ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرجویبار | مازندران
سیدمصطفی محمدی
مازندران - جویبار
محرم و صفر
خطبه نماز جمعه 1404/5/10
محرم و صفر
خطبه اول

خطبه اول ۱۰ مرداد۰۴
خودم و شما برادران و خواهران ایمانی ام را به تقوای الهی به پرهیزگاری به خویشتن داری دعوت و سفارش می کنم .
تقوا داشتن یعنی در مسیر حرکت حسینی بودن، تقوا داشتن یعنی با فرهنگ حسینی عجین شدن ،دغدغه فرهنگ نماز ،دغدغه اجرای احکام دین، دغدغه احیای امر به معروف و نهی از منکر را داشتن، اما بحث امروز در خطبه اول قضاوت های مردم بعد از واقعه خونبار عاشوراست ،که نتیجه این حادثه بزرگ کربلا چه شد ،هر حادثه ای در دنیا پیش می آید ،هر واقعه ای که در جهان رخ می دهد هر جریانی در جامعه ایجاد می شود، وقتی حوادث تمام می شود مردم به قضاوت می نشینند که در این جریان چه کسی اشتباه کرده، چه کسی ظالم بود ،چه کسی مظلوم بود ،چه کسی حق بود چه کسی باطل بود ،چه کسی غالب شد چه کسی مغلوب شد، چه کسی برنده شد، چه کسی بازنده شد، حالا حادثه کربلا تموم شد باید به قضاوت نشست مردم اون روز هم به قضاوت نشستند تمام اون هایی که در کربلا با آقا حسین بن علی جنگیدند همه اون ها پشیمان شدند قاتلین شهدای کربلا بعد از حادثه کربلا پشیمون شدند که عجب اشتباهی کردیم عجب غلطی کردیم که در مقابل فرزند زهرا نوه پیغمبر، نور دو دیده علی بن ابی طالب قرار گرفتیم
 اما زلیخا مرد از حسرت 
که یوسف گشته زندانی 
چرا عاقل کند کاری
 که باز آرد پشیمانی
 اما نتیجه این قیام چه شد، آیا آقا حسین بن علی در این جنگ نابرابر پیروز شدند، یا یزید بن معاویه، خود یزید هم سوال می کند بعد از اینکه آقا امام حسین کشته شد ،یارانش به شهادت رسیدند وقتی سرها را بر نیزه کرد غارت خیمه ها را انجام داد، اهل بیت آقا امام حسین را به اسارت برد سرها را بر روی نیزه کردند تا به کاخ یزید بردند و در میان تشت طلا در کنار یزید قرار دادند یزید چوب خیزران می گیرد به لب و دندان حسین می زند و می گوید یا حسین چه کسی غالب شد آیا تو پیروز شدی یا من پیروز شدم تو غالبی یا من غالبم تو برنده شدی یا من برنده شدم ،این سوال خود یزید بن معاویه هم هست نتیجه این جنگ چه شد اگر بگوییم حسین پیروز شد در این جنگ نابرابر ما می دونیم که آقا حسین بن علی تمام یارانش به شهادت رسیدند فرزندانش ،برادرانش در این جنگ شهید شدند خود آقا امام حسین هم کشته شد به شهادت رسید سرها را بر روی نیزه قرار دادند بدن ها زیر سم اسب ها سم ستوران شدند به خیمه هایش حمله کردند خیمه ها را غارت کردند خیمه ها را آتش زدند زنان اهل بیت را به اسارت به کوفه و شام بردند آیا حسین پیروز شد و اگر بگوییم یزید پیروز شد از اون طرف ما می بینیم که هر کسی یادی از او می کند لعنش می کند از او به بدی و بدنامی یاد می کند این هم پیروزی نیست حتی جاهد عالم سنی اینگونه می گوید لعن الله من لم یلعن یزید را لعنت خدا بر کسی که یزید را لعنت نکند چه کسی پیروز شد گرچه به ظاهر نتیجه این جنگ کشته شدن حسین و شهادت جوانان و یاران و عزیزانش بود و اسارت زینب و اهل بیتش ولی تاریخ گواهی می دهد حسین پیروز شد از خود یزیدیان بشنویم نقل است در تاریخ که یزید بن معاویه قبل از واقعه عاشورا دو نفر را به عنوان جاسوس در لشکر ابن زیاد قرار داد این ها نمایندگان ویژه یزید بودند اما مخفی که بروند وضعیت را ببینند واقعه را تماشا کنند آنچه اتفاق افتاده است را رصد کنند قبل از گزارش ابن زیاد این ها به یزید بن معاویه گزارش بدهند چه اتفاقی افتاده است این دو نفر آمدند در کربلا تا عصر عاشورا بودند شب یازدهم را بودند وقتی دیدند جنگ تمام شد سرها بریده شد سرها به نیزه زده شد کاروان اسرا حرکت کردند این ها صبح یازدهم حرکت کردند به سمت شام در کاخ یزید جلسه محرمانه گذاشتند یزید با اینها نشست گفتند چی شد گفت رفتیم در کربلا آب را بر روی فرزندان حسین بستند ،جنگ شد یاران حسین بن علی آمدند یکی یکی به شهادت رسیدند، جنگ که تمام شد ما به این نتیجه رسیدیم حسین پیروز شد و تو شکست خوردی گفتند چطور این همه لشکر مگر می شود حسین پیروز شده باشد و من شکست خورده باشم گفتن اینکه می گویی تو شکست خوردی و حسین پیروز شد به این معنا نیست که حسین زنده ماند و پیروز شد که حسین به شهادت رسید اما پیروز شد و تو شکست خوردی و نابود شدی گفت چطور گفت وقتی جنگ شد یاران حسین بن علی یکی یکی آمدند وارد جنگ شدند نبرد شدند کشته شدند نوبت به بنی هاشم که رسید اولین کسی که وارد میدان شد علی اکبر حسین بود بعدش یکی یکی از بنی هاشم آمدند قاسم آمد عون و جعفر آمد عباس دلاور آمد وقتی بنی هاشم تمام شدن حسین یکه و تنها ماند یه وقت دیدیم حسین رفت به خیمه و یک قنداقه ای را قنداقه بچه شیرخواره ای را به دستش گرفت و روبروی لشکر شما و صدا زد یاقوم قتلم اولادی و اخوانی و انصاری و ما بقی غیر هذا الطفل ان لم ترحمونی ، ای قوم مگر نمی بینید برادرانم را که کشتید یارانم را که کشتید فرزندانم را که کشتید غیر این طفل برای حسین چیزی نمانده است اگر به من رحم نمی کنید به این طفل کوچک رحم کنید ببینید چگونه دارد این تلظی می کند از عطش و تشنگی 
اگر به زعم شما من گناهکار شمایم
 نکرده هیچ گناهی علی اصغرم است این 
 به طفل بی گناه من دهید جرعه آبی
 به جای که یادگار به جای علی اکبرم هستید اگه من گناهکار شما هستم این طفل گناه نکرده ،یزید لشکر شما به جای اینکه آبی به لب عطشان علی اصغر برسانند تیر سه شعبه به گلوی علی اصغر زدند و علی اصغر را به شهادت رساندن گوش تا گوش علی اصغر بریده شد با شهادت علی اصغر حسین پیروز شد و تو نابود شدی و شکست خوردی این را یزیدیان می گویند تو برای همیشه می گویند نابود شدی در این جنگ کی پیروز شد چه کسی مغلوب شد شاید آقا حسین بن علی مظلوم شد اما مغلوب نشد مغلوب کسی است شکست خورده کسی است که به هدفش نرسیده باشد آن کسی که به هدفش رسیده است پیروز است در این جنگ دوازده روزه تحمیلی که بر علیه ما شد ما پیروز شدیم و اسرائیل شکست خورد آمریکا شکست خورد چون اونا اهدافی داشتن به اهدافشون نرسیدند اون ها می خواستند جمهوری اسلامی را براندازی کنند اون ها به دنبال تجزیه ایران اسلامی بودند اون ها به دنبال این بودند که مردم بر علیه نظام قیام کنند که بتوانند با قیام مردم جمهوری اسلامی را نابود کنند اما اون ها به اهدافشون نرسیدند و ما به هدفمون رسیدیم به قول رهبری اسرائیل را بیچاره کردیم آن کسی که در جنگ به هدفش رسیده است پیروز است و آن کسی که به هدفش نرسیده است شکست خورده است هدف این جنگ چه بود هدف یزید نابودی اسلام بود به دنبال این بود که اسلام را نابود کند قرآن را نابود کند احکام دین را از بین ببرد و هدف حسین بن علی زنده کردن دین اسلام بود آقا حسین بن علی به هدفش رسیده است از کجا می گویم بشنوید این روایت را که وقتی اهل بیت را اسیر کردند به شام بردند ابراهیم بن طلحه شنید که فرزندان حسین بن علی را به شام آوردند برای استقبال رفت به دیدن علی بن الحسین امام سجاد وقتی به امام سجاد رسید سوال کرد  آقا جان امام سجاد چه کسی پیروز شد امام سجاد روی مرکب اسارت ببینید چه می گوید چه جمله ای دارد می فرماید ابراهیم بن طلحه می خواهی بدانی چه کسی غالب شد و پیروز شد صبر کن وقت نماز بشود آن وقت ببین موذن اذان که می گوید نام چه کسی را می برد و تو که اقامه می خوانی و می گویی نام چه کسی را می بری اگر بعد از اشهد ان لا اله الا الله نام پیغمبر برده شد اگر موذن اشهد ان محمد رسول الله را گفته است ما پیروز شدیم چون برنامه دشمن از بین بردن نام پیغمبر از روی ماذنه ها بود که از بین بردن نام پیغمبر یعنی از بین بردن اسلام ،همان طوری که یک روزی امیرالمومنین هست وقتی زهرا مرضیه به خانه می آید می بیند علی زانوی غم در بغل گرفته است نشسته است زهرای مرضیه به امیرالمومنین اعتراض می کند علی جان اگر من از جنگ آوری تو از شجاعت تو از رشادت تو از شمشیر زدن تو خبر نداشتم این حرف را نمی زدم و گله نمی کردم علی جان یک روزی می جنگی ، مقابله می کنی مقاتله می کنی خیبر را از جای می کنی قاتل مرحب خیبری و عبدود هستی اما امروز من می بینم در خانه نشستی زانوی غم در بغل گرفتی مانند جنین در رحم و در خانه ات به همسرت سیلی بزنند این شاید زبان حال باشد شاید زبان قال باشد اما اینگونه می گویند امیرالمومنین لباس رزم پوشیده شمشیر در بر گرفته یک پا در درون خانه یک پا بیرون خانه یک وقت صدای اذان بلند شد که موذن صدا زد اشهد ان اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله صدا زد زهرا جان اگر امروز من با این حال بیرون بروم اگر علی امروز با این حال بیرون برود دمار از روزگار مردم در می آورد اما اگر علی امروز با این حال بیرون برود دیگر نام بابات بالای ماذنه ها نمی ماند زهرای مرضیه صدا زد علی جان من حاضرم سیلی بخورم اما نام بابام بالای ماذنه ها بماند نام بابام بالای ماذنه ها بماند در مروج الذهب مسعودی آمده است داستانی از مطرف بن مغیره ،مطرف بن مغیره بن شعبه ثقفی مطلبی درباره معاویه نقل می کند که می گوید من و بابایم مغیره رفتیم به شام مهمان معاویه بودیم در جایی سکنی گزیدیم روزها پدرم به محضر معاویه می رفت وقتی شب برمی گشت از سیاست معاویه از کیاست معاویه از زیرکی معاویه از مدیریت معاویه تعریف می کرد تمجید می کرد تا یک روزی غروب یک روزی پدرم برگشت دیدم ناراحت است حرف نمی زند اخم کرده است عبوس به تمام معناست غذا نمی خورد گفتم شاید به خاطر بعضی از کارهای داخلی باشد ایشون ناراحت است مدتی گذشت دیدم پدرم همچنان ناراحت است حوصله ام سر رفت گفتم پدر جان چرا ناراحتی گفت امروز از محضر خبیث ترین انسان ها شرورترین انسان ها کثیف ترین انسان ها و بدترین انسان ها بوده ام گفتم بابا محضر کی بودی از کجا می آیی گفت از پیش معاویه می آیم معاویه بن ابی سفیان گفتم بابا تو که هر شب از معاویه تعریف می کردی تمجید می کردی چرا لحنت را عوض کردی الفاظت را عوض کردی حرف های رکیک نثار معاویه می کنی گفت امروز رفتم محضر معاویه گفتم معاویه علی که به شهادت رسید تو که به خلافت رسیدی بیا با آل علی مدارا کن اینقدر در افتادگی با آل علی نکن سب و لعن به علی را بردار دیدم معاویه عصبانی شد نعره ای زد و گفت که مغیره داخل شو در را ببند در را که بستم گفت مغیره مادرت به عزایت بنشیند بنشین تا بگویم در قلب معاویه چیست در فکر معاویه چیست عقیده من معاویه چیست گفت داخل شدم نشستم گفت مغیره یک روزی فرزند بنی تیم ابوبکر مرد اسمش هم با خودش مرد یک روزی فرزند بنی عدی عمر هم مرد نامش با خودش دفن شد یک روزی فرزند بنی امیه عثمان مرد نامش هم نابود شد اما من نمی دانم این فرزند هاشم پیغمبر هاشمی چه کرده است که سالیان سال مرده است اما نامش هر روز پنج بار بالای ماذنه ها گفته می شود عقیده من معاویه این است فکر من این است که نام پیغمبر را دفن کنم و نام اولی یا دومی و سومی را زنده کنم برنامه ی این ها این بود عقیده معاویه این بود یک امیری که می خواهد اسم پیغمبر در جامعه برده نشود یک امیری که می خواهد اسم پیغمبر را محو کند یک امیری که نقل گفتار پیغمبر را ممنوع می کند این جامعه چه می گذرد در این جامعه چه می گذرد و لذا امام سجاد می فرماید که ما رفتیم نام پیغمبر بالای ماذنه بماند مگر وقتی سر حسین کنار یزید بود به لب و دندان حسین چوب خیزران می زد نمی گفت 
لعبتْ هاشم بالملك فلا
خبرٌ جاء ولا وحيٌ نزل
 ليت أشياخي ببدرٍ شهدوا
جزع الخزرج من وقع الأسل
 لأهلّوا واستهلّوا فرحاً
ثم قالوا يا يزيد لا تشل
 گویی فرزند هاشم ما را به بازی گرفته نه خبری بود نه وحی بود نه جبرئیلی بود نه قرآنی بود این پیغمبر همه ما را به بازی گرفت و کجاست اجداد من ببینند که من فرزند پیغمبر را با چوب خیزران به لب و دندانش می زنم این ها به دنبال حذف نام پیغمبر بودند و حذف نام پیغمبر یعنی از بین بردن دین و اسلام که بحث زیاد هس

خطبه دوم

خطبه دوم ۱۰مرداد ۰۴

 خودم و شما نمازگزاران جمعه این هفته را به تقوای الهی به پرهیزگاری به خویشتن داری به دوری از گناه و نظم در امورات زندگی دعوت و سفارش می کنم.
 اهل تقوا اهل بصیرت اند اهل عبرتند یعنی اهل تقوا از سرگذشت گذشتگان درس می گیرند از وقایع تاریخی عبرت می گیرند گرچه امیرالمومنین می فرماید ما اکثر العبر و اقل الاعتبار چه بسیار عبرت هاست ولی عبرت گیرنده کم است امیرالمومنین اون جایی که توصیه به تقوا می کند توصیه به عبرت از سرگذشت گذشتگان می کند یعنی کارآمدترین روش تربیتی در قرآن و سیره پیشوایان دینی روش عبرت گیریست .پروردگار عالم در قرآن مجید می فرماید لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ  در تاریخ گذشتگان عبرتی است برای صاحبان اندیشه و خرد. روش تربیتی عبرت هم خود تربیتی است هم دگر تربیتی است یعنی از عبرت هم می توان در تربیت نفس استفاده کرد و هم در تربیت جامعه بهره برد لذا وقایع تاریخی و تجزیه و تحلیل عبرت های تاریخ در تربیت جامعه اثرگذار است یکی از وقایع مهم در تاریخ اسلام و در تاریخ حکومت علوی واقعه جنگ صفین است که در همین روزهای ماه صفر بوده است جنگ صفین پایانش دهه دوم ماه صفر است بعد از اینکه در جنگ جمل پیروزی امیرالمومنین بر ناکثین پیمان شکن قدرت طلب پیمان شکنان مال اندوز اشرافی آن روز خبر از طغیان و نافرمانی و گستاخی معاویه به امیرالمومنین رسید که قاسطین قدرت طلب به بهانه خونخواهی عثمان به سمت شما لشکرکشی کردند آقا امیرالمومنین با پیک و نامه راه موعظه را در پیش گرفت که معاویه را به اطاعت دربیاورد اما معاویه نپذیرفت و دو لشکر در منطقه صفین در مقابل هم صف آرایی کردند که لشکر امیرالمومنین تا به خیمه گاه معاویه پیش رفت رسید به قبه معاویه که آقا امیرالمومنین فریاد زد به معاویه که چرا مردم را می خواهی به کشتن بدهی بیایید من با شما با هم می جنگیم هر کدام که کشته شد دیگری خلافت را به دست بگیرد اما معاویه نپذیرفت که با امیرالمومنین بجنگد چون می دانست که توان جنگیدن با علی را ندارد در اون جنگ در جنگ صفین اون روز گفتن ۷۰ هزار نفر کشته شدند که ۴۵هزار نفر از لشکر معاویه کشته شدند و ۲۵ هزار نفر از یاران امیرالمومنین به شهادت رسیده است در یک گزارشی دیگر آمد ۱۱۰هزار نفر در جنگ صفین کشته شدند که ۹۰هزار نفر از لشکر معاویه کشته شدند و ۲۰هزار نفر از یاران امیرالمومنین به شهادت رسیدند در اون جنگ امیرالمومنین سرداران بزرگی را از دست داد سردارانی چون اویس قرنی خزیمه بن ثابت ذوالشهادتین ابوهیثم بن طیهان و دیگرانی که غم فراق آنها تا مدت زیادی بر قلب آقا امیرالمومنین سنگینی می کرد شاخص ترین شهید جنگ صفین عمار بن یاسر بود که دیروز۹صفر سالروز شهادت عمار بود ،عماری که وقتی به شهادت رسید آقا امیرالمومنین بسیار محزون شد بر بالین عمار آمدند و سر او را به زانو نهادند و با حزن و اندوه فراوان اشعاری در بی وفایی دنیا و دوری از دوستان قرائت فرمودند سپس فرمود انا لله و انا الیه راجعون هر کسی بر شهادت عمار غمگین نباشد او را از مسلمانی بهره ای نیست بعد فرمودند بهشت نه یک بار بلکه بارها بر عمار واجب شد اما اتفاقات این جنگ بسیار مهم است اگرچه یاران امیرالمومنین ابتدا به پیروزی هایی دست یافتند و نزدیک بود موفقیت حاصل بشود و بساط معاویه جمع بشود اما وقتی به قبه و خیمه گاه معاویه رسیدند معاویه به عمروعاص گفت خدعه ای نیرنگی به کار ببر که ما را از شکست نجات بدهی عمروعاص گفت دستور بده قرآن به نیزه کنند و شعار بدن لاحکم الالله حکم فقط حکم خدا باشد اینها هم قرآن را به نیزه کردند و همین شعار را دادند در لشکر امیرالمومنین منافقینی بودند که تحت نفوذ دشمنان علی بودن مسئله نفوذ در تاریخ اسلام بسیار مهم است اون روز نفوذ بود تا به امروز هم نفوذ هست اگر در کشور فتنه می شود فتنه ۸۸،۷۸ ،۱۴۰۱ فتنه زن زندگی آزادی از نفوذ هست اگر این روزها در جنگ دوازده روزه تحمیلی دیدید در کشور چه غوغایی شد شهادت عزیزان ما فرماندهان سپاه دانشمندان هسته ای ما این معلوم هست که نفوذ در کشور هست اون روز هم نفوذ بود که اشعث بن قیس کندی سرکرده منافقین اما فرمانده لشکر امیرالمومنین بود با تضعیف روحیه لشکر امیرالمومنین اون ها را به اختیار حکمین ترغیب کرد و علی را مجبور به پذیرش حکمیت کرد و مردم فریب خورده ی اون روز آمدند محضر علی که اینا مسلمانان قرآن بر نیزه کردن ما با قرآن نمی جنگیم دشمن گاهی با ابزار مقدس به جنگ شما می آید قرآن به نیزه کرده بودند کتاب مقدس را اونجا امیرالمومنین فریاد می زد که قرآن علیست قرآن ناطق منم قرآن قلب علی است این کاغذ پاره ای بیش نیست برید بجنگید بزنید اما گوش نکردند گفتند به مالک بگو برگردد آقا امیرالمومنین فرمودند به مالک بگویید برگردد رفتند به مالک گفتند برگرد گفت سلام مرا به علی برسانید بگید چنددقیقه ای به من فرصت بدهد من کنار قبه معاویه هستم کنار خیمه گاه معاویه هستم چند دقیقه ای به من فرصت بدهد سر معاویه را برای او می آورم وقتی پیک برگشت گفتند مالک این گونه گفت گفتند علی یا به مالک می گید برگردد یا گردنت را با شمشیر می زنیم لشکر علی است اما اینگونه در مقابل علی قرار می گیرد آقا امیرالمومنین پیک دیگری فرستاد گفت به مالک بگویید اگر می خواهد علی را زنده ببیند برگردد اگر می خواهد علی را زنده ببیند برگردد مالک برگشت و مجبور کردن حکم معرفی کنند که مذاکره کنند آقا امیرالمومنین به یارانش فرمود مگر نمی شناسید این معاویه از سالیان سال با ما می جنگد پدرش ابوسفیان است در مقابل پیغمبر بوده مادرش هند جگرخوار است جگر حمزه را به دندان کشیده این خانواده را که می شناسید چرا خدعه معاویه را پذیرفتید چرا می خواهید مذاکره کنید گفتن باید مذاکره کنیم گفتن هر کدام نماینده و حکمی باید بفرستن معاویه عمروعاص را انتخاب کرد امیرالمومنین ابن عباس را گفت این حکم ما و نماینده لشکر علی برای حکمیت برای مذاکره، گفتن این ابن عم علی است این فامیل توی علیست ما نمی پذیریم نه اینکه لشکر معاویه نپذیرفت نه لشکر خود علی قبول نکرد که ابن عباس بره مذاکره کنه گفت پس مالک اشتر بره گفت اینکه بدتره اینکه خشونت طلبه اینکه زبان دنیا را نمی داند اینکه بلد نیست مذاکره کند اینکه تندرو است گفت پس کی باشه گفتن ابوموسی اشعری ابوموسی اشعری ساده لوحی که در زمان خلافت علی به یاری علی نیامد کنج عزلت برگزیده در جنگ ها با علی نبوده امروز آمد به عنوان نماینده لشکر علی رفتن یه گوشه ای اول عمروعاص و با ابوموسی اشعری مذاکره محرمانه ای داشته باشند به توافق برسد بعد به مردم اعلام کنند هرچه می خواستند بفهمند که در اون مذاکره محرمانه چه گذشت متوجه نشدن آقا امیرالمومنین فرمودند شما در این مذاکره به نتیجه نمی رسید و من خوشبین به این مذاکره نیستم اما گوش نکردند در مذاکره محرمانه همراهست به ابوموسی اشعری گفت من معاویه را از خلافت عزل می کنم تو علی را خلع کن نفر سومی را انتخاب می کنیم مثلا داماد شما را می کنیم خلیفه مسلمین بشه اینا آمدن روزی که باید به مردم اعلام کنند ابوموسی اشعری به عمروعاص گفت که شما اول بروید معاویه را خلع کنید بعد من علی را عزل کنم اما عمروعاص گفت که  نمی شود تو استاندار زمان ابوبکر بودی تو استاندار زمان عمر بودی تو در اسلام و ایمان از من پیشی گرفتی تو جز مهاجرین بودی تو از سابقون از سابقون هستی مگر می شه من از تو پیشی بگیرم اول شما بفرمایید هندونه زیر بقل ابوموسی اشعری گذاشت اینجا ابن عباس صدا زد ابوموسی اشعری عمروعاص پسر نابغه است فریب او را نخور اما گوش نکرد گفت من اعتماد دارم به عمروعاص یک لبخندی زد و خندید و رفت بر فراز منبر نشست گفت همان طوری که من انگشترم را از انگشتم در می آورم علی را از خلافت عزل و خلع می کنم عمروعاص هم که همون جا ایستاده بود گفت مردم شنیدید نماینده علی و نماینده لشکر علی نماینده شما علی را از خلافت عزل کرد و خلع کرد همان طور که ایشان انگشتر از دست خودش درآورد و علی را خلع کرد من انگشتر بر دستم می کنم و معاویه را برای خلافت ابقا می کنم و کسی را شایسته تر از اون نمی دانم بعد فهمیدن چه فریبی خوردن حالا گفتن ما اشتباه کردیم بیاییم توبه کنیم به علی هم گفتن تو هم باید توبه کنی تو چرا پذیرفتی گفت آقا شما به من فشار آوردید من که قبول نمی کردم به علی گفتن باید توبه کنی امیرالمومنین فرمود من خلافی نکردم که توبه کنم توبه را کسی می کند که خطا کرده باشد خلاف کرده باشد ببینید عزیزان من آنچه از جنگ صفین باید درس بگیریم این است که دشمن زمانی لشکر علی را شکست، پیروزی لشکر امیرالمومنین را تبدیل به شکست کرد که در بین اون ها اختلاف فکری و عقیدتی و نظری ایجاد کرد یعنی جریان نفوذ و رسانه ای با شایعات توانستند در بین لشکر علی تفرقه ایجاد کنند وقتی یاران علی نتوانستند مسائل را تحلیل کنند در مقابل علی قرار گرفتن مجبور به پذیرش حکمیت کردن من فرصت ندارم تحلیل کنم توضیح بدهم بیشتر ،در زمان در روز شهادت امام مجتبی هستیم در لشکر امام هم همین کار را کردن نفوذ و رسانه هم نفوذ کردند و هم رسانه ای علیه شایعه سازی و شایعه پراکنی اونروز بسیار زیاد بود قبل از اینکه امام مجتبی اصلا صلح را بپذیرد شایعه کردند لشکر امام مجتبی شکست خورده و امام مجتبی صلح را پذیرفته است کاری کردن که همان لشکر امام مجتبی به جان امام مجتبی افتادند امام مجتبی وقتی نماز می خوند با زره نماز می خوند که نکنه در بین نماز او را به شهادت برسانند سجاده از زیر پای امام مجتبی کشیدند، شایعه سازی جنگ رسانه ای اون روز امام مجتبی را شکست داد و مجبور به صلح کرد در مشروطه که در سالروز مشروطه قرار دارید مشروطه پیروز شد حکومت قاجار پذیرفت که مجلس ملی تشکیل بدهد بزرگ ترین تحول تاریخ ایران اون روز بود اما آمدند در بین رهبران و علما نفوذ کردن اختلاف ایجاد کردن کاری کردن که در دادگاه ساختگی شیخ فضل الله نوری را به دار آویختند و به شهادت رساندند نفوذ این کار را می کند ،پس در هر زمانی مواظب باشیم دشمن نتواند در بین ما تفرقه و تشتت ایجاد کند وحدت ملی انسجام ملی ما را از بین ببرد. شاه بیت پیروزی جنگ دوازده روزه در مقابل تمام قدرت های جهانی هم وحدت و همگرایی مردم ما و ایستادگی و مقاومت پای ولایت و رهبری و دین و نظام اسلامی بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی این روزها بر وحدت تاکید دارند که اجازه ندهیم کسانی نفوذ کنند و این انسجام ملی را از بین ببرند مواظب باشیم عزیزان من مواظب رسانه ها باشیم در اوج جنگ ۱۲ روزه اوج شایعه سازی علیه نظام جمهوری اسلامی بود تا به امروز. اما دولت آقای دکتر پزشکیان یک کار بسیار خوبی انجام دادند در همون روزهای جنگ دوازده روزه لایحه دو فوریتی مقابله با دروغ پردازان و انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی را گفتن این را این لایحه را دادن به مجلس که قانونمند کنه که ما برخورد کنیم با کسانی که شایعه سازی می کنن در فضای مجازی دروغ پردازی می کنن در فضای مجازی این لایحه در دولت تصویب شد به مجلس ارسال شد مجلس هم به خاطر اهمیت موضوع به دو فوریت اون رای مثبت دادند اما بعدش چی شد یه عده ای معلوم الحال که به دنبال تشویش اذهان عمومی و ایجاد بستر نارضایتی و مایوس سازی در جامعه ما به ایجاد التهاب در ایران اسلامی هستند اون هایی که به دنبال تامین منافع دشمن هستند و به دنبال بحران سازی در نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند به دولت فشار آوردند که این لایحه را پس بگیره، دولت هم لایحه را پس گرفت سخنگوی دولت اعلام کرد در راستای حفظ انسجام ملی دولت درخواست استرداد این لایحه را از مجلس نمود لایه را پس گرفت یعنی چی یعنی اینکه دیگر دولت مخالفتی با دروغ پردازی ها و شایعه سازی ها و هتک حرمت ها در فضای مجازی ندارد دولت باید بداند در هر زمانی که رسانه رها شد آن ملت و آن دولت شکست خورده است حتی امیرالمومنین و امام مجتبی با رسانه قوی معاویه با رسانه ای که با پول معاویه اداره می شد جامعه ای را ساختن جامعه جاهل و غافل جامعه ای که در جهل و غفلت بودن اون جامعه توانست امیرالمومنین را خانه نشین کند شکست دهد امام مجتبی را به صلح مجبور کند چرا نمی خواهند قبول کنند آنچه امروز انسجام ملی را از بین می برد و وحدت را دچار تفرقه می کند همین رسانه آزاد و رها شده است دولت هم می داند دروغ پردازی ها شایعه سازی های رسانه ای و فضای مجازی از اهرم های مورد استفاده دشمنان تابلودار نظام از جمله آمریکا و اسرائیل است این ها برای مقابله با جمهوری اسلامی و بر هم زدن انسجام ملی به وسیله شایعه سازی در رسانه ها وارد می شوند اما متاسفانه دولت باز هم ادعا کرد نمی خواهد در مقابل مردم بایستد عزیزان من ،من اینجا اعلام می کنم که دولت بداند پس گرفتن این لایحه عین ایستادن در مقابل مردم و به خطر انداختن جمهوری اسلامی و از بین بردن انسجام ملی است ،پس گرفتن این لایحه میدان دادن به عوامل دشمن و عوامل نفوذ است بدانید پس گرفتن این لایحه جز فشار نفوذ و ترفند دشمن نخواهد بود، این ها نفوذ کردند دولت کار خوبی انجام داد نذاشتند دولت این لایحه را به ثمر برساند اما این جمله می گویند که ما نمی خواهیم در مقابل مردم بایستیم ما به فکر مردم هستیم من می خوام به دولت عرض کنم عزیزان من شما به فکر مردم هستید بیایید برق را مدیریت کنید آب را مدیریت کنید اینکه تعطیل کردن جامعه و تعطیل کردن ادارات و تعطیل کردن هفتگی و قطع برق و آب راه حلش نیست دولت قبل ببینید چه می کرده مدیریت بحران باید داشته باشید مدیریت کنید آب و برق را آب را که قطع می کنید برق را که قطع می کنید بانک ها که وام به مردم نمی دهند از اون طرف اجناس چندین برابر شده قیمت ها تورم که پدر مردم را درآورده نان را هم که گرون کردید شما به فکر مردمید ارز را که از کالاهای اساسی حذف کرده از اون طرف ببینید این روزها مجوز واردات سگ و گربه را دادن ،مجوز واردات سگ و گربه ،که بعدش باید خاک مخصوصش وارد بشود غذاش وارد بشود داروش وارد بشود این همه ارز باید بره برای سگ و گربه، تو کشور ما که ۶،۷  میلیون خانواده حیوان خانگی دارن که حالا چند ۱۰۰ میلیون اینا را خریداری می کنن بعضی از اینا را مصاحبه کردن می گن ما ۷۰،۸۰ میلیون فقط هزینه یک سگ تو خونمون هست می شه ما تو کشور  ۲۵ ،۲۶هزار نفر یتیم داریم بچه یتیم داریم هیچ کس اینا را نمی پذیره اما ۶،۷ میلیون سگ را تو خونه دارن بعد هم دولت داره به جای اینکه به فکر معیشت مردم باشه کالاهای اساسی را وارد کنه مجوز واردات سگ و گربه را میده زمانی که مجوز بسیاری از شرکت های صنعتی برای وارد کردن کالاهاشون ماندن این را ما می بینیم این را دیگه کجای دلمون بذاریم ان شاالله که زمانی فرا برسه دولتمردان ما اولویتشان سفره مردم معیشت مردم اقتصاد مردم دین مردم اعتقاد مردم و مذهب مردم باشد

سیدمصطفی محمدی
امام جمعه شهر: جویبار
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
شهرستان جویبار- خیابان منتظری _ خیابان مصلی - طبقه فوقانی مصلی بزرگ الغدیر
تلفن دفتر امام جمعه:
01142542666
شماره نمابر:
42549777
نشانی پایگاه اینترنتی:
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال ایتا :
نشانی کانال روبیکا :