودند یه روز تو مجلس تو مسجد نشسته بودن اصحاب دور و برشون یه دفعه حضرت فرمودند اولین شخصی که الان می خواد از در وارد بشه این شخص اهل بهشت است همه منتظر بودن کی از در می خواد بیاد تو کسی هم می تونست تقلا کنه از اون در بره مثلا خودش اولین نفر بیاد این کار رو نمی شد کرد جلوی پیغمبر از غیب خبر داره دیدم دیدم یک پیرمرد پیرمرد ساده وارد مسجد شد رفت وضو گرفت آمد نمازش بعد روز بعد شد دوباره همین اتفاق افتاد حضرت فرمود می دونید اولین کسی که وارد بهشت وارد این مسجد می شه بهشتی هست همه دوباره منتظر شدن همون پیرمرد دیروز امروز هم اومد بار سوم همین قصه تکرار شد تا یکی از اصحاب پیغمبر به نام عبدالله ابن نراست حالا پدرش آدم بدی بود عمروعاص بود اما پسره آدم خوبی است گاهی وقت ها پدر شخص محترمی نیست ولی پسر آدم خوب در می آد انسان پاکیزه ای در می آد این عبدالله ابن نمرست از اون آدما بود می گه رفت دنبال این پیرمرد ببینه چیکار می کنه چطور رفتاری داره که پیغمبر خدا می گه اهل بهشت کنجکاو شد و دنبالش دید رسید یه خونه محقری یعنی نقش این تو خونه داره و یه بز این پیرمرد گفت که پیر مرد من پدرم از خونه بیرونم کرده راه نمی ده اجازه هست یه شب پیش تو بمونم می خواست با این یه شب موندم ببینی چیکار می کنه شب رو چجوری صبح می کنه صبح رو چجوری شرم می کنه موند تو خونه اش خرما آورد جلوش گذاشت یه کاسه شیر براش آب تناول کرد بعد شب شد دید برای نماز شب هم بلند نشد بالاخره راحت خوابید تا صبح نماز صبحم خوند بعد به برده رو کرد گفت بر دش من داستانی برات گفتم صحیح نبود من به خاطر این آمدم پیش تو خواستم ببینم چطور شده پیغمبر می گه هر تو اهل بهشتی در رو فرموده مستفی گفت ببین من چند تا خصوصیت سعی کردم تو وجودم به وجود بیار این درس برای ما که می خوای حسرت نداشته باشی ببینید پیروند چیکار کرده این پیرمرد دیگری که یکی از اون خصوصیات و کارهایی که من همیشه تو ذهنم تو دلم تو اعمالم انجام می دم اینه که اگر همه دنیا از من گرفته بشه من ناراحت نمی شم یعنی این جوری به خودم قبولوندم اگر تمام دنیا از من بگیرن اموالمون مالمون همه چی مکنت قدرت من ناراحت نمی شیم دومین چیز اینه که من به خودم واجب کردم اینا رو خودم به وجود آوردم که اگر همه دنیا به من بدن خوشحال نمی شم این دومین خصوصیات سومین کاره که من تو دلم هست همیشه انجام می دم به خودم تلقین می کنم اینه که از هیچ کس کینه به دل نمی گیرن اگر بدهی به من می شه فراموش می کنم نمی ذارم یک سال بعد رو دیدید یک سال بعد می هاتون فلان سال این حرف رو زدی فلان روز این کار رو کردیم این جفا رو من کردیم بعضی ها افتخار می کنن به کینه ای بودن بله چهارمین مورد که من سعی کردم تو وجودم ایجاد کنم اینه که به هیچ کس حسادت نمی کنه هیچ کس سعی می کنم تمام ولی اینجوری بود سعی می گم تمام خوبی هایی که خدا بهش داده ببینه دون رو خدا چقدر نعمت به خودش داده حالا این نعمتم به دیگران ببینه ولی بله چه اشکالی داره ما غرق در نعمت هستیم ما انسان ها خودمون نمی فهمیم ما درک این موضوع نداریم خدایا پروردگار