ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
شریک کردن مردم در اداره امور کشور سبب پشتیبانی مردم از دولت میشود که إین خود یکی از مهمترین دلایل بقای هر دولتی به حساب میآید.
خطبه نماز جمعه 1403/4/29
شریک کردن مردم در اداره امور کشور سبب پشتیبانی مردم از دولت میشود که إین خود یکی از مهمترین دلایل بقای هر دولتی به حساب میآید.
خطبه اول

به گزارش روابط عمومی دفتر إمام جمعه لاریجان:
برگزاری خطبه نماز جمعه در شهر رینه.
 خطبه أول:
بسم الله الرحمن الرحیم. ألحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قَالَ الله العظیم فی کتابه الکریم:
« وَ فِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ.» ذاریات/21
 ترجمه: " و در وجود شما نشانه هایی است آیا نمی بینید؟ "
"اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَاللّه"

خودم و همه شما بندگان خدا را در این سیزدهمین روز از ماه محرم به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش ميکنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. تقوا بعنوان ضروریترین نیاز بشر برای سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت و تنها عامل نجات از خطرات عَلَم دارد چه تشبیه و بیان حکمت آمیزی! تنها با تقوا میتوان به حضراتِ معصومین إرتباط و تعلق و وابستگی پیدا کرد پس بندگان خدا إتقواالله! روایتی فوق ‌العاده مهمی از رسول خدا هست که میفرماید: الإنْسانُ بُنْيانُ اللّهِ مَلْعُونٌ مَنْ هَدَمَ بُنْيانَهُ. إنسان یک ساختمانِ إلهی است که شروعِ این ساختمان بدرستی و حق بوده و کسی که این ساختمانِ خدا ساخته را تخریب کند از رحمت خدا دور و مطرود است. یک بخش این ساختمان بدن است که در قرآن مجید میفرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» تین/4 إین جملهٔ «أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» نه برای آسمانها، نه برای زمین، نه برای فرشتگان و نه برای جن بکار گرفته شده بلکه ما إنسان را «أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» آفریدیم یعنی به زیباترین سِرِشت و أندام که زیبایی او بر همهٔ زیبایان عالم میچربد و وزن بیشتری دارد. إینکه پیغمبر(ص) میفرمایند: «مَلْعُونٌ مَنْ هَدَمَ بُنْيانَهُ» لعنت خدا به کسی که این ساختمان را ویران کند با چه‌ چیزی است؟ با عرق‌ خوری و ألکل و مشروب، با گوشتهای حرام، با غذای فاسد، با پُر خوری و کم‌ خوری، با إیجادِ خستگی مُفرط ، با بیخوابی. از آیات قران إستفاده میشود که پنج عامل در تخریب این بنای إلهی مؤثرند و همان پنج عامل هم در تعمیر ساختمان إنسانیت مؤثرند: یک عامل تخریب این بنای إلهی پدر است یک عامل مادر أست. یک عامل معلم است یک عامل نوعِ تغذیه است و یک عامل که با آن چهار عامل دست به دست هم میدهد خودِ إنسان است. رسول خدا(ص) إعتقاد دارند که هیچ انسانی کافر، مشرک، منافق و بد بدنیا نمیآید. ولی این إنسان در مسیر زندگی با این عوارض برخورد میکند هیچ إنسانِ بد کاری، فاسقی، فاجری، فرعون ‌صفتی یا نمرود مسلکی در قیامت نمیتواند خودش را معذور در پیشگاه پروردگارِ عالم جا بیندازد خدا قبول نمیکند و در قرآن مجید هم پیش از اینکه قیامتی بپا شود فرموده است. روز قیامت هم به إینگونه طایفه‌ ها خطاب میشود:«لَا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ» تحریم/7 إمروز جای عذر نیست و إقامهٔ بهانه نکنید که من در فلان شهر بودم اوضاعِ شهر خراب بود ما هم با این سیل حرکت کردیم و همه‌ جور بدی پیدا کردیم تا مُردیم. چون خیلی از اولیا و عاشقانش در بدترین محیط بدنیا آمدند و بهترین انسان از آب در آمدند. قرآن روزگارِ بدنیا آمدنِ حبیبِ نجار در سورهٔ یس و مؤمن آلِ ‌فرعون در سوره مؤمن جزء 23 و مریم(س) که از جنس زنان بود و در بدترین محیط بودند را صریح گفته است. وقتی ابراهیم(ع) در شهر بابِلِ عراق که حالا یک استان شده بدنیا آمد کل مردم بت ‌پرست بودند حتی عموی خود إبراهیم (ع) بت ‌تراش بود و کارخانه داشت به او پیشنهاد میکردند که بتی به این شکل برای ما بساز تا سجده کنیم. پس چرا إبراهیم(ع) قهرمان توحید از آب در آمد؟ پروردگار میفرماید: «وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ» صافات/83 إبراهیم پیرو واقعی أوّلین پیغمبر اولوالعزم و شیعهٔ نوح بوده است. کسی که شیعه بشود ساختمان وجودی او به همهٔ أرزشها آراسته میشود. روایت در اصول کافیست که راوی به وجود مبارک امام صادق(ع) میگوید: یابن ‌رسول ‌الله! تعدادی در این شهر مدینه زندگی میکنند از گناه روی‌ گردان نیستند! ما بعنوان أمر ‌بمعروف و نهی ‌از منکر با زبان آرام و نرم به آنها میگوییم که شما چرا به هر گناهی آلوده هستید؟ میگویند: ما شیعهٔ امام صادق(ع) هستیم و هر گناهی هم که مرتکب میشویم غصه‌ ای نداریم چون چشم امیدمان به امام صادق(ع) است که روز قیامت عذر ما را در پیشگاه پروردگار بخواهد و به خدا بگوید اینها شیعیان من بودند. امام صادق(ع) شکل نشستن خودشان را عوض کردند (از ناراحتی و رنجی که از این یاوه‌ گویی کشید) بمن فرمودند: ملاکی ‌بدست تو میدهم که بفهمی شیعه کیست! «إِنَّمَا شِيعَةُ جَعْفَرٍ مَنْ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ» خیلی خودمانی برایتان معنی کنم: لقمهٔ حرام از دروازهٔ دهان شیعهٔ من بطرف شکمش پایین نمیرود! أصلاً شیعهٔ من با حرام إرتباطی ندارد و إقتضای تشیع واقعی این است یعنی أگر من شیعهٔ واقعی نباشم خوردنِ رِبا، غصب، إختلاس، دزدی و خیانت در معاملات إقتصادی خیلی راحت است و میخورم. زمینِ حرام را بالا میکشد پول مردم را بالا میکشد إرث خواهر و برادر را با صد جور تقلب بنام خودش میکند أصلاً طبعِ تشَیُّع از إینکه مال حرام بخورد إبا دارد و نمیتواند. در حالاتِ آیت‌ الله ‌العظمی سید محمد باقر دُرچه ‌ای استاد مرحوم آیت ‌الله ‌العظمی بروجردی بود نوشتند: إیشان دوست داشت که لب جوی آب وضو بگیرد. قبل از وضو به خانه ‌اش میرفت و از چاهِ خانه سطلِ بزرگی آب بر میداشت در جوی آب میریخت و وضو میگرفت و میگفت: این آب حق کشاورزانِ دُرچه است و این مقداری که من بصورت و دست راست و چپم و در مسح مصرف میکنم حق کشاورزان است ممکن است کشاورزی جلوی مرا در قیامت بگیرد و بگوید أندازهٔ دو إستکان از حق آب من در وضوی تو مصرف شد! روزی تاجر ظاهر الصلاح و متدینی در إصفهان به مدرسه صدر میاید و عرض میکند: شما در خانهٔ من قدم بگذارید و یک ناهار در خانهٔ ما بخورید. ایشان میفرماید: چون پیغمبر(ص) فرموده که خواستهٔ مثبت کسی را رد نکن من حاضر هستم بیایم أما با من شرط شرعی کن که همان چیزی را من میخورم که ظهر برای زن و بچه ‌ات آماده است. در إصفهان ظهرها بیشتر آبگوشت میخوردند آبگوشت را سر سفره گذاشت غذا را به ‌أندازه نیاز بدنش خورد. سفره را که جمع کردند صاحبخانه یک مسئلهٔ فقهی پرسید. وقتی مسئله را پرسید مرحوم دُرچه ‌ای دید خطِ إنحرافی در این سؤال است میخواهد جوابش را بگیرد و بعد بنفع خودش در سر تاجرهایی بزند که با آنها خرید و فروش دارد. تا صاحبخانه صورت مسئله را گفت این عالمِ الهی از جا بلند شد به لب باغچه آمد و أنگشتهایش را تا بیخِ گلویش فرو کرد و تمام ناهاری که خورده بود بالا آورد. گفت: این غذایی که به ما دادند برای گرفتن یک فتواست که با آن فتوا چماق درست بکنند و حرام بود ألحمدلله هضم نشده بود و همه را به صاحبخانه پس دادم. شیعه نه حرام میخورد و نه کار ضدِ أخلاقی میکند این شاقول امام صادق(ع) است. صفت دیگر شیعهٔ ما این است که بند شیعه به حرام باز نمیشود یا ازدواج میکند یا اگر زمینه ‌اش فراهم نیست قرآن میگوید: «وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا» نور/33 صبر میکند و عفت به خرج میدهد تا خدا وسیلهٔ ازدواجش را فراهم کند. «وَ عَمِلَ لِخَالِقِهِ وَ رَجَا ثَوَابَهُ» پروردگار کار فرمای شیعه است این خیلی جالب أستکه میگوید من یک کار فرما در این عالم دارم که او به من پیشنهاد کار میکند نماز بخوان، روزه بگیر، خمس بده کار خیر بکن و همین کار فرما در زندگی من است دومی ندارم! «وَ خَافَ عِقَابَهُ» شیعیان ما اگر بترسند از یک نفر واهمه دارند و آنهم از خداست ألبته نه از خودِ خدا بلکه از عذاب خدا! خدا که زیبایی بی‌ نهایت است و ترس ندارد. با مطالبی که شنیدید خدا تمام درهای عذر را در قیامت به روی مجرمان، کافران، فاسقان و مشرکان بسته است چون عذرشان را با بودن إینهمه أنبیا أئمه قرآن و معلمان دینی قبول نمیکند. ذکر مصیبت// گریهٔ بر أبیعبدالله(ع) گناهان بین خود و خدا را به آمرزش میرساند دل زهرا(س) را شاد میکند فرشتگان را وادار به دعا برای آدم میکند و باعث میشود خدا از إنسان رضایت پیدا کند. الآن کربلا را در نظر بگیرید همه‌ تان هم به حرم رفته ‌اید آینه ‌کاری، سنگ مرمر، گنبد و گلدستهٔ طلا و فرشهای قیمتی است. روزی که خواهر برای زیارت أبیعبدالله(ع) آمد هیچکدام از این حرفها نبود! خاک بود و یک‌ مشت نیزه و شمشیر و تیر و بقیه ‌اش هم از قول امام باقر(ع) بگویم امام باقر(ع) میفرمایند: آنهایی هم که نتوانستند أسلحه بردارند و حمله کنند با سنگ و چوب حمله کردند خواهر در گودال کنار بدن نشست یک پیغام به شما داده است که آدم را خیلی میسوزاند و میکُشد. کسی چون من گل پرپر نبوسید/ کسی گُل را زِ مَن بهتر نبوسید. کسی چون من گلش نشکفت در خون/ کسی گُل را به چشم تَر نبوسید. کسی غیر از من و دل أندرین دشت/ به تنهایی تن بی سر نبوسید. به عزم بوسه لعل لب نهادم/ به آنجایی که پیغمبر نبوسید. در همین حال داشت نگاه میکرد که دید جدّش و پدر و مادرش بالای گودال ایستاده ‌اند داخل گودال را می ‌بینند و أشک میریزند چون إینها را دید برگشت و به پیغمبر(ص) گفت: «صلی علیک یا رسول الله ملیک السماء هذا حسینک مرمل بالدماء مقطع الاعضا مسلوب العمامة والرداء».

خطبه دوم

خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
 دعای فرج..


 اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..  
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روحِ مُطهرِ سرور و سالارِ شهیدان حضرت أباعبدالله الحسین (ع) و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش جمیع مؤمنين و مؤمنات، علما، صلحا، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت، 364 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
نکات این هفته نماز جمعه 29 تیرماه سال 1403 را بمحضر شما نمازگزاران عزیز جمعه لاریجان عرضه میدارم.
 نکته أول:
انشاءالله عزاداریهای همه شما نمازگزاران و مردم متدین و شریف لاریجان مورد قبول خدای متعال و امضای حضرت أبیعبدالله الحسین(ع) قرار گرفته باشد. چه درسهایی میشود از عاشورا گرفت؟ حضرت در بیانی فرمودند: اِنَّمٰا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلاٰحِ فی اُمَّةِ جَدّی (ص) اُریدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْھٰی عَنِ الْمُنْکَرِ.. هر کسی باید در حد وسعش أمر بمعروف کند. خطای محاسباتی ما این بود که مسأله أمر بمعروف را بدست دولت یا نهادی بنام ستاد أمر بمعروف و نهی از منکر دادیم و نتیجه این شد که الان می بینیم در بخش إجتماعی روسری از سر دخترمان گرفته شد یا طرف تا صبح سینه میزند و نوحه میخواند ولی توجهی به نماز ندارد در حالیکه امام حسین (ع) زیر بارانِ گلوله و تیرهای دشمن نماز میخواند! وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ آل عمران/104 درسِ بزرگِ دیگر أخلاقِ حسینی است. شما إینهمه خطبه های إمام حسین و زینب کبری را ببینید یک حرف ناروا و زشت به دشمن نزدند فقط امام به حُرّ که آمد دل أهلبیت را به لرزه در آورد فرمود: ثَكِلَتْكَ‌ أُمُّكَ‌! مَا تُرِيدُ؟ مادرت به عزایت بنشیند میخواهى چکار کنى؟! به خواهرش همواره سفارش میکرد که أصلاً نفرین نکند حتی أگر دشمن به فرزندانت سیلی بزند. گر خورد سیلی سکینه دم مزن/ با دَمِ خود عالمی بر هم مَزَن. درس دیگرِ عاشورا عفو و گذشت است. امام در آخرین صحبتش با خواهر فرمود: مرا عفو کن که در این صحرا تو را تنها نهادم حضرت زینب در پاسخ گفت: من حاضرم صحر ا به صحرا بدوم ولی تو از من جدا نشوی. فرمود: هروله دشمن را ببین که چقدر در کشتن من شتاب دارند نمیخواهم شما لحظه مُردن و دست و پا زدنم را ببینید. یکی دیکر از درسهای عاشورا معرفت أفزایی بود. شب عاشورا حضرت چراغ خیمه را خاموش کرد به یارانش گفت از تاریکی شب استفاده کنید بروید من بیعتم را از شما برداشتم علت اینکار امام حسین (ع) این بود که هر که با او میماند از روی إحساسات و رو دربایستی نباشد باید بفهمد و معرفت پیدا کند حریم حسین(ع) یک حریم ملکوتی و إلهیست.
نکته دوم:
تبدیل رفتارهای رقابتی از این ببعد باید به هنجارهای رفاقتی تبدیل شود. برای این منظور از نامزدهای إنتخابات گرفته تا هوادارانِ آنها و رسانه ها مسئولیّت و وظایف خاصّ خود را دارند. قدرت آفرینی با حکمرانی مردم مُیَسّر است شریک کردن مردم در اداره امور کشور سبب پشتیبانی مردم از دولت میشود که إین خود یکی از مهمترین دلایل بقای هر دولتی به حساب میآید. منتها باید برای مسئولین محترم تجربه حاصل شود که چرا إینبار آرای مردم کم شد؟! عللِ عدمِ شرکتِ تعدادی از مردم در إنتخابات چه بود؟ چند مسأله در این أمر دخیلند. أول: مردم از دعوا و نزاعهای سیاسی خسته اند. دوم: از حرفها و برنامه های تکراری نیز خسته شدند. سوم: مرفه بودن مسئولان در مقابل مردم. با گذشت ۴۵ سال از انقلاب با رواج پدیده هایی مواجه هستیم که دلالت بر اختلاف طبقاتی برخی مسئولان با مردم عادی دارد و همین مسأله باعث تشدید بی اعتمادی أفکار عمومی به حکمرانان جمهوری اسلامی شده است. تبعیض در خدمت رسانی و عدم رسیدگی به مسائل مردم یکی دیگر ناراحتی های مردم است. شورا و شهردار منطقه ای مجوزاتی را برای دیگران صادر میکنند اما نسبت به سایر أفراد دَم از قانونگرایی میزنند و میگویند خلاف قانون هست. پس چرا برای دیگران خلاف قانون نیست؟ نا زیباترین فرد را مسئول زیبا سازی شهر قرار میدهند تا به بهانه زیبایی شهر مَمَرِّ در آمدی جوانانی را قلع و قمع کنند! در حالیکه عین همان مسأله در جای دیگر اتفاق میفتد و بعد میگوید عشقم کشید بشما ربطی ندارد! این تبعیضِ بعضی از مسئولان باعث شد جوانان و تعدادی از مردم دل چرکین شدند و همه را بپای نظامِ إسلامی می نویسند. آقای استاندار آقای فرماندار بهتر نیست این افراد از سِمَتشان عزل شوند؟! در بحث منتخبِ ملت هم برای أولین بار حضرت آقا دستور دادند رئیس دفترش و فرماندهانِ سپاه و أرتش و ستاد کل نیروهای مسلح، ریاست قوه قضائیه با حضور نزد آقای پزشکیان به إیشان این عرصه خدمت را تبریک بگویند رئیس جمهور منتخب در مناظرات 18 بار اسم رهبر معظم انقلاب را بردند و میگفت من مدیون مقام معظم رهبری هستم که إسم مرا بیان کردند و گرنه من جایگاهی در صندوقهای رأی نداشتم. وقتی رهبری معظم إنقلاب وفاقِ ملی إیجاد میکنند بنده نیز بعنوان سرباز ولایت و امام جمعه باید محور وفاق ملی باشم لذا همگان را بر أساس رهنمودهای رهبری به وفاق ملی دعوت میکنم و از تفرقه و إفراط و تفریط گرایی جلوگیری کنیم اليَمينُ و الشِّمالُ مَضَلَّةٌ والطَّريقُ الوُسطى هِي الجادَّةُ.  

حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :