ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرلاریجان | مازندران
حمیدرضا شکری
مازندران - لاریجان
مثلث شوم غربی - عبری - عربی در صدد است عراق را به سمت بی ثباتی و هرج و مرج و تعمیق شکاف و اختلافات درون شیعی و تضعیف نقش و جایگاه مرجعیت و بسترسازی بیشتر دخالت آمریکا در امور عراق بکشاند که إنشاء الله با تدابیر مرجعیت عراق و دوستداران أهلبیت این مسائل خنثی خواهد شد.
خطبه نماز جمعه 1401/6/11
مثلث شوم غربی - عبری - عربی در صدد است عراق را به سمت بی ثباتی و هرج و مرج و تعمیق شکاف و اختلافات درون شیعی و تضعیف نقش و جایگاه مرجعیت و بسترسازی بیشتر دخالت آمریکا در امور عراق بکشاند که إنشاء الله با تدابیر مرجعیت عراق و دوستداران أهلبیت این مسائل خنثی خواهد شد.
خطبه اول

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه لاریجان :
برگزاری خطبه نماز جمعه در شهر رینه.

خطبه اول:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
قَالَ الله العظیم فی القرآن الحکیم:
« وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرينَ.»
هود/114
ترجمه:
 در دو طرف روز و أوایل شب، نماز را بر پا دار؛ چرا‌ که حسنات، سیّئات را از بین مي ‌برند؛ این تذکّرى است براى کسانى که أهل تذکّرند.
 " اُوصِيكُم عِبادَ اللّه و نفسی بتَقوَى اللّه؛ فإنّها خَيرُ ما تَواصَى العِبادُ بهِ و خَيرُ عَواقِبِ الاُمورِ عِندَ اللّه " خودم و همه بندگان خدا را در این روز شهادت سه ساله إمام حسین (ع) به رعايت تقواي إلهي و نظم در امور سفارش مي کنم که سفارشی والاتر از این مهم در عالم هستی وجود ندارد. انسان مسئول رفتارهای خود در دنیا است و در آخرت درباره همه این موارد از انسان سوال خواهد شد. بهترین رفتار در دنیا تقوای إلهی است. پس بندگان خدا إتقوا الله! اگر إنسان باور داشته باشد خدای با عظمتی عالم را مدیریت می کند در باورهایش تأثیرات بسیار زیادی می گذارد. در روایتی در اصول کافی هست: وقتی حضرت آدم از بهشت رانده شد و ضرب شصت شیطان را چشید به خداوند متعال عرض کرد: خدایا! شیطانی را بر ما مسلط کردی که مثل خون در رگ و پی ما جاری هست و از نیت ما خبر دارد! مرگ آنها مثل ماها نیست گاهی تا چند هزار سال عمرشان هست. از یک جهت هم قدرتشان بیشتر هست که ما آنها را نمی بینیم ولی آنها ما را می بینند. وقتی چنین دشمنی بر ما مسلط است فاجعل لی شیئا برای من و فرزندانم هم چیزی قرار بده. خداوند متعال فرمود یا آدم برای تو و فرزندانت این را قرار می دهم که اگر کسی نیت کار خوب کرد من برایش یک حسنه می نویسم! أما اگر آن کار خوب را أنجام داد ده برابر می نویسم. از آن طرف اگر نیت گناه کرد برایش نمی نویسم اما اگر کسی خدایی نکرده مرتکب گناه شود در روایات هست تا هفت ساعت چیزی نوشته نمی شود شاید این هفت ساعت به خاطر این باشد که انسان به وقت یک نماز بخورد. چون فاصله نمازها اگر سر وقت خوانده شود بیش از هفت ساعت نیست. خدا در آیه 114 سوره هود می فرماید: أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ آخر آیه می فرماید: حسنات، سیئات را از بین می برد. مهمترین حسنه همین نمازی است که خوانده میشود یعنی اگر کسی به نماز اول وقت برسد آن سیئه که تا نماز قبلی هفت ساعت بوده از بین می رود. در هر حال؛ خدا فرمود یا آدم! اگر کسی نیت گناه کند برایش نمی نویسم ولی اگر گناه را مرتکب شود برایش یک گناه می نویسم، بس هست؟! آدم عرض کرد خدایا! بیشترش کن. خدا فرمود برای تو و فرزندانت تا موقعی که چشمشان به ملک مرگ روشن نشده و توبه کنند هر گناهی باشد همان را هم پاک می کنم کافی هست؟ حضرت آدم قبول کرد. رحمت خدا عجیب است! در تحف العقول روایتی از پیغمبر أکرم هست که فرمود: چهار صفت اگر در کسی باشد خدای متعال آن گناهان را تبدیل به حسنه می کند. یک: الحیاء حیا داشته باشی. دوم: الشکر شاکر باشی، سه: حسن الخلق. أخلاق خوب داشته باشد. و چهارمین صفت صداقت هست. إمام رضا علیه السلام فرمود اگر کسی گناهش را پنهان بکند خدا او را می بخشد. حافظ می گوید:
هاتفی از گوشه میخانه دوش
گفت ببخشند گنه می بنوش
عفو خدا بیشتر از جرم ماست
نکته سربسته چه گویی خموش

ما گناهمان أندازه خودمان محدود است. خدا عفوش به أندازه خودش نامحدود است. لذا خدایی پشت ما وجود دارد که همه کاره عالم است. من یک حدیثی را عرض می کنم و بحثم را جمع میکنم. امام صادق علیه السلام فرمود: ‏عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ. الخصال، ج 2، ص 218 از چهار دسته مردم تعجب می کنم که وقتی در چهار مشکل گیر می کنند چرا به چهار چیز پناه نمی برند؟! أول: عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ - حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ. تعجب می کنم از کسی که به هر دلیلی از چیزی میترسد چرا به ذکر حسبنا الله و نعم الوکیل پناه نمی برد؟! آن کسی که می گوید خدا مرا بس است این به مقصد می رسد بدون اینکه هیچ سختی و مشکلی ببیند. دسته دوم وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ تعجب می کنم از کسی که به هر دلیلی غم و غصه ای روی دلش آمده است كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى چرا این آیه از قرآن و این ذکر یونسیه را نمی گوید: لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ! کسی که این را می گوید از غم نجاتش می دهیم. این فقط مال یونس نیست مؤمنین هم اگر این کار را بکنند نجاتشان میدهیم. دسته سوم: وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ تعجب می کنم از کسی که می ترسد دچار فریبی شود كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ. که واگذار کردم کارم را به خدا فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا خدا آن مکر و فریب را از او دفع میکند. دسته چهارم: عَجِبْتُ‏ لِمَنْ‏ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا تعجب می کنم از کسی که دنیا و حلال دنیا را می خواهد كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى چرا پناه نمی برد به قول خدا و این ذکرِ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.‏ ‏من ندار و  فقیر هستم امید است که خدا به من بیشتر بدهد. در هر چیزی خدا پشت کسی باشد این آدم در زندگیش کم نمی آورد!
ذکر مصیبت حضرت رقیه علیها السلام//
بعضی از بزرگان و مراجع بزرگ ما نسبت به نازدانه امام حسین (ع) خیلی إرادت داشتند. بچه های کربلا اگرچه بچه بودند ولی پیر راه بودند. یکی از آقا زاده های مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح به نام شیخ علی محدث زاده که مثل پدرش بسیار انسان با تقوا عالم و أهل منبر و روضه که تا همین اواخر هم زنده بود میفرمودند: من أیام محرم روضه می خواندم. دردی را از ناحیه حنجره ام متوجه شدم. یکی از رفقا گفت یک دکتر انگلیسی در تهران مطبی دارد او خیلی حاذق است. می گوید من نزد او رفتم او آزمایش و معالجات و همه کارها را انجام داد، گفت: شما دچار سرطان حنجره شدید من شما را مداوا می کنم فقط به یک شرط. شش ماه مطلقا حرف نزنید!! به آن دکتر گفتم ما نماز می خوانیم باید در نماز حرف بزنیم! گفت همان مقدار نماز را میتوانی حرف بزنی ولی غیر از نماز حتی اگر بخواهی به خانمت بگویی یک چایی به من بده بنویس و حرف نزن. یکی دو ماه گذشت به نزدیکی های محرم رسیدیم. میگوید: خیلی دلم شکست که خدایا! چه بی توفیق شدم. من هر سال در محرم منبر می رفتم و روضه خوان سیدالشهداء بودم ولی أمسال نباید هیچ بخوانم. می گوید با همین دلِ شکسته، بعد ظهر یا شبی خوابیدم. در خواب دیدم پیغمبر أکرم و إمام حسین علیهما السلام در اتاق ما نشسته اند و در اتاق دیگر ما دامادمان آسید مصطفی که او هم أهل روضه و منبر و روضه خوان هست نشسته بود. پیغمبر به من فرمود آقای آشیخ علی! برو به سید مصطفی بگو که روضه دخترم رقیه را بخوان! من بلند شدم رفتم در آن اتاق به دامادمان آسید مصطفی گفتم پیغمبر و امام حسین آن طرف نشسته اند فرمودند که روضه دخترشان رقیه را بخوان. آسید مصطفی گفت من غلط بکنم روضه حضرت رقیه را بخوانم دل پدر و جدش پیغمبر کباب می شود. من جرأت خواندنش را ندارم. آشیخ علی آقای محدث زاده می گوید من رفتم به پیغمبر گفتم یا رسول الله! ایشان می گویم من جرأت ندارم این روضه را مقابل شما بخوانم. می گوید دیدم خود امام حسین و پیغمبر بلند شدند و رفتند به آن اتاقی که آسید مصطفی بود. پیغمبر خودش فرمود: آسید مصطفی! روضه دخترم رقیه را بخوان. دیگر أمر پیغمبر بود آشیخ علی آقای محدث زاده می گوید من هم آن طرف نشسته بودم. دیدم همان أشعاری که در مداحی ها می گویند که آن نانجیب سیلی زد به رقیه.
دست عدو بزرگتر از صورت من است
یک ضربه زد کبود شد هر دو گونه ام
تا آسید مصطفی این را خواند پیغمبر به قدری گریه کرد دیدم افتاد و از حال رفت. أبی عبدالله که أصلا منقلب و یک حالتی!! می گوید من هم خودم به قدری در عالم خواب گریه کردم ولی دیدم کسی دارد من را تکان می دهد. دیدم خانمم است. می گوید چرا گریه میکنی؟! بلند شو. گفتم: خانم! الان خدمت پیغمبر و امام حسین بودم چرا مرا بیدار کردی؟ ایشان می گفت خدا را شاهد می گیرم این حنجره همان جا خوب شد و وقتی رفتم پیش دکتر و دوباره عکسبرداری کرد باور نمی کرد!! می گفت معجزه شده؟! می گفت فهمیدم در روضه حضرت رقیه باید شفا پیدا کنم. حالا این طفل معصوم از موقعی که چشم باز کرد و به دنیا آمد هنگام زایمان مادرش ام اسحاق از دنیا رفت. یعنی امام حسین هم برایش پدر بود هم مادر. خیلی از اوقات روی سینه امام حسین خوابش برده بود. فوق العاده امام حسین را دوست داشت. أباعبدالله هم همینطور. حالا یک مدتی است بعد از عاشورا که سید الشهداء به شهادت رسید دیگر روی سینه پدر نبود. بلای رقیه، گرسنگی و تشنگی و کتک خوردن و بی خوابی نیست بلای رقیه سر بابایش است که روی نیزه می بیند که این طرف و آن طرف می برند. گاهی اوقات در تنور خاکستری می شود، گاهی از بالای نیزه این سر می افتد. گاهی مواقع قرآن می خواند. درد می کشید غصه دار بود. تا در مجلس یزید. مرحوم محدث قمی در نفس المهموم می گوید وقتی در مجلس یزید بچه های امام حسین پشت عمه شان زینب نشسته بودند، سرک میکشیدند می دیدند که آن نانجیب با چوب به لب و دندان و صورت امام حسین می زند، یکی از دخترهای إمام حسین گفت عمه جان! به این نانجیب بگویید چرا اینطور می کند؟! رقیه مریضی اش از آنجا شروع شد تب کرد و در واقع تیر خلاصی را در خرابه شام به او زدند. سر مقدس امام حسین را برایش آوردند. جزییات را خودتان می دانید. وقتی دختر سر را گرفت در یک نقلی دارد حرفی نزد، شوکه شد. همینطور نگه داشت چند لحظه خیره خیره نگاه کرد. در یک نقل دیگری که معروف است و شنیدید چند کلمه حرف زد که باباجان! چرا رگهای گردنت اینطور است؟ چرا محاسنت خونی است؟ من الذی ایتمنی فی صغر سنی باباجان! کی مرا در این سن کم یتیم کرد؟ شروع کرد اینها را گفتن. بعد رفت سر مقدس را ببوسد. سرش را جلو برد فوضعت فمها علی فمه الشریف یک مرتبه دیدند افتاد و سر از دستهای کوچکش غلت خورد به یک طرفی و خود رقیه به طرف دیگری افتاد. الله اکبر. وقتی خواستند دفنش کنند درخرابه شام همه گریه می کردند. زینب کبری بلند شد همه را آرام کرد و تسلی داد. فقط یک نفر را نمی توانست؛ خواهرش ام کلثوم روی قبر رقیه افتاده بود و بلند بلند گریه میکرد. زینب گفت خواهرم من و تو بزرگتریم، بچه ها به ما نگاه می کنند چرا اینقدر بی تابی می کنی؟! ام کلثوم گفت زینب جان! یک چیزی من از رقیه دیده ام که دلم را آتش می زند نمی توانم آرام باشم. در سفر إسارت وقتی که ما را وارد شام کردند رقیه در بغل من بود. وقتی نگاهش افتاد به بعضی از بچه های شامی که لقمه نانی در دستشان بود آهسته سر به گوش من گذاشت گفت عمه جان! اگر می شود یک لقمه نان به من بدهید من گرسنه هستم. زینب! آن چیزی که من را آتش می زند این است که این طفل معصوم از دنیا رفت من نتوانستم حتی با یک لقمه نان سیرش کنم.

​​​​​​​

خطبه دوم

خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین.
اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ َبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَ الْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج...

اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْرا عَزِيزاً. اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ رَسُولِکَ حَتّي لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ..  
اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و اخوّفکم من عقابه.
با درود و سلام بي پايان به روح مطهر سرور و سالار شهیدان حضرت أباعبدالله الحسین (ع) و حضرت زینب کبری سلام الله علیها و حضرت رقیه بنت الحسین (ع) و نیز معمار کبير إنقلاب إسلامی إيران و دو فرزند گرانقدرش ، جمیع مؤمنين و مؤمنات ، علما ، صلحا ، شهدای إنقلاب، شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس، شهدای گمنام ، شهدای مدافع حرم و وطن و سلامت و علی الخصوص بیش از 357 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام معظم رهبری  در اين خطبه دوم خودم و همه شما عزیزان را توصيه ميکنم به تقوای إلهي و دوری از محرمات.
مناسبتهای این هفته نماز جمعه 11 شهریور ماه 1401 را بمحضر شما نمازگزاران عزیز عرضه میدارم.
از مناسبتها:
شهادت باب الحوائج سه ساله حضرت رقیه (س) را خدمت إمام عصر (عج) و شما مردم متدین و مُحِبِّ أهلبیت عصمت و طهارت و نمازگزاران جمعه لاریجان تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.
از مناسبتها:
تحولات این روزهای عراق از موضوعاتی است که باید مایه عبرت باشد. اختلافات شدید درون بیت شیعی را باید بعنوان ریشه اصلی بحران سیاسی کنونی عراق دانست و عدم توانایی رهبران سیاسی آنها در مدیریت این اختلافات موجب سوء استفاده دشمنان شده است. ما نماز گزاران دعوت به وحدت و إتحاد شیعیان و مسلمانان در برابر دشمن مشترک إسلام و مسلمین یعنی آمریکا وصهیونیسم و توجه همگانی بر اطاعت از مقام منیع مرجعیت شیعه را تأکید میکنیم. لذا مثلث شوم غربی - عبری - عربی در صدد است عراق را به سمت بی ثباتی و هرج و مرج و تعمیق شکاف و اختلافات درون شیعی و تضعیف نقش و جایگاه مرجعیت و بسترسازی بیشتر دخالت آمریکا در امور عراق بکشاند که إنشاء الله با تدابیر مرجعیت و دوستداران أهلبیت این مسائل خنثی خواهد شد.

حمیدرضا شکری
امام جمعه شهر: لاریجان
استان : مازندران
تاریخ انتصاب : -
نشانی دفتر امام جمعه:
مازندران- جاده هراز - بخش لاریجان - شهر گزنک - دفتر امام جمعه
تلفن دفتر امام جمعه:
01143352852
شماره نمابر:
01143352851
نشانی اینستاگرام:
نشانی کانال آپارات :