ImamatKarbarView
قَالَ امیرالمومنین(علیه السلام): لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ، لِأَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَةٍ؛ وَ لَكِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ. امیرالمؤمنین(عليه السلام) در حدیثی که در حکمت 93 کتاب شریف نهج البلاغه ذکر شده است، می فرماید: هيچ كس از شما نگويد خداوندا! به تو پناه مى برم از اين كه مرا امتحان كنى، زيرا هيچ كس نيست مگر اين كه امتحانى دارد. ولى اگر كسى مى خواهد به خدا پناه برد و دعا كند، از آزمون هاى گمراه كننده به خدا پناه برد.
فلسفه امتحان الهى: اصولا دنيا دار امتحان، تكاليف و مسئوليت هاست و بشر براى تكامل آفريده شده و تكامل ها از مسير امتحانات مى گذرد و بى امتحان راهى به سوى كمال نيست، بنابراين چنين دعايى مثل اين است كه انسان بگويد: خداوندا مرا به هيچ تكليفى مكلّف نكن. بديهى است چنين دعايى دور از استجابت است. آن گاه امام در ادامه اين سخن راه صحيح دعا كردن و پناه بردن را درباره امتحانات به انسان ها مى آموزد و مى فرمايد: «ولى اگر كسى مى خواهد به خدا پناه ببرد و دعا كند، از امتحانات گمراه كننده به خدا پناه ببرد». به بيان ديگر از خدا توفيق پيروزى در امتحانات را بخواهد و از ذات پاكش در اين راه يارى بطلبد تا توفيق الهى شامل حال او گردد و در آزمايش هاى الهى رو سفيد شود. جهان ميدان آزمايش آزمون هاى بشرى با دو هدف انجام مى شود: گاه براى کشف مجهولى است مانند تمام امتحاناتى که در سطوح مختلف آموزش و پرورش و دانشگاه هاست; همه براى این است که بدانند کدام شاگرد دروس خود را به گونه صحیح و کامل آموخته و کدام نیاموخته است و یا این که طلاى مشکوکى را به درون کوره مى برند تا معلوم شود باطن آن چیست; آیا واقعاً طلاست یا فلز دیگر و اگر طلاست خالص است یا ناخالص. نوع دیگرى از امتحان براى کشف مجهول نیست، بلکه براى رساندن به کمال صورت مى گیرد، مثل این که مى دانیم فلان طلا ناخالصى دارد، آن را به کوره مى بریم تا ناخالصى ها بسوزد و طلاى خالص به دست آید و از این قبیل تمام تمرین هایى است که ورزشکاران پیش از حضور در میدان مسابقه انجام مى دهند; همه اینها براى پرورش و رسیدن به کمال مطلوب است. آزمون هاى الهى به معناى اول نیست، همان گونه که در آیه 2 و 3 سوره «عنکبوت» آمده «(أَحَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَهُمْ لا یُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ); آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها مى شوند و آزمایش نخواهند شد؟ ما کسانى را که پیش از آنها بودند آزمودیم (و اینها را هم آزمایش مى کنیم) باید علم خدا درباره کسانى که راست مى گویند و کسانى که دروغ مى گویند تحقق یابد». بنابراین تمام امتحانات الهى براى این است که ناخالصى ها برطرف گردد و بندگان به خلوص واقعى برسند.
حجتالاسلام والمسلمین عارف ابراهیمی امامجمعه شهر چمران در خطبه های نماز جمعه این هفته که در مسجد جامع امام حسن مجتبی (ع) برگزار شد، گفت: «آنچه در مورد محتواى این جمله تاریخى، شریف و پُرمغز «مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلىٌّ مَولاه» بایستى بیان شود و نباید مورد غفلت قرار بگیرد، پرداختن اسلام به امر حکومت و امر سیاست امت و اهمیت این موضوع از نظر اسلام است. وی افزود: آن کسانى که نگاه سکولار به اسلام دارند؛ و سعى میکنند اسلام را از مسائل اجتماعى و از مسائل سیاسى برکنار بدارند و آن را منحصر کنند به مسائل شخصى و مسائل خصوصى زندگى افراد؛ جوابشان مسأله غدیر است. مسألهی غدیر یک مسألهی تاریخیِ صرف نیست؛ نشانهای از جامعیت اسلام است. امام جمعه چمران، غدیر را مایه قدرت امت اسلام و یأس کفار دانست و بیان کرد: مسأله ولایت امیرالمؤمنین، در قرآن، یک جا، مایهی یأس کفار است: «اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم» (مائده: 3)؛ آن روزی که مسألهی ولایت مطرح شده، آن روزی است که به نص قرآن، مایهی یأس کفار است. میفرماید: امروز روزی است که دشمنان از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ قضیهی رهبری جامعهی اسلامی؛ قضیهی نظام حکومت و امامت در جامعهی اسلامی. وی غدیر را عامل غلبه اهل حق خواند و گفت: یکجای دیگر در آیه 56 سوره مائده، آمده است که «وَ مَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسولَه وَ الَّذینَ ءامَنوا فَاِنَّ حزبالله هُمُ الغّْلِبون»، که مراد از این «الَّذینَ ءامَنوا» و آیهی قبلش که «وَ هُم راکِعون» است و میگوید در حال رکوع، انفاق میکنند، امیرالمؤمنین (علیهالصّلاةوالسّلام) است. آنوقت «حزبالله» را، (همان کسانی که دنبالهرو این ایمان و این حرکتند)، «غالبون» معرّفی میکند؛ یعنی یکجا مسألهی یأس کفّار است، یکجا مسألهی غلبهی اهل حق. زمینههای حرکت امّت اسلامی و جامعهی اسلامی، بهخصوص جامعهی شیعه اینها است که مایهی غلبه و مایهی یأس کفّار و مایهی توانایی و قدرت و در اختیار ما است. انتخابات، میدان قدرتنمایی جمهور وی مردم سالاری و انتخابات محور بودن را در ذات نظام جمهوری اسلامی دانست و تصریح کرد: انتخابات، یک رویداد پرتکرار در کشور ماست. ملت ایران از ۱٠ فروردین ۱۳۵۸ (یعنی ۵٠ روز بعد از پیروزی انقلاب) تاکنون انتخابات داشتهاند و اکنون نیز در آستانه چهلودومین انتخابات قرار دارد، انتخاباتی زودهنگام و سوگمندانه در غم فقدان رئیسجمهور شهیدش. حاج آقا ابراهیمی، انتخابات را به مسابقه تشبیه کرد و گفت: در ذات انتخابات، دوقطبی نهفته است و اساسا بدون دوقطبی، انتخابات واقعی متصور نیست. از ابتدای انقلاب، انتخاباتهای کشور، بهویژه انتخابات ریاست جمهوری، عرصهی تقابلِ یک دوقطبی ثابت و حقیقی؛ و دوقطبیسازیهای موقتی و غیرحقیقی برای پوشاندن و به مُحاق بردن دوقطبی حقیقی بوده است. وی در ادامه به تشریح معنای دو قطبی درست پرداخت و گفت: دوقطبی حقیقی، دوقطبی انقلابی و غیرانقلابی بوده و هست. این دوقطبی، همان دوقطبی «حق و باطل» است که به صورتهای «اسلام و کفر»، «ایمان و نفاق»، «نور و ظلمت»، «هدایت و ضلالت»، «صدق وکذب»، «عدل و ظلم»، «عزت و ذلت»، «صلاح و فساد»، «تقوا و فجور»، «رشد و غَیّ»، «معروف و منکر»، «مستضعفین و مستکبرین»، «اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی»، «انقلاب اسلامی و استکبارجهانی»، «مقاومت و تسلیم» و... بروز و ظهور مییابد. امام جمعه چمران در توضیح دوقطبی «غلط» بیان کرد: دو قطبی کاذب، از عملیاتهای روانی پیچیده جبهه دشمن با هدف تأثیرگذاری و ایجاد انحراف در فکر و اندیشه، محاسبات، اراده و تصمیم، مواضع و رفتار ما است. ترفند دوقطبیسازی، ترفندی دیرینه است و قدمت به تاریخ دوقطبیسازی «شیعه و سنی» و «عرب و عجم» در صدر اسلام میرسد. دوقطبیسازی هنوز از راهبردهای اساسی دشمنان برای مشغول کردن کشورهای اسلامی به «جنگهای نیابتی» و «ایجاد زمینه برای ورود و دخالت در امور کشورهای اسلامی» و تأمین امنیت رژیم اشغالگر صهیونیستی و... است.