ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
برای حفظ أمنیت کشور همه باید تلاش کنیم.کشور نیازمند توسعه و رفاه است و این أمر در گِروی وجود أمنیت است.
خطبه نماز جمعه 1401/8/27
برای حفظ أمنیت کشور همه باید تلاش کنیم.کشور نیازمند توسعه و رفاه است و این أمر در گِروی وجود أمنیت است.
خطبه اول

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه لاریجان :
برگزاری خطبه نماز جمعه در شهر رینه.

خطبه اول:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قَالَ الله العظیم فی القرآن الحکیم:
« کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ خَبیرٍ.»
هود/1
ترجمه:
" این کتابى است که آیاتش استوار گردیده؛ سپس (هر مطلبى در جایگاه خود) بیان شده و از نزد خداوند حکیم و آگاه ( نازل گردیده ) است."

​​​​​​​
" اُوصِيكُم عِبادَ اللّه و نفسی بتَقوَى اللّه؛ فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَ اللّه " خودم و همه بندگان خدا را به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش مي کنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. بدانیم که برای انسان هیچ سنگری محکمتر از تقوا نیست اگر در سنگر تقوا پناه بگیریم شیطان و عَمَلِه شیطان هیچکدام نمی توانند در دل، رفتار و کردار ما نفوذ کنند. پس بندگان خدا إتقوا الله! کلام در حکیم‌ بودن پروردگار مهربان هستی بود. گاهی در قرآن مجید خدا مستقیم خودش را حکیم معرفی کرده است. کسی خودش را حکیم معرفی می ‌کند که علمش بی ‌نهایت است و هیچ‌ کسی مانند خودش خودش را نمی ‌شناسد. این شناخت خود نسبت به خود عمیق ‌ترین شناخت است. در دعاهای أهلبیت (علیهم ‌السلام ) هم آمده یا نقل شده است : « اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ » بحارالأنوار، ج52، ص146. خدایا! خودت خودت را به ما بشناسان. این شناخت، آخرین قلهٔ معرفت است و بالاتر از آن نیست. حضرت زین ‌العابدین (ع) در إبتدای دعای أبوحمزه به پیشگاه مقدسش عرض می‌ کند: « بِكَ عَرَفْتُكَ » شناخت من از وجود مقدس تو کار خود توست. دانش و علم و فکر ما محدود است و بر ظاهر و باطن عالم إحاطه ندارد. بهترین راهی هم که انسان می ‌تواند وجود مقدس او را آنچنان که هست بشناسد همین آیات قرآن، مخصوصاً آیات پایانی سورهٔ حشر هست که بسیار عالمانه، عاشقانه، عاطفی و معرفتی است. خداوند خودش را به این مفصّلی در قرآن معرفی نکرده است. برای عرفان به حضرت او، می ‌توانید از دعای جوشن ‌کبیر کمک بگیرید. به قول حافظ « آنقدر هست که بانگ جرسی می ‌آید ». ما یک صدا از توحید شنیده‌ ایم ولی لمس و درکی از توحید نداریم. حُجر بن ‌عدی که در تعابیر أئمهٔ طاهرین (علیهم ‌السلام ) و پیغمبر(ص) نسبت به یارانشان این تعبیر را ندیده‌ ام و تک ‌تعبیر است! وقتی روز بیستم به کنار بستر أمیرالمؤمنین (ع) آمد إمام فرمودند: « یا حُجْرَ الْخَیْرِ». أمیرالمؤمنین (ع) به حجر فرمودند: کل وجودت خیر شده است یعنی دیگر خیّر نیستی بلکه خود خِیر هستی! حُجر خیلی مورد محبت أمیرالمؤمنین (ع) بود. روز بیستم ماه رمضان چون عیادت ممنوع شده بود و خانه را به روی عیادت ‌کنندگان باز نمی ‌کردند خودش به عیادت نیامد. أمیرالمؤمنین (ع) چند لحظه بی ‌حال شدند بعد چشمشان را باز کردند و به امام حسن (ع) فرمودند به درِ خانهٔ حجر برو او را بیاور دلم برایش تنگ شده است. أئمه به شیعیان حقیقی محبت و توجه دارند. گاهی برای کسی مشکل سختی پیش آمده؛ مثلاً یک بار یک زائر إصفهانی قصد کرده بود که برای زیارت أئمه به عراق و بعد هم به مکه برود. دزدان عرب در عراق کل خورجینش را زدند و دیگر یک قِران هم نداشت که یک نصفه نان خالی بخرد. این شخص به مسجد سهله رفت و به إمام عصر (عج) متوسل شد. بعد در آن حال که همه‌ چیزش را برده بودند ( آدم وقتی همه‌ چیزش را ببرند خیلی حال پیدا می ‌کند) و درمانده و مضطر بود یک انسان با کرامت با یک دنیا أدب کنارش قرار گرفت و به او گفتند: چه شده است؟ زائر گفت: دزدان عرب همه‌ چیز مرا بردند. این انسان با کرامت هم فرمودند: مشکلی نیست؛ من یک نفر را می ‌فرستم که تمام جنس ‌هایت را پس بگیرد. گفت: دزدان بیابانی تمام آن را گرفتند و بردند و رفتند! حضرت به شخصی فرمودند: هالو! ( در بازار اصفهان به ‌معنای حمال و باربر بود.) بار این زائر را از دزدان عرب بگیر و به او بده؛ کاروانش هم رفته است خودت او را به مسجد الحرام برسان. هالو هم أدب کرد و آن مرد اصفهانی دیگر بغل ‌دستی ‌اش را ندید. هالو به او گفت: اینجا باش تا بار تو را بگیرم و بیاورم. بارش را سالم گرفت و آورد.  بعد به او گفت: کاروانت رفته من تو را به مکه می ‌برم. زائر اصفهانی گفت: از اینجا تا مکه شتر و أسب کجاست؟! گفت: من شتر و أسب نمی ‌خواهم. دستت را به دست من بده و دوسه قدم با من راه بیا. بعد هالو گفت: این درِ ورودی مسجد الحرام است. منم خدا حافظ! هر چه به او گفت که دو دقیقه بمان گفت: مأموریت من تمام شده است!آدم به یک جایی برسد که امام زمان (عج) به‌ دنبالش بفرستند آن‌ هم یک حمال و باربر! بعد هم بگویند این مشکل شیعهٔ من را حل کن. حجر آدم پُر قدرت و توانمندی بود. این خیلی حال است که به أمیرالمؤمنین (ع) گفت: علی جان! از لحظه ‌ای که تو را دیدم تا الآن، به نیت هیچ‌ چیز به‌ دنبالت نیامده ‌ام. أصلاً در ذهنم نبوده که من بیایم تا مرا فرماندار و استاندار کنی و کاری به دستم بدهی! حجر در جایی این حرف را زد که مردم کوفه أمیرالمؤمنین (ع) را در حرف‌ هایشان با معاویه یکی کردند! از لحظه ‌ای که به ‌دنبالت آمدم، بخاطر شناختی است که از تو دارم. تو ولی‌ الله ‌الأعظم، بندهٔ ویژهٔ خدا، دربِ علم پیغمبر (ص)، باب حکمت، عین‌ الله، اُذُن ‌الله و ید الله هستی. از وقتی تو را شناخته ‌ام به کنارت آمده ‌ام که فقط به خدا برسم. من کار دیگری ندارم! این معرفت است. اگر کسی به حضرت حق آمادگی نشان بدهد تا خودش خودش را بشناساند، یک مرتبه در قلب انسان تجلی کند و آدم او را بفهمد همه‌ چیزش عوض می‌ شود. أصلاً نگاهش به تمام جهان عوض می ‌شود! شما ببینید که حالا مردم دنیا کجا گیر هستند و کسانی که خدا را شناخته‌ اند تا کجا رفته ‌اند! من نمی‌ دانم شاعر این شعر به عمق شعرهایی هم که گفته واقف بوده و می ‌فهمیده یا نه! شعرش که خیلی بالاست؛ برای خانم پروین إعتصامی است که در 33 سالگی فوت کرد.
سوزن ما دوخت هرجا هرچه دوخت
ز آتش ما سوخت هرجا هرچه سوخت

قطره‌ که ‌از جویباری می‌ رود
از پی أنجام کاری می ‌رود

ناخدایان را کیاست أندکی‌ است
ناخدای کشتی إمکان یکی ا‌ست.

من تو را نه با چشم دل دیده ‌ام و نه شناخته ‌ام! اگر روز قیامت به من بگویی: بندهٔ من!هفتاد سال عمر به تو داده ‌ام آیا من را شناختی؟ می ‌گویم: نه! فقط دیدم خوبان عالم به‌ دنبالت هستند و من هم خودم را در این قافله أنداختم. بالاخره قافله به هرجا که رسید مرا هم می ‌رساند. با این یک ذره دید که نسبت به خودش، پیغمبرش و أهل‌ بیت داریم آیا روز قیامت چیزی هم به ما می ‌دهند یا باید نا امید باشیم و غصه بخوریم؟ مرحوم صدوق سیصد جلد کتاب در عصر غیبت نوشته شده است. پدر صدوق وکیل إمام حسن عسکری (ع) در شهر قم بوده است. در واقع صدوق به عصر أئمه (علیهم ‌السلام ) وصل بود. ایشان کتابی به نام « توحید » دارد آنجا با سند درست و یقین ‌آور نقل می ‌کند که پروردگار به بالاترین قسم که عزتش بوده سوگند خورده است. در دعای کمیل هم دیده ‌اید که أمیرالمؤمنین (ع) در اُوجِ دعا خدا را به عزتش قسم می‌ دهند و می ‌گویند: « فَاَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ اَنْ لا يَحْجُبَ عَنْكَ دُعائى » فارسی‌ تَرش به زبان لات‌ های قدیم تهران می ‌شود خدایا! به عزتت قسم، به من نگو برو گم‌ شو. من کجا و پیش چه کسی بروم؟! تو اگر من را رها بکنی کارم به کجا می ‌کشد؟ حالا همهٔ ما می‌ توانیم به او بگوییم که معرفت ما همین یک ذره است و بیشتر کاسبی نکرده ‌ایم اگر می‌ توانستیم بیشتر کاسبی بکنیم و نکردیم ما را ببخش! کل حرفِ امروزم ماند و نشد بگویم. خداوند در قرآن گاهی خودش را « حکیم » معرفی می ‌کند گاهی ملائکه او را حکیم معرفی می‌ کنند و گاهی أنبیائی مثل إبراهیم (ع) در دعای آخرش کنار کعبه او را حکیم معرفی می‌ کند.

خطبه دوم

خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج...


 اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..  
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اخوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهر معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش ، جمیع مؤمنين و مؤمنات ، علما ، صلحا ، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام ، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت و علی الخصوص بیش از 357 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری  در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
مناسبتهای این هفته نماز جمعه 27 آبان ماه 1401 را بمحضر شما نمازگزاران عزیز عرضه میدارم.
از مناسبتها:
یکی از أهداف دشمن در إغتشاشات تفرقه افکنی بود. أمنیت، عدالت و رفاه در هم تنیده شده و در کنار یکدیگر به دست می آیند به همین دلیل برای حفظ أمنیت کشور همه باید تلاش کنیم.کشور نیازمند توسعه و رفاه است و این أمر در گِروی وجود أمنیت است. به همین جهت دشمنان مخصوصا آمریکا جنگ ترکیبی در إغتشاشات را در سه مرحله کوتاه مدت ( با هدف سردرگم و مستأصل کردن ایران ) میان مدت ( فرصت طلبی از نقاط ضعف إجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران در دفاع از خود.) و بلند مدت ( تضعیف نظام جمهوری اسلامی جهت قبول تغییر سیاست کلان خود از جمله جدا کردن دین از حکومت داری.) به راه أنداختند که با رهبری های حکیمانه رهبر معظم انقلاب و بصیرت مردم و تلاشهای نیروهای أمنیتی این نقشه ناکام ماند!
از مناسبتها:
تدابیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب برای حوادث سیستان و بلوچستان نقشه کسانی که می خواستند ایران را بصورت دمشق در بیاورند نقش بر آب کرد! چون بررسی روندها در آشوبهای أخیر و حادثه تروریستی زاهدان، نشان دهنده برنامه ریزی دشمن برای سوریه سازی ایران است! در سوریه محور عبری - غربی - عربی بر روی أقوام بـه خـصـوص قـوم كُرد تمرکز زیادی داشتند. در کشور ما هم در این دوره بر روی فعالسازی گسـل أقـوام تمرکز ویژه ای صورت گرفت. لذا دلجویی از آسیب دیدگان و إعلام ناراحتی از حوادث پیش آمده و همچنین شهید و جانباز معرفی شدن مجروحین بیگناه و دستور ویژه برای روشن شدن همه أبعاد ماجرا با بررسی کامل مستندات توسط مراکز فنی و عدم تضییع حق مردم و همه أطراف ماجرا و نیز کلیه تصمیمات إجرایی و قضایی بر أساس آنچه در واقعیت اتفاق افتاده باشد و ملاحظه ای در نظر گرفته نشود بخشی از تدابیر کلی رهبری درباره حوادث سیستان و بلوچستان بود که توسط نماینده و یژه ایشان جناب آقای حاج علی أکبری صورت گرفت.
در پایان:
30 آبان روز حکمت و فلسفه را در پیش داریم با توجه به اینکه منطقه لاریجان با وجود مدفن مطهر علامه ذوفنون حسن زاده آملی (ره) و شاگردان با عظمتش همچون دکتر منصوری لاریجانی و... صاحبان عرفان و فلسفه و حکمت می باشند با اشعاری از آن علامه بزرگ خطبه دوم را پایان دهم:
الهی! آن که را عشق نیست، أرزش چیست؟
فلسفه حرف می آورد و عرفان سکوت.
آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.
آن نور است و این نار.
آن درسی بود و این در سینه.
از آن دلشاد شوی و از این دلدار.
از آن خداجو شوی و از این خداخو.
آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.
آن راه است و این مقصد.
آن شجر است و این ثمر .
آن فخر است و این فقر .…
آن کجا و این کجا."

حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :