ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
بزرگترین دسیسه إمروز دشمنان تفرقه بین مسلمانان أست و جهان إسلام إمروز بیش از پیش به وحدت نیاز دارد.
خطبه نماز جمعه 1402/7/14
بزرگترین دسیسه إمروز دشمنان تفرقه بین مسلمانان أست و جهان إسلام إمروز بیش از پیش به وحدت نیاز دارد.
خطبه اول

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه لاریجان :
برگزاری خطبه نماز جمعه در شهر رینه.
خطبه اول:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قَالَ الله العظیم فی القرآن الکریم :
«قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ۖ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.» جمعه/8   
ترجمه:
" بگو: عاقبت مرگی که از آن می ‌گریزید شما را ألبته ملاقات خواهد کرد و پس از مرگ به سوی خدایی که دانای پیدا و پنهان است باز گردانیده میشوید و او شما را به آنچه می‌ کرده ‌اید آگاه میسازد."
" اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَ اللّه "

خودم و همه بندگان خدا را به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش ميکنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. تقوا تكيه گاه أصلی هر مؤمنی است كه اگر به آن تكيه كند پس از مرگش دستانش خالی نخواهد بود و به جايی می رسد كه تمام كارهاو رفتارها و حتی نيات آدمی به تقوا متصل و با آب گوارای إخلاص شسته می شود. پس بندگان خدا إتقواالله! روایتی که جمعه گذشته از وجود مبارک إمام عسکری (ع) از روایت ‌شناسِ کم ‌نظیر مرحوم علامهٔ مجلسی در جلد هفتاد ‌و هشتم «بحار ‌الأنوار» نقل شد که دارای سه بخش بود و إمام (ع) در یک بخشِ سفارش فرمودند: زیاد أهل ذکر خدا باشید. ألبته ذکر خدا معانی مختلفی دارد و ذکر ‌بوسیلهٔ إنسانِ ذاکر در شش بخشِ وجودِ او تحقق پیدا میکند: زبان، أعضا و جوارح، روح، نفس، قلب و باطنِ وجود است که در کتابهای مهم توضیح داده ‌اند و برای هر کدام هم یک آیهٔ قرآن مؤید آورده ‌اند. نهایتاً نتیجهٔ هر ذکری از این شش ذکر فَلاح و رستگاری است چون آیات قرآن هر کدام را که با تعبیرات خودش بیان میکند به « لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ » ختم می‌ شود. خود این فلاح هم چهار معنا و مصداق دارد بخصوص در آخرت! این یک بخش کلام إمام است. دوم غفلت نکردن از مرگ: إمام سفارش واجب دارند که مرگ و رفتن از دنیا همیشه برابر چشمتان باشد که این هم کار مشکلی نیست یادتان نرود که می میرید پس غفلت و فراموش نکنید! مرگ هم به عُمرِ خاصی گِره نخورده أست! جنین در رحم مادر می ‌میرد، شیر خواره می ‌میرد بچه می‌ میرد نوجوان می‌ میرد، جوان، آدم متوسط ‌الحال و پیرمرد می ‌میرد. حالا در هر سنی که هستید فکر نکنید مرگ با شما فاصلهٔ طولانی دارد! مرگهای عجیب و غریبی در تاریخ و زمان خودمان اتفاق افتاده که واقعاً درس پند و عبرت است. کتاب نسبتاً مفصّلی برای قرن چهارم و تقریباً 1100 سال پیش نوشته شده است. نویسندهٔ کتاب نزدیک آرامگاه فردوسی در شهر توس که آدم عالم و در زمان خودش چهرهٔ معروف علمی بوده دفن أست. ایشان در این کتاب می‌ نویسد حاکم قدرتمندی بود که علاوه ‌بر قدرت و سلطنت و حَشَم و خَدَمِش بادِ سنگینِ تکبری هم به وجودش حاکم بود. جواب سلام کسی را ندهد إحترام به کسی نگذارد خودنمایی‌ اش خیلی شَدید و منیّتش خیلی قوی باشد و در درون با خودش حرف بزند که کسی مثل من در این ثروت، لشکر، خَدَم و حَشَم و کاخ سلطنتی که دارم نیست. ألبته انسان در لا به لای این امور حتی در مراحل کوچکترش خودش را گم میکند. حالا کسی حاکم و شاه نیست ولی ثروت خیلی خوبی دارد خانه ‌ای دارد که از همهٔ خانه‌ ها بهتر است أثاثِ مُفصّل و گرانی دارد در این مسائل گم میشود و او را هوا بر میدارد که این منم طاووس علییّن شده ‌ام! «یٰا أَیهَا اَلنّٰاسُ أَنْتُمُ اَلْفُقَرٰاءُ إِلَی اَللّٰهِ» فاطر/15 همهٔ شما در پیشگاه خدا تهیدست هستید. به این چیزهایی که دارید مغرور نشوید چون اینها ماندگار نیست! خدا نه به خانه‌ ات، نه به کارخانه ‌ات، نه به ریاست‌ جمهوری أت نه به وکالت و وزارتت سیریش نمالیده که خیال بکنی از دستت نمیرود! کُلِّ مردم عالم تهیدست هستند و هیچ إنسانی نسبت به أملاکش مالک ذاتی نیست. روزی هم که مُردیم همهٔ سندهایمان باطل میشود و دیگر مالک نیستیم. حالا که هیچ‌ چیز ماندگار نیست من برای چی باد در دماغم بیندازم؟ خدا میداند غفلت چه زیان غیر قابل ‌جبرانی دارد که آدم نسبت به خودش و عمرش بیدار زندگی نکند و دائم خواب باشد. یکی از علمای بزرگوار نقل میکرد و میفرمود: من یک رفیق روحانی داشتم که فوت کرده بود. آخوند خوبِ خدمتگزار و أثر گذاری بود. ألبته خیلی مایهٔ علمی بالایی نداشت همان مقداری که داشت ده برابر خودش خدمت و کار کرد! داشت یکی از خاطره های تبلیغی و منبرش را برایم تعریف میکرد گفت: مرا به شهری در جنوب استان خراسان دعوت کردند. هنوز خراسان سه تکه نبود إمامزاده ‌ای در آن منطقه بود که آن زمان‌ ها هنوز رسم نبود و سالن نداشت منبر را داخل صحن چهار هزار متری آن إمامزاده برای آنوقتی که جمعیت ایران 25-26 میلیون جمعیت بیشتر نداشت بود أنداختند و برای یک منبری خیلی هنر بود أگر آنجا را پُر میکرد. گفت شب دوم و سوم پُر شد. قبل از من عالمِ هفتاد و چند ساله‌ ای که أصلاً از أول در آنجا متولد شده بود و محاسن سفیدی داشت برای اینکه مردم کم‌ کم بیایند به منبر میرفت مثلاً بنا بود 9  شب (تابستان) از منبر پایین بیاید بعد ما منبر برویم. من یک‌ ربع به نُه آمدم در جلسه نشستم که ساعت 9 منبر بروم او ولی ساعت نُه‌ و ربع پایین آمد. سرم را پایین أنداختم و گفتم این پیر مرد خیال می ‌کند این جمعیت برای او آمدند نمی ‌فهمد در این شهر هشتاد سال منبر رفته سی ‌نفر پای منبرش نبوده‌ اند. حالا با دیدن این جمعیت مست کرده و می‌ تازاند. دو سه بار با تلخی در دلم گفتم: خیال کردی این جمعیت برای تو آمده‌ اند! در یک محل چهار هزار متری راه نبود و ما هم شاد که این جمعیت برای ما آمده نه برای آن شیخ مثلاً بی ‌سواد! حالا ما روی منبر مستقر شده ‌ایم و جمعیت هم جلوی چشم، باید شروع کنم أما هر چه به ذهنم فشار آوردم که من در این بیست ‌سی ‌ساله أول منبر چه میگفتم بسم ‌الله هم یادم نیامد! حالا إمشب بسم‌ الله را نمیگویم خطبه را میخوانم أصلاً خطبه هم یادم نیامد! یک شعر بخوانم یادم نیامد! إمشب برای منبر عذر خواهی کنم و یک روضه بخوانم روضه هم یادم نیامد که یک إمامی به کربلا رفته، داغ جوان دیده، داغ برادر دیده، بچهٔ شش ‌ماهه ‌اش را کشتند أصلاً یادم نیامد! مردم هم همه مات ‌ومبهوت که ما ده دقیقه روی منبر نشسته ‌ایم چرا فقط همه را نگاه می ‌کنیم؟ عبایم را بعنوان سرفه کردن جلوی صورتم آوردم سرم را زیر عبا بُردم و به پروردگار گفتم: با تمام وجودم غلط کردم! پایین میروم و دست این روضه‌ خوان را می ‌بوسم مرا ببخش و این کار مرا به قیامت نینداز. همه‌ چیز یادم آمد یعنی آدم وقتی بی‌ خدا شود همه ‌چیز را از او می‌ گیرند و با خدا که باشد همه‌ چیز به او میدهند. این حاکم متکبر که چقدر هم ثروت جمع کرده بود گفت: اسبی را با زین مُرصّع آماده کنند. سوار شد و با دنیایی از تکبر با خَدَم و حَشَم راه افتاد. گاهی خدا این اتفاق را انداخته و وقتی مرگ بیاید هیچ مهلتی ندارد أما هنوز نیامده در همان چند لحظه مهلت، ممکن است ملک ‌الموت با آدم حرف بزند. پادشاه دید کهنه ‌پوشی جلوی أسب ایستاده است گفت: برو کنار! گفت: من آزادم و نمیخواهم کنار بروم. تا آمد حرف دوم را بزند، این کهنه‌ پوش أفسار أسبش را گرفت پادشاه گفت: میدانی أفسار أسب چه کسی را گرفته ‌ای؟ گفت: أفسار أسب تو را گرفته ‌ام أما میدانم که کسی نیستی. من ملک ‌الموت هستم و میخواهم جانت را بگیرم. پادشاه لرزید و به او گفت: چند دقیقه به من مهلت بده که با این اسبم به کاخ بروم و یک دفعهٔ دیگر زنم و بچه ‌ام را ببینم و خدا حافظی کنم. گفت: چنین مهلتی نداری! حَشَم و خَدَم دیدند که جنازه از بالای أسب خم شد و روی زمین افتاد. تمام شد! مرگ به قدرتمند بخاطر قدرتش روی بر نمی ‌گرداند و هر کس باشد بالای سرش میرود و می ‌گوید بفرما. و أما در همین روایت است که صاحب این کتاب نقل می ‌کند: همان‌ وقت مثلاً ده دقیقهٔ دیگر نوبت مُردن یک آدم مؤمنِ فروتنِ متواضعِ بزرگواری بود. ملک ‌الموت به همان حالت جلوی این مؤمن ظاهر شد مؤمن به او گفت: چه کسی هستی؟ تا حالا تو را ندیده ‌ام. خیلی آرام گفت: حالا من را می ‌بینی من کاری با تو دارم که باید در گوش تو بگویم. مؤمن گفت: این گوش من بیا و بگو! دهانش را درِ گوش این مؤمن آورد و گفت: وقتت تمام شده من ملک ‌الموت هستم باید برویم. اینطور که این کتاب نوشته أول به ملک ‌الموت گفت: «مرحبا بک» خوش آمدی! بعد گفت: الحمدلله. ملک‌ الموت گفت: حالا آمدن من شکر دارد؟! گفت: بله چون من خیلی وقت است منتظرت بودم و چشمم به درِ دنیا خشک شد که تو چه وقتی می ‌آیی تا مرا در کنار رحمت پروردگارم ببری. الحمد لله که آمدی و پیدایت شد. بعد ملک ‌الموت به او گفت: خدا به من فرموده پیش این بندهٔ من رفتی درجا جانش را نگیر و به او پیشنهاد کن هر طوری خودت دلت میخواهد من جانت را میگیرم. چقدر إنسانِ مؤمن پیش پروردگار پُر قیمت و عزیز أست و مقام دارد که به ملک ‌الموت می ‌گویند بی ‌إجازه جانش را نگیر و بعد هم از خودش بخواه که چگونه جانت را بگیرم! گفت: من پیش خدا مهلتی دارم که وضو بگیرم و دو رکعت نماز بخوانم جان من را در سجدهٔ آخر نماز بگیری که من در حال متواضع ‌ترین وضع به ملاقات پروردگارم بروم؟ ملک ‌الموت گفت: بلند شو وضو بگیر نمازت را بخوان جانت را در حال سجده میگیرم. این پُر أرزش ‌ترین شکلِ مُردن أست! إمام عسکری (ع) میفرمایند: أصلاً مرگ را یادتان نرود که خبرتان نمی‌ کند چه وقتی می ‌آید. با بتون ‌آرمه بودنِ دلت به زن و بچه، خانه، کارخانه و مقامت نمیری و ناله نزنی که ای خدا چرا رحم نداری! من هفتاد سال است اینها را جمع کرده ‌ام برای چه اینها را از من میگیری؟! مکن کاری که پا بر سنگت آیو... جهان با این فراخی تنگت آیو. چو فردا نامه‌ خوانان نامه خوانند ... تو را از نامه خواندن ننگت آیو.

​​​​​​​

 

 

خطبه دوم

خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
 دعای فرج..


اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..  
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اخوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهر معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش جمیع مؤمنين و مؤمنات ، علما ، صلحا ، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام ، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت و علی الخصوص بیش از 357 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری  در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
نکات این هفته نماز جمعه 14 مهرماه سال 1402 را بمحضر شما نمازگزاران عزیز جمعه لاریجان عرضه میدارم.
نکته أول:
بیانات راهگشای مقام معظم رهبری در دیدار مسئولانِ نظام، سُفرای کشورهای إسلامی و میهمانان کنفرانس وحدتِ إسلامی وحدت ساز و مأیوس کننده دشمنان إسلام أست. بزرگترین دسیسه إمروز دشمنان تفرقه بین مسلمانان أست و جهان إسلام إمروز بیش از پیش به وحدت نیاز دارد. دشمن إتحاد کشورهای إسلامی کیست و اتحاد مسلمانان به چه کسانی ضرر میزند و مانع دست درازی و غارتگری و دخالتهای آنها میشود؟ ناامیدی دشمن امروزه فقط به برکت وحدت بین مسلمین است و در این میان إختلافات نیز به هیچ عنوان نباید منجر به دعوا و نزاع عملی شود. خدمت صادقانه به مردم یکی از عوامل تحقق وحدت و جلوگیری از تفرقه در جامعه است. به مسئولان و مدیران در راستای خدمت صادقانه به مردم و تفاوت قائل نشدن بین أقشار و لایه‌ های مختلف إجتماعی تاکید می کنم که تبعیض و إیجاد رانت و پارتی بازی باعث إیجاد مشکل و نارضایتی مردم می‌ شود و هر نوع تبعیض برای سلامت إجتماعی جامعه بسیار خطرناک است.
نکته دوم:
همانطوریکه رهبر حکیم إنقلاب در دیدار مسئولان نظام، سُفرای کشورهای إسلامی و میهمانان کنفرانس وحدت فرمودند قُمارِ عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی مانند شرط بندی روی أسب بازنده محکوم به باخت أست! حضور این رژیم منحوس، ناپاک و خونریز در منطقه قطعاً دهن کجی به ده‌ ها آیه قرآن و روایت است که شدیداً مسلمانها را نهی میکند که با دشمنان إسلام پیمان دوستی نبندید و سرنوشت خود را دست آنها ندهید متأسفانه چندین کشور إسلامی عربی و غیر عربی به کسب رضایت نتانیاهو خیلی رغبت دارند تا به کسب رضایت خداوند به راحتی سالروز تشکیل این دولت خبیث را به رئیس آن تبریک می‌ گویند وزراءِ خود را به إسرائیل می ‌فرستند تا قبر داوید بن گوریون أولین نخست ‌وزیر إسرائیل را زیارت و در برابر آن رکوع کنند سوخت آن رژیم جلاد را تأمین میکنند و با آن رژیم نامیمون و نامبارک مبادلات عظیم تجاری می ‌بندند همه اینها به راحتی با مشاعر یک میلیارد و پانصد میلیون مسلمان بازی کردن و إستهزاء به آیات قرآن است. بعد از هجوم وحشیانه مزدوران یهودی صهیونیستی رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه آیت الله میلانی در پیامی نوشت: ما از حمله و یورش چنگیزانه به ساحت حوزه علمیه قم گذشتیم از حبس و زجر رجال دینی و ملی گذشتیم از حمله به دانشگاه و مراکز علمی ملت و سلب هر نوع آزادی فردی و إجتماعی چشم پوشیدیم از دزدی، فساد، تباهی و تجاوز به مردمان صالح و تقرب به دزدان و خیانتکاران گذشتیم از برادر کُشی ‌هایی که در نقاط مملکت ترتیب داده‌ اند صرف نظر کردیم أما این ننگ را کجا ببریم که مملکت إسلامی ما را دارند پایگاه إسرائیل و صهیونیست می ‌کنند و أفرادی را که با آنها هم دست داده ‌اند در رأس کارها قرار می ‌دهند! إمروز این رژیم نه فقط از جمهوری إسلامی ایران بلکه از همه کشورهای أطراف خود همچون مصر و سوریه و عراق نیز لبریز از کینه و غیظ است. ألبته به تعبیر قرآن که میگوید: قُل‌ مُوتُوا بِغَيظِكُم‌. آل عمران/119 «خشمگین باشید و از این خشم بمیرید» آنها در حال مرگ هستند و به یاری پروردگار این آیه درباره رژیم غاصب در حال تحقق است.
نکته سوم:
هفته وقف در سال جاری از 10 الی 16 مهر ماه در سراسر کشور را داریم. رسول گرامی إسلام (ص) در حدیثی میفرمایند: چند چیز است که بعد از مرگ مؤمن پاداش آنها به او میرسد: علمی که از خود به یادگار گذاشته باشد، فرزند صالحی که جانشین خوبی برای او باشد، قرآنی که به إرث گذاشته باشد، مسجدی که ساخته، منزلی که برای مسافران در راه مانده بنا کرده، نهری که آن را جاری ساخته است و صدقه ای که در حال حیات و زندگی خود أنجام داده است. (الترغیب و الترهیب، ج 1، ص 99، ح 24.) وقف باعث همدلی، تعاون و خیر أندیشی می باشد و دیگر کسی بفکر تنازع، تکاثر و تفاخر نیست. وقف، بهترین سرمایه ایست که سود آن را خدا میپردازد.
نکته چهارم:
فرا رسیدن هفته نیروی انتظامی که از 13 لغایت 20 مهر می باشد را خدمت همه پرسنل فراجا و فرماندهان محترم این مجموعه مخصوصا فرماندهی معظم استان مازندران و شهرستان آمل و سه منطقه گزنک، پلور و رینه تبریک عرض می نمایم. اگر ضروریات زندگی بشر را بخواهیم در چند فصل خلاصه کنیم یک فصل عمده از این فصول، فصل أمنیت است. به بیان امام صادق ‌عليه السلام: ثَلاثَةُ أشياءَ يَحتَاجُ النّاسُ إلَيها الأمنُ وَ العَدلُ و الخِصْبُ (تحف العقول، ص۳۲۰) « مردم به سه چیز نیاز دارند: أمنیت، عدالت و رفاه.» أمنیت که نبود هیچ چیز نیست. به فرمایش أمیرالمؤمنین علیه السلام: شَرُّ الأوطانِ مَا لَم يَأمَن فيهِ القُطّانُ (غررالحكم، ح ۵۷۱۲) «بدترين وطن وطني است كه ساكنانش در آن ايمن نباشند.» و من در اینجا عرض می کنم حقیقتا نیروی محترم إنتظامی پناه دلهای خائف و ترسان و جانهایی که تهدید می شوند هست. وجود نیروی إنتظامی أساس أمنیت را در بیننده به وجود می آورد. این شأن نیروی إنتظامی در جمهوری إسلامی است. شعار إمسالِ بزرگداشت هفته نیروی انتظامی «شهروندِ قانون‌ مدار، پلیس خدمتگزار» إعلام شده است. این شعار گویای یک واقعیت مهم است و آن اینکه نعمت و موهبت عظیم أمنیت إجتماعی از سوی خداوند متعال وقتی نصیب یک ملت می‌شود که این دو رکن تأمین‌ کننده أمنیت در کنار هم قرار گیرد. به ساحت شهداء و خانواده ‌های شهید این نیرو، به محضر جانبازان این سازمان أداء إحترام و عرض إرادت می نماییم.

در پایان:
با توجه به شروع مدارس و حضور دانش آموزان برای درس خواندن مشکلاتی وجود دارد که نیاز به حمایت همه جانبه دارد. زحمات مجمع خیرین مدرسه ساز که حمایت می کنند قابل تقدیر است. درس خواندن در مدرسه هایی که به دست خیرین بنا شده اند لذت دیگری دارد. بچه ها خوبی ها را بهتر حس می کنند و انجام کار نیک از کودکی در وجود آنها ریشه می دواند. با عنایت ریاست محترم مجمع خیرین مدرسه ساز بخش لاریجان مبلغ ۱۰میلیون تومان برای تامین سوخت مورد نیاز مدارس ابتدایی لاریجان تخصیص دادند که صمیمانه تشکر می کنم.

 

حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :