ImamatKarbarView
قَالَ امیرالمومنین (علیه السلام): مَا عَالَ مَنِ اقْتَصد.
آقا امیر المومنین در حدیثی که در حکمت 140 کتاب شریف نهج البلاغه آمده است، می فرماید: آن كه ميانه روى پيشه كرد تنگدست نشد.
بهترين راه مبارزه با فقر:
امام(عليه السلام) در اين كلام كوتاه و نورانى خود اشاره به آثار ميانه روى در امور كرده است.
«اعتدال» به معنای حدّ وسط، میانهروی و برگزیدن راهی میان افراط و تفریط است. در قرآن کریم آیات متعددی درباره رعایت اعتدال در اموری مانند عقیده، رفتار و اقتصاد ذکر شده است. جهل، پیروی از هوای نفس و غفلت از یاد خدا، از جمله عوامل خروج از اعتدال میباشند. در علم اخلاق، برای هر خصلت روحی دو حالت افراط و تفریط در نظر گرفته شده و میانهروی در آن خصلت را «اعتدال» نامیدهاند.
انواع اعتدال
۱. اعتدال در عقیده
اعتدال در عقیده با اعتقاد به توحید و تسلیم در برابر حق تأمین میشود، چنان که از ابراهیم علیه السلام که از برترین درجات توحید و تسلیم برخوردار است بارها با وصف «حنیف» یاد شده است (سوره آل عمران/۳، ۶۷؛ سوره نحل/۱۶، ۱۲۰) و از طریقی که پیامبران بر پایه یکتاپرستی بنا نهادهاند به «صراط مستقیم» تعبیر شده است. (سوره آل عمران/۳، ۵۱)
بنابراین، توحید، میانه انکار خدا و شرک به خداست. و هر کس به کفر و شرک آلوده باشد از مسیر و محدوده اعتدال خارج شده است: «فَمَن کفَرَ بَعْدَ ذَلِک مِنکمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ» (سوره مائده/۵، ۱۲)
۲. اعتدال در رفتار
انطباق رفتار با شریعت و نیز هماهنگی آن با عرف، معیار اعتدال رفتار است، بنابراین بر اساس آموزههای قرآن کریم هر عملی که از مصادیق بندگی خدا به حساب آید دارای اعتدال است: «وَأَنْ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ» (سوره یس/۳۶، ۶۱). در مقابل، هر گونه عصیان و نافرمانی پروردگار، خروج از حد اعتدال بوده و اسراف شمرده شده است، از همین رو خداوند در آیه ۵۳ سوره زمر/۳۹ از گناهکاران با تعبیر اسرافکاران یاد کرده: «الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ» و آنان را به توبه فرامیخواند: «قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا».
۳. اعتدال در امور اقتصادی
این نوع از اعتدال، خود دارای مصادیق گوناگونی است:
الف. اعتدال در بهرهگیری از نعمتهای دنیوی:
در کسب ثروت نباید از مرزهای تعیین شده خارج شد، بلکه باید با توجه به حقوق دیگران اعتدال را رعایت کرد. آیه ۱۴۱ سوره انعام استفاده از ثمره زراعت را جایز شمرده و سپس از اسراف نهی میکند که بنابر یک احتمال، اسراف در این آیه به معنای نپرداختن حقوق تهیدستان است.«کلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ یوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ».
در آیه ۶ سوره نساء نیز کسب مال از راهِ نامشروع و از جمله تصرف در مال یتیم اسراف و خروج از اعتدال شمرده شده است: «فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَیهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْکلُوهَا إِسْرَافًا وَ بِدَارًا».
ب. اعتدال در خوردن و آشامیدن:
آیه ۳۱ سوره اعراف پس از بیان جواز عمومی خوردن و آشامیدن، رعایت اعتدال و پرهیز از پرخوری زیانبار را یادآور شده است: «کلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَیحِبُّ الْمُسْرِفِینَ».
ج. اعتدال در انفاق:
برگزیدن میانهروی و حد وسط در انفاق از ویژگی های «عبادالرحمان» شمرده شده است؛ آنان در انفاق نه اسراف میکنند و نه تنگ میگیرند، بلکه در میان اسراف (افراط) و اقتار (تفریط) راه میانه را برمیگزینند: «وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یسْرِفُوا وَلَمْ یقْتُرُوا وَکانَ بَینَ ذَلِک قَوَامًا». (سوره فرقان، ۶۷)
بر پایه روایتی امام صادق علیه السلام در تبیین میانهروی در این آیه مشتی ریگ برداشت و ابتدا مشت خود را محکم گرفت، به گونهای که چیزی از آن نریخت و فرمود: این «اقتار» است. سپس مشتی دیگر برداشت و دست خود را گشود و همه را بر زمین ریخت و فرمود: این اسراف است و در مرتبه سوم مشتی برداشت و بخشی از آن را ریخت و قسمتی را نگاه داشت و فرمود: این «قوام» است.
پویش «نه به تصادف!»
آمار غمبار تصادفات در سال ۱۴۰۲، خود گویای عمق معضلی بزرگ در کشور است:
در سال 1402، بیست هزار و چهل و پنج نفر(۲۰۰۴۵ نفر) در تصادفات رانندگی جان باختند، یعنی روزی بیش از پنجاه و پنج نفر(۵۵ نفر).
هشتصد و سه هزار نفر(۸٠۳٠٠٠ نفر)، در تصادفات مجروح یا معلول شدهاند که این آمار در سال ۱۴۰۲ افزایش چشمگیری داشته است.
تصادفات رانندگی تا هفت درصد(۷٪) از تولید ناخالص داخلی را میبلعد در حالی که کل هزینههای سلامت کشور، کمتر از چهار درصد(۴٪) تولید ناخالص است.
متأسفانه و سوگمندانه، این آمار بیست هزار نفری تلفات، جادههای ایران را یکی از مرگبارترین جادههای جهان کرده است.
کشور ما بعد از کشورهایی مثل لیبی، افغانستان، جیبوتی، سومالی و...، در رتبه هشتم مرگ و میر حوادث ترافیکی است.
هشتاد و سه درصد(۸۳٪) از فوتیهای تصادفات، زیر پنجاه سال(۵۰ سال) سن دارند.
از آسیبهایی که برنامه بسیار مهم و خطیر افزایش جمعیت را به چالش جدی کشیده است، همین مسئله است که درصد بالایی از قربانیان و مصدومان بیست هزار تصادف، از بدنه جوان جامعه است که عملا زادآوری و افزایش جمعیت را برعهده دارند. با این آمار بسیار نگرانکننده از قربانیان و مصدومان، کشور درصد قابل توجهی از ظرفیت افزایش جمعیت خود را از دست میدهد.
میانگین تلفات جادهای، در ده سال گذشته به دویست هزار فوتی میرسد که بخش عمدهای از آن نوجوانان و جوانان جامعه هستند که آثار منفی روانی و اجتماعی و حتی اقتصادی آن بسیار سنگین دارد.
در بین قربانیان، سهم عابران پیاده و موتورسیکلتسواران چشمگیر است.
بسیاری از قربانیان سرپرست خانواده هستند و این مساله نهتنها بُعد انسانی، بلکه تبعات اقتصادی جبرانناپذیری دارد.
چهارشنبه سوری، یک نوع آتش پرستی و حق الناس است
برنامه آخرین چهارشنبه سال، یک سنت غلط و خرافی است که با منطق اسلام، شرع مقدس و هیچ استدلال و برهان عقلی سازگاری ندارد.
در هیچ تحقیقی ثابت نشده است که چهارشنبه سوری باعث خوشبختی کسی می شود.
مراسم چهارشنبه آخر سال، علاوه بر اینکه مبنای شرعی ندارد، نوعی آتش پرستی است و خواندن اشعاری مانند " زردی من از تو و سرخی تو از من" مصداق حاجت خواستن از آتش است.
این روز در سال های اخیر، منشاء آسیب رسانی به برخی از افراد جامعه شده است که به خاطر عوارض آن باید برداشته شود.
بیماران قلبی فراوانی در جامعه داریم و گاهی یک انفجار موجب می شود کسی جان خود را از دست بدهد.
این مساله فی النفسه، اثر منفی و زیانبار دارد و باید با کسانی که باعث سلب آسایش مردم می شوند برخورد شود.
جوانان باید دنبال منطق و استدلال بروند و بزرگان ما بارها اعلام کرده اند که مراسم چهارشنبه آخر سال از نظر شرعی و عقلی مردود است.
خانواده ها در هدایت و کنترل فرزندانشان باید در این ایام نقش ویژه ای داشته باشند، زیرا هر گونه اقدامی که فرزندان انجام می دهند، والدین نیز در آن شریک هستند.