ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
تاریخِ إیران گواهِ این مدعاست که ایران متوقف شدنی نیست!
خطبه نماز جمعه 1404/4/20
تاریخِ إیران گواهِ این مدعاست که ایران متوقف شدنی نیست!
خطبه اول

به گزارش روابط عمومی دفتر إمام جمعه لاریجان: 
برگزاری نماز جمعه شهر رینه. 
خطبه أول:
بسم الله الرحمن الرحیم. ألحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین. 
قال الله العظیم فی کتابه الکریم:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فى سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ.»
حُجُرات/15 
ترجمه: " مؤمنان فقط کسانی اند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده اند آنگاه [در حقّانیّت آنچه به آن ایمان آورده اند] شک ننموده و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد کرده اند إینان [در گفتار و کردار] أهل صدق و راستی اند."
"اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَاللّه"

خودم و همه شما بندگان خدا را به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش ميکنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. مهمتر از صبر، شُكر،علم، حلم و فقه اين استكه: از هر گناهى كه به شما رو میكند روى برگردانيد. «الّذى إلَيْهِ تُرْجَعُونَ» در آينده همگى شما در پيشگاه خدا جمع خواهيد شد و آنجا به ريز و درشت پرونده شما رسيدگى میكنند. پس بندگان خدا إتقواالله! أگر به محتوای سورۀ مبارکۀ عصر دقت کنیم بما میگوید: إيمان بتنهايى براى سعادت انسان كافى نيست. به عمر، به زمان، به أيامِ بعثت پيغمبر(ص) و بِعصر ظهورِ إمام دوازدهم قسم تمام مردم در حال ضرر كردن هستند! ‏ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفى خُسْرٍ. تمام مرد و زن عالم در حال ضرر دادن هستند إِلَّا الَّذينَ آمَنُوا مگر كسانى كه پيوند مستقيم و ريشه‏ دار با ذاتِ أقدسِ أحَديت دارند ولى نه پيوند تنها وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ. آن عملى را كه أمر و نهى خدا بر سر آن سايه داشته باشد میپذيرد لذا فقها حكم میكنند روزه، نماز و حج با ريا باطل است. براى همين شرطِ عمل اين استكه هميشه بايد سه جنبه آن را بدرقه كند: إيمانِ فرد، أمرِ إلهى و خُلوصِ عمل. حقّ خداوند بر همۀ حقوق مقدّم است امام صادق و امام رضا عليهما السلام میفرمايند: رعايت حقوق پدر و مادر چه مؤمن باشند يا مشرك واجب است مگر در جايى كه حق خدا پايمال شود درآنجا پدر و مادر از أرزش پدر و مادرى مى ‏افتند چون حيثيت يك مخلوق با ذاتِ أقدس خالق قابل مقايسه نيست! جنبۀ دومى كه بايد عمل را در قبولى بدرقه كند اين استكه عمل بايد به أمرِ پروردگار باشد شما أگر ده ميليون مرتبه نماز صبح را چهار ركعت بخوانيد از شما قبول نمیكنند قيافه بدعت را هم به شما میدهند كه حرام و گناه كبيره است. سومين جنبه ‏اى كه بايد عمل را بدرقه كند خالص بودنِ عمل است أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِص‏. زُمَر/3 آگاه باشيد! كه دين خالص ويژۀ خداست. أميرِ مؤمنان (ع) درباره عبرت گرفتن میفرمايد: «مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ.» چقدر من در حال تعجّب هستم كه هيچ كلاسى براى تعليم گرفتن و آموختن مانند كلاس روزگار نيست ولى اين كلاس شاگرد خيلى كمى دارد!  روايتِ مهمى را نقل میكنند كه جبرئيل بمحضر مقدس نبى عالیقدر(ص) نازل شد وقتى آيه ‏اى را كه آورده بود تلاوت كرد نبىِ بزرگ كه در تواضع و أخلاق بى‏ نمونه بود به جبرئيل(ع) فرمود: براى عبرت گرفتن از عجايبى كه از زمان خلقتِ خود تا الان در عالم مشاهده كردى براى من تعريف كن. گفت: آقا! قرار بود من بر يكى از أنبيا نازل شوم در هنگام نازل شدن در منطقۀ محدودى كه جزيره‏ مانند بود به درياى آرامى برخورد كردم هنگامیكه میرفتم آن پيغمبر را ملاقات كنم كسى را در اين جزيره ديدم كه فعاليت جسمى داشت. از نظرِ عبادت وقتی او را نظر كردم ديدم خيلى دقيق بود در ديوان عمر او كه نظر كردم ديدم خداى توانا پانصد سال عمر به او عنايت كرده است من وقتى به او برخورد كردم در سجده بود و أشك میريخت و میگفت: إلهى! تمام تقاضاى من اين استكه ساعت جان دادنِ مرا در حال سجده بر خودت قرار بدهى إلهى! حال عبادت مرا تا شبِ مرگ تداوم بدهى و روز مرا در قيامت در حال سجده محشور كنى. يا رسول الله! من به ديوانِ قبولىِ نظرياتِ بندگان نگاه كردم ديدم خدا همۀ برنامه‏ هايش را پذيرفته است. جبرئيل (ع) بمنزلۀ وزيرِ دربارِ إلهى و أمينِ وحىِ پروردگار أست و أسرارِ خدا پيش او میباشد. گفت: يا رسول الله! اين برنامه‏ ها خيلى براى من جالب بود و دوست داشتم صحنۀ قيامت او را هم ببينم يا رسول الله! من حال اين آقا را در صحنه‏ هاىِ مُهَيِّجِ دادگاههاى قيامت مشاهده كردم نوبتِ رسيدگى به أعمال رسيد. قیامت پاكترين دادگاههاى جهانِ خلقت است رشوه نمیگيرد! أعمال میآيند و بنفع و يا ضررِ أفراد شهادت میدهند عابدِ پانصد ساله را واردِ اين دادگاه میكنند إنسانيت و فضيلتِ عابد بنفع او عرض میكنند: خدايا! خيلى پاك هستى به مقتضاى رحمتت اين بنده را وارد بهشت نما خطاب به آن عابد میرسد كه: «أَدْخِلُوا عَبْدِى الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِى‏» رحمت من إقتضا میكند كه تو را به بهشت ببرم هر چند سخن از أرزشِ عمل در بهشت است ولى نسبت به اين بنده سنجشِ أعمال لازم نيست و او را به رحمت من وارد بهشت كنيد امّا اين عابد سرش را بالا میكند و میگويد: خدايا! من بهشت رحمتت را نمیخواهم و «ادخلنى جنتك بعبادتك» مرا بخاطرِ عبادتم در بهشتت داخل نما! چون من پانصد سال تو را عبادت كردم و حالا میخواهى إينهمه زحمات و عباداتِ مرا بحساب نياورى؟! خطاب رسيد: قُضَّاتِ دادگاه! او را از بهشت برگردانيد قُضَّات هم او را از بهشت بر میگردانند. در دادگاه خطاب میرسد:همه نعمتهايى كه به او دادم لحاظ كنيد و همه عبادتهايى را هم كه او براى من كرده حساب كنيد قُضَّات هم أولين نعمتِ داده شدۀ به او را که نعمتِ چشم و برای دیدنِ أشیا أست مقايسه میكنند وقتى أندازۀ عظمتِ نعمت چشم معلوم میشود در دادگاهِ عدلِ إلهى مى‏ بينند مقدار عبادت پانصد ساله او در مقايسه با نعمت چشم به تنهايى كم ‏آورد و اين نعمت نسبت به عبادت كذايى برترى دارد. حالا ديگر نعمتها مثلِ آفتاب، ماه، آب، سلامتى، گوش، زبان، بينى، مغز، دست، زيبايى، پوست، عُمر، هوا و نباتات بماند و فعلًا پانصد سال عبادت اين فرد در برابر يك نعمت چشم كم آورده است عرض میكنند: خدايا! چشم را به تنهايى حساب كرديم و اين نعمت نسبت به عبادت اين فرد برنده شد. خطاب میرسد: پس او را به جهنم ببريد چون بدهكار أست و چيزى ندارد كه با آن بدهیش را تسويه كند و إينگونه عبادات پانصد سالۀ اين فردِ مؤمن در برابر يك نعمت چشم بر باد رفت حالا او چه منتى بر خدا دارد كه به پرودگار عالم بگويد: خدايا! چون من در يك دورۀ بدى بتو مؤمن شدم عنايت بيشترى بمن بنما! با نعمتهاى بیشماری که به او داده چه منتى بر خدا خواهد داشت؟ عابد را بطرف جهنم میبرند و او شروع به گريه كردن میكند. خطاب میرسد: بنده من! چرا گريه میكنى؟ عرض میكند خدايا! من يك عبادتِ ديگر داشتم كه قُضَّاتَت آنرا حساب نكردند. خطاب میرسد آن عبادت چيست؟ میگويد: خدايا! اميد بفضل تو و آنها آنرا حساب نكردند من گمان نمیكردم تو مرا به جهنم ببرى من بد كردم مرا به بهشت بر گردانيد خطاب میرسد: «ادْخُلْ جَنَّتِى بِرَحْمَتِى‏» پس بواسطه رحمتِ من به بهشت داخل شو. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا. مؤمن واقعى كسى است كه أول از درون با خدا و با پيغمبر (ص) رابطه داشته باشد ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا و أگر او را بخوابانند و گوشتش را با قيچى جدا كنند شك در پيغمبر(ص) نكند و گر نه الان كسى در خانه ‏اش با إمكانات رفاهى بگويد: إلهى! صد هزار مرتبه شكر خيلى مهم نيست! شاكر آن مردى است كه در بارگاهِ إبن ‏زياد وقتى به او گفت: از على دست بردار جواب داد: دست بر نمیدارم إبن ‏زياد به او گفت: تمام مَفصلهاى دست و پايت را قطع میكنم جواب داد: قطع كن و مأمورانِ إبن ‏زياد شروع به قطع كردن مفصلهاى دست و پاى او كردند إبن ‏زياد باز به او گفت: از على دست بردار جواب داد: هر كارى میخواهى بكن. وجودِ من يعنى على و او کسی جز میثم تمار نبود! مؤمن واقعى كسى است كه عقيدۀ به حق و رسولش دارد و اگر قطعه قطعه بشود شكى در اين عقيده بوجود نمى ‏آيد. وَ جاهَدُوا يعنى آنان بايد عقيده را تبديل به إنرژى بكنند. كار بُرد اين جمله: «برو قلبت را خوب كن» فقط براى دلخوشى دادن جنايتكاران به خود است! خوب شدنِ قلب تنها به إنعكاس شعاعِ نورِ إلهى است. يكى از دانشمندانِ بزرگ شاگردش را در خواب ديد پرسيد: با تو چه كردند؟ گفت: وضع حالم از اين زنجيرِ آتشى كه بر گردنم هست روشن است و اين هم مسيرى است كه مرا در آن بطرف جهنم میكشند. میدانى چرا؟ براى إينكه من سالى يك مرتبه شراب میخوردم آن شراب داخل خونم شد و خونم هم نجس شد و خون نجس با شرابى كه مورد رضايت خدا نبود در قلبم رفت خدا هم كه ديگر درِ اين خانۀ نجس وارد نشد آن خدای واقعى در قلب من نبود مرا بسمت جهنم میبرند و إلا اگر خدای واقعى در دل باشد چنين دلى را در آتش نمیسوزاند. در جملۀ آخرِ آيه میفرماید مردمى كه با خداوند و پيغمبر(ص) پيوند بدون ترديد دارند و تا شبِ مرگ هم انرژیها را بخدمت آن عقيده در مى ‏آورند و مالشان را هم در راه او مصرف میكنند يا رسول الله! أگر چنين كسانى بتو گفتند ما دين داريم أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ‏ إینها راستگو هستند أما أگر آنها اين علامات را نداشتند دروغ میگويند و دين ندارند. إنتظار فرج يعنى عقيدۀ داشتن بخدا، أنبيا و أئمه و به مرحلۀ عمل در آوردن آن عقيده تا نتيجه‏ حاصل شود نه بمعناى اينكه دستت را بلند كنى و بگويى: «عجل على ظهورك يا صاحب الزمان.» ما انتظار داريم حضرت بيايد و حضرت هم وقتى آمد از تو إنتظار دارد كه أخلاق و زندگى أت مورد رضايتش باشد. كسى كه میگويد: من منتظر امام زمان هستم گِره ‏هاى زيادى را بايد تا رسيدن امام باز بكند و إلّا إنتظار فرج تنها به آرزو و خيال باشد دروغ است چون رسو لخدا (ص) میگويد: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِى انْتِظَارُ الْفَرَجِ‏» عملى در شيعيان ما والاتر از إنتظارِ گشايش كار نيست. تيرهاى چوبى سقف مغازه ‏اى شكسته بود و صاحبش براى ترميم آن سقف پول نداشت و براى تأمينِ پولَش خرما فروشى میكرد. علي (ع) هر وقت خسته میشد در اين مغازه میآمد و میگفت: ميثم جان! آمدم تو را ملاقات كنم شما چه مردانِ عالیقدرى بوديد كه على(ع) وقتى شما را میديد غم و غُصه ‏اش برطرف میشد. قبيله ‏اى در زمان على(ع) به نام قبيلۀ بنى‏ شاكر و بنو شبام دو تيره از قبيله هَمدان در جنگ صفین بودند عدد اينها به هزار نفر نمیرسيد بر روى منبر بمردم فرمود: والله قسم! أگر عدد قبيله بنى ‏شاكر به هزار نفر میرسيد تا روز قيامت آنطورى كه بايد خدا در زمين عبادت بشود عبادت میشد یعنی اينقَدر با أرزش بودند حالا ميليونها نفر جمعيت شايد صبح حاضر نيستند بلند شوند و بگويند: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ مردم از خدا بدشان میآيد و أگر بدشان نمیآمد آثارِ أعمالِ آنها اين نبود!

خطبه دوم

خطبه دوم: 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین والعاقبة لاهل التقوی والیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
 دعای فرج..


 اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..  
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه. 
با درود و سلام بي پايان به روح مطهرِ سرور و سالارِ شهیدان رهبر آزادگان جهان حضرت أباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفایش و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش جمیع مؤمنين و مؤمنات، علما، صلحا، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامتو أمنیت مخصوصاً سردارانِ گرانقدر و دانشمندان هسته ای و دیگر شهدای أخیر تروریستی در کشور بوسیله رژیم رزلِ صهیونی 417 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات. 
نکاتِ این هفته نماز جمعه 20 تیر ماهِ سال 1404 را بمحضر شما نمازگزاران عزیزِ جمعه لاریجان عرضه میدارم. 
 نکته أول:
رسانه های ضدِ إنقلاب بدنبال ساخت یک تصویر غلط از رهبرِ إنقلاب هستند و آن این استکه رهبری در پناهگاه است و برای حفاظت از جان خود مجبور شده یک زندگی پنهانی و در گوشه و کنج اختیار کند! نیروهای مسلح به پشتوانه مدیریت رهبری بود که توانستند در کمتر از ۲۴ ساعت آرایش تهاجمی خود را تبدیل به عملیات نظامی کنند و این در چار چوبهای نظامی یک اقدام بسیار مهم است جایگزینی فرماندهان سطح بالا نیز أمر ساده ای نیست. این جایگزینی یک موضوعِ کاملاً تخصصی و در شرایط جنگی کار بسیار دشوارتر است تعیین این فرماندهان به نحوی که کار به بهترین نحو خود پیش بروند اقدام بسیار ارزشمندی است. عملا رهبری تعیین کننده سطح، نوع، میزان، گستردگی و بالا و پایین بودن کیفیت میدان بودند و این یک کار شبانه روزی و در یک سطح حرفه ای بوده است. به تعبیر دقیقتر مغز فرماندهی جنگ در اختیار رهبرِ إنقلاب بود و ایشان مانند یک ژنرال زُبدۀ نظامی عهده دار مدیریت کلان این جنگ بودند. 
نکته دوم:
سرمایۀ إجتماعی که شاملِ إعتمادِ عمومی، همبستگی ملی و مشارکت مردم در اداره امور است یکی از مهمترین داراییهای هر کشوری محسوب میشود. در شرایط کنونی با وجود چالشهای إقتصادی، إجتماعی و سیاسی، حفظ این سرمایه بیش از پیش ضروری است. گلایه های گسترده از عملکرد برخی مسئولان أگر چه ممکن است ریشه در واقعیت داشته باشد نباید به تخریب این سرمایه منجر شود. شرایط ایجاب میکند که ایران با هوشیاری کامل خود را برای سناریوهای مختلف آماده کند.
نکته سوم:
پوششِ خبری محدود، حذف إطلاعات میدانی، آمارهای ساختگی و نمایش ظاهری آرامش در بورس و خیابانها بخشی از عملیات روانی گسترده ای بود که با هدف «حفظ إعتبار» تل آویو إجرا شد. با إینحال داده ها فریب نمیخورند و سانسورها هم نتوانست خسارتها را پنهان کند. با إینکه رژیم صهیونیستی تلاش دارد با ظاهر سازی و تبلیغات روانی وضعیت را عادی نشان دهد أما در واقعیت إقتصاد آن با یکی از بزرگترین شوک های مالی، صنعتی و أمنیتی تاریخ خود روبِروست. 
نکته چهارم:
دشمنان در محاسبات خود خطایی بزرگ از برآورد وضعیت ایران داشتند و با تکیه بر تحریمها فشارهای إقتصادی و تبلیغات رسانه ای تصور میکردند مردم ایران پس از تجاوز نظامی با آنها همراهی خواهند کرد این یک خطای محاسباتی بزرگ بود! أگر چه دشمن در برخی نقاط مانند لیبی و سودان به أهدافِ خود دست یافته أما ایران با تاریخ و تمدنِ خود پاسخی قاطع به آنان خواهد داد. إین جنگ بقدری برای نظامِ إستکبار مهم بود که علاوه بر صهیونیستهای خبیث آمریکا نیز از پس پرده بیرون آمده و آشکارا در این جنگ شرکت کرده است. این نبرد تازه آغاز شده و فراتر از تمام جنگهایی است که بشر تاکنون به خود دیده است تاریخِ إیران گواهِ این مدعاست که ایران متوقف شدنی نیست! شما إقدامات نیروهای مسلح یمن علیه ناوهای هواپیمابر آمریکایی، بویژه ناو یو إس إس هری ترومن، نشان دهنده تحول عمیقی در جنگهای دریایی است. این إقدامات که با استفاده از موشکهای مافوقِ صوت، پهپادهای أرزانقیمت و تاکتیکهای نامتقارن أنجام شده نه تنها کارایی ناوهای هواپیمابَر را زیر سؤال بُرده بلکه معادلاتِ قدرت در منطقه را تغییر داده است در حالیکه أیالات متحده همچنان به سرمایه گذاریهای کلان در ناوگان دریایی خود ادامه میدهد تهدیدات نو ظهور و تواناییهای نیروهای یمنی نشان میدهد که دوران سلطه بلا منازع این شناورها به پایان رسیده است. لذا مؤمنان حق ندارند محزون باشند زیرا برتری و عُلو از آنِ خداست و هر کس به خدا منتسب باشد از این علو بهره مند میشود این أصل أساسِ جنگ شناختی است. در نگاهِ إلهی پیروزی بمعنای غلبه در میدان روح و إراده است نمونه بارزِ این نگاه را در واقعه عاشورا میبینیم. بظاهر امام حسین (ع) با ۷۲ یار در برابر لشکری عظیم قرار گرفت و به شهادت رسید أما گفتمان ایشان از محرم تا أربعین با حرکت حضرت زینب (سلام الله علیها) چنان دشمن را درهم کوبید که نقشه هایشان بر باد رفت این پیروزی إلهی بود که در تاریخ ماندگار شد. این است حقیقت جهاد در روایت إلهی که ما را به علو و برتری میرساند. إیمان و توکل واقعی بخدا، دوری از طاغوت و شرک، تَبَعیَت از ولیِ عادلِ إلهی، پایبندی به جهاد و مقاومت، إخلاص در مسیر إلهی،إتحادِ مؤمنان و پرهیز از تفرقه و دوری از دنیا شیفتگی عامل أصلی ایجاد رُعب در دل دشمنان است. عاشورا به ما آموخت که شهادت نه یک پایان بلکه آغازی است برای بیداری و تحول! أگر عاشورا را تنها در قالب یک مراسم عزاداری سالانه ببینیم و از درسهای عمیق آن غافل شویم آنگاه براستی حسین(ع) و کربلا را به فراموشی سپرده ایم. برای اینکه عاشورا در زندگی ما جاری باشد نیازی به شمشیر و نیزه نیست. عاشورا در هر تصمیم و عمل ما میتواند زنده بماند وقتی در برابر ظلم سکوت نمیکنیم و دست مظلومی را میگیریم و برای حفظ عزت و کرامت خود و دیگران میایستیم عاشورایی دیگر را رقم زده ایم. عاشورا در کمک به نیازمندان، در دفاع از حق، در ترویج عدالت و در گسترش محبت و أخلاقِ حسینی مُتجلی میشود. إمروز در جهانی که ظلم و بی عدالتی بیداد میکند وظیفه ما سنگینتر أست باید با إلهام از عاشورا در برابر هر نوع ستم و زورگویی بایستیم و برای إحیای أرزشهای إنسانی و إلهی تلاش کنیم حُبُّ الحُسِین طریقِ سعادت أست. 
در پایان:
21 تیرماه سال 1314 بمناسبت حمله به مسجد گوهرشاد و کشتار مردم به دست رضاخان باید عرض کنم مبارزه ملت ایران با جریان إستبداد و إستعمار مبتنی بر سه محور حیاتی «مسجد» «مرجعیت و زعامت شیعه» و «سبک زندگی اسلامی ایرانی» بود. در جریان قیام گوهرشاد، مسجد به صحنه ای برای تجمع إعتراض آمیز مردم و علما تبدیل شد مسجد گوهر شاد بعنوان فضایی که امکان گفتگوی مستقیم میان مردم و رهبران دینی را فراهم میکرد به نمادی از وحدت و همبستگی در برابر استبداد تبدیل شد. 

حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :