ImamatKarbarView
بسم الله الرحمن الرحیم الحَمدُلله الَّذی خَلَق السمواتِ و الارض و جَعَل الظُلماتِ و النور ثُمّ الَّذینَ كَفَروا بِرَبّهم یَعدِلون وَ الصَّلوه وَ السَّلام عَلی الهادی البَشیر، السّراجِ المُنیر، سَیدنا سَید الانبیاء وَ المُرسَلین، ابالقاسِم محمّد و علی آله الطَیبینَ الطاهِرین وَ لا سیَّما بَقیه الله فی الاَرَضین .
" اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَاللّه
بندگان خدا خودم را و همه شما عزیزان را به رعایت تقوای الهی سفارش می کنم.
قال الله الحکیم فی کتابه: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها
متقین رذایل اخلاقی را از خودشون دورمی کنندو با نفس خود مبارزه وبا تمسک به قران واهل بیت معصوم (ع) جهاد نفسانی دارند
از رسول گرامي اسلامي ياد بگيريم، يه نمونه اش راعرض ميكنم
قالَ رجُلٌ للنبيِّ (صلى الله عليه و آله) : يا رسولَ اللّه
شخصي آمد محضر رسول خدا ببينيد اينجوري سؤال كرد عرض كرد
عَلِّمني عَمَلاً لا يُحالُ بَينَهُ و بَينَ الجَنَّةِ
يا رسول الله يك كار خوب به من ياد بده كه به واسطه انجام آن هيچ چيز بين من و بهشت مانع نشود يك راست بروم بهشت، البته با اعتقادات صحيح به مبدا ومعاد نبوت وامامت یعنی با همه چیز تمام بروم بهشت.باخیال راحت
حضرت فرمودند:
2 چيز را انجام بده،
خوب دقت كنيد ببينيد اين دو چيز يك نمونهاي است از تزكيهي نفس است
. قالَ : لا تَغضَبْ ، و لا تَسألِ الناسَ شَيئا .
اول: فرمود قَالَ لَا تَغْضَبْ ميخواهي بري بهشت بايد اهل غضب نباشي،خشمگین نشو. هيچ وقت غضب نكن،باید مراقب خشم وغضب خود باشیم و مدیریت کنیم خشم خودمان را
حلم شیخ محمد تقی بافقی یزدی را شاید شنیده باشید
خیلی عجیبه یک عالم بزرگ، مجتهد اینطوری برخورد می کند با مردم.
در گذشته حمام عمومی بود. شیخ محمد تقی بافقی یزدی رفته بودند حمام.
در حمام، یک سرهنگی ریشش را میتراشید ، آقا شیخ محمد تقی متوجه شد، فرمودند: آقا ریشتان را نتراشید حرام است، یک کشیده به آقا زد ،
آقا شیخ فرمودند: یک کشیده دیگر هم بزن ، اما ریشت را نتراش !
این را میگویند حلم وبردباری که توام با ایمان وتدبیر بدست میاد
این سرهنگ وقتی از حمام بیرون می آید می بیند
به بَه مردم دست آقا را می بوسند، صلوات می فرستند، از یک نفر می پرسد: آقا چه کسی هستند؟ او می گوید: آیت الله شیخ محمد تقی بافقی یزدی
سرهنگ خیلی ناراحت میشود، به پای آقا می افتد، از آقا عذر خواهی میکند و از مرید های ایشان میشود و محاسن میگذارد و تا آخر عمرِ شیخ، مریدش می ماند.
برای چی؟ حلم. برای صبر وبردباری
اگر آن وقتی که سرهنگ کشیده زد، شیخ میگفت: پدر سوخته میزنی؟ و مریدهاش میریختند و او را میزدند، دیگر مریدِ آقا شیخ نمیشد
فلذ ا انسان با تقوا اهل حلم وشکیبایی است که خشم را مدیریت وغضب را تبدیل به حلم میکند.
-------------------------
دوم: فرمودند میخوای بی واسطه بری بهشت: لا تَسألِ الناسَ شَيئا .
از مردم چیزی نخواه هرچی میخوای از خدا بخواه
امام باقر «ع» فرمودند:
طلب الحوائج الي النّاس استلاب للعزّة و مذهبة للحياء، و اليأس ممّا في ايدي النّاس عزّ المؤمنين، و الطمع هو الفقر الحاضر
درخواست حاجت از مردم، موجب به تاراج رفتن عزّت و از دست دادن حياست؛ و نااميد بودن وچشم طمع نداشتن به مال مردم ، باعث عزّت مؤمنان است
و اميد بستن به مال مردم ، باعث تنگدسی وفقر می شود.
جالبه روایت میگه از مردم چیزی بخوای باعث فقر میشه
خیلی خالبه ادم از مردم چیزی بگیره باید پولدار بشه روایت میگه فقیر میشی.
این که انسان دست پیش دیگران دراز کند این با عزت انسان سازگار نیست.
خداوند دوست دارد بندگانش عزیز باشند.
پيامبر «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» مقيد بود كه از مردم چيزي نخواهد.
پیامبرفرمودند: اگر سوار براسب بودی حتي اگر تازيانه از دستت افتاد، پياده شو و آن را بردار [از كسي مخواه آن را بردارد و به تو بدهد].
چرا چون خواستن از دیگران باعث فقر میشه عزتت از بین میره.
این داستان را هم بگم خیلی جالبه
مردي از اصحاب پيامبر «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» در تنگناي معيشت قرار گرفت. همسرش به او گفت: هنگامي كه نزد رسول خدا رفتي، از او درخواست كمك كن.
آن مرد به حضور پيامبر رسيد، چون حضرت او را ديد، فرمود: هر كس از ما چيزي بخواهد، به او عطا ميكنيم و هر كه اظهار بينياز كند، خدا او را غني گرداند.
اون مرد با خودش گفت: پيامبر منظوري جز من نداشت. پس به نزد همسرش بازگشت و او را از اين ماجرا آگاه كرد. زن به او گفت: پيامبر خدا بشر است و -ممكن است از وضع تو خبر نداشته باشد- پس او را از وضع خود آگاه كن.
رسول خدا چون دوباره او را ديد، فرمود: هر كس از ما چيزي بخواهد، به او عطا ميكنيم و هر كه اظهار بينيازي كند، خدا او را غني ميگرداند. تا اينكه اين كار سه بار تكرار شد.
آنگاه مرد رفت و تيشهاي به عاريه گرفت و عازم كوه شد و از آن بالا رفت و مقداري هيزم تهيه كرد، آنها را به بازار آورد و به ازاي نصف مد آرد، فروخت. سپس به خانه بازگشت و آن آرد را پختند و خوردند. فردا نيز به كوه رفت و از آن بالا رفته و مقداري بيش از روز قبل، هيزم تهيه كرد و سپس آن را فروخت و پيوسته به اين کار ادامه داد و مال فراهم کرد، تا آنکه با آن، تيشهاي خريد. سپس مال بيشتري گرد آورد و با آن، بچه شتر و يك غلام خريد، تا زماني كه داراييش زياد گرديد و ثروتمند شد.
پس نزد پيامبر آمد و او را از ماجرا خبر داد كه چگونه براي عرض نياز به محضر پيامبر آمده و از آن حضرت چه شنيد.
آنگه حضرت«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمود: به تو گفتم كه هر كس از ما چيزي بخواهد به او عطا ميكنيم و اگر بينيازي ابراز كند، خدا او را توانگر ميسازد.
خداوند انشاءالله به همه ما توفیق عمل به این روایات را عنایت بفرمايد
اَعُوذُ بِاللّهِ مِنِ الشَّیطانِ الرَّجیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ. صَدَقَ اللهُ العَلی العَظیمُ.
بسم الله الرحمن الرحيم --------
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنَّ عَلیْنَا ببنبیک صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَة،ِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ، اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی أَمِینِکَ عَلَی وَحْیِکَ، وَ نَجِیبِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ صَفِیِّکَ مِنْ عِبَادِکَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَکَة سیدنا ونبینا محمّد و علی أَبُو الْحَسَنَیْن، یَعْسُوبُ الدِّین، رئیس الموحّدینَ، سَیدُ اَلْمُسْلِمِینَ، إِمَامُ اَلْمُتَّقِینَ، أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ، وعلی فاطمة الزّهراء حبیبه الله سيّدة نساءالعالمين و على الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علی علىّبنالحسين و محمّدبنعلىّ و جعفربنمحمّد و موسىبنجعفر و علىّبنموسى الرضا المرتضی و محمّدبنعلىّ و علىّبنمحمّد و الحسنبنعلىّ و الخلف القائم المهدىّ حجک الله علی عبادک وامنائک فی بلادک
بزرگترین آسیب در جوامع دینی و ارزشی که نسبت امام و امت در آن برقرار است، اختلال دستگاه محاسباتی امت بر اثر فاصله افتادن بین محاسبات امت و دستگاه محاسباتی ولیّ جامعه است.
به عنوان شاهد عرض کنم، «چیزی که امام حسن مجتبی علیهالسلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنهی خوارج را بهوجود آورد و امیرالمومنین علیهالسلام را آنطور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آنگونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود و الا همهی مردم که بیدین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند. یک شایعه دشمن میانداخت؛ فوراً این شایعه همهجا پخش میشد و همه آن را قبول میکردند»
لذا باید بدانیم که «دشمن سعی فراوانی میکند که فهم و ادراک تصمیمسازان، تصمیمگیران، آحاد مردم و افکار عمومی را از واقعیت منحرف کند. سعیاش این است که مصلحت ملی ما را طبق خواست خودشان تعریف کند؛ و عقلانیت به آن معنای غلط را تلقین کند، بعضی هم نادانسته گاهی حرفهای دشمن را تکرار میکنند. عقلانیت به معنای محاسبهی صحیح و داشتن دستگاه محاسباتی سالم است. بعضیها اسم عقل و عقلانیت را که میآورند، اما منظورشان از عقلانیت ترسیدن است؛ وقتی میگویند عاقل باشید، یعنی بترسید، منفعل باشید، از مقابل دشمن فرار کنید! نه، این درست نیست؛ ترسوها حق ندارند اسم عقلانیت را بیاورند. ترسیدن و فرار کردن و میدان را خالی کردن، اسمش عقلانیت نیست، اسمش همان ترس و فرار و مانند اینها است؛ عقلانیت یعنی محاسبه ی درست.
مهم این است که دستگاه محاسباتی را حفظ کنیم، سالم نگه داریم، نگذاریم دچار اختلال بشود. اگر دستگاه محاسباتی ما اختلال پیدا کند، بسیاری از امکانات ما هم از دست ما خواهد رفت، شرایط خوب ما تبدیل به شرایط بد خواهد شد»
اولین و اصلیترین مرحله در مـحـاسبه صحیح
نگاه صحیح به وضعیتها است. کارشناسان و تحلیلگران بر این باورند که صحیحترین نوع نگاه به وضعیتها، نگاه روندی است.
نگاه روندی، نگاه مقطعی و محدود به حوادث نیست. حوادث سیاسی اجتماعی، ذاتا روندیاند، یعنی زنجیرهای از مقدمات و زمینهها، این حادثه را بوجود آوردهاند؛ و همچنین ماجرای این حادثه به همین جا ختم نمیشود و خودش حلقهای از زنجیره سایر مقدمات و زمینهها برای حوادث آینده است.
نگاه روندی، یعنی نگاه تاریخمندانه و آیندهنگرانه به واقعیتها؛ و نیفتادن در تله اکنون. مثلا تحولات سوریه، همیشه یک روند است؛ و اشغال آن مرحلهای از مراحل این روند است. با سقوط حکومت بشار اسد، چیزی تمام نشده، بلکه روند مواجهه جبهه مقاومت با جبهه شررات، وارد مرحله جدیدی شده است. نباید در موقف اکنون توقف کرد. درک مرحلهای و روندی از وضعیت، مانع انفعال میشود، چرا که «خطر انفعال گاهی از خود حادثه بیشتر است. انفعال یعنی اینکه انسان نگاه کند و به این احساس برسد که هیچ کاری نمیتواند بکند، پس تسلیم بشود! انفعال از مؤمن نباید سر بزند .
اگر دشمن احساس کند که شما منفعل و اهل عقبنشینی هستید، کوتاه نمیآید. اصلاً در عالم سیاست کوتاهآمدن نیست، میآیند جلو و مرتباً زیادهخواهی میکنند هرگونه انفعال در مقابل دشمن، دشمن را تشجیع میکند به اینکه توقع بیشتری را مطرح کند، یک قدم جلو بیاید»
الزامات نگاه روندی و غیرمنفعل
«این خیلی مهم است که انسان در مقابل دشمن، دچار انفعال نشود. تمام سعی امروز استکبار این است که هر جا مقاومتی هست، آن را از طریق منفعل کردن خُرد کنند. انفعال در مقابل دشمن، غلطترین کار و بزرگترین اشتباه است. دشمن را از لحاظ دشمنی، باید به حساب آورد؛ یعنی در مقابل او، او را حقیر نشمرد و در برابرش آماده بود و دفاع کرد؛ اما از دشمن نباید حساب برد، نباید تحت تأثیر قرار گرفت و نباید در مقابلش منفعل شد. دشمن میخواهد جوامع را منفعل کند»
از این رو «مواجههی ما با مسائل وموضوعات کشور و با دشمنان مان باید
اولاً شجاعانه باشد، مرعوبانه نباشد؛
ثانیاً امیدوارانه باشد، مأیوسانه نباشد؛
ثالثاً عاقلانه و خردمندانه باشد، هیجانی و احساساتیِ سطحی نباشد؛
رابعاً مبتکرانه باشد، از روی انفعال نباشد؛ ابتکار کنیم؛ اگر به این کیفیت حرکت کردیم، بدانید ملت ایران در مواجههی با همهی قدرتهای بزرگ توفیق خواهد یافت و خواهد توانست پیش برود»
(به مناسبت استقبال و برنامهریزی از ایام البیض ماه رجب) نکته ای عرض کنم
از فرصت ماه رجب برای استغفار وروزه استفاده کنیم
ومهمترین موضوع هم در ماه رجب مساله اعتکاف هستش
ما انشالله تصمیم داریم برنامه اعتکاف را به نحو احسن برگزار کنیم از همه شما عزیزان دعوت میکنم ما را کمک کنید
اعتکاف، از نشانههای پیشروی وموفقیت انقلاب اسلامی است
اعتکاف، دلیلی برای تحلیلهای مثبت وضعیت فرهنگی اجتماعی شهر هستش
اعتکاف، نمادی از سرمایه ارزشمند نظام
اعتکاف، جلوهای از قدرت نامتقارن نظام اسلامی
اعتکاف، هم جهاد اکبر، هم جهاد کبیر
اعتکاف، مایه امید به جوانان است .باید مراقب باشیم جوانی که به واسطه شرکت در اعتکاف امیدوار شده خدایی نکرده ناامید نکنیم.
اعتکاف، فرصت ناب فرهنگی هستش
ما بهترین فرصت را در اعتکاف داریم که برنامه های فرهنگی شهررا سامان بدیم.
خیلی از اسیب های اجتماعی که در شهر هستش در اعتکاف قابل حل هستش چون در اعتکاف از همه اقشار حضور دارند. جوان ونوجوان امروز در مساجد در ایام عادی نیستند ولی در اعتکاف هستند.
اگر قرار است اینجا که مشهور است به دار المومنین واقعا دارالمومنین باشه باید در موضوع اعتکاف کم کاری نشه. از هیچ مسئولی پذیرفته نمی شود که در موضوع اعتکاف کم کاری کند.
هرکسی به نوبه خودش ما راکمک کند.
الحمدالله ظرفیت فرهنگی شهر زاوین کم نیست
ما همین جا از روحانیون وطلاب جوان وفعالان قرآنی وهمه فرهنگیان معلمان ومدیران مدارس خواهش میکنیم در بحث محتوا وکار فرهنگی به ماکمک کنند واقعا ظرفیت های خوبی داریم.
هیئت امنا های مساجد ظرفیت خوی هستند مارا کمک کنند
این شهرمدیران ومعلمان وطلاب دلسوزی دارد ، باید بیایند پای کار وکمک کنند.
خیرین وکسانی که خودشان توفیق حضور ندارند کمک کنند یقینا در ثواب معتکفین شریک خواهند بود.
اشاره ای بکنم به یکی از مناسبت های پیش رو
(به مناسبت سالروز شهادت امام هادی(ع)؛ فردا شنبه سوم رجب) تسلیت عرض میکنم
یکی ازصحابه مشهورامام هادی علیهم السلام است به نام حسن میگوید: در یکی از روزها که به قصد زیارت حضرت هادی (علیهالسلام) میرفتم به سختی زمین خوردم و انگشتم ضربه دید و لحظاتی بعد بر اثر برخورد با یک نفر سواره، شانهام نیز صدمه دید و غیر از اینها در میان ازدحام جمعیت لباسم پاره شد، از اینرو با عصبانیت گفتم: «ای روزگار بد! خداوند مرا از شر تو حفظ کند. عجب روز بدی هستی!» (کَفَانِی اللَّهُ شَرَّکَ مِنْ یوْمٍ فَمَا أَیشَمَکَ). وقتی به محضر مبارک امام هادی (علیهالسلام) رسیدم، حضرت گلایهمندانه به من فرمودند: اى حسن! تو هم که نزد ما رفت و آمد دارى گناه خود را بر گردن چیزی میاندازی که گناهى ندارد؟ (یا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِی بِذَنْبِکَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ). مگر روزها چه گناهى دارند که وقتی جزاى کردار خود را مىبینید آنها را شوم پنداشته و به آنها بد مىگوئید؟ (مَا ذَنْبُ الْأَیامِ حَتَّى صِرْتُمْ تَتَشَأَّمُونَ بِهَا إِذَا جُوزِیتُمْ بِأَعْمَالِکُمْ فِیهَا). براى روزها هیچ تأثیرى در فرمان و حکم خدا قائل مشو! (لَا تَعُدْ وَ لَا تَجْعَلْ لِلْأَیامِ صُنْعاً فِی حُکْمِ اللَّهِ (تحف العقول، ص 482- 483)).
این آموزه امام هادی (علیه السلام) یکی از جنبههای زیست مؤمنانهی عقلایی است که حضرات معصومین (علیهم السلام) نسبت به آن اهتمام و توصیه اکید داشتند.
بهعنوان نمونه، پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمودند: «به بادها ناسزا مگویید؛ آنها از جانب خدا مأمور و از جلوههای رحمت الهی هستند»
(لا تَسُبُّوا الرِّیاحَ فإنّها مَأمُورَةٌ؛ لاتَسُبُّوا الرِّیحَ فإنّها مِن رَوْحِ اللّهِ)
«به کوهها و ساعتها و لحظات و روزها و شبها را ناسزا نگویید که گنهکار مىشوید و به خودتان بر مىگردد»
(لا تَسُبُّوا الجِبالَ و لا السّاعاتِ و لا الأیامَ و لا اللَّیالِی فَتَأثَمُوا و تَرجِعَ علَیکُم).
«به روزگار ناسزا مگویید؛ زیرا خداوند همان روزگار است؛ [منشأ کارهایى که به دهر نسبت داده مىشود، خداوند است و بنابراین، ناسزاگویى به دهر، به خداوند باز مىگردد]. از این رو است که خداوند مىفرماید: روزگار من هستم. شب از من است و من آن را نو مىکنم و کهنه مىگردانم»
(لا تَسُبُّوا الدَّهرَ؛ فإنَّ اللّهَ هو الدهرُ؛ فإنَّ اللّهَ یقولُ: أنا الدَّهرُ، لی اللَّیلُ اجِدُّهُ واُبلِیهِ (نک: میزان الحکمة، ج5، ص۱۸۸)).
علاوه بر اینکه در ادبیات مؤمنانه، لعن نیز بسیار محدود است و جز بر کسانی که در فرهنگ ثقلین مورد لعن قرار گرفتهاند، نباید افراد دیگری مورد لعن قرار گیرند. در این رابطه امام باقر (علیه السلام) میفرمایند: «هنگامی که لعنت از دهان کسی بیرون میآید، میان او و کسى که لعنت شده است، مردد مىماند؛ اگر راه و مجوزى براى رفتن به سوى لعنتشده نیابد؛ و لعنتشده سزاوار لعنت نباشد، به سوى لعنتکننده برمىگردد؛ چرا که او به آن سزاوارتر است.
پس باید مراقب باشیم ، از لعنت کردن مؤمن بپرهیزیم، که به خودمانبرمىگردد»
در پایان از حضور تک تک شما عزیزان مردم خوب شهر زاوین وچناروروستاهای اطراف دانش آموزان ومعلمان ومدیران ومسئولین ومهمانان گرانقدر که از جاهای مختلف در نماز جمعه شرکت فرمودید متشکرم .
انشالله خداوند به همه شما عزیزان طول عمر با برکت عنایت بفرماید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ