ImamatKarbarView
قَالَ امیرالمومنین(علیه السلام): السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً؛ فَأَمَّا مَا كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ، فَحَيَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ.
امام علی (عليه السلام) در حدیثی که در حکمت 53 کتاب شریف نهج البلاغه ذکر شده است، می فرماید: سخاوت آن است كه بى درخواست باشد، ولى آنچه را به درخواست بخشند به خاطر حيا و براى رهايى از بدگويى است.
حقیقت سخاوت
امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به نکته دقیق و آموزنده اى اشاره می کند، بر این اساس اگر کسى درخواستى کند و از آبروى خود به وسیله درخواست مایه بگذارد، آنچه سخاوتمندانه مى بخشد در واقع عوض آبروى اوست و به راحتى نمى توان نام آن را سخاوت گذاشت و نیز بخشش که پس از درخواست صورت مى گیرد ممکن است به این علت باشد که اگر بخشش نکند، درخواست کننده و یا مردمى که از آن آگاهى مى یابند او را نکوهش و مذمت کنند، بنابراین بخشش در برابر نجات از مذمت مردم واقع شده است و بدون عوض نیست و به تعبیر عموم مردم براى رودربایستى است.
بنابراین سخاوت خالص و حقیقى آن است که انسان پس از آگاهى بر نیازمندى افراد آبرومند، در حل مشکل آنها به صورت پنهانى بکوشد و نیازى به سؤال نباشد.
درباره اهمیت سخاوت در آیات قرآن و روایات اسلامى بحث هاى زیادى آمده است از جمله در حدیثى از پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: «السَّخاءُ خُلْقُ اللّهِ الاْعْظَمِ; سخاوت صفت بزرگ خداست».
در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «السَّخَاءُ مِنْ أَخْلاَقِ الاْنْبِیَاءِ وَهُوَ عِمَادُ الاْیمَانِ وَلاَ یَکُونُ مُؤْمِنٌ إِلاَّ سَخِیّاً; سخاوت از اخلاق پیامبران و ستون ایمان است و هیچ مؤمنى نیست مگر این که صاحب سخاوت است».
بى شک، سخاوت هر قدر بیشتر و در مورد مناسبت تر و بدون هیچ گونه عوض مادى و معنوى و کاملاً به صورت ابتدایى باشد پرارزش تر است.
این سخن را با حدیثى از کتاب کافى از امام صادق(علیه السلام) پایان مى دهیم، فرمود: گروهى از یمن خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمدند و میان آنها مردى بود در مکالمه با پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) درشت گو و سرسخت تا آنجا که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خشمگین شد و از شدت غضب عرق در پیشانى او آشکار گشت و چهره در هم کشید و چشم از او برداشت و به زمین نگاه کرد.
جبرئیل نازل شد و عرض کرد: پرورگارت به تو درود مى فرستد و مى گوید: این مرد سخاوتمندى است که پیوسته اطعام مى کند.
خشم پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرو نشست سر را بلند کرد و فرمود: اگر جبرئیل از سوى خداوند متعال به من خبر نداده بود که تو مرد سخاوتمندى هستى و پیوسته اطعام طعام مى کنى تو را طرد مى کردم تا عبرتى براى دیگران باشى.
آن مرد گفت: آیا پروردگار تو سخاوت را دوست دارد؟
پیامبر فرمود: آرى. آن مرد شهادتین بر زبان جارى کرد و مسلمان شد و گفت: به خداوندى که تو را به حق مبعوث کرده هرگز کسى را از مالم محروم نساختم.
جهاد تبیین در قرآن
قرآن کتاب تبیین است و رسالت انبیا، تبیین و تبیان است.
تبیین یعنی معلوم کردن مرزها، حریمها، خط قرمزها، خطرگاهها و جداکردن حق و باطل وقتی خطر درآمیختگی و اقتباس و شبهه میرود.
در بیان قرآن جهاد تبیین با اهدافی صورت میپذیرد:
۱. تبیین برای تقویت اندیشهورزی و تفکر:
«کَذالِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» (بقره:۲۴۲) تبیین، زمینهساز تعالی اندیشهها و برطرف سازی ابهامها، تشکیکها و تردیدها میشود.
2. درک و نشان دادن حقیقت در مقابل نشاندادن چهره باطل
«سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» (فصلت: ۵۳)
تبیین «حق» تبیین و نقاببرداری از چهره باطل که به تعبیر رهبر انقلاب با پنجههای چدنی پنهان کرده در مخمل به میدان میآید از رسالتهای افسران جهاد تبیین است.
نیرنگ و فریب، غوغاسالاری، شبهافکنی، تلاش در تحقیر و تمسخر و نادیده انگاری حق و تمسک به درشتنمایی ضعفها و پنهانکردن موفقیتها از شگردهای همیشگی جبهه باطل است. شناساندن حق و رسواسازی ترفندها و دسیسههای باطل، وظیفه و فریضه مجاهدان میدان تبیین است.
3. بهانهزدایی از دیگر اهداف تبیین در قرآن است
«لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»(نساء: ۱۶۵)
برای اینکه بهانهمندان نگویند «نمیدانستم»، «کاش به من گفته بودند» و … لازم است «حجت» بر اینگونه افراد تمام شود.
جهاد تبیین راه را بر عذر و بهانه و توجیه میبندد.
بایسته های تبیینی مواجهه با عملیات تروریستی کرمان:
شهادت غریبانه دهها نفر از زائران عزیز و مظلوم مرقد پاک سردار دلها در روزی که میلاد حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها و سلاله پاکش امام راحل بود، دلهای امت اسلام و مردم انقلابی ایران و خصوصا مردم شهیدپرور کرمان را درسوگ و ماتم نشاند.
ما ضمن محکومیت این جنایت، مراتب تبریک و تسلیت خود را به پیشگاه امام زمان علیه السلام و مقام معظم رهبری و ملت بزرگ و انقلابی ایران خصوصا مردم صبور و مقاوم کرمان و به ویژه خانواده های معظم شهیدان این واقعه ابراز می داریم و برای ایشان صبر و اجر و برای مجروحان و جانبازان این حادثه شفای عاجل خواستاریم.
اما آنچه که باید در رابطه با اقدام تروریستی کرمان تبیین شود:
الف ) مقطع زمانی عملیات تروریستی:
از حیث بازه زمانی، حادثه تروریستی کرمان را میتوان در چند نکته تجزیه و تحلیل نمود:
۱_ حادثه تروریستی همزمان با سالروز شهادت حاج قاسم سلیمانی به عنوان پرچمدار مبارزه با داعش صورت پذیرفت. این یک نکته قطعی و پذیرفته شده است که نیروهای تکفیری و عاملان و آمران اصلی این حادثه تروریستی کینه بسیاری از این سردار شهید بعنوان پرچمدار مبارزه با تکفیر و تروریسم داشته باشند.
۲_ از سویی این عملیات تروریستی در زمانی صورت میپذیرد که نیروهای تکفیری درون منطقه توان عملیاتی و قدرت سابق خود را به واسطه مجاهدتهای سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و مدافعان حرم از دست داده و صرفاً بتوانند دست به عملیاتهای کور علیه مردم بی گناه بزنند.
۳_ مقطع زمانی سومی که باید مدنظر قرار بگیرد ؛ شکست دشمن در احیای آشوب درسالگرد اغتشاشات ۱۴۰۱ ازیک سو و نزدیک شدن به انتخابات اسفندماه ازسوی دیگر، موجب شده است تا دشمن تلاش کند، با امنیتی سازی کشور و ایجاد التهاب، فضای عمومی جامعه را از حالت عادی خارج و امنیت عینی و ذهنی جامعه را مختل سازد یکی از علل تاکید بر امنیت به عنوان یکی از چهار اصل راهبردی انتخابات اسفند ماه _از سوی رهبر معظم انقلاب_ همین نکته می تواند باشد.
۴_ مقطع چهارمی که باید از حیث زمانی در نظر گرفت این است که رژیم صهیونیستی در طوفان الاقصی با شکست غیر قابل ترمیم _به تعبیر رهبر معظم انقلاب_ مواجه شده است و عصبانی و گیج و ناراحت در پی گستراندن التهاب به منطقه و کاستن ازفشار سنگین روی خود درغزه است.
ب) انتقام قطعی در وقت مقتضی:
همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند «چه دستهای آلوده به خون بیگناهان و چه مغزهای مفسد و شرارتزا که آنان را به این گمراهی کشاندهاند، از هم اکنون آماج قطعی سرکوب و مجازات عادلانه خواهند بود. بدانند که این فاجعه آفرینی پاسخ سختی در پی خواهد داشت.» لذا انتقام از عاملان و آمران این عملیات قطعی خواهد بود