ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
تمام گریه های حضرت زهرا (س) مربوط به همین قسمت بود که با وجود ولی خدا مثل أمیرالمؤمنین (ع) که مردم باید کنارش باشند چرا جامعه را به عقب گرد و إنحراف کشاندند! و إمروز هم با بودن ولایت فقیه و هدایتهای او حق بر مردم کاملا واضح و روشن است.
خطبه نماز جمعه 1401/10/2
تمام گریه های حضرت زهرا (س) مربوط به همین قسمت بود که با وجود ولی خدا مثل أمیرالمؤمنین (ع) که مردم باید کنارش باشند چرا جامعه را به عقب گرد و إنحراف کشاندند! و إمروز هم با بودن ولایت فقیه و هدایتهای او حق بر مردم کاملا واضح و روشن است.
خطبه اول

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه لاریجان :
برگزاری خطبه نماز جمعه در شهر رینه.
خطبه اول:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قَالَ الله العظیم فی القرآن الحکیم:
« لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ. أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَ إِنَاثًا وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ.
»
شوری/50-49
ترجمه:
" فرمانروايى [مطلق] آسمانها و زمين از آن خداست هر چه بخواهد مى ‏آفريند به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هركس بخواهد فرزند پسر مى‏ دهد. يا آنها را پسر[ان] و دختر[انى] توام با يكديگر مى‏ گرداند و هر كه را بخواهد عقيم مى‏ سازد اوست داناى توانا."

​​​​​​​
" اُوصِيكُم عِبادَ اللّه و نفسی بتَقوَى اللّه؛ فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَ اللّه " خودم و همه بندگان خدا را به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش مي کنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. خدا بيامرزد كسى را كه بدرستى فكر كند و پند گيرد و آگاهى يابد و بينا شود پس به زودى خواهيد دانست كه آنچه از دنيا وجود داشت از آن چيزى نمانده و آنچه از آخرت است جاويدان خواهد ماند. هر چيز كه به شمارش آيد پايان پذيرد و هر چه إنتظارش را مى كشيديد خواهد آمد و آنچه آمدنى است نزديك باشد. پس بندگان خدا إتقوا الله! بحث ما نظام خانواده در إسلام و نقش أفرادش بود. در هفته گذشته به نقش و جایگاه پدر إشاره شد. یکی دیگر از مسائل خانواده أرزش دختر داری است. وجود مقدس حق، حكيم و عادل و رحمان و رحيم است. تصميم و إراده او نسبت به بندگان عين لطف و حُسن إنتخاب است. او هر چه به مصلحت دنيا و آخرت عبد است أنجام میدهد و عبد هم باید تسلیم باشد. آن را كه عقيم قرار داده به كسى كه دختر مى ‏دهد به آنكه پسر عنايت میفرمايد در دامن مادرى كه دوقلوئى از پسر و دختر میگذارد همه و همه عين رحمت و لطف و جوشش عشق او به بندگان است. لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ. پادشاهى و ملك آسمانها و زمين تنها و تنها براى خدا است. هر چه بخواهد مى ‏آفريند به هر كه بخواهد دختر و به هر كه بخواهد پسر مى ‏بخشد يا در يك رحم دو فرزند يكى پسر و يكى دختر قرار مى ‏دهد و هر كه را بخواهد عقيم و نازا مى ‏گذارد. همانا خداوند دانا و تواناست. بر أساس اين آيه شريفه فرزند دختر، جلوه سلطنت و پادشاهى، تجلى إراده او در آفرينش و نور دانائى و توانائى او نسبت به انسان است. حكومت و مالكيت او إقتضا كرده كه پدر و مادرى داراى دختر شوند. چهره درهم كشيدن نسبت به تولد دختر در واقع چهره درهم كشيدن نسبت به إنتخاب و دانائى و توانائى حضرت اوست كه گناهى بزرگ و حالتى أحمقانه و برنامه ‏اى بدور از منطق و حكمت است! طفل اگر بميرد به فرموده إمام صادق (عليه السلام ) در جهان برزخ به إبراهيم و ساره سپرده مى ‏شود تا در دامن آنان تربيت شود و براى آخرت پدر و مادر ذخيره گردد. مرحوم شهيد در مسكن‏ الفؤاد نقل مى ‏كند كه إمام ششم (عليه السلام ) فرمود صبر بر مرگِ طفل و دورى از جزع و فزع ثوابش بيشتر از آن است كه طفل زنده مى ‏ماند و در ركاب حضرت قائم (عج) در حال جهاد در راه خدا شهيد مى ‏شد. حضرت حسين (عليه السلام) شش ماهه شهيد خود را به خيمه برگرداند و در آغوش خواهرش زينب نهاد و خود روى خاك نشست و عرضه داشت إلهى اين شهيد شش‏ ماهه را ذخيره روز آخرت من قرار بده. جائى كه طفل مرده به اين أندازه براى إنسان قيمت داشته باشد كودك بجا مانده و بزرگ شده، در حالى كه تربيت و وقار و أدب و إيمانش، نتيجه زحمات سنگين پدر و مادر است براى إنسان چه أندازه قيمت دارد؟ دختر يا پسر هيچ فرقى نمى‏ كند، منظور اولاد انسان است. به فرموده قرآن مجيد در سوره أنفال آيه ۲۸: فرزندان براى انسان آزمايش حقند، اگر انسان در برابر اين آزمايش و إبتلا سرفراز بيرون آيد به أجرى عظيم و ثوابى فوق ‏العاده رسيده. مگر قرآن مجيد نفرموده: المالُ والبنونَ زينه الحَيوهِ الدُّنيا والباقياتُ الصّالحاتُ خير عند ربِّكَ ثواباً و خيرٌ أملًا. مال و فرزندان زيب و زينت زندگى دنيايند، حركات شايسته ‏اى كه دوام و بقا دارد نزد خداوند بسى بهتر و عاقبت آن نيكوتر است. مگر مريم كبرى، خديجه بزرگوار، آسيه با كرامت، فاطمه زهرا (عليها السلام) و زينب كبرى براى پدران خود بهترين باقيات صالحات نيستند؟ چرا كسى از دختردار شدن كسل شود؟ مگر فرزندى كه در رحم مادر قرار دارد به إراده كسى جز خدا دختر مى ‏شود؟! رسول حق داراى چند پسر به نام قاسم، طيّب، طاهر و إبراهيم شد گر چه هيچكدام زنده نماندند ولى به خاطر پسردار شدن از جانب خداوند تبريك و تهنيت به او داده نشد و آيه ‏اى هم در قرآن مجيد به اين سبب نازل نشد! ولى وقتى دخترى چون فاطمه در رحم پاك خديجه تكوّن پيدا كرد سوره كوثر نازل شد و بشارت خير كثير و نيكى دائم به او داده شد!! مستحب است إنسان در صورتى كه از دختر داشتن محروم است دست نياز به جانب حق بردارد و براى دختر دار شدن با حال إخلاص به درگاه حق دعا كند و بنالد. إبراهيم خليل آن پيامبر بزرگ با داشتن فرزندى چون إسماعيل و إسحاق به درگاه حق جهت دختردار شدن ناليد. امام صادق (عليه السلام ) دعاى او را بدين صورت نقل مى ‏كند: انَّ ابْراهيمَ سَأَلَ رَبَّهُ انْ يَرْزُقَهُ ابْنَهً تَبْكيهِ وَ تَنْدُبُهُ بَعْدَ مَوْتِهِ. از حضرت حق درخواست دختر كرد تا حد أقل پس از مرگش گريه ‏كننده و ناله ‏كننده و خلاصه مجلس گرم‏ كن و ياد آور داشته باشد.هدفى كه در اين روايت بازگو شده خيلى مهم نيست آنچه مهم است أصل مطلب است كه پيغمبرى اولوالعزم از داشتن دختر محروم بود براى رسيدن به اين نعمت دعا كرد. رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم ) فرمود: نِعْمَ الْوَلَدُ الْبَناتُ، مُلْطِفاتٌ، مُجَهِّزاتٌ مُؤْنِساتٌ، مُبارَكاتٌ، مُفَلِّياتٌ. الکافي/ جلد۶/صفحه 5 دختران چه خوبند، مهربان و نرمخو، مددكار و آماده به كار، أنيس انسان، با بركت و علاقه‏ مند به پاكيزگى. إمام صادق (عليه السلام ) فرمود: الْبَناتُ حَسَناتٌ وَالْبَنُونَ نِعْمَهٌ، وَالْحَسَناتُ يُثابُ عَلَيْها وَالنِّعْمَهُ يُسْأَلُ عَنْها. دختران حسناتند پسران نعمت حقند، بر حسنات بهره مى ‏دهند و از نعمت باز پرسى مى‏ كنند. شب معراج به رسولش فرمود: قُلْ لِاباءِ الْبَناتِ : لا تَضيقَنَّ صُدُورُكُمْ عَلى بَناتِكُمْ فَانّى كَما خَلَقْتُهُنَّ ارْزُقُهُنَّ. به دختر داران بگو، بر دختر داشتن بى ‏حوصلگى نكنيد همانگونه كه آنها را آفريدم روزى هم مى ‏دهم. رسول حق (صلى الله عليه وآله و سلم ) فرمود: انَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلَى الْاناثِ أرَقُّ مِنْهُ عَلَى الذُّكُورِ وَ ما مِنْ رَجُل يُدْخِلُ فَرْحَهً عَلى امْرَأَه بَيْنَهُ وَ بَيْنَها حُرْمَهٌ الّا فَرَّحَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَهِ. خداوند به دختر مهربانتر از پسر است. كسى كه باعث خوشحالى دخترش شود خداوند روز قيامت او را خوشحال مى ‏كند. رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم ) نهايتاً درباره أرزش دختر داشتن فرمود: خَيْرُ اوْلادِكُمْ الْبَناتُ. بهترين فرزندان شما دختران هستند. رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرى تُحْفَهً فَحَمَلَها الى عِيالِهِ كانَ كَحامِلِ صَدَقَه الى قَوْم مَحاويجَ وَلْيَبْدَأُوا بِالْاناثِ قَبْلَ الذُّكُورِ فَانَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَكَأَنَّما اعْتَقَ رَقَبَهً مِنْ وُلْدِ اسْماعيلَ. واقعاً روايت عجيبى است! فرهنگى در تمام تاريخ بشر بدين صورت از دختردارى جانبدارى نكرده اين زحمات بى ‏شائبه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بود كه إنقلاب معنوى عظيمى در مسئله حيات دختران و زنان و زن ‏دارى و دختردارى إيجاد كرد. معناى روايت بدين مضمون است: كسى كه به بازار رود و چيزى بخرد و آن را به خانه براى زن و فرزند ببرد مانند كسى است كه بار مستمندان را به دوش كشيده او در خانه دختران را در گرفتن تحفه مقدم بدارد همانا كسى كه دخترش را خوشحال كند به مانند اين است كه برده ‏اى از اولاد إسماعيل در راه خدا آزاد كرده!! سكونى كه از ياران امام صادق (عليه السلام ) است مى ‏گويد در حال غم و غصه و حزن و أندوه وارد بر إمام ششم (عليه السلام) شدم فرمود: سكونى سبب غصه تو چيست؟ عرض كردم ‏دختر دار شدم، فرمود : رزقش را خدا مى دهد، زمان زندگيش با تو فرق مى ‏كند و رزق خودش را میخورد به خدا قسم غصه و رنج از من برطرف شد. سپس حضرت ‏از من ‏پرسيد: چه ‏نامى براو نهاده ‏اى؟ گفتم: فاطمه‏ حضرت ‏صدا زد: آه ‏آه ‏آه. آنگاه دست بر پيشانى گذاشت و آه‏ كشيدن را إدامه داد. سپس فرمود: أكنون كه نام او را فاطمه گذاشته ‏اى به او ناسزا مگو، لعنتش مكن، او را كتك نزن.

خطبه دوم

خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج...


 اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..  
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اخوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهره حضرت فاطمه زهرا (س) و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش ، جمیع مؤمنين و مؤمنات ، علما ، صلحا ، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام ، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت و علی الخصوص بیش از 357 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری  در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
مناسبتهای این هفته نماز جمعه دوم دیماه 1401 را بمحضر شما نمازگزاران عزیز عرضه میدارم.
از مناسبتها:
پیشاپیش آغاز سال نوی میلادی و سالروز میلاد چهارمین پیامبر اولوالعزم حضرت مسیح (ع) را بمحضر همه معتقدین به أنبیای عظام و پیروان آن حضرت تبریک عرض می نمایم. در بین أنبیاء إلهی ، حضرت مسیح علیه السلام از پیامبرانی است که تمثیلات حکیمانه اش حقیقتا روح نواز و تعالی بخش است. دو سه تا از تمثیلاتش را عرض می کنم ببینید اینطور هست یا نه؟ میفرماید: مانند غربال نباشید كه آرد خوب و نرم را بیرون مى دهد و نخاله را نگه مى دارد. همچنین شما از دهانهاى خود حكمت را بیرون مى دهید و كینه یا ناخالصى در سینه هایتان باقى مى ماند! در جای دیگری میفرماید: مى گویید آخرت، راست است أمّا دنیا را آماده مى كنید! مى گویید: مرگ حق است؛ لیك از آن مى گریزید! مى گویید: خدا شنوا و بیناست؛ لیك از این كه كردارهاى شما را شماره مى كند نمى ترسید! چگونه كسى حرفهاى شما را بشنود و باور كند؟! زیرا آن كه ندانسته دروغ بگوید معذورتر از كسى است كه دانسته دروغ بگوید هر چند در هیچ دروغى عذرى پذیرفته نیست. یا عَبِیدَ الدُّنیا! مَثَلُكُم كَمَثَلِ القُبُورِ المُشَیَّدَةِ ؛ یُعجِبُ النّاظِرَ ظَهرُها و دَاخِلُها عِظامُ المَوتى، مَملُوءَةً خطایا. اى بندگان دنیا! مَثَل شما مَثَل گورهاى آراسته است كه بیرونشان بیننده را خوش مى آید و أندرونشان استخوانهاى مردگان  و آكنده از گناهان أست.
در پایان:
شهادت بانوی دو سرا صدیقه کبری حضرت فاطمه الزهرا (س) را بمحضر امام عصر (عج) مقام معظم رهبری و همه شیعیان و إرادتمندان و محبین به آنحضرت مخصوصا شما نمازگزاران عزیز جمعه لاریجان تبریک و تهنیت عرض می نمایم. أمیرالمومنین علی (علیه السلام) در نامه هفتاد و پنج فرمود: در تمام روزهای جمعه برای مردم بخوانید که در سقیفه چه گذشت؟ من چرا ساکت شدم؟ من چرا رفتم إمضاء کردم؟ چه جور شد من رفتم امضاء کردم؟ یکی از جنگهایی که إمروز وجود دارد مسأله شناخت جنگهاست یعنی جنگ شناختی!! انسان موقعی می تواند مسائل و حقایق را خوب تبیین و روشن کند که واقعا به حقایق شناخت داشته باشد تا بتواند در این جنگها پیروز گردد. فتنه سقیفه مبتنی بر یک جنگ شناختی و إدراکی بود که سران آن با تحریک یهود به راه أنداختند. اینکه در زیارتنامه های أئمه أطهار علیهم السلام آمده است: « قَتَلَ اَللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ بِالْأَیْدِی وَ اَلْأَلْسُنِ » به این معنا است که همواره جریان معاند جبهه حق، با دو حربه جنایت میکرده است: یکی « بِالْأَیْدِی » یعنی با دست شمشیر و تفنگ بر میداشتند و قتل و ترور شخصی میکردند و دوم «اَلْأَلْسُنِ» یعنی با زبان، تبلیغات، رسانه ، دروغ پردازی، شایعه پراکنی، تحریف حقایق و ترور شخصیتی داشتند. به همین جهت امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ صفین با دو سلاح می جنگیدند: شمشیر مالک أشتر و زبان بصیرت بخش عمار یاسر. چون در بین یاران آن حضرت بودند کسانی که به ایشان عرض میکردند « یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ إِنَّا شَكَكْنَا فِی هَذَا الْقِتَالِ » ( وقعة صفین، ص115). آری جنگیدن در رکاب مولا (ع) سخت بود و خود حضرت به این حقیقت تصریح کرده بودند. در ماجرای معروفی که پیامبر صلی الله علیه و آله خواستند وصیتی بنویسند و فرمودند: « ایتُونِی بِدَوَاةٍ وَ كَتِفٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً » و یکی از سران سقیفه گفت: « إِنَّ الرَّجُلَ لَیَهْجُرُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّه » ( كشف الیقین، ص472 ) نیز شاهد ایجاد جنگ شناختی هستیم. در جریان خطبه ای که حضرت کنار مزار شهدای اُحد بیان فرمودند؛ وقتی حضرت با این سؤال محمود بن لَبید مواجه شدند که: « یَا سَیِّدَتِی إِنِّی سَائِلُكِ عَنْ مَسْأَلَةٍ تَلَجْلَجُ فِی صَدْرِی! قَالَتْ: سَلْ! قُلْتُ: هَلْ نَصَّ رَسُولُ اللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ عَلَى عَلِیٍّ بِالْإِمَامَةِ؟» حضرت متعجبانه فرمودند: « وَا عَجَبَاهْ أَ نَسِیتُمْ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍ؟ » ( كفایة الأثر، ص199). این سؤال و جواب گویای وجود حاکمیت جوّ سنگین روانی بر جامعه آن روز برای ایجاد إختلال در شناخت، إدراک و تضعیف حافظه تاریخی مردم است تا آنجا که مردم حتی در أصل وصیت پیامبر (ص) نسبت به جانشین خود چنین إبهام داشته باشند! شدت یافتن جنگ شناختی با شروع حکومت أمیرالمؤمنین (ع) ، جنگ شناختی با حربه شخص محورى به جاى حق محورى ، جنگ شناختی با أبزار تبلیغی پیراهن عثمان ، جنگ شناختی با تحریف شخصیت أمیرالمؤمنین (ع) ، جنگ شناختی در قرآن بر نیزه كردن ، جنگ شناختی با حربه حقگویی و باطل طلبی ، شهید شیخ فضل الله هم شهید جنگ شناختی شد! و باید عرض کنم پیچیده ترین جنگ شناختی در آخر الزمان است. اینکه در روایات آمده است که جاهلیت عصر ظهور عمیقتر از جاهلیت عصر بعثت است، به این معنا است که ایجاد إختلال شناختی آخرین حربه جریان باطل آخرالزمانی در دشمنی إمام زمان عجل الله فرجه الشریف است. در این فتنه أخیر چون جبهه إستکبار میدانست قادر نیست أکثریت را به خیابان بکشاند از همان إبتدا برنامه اش این بود که یک آشوب چند صد هزار نفری سراسری شکل بگیرد. دشمن برای رسیدن به این هدف، حبابی شناختی توهم رفتنی بودن نظام را برای باوراندن این أمر به بخشی از جامعه ایران که " کار جمهوری اسلامی است " إیجاد کرد. مقام أمنیتی خارجی گفته بود: « حکومتها وقتی میروند که به نظر برسد دارند میروند». فرضیه دشمن در ایجاد این حباب شناختی، این بود که اگر این باور برای أقلیتی از جامعه ایجاد شود که نظام در حال رفتن است آشوب بزرگ شکل خواهد گرفت. تمام گریه های حضرت زهرا (س) مربوط به همین قسمت بود که با وجود ولی خدا مثل أمیرالمؤمنین (ع) که مردم باید کنارش باشند چرا جامعه را به عقب گرد و إنحراف کشاندند! و إمروز هم با بودن ولایت فقیه و هدایتهای او حق بر مردم کاملا واضح و روشن است.

حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :