ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
مشارکت مردم در صحنه و در عرصه های مختلف به ویژه لیلة القدرِ إنتخابات و تعیین سرنوشت کشور، از مهمترین أرکان حفظ و بقای نظامِ إنقلابی است.
خطبه نماز جمعه 1402/11/6
مشارکت مردم در صحنه و در عرصه های مختلف به ویژه لیلة القدرِ إنتخابات و تعیین سرنوشت کشور، از مهمترین أرکان حفظ و بقای نظامِ إنقلابی است.
خطبه اول

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه لاریجان :
برگزاری خطبه نماز جمعه در شهر رینه.
خطبه أول:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.

قَالَ الله العظیم فی القرآن الکریم :
« وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ.»
أنعام/152
ترجمه:
" به عهد إلهی وفا کنید این چیزیست که خدا شما را به آن سفارش کرده است که پند گیرید."
" اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُعَواقِبِ الاُمورِعِندَاللّه "

​​​​​​​

خودم و همه بندگان خدا را در آستانه رحلت جانسوز ام المصائب حضرت زینب کبری (س) به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش ميکنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. إینقدر تقوا در زندگی مهم و أثرگذار است که إمام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: دختر خود را به فردی با تقوا شوهر بده چون أگر او را دوست داشته باشد گرامیش میدارد و أگر دوست نداشته باشد به وی ستم نمیکند. مکارم الاخلاق ج۱ ص ۴۴۶ پس بندگان خدا إتقواالله! در روایتی که در دو خطبه قبل از رسول خدا(ص) مطرح کردم حضرت به مردم إعلام فرمودند: «تَقَبَّلُوا لِي بِسِتَّة أَتَقَبَّلُ‌ لَكُمْ‌ بِالْجَنَّة إِذَا حَدَّثْتُمْ فَلَا تَكْذِبُوا وَإِذَا وَعَدْتُمْ فَلَا تُخْلِفُوا وَإِذَا اوتُمِنْتُمْ فَلَا تَخُونُوا وَغُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَاحْفَظُوا فُرُوجَكُمْ وَكُفُّوا أَيْدِيَكُمْ‌ وَأَلْسِنَتَكُم‌.» خصال، ج ا، ص 321. شما این شش واقعیت را از من قبول کنید و به إجرا بگذارید تا من بهشت را برای شما ضمانت کنم. طبق ترتیبی که خود حضرت فرمودند أولین مورد این بود: «اذا حدّثتُم فلا تکذبوا» زبانتان را در گفتار به دروغ باز نکنید و راست بگویید. در بخش دوم کلامشان فرمودند: «اذا وعدتم فلا تخلفوا» به تعهد و پیمان مثبتی که به یکدیگر میدهید عمل کنید و پایبند باشید چون در امور منفی پیمان و تعهد برقرار نمیشود. آیات قرآن و روایات را که ببینید سه نوع عهد و پیمان وجود دارد: یکی عهد و پیمان مردم با مردم است. یکی از دانشمندان و عالمانِ بزرگ شیعه بنام «حاج میرزا خلیل تهرانی(ره)» که در رشتۀ پزشکی خیلی متبحر بود مطبی در کربلا باز کرد و بیمارانی را که در کربلا زندگی میکردند معالجه میکرد أز نظر تقوا و سلامتِ نفس نیز رده أول بود. مادر إیشان در تهران زندگی میکرد. شبی این مَردِ بزرگ مادرش را در خواب می ‌بیند به او میگوید: من مُرده‌ ام و جنازۀ مرا با بینی ‌شکسته بطرف تو می ‌آورند. از این خواب خیلی تعجب میکند چون خبر ناگواری بود! چند روز بعد مسافری از یکی از دوستانش در تهران نامه ‌ای آورد که نوشته بود: طبیب بزرگوار! مادرتان در تهران از دنیا رفته و من با چند نفر دیگر جنازۀ او را بطرف عراق فرستاده ‌ام. ایشان منتظر بود که جنازۀ مادرش برسد چون معروف بود به او گفتند چند جنازه از ایران آورده‌ ایم فکر میکردیم شما در نجف هستید به رباط ذوالکفل بردیم جنازه آنجاست. در رباط اسبها رَم کردند چند جنازه که روی أسبها بودند افتاد یکی هم جنازۀ مادر شما بود که دماغش شکست جنازه را تحویل گرفت و به کربلا بُرد. أول داخل حرم قمر بنی‌ هاشم(ع) طواف داد و گریه کرد و بحضرت عرض کرد: مادرم نمازهایش را میخواند ولی نه با حمد و سورۀ درست! روزه ‌هایش را نیز مقداری شک دارم که صحیح بوده باشد شما از مادرم شفاعت کنید که در برزخ گرفتار نشود تا به نیابت از او برایش 50 سال نماز و روزه بگیرند. این یک قرارداد و تعهد واجب با وجود مبارک قمر بنی‌ هاشم(ع) أست. مادر را در کربلا دفن کرد أما با اینکه وضع مالی خوبی داشت به این قول و تعهدش بی ‌توجهی کرد. میگوید: شبی در عالم رؤیا دیدم بیرونِ حیاط داد و فریاد أست گفتم بروم ببینم أگر دعوایی شده آشتی بدهم. داخل پیاده ‌رو رفتم دیدم مادرم را به یکی از درختهای داخل کوچه بسته ‌اند و میزنند خیلی نگران شدم. گفتم: ایشان زنِ مُتَدیِّنه و پاکدامنی بود برای چی میزنید؟ گفتند: مادر شما به قمر بنی ‌هاشم (ع) بدهکار است ما دستور داریم او را بزنیم تا بدهکاری‌ اش را بدهد. گفت شما او را نزنید من میروم پول می ‌آورم. به داخل خانه رفتم پول برداشتم به مأمورها دادم آنها هم مادرم را آزاد کردند. وقتی صبح بیدار شدم حساب کردم دیدم پولی که مأموران قمر بنی ‌هاشم(ع) گفته بودند بدهکار است برابر با 50 سال نماز و روزه است! پول را برداشتم و نزد مرجع شیعه مرحوم سید علی خان حسینی مَدَنیِ شیرازی(ره) صاحبِ «ریاض السالکین» آوردم و داستان مادرم را گفتم. إیشان همان روز به چند نفر پول دادند که برای مادرم 50 سال نماز و روزه بگیرند این وجوب عمل به عهد و پیمان و قرارداد بین مردم با مردم است. أما نوعِ دیگرِ پیمان بین مردم و پروردگار است. مثلاً کسی خودش مُرده همسر جوانش به پروردگار عالم تعهد میدهد که أگر فلان مشکل من حل و این گِره از زندگی من باز شود پنج نفر را به کربلا میفرستم أنجام این تعهد بین إنسان و خدا بعنوان «نذر، عهد و قسم» یقیناً واجب است. من نذر میکنم برای پروردگارِ عَالَم که کاری أنجام بدهم مثلاً پنج تخته فرش برای مسجد بخرم یا ده تا بچه یتیم را سرو سامان بدهم. عمل به این عهد واجب و وجوبش نیز سنگین أست و أگر قسم نذر یا عهدم را بشکنم باید کفاره بدهم. أگر کفاره ندهم به گردنم میماند و به پروردگار بدهکار میشوم و در قیامت میگویند: بِدهی خود را بده تا آزاد شوی أحکام إلهی را نباید شوخی گرفت. در حالات یک پیرمرد پینه دوزی نوشته بود از أول جوانی در تهران کارم پینه دوزی بود کفش وصله میکردم و خدا زندگیم را با همین پین دوزی إداره میکرد. بفکر افتادم با همین پول پینه دوزی به کربلا بروم یک ماه در آنجا ماندم و زیارت کردم أما برای برگشتن دیگر پولی نداشتم در بازار نجف روبِروی صحنِ أمیرالمؤمنین علیه السلام چشمم به صاحب مغازه ای افتاد که آدم با أدبی بود. گفتم آمده ‌ام تا از شما إجازه بگیرم روزها کنار دیوار مغازه شما پینه دوزی کنم و کفشهای پاره مردم را وصله بزنم مُزدش را بگیرم. صاحب مغازه به من گفت تمام مغازه در إختیار شما باشد. دو ماه کنار دیوار مغازه اش ماندم و کار کردم روزی کارم زودتر تمام شد و تا أذان وقت داشتم به مغازه همان بزرگوار رفتم پرسیدم چند سال است در این بازار کار میکنید؟ گفت ۷۰ سال و نمازهای ظهر و مغربم را در حرم میخوانم. به او گفتم این همه سال چیزی هم دیده‌ ای؟ گفت: بله! مغازه رو برویی را نگاه کن صاحبش مُرده است و خیلی مَردِ خوبی بود ما دو نفر ۶۰ سال ظهر و مغرب به حرم میرفتیم نماز می‌ خواندیم و به خانه بر می‌ گشتیم روزی در حرم أمیرالمؤمنین کنار ضریح نشسته بودیم صاحب این مغازه دستش را در دستم گذاشت و گفت بیا کنار أمیرالمؤمنین تعهد کنیم هر کدام زودتر مُردیم إجازه بگیریم به خواب همدیگر بیاییم و از عالم برزخ خبر بدهیم گفتم أگر إجازه بدهند من به خواب تو بیایم قبول أست أگر تو زودتر مُردی به خواب من بیا. او زودتر مُرد یک هفته گذشت آن دوستم به خوابم نیامد نگران شدم شب جمعه به خوابم آمد گفتم کجایی؟ من خیلی نگران شدم! گفت: یک هفته است که در برزخ گرفتارم بمن آزادی نمیدهند تا إلتماس کردم به حق علی بن أبیطالب به من إجازه بدهید به خواب رفیقم بروم و بگویم چه گرفتاری برایم پیش آمد که مرا در برزخ گیر أنداخته ‌اند؟! آیات برزخ در سوره مؤمنون آمده و پُر از خبر است ما از مُرده ‌ها خبر نداریم و نمیدانیم در چه وضعی هستند بداد مُرده‌ هایتان برسید. بالأخره إجازه دادند گفت روزی میخواستم از حرم أمیرالمؤمنین بیرون بیایم در مغازه فلان خرما فروش که میشناسی خرما را روی حصیری گِرد گذاشته بودند میفروختند این خرما فُروش، حصیرِ پُر از خرمایش جلوی صحن روی سکو بود ولی خودش نبود من مقداری غذا در دندانم گیر کرده بود أذیتم میکرد آمدم به أندازه یک خلال از حصیر آن خرما فروش کَندم و آن غذا را درآوردم و خلال را أنداختم بعد به من میگویند: بدون إجازه مالکِ حصیر چرا در مال او دخالت کردی؟! وقتی بیدار شدی نزد آن خرما فروش برو و رضایت بگیر و مرا نجات بده. صبح نزد آن خرما فروش رفتم میخواستم به او پول بدهم گفت پول نمیخواهم به خدا و بحق این علی علیه السلام قسم میخورم من راضیم. شب جمعه بعد دوباره خوابش را دیدم مرا دعا کرد و گفت نجاتم دادی إینجا برای یک خلال غصبی شخص را بیچاره میکنند. این قرارداد بین إنسانهاست و قرار داد دوم که بین إنسان و خدا با نذر، عهد و قسم است و قرارداد سوم بین خدا و أنسان است که أگر حیات داشتم آینده عرض خواهم کرد.

خطبه دوم

خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
 دعای فرج..


اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..  
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اُخَوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهره حضرت زینب کبری (س) و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش جمیع مؤمنين و مؤمنات، علما، صلحا، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت  وعلی الخصوص 364 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات. مسأله «موعظه» دعوت به تقوا، دلسوزی برای مردم و محبت ورزیدن به آنها، تشویق آحاد مردم به حضور در میدانهای مختلف و نیاز سنجی و مخاطب شناسی پنج مأموریت محوریِ نماز جمعه از سوی رهبر فرزانه إنقلاب بود. موعظه مخصوص مواعظ أخلاقی نیست و ما موعظه سیاسی و موعظه إجتماعی هم داریم. لذا بیانِ نکاتِ سیاسی در خطبه دوم در واقع همان موعظه است که باید به آن تأکید شود.
نکات این هفته نماز جمعه ششم بهمن ماه سال 1402 را بمحضر شما نمازگزاران عزیز جمعه لاریجان عرضه میدارم.
نکته أول:
پیشاپیش 15 رجب سال 62 هجری قمری سالروز وفاتِ شهادت گونه نائبة الزهرا حضرت عقیله بنی هاشم زینب کبری (س) را بمحضر همه مُحبّین و عاشقان أهلبیت عصمت و طهارت تسلیت و تعزیت عرض مینمایم. قرآن مجید میفرماید: سرزمینِ پاکیزه و زمینِ مطلوب، گُل و گیاهِ زیبا و أرزشمند می رویاند در حالی که از شوره زار جُز خار و گیاه بی أرزش سر بر نمی آورد و إینچنین زینب کبری در خانواده ای به دنیا آمد که همگی پاک زیسته اند و پایه گذار فضیلتها و کرامتهای إنسانی به شمار آمده اند. رسول خدا صلی الله علیه و آله جَدِّ مادری زینب علیهاالسلام همان کسی است که قرآن مجید وی را با تعبیر «رحمةً للعالمین» معرفی میکند. پیامبر خدا أفزون بر آن که جد زینب علیهاالسلام بود نقش پدری نیز داشت زیرا آنحضرت (ص) خود را پدر فرزندان زهرا علیها السلام میدانست. مولودِ فاطمه (س) بعد از بدنیا آمدن فقط در آغوش برادرش إمام حسین (ع) آرام گرفت و بس! نامش را جبرئیل با چشمی أشکبار بر رسول خدا عرضه داشت و پیامبر بعد از شنیدن مصیبتهای حضرت زینب در کربلا از سوی جبرئیل فرمود: «هر کس بر مصایب زینب علیهاالسلام گریه کند مانند کسی است که بر مصیبتهای برادرانش حسن و حسین علیهماالسلام گریسته است». یعنی ثواب گریه بر این دختر را همردیف دو إمام معصوم قرار داد! «عقیله» بمعنای بانویی است که در قومش از کرامت ویژه ای برخوردار باشد و در خانه اش عزت و محبتِ شگفت داشته باشد. بشیر بن خزیم أسدی از شخصیتهای مهم کوفه میگوید:«به خدا سوگند هرگز زنی را که سراپا شرم و حیا باشد سخنران تر از زینب علیها السلام ندیده ام گویی از زبان علی علیه السلام نُطق میکرد و سخن گفتن را از زبان آنحضرت فرا گرفته بود». موقعیت علمی و إجتماعی آن بانو بگونه ای بود که شوهرش عبداللّه نیز او را با این عنوان: «ای دختر مرتضی ای بانوی خردمند بنی هاشم» میخواند. إمام سجاد علیه السلام پس از خطبه آتشین زینب در کوفه در مقام تأیید به إیشان فرمود: «بحمداللّه تو دانشمندِ بدون آموزگار و أندیشمند بدون استاد هستی». این نشان میدهد که حضرتش از علمِ لَدُنّی که مستقیم از سوی خداوند به إیشان إفاضه شده برخوردار بود. زاهده و مُفَسِّری بزرگ و در حجاب و مَهدِ فضیلیتها نمونه، با حَسَن همراه و با حسین همراز بود. پرستارِ جسمی و روحی أهلبیت علیهم السلام در واقعه کربلا شد. إمام زمان (عج) فرمود: «در گرفتاری واسطه ای آبرومند چون عمه ام زینب علیهاالسلام به درگاه خدا معرفی کنید تا خدای متعال گرفتاریتان را برطرف سازد.» همچنین إیشان در جای دیگر فرموده است: «به شیعیان و دوستان من بگویید خدا را بحق عمه ام حضرت زینب علیهاالسلام قسم دهند که ظهور مرا نزدیک گرداند.» لذا أگر کسی فهمِ درست در درکِ موقعیتها میخواهد هوشیار و با فداکاری و إیستادن پای همه چیز میخواهد بهترین کارها را إنتخاب کند باید الگویش حضرت زینب کبری (س) باشد. بعد از ورود به مدینه طیبه بیش از یک سال و أندی دوام نیاورد و همین مقدار زندگانی هم بدون حسین علیه السلام برای زینب علیهاالسلام بسیار سخت بود و بندگی خدا را در میدانهای مختلف نشان داد و فرمان «فاصبِرْ صبرا جمیلاً» را لبیک گفت و بسان برادرش حسین نقش زیباترین شکیبایی را بر صحنه تاریخ بشریت ترسیم کرد.
نکته دوم:
ششم بهمن سال (1360ش) سالروز حماسه مردم آمل علیه تهاجم گروهکِ ضدِ إنقلاب إتحادیه کمونیستها و شهید و مجروح شدنِ جمعی از مردم شریف آمل را خدمت همه ملت ایران و مردم مازندران و خصوصا شهرستان آمل تبریک و تسلیت عرض میکنم. حرفها و سخنرانیها و مقالات، همایش و گردهماییهای زیادی هر سال به این مناسبت إرائه میشود ولی باز هم حق مطلب أداء نشده و نمیشود. إعتقادِ راسخ در عقایدِ دینی، حفظِ دستاوردهای نظام إسلامی، سادگی و إخلاص در رفتار و کردار و بی آلایش بودن در زندگیِ دنیایی، صفا و صمیمیت و رو راست بودن در بین مؤمنین، بصیرت و شجاعت و إقدامِ بموقع در دفع دشمنانِ فرومایه، دوری از ظواهر دنیاگرایی و مادی پرستی، توجه قلبی به خدا و أمرِ آخرت، خدمت صادقانه و بی قید و شرط به محرومین، إتحاد و همبستگیِ واقعی در جامعه تحتِ لوای ولایت فقیه و خصوصیاتِ إنسانیِ دیگر از جمله مسائلی هست که شهدای ششم بهمن آمل را تا أبد در تاریخ و نزدِ خدا ماندگار خواهد کرد چون إینها بفرمایش شهیدِ والا مقام سردار دلها حاج قاسم سلیمانی(ره) از أول در دنیا خصوصیت شهید را دارا بودند و بعد بشهادت رسیدند. لذا یکی از محوریترین چراغِ هدایت و بُریده شدنِ از مظاهرِ دنیا پرستی و رهنمون شدنِ إنسانها بسوی خداوند شهدای ششم بهمن آمل هستند که مصداقِ بارزِ إستجابتِ دعایِ: اللّٰهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِيقَ الطّاعَةِ وَبُعْدَ الْمَعْصِيَةِ وَصِدْقَ النِّيَّةِ وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَأَكْرِمْنا بِالْهُدىٰ وَالاسْتِقامَةِ وَسَدِّدْ أَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِكْمَةِ وَامْلَأْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ وَطَهِّرْ بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ وَاكْفُفْ أَيْدِيَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ وَاغْضُضْ أَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِيانَةِ وَاسْدُدْ أَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَالْغِيبَةِ... فرمان‌ بَری و دوری از نافرمانی، نیتِ درست و شناختِ واجبات، هدایت و پایداری، راستگویی و حکمت در زبان، دانش و بینش، دوری از حرام و شُبهه، نشنیدن بیهوده و غیبت در خصوصیات فردی هستند. أگر همه ما إینچنین باشیم و به حقیقت راه و رسم آنها را دنبال کنیم أرزش این مراسمات و یادواره های شهدای گرانقدر مخصوصا شهدای ششم بهمن آمل را بهتر درک خواهیم کرد. برخورد با حوادث جهانی و ظلم أیادی إستکبار و یاری مظلومان و ستمدیگان همچون مردم غزه و یمن و قدرتمند شدن نظام جمهوری إسلامی در تمام زمینه های سیاسی، إقتصادی، فرهنگی، أمنیتی و إجتماعی پیام خونِ شهدای ششم بهمن آمل است. برای همین است که إمامِ حکیم و تیز بینِ إنقلاب (ره) در وصیتنامه إلهی سیاسی خودشان شهر آمل را در زمینه دینی و إعتقادی متمایز می بیند و تشکر خودش را از مردم آمل إبراز میدارد! لذا بهمه توصیه میشود هیچگاه از آن گذشته پُر إفتخارِ برادری و مساوات و یکرنگی عدول نکنید و با همان روحیه شهدای ششم سال 1360 آمل دائم در خدمت رهبری معظم إنقلاب إسلامی باشیم.        
نکته سوم:
12 بهمن سالروز بازگشت إمام خمینی (ره) به ایران در سال (1357ش) و آغاز دهه مبارک فجر إنقلاب إسلامی را خدمت مردم فجر آفرین تبریک عرض می نمایم. نقش مردم در تشکیل حکومت جمهوری اسلامی بر پایه دین واقعا کم نظیر است یعنی حضور آنها در عرصه های مختلف تعیین کننده أمنیت ملی است و بخاطر حضور مردم دشمن های پُررو و وقیح و گردن کلفت در مقابل جمهوری اسلامی از هر عمل سختی إجتناب میکنند. از اینجهت مشارکت مردم در صحنه و در عرصه های مختلف به ویژه لیلة القدرِ إنتخابات و تعیین سرنوشت کشور، مجرای إعمال حاکمیتِ حق و یک وظیفه شرعی و إلهی و ملی است و در یک جمله مهمترین أرکان حفظ و بقای نظامِ إنقلابی مردم أند.

​​​​​​​

​​​​​​​

حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :