ImamatKarbarView
صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
خطبه نماز جمعه
1402/3/26
این دانشِ صف شِکن و بُن بَست شِکنِ صنعت هسته ای نشان داد که ملت و جوانان إیرانی توانایی زیادی دارند و باطل بودنِ گُزاره غلطِ " ما نمیتوانیم " را بیش از پیش نمایان کرد.
Update Required To play the media you will need to
either update your browser to a recent version or update your Flash
plugin.
صوت خطبه اول
صوت خطبه دوم
خطبه اول
به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه لاریجان :
برگزاری خطبه نماز جمعه در شهر رینه.
خطبه اول:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قَالَ الکاظم (ع) :
« يا هِشامُ، إنّ للّه ِعلَى النّاسِ حُجَّتَينِ: حُجَّةٌ ظاهِرَةٌ و حُجَّةٌ باطِنَةٌ فأمّا الظّاهِرَةُ فالرُّسُلُ والأنبياءُ والأئمّةُ عليهم السلام وَ أمّا الباطِنَةُ فالعُقولُ.» الكافي : 1/16/12
ترجمه:
" اى هشام! خداوند را بر مردم دو حجّت است: حجّت آشكار و حجّت نهان. حجّت آشكار، رسولان و پيامبران و إمامان عليهم السلام هستند و حجّت نهان خِردهايند."
" اُوصِيكُم عِبادَاللّه و نفسی بتَقوَى اللّه؛ فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَ اللّه "
خودم و همه بندگان خدا را به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش مي کنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. انسان باید با تقوا و بهره برداری از ظرفیت های خود مسیر کمال را طی کند و به سعادت برسد. پس بندگان خدا إتقوا االله! درباره عقلِ إنسان که بیش از هزار آیه در قرآن مجید و یک بخش کامل در کتابهای مُهمِ ما مثل جلد أول اصول کافی و کتاب پُر أرزشِ بحار مرحوم علامه مجلسی روایت نقل شده موسی بن جعفر علیه السّلام تعبیر فوق العاده با أرزشی درباره این نیروی فکر و أندیشه خطاب به یکی از شاگردان أندیشمند و عاقلشان بنام هشام دارند. می فرمایند: یا هشام! اِنَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَین خدا برای هر إنسانی دو پیغمبر و دو راهنما قرار داده است. شما ببینید أرزش عقل چقدر است که إمام معصوم او را در کنار همه أنبیاء و أئمه طاهرین أرزیابی می کند یعنی ببینید ما خزانه چه گوهر و سرمایه با ثروتی هستیم. ای کاش برای بیشتر مردم که در این عرصه ها نیستند عقل هم به أندازه جمع کردنِ ثروت أرزش داشت گر چه با هیچ چیزی نمی شود آن را مقایسه کرد! موسی بن جعفر کنار همه أنبیاء و أئمه حرف عقل را می زند ولی به قول قرآن مجید که گاهی مطلب را اینقدر پایین آورده أست بلکه مردم یک حرکتی بکنند می گوید به أندازه بچه هایتان خدا را دوست داشته باشید. أقلّاً محبت به خدا را در ردیف اولادتان قرار بدهید. شما چرا محبت به اولاد را مقدم بر محبت به خدا و فراتر از آن قرار دادید؟ خدا چه نقشی در زندگی تان دارد، بچه تان چه نقشی دارد؟ ولی با این که نقش بچه خیلی محدود و از دست رفتنی است من چقدر بدبخت هستم که به من می گوید خدا را به أندازه بچه أت دوست داشته باش! کسانی هم که به پول و ثروت أرزش می دهند ای کاش به همان أندازه به عقل أرزش می دادند. در دنباله سخنشان میفرمایند: حُجَّۀٌ ظاهِرَۀ خدا یک پیغمبری دارد که عین مردم آشکار است و حُجَّۀٌ باطِنَۀ یک چراغِ پُر فروغ و پیغمبر هم در باطن مردم دارد. اَمَّا الظّاهِرَۀُ فَالرُّسُلُ وَالاَنبیاء وَالاَئِمَّۀ أما پیغمبرِ ظاهر یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر و دوازده إمام هستند وَ اَمَّا الباطِنَۀُ فَالعُقول أما پیغمبرِ باطن و درونی عقل أست یعنی کارش، کار أنبیاء و أئمه جهتِ بستر سازی برای أندیشه کردن مردم درباره خدا، قیامت، جهان، مخلوقات، بهشت، جهنم و عاقبت خودشان أست. یک نوبت هم در زندگی در 24 ساعت به عقل ببندیم. 10 دقیقه، یک ربع یک گوشه ای بنشینند فکر کنند در این عالم چه خبر است؟ چه کسی و چطور دارد کارگردانی می کند؟ آینده و عاقبتشان چه عاقبتی است؟ آیا این چهل پنجاه سال مسیر زندگی را درست یا غلط زیر نظر خدا یا با کمک شیطان آمدند؟! ما از ماهیت و قدرت عقل خبر نداریم. إمام صادق (ع) میفرماید: وقتی خدا عقل را آفرید به او خطاب کرد: « مَا خَلَقتُ شیئاً اَحَبُّ اِلَیَّ مِنک » من در بین موجوداتِ آفرینش، محبوب تر از تو در پیشگاه خودم خلق نکردم. تا نمردیم با این ثروتِ عظیمِ عرشی و ملکوتی تجارت کنیم و از آن در شناختِ حقایق با کمک گرفتن از أنبیاء و أئمه إقدام کنیم فکر کردن و أندیشیدن خیلی با أرزش أست. در کتاب شریف کافی ألبته هم در اصول آن است و هم در آخرین جلد کتاب که مرحوم کلینی إسمش را گذاشته روضه نه بمعنی ذکر مصیبت بلکه بمعنای گلستان و میخواهد بفرماید من در این چند جلد گُـلهایی از روایت را آوردم که یکی از آنها این است: چند نفر در محضر مبارک إمام صادق درباره أبوذر سخن آغاز کردند. شغل أبوذر تا وقتی که در بیابانِ رَبَذِه مُرد گوسفند چرانی بود و شغل دیگری نداشت أما إتصالِ این إنسان به عقلِ تفکّری چقدر قوی بوده که وقتی در محضر إمام صادق صحبتش شد یک نفر گفت إمتیازِ أبوذر بخاطر إرادتش به پیغمبر و عشقش به أمیرالمؤمنین أست یکی گفت إمتیازش به نمازها و روزه هایش أست. خلاصه هر کسی یک چیزی گفت إمام صادق هم گوش می دادند. همه که ح.ف هایشان را زدند إمام صادق (ع) یعنی منبع عقل و علم و حکمت و مقام عصمت نظر داد فرمودند: کانَ اَکثَرَعِبادَۀَ أبی ذَر التَفَکُّرُ وَالاِعتِبار. بیشترین عبادت أبوذر در پیشگاه خدا، عبادت، فکر و أندیشه کردن در حقایقِ امور و پند گرفتن از جریانات إتفاق افتاده در عالم بود. حالا أندیشه اش بماند من راه پند گرفتن را برایتان بگویم. چطوری أبوذر از جریانات پند می گرفت؟ خادم آیۀ الله العظمی بروجردی حاج محمد حسین أحسن می گوید: در 30 کیلومتری قم یک دهی به نام وُشنَوِه خانه ای با باغِ مختصر و یک حوض و جُویِ آبی که جلویش بود و آقای بروجردی تابستانِ گرمِ قم آنجا تشریف بُرده بودند. یک قالیچه أنداختم لبِ جوی آبی که از این خانه می رفت. کتاب هایشان را هم گذاشتم روی قالیچه! آقای بروجردی یکی دو سال مانده بود به رحلتشان که هشتاد و شش سالش بود و در سن هشتاد و هشت سالگی از دنیا رفت، در یک جلسه ای فرموده بودند از بچگی که چشمم را به زندگی باز کردم تا الان یک دقیقه عمرم را ضایع نکردم! کسی که آقای بروجردی را دفن کرد گفت: من 16 سال کنار آقای بروجردی بودم خبر نداشتم وصیت کرده أست من دفنش کنم و تلقین بخوانم. گفت بند کفن را که باز کردم آن صورت نورانیِ ملکوتی را روی خاک گذاشتم آخرین جمله تلقین گفتم هَلْ أَنْتَ عَلَى الْعَهْدِ الَّذِي فارَقْتَنا عَلَيْهِ مِنْ شَهادَةِ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَه این توحید و نبوت و قبله و إمامت و بهشت و جهنم و قیامت را که گفتم از من گرفتی؟ هَل فارَقتَ؟ گفت من این را آخر تلقین از آقای بروجردی پرسیدم حالم در قبر یکمرتبه به هم ریخت چون همهمه و صدایش را در قبر شنیدم که گفت: بله همه اش را گرفتم! آن وقت ده دقیقه مانده بود به مرگش چنان شروع کرد گریه کردن دکترها همه ریختند. گفت دست به من نزنید إین مرگ است! لا اِلهَ اِلَّا الله گریه ام از این است که چند لحظه دیگر در برزخ با پیغمبر ملاقات می کنم شرمنده هستم که در این 88 سال عمرم کاری نکردم! ولی هر کاری کرد با فکر بود خیلی کار کرد أما کارش را در برابر پروردگار هیچ می دانست. همین خادمش حاج محمد حسین می گفت من رفتم داخلِ دِه برای خرید موقع برگشت از پشت در صدای گریه شَدیدِ إیشان به گوشم خورد وحشت زده کلید أنداختم در را باز کردم دیدم کنارِ جوی آب زانویش را بغل گرفته شانه اش تکان می خورد و دارد گریه می کند! یک کناری نشستم تا گریه اش تمام شد گفتم: آقا! چه شده است؟ گفت: آب من را به گریه أنداخت. گفتم آقا آب که نشاط و سُرُور می آورد گفت: این آب از بالای باغ دارد می آید و بیرون می رود این آبِ رفته دوباره به این جُوی بر می گردد؟ گفتم: نه. دوباره گریه کرد این پند گرفتن است. فرمود: بر لب جوی نشین و گذرِ عُمر ببین/ کاین إشارت زِجهانِ گُذرا ما را بس. گفت بروجردی من دارم میروم دیگر بر نمیگردم. این 80 سال عمری که از تو رفته دیگر بر نمی گردد! برادران و خواهرانم! برای خدا بیشتر نوبت بگذارید، برای پیغمبر بیشتر نوبت بگذارید، برای کار خیر بیشتر نوبت بگذارید، برای محبت و گذشت أز همدیگر بیشتر نوبت بگذارید. پیغمبر ما می گوید: مرد یا زنی که شب سرش را روی متکا بگذارد بخوابد و کینه یک مسلمان به دلش باشد صبح اگر بیدار نشود و بمیرد او را به جهنم می برند! چون دل جای خدا است نه جای کینه و دشمنی و نفرت! خدا به ما گفته است: « اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» ما باید در دلمان فقط کینه کافران باشد نه کینه مسلمان! گر چه در حق ما إشتباه کرده باشد ما هم در حق دیگران إشتباه کردیم چه فرقی می کند و این پند گرفتن است. شبِ أول ماه را همه دیدید خیلی نازک و بصورت داس أست. از این هلال هم پند گرفتن خوب أست. مَزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مَهِ نُو/ یادم از کِشته خویش آمدُ هنگام دِرو. این پند است. جوانی گفت با پیری دل آگاه/ که خَم گَشتی چه میجویی در این راه/ جوابش گفت پیر خوش تکلم/ که أیام جوانی کرده ام گُم. پیرمرد و پیرزن درس دارد، مُرده درس دارد، جریانات إجتماعی، پیروزیها، شکستها و حرکت أفلاک درس أست. أمیرالمؤمنین غصه میخورد می فرمود: ما اَکثَرَ العِبَر وَ اَقَلَّ الاِعتِبار. در این کلاسِ جهان چقدر درس زیاد أست ولی درس گیرنده کم أست! همه با غفلت و خواب دارند زندگی میکنند. آن وقت آخرِ مرگ أبوذر را هم ببینید در بیابان رَبذه بی آب و علف چیزی گیر نمی آید که بخورد، به دخترش می گوید بلند شو یک مقدار أطراف را بگرد ببین علف خشکی، ماده قابل خوردن پیدا میکنی برای من بیاوری. أبوذر از طرف عثمان در تحریم صد در صد بود ما هم در تحریم هستیم أما همه چیز داریم فقط یک مقدار گران است! هواپیماها و قطارهایمان می رود و می آید، کارخانه ها کار میکند، چقدر به خاطر این تحریم که گردن آخوندها هم گذاشتند بی دین شدند! أبوذر در تحریم کامل یعنی بدون آب و نان بود. دخترش گفت: بابا چیزی پیدا نشد. گفت: دخترم پیغمبر خبر مرگ مرا در این موقعیت داده أست، من إمروز می میرم. تو برو سر جاده یک قافله از مکه بسمت مدینه میرود خودت را معرفی کن تو را ببرند. صورتش را روی خاک گذاشت نَفَسَش به شماره افتاد دختر دید بابایش دارد می گوید: اِلیهِ السَّلام، عَلَیهِ السَّلام، بِهِ السَّلام، مِنهُ السَّلام، هُوَ السَّلام. هر چه نگاه کرد دید هیچ کسی نیست به بابایش گفت: با کی داری حرف می زنی؟ گفت: دخترم با ملک الموت! عاقبتِ أبوذر و آدم متفکر پند گیر این است. عزرائیل به من می گوید:خدا به من فرموده قبل از این که جان أبوذر را بگیری أول سلامِ منِ خدا را به أبوذر برسان. دارم جوابِ سلام پروردگارم را می دهم. سوره یاسین را که خواندید وقتی بهشتیان در بهشت مستقر می شوند « سَلامٌ قَولاً مِن رَبِّ الرَّحیم » از جانب خدایِ رحیم به تمام بهشتیها سلام داده میشود. با أندیشه درست و کمک گیری از أنبیاء، إنسان خدا یاب میشود بعد خدا باور می شود، وقتی خدا باور شد خدا محور خواهد شد خدا محور که شد همه بتهای بی جان و جاندار از زندگی إنسان فرار می کنند و فقط خدا می ماند.
خطبه دوم
خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین حبیب إله العالمین أبی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج..

اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اخوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهر حضرت إمام محمد تقی جواد الأئمه (ع) و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش ، جمیع مؤمنين و مؤمنات ، علما ، صلحا ، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام ، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت و علی الخصوص بیش از 357 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
نکات این هفته نماز جمعه 26 خرداد ماه سال 1402 را بمحضر شما نمازگزاران عزیز جمعه لاریجان عرضه میدارم.
نکته أول:
بازدید رهبر معظم إنقلاب إسلامی از نمایشگاه دستاوردهای هسته ای گویایِ تداومِ پویایی و إقتدار صنعت هسته ای بود که باید بعنوان دستور کار ثابتِ سازمانِ إنرژی أتمی باقی بماند. بیگانگان نمی توانند با هیاهو این صنعتِ إفتخار آفرین و تأثیر گذاریش در إقتصاد کشور و زندگی مردم را محدود کنند. تولید بیست هزار مگابایت برقِ هسته ای و آثار مفیدِ إین صنعت که از مؤلفه های أساسی قدرت و إعتبار و علت حقیقی حساسیت دشمنان به صنعت هسته ای إیران است باید برای مردم إطلاع رسانی شود. تنوع و فراوانی کاربُردها و گُستره کارآیی صنعت هسته ای در تسهیلِ زیستِ إنسانی و بهره وری بهتر در إستفاده از مواهب خدا دادی و طبیعی یکی از دلایلِ کلید پیشرفت ایران است و این دانشِ صف شِکن و بُن بَست شِکنِ صنعت هسته ای نشان داد که ملت و جوانان إیرانی توانایی زیادی دارند و باطل بودنِ گُزاره غلطِ " ما نمیتوانیم " را بیش از پیش نمایان کرد. إمروز این حرکتِ إلهام بخش الگویی برای کشورهای منطقه و جهان است! همه داستان تبلیغات رسانه ای غرب بر سر ماجرای برنامه هسته ای ایران که در چند روز أخیر مطرح شده فقط یک نمایش تکراری أست تا إقتصاد ایران که به سمت شرایط با ثبات در حرکت است را پُر تلاطم کنند و در أثر شرایط إیجاد شده إیران را به گرفتن إمتیازِ کم راضی کنند.
نکته دوم:
پیشاپیش 30 ذی القعده سال 220 ه.ق شهادتِ مظلومانه إمام محمد تقی حضرت جواد الأئمه (ع) را به محضر مقدس إمام عصر (عج) و نیز بساحت مقدس حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و شما إرادتمندان و مُحبین خاندان وحی و رسالت تسلیت و تعزیت عرض می نمایم. حضرت جواد الائمه (ع) مَظهر إسم « رَفیعُ الدَّرَجاتِ » خدایِ مُتعال أست. بنا به تصریح قرآن، آنچه مقام آدمى را نزد خدا بالا مى برد إیمان و علم أست أز إینجهت برتری إنسانها از منظر وجود مبارک إمام جواد (ع) بواسطه نَسَب و نِژاد نیست بلکه بواسطه علم أست. با ولایت و راهبری حضرت جواد الأئمه (ع) درجاتِ إنسان متعالی میشود. إعتقاد خالص و معرفت خاص توسط حضرت جواد الائمه علیه السلام در إختیار أفراد قرار میگیرد و رفعت درجه به آنان میبخشد با ولایت حضرت جواد (ع) تمام سیئاتِ فرد تبدیل به حسنه میشود چون ایشان مَظهر نام مُبَدِّل خداست و تبدیل زشتیها به زیباییها با وساطت حضرت جواد صورت می پذیرد یعنی ولایت إمام جواد(ع) إکسیر أعظم إلهی است. شاید یکی از حکمتهایی که إمام جواد(ع) به حضرت عیسی (ع) تشبیه شده همین إکسیر ولایت آن حضرت در این معجزه تبدیل گری است. یکی از معانی « مسیح » این است که او به هر فردی که دستش میرسید او را زنده میکرد و شفا میداد.
نکته سوم:
أول ذی الحجة سالروز إزدواج أمیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا (س) را تبریک عرض می نمایم. به این بهانه باید عرض کنم در أمر إزدواجِ جوانان سختگیری در شرایط إزدواج و تفاخر، چشم و هم چشمی و به رُخ کشیدن ثروتها و نیز إسراف و تشریفاتِ زائدِ إزدواج و تجملاتِ زیاد را از بین ببرید. عروسی ای که در آن خیلی خرج و إسراف میشود عروسی شیرین و صمیمانه ای نخواهد بود.
نکته پایانی:
27 خرداد سالروز تشکیل جهاد سازندگی به فرمان امام خمینی (ره) در سال 1358 و روز جهاد کشاورزی را گرامی میداریم و این هفته را به همه جهادگران و پرسنل زحمتکش جهاد کشاورزی تبریک عرض می نمایم. حقیقتا باید در زمینه تولیدات باغی و حمایت از دامداران و عشایر عزیز و زحمتکش مسئولانِ امور کشاورزی و جهاد عشایری باید بیش از این جهادی عمل کنند. یكی از اولویتها، مسأله كشاورزی است و باید آن را باید در درجه اول أهمیت قرار داد. اگر توانستیم كشاورزی را با شرایطی كه دارد إحیاء كنیم هم مسأله إشتغال حل میشود و هم عوارض گوناگون بیكاری از بین خواهد رفت یا ریشه های آن تضعیف خواهد شد. چنانچه کشاورزیمان یک کشاورزی سالم و متعهدانه باشد که در أرزاقمان محتاج به خارج نشویم از نظر سیاسی حرف أول را در دنیا خواهیم داشت. از رؤسای محترم جهاد کشاورزی بالا و پایین لاریجان که این میز خدمت را گذاشتند صمیمانه تشکر میکنم.
حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :