ImamatKarbarView
به گزارش روابط عمومی دفترامام جمعه کلاته خیج:
خطبه اول:
الحمد للّه ربّ العالمین أحمده وأشکره وأستعینه وأستغفره وأتوکّل علیه وأصلّی وأسلّم علی حبیبه ونجیبه وخیرته فی خلقه حافظ سرّه ومبلّغ رسالاته بشیررحمته و نذیرنقمته سیّدنا ونبیّنا وحبیب قلوبنا ابیالقاسم المصطفی محمّد وعلی ءاله الأطیبین الأطهرین وصحبه المنتجبین ومن تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
امّا بعد:
قال الله العَظیِم فِی القُرآنِ الکَریم:
«لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَي الْمالَ عَلي حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبي وَ الْيَتامي وَ الْمَساکينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي الزَّکاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ» بقره/177
ترجمه:
" نیکى آن نیست که (هنگام عبادت) روى خود را به سوى مشرق و مغرب بگردانید و آن را به عنوان قبله تلقى کنید،بلکه نیکى آن است که انسان به خدا و روز واپسین و فرشتگان و کتاب هاى آسمانى و پیامبران ایمان آورده و مال خود را با این که به آن علاقه مند است،به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و درراه مانده و گدایان و در راه آزادى بردگان داده است و نماز را برپا داشته و زکات خود را پرداخته است و آن است که چون پیمانى بستند به پیمان خود وفا کردند و آن است که درتنگدستى و زیانکارى و به هنگام کارزار،شکیبایى و پایدارى نمودند. اینانند کسانى که راست گفته اند و اینانند تقواپیشگان."
اوصِيکُم يَاعِبادَالله وَنَفسي بِتَقوَي الله ونَظمَ اَمرکُم.
خودم وهمه شما بندگان خدا را دلالت می دهم به تقوای الهی وترک معاصی وگناهان!
خدای متعال در آیه 63 سوره مبارکه تقوا می فرماید:
خدا(اهل تقوا) را ازمهالکِ عالَمِ آخرت با سعادت وفوزنجات می دهد. نجاتِ اهل تقوا دراین است که هیچ درد ورنجی درعالم دیگربه آنها نزدیک نمی شود وهیچ عاملی سبب حُزن آنها نمی شود. خدای متعال حیات ومحیطی که أهل تقوا درآن مستقرهستند را توأم با آرامش قرارداده است. به رغم اینکه برق گناه چشم نوازاست قبل ازآنکه چشمان آنها را بزند درعین حال آنها با صبرومراقب برأعضاء وجوارح خود اجازه نمی دهد که به سمت گناه خیزبردارند وبه این عرصه کشیده شوند.
فرهنگ باعظمت حضرت حق که معلم آن وجود مبارک پیامبرعظیم الشأن بود ترکیبی ازسه حقیقت است وهرانسانی که بهره مند ازاین سه حقیقت باشد إسلامش کامل است. منبع این سه حقیقت اول قرآن کریم است ودوم أهلبیت پیامبر(ص)هستند.
این سه ترکیب به ترتیب عبارتنداز:
1-عقاید پاک،
2-اخلاق پاک،
3-اعمال پاک.
برخورد انسان با این سه حقیقت باید خالصانه باشد. (الخَلاصُ فِی الإخلاص) رهایی ازهمه فتنه های دنیا وازعذاب آخرت به إخلاص است. ایمان واخلاق وعملِ من برای خدا باشد چون پروردگارعالم طرف معامله دیگری را برای این سه حقیقت قرارنداده است،با هرکس دیگرمعامله کنیم ضرروخسارت می بینیم! دورنمایِ این سه حقیقت درقرآن مجید درسورۀ مبارکۀ بقره آیۀ صد وهفتاد وهفت است. چون قرآن نوراست وپنجاه اسم دارد که ابوالفتوح رازی ازقرن هفتم درجلد اول تفسیرش پنجاه نام قرآن راازخود قرآن درآورده ویک جا ذکرکرده است. یک نام قرآن نوراست، (أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا)نسا/174
البته اگرباطن انسان چراغ باشد که این نوررا بگیرد واین نوردراین چراغ ظهورکند وخودش را نشان دهد! خیلی ها قرآن را می شنوند ولی نورانی نمی شوند. درآخرین آیۀ سورۀ مبارکۀ بقره پروردگارازکل مؤمنون واقعی خبرمی دهد که این ها نسبت به گفتارخدا چه برخوردی داشتند: «وَقالوا سَمِعنا وَأَطَعنا غُفرانَكَ رَبَّنا وَإِلَيكَ المَصيرُ»بقره/285
یعنی قبول کردیم وبعد ازقبول کردن هم عمل کردیم. بیشترازاین هم از ما نمی خواهند. کل فسادی که دردنیا حاکم است به خاطرگوش ندادن است. اگرهمۀ مردم عالَم خطاب حق را که حکیمانه وعادلانه وعالمانه واز روی محبت وعشق است گوش می دادند یعنی این قدرخدا انسان رالایق دانسته که به وسیلۀ قرآن با او حرف زده است! اگرآدم خودش را متوقف درخواندن خالی کند با طوطی که کلمات خوب را یادش می دهند وتکرارمی کند، چه فرقی می کند؟ شما همین قسمت را بخوان وبا آن روی خودت کارکن: (لَعَنَ الله مَن قَتَلکَ بِالأیدی وَالألسُن)درزیارتنامه امام رضا(ع) ودیگرامامان این جمله را زیاد می بینیم ومی خوانیم که به آنها عرض می کنیم: خدا لعنت کند کسانی را که بوسیله دست وزبان شما را به قتل رسانده اند! بعد ببین دست وزبان خودت چه کاره است؟ شما ببینید این دست ها درقرآن وبعضی دست ها داخل مملکت خودمان چه می کنند؟!خون به ناحق می ریزد، پول به ناحق غارت می کند، حکم به ناحق می دهد، إمضای به ناحق می زند.
زبان ها را هم ببینید چه کارمی کند دردنیا؟!
یک بی دین آن طرف دنیا یک کلمه حرف می زند و تمام جهان را پراز دلهره می کند. با چشم وزبان نه، یک بارآدم، این جوشن کبیررا بخواند و بفهمد که چه کسی دارد بوسیلۀ قرآن با اوحرف می زند. آن جا آدم ماتش می برد!این هایی که أهلش هستند ممکن است قلبشان هم سنگوب کند که چه کسی من را لایق دانسته که ازطریق قرآن با من حرف بزند. قرآن نوراست، وارد چراغ باطن می شود، تمام باطن پراز نورمی شود. آن وقت فکرکنید آدم درفضای نورودرفضای روشنایی که به تعبیرقرآن بصیرت وبینایی است چه طورزندگی می کند. دیگرحاضرنیست درهشتاد سال عمرش آزاری به یک مورچه برساند وبه اندازۀ یک أرزن فکربردن مال کسی را بکند. دراین فضای نوراست که چشم وگوش وزبان مستقیم می شود.
شبانه روزده باربه صورت واجب می گویند:«إهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم» اگرتا حالاهم مستقیم نشده باشند یعنی همۀ نمازهای گذشته را قیامت چپه می کنند ومی گویند دروغ خواندی؟ می گویند پنجاه سال روبه روی ما ایستادی ودروغ گفتی؟ (إهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم) نمی خواستی ومی گفتی می خواهم؟ این که دروغ بود! فرض کنید فردا صبح صدای امام دوازدهم را بشنوید که من آمدم آثارش را هم خودش نشان دهد. ما را صدا کند و بگوید کسبت را باید رها کنی چون مشکل دارد! خانه ات را باید رها کنی چون مشکل دارد! مالت را سه بارباید حساب کنی چون مشکل دارد. ده میلیون هم باید ردّ مظالم بدهی چون مشکل دارد! نمازهای گذشته ات را هم چون با لباس های غیرمباح بوده، باید قضا کنی چون مشکل دارد. حالاخودمان را بسنجیم ببینیم ایشان را می پذیریم؟ یا اگرآمد به ما گفت توشصت سال دعای ندبه می خواندی دروغ می گفتی؟ واقعا مرا نمی خواستی ولی می گفتی می خواهم! یا قرآن می خواندی هیچ چیزش را نمی خواستی، چون عمل هم نمی کردی، ولی می گفتی می خواهم. (سَمِعنا) یعنی درست قبول کردم.
(کونوا مَعَ الصّادِقین) أهل صِدق درعالم چگونه بودند؟ صادقانه قبول می کردند وصادقانه هم عمل می کردند!این جورآدم ها قیامت دادگاه هم ندارند تازه اگردادگاه هم ببرند به آنها چه بگویند؟ بگویند: چرا حق را با همۀ وجود پذیرفتی وعمل کردی؟!این فقط اختصاص به ما دارد که با زبان قرآن با ما وارد حرف شده. یک حرفش آیۀ 172 سورۀ بقره است، می خواهد به ما بفهماند اسلام من ترکیبی ازسه حقیقت است آنهم اگرداریم فقط برای خدا بود مسلمان واقعی هستیم. دربلایی، درآزمایشی، روزعاشورا درصحرای کربلایی، درمضیقه ای، درمضیقه نیستی، کاری به این حرف ها نداشته باشی. داشتِ لِله، یعنی دین داریِ محض! مُخلِصینَ لَهُ الدّین؛ حالاهرجریانی هم درزندگی ات اتفاق افتاد چپ نکنی! یعنی این را با آن جریان زلفش را گره نزن که چون این طورشد پس نمی خواهم. این که دین داری نشد! هرطوری شد که شد مشکل مالی پیش آمد، یا بچه ات مرد، جنگ پیش آمد، سختی پیش آمد اگرسعادت دینا وآخرت را می خواهی بایدعاشقانه این مسائل را قبول کنی. اگرنمی خواهی که اصلا این حرف ها به توکاری ندارد!
«إنَّ صَلاتی وَنُسُکی وَمَحیای وَمَماتی لِلهِ رَبِّ العالَمین»انعام/162
به ابراهیم می گویند: اسماعیل چهارده ساله ات که مثل شب چهارده هست را با دست خودت خنجربکش وسرش را بِبُر. این مسئله را با دینم قاطی نمی کنم که گله مند ازخدا شوم ودلم بگیرد یا حتی سؤال کنم که چرا منِ پدر، سربچه ام راازبدن جدا کنم؟ من دینداریم برای خداست نه به خاطر اسماعیل وحفظ ازآتش نمرود! اگراین را ما درخودمان تقویت کنیم همه چیزمان اصلاح می شود.
«یُصلِح لَکُم أعمالَکُم وَیَغفِرلَکُم ذُنوبَکُم»احزاب/71
چه آیۀ عظیمی است، چه مطالبی دراین آیه گنجانده شده.
لَیسَ البِرَّأن تُوَلُّوا وُجوهَکُم قِبَلَ المَشرِقِ وَالمَغرِب... نیکى آن نیست که هنگام عبادت روى خود را به سوى مشرق ومغرب بگردانید وآن را به عنوان قبله تلقى کنید! وَلکنَّ البِرَّ... آدم با قرآن حال می آید، دل بدهید به قرآن. پیغمبربه آن باعظمت وقتی دلش می گرفت ومی خواست حال بیاید می فرمود:«أرِحنا یا بَلال» من را ازغصه و درد ورنج ومحنت راحت کن. بلال هم می دانست پیغمبر دراین عالم با چه چیزی راحت می شود و با چه چیزی حال می آید. شروع می کرد به قرآن خواندن تمام غم وغصه اش برطرف می شد.
زین العابدین(ع) می فرماید: اگرکل مردم دنیا بمیرند، غیرازمن یک نفرروی کرۀ زمین نباشد با قرآن إحساس تنهایی ووحشت نمی کنم. گره خوردن دل به خدای پاک، به قیامت پاک، به فرشتگان پاک، به کتاب پاک وانبیاء پاک.هرکسی را دراین دل نباید راه داد.
ملا أحمد نراقی ازچهره های کم نظیرشیعه است. نمی دانم کتاب طاقدیس اومال چه ایام عمرش است؟ ولی خیلی ها را دیده بودم طاقدیس را بازمی کردند می خواندند وزارزارگریه می کردند! دراین طاقدیس یک شعردربارۀ خودش دارد آخرش به پروردگارراجع به گذشتۀ عمرش که پاک ترین گذشته های عمرعَالَم بود می گوید:
من غلط کردم دراول بی شمار--- أهرِیمَن را راه دادم درحصار!
جایی که محل عقاید پاک ومحل تووقیامت تووفرشتگان تووقرآن تو وپیغمبران توبود را با دست خودم به شیطان دادم!(وَأقِلنی عَثرَتی وَاغفِر ذَلَّتی وَقَلبی بِحُبِّکَ مُتَیِّما) اگراین دشمن را آدم راه دهد مگربه این راحتی این جا را رها می کند؟! دَرِدل را به روی خدا می بندد وبه روی هربتی بازمی کند! بعد این یک قدرت احمدی می خواهد که ازمدینه برود مکه و تبررا بدهد به دست وجود مبارک أمیرالمؤمنین بگوید بروروی شانۀ من بت ها را بریزپایین!آن بت ها راحت ترپایین ریخته می شد ولی بت های قلب خیلی سخت ازدل بیرون می رود!چرا خیلی ها خمس نمی دهند؟ خمس که مَدرکش قرآن است. این را که ما آخوندها نساخته ایم. چون پول دردلشان بت است مگرمی توانند به این راحتی این بت را بیرون کنند؟! (وَآتَی المالَ عَلی حُبِّهِ) کَرَم، جود، سخاوت، جوانمردی، دست به جیب بردن، این ازرشته های عالی أخلاق است که اخلاقِ خودِ خداست.
همۀ نیکی ها، همۀ خوبی، همۀ پاکی، همۀ فضیلت، همۀ سعادت، همۀ مایۀ دنیا وآخرت این است:
«آتَی المالَ عَلی حُبِّهِ ذَوی القُربی وَالیَتامی» یعنی ننشین بگومن، بگو ما.(ذَوی القُربی وَالیَتامی وَالمَساکینَ وَابنِ السَّبیل وَالسائلینَ وَفِی الرِّقاب) این یک مورد اخلاقیِ پاک بود. مال خود را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان ويتيمان وبينوايان ودرراه ماندگان وگدايان ودرراه آزاد كردن بندگان بدهد.
عمل پاک: وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ... نمازرا برپاى دارد وزكات را بدهد.
وَالموفونَ بِعَدِهِم إذاعاهَدوا... وآنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارند.
وَالصّابرینَ فِی البَأساءِ وَالضَّرّاءِ وَحینَ البَأس... ودرسختى وزيان وبه هنگام جنگ شكيبايانند آنان كسانى أند كه راست گفته اند وآنان همان پرهيزگارانند.
خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد، صلی الله علیه وآله وسلم وعلیءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین.
اَللّهُمَّ وَصَلِّ عَلی عَلی اَمیرِ الْمُوْمِنینَ وَوَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَصَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَصَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَاِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَصَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِیِّ بْنِ مُوسی وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَالْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَاُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج...
اوصيکُم يَاعِبادَالله وَنَفسي بِتَقوَي الله ونَظمَ اَمرکُم.
با درود وسلام بي پايان به روح معمارکبيرانقلاب اسلامي ايران ودوفرزند گرانقدرش،جميع مؤمنين ومؤمنات،علما،صلحا،شهدای انقلاب،شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس،شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و علي الخصوص74 شهيد خونين بال شهرکلاته خيج وبا آرزوي طول عمرباعزت همراه با صحت وسلامتي براي مقام عظماي ولايت دراين خطبه دوم،خودم وهمه شما را توصيه مي کنم به تقواي الهي ودوري ازمحرمات.
اهميت نمازجمعه دراسلام:
امام رضا(ع) فرمود:
خدا درنمازروزهای شنبه تا پنجشنبه خطبه قرارنداده است اما درنمازِروزجمعه به جای دورکعت نمازدوخطبه قرارداده است.این برای آن است که نمازجمعه محل حضورعمومی تمام مسلمین است. خدا خواست فرصتی برای امین و خدمتگزارجامعه قراربدهد تا مردم را نصیحت کند وبه آنها تذکربدهد وآنها را به طاعت الهی ترغیب کند وازگناه بترساند.
علاوه براین نمازجمعه بُعدِ سیاسی نیزدارد درنمازجمعه امام جمعه باید فرصتی پیدا کند تا بتواند حوادثی را که درجهان اسلام می گذرد به مسلمینی که دریک نقطه ازجهان قراردارند برساند وآنها را با خبرسازد تا مطلع باشند برسایرمسلمین درجوامع دیگرچه می گذرد!تمام حوادث وضررها وخسارت ها ومنفعت و پیروزی وهمه اینها را به سایرمسلمین خبربدهد.این وظیفه وفرصتی است که خدای متعال برای مسلمین فراهم کرد تا ازاین طریق این اموربه جامعه اسلامی برسد.
مناسبتهای هفته را به إختصارخدمت شماعزیزان عرضه می دارم.
ازمناسبتها:
26 مرداد ماه روزورود آزادگان به میهن اسلامی:
روزورود آزادگان به میهن عزیزاسلامی را فراموش نمی کنیم! اولین دسته ازآزادگانی که با عزت وعظمت بعد ازتحمل آن همه مرارت و سختی ها وفشارهای مضاعف عناصرخبیث بعثی به کشورمان قدم گذاشتند. این ورود پربرکت را گرامی می داریم وباردیگرافتخارآزادگی و حضوردرعرصه اسارت را به همه آزادگان عزیزوگرانقدرتبریک و تهنیت عرض می کنم. باید افتخارآزادگی را درمیان جامعه حفظ کنیم. نگذاریم خدای ناکرده افتخار آزادگی با آلوده شدن با صحنه های مختلف دنیوی ازجامعه وملت واین عزیزان آزاده گرفته شود. درخیلی ازفیلم ها و نوشته ها دیده شد که چه ظلم وفاجعه هایی نسبت به أسرا وآزادگان عزیز ما صورت گرفت! أسرا که تجلی بخش این آیه مبارکه هستند که فرمود: «آنها کسانی هستند که گفتند خدا رب ما است سپس استقامت کردند وخدا نصرت خود را براین عزیزان نازل فرمود.» ما موظف هستیم این برکت را درحیات وزندگی خود حفظ کنیم.
ازمناسبتها:
کودتای 28 مرداده ماه سال 1332:
کودتای 28 مرداد ماه سال 1332 خسارت بسیارسنگینی را به اندازه ربع قرن برکشورما وارد آورد. جریان کودتای 28 مرداد ازمنظره های مختلف برای ملت ما عبرت آفرین است. این مسأله خیلی ازجلوه ها و نمونه های مختلف دارد. تاریخ به همه ما درس می دهد تا دقت بیشتری داشته باشیم. ازجمله صحنه های عبرت آموزخوش بینی به آمریکا است! ساده اندیشی هایی که دراین ناحیه ازسوی دکترمصدق وشخص او صورت گرفت. به رغم اینکه با حضورعلما وآحاد مؤمنین توانست کمر استکبارانگلیس را درتسلط منابع نفتی بشکند ودست آنها را ازاین سرمایه ملی قطع کند وصنعت نفت را ملی کند اما درعین حال با فشاری که آنها وارد آوردند تصورمی کرد که می تواند به آمریکا تکیه کند ودراین رابطه به آمریکا سفرکرد وبا مسئولین آمریکایی ملاقات هایی را برقرار نمود وتصورش این بود که می تواند استکبارانگلستان را دوربزند وبا تکیه برقدرت نوظهوردیگری باردیگرچرخه نفت وإقتصاد را درکشوربه حرکت درآورد!اما دیدیم که چه شد!
رهبرمعظم انقلاب اسلامی فرمود که ماهیت آمریکاییها این است که آنها غیرقابل اعتماد هستند. آن روزی که خیلی چهره إستکباری وإستعماری آنها برملا نشده بود آن روزآمریکا به ظاهربا مصدق رابطه داشتند وبه او قول می دادند وسعی می کردند برای او وام تثبیت کند واودلخوش به این وعده بود اما ازبیرون کِرمِیت رُزِوِلت نوه تئودورروزولت بیست و ششمین رئیسجمهورآمریکا را با یک میلیون دلاردریک کیف سامسونت به ایران فرستادند واوبا این یک میلیون دلارتوانست کودتایی درایران راه اندازی کند واین حبابی که افراد با خوش خیالی برای خود ساخته بودند ودرآن زندگی می کردند را بترکاند وبه آنها فهماند که نمی شود به إستکبارآمریکا تکیه وبه اواعتماد کرد!این مسأله درس بزرگی برای آن دسته ازافرادی است که متأسفانه این روزها به دنبال رضایت آمریکا ومذاکره با آمریکا هستند وحل معظلات کشوررا درارتباط با آنها می دانند. آنها باید بدانند که گذشته ما عبرتی برای آینده ما است! ازاین صحنه ها باید عبرت لازم را بگیرند.
ازمطالبی که بایدعرض کنم:
بازگشتِ برخی ازکشورها به دورانِ جاهلیت است! جنایات دوران جاهلیت امروزبه شکلی دیگردردنیا درحال ظهوروبروزاست. ازجمله این کشورها میتوان به عربستان سعودی اشاره کرد! آل سعود با سرسپردن به آمریکا وإسرائیل دست به جنایات هولناکی زده که بمباران مردم یمن درمدت زمانی طولانی ازآن جمله است. متأسفانه برخی کشورها خود را به خواب زده اند ودست به جنایت می زنند وبدترازآنها مجامع بین المللی هستند که دربرابراین جنایات سکوت اختیارکرده اند! ما درهمین هفته گذشته 23 مرداد «روزمقاومتِ اسلامی» شکست مفتضحانه اسرائیل درجنگ 33 روزه علیه حزب الله را داشتیم، حزب الله لبنان درمقابل ارتش رژیم صهیونیستی درجنگ 33روزه ایستاد وبا مقاومت خود، إسرائیل غاصب را خرد کرد ودشمن که دید نمیتواند حریف حزب الله شود ازاوبه عنوان یک جریان تروریستی یاد کردند.این که ازخودش دفاع کرد تروریست نام گرفت اما عربستان که اینهمه کودک وزن وکهنسال را زیربمبارانهای وحشیانه خود بطرزفجیعی به شهادت می رساند دفاع ازصلح نامیده می شود! درحالی برخی کشورهای دنیا،حزب الله را تروریست می خوانند که چشم خود را برروی همه جنایات صهیونیستها درلبنان،نوارغزه، فلسطین ویمن بسته اند! امروزسیدحسن نصرالله درجهان اسلام به محبوبیت رسیده ودشمنان درصدد هستند به گونه ای عمل کنند که حزب الله درلبنان نباشد ورژیم سعودی نیزبا برقراری إرتباط با إسرائیلِ غاصب ودرإختیار گذاشتن پولهای بادآورده نفت، صهیونیستها را دراین مسیرهمراهی می کند!
ازمناسبتها:
30 مرداد روزجهانی مسجد را درپیش داریم که یادآوربه آتش کشیدن مسجدالاقصی توسط اسرائیلیها است.جمهوری اسلامی ایران درکنفرانس اسلامی که درایران برگزارشده بود وهمه وزرای خارجه کشورهای اسلامی درآن جلسه بودند پیشنهاد داد که 30مرداد به عنوان روزجهانی مسجد نام گذاری شود که این هم یکی ازإبتکارات جمهوری اسلامی ایران بود! درزمان انقلاب وبعد ازآن درزمان جنگ افراد زیادی ازهمین مساجد برخواسته اند. مسئولین هم بسیاری ازآرای خود را از همین مساجد گرفته اند.خوب است که مسئولین مقداری هم به فکرمسجد باشند ودین خود را به مسجد ومسجدی ها أدا کنند.
ازمناسبتها:
اول شهریورروز بزرگداشت ابوعلی سینا بعنوان روزپزشک را درپیش داریم که بهمه پزشکان متعهد وزحمتکش وایثارگر این روزرا تبریک وتهنیت عرض می نمایم.
ازمناسبتها:
آغازهفته دولت را درپیش وروداریم که به مناسب شهادت دوشهید بزرگوارشهیدان رجایی وشهید باهنربه مناسبت هفته دولت نامگذاری شده است که به این جهت یاد وخاطره این دوشهید بزرگواروگرانقدرودیگر شهدای دولت را گرامی می داریم. اگراین ایام یادی ازشهدای دولت می شود برای این است که این دوبزرگوارشهدایی هستند که طعم خدمت را درنظام اسلامی چشیده اند.آنها که می خواهند ببینند که دولتمرد اسلامی چگونه است وچگونه می تواند ازآنها الگو بگیرد وچه صفاتی داشته باشد چگونه دربرخود با مردم معاشرت کند باید این بزرگواران را الگو قرار بدهد واین مسئولیت سنگینی است! آن فردی که درنظام اسلامی انجام وظیفه می کند باید بداند که نظام اسلامی به خدمات اومشروعیت وثواب و عزت وعظمت می دهد وتکلیف سنگینی هم برای انسان مترتب می نماید. رهبرمعظم انقلاب درخصوص این مساله مکررتذکرداده اند ویادآوری فرموده اند که دولتمردان باید دولتمردان دولت اسلامی ومردمی باشند. یعنی أفرادِ دولت، افرادی باشند که ازمردم فاصله نگرفتند ودربرخود با مردم متواضع وخستگی ناپذیرند.افرادی که مخلصانه ومتوکل برخدا انجام وظیفه می کنند وازدایره تعبد الهی درمسائل اجرایی خارج نمی شوند و این ها سرلوحه دولتمردان نظام اسلامی است.
هم مردم باید قدردان دولت ونظام اسلامی باشند وهم دولتمردان ما باید جایگاه این مردم را بشناسند تا لوازم این مسولیت رادردست بگیرند ودر اموری که خدمت می کنند به شایسته ترین نحو سعی نمایند که بیشترین خدمت را برسانند. دولت باید با خدمت خالصانه وبه دورازحاشیه سازی و جناح بندی های سیاسی به امورکشوربپردازد شایسته است دولت خالصانه تمام تلاشهای خود را انجام بدهد.
درپایان:
جمله ای را درراستای بعضی ازمسائل داخلی شهرکلاته خیج عرض کنم. همه ما به این مسأله إقرارداریم که پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران ونیزپیشبُرد جنگِ تحمیلی وشروع بازسازی شهرهای آسیب دیده ازجنگ ونیزپیشرفتهای ملت ایران درزمینه علمی،إقتصادی وصنعتِ دانشِ هسته ای تحتِ حاکمیت ولایت فقیه فقط درسایه صبر،إستقامت، إتحاد وصمیمیت صورت گرفته است.اگرخدای ناکرده بین دولت وملت خدشه ای بیفتد وإختلاف سلایق تبدیل به دشمنی وکینه بشود نفعش را فقط دشمن می برد کما اینکه درطول تاریخ، شکست ملتها برهمین أساس بوده است. مردم به دولتها ومسئولانشان در رده های مختلفِ حکومتی به این خاطر رأی داده اند که شهرشان را دارای امکانات فرهنگی واجتماعی بکنند وجایگاه ویژه تری برای مردم کسب کنند. شورای اسلامی شهرکلاته خیج هم ازاین قاعده مستثنا نیست. نکند یکوقتی خدای ناکرده اختلاف سلیقه شما عزیزان باعث کدورت و کینه شود چون دراین صورت، شهرشما ومردم آسیب می بینند وآیندگان به قضاوت خواهند نشست وفعالیتهای دوستان رامورد أرزیابی قرارمی دهند! نکند یکوقت مشاهده کنیم روستاها ازنظرامکاناتِ رفاهی وزیبایی پیشقدم باشند ولی شهرکلاته خیج بعنوان مرکزروستاهای اطراف دچارنقصان باشد. کاری کنید که هرتازه واردی که داخل شهرشما بشود ازنمای اولیه شهربفهمد این شهردارای شهردارِخوب ومسئولین باصفایی هستند وهمه این اتفاقات موقعی خواهد افتاد که انسان کارهایش بخاطررضای خدا باشد! اگرخودمحوری ومَنیّت درکارها باشد قطعا محکوم به شکست می شود.
حضرت امام (ره) یکوقتی می فرمودند:
اگریکصدوبیست وچهارهزارپیغمبریکجا کنارهمدیگرباشند هیچ کدامشان دچاراختلاف نخواهند شد چون مقصد همه آنها خدا است وقتی انسان خدامحورباشد تعصبات ومَنیّتها وریاست طلبی را کنارمی گذارد وسعی می کنند درخدمت به خلق سبقت بگیرند. بنده عاجزانه ازهمه أعضای محترم شورای اسلامی که سابقه درخشانی درجبهه وجهاد وخانواده شهدا دارند وهمیشه درخط مقدم دفاع ازانقلاب واسلام می باشند با درنظرگرفتن خدای تبارک وتعالی واینکه درمقابل این ملت مسئول هستند با صفا وصمیمیت بفکرحل مُعضلات وبرطرف کردن نقاط ضعف این شهرباشند تا انشاءالله شاهد شکوفایی ورونق اقتصادی وفرهنگی وإجتماعی باشیم.