ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
شباهتِ دورانِ ما با دورانِ حسین بن علی سلام الله علیه عجیب است یکی از خطوطِ روشنِ نهضتِ عاشورا إستقامت إمام حسین علیه السّلام أست.
خطبه نماز جمعه 1403/4/22
شباهتِ دورانِ ما با دورانِ حسین بن علی سلام الله علیه عجیب است یکی از خطوطِ روشنِ نهضتِ عاشورا إستقامت إمام حسین علیه السّلام أست.
خطبه اول

به گزارش روابط عمومی دفتر إمام جمعه لاریجان:
برگزاری خطبه نماز جمعه در شهر رینه.
خطبه أول:
بسم الله الرحمن الرحیم. ألحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قَالَ الله العظیم فی کتابه الکریم:
« أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ.» إبراهیم/24
 ترجمه: " آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک مانند درخت پاک است ریشه اش استوار و پا برجا و شاخه اش در آسمان است."
"اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَاللّه"

خودم و همه شما بندگان خدا را در این ششمین روز از ماه محرم به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش ميکنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. إمام حسین (ع) دردِ بزرگِ مردمِ کوفه را در بی تقوایی میداند زیرا أگر جلوه های تقوا در زندگیِ آنها رعایت میشد به این جنایت دست نمیزدند. پس بندگان خدا إتقواالله! روایتی هست که میفرماید: «خَلَقَكُمُ اللّهُ أنْوارا فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقينَ» خداوند شما أهلبیت را بصورت نورهايى آفريد و گِردا گِرد عرشِ قرار داد. قطعاً جایگاهشان پیش از آفرینش عندالله بوده ولی الان جایگاهشان در إین دنیا کجاست؟ روایات بیان میکنند که جایگاهِ نوریِ رسولِ خدا و أهلبیت در قلب أست أما کدام قلب؟ رسول خدا(ص) نشانه میدهند: إِذَا دَخَلَ النُّورُ الْقَلْبَ انْفَسَحَ الْقَلْبُ وَ اسْتَوْسَعَ. مکارم الأخلاق/جلد۱/صفحه ۴۵۸ إین نور وقتی در جای خودش یعنی قلب میشود میدان وسیعی پیدا میکند که حوصلهٔ صاحب این قلب از مسائل ملکوتی درهیچ شرایطی سر نمیرود و ‌دلتنگ نمیشود. قُلْتُ فَمَا عَلَامَةُ ذَلِکَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ أباذر سؤال کرد: آیا برای چنین قلبی نشانه ‌ای هم هست که ما بفهمیم این نور در قلب جای خودش آمده است؟ حضرت فرمودند بله نشانه هایی دارد: الف) التَّجَافِی عَنْ دَارِ الْغُرُورِ. چنین قلبی از هر چه که إنسان را فریب میدهد کنار میماند و فریب مال مقام علم و قدرت را نمیخورد چون وقتی آدم فریب بخورد نور را رها میکند. ب) وَالْإِنَابَةُ إِلَى دَارِالْخُلُودِ. چنین قلبی دائم دغدغهٔ قیامت را دارد که نکند این کار، این رفیق، این نفس، این مال یا این کسب مرا از قیامت محروم کند! ج) وَالإسْتِعْدادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ. نشانهٔ دیگرش إینست تا وقتی صاحب این قلب در دنیاست آمادگی برداشتن توشه برای آخرتش را دارد. خدا میفرماید: «یٰا أَیهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاِتَّقُوا اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ» حشر/18 تقوای إلهی را رعایت کنید و خودتان را کنار خدا از آلودگیها حفظ کنید هر کسی باید أندیشه کند که برای فردای قیامتش چه‌ چیزی آماده کرده است! حسود، حریص، بخیل، متکبر، تلخ و بی ‌مهر نبودن علامتِ تقواست. «إِنَّ اَللّٰهَ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ» یقیناً خدا به کار و حرکات شما آگاه است. امام صادق(ع) میفرمایند: « :القلبُ حَرَمُ اللّه» «أَنَّ قَلْبَ اَلْمُؤْمِنِ عَرْشُ اَلرَّحْمَنِ.» کدام قلب؟ عرشیان أهلبیت هستند قلبِ مؤمن حرمِ خداست و أهلبیت در چنین حرمی ساکن هستند و با صاحب این قلب کار میکنند. شیعَتَنا مِنّا خُلِقُوا مِنْ فاضِل طینَتِنا وَعَجِنُوا بِماءِ وِلایَتِنا. شیعه از أهلبیت آثارِ کامل میگیرد. پیغمبر(ص) میفرمایند: هر خیری را از شیعه امید داشته باش و أز هر ضرری از شیعه در أمان باش. شیعه در کارِ خیر آدمهای خیلی نرمی هستند! در گذشته أفرادی را داشتیم میگفتند: إمروز عاشوراست بپزید فقط بعداً بگویید چقدر پول بدهم. بهترین روغن، بهترین گوشت و برنج باشد در مقابل کسی هم حرف نزنید و أگر گفت دو تا یا سه‌ تا غذا بده به او بدهید أگر کم آوردید از جای دیگری قرض بکنید. یک جریانی به 60 سال قبل میرسید بنده خدایی میگفت: مرکز خیری در کربلا به نام أبیعبدالله(ع) درست کردیم تا هر زائری از إیران میرود و جایی ندارد به آنجا بیاید. بنا گذاشتیم از کسی برای ماندنِ چند شب چیزی نگیریم پول کم آوردیم. نهایتاً بیست ‌هزار تومان (هشتاد هفتاد سال پیش!) بیشتر نیاز نداشتیم که آنجا را تمام بکنیم. یکدفعه یادم افتاد که یکی از رفقای قدیمِ جلسه ‌ایِ گریه ‌کن در کربلا مقیم شده تمام سنگهای دورِ حرمِ أبیعبدالله (ع) را از بهترین سنگِ سبز إیران آورد و نصب کردند کُلِّ حرم را هم فرش کرد ویلچری شده بود گفتم داستان از این قرار أست. بانک ملی در عراق شعبه داشت دسته چک را از جیبش در آورد و گفت بنویس. قلمم از دستم در رفت و به جای بیست‌ هزار تومان دویست ‌هزار تومان نوشتم چک را روی ویلچر گذاشتم قلمش را درآورد مچش را گرفتم و گفتم: إمضا نکن! گفت: مگر پول نمیخواهی؟ گفتم: من إشتباه نوشته‌ أم عینکت را بگذار بعد إمضا کن. نگاهی به ضریح کرد و گفت: من برای حسین(ع) عینک بگذارم؟! هر چه نوشته ‌ای بده تا إمضا کنم. کارِ این نور گسترده کردنِ قلب است. ولایت ما با گِل شما آمیخته شده نمیتواند که نخواهد! روایتی أز سلمان در «أمالی» صدوق صفحهٔ 147 أست میگوید: «ذاتَ یَومٍ کانَ جالِساً عِندَ رَسولِ اللهِ» من یک روز پیش پیغمبر(ص) نشسته بودم یکمرتبه أمیرالمؤمنین(ع) که 24 سالش بود وارد شد « فَقَالَ أَلاَ أُبَشِّرُكَ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ» دلت میخواهد مژده ‌ای بهت بدهم و خوشحالت کنم؟ « قَالَ بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ» گفت: بله یا رسول ‌الله. « هذا حَبيبي جَبرَئيلُ» علی جان دوستم جبرئیل الآن پیش من است « يُخبِرُني عنِ اللّه ِ جَلَّ جلالُهُ» از جانب خدا برای من خبر آورده است: «أنّه قد أعطى مُحِبَّكَ و شِيعَتَكَ سَبعَ خِصالٍ» هفت خصلت برای عاشقان علی قرار داده‌ ام: الرِّفقَ عِندَ المَوتِ. در وقتِ مُردن مطلقاً به آنها سختگیری نمیشود. والاُنسَ عِندَ الوَحشَةِ. در برزخ نمیگذارم تنها بمانند و بترسند. والنورَعندَ الظُّلمَةِ. برزخِ آنها غرق روشنایی است. وَالأمنَ عِندَ الفَزَعِ. قیامت که همه در ترس و إضطراب هستند به آنها أمنیت میدهم. وَاَلْقِسْطَ عِنْدَ اَلْمِيزَانِ. وقتی ترازوی أعمال را بر پا میکنم با آنها نرم و عدالت برخورد میکنم. وَاَلْجَوَازَعَلَى اَلصِّرَاطِ. به آنها میگویم از صراط براحتی رد بشوید. و دُخولَ الجَنَّةِ قَبلَ سائرِ الناسِ مِن الاُمَمِ بثَمانينَ عَاماً. شیعهٔ تو را هشتاد سال قبل از امتها به بهشت میبرم أهلبیت خیلی آثار دارند. أگر کربلا بوجود نیامده بود شما إینهمه ثواب و بهره و خیر را میخواستید از کجا بیاورید؟ مَرِد بزرگ آیت ‌الله علامه سید کاظم قزوینی در زمان صدام جزء رانده ‌شده‌ های از عراق به شهر قم بود کتابهای بسیار استواری نوشت که یکی از آنها «فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد» است. گفت وقتی مرا دفن کردید خطیِ این کتاب را روی سینه ‌ام بگذارید. خیلی هم وصیت جالبی داشت و مُصِر شده بود که مرا حتماً در کربلا دفن کنید. راه بسته بود در قم دفنش کردند و نوزده سال بعد که راه باز شد قبرش را شکافتند تا استخوانهایش را جمع کنند دیدند تمامِ بدن و کتاب «فاطمة زهرا» هم روی سینه ‌اش سالم است یک موی محاسنش هم از بین نرفته به کربلا بردند و در صحن أبیعبدالله(ع) مقبره دارد. إیشان نقل میکرد: آقایی در کربلا سه مرتبه دختر دار شد. روزی به حرم آمد و گفت: یابن ‌رسول ‌الله! از پروردگار بخواه که پسری بمن بدهد در خدمتِ تو قرار بدهم. خدا پسری به او داد که این پسر از نظر قیافه چهرهٔ باز، صَبیح و نورانی داشت وقتی این بچه ده‌ ساله شد دست بچه را گرفت به تعزیه خوانهای کربلا گفت: این بچه بدرد عبدالله شدن در تعزیه میخورد. آنها هم چون پدر را میشناختند گفتند باشد. بعد سیزده‌ ساله شد گفت: لباس قاسم (ع) به او بپوشانید. هجده ‌ساله شد گفت: لباس أکبر(ع) به او بپوشانید. سی ‌ساله شد گفت: لباس قمر بنی‌ هاشم (ع) به او بپوشانید تعزیه ‌خوانی این آقا زاده خیلی مورد توجه شد! سن او از 55 بالا رفته بود گفت: مرا محروم نکنید من شمر میشوم. وقتی روی سینهٔ حسین(ع) در تعزیه نشست چنان مردم بهم ریختند که هجوم آوردند إینقدر او را زدند که زیر دست و پا در لباس شمر مُرد! تمامِ علمای کربلا و مراجعِ بزرگِ شیعه و مدرّسین نجف چون او را میشناختند آمدند و تحت ‌الحنکها را أنداختند. جلوی تشییع جنازه بودند و مردم هم سینه ‌زنان تشییع کردند حالا این شمر را کجا دفن کنیم؟ گفتند زیر گنبدِ أبیعبدالله (ع) یک قبر در آنجا کَندند و دفن کردند تمام شد. یکی از بزرگان و چهره‌ های معتبر نجف میگوید: من یکبار در مکاشفه که چیزی بالاتر از خواب است او را دیدم و گفتم: در چه حالی؟ گفت: وقتی مرا دفن کردید وارد برزخ کردند نکیر و منکر خیلی با أدب ایستادند. گفتم خدایا چرا چیزی از من نمیپرسند! همینجوری با أدب ایستاده بودند که چند دقیقهٔ بعد أبیعبدالله و قمر بنی‌ هاشم (علیهما ‌السلام) دوتایی آمدند. إمام حسین (ع) بمن فرمودند: تعزیه ‌ای برای من بخوان. گفتم: آقا چه تعزیه ‌ای بخوانم؟! من عبدالله و قاسم و أکبر و عباس و حتی خودِ شما را هم خوانده ‌ام همهٔ شعرها یادم رفته چند سال است شمر میخوانم! إمام فرمودند: شمر بخوان. تویِ برزخ در حالت نشسته شمر میخواندم: یا حسین سرت را از بدن جدا میکنم کارم تمام نمیشود و به خیمه هایت حمله میکنم. أبیعبدالله(ع) نشستند و زارزار گریه کردند بعد گفتند: فلانی بیشتر از أینکه تو گفتی شمر بمن گفت! گفتم: آقا شمر شدم؟! فرمودند: آن شمر برای بنی ‌امیه بود تو شمرِ ما هستی.
ذکر مصیبت://

​​​​​​​
فَعَلى الاطائِبِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الرسول فَلْيَبْكِ الباكُونَ صبح جمعه تو دعاها این فرازها را  زمزمه میکنیم برا أهلبیت باید گریه کرد فَلْيَبْكِ الباكُونَ وَ إِيّاهُمْ فَليَنْدُبِ النّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرِفِ الدُّمُوعُ وَلِيَصْرُخِ الصارِخُونَ تو گریه هرچی داد بزنی مجوزش را بهت دادند یک سندش هم دعای ندبه هست. برای چی گریه کنیم داد بزنیم؟ أبکی قتیلا بکربلا مُضَرَّجُ جسم والبَلا. حالا حسین را خواستید شهید کنید چرا دیگه سر از بدن جدا کردید؟ سر از بدن جدا کردید چرا دیگه بدن را برهنه ساختید؟ چرا اسبها را نعلبندی کردید بر بدنش تاختید؟ چند تا مصیبت دل امام زمان را بشدت می رنجاند: یکی بازگشت ذوالجناح از میدان. یکیش شهادت علی اصغر یکیش هم اسب تاختن رو بدن أباعبدالله (ع). أگر از آقا سئوال کنیم در بین این مصائب از همه سختتر کدامه؟ فرمود هیچکدامِ إینها بپای دربدری عمه ام زینب نمیرسه! زینبُ کوچه و بازار کجا! زینبُ دیدنِ أغیار کجا! سر خونینِ تو در طشتِ طلا مرگِ خود میطلبم. بر لبت چوبِ جفا وا أسفاه! خنده إبن زیاد و سرِ تو مرگِ خود میطلبد خواهرِ تو. آجرک الله یا بقیة الله!

​​​​​​​

 

خطبه دوم

خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
 دعای فرج..


 اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..  
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روحِ مُطهرِ سرور و سالارِ شهیدان حضرت أباعبدالله الحسین (ع) و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش جمیع مؤمنين و مؤمنات، علما، صلحا، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت، 364 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
نکات این هفته نماز جمعه 22 تیرماه سال 1403 را بمحضر شما نمازگزاران عزیز جمعه لاریجان عرضه میدارم.
 نکته أول:
پیشاپیش فرا رسیدن أیام تاسوعا و عاشورای حسینی (ع) را بمحضر إمام زمان (عج) و رهبر فرزانه إنقلاب و شما ملت شریف ایران و نمازگزاران لاریجان تسلیت و تعزیت عرض مینمایم. شباهتِ دورانِ ما با دورانِ حسین بن علی سلام الله علیه عجیب است. شباهتها خط دهنده است و به ما میگوید در این زمان چه باید بکنیم. یکی از خطوطِ روشنِ نهضتِ عاشورا إستقامت إمام حسین علیه السّلام أست. امام بزرگوار ما رضوان اللَّه تعالی علیه همین خطِ نشان حسینی را در نهضت و در زندگی خود إنتخاب کرد لذا توانست جمهوری إسلامی را از تهدید و فشار منصرف کند چون به دشمن تفهیم کرد که فشار أثری ندارد.
نکته دوم:
از یازدهم محرم تا أربعین حماسه آفرینی بانوان عاشورایی است که میتوان در قالب پنج دسته بیان کرد: 1- بانوی شهید کربلا همسر عبدالله بن عمیر. 2- مادرانی که در کربلا حضور داشتند و شاهد شهادت فرزندان خود بودند. 3- زنانِ بنی هاشم که در خیل اسَرا قرار گرفتند و چهل منزل از کربلا تا کوفه و شام حضور داشتند. 4- کسانی که با خانواده به کربلا آمدند. 5-  زنانی از غیر بنی هاشم که جزء قافله اسرا هستند. امام حسین علیه السلام هنگام وداع به بانوان سه راهبرد را گوشزد کردند: أول إینکه خدا محافظ شماست نگران نباشید. دوم اینکه خداوند شما را از شر آنها نجات میدهد. بدانید که پایان کار شما خیر است و دشمنانتان را عذاب میکند. سوم إینکه خدا عوض این سختیها أنواع کرامتها و نعمتهای إلهی را بشما عنایت میکند.
نکته سوم:
إنتخابات چهاردهم تجلی دوباره مردم سالاریِ دینی را در دنیا به نمایش گذاشت و مشارکت 8/49 درصدی مردم آگاهِ ایرانِ اسلامی نشان داد ترفند معاندان و رسانه های ضد إنقلاب شکست خورد. نقطه اوج این حماسه را ایرانیان خارج از کشور خلق کردند که بطور مستقیم در آماج حملات و توهینهای بیشرمانه عناصر خود فروخته ضد إنقلاب قرار داشتند. رئیس جمهور منتخب اکنون رئیس جمهور تمامی مردم کشور است و بایستی مورد احترام تمام گروههای اجتماعی و سیاسی باشد. منتخب مردم اینک بر صندلی ای جلوس میکند که در سه سال أخیر رئیس جمهور عزیز و مغتنم ایرانِ اسلامی، شهید رئیسی بر آن نشست اما لحظه ای به آن دل نبست و بر آن قرار نگرفت او بیقرار مردم بود و در منش شخصی و روش مدیریتی و تعامل با قوا الگویی تراز از دولتمرد انقلابی را به یادگار گذاشت و بارها مورد تحسین رهبر عزیزمان قرار گرفت. امید آنکه این الگو مورد توجه و اقتدای رئیس جمهور منتخب قرار گیرد.
در پایان:
هفته ای از یکی از مسئولین بخش و شهری بخاطر خدمات أرزنده مدیریتی تقدیر میکردم. إینبار لازم میدانم از شهردار قوی و مدیر فراجناحی جناب مهندس مقدم تشکر نمایم. حقیقتا بمعنای واقعی اصول شهرداری را کاملا وارد است و بعضی از نابسامانی ها و آبروی شهریِ این شهر را با درایتِ مدیریتی خودش دگرگون ساخت.

حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :