ImamatKarbarView
خطبه اول
الحَمدُلله الَّذی خَلَق السمواتِ و الارض و جَعَل الظُلماتِ و النور ثُمّ الَّذینَ كَفَروا بِرَبّهم یَعدِلون وَ الصَّلوه وَ السَّلام عَلی الهادی البَشیر، السّراجِ المُنیر، سَیدنا سَید الانبیاء وَ المُرسَلین، ابالقاسِم محمّد و علی آله الطَیبینَ الطاهِرین وَ لا سیَّما بَقیه الله فی الاَرَضین .
يَا مَوْلاىَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ، صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آلِ بَيْتِكَ، هٰذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ، وَالْفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ يَدَيْكَ، وَقَتْلُ الْكافِرِينَ بِسَيْفِكَ، وَأَنَا يَا مَوْلاىَ فِيهِ ضَيْفُكَ وَجَارُكَ، وَأَنْتَ يَا مَوْلاىَ كَرِيمٌ مِنْ أَوْلادِ الْكِرَامِ، وَمَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَالْإِجَارَةِ، فَأَضِفْنِى وَأَجِرْنِى صَلَوَاتُ اللّٰهِ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرِينَ.
عِبادَالله اُوصیکُم وَنَفسی بِتقَوی الله
خودم را و همه شما بندگان مخلص و مجاهد خدا، به رعایت هرچه بیشتر تقوای الهی سفارش میکنم.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در حکمت 38 نهجالبلاغه فرمودند:
«إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ، وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ.»
در این زمینه مطالبی را به عزیزان خودم تقدیم کردم.
موضوع دیگری که در این حکمت به آن اشاره شده است، مسئله عُجب یا خودپسندی است. میفرماید: «وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ.» بدترین وحشت، خودبینی، خودپسندی و عُجب است. عُجب یعنی اینکه انسان در خودش توانمندی، فضیلت یا هنری را درک کند، ببیند و نسبت به آن خودخواه یا خودپسند شود..
امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه برای این حالت آثار شومی بیان میکنند.
اولین اثر عُجب و خودپسندی، تنهایی است. در حکمت صد و سیزدهم نهجالبلاغه میفرماید: «لَا وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجْبِ.» هیچ تنهایی وحشتناکتر از عُجب نیست.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی میفرمایند که افراد خودبین دوستان خود را از دست میدهند. مردم حاضر نیستند که زیر بار چنین افراد خودبین و خودخواهی بروند. به این ترتیب، انسانهای خودبین، خودخواه و خودپسند تنها میشوند و تنهای تنها در زندگی میمانند.
دومین اثر عُجب، ترس است که در همین حکمت سی و هشتم نهجالبلاغه به آن اشاره میشود: «وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ.» ترسناکترین ترس، عُجب است.
سومین اثر، حسادت به عقل معرفی میشود؛ یعنی آسیب رساندن به عقل و حکمت.
در حکمت212 نهجالبلاغه میفرماید:
«عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ، أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ.»
خودپسندی انسان یکی از حسودان عقل اوست.
یا در جای دیگر امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: که تعجب میکنم از حسودان که چگونه از سلامت بدنشان غفلت میکنند؛ یعنی با حسادت، به خودشان و بدنشان ضرر میرسانند. پس عُجب انسان اولاً به جسمش ضرر میرساند و ثانیاً به عقلش.
به همین خاطر امیرالمؤمنین علی علیهالسلام خطاب به امام مجتبی علیهالسلام میفرماید:
«وَ اعْلَمْ أَنَّ الْإِعْجَابَ ضِدُّ الصَّوَابِ وَ آفَةُ الْأَلْبَابِ.»
بدان که عُجب و خودپسندی، ضد درستی و صواب است و این خودپسندی، آفت و آسیب برای عقل است.
چهارمین اثر عُجب، منع ازدیاد نعمت و رشد انسان است؛ یعنی خودپسندی مانع رشد انسان و مانع ازدیاد نعمتهای او میشود. فرمود: «الْإِعْجَابُ يَمْنَعُ الِازْدِيَادَ.» عُجب مانع زیاد شدن (نعمت و رشد) میشود.
با توجه به آثار شومی که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام برای عُجب بیان کردند، این صفت رذیله بسیار قوی و زشت است. حتی در روایات ما آمده است که اگر انسانی مرتکب گناهی شود و به خاطر آن شرمنده خداوند باشد، اما در عوض کار خیری انجام دهد که باعث خودپسندی و عُجب شود، آن گناه بر حسنه (ی همراه با عُجب) ارزشمندتر و برتر است.
با توجه به این مطالب، امیرالمؤمنین توصیههایی نیز در مورد عُجب دارند:
اولاً میفرمایند: «لَا تَكُنْ مِمَّنْ يُعْجَبُ بِنَفْسِهِ إِذَا عُوفِيَ.» از کسانی مباش که وقتی در سلامتی و تندرستی هستی، دچار عُجب و تکبر شوی.
توصیه دوم خطاب به مالک اشتر میفرمایند: «وَإِيَّاکَ وَالاِْعْجَابَ بِنَفْسِکَ، وَالثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُکَ مِنْهَا، وَحُبَّ الاِْطْرَاءِ.» از اینکه اهل خودپسندی شوی، بپرهیز و مراقب باش. همچنین، به آنچه که باعث عُجب و غرور تو میشود، اعتماد نکن و از اینکه دوست داری دیگران تو را ستایش کنند، دوری کن.
گرفتاری انسان از اینجا نشأت میگیرد که حب ذات و علاقه به خود، باعث میشود نقاط قوت خود را بزرگ ببیند و بر آنها تکیه کند. فرد دوست دارد مردم به خاطر نقاط قوتش او را ستایش کنند و ثنا بگویند. گاهی اوقات حتی نقاط ضعف خود را نیز به عنوان نقاط قوت معرفی میکند و عدهای او را ستایش میکنند. این خطرناکترین حالت برای انسان است.
دلیل اینکه امیرالمؤمنین میفرمایند از حالت عُجب، خودپسندی، خودخواهی و خودبینی دوری کنید، این است که این صفات (عُجب، اعتماد به نفس کاذب، و دوست داشتن ستایش دیگران) مطمئنترین فرصت را برای شیطان فراهم میکند تا اعمال نیک نیکوکاران را تباه و نابود سازد.
خدایا عاقبت امر همه ما را بخیر بگردان
خدایا توفیق عمل خالصانه به همه ما عنایت بفرما
خدایا رهبرمعظم انقلاب محافظت بفرما
چشمان ما به جمال مهدی موعود منور بفرما
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
وَالعَصر * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلاَّالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُواالصَّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالْحَقِّ وَتَواصَوْابِالصَّبْرِ صدق الله العلی العظیم
اوصیکم عبادالله ونفسی بتقوی الله
یکی از سوالاتی که ذهن خیلی ها رو در کشور درگیر کرده است این است که آیا جنگ می شود یا خیر؟
انتظار کشیدن برای وقوع جنگ مثل یک سمّ مهلک برای کشور عمل میکند. هم مانند سوهان روح با روان جامعه بازی میکند و هم در عملکرد کلیِ سیستم حاکمیتی مانند سرمایهگذاریها، برنامهریزیها و... اختلال ایجاد میکند.
اگر جنگ جدید شکل بگیرد باید در سطح بالاتری انجام شود چرا که رژیم متوجه شده است که جنگ در سطح کنترلشده کاملا به ضرر خود رژیم است و ناگزیر باید جنگ با ابعاد وسیعتری باشد.
آیا توسعه جنگ در منطقه، مخصوصا در خلیج فارس برای خود آمریکا قابل هضم است؟
توقف صادرات نفت از خلیج فارس حتی برای یک روز چه تبعات اقتصادی در کل جهان به بار خواهد آورد؟
رژیم در طول تمام این سالها یک اصل مهم را در تمام عملیاتهای نظامی خود رعایت کرده است. غافلگیری همیشه مسئله مهمی برای رژیم بوده و هست. چرا خبرسازیها از احتمال حمله از سوی خود رژیم انجام میشود؟ چرا رسانههای نزدیک به رژیم احتمال حمله به ایران را مطرح میکنند؟ این طرح بحث چه نفعی در میدان جنگ برای رژیم ایجاد میکند؟
یکی از پیشبینیهای رژیم همراهی مردم ایران با رژیم برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران بود. اتفاقا یکی از پایههای اصلی شروع جنگ نیز همین مسئله بود. اکنون رژیم متوجه شده است که نه تنها این محاسبه غلط بوده بلکه کاملا این مسئله معکوس شده است. انسجام ملی ایرانیان بعد از جنگ به طور قابل ملاحظهای افزایش یافته و اکنون بهعنوان یک عامل مهم بازدارندگی عمل میکند.
آیا رژیم میتواند به راحتی راهکاری برای این مسئله پیدا کند؟
قطعا نمی تواند تا انسجام واتحاد باشد دشمن جرات به شروع جنگ نمی کند.
زمانی ما ضربه میخوریم که دشمن احساس کند ما در درون خودمان اختلاف داریم
حربه جدید دشمن برای اغتشاش وجنگ شناختی وروانی مکانیزم ماشه است.
آمریکاییها و اروپاییها با فعالسازی اسنپبک به دنبال آن هستند که با تحریکات اجتماعی و فضاسازی اقتصادی، موج اغتشاش در ایران ایجاد کنند و به دنبال آن یک حمله نظامی صورت دهند.
چون رویکرد اول، یعنی حمله نظامی و سپس اغتشاش در جنگ 12 روزه با شکست روبرو شد. بنابراین هدف راهبردی غربیها و آمریکا از فعالشدن اسنپبک، فراهم کردن شرایط برای ایجاد اغتشاش در ایران با پیوست حمله نظامی است.
آمریکاییها معتقدند که در صورت وقوع چنین رخدادی، ایران مجبور به پذیرش فشار حداکثری و تسلیم خواستههای آمریکا خواهد شد.
این فشار حداکثری بدان معناست که ایران در سه حوزه هستهای (پذیرش غنیسازی صفر)، موشکی (کاهش بُرد موشکها به کمتر از 500کیلومتر) و منطقهای (خلع سلاح مقاومت و کاهش نفوذ ایران) به خواست دشمن تن بدهد.
بعد از فعالشدن اسنپبک، آمریکاییها و اروپاییها بهصورت مستقیم به ایران پیام دادند که آماده مذاکره هستند و آمریکاییها اعلام کردند که خواهان مذاکره مستقیم با ایران هستند.
این مسائل نشان میدهد که در صورت شکست برنامهها و طراحیهای آمریکا و اروپا علیه ایران، رویکرد مذاکره مستقیم با ایران در دستورکار قرار خواهد گرفت.
اکنون با فعالشدن اسنپبک، این سوال پیش میآید که ایران باید چه اقداماتی را برای مقابله با این مساله صورت دهد. در این راستا، راهبردهای ذیل در مقطع فعلی از اهمیت فراوانی برخوردار است:
1. مساله تحریم ها مساله مهمی نیست ما قبلا هم تحریم بودیم
2. تقویت دیپلماسی عمومی
سخن گفتن صریح با مردم و اجتناب از مباحث دوگانهساز و مقصرنمایی.
3. اقدامات مقابلهای اقتصادی
ارائه بستههای اقتصادی کارگشا برای حل مشکلات فوری مردم و کاهش آثار روانی تحریمها.
امروز بهترین فرصت است که تهدید را تبدیل به فرصت کنیم
مسئولین کشور جهت ثبات اقتصادی باید از این تحدید استفاده کنند
بلاتکلیفی اغلب از خود تحریمها مخربتر است. زیرا وقتی آینده نامشخص است، هیچکس حاضر به گرفتن تصمیمهای مهم و بلندمدت نیست.
اکنون با فعالسازی مکانیسم ماشه، آن ابهام بزرگ تا حد زیادی از بین رفته است. دیگر لازم نیست کسی حدس بزند که «اگر تحریمها برگردد چه میشود؟» زیرا این اتفاق افتاده است. این پایان انتظار، یک فرصت است. شرایط جدید، اگرچه سخت به نظر میرسد، اما به ما اجازه میدهد از مرحله انفعال و انتظار و بلاتکلیفی خارج شویم و وارد مرحله فعالیت و کنش و برنامهریزی شویم.
دولت باید به این نکته حیاتی توجه کند که ریشه اصلی مشکلات اقتصادی کشور در خارج از مرزها نیست. بنابراین، راهحل پایدار نیز نمیتواند تنها معطوف به تحولات بینالمللی یا رفع تحریمها باشد. وابستگی بیش از حد به نتیجه مذاکرات، اقتصاد را در وضعیت شرطی نگه میدارد.
برای خروج از این چرخه معیوب،
باید تمرکز اصلی بر توسعه ظرفیتهای داخلی باشد.
اقتصاد کشور باید از این وضعیت شرطی رها شود و با اتکا به توان داخلی، مسیر مستقلی برای رشد و ثبات در پیش گیرد.
این به معنای انزوا نیست، بلکه به معنای تقویت پایههای داخلی اقتصاد است تا در هر شرایطی (با تحریم یا بدون تحریم) بتواند به حیات پویای خود ادامه دهد.
درپایان ازحضوریکایک شما عزیزان مردم خوب شهر زاوین ومسئولین تقدیر وتشکر میکنم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ «۱» فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ «۲» إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ