ImamatKarbarView
وَ قَالَ امیرالمومنین (علیه السلام): مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ، لَيِّنٌ مَسُّهَا وَ السَّمُّ النَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا؛ يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ، وَ يَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ.
امام(عليه السلام) در حدیثی که در حکمت 119 کتاب شریف نهج البلاغه ذکر شده است، می فرماید: دنيا مانند مار (خوش خط و خال) است كه به هنگام لمس كردن نرم به نظر مىرسد در حالى كه سم كشنده در درون اوست (به همين دليل) مغرورِ نادان به سوى آن مىرود و خردمند عاقل از آن حذر مىكند.
دنيا مار خوش خط و خال!
امام(عليه السلام) در اين گفتار پربار خود تشبيه ديگرى براى دنياى فريبنده بيان كرده و به همگان نسبت به تمایل به آن هشدار داده است.
طبيعت دنيا داراى ظاهرى فريبنده و باطنى خطرناك است; كاخ ها، زر و زيورها، لباس ها، غذاهاى رنگارنگ و عيش و نوش ها مظاهر جذاب دنياست; ولى در درون، غفلت، بى خبرى از خدا آلوده شدن به انواع گناهان را براى به دست آوردن يا حفظ آن با خود دارد. روى اين جهت امام(عليه السلام) در عبارات مختلفش با ذكر مثال هاى متعدد تناقض اين ظاهر و باطن را آشكار ساخته و هشدار داده است.
در ذيل نامه 68 كه امام(عليه السلام) پيش از دوران خلافت ظاهرى اش به سلمان فارسى(قدس سره) نگاشته، همين مثل را با كمى تفاوت بيان فرموده است.
اما در مثال مورد نظر تضاد ظاهر و باطن دنيا با تمثيل به مار نشان داده شده كه به هنگام لمس آن بسيار نرم و ملايم به نظر مى رسد و انسانِ بى خبر از لمس آن لذت مى برد در حالى كه اگر يك لحظه غافل شود سم «ناقع» (سم قاتل و جان گداز) كه در درون اين حيوان خطرناك است از طريق نيش آن به بدن انسان منتقل مى شود. سوزش فوق العاده توأم با پيچ و تاب تا آنجا كه مار گزيده به صورت يك مثل در بيتابى درآمده است و سپس از كار افتادن تدريجى دستگاه هاى اصلى بدن و شتاب به سوى مرگ.
تعبير به «غِرِّ جاهل» (غِر به معناى انسان خام بى تجربه كه زود فريب مى خورد) اشاره به انسان هاى نادان و نا آگاهى است كه تنها چشم به ظواهر فريبنده دنيا مى دوزند و از آنچه در باطن دارد و تاريخ پيشينيان آن را به خوبى مجسم ساخته بى خبر مى مانند; ولى عاقلان باتجربه و آگاه كه سرنوشت دنياپرستان را در آيينه تاريخ مشاهده كرده اند خود را از آن برحذر مى دارند. به همين دليل حب دنيا (دنياپرستى) سرچشمه تمام گناهان شمرده شده است. افراد دنياپرست چنان اسير آن مى شوند كه نه خدا را بنده اند و نه فرمان عقل را مى برند، نه حق الناس مى شناسند و نه وجدان بيدار و آگاهى دارند و گاه با صراحت مى گويند: براى رسيدن به اهداف دنيوى هر كار براى ما مجاز است.
در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «أُتْرکُوا الدُّنْیا لاِهْلِها فَإنَّهُ مَنْ أخَذَ مِنْها فَوْقَ ما یَکْفیهِ أخَذَ مِنْ حَتْفِهِ وَهُوَ لا یَشْعُرُ; دنیا را به اهل آن واگذارید، زیرا کسى که بیش از نیاز خود از آن برگیرد در واقع مرگ خود را از آنجا که نمى داند تسریع کرده است».
در حدیث دیگرى از آن حضرت مى خوانیم: «ما أحَدٌ مِنَ الاْوَّلینَ وَ الاْخِرینَ إلاّ وَ هُوَ یَتَمَنّى یَوْمَ الْقِیامَةِ إنَّهُ لَمْ یُعْطَ مِنَ الدُّنْیا إلاّ قُوتاً: هیچ کس از اولین و آخرین نیست مگر این که روز قیامت آرزو مى کند که اى کاش جز به اندازه نیاز از دنیا به او داده نشده بود».
بى شک تمام آنچه گفته شد درباره دنیاى دنیاپرستانى است که هدفى جز لذت و عیش و نوش ندارند و دنیا براى آنها غایة الآمال است; ولى هرگاه از امکانات دنیا براى وصول به سعادت اخروى استفاده شود، دنیاى ممدوح و محبوب و به تعبیر روایت امام سجاد(علیه السلام) «دنیاى بلاغ» (دنیایى که انسان را به هدف مى رساند) محسوب مى شود.
در حدیثى مى خوانیم: شخصى خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: به خدا ما دنیا را دوست داریم و علاقه مندیم به ما داده شود. امام(علیه السلام) به او فرمود: دنیا را دوست دارى؟ مى خواهى با آن چه کنى؟ عرض کرد: زندگى خودم و خانواده ام را تأمین کنم، با آن صله رحم به جا آورم، در راه خدا صدقه دهم و حج و عمره به جا آورم. امام(علیه السلام) فرمود: «لَیْسَ هذا طَلَبُ الدُّنْیا هذا طَلَبُ الاْخِرَةِ; این طلب دنیا نیست بلکه طلب آخرت است.
چمران، شهر محبان حضرت زهرا (س) است
مردم شهر چمران، شهرک بعثت و روستاهای تابعه بیش از یک ماه است که برای اقامه عزای فاطمی سنگ تمام گذاشتند و از هیچ تلاشی برای احیاء شعائر دینی دریغ نورزیدند به طوری که طی ایام فاطمیه اول و دوم در همه خیابان ها و کوچه های این منطقه صدای روضه و عزای حضرت زهرا (س) به گوش می رسید و یک پارچه این شهر عزادار بی بی دو عالم حضرت فاطمه (ص) شده بود. ان شاء الله این عزای خالصانه مردم، مورد قبول اهل بیت (ع) واقع شود و بنده نیز به عنوان امام جمعه قدردان همه زحمت های شما محبان حضرت زهرا (س) هستم.
آینده انقلاب در اختیار دانشجویان است
امام خامنهای حفظه الله: «از قول مرحوم شهید بهشتی، نقل کردند که ایشان فرمودند که "دانشجو مؤذّن جامعه است؛ وقتی که خواب بماند، مردم هم خواب میمانند"؛ این تعبیر خوبی است؛ شما دانشجویان میتوانید بیدارکننده باشید، میتوانید گفتمانساز باشید، بههیچوجه تصوّر نکنید که این کارهای دانشجویی شما، کارهای بیاثری است»(20/04/1394).
این جمله شهید بهشتی بار معنایی بسیار گستردهای را در بر میگیرد. یک مؤذن با آوایی زیبا و رسا، مسلمانان را به انجام فریضهای مهم به نام «نماز» دعوت میکند. مسلمانان نیز با شنیدن صدای اذان آماده حرکت به سمت پیشگاه الهی میشوند. در واقع مؤذن با آوای بلند خود، مسلمانان را آماده یک مفهوم الهی و واجب میکند و آنها را به حرکت و جنب و جوش وا میدارد. درحالی که نبود مؤذن، موجب سست شدن مسلمانان برای حرکت به سمت فریضه الهی میشود و حتی امکان دارد نماز امت قضا شود.
بنابراین امروز دانشجویان بهعنوان مؤذنان جامعه، وظیفه سنگینی را در راستای شکلگیری مراحل بعدی انقلاب اسلامی که همان تشکیل دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی است، بردوش دارند. ارتباط هرچه بیشتر دانشجویان با متن جامعه، پیگیری مطالبات مردم، سازماندهی نیروی انسانی مجرب، علمآموزی و انجام پژوهشهای کاربردی، رساندن صدای جامعه به گوش مسئولان، آرمانخواهی و مطالبهگری مستمر در عرصههای مختلف، از جمله موضوعاتی است که دانشجویان باید به آن توجه ویژه داشته باشند.
در این تمثیل پر مغز شهید بهشتی رضوان الله تعالی علیه، «نماز» همان آگاهی مردم جامعه است و اگر جامعهای در زمینههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و...آگاهی و بصیرت لازم را نداشته باشد، در بزنگاههای مهم تاریخی دچار خسران و غفلت خواهد شد. لذا افزایش سطح آگاهی مردم، موضوع مهمی است که دانشجویان بهعنوان قشر نخبگانی باید تمام توان خود را برای آن به کار بگیرند.
اگر دانشجویان از بصیرت کافی و سطح قابل توجهی از معنویات برخوردار باشند، نه تنها قدرت تحلیل و تصمیمگیری درست در بزنگاههای مهم را خواهند داشت، بلکه میتوانند با همراهسازی جامعه، زمینه را برای تشکیل دولت اسلامی، جامعه اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی فراهم کنند. همانگونه که در اثر خواب ماندن مؤذن، یک امت دچار ضرر و زیان میشوند؛ اگر مردم به موقع آگاه نشوند و دیر اقدام کنند دچار زیان میشوند.
نقض آتشبس در لبنان؛ بازی تکراری صهیونیستها
از چندی پیش توافق آتشبس بین لبنان و اسرائیل اجرایی شد. اما از همان لحظات اول کاملا مشخص بود که نباید به تعهدات اسرائیل دلخوش کرد. با اینکه بر اساس مفاد توافق آتشبس نیروهای صهیونیستی باید حملات خود را متوقف کرده و از مرز لبنان عقبنشینی کنند اما شواهد و قرائن نشان میدهد ارتش اشغالگر از اجرای توافقات سر باز زده و چندینبار آتشبس را نقض کرده است. برای نخستینبار از زمان برقراری آتشبس در لبنان، پهپادهای اسرائیلی بر فراز بیروت و ضاحیه جنوبی در ارتفاعی پایین پرواز کردند. به گزارش روزنامه العربی الجدید، رژیم صهیونیستی در روز شنبه گذشته، ۲۴ بار توافق آتشبس با حزبالله را نقض کرد و به این ترتیب شمار دفعات نقض این آتشبس از زمان برقراری آن تا به امروز به بیش از 60 بار رسیده است.
رژیم صهیونیستی پس از شکست در عملیات زمینی در جنوب لبنان مجبور به پذیرش آتشبس شد. اما گویا قصد دارد تا در لوای آتشبس تجاوزهای خود را دنبال کند. با هشدارهای رهبران حزبالله، نیروهای مقاومت روی آتشبسشکننده که هر آن احتمال فروپاشی آن از سوی دشمن اشغالگر وجود دارد، دلخوش نکردهاند و برای هر گونه سناریویی آمادگی دارند. زیرا آتشبس مانع پاسخگویی مقاومت لبنان نخواهد بود و همهچیز به تندروهای تلآویو بستگی دارد که تا چه میزان به توافقات پایبند باشد. یکی از دلایلی که صهیونیستها به نقض فاحش آتشبس اقدام میکنند این است که بلافاصله پس از اجرای این توافق، همه لبنانیها با چهرهای شاد و پیروزمند به خانههای خود در جنوب بازگشتند ولی آوارگان صهیونیست همچنان در وحشت موشکهای مقاومت حاضر به بازگشت به مناطق شمالی نیستند. از این رو، دولت نتانیاهو از اینکه لبنانیها به خانه برگشتهاند و صهیونیستها همچنان در آوارگی به سر میبرند عصبانی است و با حملات مکرر سعی دارد جنوب لبنان را همچنان خالی از سکنه نگه دارد. زیرا هدف اصلی نتانیاهو از ورود به جنگ با حزبالله، بازگشت آوارگان بود که در این برنامه هم شکست خورد.