ImamatKarbarView
خطبه های نماز جمعه شهر خاوران توسط امام جمعه شهر خاوران حجه الاسلام و المسلمین جعفری
خطبه اول:
در این خطبه امام جمعه شهر خاوران ابتدا ضمن توصیه خود و دیگران به تقوای الهی روایاتی را در باب فضیلت ماه رجب به شرح ذیل بیان کردند.
امام صادق(ع) در فضیلت این ماه در روایتی جالب فرموده است:
«روز قیامت منادی از درون عرش ندا مىدهد اهل ماه رجب کجایند؟ گروهى برمىخیزند که چهرهشان براى مردم محشر مىدرخشد، بر سرشان تاج پادشاهى آکنده از مروارید و یاقوت است. همراه هر یک از ایشان هزار فرشته از سوى راست و هزار فرشته از سوى چپ ایستادهاند و به او مىگویند اى بنده خدا! کرامت خداى بر تو گوارا باد! از عرش هم ندا مىآید که اى بندگان من! سوگند به عزت و جلال خودم جایگاه شما را گرامى و عطاى شما را جزیل قرار مىدهم و غرفههایى از بهشت به شما ارزانى مىدارم که از زیر آن جوىها جارى است و جاودانه در آن خواهید بود و پاداش عملکنندگان چه نیکوست، شما براى من در ماهى، روزه مستحبى گرفتید که حرمت آن ماه را بزرگ و حق آن را واجب کردهام. اى فرشتگان من! اى بندگان و کنیزکان مرا به بهشت درآورید. امام صادق(ع) اضافه فرموده است که این پاداش کسى است که چیزى از ماه رجب را روزه بگیرد، هر چند یک روز از دهه اول یا دوم یا آخر آن باشد.»
«پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند :رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت به پایه آن نمی رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور میگردد.»
امام موسی کاظم علیه السلام درمورد ماه رجب فرمودند :
رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.
رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى نوشاند.
من لا يحضره الفقيه، ج 2 ، ص 92 ، ح 1821
پيامبر صلي الله عليه و آله درباره فضلیت ماه رجب فرمودند :
إنَّ في الجَنَّةِ قَصرا لايَدخُلُهُ إلاّ صُوّامُ رَجَبٍ
پيامبر صلي الله عليه و آله :در بهشت قصرى است كه جز روزه داران ماه رجب وارد آن نمى شوند.
حدیثی از امام موسی امام كاظم عليه السلام در مورد ماه رجب:
رَجَبٌ شَهرٌ عَظيمٌ يُضاعِفُ اللّه ُ فيهِ الحَسَناتَ و يَمحُو فيهِ السَّيِّئاتَ.
امام كاظم عليه السلام :رجب ماه بزرگى است كه خداوند [پاداش] نيكى ها را در آن دو چندان و گناهان را پاك مى كند
خاطره ای از شهید مطهری: «در سال 1321 به اصفهان رفته بودیم ... در مدرسه نیماورد اصفهان بودیم ... یک وقت صدای مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی را شنیدم ... با همان آهنگی که داشت و با آن حال و روحی که داشت این تعبیر را به کار می برد: «آن وقتی که بگویند: «أین الرجبیون» و ما در پیشگاه پروردگار شرمسار باشیم، در ماه رجب هیچ چیز نداشته باشیم و اصلا جزء رجبیون شمرده نشویم، چه خواهیم کرد؟»
غرض این است [که] این ماه، ماه استغفار و عبادت و روزه است و این سنتها در میان ما به کلی دارد فراموش می شود، ماه رجب می آید بزرگهایمان [متوجه نمی شوند] تا چه رسد به بچه ها. کم کم اگر به بچه ها بگوییم، ماه های قمری را از محرم تا ذی الحجه بشمار، نمی توانند. اصلا فراموش می شود که چنین ماه هایی هم وجود داشته است. ولی به هر حال تکلیف هرگز از ما ساقط نمی شود.».
خطبه دوم:
در این خطبه نیز امام جمعه ابتدا ضمن توصیه خود و دیگران به تقوای الهی راجع به 3مسئله توضیحاتی را ارائه دادند
- نزول رحمت الهی و لزوم شکرگزاری به درگاه احدیت
- هتک حرمت به قران کریم
اسلامهراسی" راهبرد دائمی استکبار در سالهای پس از انقلاب اسلامی بوده و تبدیل به سیاست مستمره صهیونیزم جهانی شده است. در سالهای اخیر و خصوصا پس از رشد و بالندگی اسلامگرایی و بویژه گفتمان مقاومت، اقدامات دشمنان دراین عرصه بیشتر شده است.تکرار اهانت به مقدسات توسط شارلی ابدو در فرانسه و تکرار قرآنسوزی در سوئد قطعاتی از جورچین همین فعالیتهاست. مطلب زیر نگاهی به این موضوع دارد.
«راسموس پالودان» رهبر اسلامستیز حزب راستافراطی «استرام کورس» دانمارک در جریان طرحی برنامهریزیشده، روز شنبه ۲۱ ژانویه (اول بهمنماه) مقابل محل سفارت ترکیه در استکهلم سوئد، قرآن کریم را در اقدامی موهن و هتاکانه به آتش کشید.
این اسلامستیزی آشکار و تجاوز به حقوق اولیه دیگر انسانها که با نادیده گرفتن اندیشههای مخالف همراه بود، در حالی با اعتراض و محکومیت گسترده دولتها و ملتهای جهان مواجه شد که در اقدامی تأملبرانگیز «اولا استرلینگ» سخنگوی پلیس سوئد اعتراف کرد که چراغ سبز اهانت به قرآن کریم را به یک گروه افراطی نشان داده است.
در همین حال «توبیاس بیلستروم» وزیر خارجه سوئد با توییتی سعی کرد این اقدام را توجیه کند و نوشت: «اقدامات تحریکآمیزِ اسلامهراسانه وحشتناک است. سوئد از آزادی بیان گستردهای برخوردار است اما این موضوع بدان معنا نیست که دولت سوئد یا خود من از نظرات بیان شده حمایت کنیم.»
در این باره چند نکته گفتنی است:
۱- هر چند دولتمردان و رسانههای غربی بر آن شدهاند تا هتاکی اخیر به مقدسات اسلامی را به تنشهای ملیگرایانه موجود میان سوئد و ترکیه ربط داده و به دنبال کاهش واکنشها باشند، اما نگاهی ریشهای به آنچه در سوئد و کشورهای غربی روی میدهد نشانگر آن است که ساختار فرهنگی معیوب آنها موجب شده تا درک ناصحیحی از آزادی بیان در این جوامع حاکم باشد.
۲- همراهی دولت سوئد با این هتاکیها را میتوان ادامه روند رفتارهای ضد اسلامی و نژادپرستانه حاکم بر ساختار لیبرال دموکراسی و نظام سرمایهداری در کشورهای غربی دانست، چنانچه طی هفتههای اخیر نشریه فرانسوی شارلی ابدو نیز اقدام به انتشار کاریکاتورهای موهن و
3- سابقه غرب نشان میدهد که هر زمان وضعیت داخلی این کشورها وارد بحران میشود با ایجاد فضای حاشیهای به دنبال انحراف افکار عمومی از داخل و هدایت آن به سمتی ورای مطالبات اقتصادی و سیاسی مردم است.
اگر تروریسم را به معنای رفتاری بدانیم که زمینهساز بحرانهای امنیتی و چالشهای جهانی و تضییع حقوق انسانهای بیشماری میشود، آتشزدن قرآن به صراحت میتواند بهعنوان بخشی از تروریسم دولتی و تروریسمپروری مورد ارزیابی قرار گیرد.
4- خندهدارتر و البته تاسفبارتر اینکه؛ همین تروریستپرورها همزمان در اقدامی به دور از منطق، زنان و مردانی را که با تروریسم حقیقی چون داعش مبارزه کردهاند، در فهرست گروههای تروریستی قرار میدهند.
5- به نظر میرسد بخشی از اهداف غربیها در استمرار این اقدامات موهن، سنجش حساسیت مسلمانان و عادیسازی و هنجارسازی اینگونه اقدامات است. از همینجهت، بایسته و ضروری است تا واکنشهای متناسب و هوشمندانه و قاطعانه با این اقدامات دینستیزانه توسط نهادهای دینی و دولتهای مسلمین صورت پذیرد
3.جنایتهای پهلوی
حاکمیت حدود شش دههای خاندان پهلوی(۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷ شمسی) در ایران زمین، دوران سیاهی است که حتی با حکومتهای بیلیاقت قاجار نیز قابل مقایسه نیست. به تعبیر رهبر حکیم انقلاب: «پادشاهان قدیم اگر دیکتاتور بودند، وابسته و گوش به فرمان قدرتهای بیگانه نبودند؛ اما از اواخر دوران قاجار و همه دوران پهلوی، پادشاهان، هم دیکتاتور بودند و هم وابسته! این شد بیماری مضاعف نظام سیاسی حاکم بر ایران در دوران گذشته. این دیکتاتوری و وابستگی آثار و تبعات زیادی در کشور ما و روی ملت ما داشته است»(24/11/1382). در حقیقت ملت ایران با سناریوی انگیسی انقراض قاجار و حاکمیت پهلوی، از «چاله» به «چاه» افتاد!
آثار فساد و جنایات حکمرانی رژیم پهلوی در طول نیم قرن آنچنان در جامعه هویدا شده بود که جامعه ایران سالها در آستانه انفجار قرار داشت و این انفجار در بهمن 1357 با قیام بزرگ ملت ایران علیه پهلوی رخ داد! اما امروز پس از گذشت 44 سال از سرنگونی پهلوی، با نسلی همراه هستیم که آن روزگار را به خاطر نداشته و حداکثر شنیدههایی را مختصروار در کتابهای درسی مرور کرده است. این در حالی است که دشمنان نظام اسلامی در میدان جنگ تمام عیار شناختی و ادراکی، مدتهای مدیدی است که سیاست تطهیر پهلوی(بهتر بگوییم: بَزَک پهلوی) را کلید زده و تلاش دارند با تحریف تاریخ از آن دوران سیاه، چهرهای مطهر ارائه دهند و در این مسیر، از ضعف حافظه تاریخی ملت و کمعلاقگی نسل جوان به مطالعه تاریخی بهره میجویند! راه مواجهه با این سناریوی دشمن، بازخوانی صحیح گذشته و یادآوری روزگار فلاکتباری است که بر مردمان این سرزمین گذشت و آنان را به قیام سراسری در بهمن 57 واداشت.
دهه فجر، بهار جهاد تبیین علیه سیاست بَزَک پهلوی است. در این نوشتار، گزیدههایی از زبان و قلم کسانی تقدیم میشود که تعلقی به جمهوری اسلامی ندارند و حتی بعضا از دوستان و همکاران خاندان پهلوی بودهاند.
غارت افسانهای
مهمترین منبع ثروت رضاشاه درآمدهای نفتی ایران بود که طی سالیان سال به حسابهای بانکی او در لندن، نیویورک، سوئیس و تورنتو واریز میشد. اسناد آمریکایی سازوکار انتقال این پول را به روشنی نشان میدهند. این مکانیسم ساده بود. سهمی که کمپانی نفت انگلیس و ایران به دولت ایران م یداد، هی چگاه وارد ایران نمیشد. این پول در بانکهای لندن ذخیره میشد و هر سال مجلس به اصطلاح تصویب میکرد که درآمدهای نفتی خرج خرید تسلیحات شود. از این به بعد اتفاق عجیبی میافتاد و پول نفت ناپدید میشد. طبق گزارشهای کاملاً رسمی و معتبر، در سال 1941 مجموع ثروت رضاشاه در بانکهای خارج به رقم 200 میلیون دلار رسیده بود؛ یعنی در عمل تمامی درآمدهای نفتی ایران طی سالهای 1921 تا 1941 به سرقت رفته بود. غارت ایران به وسیله رضاشاه واقعاً عظیم بود. طبق اسناد آمریکایی، محصول زراعت روستاهایی که رضاشاه غصب کرده بود هر ساله به روسیه و آلمان صادر میشد و پول آن به حسابهای بانکی شاه در اروپا و آمریکا واریز میشد. درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین هم در حسابهای بانکی شاه در لندن و نیویورک ذخیره میشد.
حتی گلههای گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر هم به روسیه صادر و به دلار تبدیل شده و در بانکهای خارج ذخیره میشدند. در سال 1941 کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار بود. در این زمان رضاشاه دویست میلیون دلار پول نقد داشت. من تصوّر نمیکنم که راکفلر هم در آن زمان چنین پول نقدی در اختیار داشت.
(دکتر محمدقلی مجد؛ مورخ و استاد ایرانی دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا)
هدر دادن منابع کشور
بخش عمده توسعه منابع دولتی صرف طرحهای زیربنایی شد که بارزترین آنها راه آهن سراسری بود. احداث این خط آهن 850 مایلی(1370 کیلومتر) سراسری در واقع به هدر دادن منابع بود؛ طرحی پرهزینه که پیامدهای ناگواری داشت. تورمزا بود، هدفهای اقتصادی چندی نداشت و از هیچ یک از شهرهای عمده کشور جز تهران عبور نمیکرد. سطح زندگی عمومی را پایین میآورد، چون هزینه آن از طریق مالیات قند و چای تأمین میشد. احداث هر مایل راه آهن 35 هزار پوند استرلینگ هزینه بر میداشت؛ در حالی که احداث جادههای ماشینرو، با یک تا یکونیم درصد این هزینه امکانپذیر بود.
(جان فُران؛ استاد جامعهشناسی دانشگاه کالیفورنیا و نویسنده کتاب مقاومت شکننده)
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته