ImamatKarbarView
بر سر سفرهٔ پربرکت قرآن کریم، این اقیانوس بیکران هدایت، موضوع سخن، راهکار به دست آوردن عزت و سربلندی از منظر قرآن است.
خدای رحمان در آیه 10سوره مبارکه فاطر میفرماید:
مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا»؛
هر کس که عزت و سربلندی میخواهد، باید آن را از خداوند طلب کند، چرا که سرچشمهٔ همهٔ عزتها و عظمتها تنها ذات پروردگار است.
اندیشههای سالم و صحیح و کلمات پاک، وقتی به سمت خداوند جهت مییابند، انسان را بالا میبرند و خداوند است که صاحبان چنین اندیشهها و اعمالی را ارتقا میدهد و به اوج میرساند.
همهٔ افراد به دنبال کسب عزت، سربلندی، عظمت و شکوه هستند و برای دستیابی به آن تلاش میکنند؛
اما هر کسی راهی را برای رسیدن به این مقصود برمیگزیند. برخی مال و ثروت را راه عزت مییدانند، برخی جاه و مقام، برخی شهرت، و برخی دیگر عزیز شدن در میان قوم و قبیله را.
دین ما با خودِ مال و ثروت، پست و مقام، یا محبوبیت در میان خویشاوندان مخالف نیست، بلکه آنچه قرآن، انبیا و ائمه معصومین(ع) با آن مخالفت میکنند، این است که انسان این امور را هدف نهایی زندگی خود قرار دهد و برای به دست آوردن آنها، به راههای ظالمانه و گناهآلود متوسل شود. بنابراین،اگر کسی عزت و عظمت حقیقی و پایدار میخواهد، باید آن را از مسیر خداوند و از طریق تبعیت از دستورات الهی جستجو کند. حتی مال حلال، مقام مشروع و محبت در میان قوم و قبیله نیز باید از راهی به دست آید که خداوند رضایت دارد و همراه با گناه و ستم نباشد.
حقیقت عزت، در درجهٔ اول، قدرتی است که در درون جان انسان رخنه میکند و او را از خضوع و تسلیم در برابر ستمگران و متجاوزان حفظ مینماید. این، همان قدرتی است که انسان را از اسارت شهوات رها میسازد و در برابر هوسها سر فرود نمیآورد. در حقیقت، عزت، قدرتی است که انسان را به مرحلهٔ نفوذناپذیری در برابر زور و تهدید ارتقا میدهد. آیا چنین قدرتی جز از طریق ایمان به خداوند و ارتباط با سرچشمهٔ اصلی عزت، میتواند نصیب انسان شود؟ همانگونه که انسان تشنه، باید آب را از سرچشمهای زلال و گوارا طلب کند، نه از جویبارهای کوچک و آلوده که هم محدودند و هم ناپاک.
در روایات مربوط به امام مجتبی(ع) میخوانیم که حضرت در واپسین لحظات عمر پربرکتش، هنگامی که یکی از یارانش از ایشان درخواست پند و اندرز کرد، فرمودند: «اگر میخواهی بینیاز باشی، به آنچه نزد خداست اعتماد کن و اگر عزت میخواهی، از معصیت خداوند بپرهیز.» هرگاه بخواهی بدون ثروت و قوم و خویش عزیز شوی، و بدون قدرت و حکومت صاحب هیبت باشی، باید از سایهٔ ذلت معصیت خدا به سایهٔ عزت اطاعت خدا پناه ببری. یعنی، آنچه انسان را به عزت و عظمت میرساند، میزان تبعیت او از دستورات پروردگار متعال است.در برخی آیات قرآن، عزت علاوه بر خداوند، به پیامبر(ص) و مؤمنان نیز نسبت داده شده است؛ چنانکه در آیه هشتم سوره منافقون آمده است:
«ولله العزة ولرسوله وللمؤمنین». این بدان دلیل است که آنان نیز در پرتو عزت خداوند و با گام نهادن در مسیر اطاعت از او، به این مقام دست یافتهاند.
ساحران دنیاپرست دوران فرعون، نیرنگهای خود را با نام و عظمت فرعون آغاز کردند و به عزت فرعون سوگند یاد نمودند که حتماً پیروز خواهند شد؛ اما این پیروزی دیری نپایید که با معجزهٔ عصای موسی(ع) در هم شکست.
با این حال، همین افراد وقتی از زیر پرچم ذلتبار فرعون خارج شدند و در سایهٔ توحید قرار گرفتند، آنچنان قدرتمند و شکستناپذیر شدند که حتی سختترین تهدیدها و شکنجهها در آنان تأثیری نگذاشت. آنان دست و پا و حتی جان خود را عاشقانه در راه خدا فدا کردند و شربت شهادت نوشیدند و با این عمل، به همگان نشان دادند که وقتی انسان به خداوند متصل شود، در برابر زور و ثروت تسلیم نخواهد شد. این وضعیت پرافتخار آنان، درسی همیشگی برای همهٔ بشریت است.
در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند: «عزت، جامهای است که خداوند بر تن خود پوشیده و هر که با من بر سر این عزت درافتد، خوار و زبونش خواهم ساخت.» پس هر کس که عزت و عظمت حقیقی – هم در دنیا و هم در آخرت – را میخواهد، باید از عزیز مطلق تبعیت کند. خدای متعال راه رسیدن به عزت را اینگونه برای ما تشریح میکند: علاوه بر عقیدهای پاک و ایمانی ریشهدار، عمل صالح نیز از عوامل اصلی کسب عزت است. خداوند باور و اندیشهای پاک را به سوی خود اوج میدهد و دارندهاش را تا جوار رحمت خویش بالا میبرد.
از این عقیدهٔ سالم و ریشهدار، شاخهای میروید که میوهاش عمل صالح و کار درست است.هر کار مفید و سازندهای که دعوت به حق کند – خواه مبارزه با ستم باشد، خواه دفاع از مظلوم، خواه خودسازی و عبادت، یا هر اقدام تربیتی و اصلاحی دیگر – اگر برای خدا و به خاطر رضای او انجام گیرد، اوج میگیرد و به آسمان لطف پروردگار عروج میکند. این عمل، مایهٔ تکامل و معراج انسان میشود و برخورداری از عزت الهی را برای او به ارمغان میآورد. همانگونه که خداوند با قدرت بیکران خود، زمین مرده را با باران حیاتبخش زنده میکند، این عقیدهٔ پاک و عمل صالح را نیز پرورش میدهد و در سایهٔ آن، به بندهاش عزت و عظمت و شکوه میبخشد.
خدایا عاقبت امر همه ما را بخیر بگردان
خدایا توفیق عمل خالصانه به همه ما عنایت بفرما
خدایا رهبرمعظم انقلاب محافظت بفرما
چشمان ما به جمال مهدی موعود منور بفرما
چند نکته عرض کنم
قدرت ملت ایران واقعیتی است که بر هیچکس پوشیده نیست
در حوزه داخلی وخارجی
امروز ایران در آستانه تحولی بزرگ در عرصه فناوریهای پیشرفته قرار دارد. تحولی که ریشه در اراده دانشمندانی دارد که با تکیه بر توان داخلی، مرزهای دانش را درنوردیدهاند.
در میان این پیشرفتها، دو حوزه هوافضا و انرژی هستهای بیش از دیگر عرصهها توجه جهانیان را به خود جلب کردهاند. اما آنچه این دستاوردها را معنادارتر میکند، شهادت دانشمندانی است که راه را برای این پیشرفتها هموار کردند.
در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی، ملت ایران و سایر ملتها تجلی عظمت واقعی فناوری ایرانْساخت را نه در کلام و گزارش، بلکه در آسمان و روی صفحه رادارهای دشمن مشاهده کردند.
این ۱۲ روز، نقطه عطفی بود که فاصله میان «دانش پنهان» و «قدرت عیان» را به صفر رساند و دستاوردها و خونآوردهای دانشمندان ایرانی را در دو حوزه راهبردی و فوقحساس هوافضا و انرژی هستهای، از حالت محرمانه به نمایش جهانی کشاند. این دستاوردها تصادفی نبودند؛ خون همین شهدا بود که تبدیل به قدرت بازدارنده امروز ایران شده است.
در حوزه سیاست خارجی ایران امروز در چهار سازمان مهم و متفاوت عضو است:
سازمان همکاری اسلامی (سها)،
سازمان همکاری اقتصادی (اکو)،
گروه بریکس (بریکس)
و سازمان همکاری شانگهای (شانگهای).
این سازمانها از نظر ماهیت، مقیاس، کارکرد و جغرافیا با هم تفاوتهای جدی دارند: از یک نهاد هویتی–اسلامی (سها) تا یک بلوک امنیتی اوراسیایی (شانگهای)، یک سازمان اقتصادی منطقهای (اکو) و یک بلوک نوظهور اقتصادی–سیاسی جهانی (بریکس).
ترکیب این چهار عضویت یعنی ایران بهصورت همزمان در جهان اسلام، اوراسیا، اقتصادهای نوظهور و محیط منطقهای خودش حضور دارد.
این وضعیت اگر درست مدیریت شود، میتواند ایران را از یک بازیگر صرفاً «منطقهای» به یک بازیگر چندلایه و چندحلقهای تبدیل کند؛ کشوری که هم در جنوب جهانی نقش دارد، هم در جهان اسلام، هم در محور چین–روسیه–هند، و هم در مرکز شبکههای منطقهای اکو.
این پشرفت ها نتیجه همه وتلاش دانشمندان ومسئولین وشمامردم عزیزاست که باعث افتخار هستش.
درهفته گذشته یکی از اتفاقاتی که افتاد ترور شهید عزیز یکی از فرماندهان مهم جبهه مقاومت در لبنان بود
شهادت سردار هیثم علی طباطبائی،
اگرچه ضایعهای جبرانناپذیر برای جبهه مقاومت است، اما در تحلیل نهایی، نشاندهنده بنبست و درماندگی رژیم صهیونی است. تلآویو با این اقدام، یک بار دیگر ثابت کرد که در برابر قدرت فزاینده و نفوذ عمیق حزبالله، جز توسل به ترور و جنایت، راهکاری ندارد.
سه کابوس داشته که شکست خورده
«بازسازی قدرت پس از شهادت نصرالله»،
«شکست پروژه خلع سلاح حزب الله»
«راهبرد حزب الله قابل محاسبه نیست.
تصویری روشن از آینده موازنه قدرت در منطقه ترسیم میکند. آیندهای که در آن، مقاومت نه به عنوان یک نیروی محلی، بلکه به عنوان یک بازیگر منطقهای تعیینکننده، نقش خود را در سرنوشت فلسطین و غرب آسیا ایفا خواهد کرد. خون «سید ابوعلی» و دیگر سرداران مقاومت، نه تنها خاموشکننده نیست، بلکه سرمایهای راهبردی است که شعلههای امید و پایداری را در دل امت اسلامی فروزانتر میسازد و کابوس شکست را برای صهیونیستها و حامیانشان به واقعیتی گریزناپذیر تبدیل میکند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در بیانیهای مفصل، این اقدام را «جنایتی آشکار و تروریستی» و نشانه «ضعف و درماندگی» رژیم صهیونی خواند. این بیانیه با اشاره به «سکوت مجامع بینالمللی»، بر چهار نکته کلیدی تأکید کرد:
۱. تداوم پویای جریان مقاومت: تأکید بر اینکه خون شهدا، مقاومت را فروزانتر میکند.
امروزه بر اساس ارزیابیهای نهادهای امنیتی غرب، حزبالله در بالاترین سطح آمادگی رزمی سه دهه گذشته قرار دارد. نوسازی سامانههای موشکی، توسعه پدافند و تقویت هوش اطلاعاتی، باعث شده ارتش رژیم صهیونی برخلاف گذشته، نتواند بر نبض اطلاعاتی حزبالله مسلط شود.
۲. حق محفوظ انتقام: اعلام اینکه حق انتقام خون این شهید و دیگر شهدا محفوظ است و پاسخی کوبنده در انتظار متجاوزان خواهد بود.
۳. ترور به مثابه جنگ روانی: این اقدام را بخشی از تلاش مذبوحانه رژیم صهیونی برای پنهانسازی بحرانهای داخلی و شکستهای میدانی خود دانست.
۴. تداوم راه تا آزادی قدس: تأکید بر عزم جبهه مقاومت برای ادامه مسیر تا دفع کامل «غده سرطانی» رژیم صهیونی.
اشاره کنم به یکی از مناسبت ها
دوشنبه 10 آذر روز مجلس (شهادت آیت الله مدرس)
نامگذاری «روز مجلس» در سالروز شهادت مظلومانه شهید آیتالله سیدحسن مدرس، نشاندهنده مسیر مبارزه خستگیناپذیر، ایستادگی در برابر استبداد داخلی و استعمار و استکبار خارجی است که نمایندگان واقعی مردم باید در پیش گیرند.
مجلس شورای اسلامی در شرایط کنونی میتواند با به کارگیری همزمان راهکارهای کوتاهمدت و بلندمدت، نقش مؤثری در بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم ایفا نماید.
در این راستا، موارد زیر پیشنهاد میشود:
- اولویتبندی سیاستها:
مجلس باید بهبود وضعیت معیشتی اقشار کم درآمد و متوسط را در صدر اولویتهای خود قرار دهد.
- تقویت وحدت ملی:
همانگونه که نایب رئیس مجلس تأکید کرده، امروز نیاز اساسی کشور وحدت و اتحاد است. بدون وحدت ملی، هیچ برنامه اقتصادی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
- شفافیت در گزارشدهی:
مجلس باید به صورت شفاف و دورهای، گزارش اقدامات خود برای بهبود اقتصاد را به مردم ارائه دهد.
- گفتگوی اجتماعی: مجلس باید با ایجاد فضای گفتگو بین دولت، بخش خصوصی، کارگران و سایر ذینفعان، به تدوین سیاستهای اقتصادی فراگیر و پذیرفته شده توسط همه جریانها کمک کند.
در پایان، اگرچه وضعیت اقتصادی کشور نامطلوب است، اما مجلس شورای اسلامی با استفاده از تمام ظرفیتهای قانونی خود و با عزمی راسخ، میتواند گامهای بلند و مؤثری در جهت بهبود معیشت مردم و خروج اقتصاد کشور از بحران فعلی بردارد. موفقیت در این مسیر مستلزم گذار از شعار به عمل و اولویتبندی منافع ملی بر منافع جناحی و فردی است.
مجلس شورای اسلامی در شرایط فعلی، یا میتواند به نهادی تشریفاتی و تأییدکننده سیاستهای شکستخورده دولت تبدیل شود،
یا میتواند با شجاعت و استفاده از تمام ابزارهای قانونی و نظارتی خود، نقش تاریخی در کاهش آلام مردم و جلوگیری از فروپاشی بیشتر معیشتی ایفا کند. اقدامات کوتاهمدت میتواند از شدت بحران تا حدی بکاهد و خرید زمان کند، اما بدون اصلاحات ساختاری بلندمدت، هرگونه بهبود موقتی، شکننده و ناپایدار خواهد بود.
درپایان ازحضوریکایک شما عزیزان مردم خوب شهر چنار و زاوین وعزیزانی که از روستاهای اطراف تشریف آوردند ودر نماز جمعه شرکت کردند تقدیر وتشکر میکنم.برای همه عزیزان از خداوند طلب بهترین ها را دارم.