ImamatKarbarView
قَالَ امیرالمومنین (علیه السلام): الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ، لَا دَارُ مَقَرٍّ؛ وَ النَّاسُ فِيهَا رَجُلَانِ، رَجُلٌ بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا، وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا.
آقا امیر المومنین در حدیثی که در حکمت 133 کتاب شریف نهج البلاغه آمده است، می فرماید: دنيا سراى عبور است نه سراى اقامت و مردم در دنيا دو گونه اند: بعضى خود را فروختند و خويش را هلاك كردند و بعضى خود را خريدند و آزاد كردند.
امام(علیه السلام) در این کلام حکیمانه به حقیقت دنیا اشاره کرده و کسانى را که در دنیا هستند به اعتبار استفاده درست و نادرست به دو گروه تقسیم مى کند:
نخست مى فرماید: «دنیا سراى عبور است نه سراى اقامت»; (الدُّنْیَا دَارُ مَمَرّ لاَ دَارُ مَقَرّ).
این تشبیه شبیه چیزى است که امام سجاد(علیه السلام) از حضرت مسیح نقل کرده است که مى گوید: «الدُّنْیا قَنْطَرَةٌ فَاعْبُرُوها وَلا تَعْمُرُوها; دنیا به منزله پلى است، از آن عبور کنید و به فکر آباد کردن آن (و خانه ساختن بر آن) نباشید».(بحارالانوار، ج 14، ص 319، ح 21.)
تعبیرى که در آیه شریفه 39 سوره «غافر» آمده (وَإِنَّ الاْخِرَةَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ) نیز از نظر مفهوم کلام این پیام را به ما مى دهد که دنیا دار قرار نیست بلکه فقط گذرگاهى است.
البته آنها که دنیا را هدف مى بینند براى آنان قرارگاه است و آنان که به عنوان وسیله اى به آن مى نگرند گذرگاه است.
سپس امام(علیه السلام) اشاره به این دو گروه کرده مى فرماید: «مردم در آن (دنیا) دو گونه اند: بعضى خود را فروختند و خویش را هلاک کردند و بعضى خود را خریدند و آزاد کردند»; (وَالنَّاسُ فِیهَا رَجُلاَنِ: رَجُلٌ بَاعَ فِیهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا، وَرَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا).
جمله اوّل اشاره به کسانى است که دنیا را «دار مقرّ» مى دانند و جمله دوم ناظر به کسانى است که آن را «دار ممرّ» مى شمارند.
تعبیر به «بَاعَ فِیهَا نَفْسَهُ» اشاره به این است که تمام سرمایه وجود انسان عمر و حیات و زندگى اوست. هنگامى که آن را به متاع اندک دنیا و لذات و هوس هاى آلوده آن معاوضه کند، گویى خود را فروخته و به صورت برده اى در آمده است و در نتیجه موجب هلاکت خویشتن شده است، زیرا در سراى دیگر جایگاه امن و امانى ندارد.
جمله دوم «ابْتَاعَ نَفْسَهُ; خود را خریدارى کرده» اشاره به این است که گویى قبلاً اسیر نفس و برده شیطان بوده سپس با اطاعت پروردگار خود را خریدارى کرده و آزاد نموده است.
در ضمن از این تعبیر پرمعناى امام(علیه السلام) استفاده مى شود که آزادى حقیقى در پیروى از فرمان خداست و آنچه را بعضى آزادى مى پندارند نوعى اسارت در چنگال هوا و هوس و خواسته هاى شیطانى است. آرى باید نسبت به نفس خویش امیر بود نه اسیر.
در حدیث دیگرى از همان حضرت در غررالحکم نقل شده است که فرمود: «اُنْظُرْ إلَى الدُّنْیا نَظَرَ الزّاهِدِ الْمُفارِقِ وَلا تَنْظُرْ إِلَیْها نَظَرَ الْعاشِقِ الْوامِقِ; به دنیا همچون زاهدى که مى خواهد از آن جدا شود نگاه کن نه همچون عاشق دلداده»
و به گفته شاعر شمس الشعراء میرزا محمّد على سروش اصفهانى:
اگر هزار نذیر آمد و بشیر آمد**محمّد است که بى مثل و بى نظیر آمد
على ولىّ خدا، صاحب ولایت بود**على معین رسول آمد و وزیر آمد
به پاس قدمت پیمان، شه ولایت شد**که مست جام ولا از خم غدیر آمد
على به خدمت اسلام، فضل سبقت داشت**که پاس خدمت دیرینه ناگزیر آمد
اسیر نَفْس نشد یک نَفَس علىّ ولى**نشد اسیر که بر مؤمنان امیر آمد
امیر خلق کجا و اسیر نفس کجا**که سر بلند نشد هر که سر به زیر آمد
على نداد به باطل حقى ز بیت المال**که از حساب و کتاب خدا خبیر آمد
على نخورد غدایى که سیر برخیزد**مگر که سیر خورد آن که نیم سیر آمد
على غنى نشد الاّ به یُمن دولت فقر**که دولتش به طرفدارى فقیر آمد
على ستم نکشید و حقیر ظلم نشد**نشد حقیر که ظالم برش حقیر آمد
على زمظلمه خلق سخت مى ترسید**که حق به مظلمه خلق سختگیر آمد
درود باد بر آن ملّتى که رهبر وى**چنین بلند مقام و چنین خطیر آمد
سالروز میلاد امام جواد (ع) در 10 رجب را تبریک عرض می کنیم
امام عسکری(علیه السلام) در صلوات بر امام جواد(علیه السلام) چنین تعبیر میفرمایند: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى... اللّهُمَّ فَکَمَا هَدَیْتَ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ وَ اسْتَنْقَذْتَ بِهِ مِنَ الْحَیْرَةِ وَ أَرْشَدْتَ بِهِ مَنِ اهْتَدَى وَ زَکَّیْتَ بِهِ مَنْ تَزَکَّى فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ»(مفاتیح الجنان، صلوات بر حجج طاهره).
عبارت «وَ زَکَّیْتَ بِهِ مَنْ تَزَکَّى» یعنی خدای متعال به واسطه وجود نارنین امام جواد(علیه السلام) هر کسی را که قابل تزکیه نفس است، تزکیه میفرماید و او را به غایت و هدف خلقتش میرساند؛ چرا که تزکیه نفس، غایت و هدف خلقت انسان است.
سالروز ولادت امیرالمؤمنین(ع)؛ ۱۳ رجب را تبریک می گویم.
یکی از زیباترین احادیث نبوی(صلی الله علیه و آله) که از وجود نورانی حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در سلسله سندی نورانی نقل شده است، این فرمایش است: "عن الإمام الصادق عن أبیه عن جدّه علیهم السلام عن فاطمة الصغرى عن الإمام الحسین علیه السلام عن اُمّه فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیهما و آلهما: أنَّ السَّعیدَ حَقَّ السَّعیدِ مَن أحَبَّ عَلِیا فی حَیاتِهِ وبَعدَ مَوتِهِ، و أنَّ الشَّقِی کُلَّ الشَّقِی مَن أبغَضَ عَلِیا فی حَیاتِهِ وبَعدَ مَوتِهِ»"(بشارة المصطفى، ص ۱۴۹).
یأس، ترس، اختلاف؛ راهبرد سه ضلعی دشمن
جاهِدوا فی الله حق جهاده!
سالهای سال است که رهبر معظم انقلاب اسلامی، «تبیین» را از نیازمندیهای اساسی و مهم امروز دانستهاند: «ما امروز به تبیین نیاز داریم. امروز، شبههافکنی یکی از کارهای اساسی دشمن است. برنامهریزی میکنند، و پول خرج میکنند برای اینکه ذهنیتها را منحرف کنند از حقیقت. چه کسی باید جواب بدهد؟ چه کسی بایستی این خط کج را مستقیم کند؟ چه کسی بایستی تبیین کند؟» (۰۲/۱۰/۱۴۰۳).
طبیعتاً جهاد تبیین یک فرمان و فتوای عمومی است و هرکس باید به اندازه توان و سطح تأثیرگذاریاش به تبیین بپردازد.
ابعاد و اهداف جهاد تبیین
رهبر معظم انقلاب اسلامی، چند هدف و عملیات محوری را در این عرصه تجویز میکنند: «اگر تبیین آگاهیبخش باشد (اول آگاهی)! بعد امیدآفرین باشد، یعنی مأیوسکننده نباشد، و هم حرکتدهنده باشد، آنوقت یک کار اساسی و بزرگ انجام گرفته است. اینکه مبارزه کنید با هراسافکنی دشمن (یکی از کارهای مهم دشمن، ترساندن است، هراسافکنی است)، میتوانید مقابله کنید با اختلافافکنی دشمن، میتوانید مقابله کنید با یأسآفرینی دشمن. ببینید! اینهایی که عرض میکنم، هر کدام یک عنصر اساسی است»(۰۲/۱۰/۱۴۰۳).
آگاهیبخشی کنید!
علت اینکه رهبر انقلاب، اولین ویژگی و مأموریت مهم تبیین را آگاهیبخشی عنوان میکنند؛ این است که دشمن، مخاطب و مردم را اهل فکر و آگاهی نمیخواهد. وقتی کسی اهل فکر و آگاهی باشد، بسته به میزان و عمق این آگاهی، به احتمال بسیار زیاد مرعوب یا فریفتهی دشمن نمیشود. برخلاف آنچه استکبار و استبداد دنبال میکند، نظام اسلامی به دنبال رشد فکری و آگاهیبخشی به جامعه است و مردم را رشید و اهل فکر و تأمل میخواهد؛ اما نظام استکبار، برخلاف آنچه شعار میدهد و دم از آزادی میزند، برای رسیدن به اهداف پلید خود از آگاهی مردم هراس دارد و برای قلب واقعیتها دست به هر ترفندی میزند. «آگاهی» اشتراک معنایی و محتوایی بسیار زیادی با «بصیرت» دارد. نگاهی به میزان تأکید و توصیهی رهبر انقلاب به موضوع «لزوم بصیرت داشتن و گسترش آن در جامعه»، بهروشنی گویای اهمیت این هدف از «تبیین» است.
امیدآفرین باشید!
«امروز بزرگترین جهاد در میدان تبلیغات، این است که کسی بتواند ملت ایران را به عاقبت و فرجام این راه امیدوار کند. هر کس مردم را ناامید کند، به این ملت خیانت کرده است. بهترین راه برای دلسردی کوهنوردی که با شوق از قلهها بالا میرود در حالی که کولهپشتیاش را بسته و کمر را محکم کرده و عصا به دست گرفته، این است که دروغی جعل کنند و به او بگویند که نمیشود رفت و به قله رسید؛ وسط راه، فلان اشکال و فلان مانع وجود دارد. میرود که قله را فتح کند، یعنی هدف دارد؛ اما تا بفهمد به آن هدف نمیشود رسید، دستوپایش سُست میشود و از همان جا برمیگردد»(۰۶/۱۰/۱۳۷۲).
حرکتدهنده باشید با...!
با هراسزُدایی!
گاهی افراد یک جامعه آگاهی و امید هم دارند، اما باز هم آنچه باید رخ بدهد نمیشود؛ چرا؟ چون ممکن است علیرغم داشتن آگاهی و امید (که عناصری ذهنی و فکری هستند) در عمل، به دلایلی، اقدام لازم و بهموقع را انجام ندهند که به بیان رهبر حکیم انقلاب، هراس از دشمن و یا اختلاف در جبههی خودی میتواند از جملهی موانع حرکت باشد. اینجا نیز نیاز به تبیین است؛ تبیینی که محرک باشد، ترسها را بزداید و از اختلافات بکاهد و بر انسجام و اتحاد بیفزاید.
رهبر انقلاب می فرماید: «کار دشمن این است که دلهره بیندازد، بترساند، این کار دشمن است، کار شیطان است؛ مال امروز هم نیست، همیشه بوده؛ در طول تاریخ و در طول تاریخ اسلام. "إِنَّما ذلِکُمُ الشَّیطانُ یُخَوِّفُ أَولِیاءَهُ"؛ آن که شما را وادار میکند که بترسید. امروز این شیطانها از طریق رسانهها، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی و امثال اینها مرتب مشغول کارند برای اینکه بترسید. این تهدیدها و ترساندنها براى این است که دستگاه محاسباتىِ انسان مؤمن را از کار بیندازد تا محاسبهى غلط انجام بدهد؛ وقتى دستگاه محاسباتى از کار افتاد، کار خراب میشود. محاسبهى غلط، یکى از بزرگترین خطرها است؛ گاهى حیات و سرنوشت انسان را تهدید میکند؛ چون نیرو و توانایىهاى انسان، تحت سرپنجهى ارادهى او است، و ارادهى انسان تحت تأثیر دستگاه محاسباتى او است: اگر دستگاه محاسباتى بد کار کرد، ارادهى انسان تصمیمى میگیرد و در جهتى میرود که خطا است؛ آنوقت نیروهاى انسان، همهى توانایىهاى انسان در این جهتِ خطا به کار مىافتد؛ این آن چیزى است که باید مراقب آن باشید»( ۱۹/۱۱/۱۳۹۷ و ۱۶/۰۴/۱۳۹۳).
با اختلافزُدایی!
توصیه به وحدت کلمه، کلیدیترین توصیههای امام راحل(رضوان الله علیه) و امام خامنهای(حفظه الله) بوده و هست. کشور ما، همواره و همیشه به اتحاد و یکپارچگی احتیاج دارد. چرا که همواره بهانههای اختلاف زیاد است. گاهی در یک قضیهای سلیقهی یک نفر، دو نفر با هم یکسان نیست؛ این نباید بهانهی اختلاف بشود. گاهی در کسی یک گرایشی هست، در دیگری نیست؛ این نباید مایهی اختلاف بشود. اختلاف و منازعهی در درون، موجب سستی و تضعیف نقاط قوت و اقتدار، و همچنین از بین رفتن عزت، آبرو، شُکوه و شوکت میشود و ذلت و حقارت و خواری میآورد. قرآن به ما تعلیم میدهد: «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ»(انفال: ۴۶). در سایه تبعیت از ولایت، حفظ وحدت، اختلافزُدایی و داشتن روحیه صبر و تحمل یکدیگر، مطمئن باشیم که خدا با ماست.