ImamatKarbarView
به گزارش روابط عمومی دفترامام جمعه کلاته خیج:
خطبه اول:
الحمد للّه ربّ العالمین أحمده وأشکره وأستعینه وأستغفره وأتوکّل علیه وأصلّی وأسلّم علی حبیبه ونجیبه وخیرته فی خلقه حافظ سرّه ومبلّغ رسالاته بشیررحمته و نذیرنقمته سیّدنا ونبیّنا وحبیب قلوبنا ابیالقاسم المصطفی محمّد وعلی ءاله الأطیبین الأطهرین وصحبه المنتجبین ومن تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
امّا بعد:
قال الله العَظیِم فِی القُرآنِ الکَریم:
«الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ» مُلک/2
ترجمه:
" همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده."
اوصِيکُم يَاعِبادَالله وَنَفسي بِتَقوَي الله ونَظمَ اَمرکُم.
خودم وهمه شما بندگان خدا را دلالت می دهم به تقوای الهی وترک معاصی وگناهان!
تنها راه نجات ما انسانها عمل به دستورات الهی وپرهیزازمحرمات است. ازجمله مباحثی که روح تقوا را دروجود انسان تثبیت میکند عبارت است ازتوجه به مسئله معاد وقیامت.
يكى ازرازهاى حل نشده ای كه بشرهنوزنتوانسته به اصل آن پى ببرد، اسرارخلقتِ مرگ است وآگاهى ازاین أسراريكى ازمشكلات علم به حساب مى آيد، همان طوركه اصل حيات وزندگى نيزازأسرارورموزمى باشد. بشرى كه هنوزازشئون زندگى اطلاع درستى ندارد طبيعى است كه ازحقيقت(مرگ)كه هنوزبه آن نرسيده وطعم آن را نچشيده است اطلاع صحيحى نخواهد داشت!
ما قسمت مهمى ازعمرخود را درخواب به سرمى بريم وهنوزحقيقت آن را نفهميده ايم! نمى دانيم چگونه به خواب مى رويم وچگونه خواب مى بينيم. بسا درعالم خواب با صحنه هاى سُرورأنگيزويا هراسناك روبه رو مى شويم.أحيانا حوادثى را كه هنوزواقع نشده ودرآينده واقع خواهد شد درخواب مى بينيم!سپس به همانگونه كه درخواب ديده ايم دربيدارى مشاهده مى نمائيم وبا خود مى انديشيم. راستى حقيقت خواب چيست؟ (خواب ديدن)يعنى چه؟ انسان چگونه درخواب ازوقايع آينده عمرش باخبر مى شود وآن چه راهنوزواقع نشده است درخواب مى بيند؟
هنگامى كه ازدرك حقيقت خواب ناتوانيم چگونه مى توانيم ازمرگى كه در مدت عمرفقط يك مرتبه به سراغمان مى آيد اطلاع صحيحى داشته باشيم؟
اين ها مسائل مبهم و پیچيده اى است كه متفكرترين مغزها وكاوشگران علمى نيزازیافتن جواب قاطع ومحكم آن ها ناتوانند.
مرگ قانونى عمومى:
آن طوركه ازآيات قرآن وروايات معصوم عليهم السلام به دست مى آيد ودرطول تاريخ عالم خلقت تجربه شده است، مرگ قانونى عمومى است سرنوشتى كه براى همه انسان ها،همه موجودات زنده وبلكه همه موجودات غيرزنده حتمى وثابت است.
قرآن دراين رابطه مى فرمايد:
«کُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ» عنکبوت/57
(هرانسانى مرگ را مى چشد، سپس به سوى ما بازمى گرديد.)
اگرچه بسيارى ازمردم مايل اند فناپذيرى خود را فراموش كنند. ولى اين واقعيتى است كه اگرما آن را فراموش كنيم هرگزما را فراموش نخواهد كرد، حيات وزندگى اين جهان بالاخره پايانى دارد! روزى مى رسد كه مرگ به سراغ هركسى خواهد آمد وناچارازاين جهان رخت برخواهد بست. بعضى زودتروبعضى ديرتربايد بروند، فراق دوستان، فرزندان و خويشان به هرحال تحقق مى يابد.
در حديثى آمده است:
وقتى آيه شريفه: کلُّ مَنْ عَلیها فَان (تمام كسانى كه برروى زمين هستند فانى مى شوند) نازل شد ملائكه گفتند: فرمان مرگ اهل زمين صادرشد! وهنگامى كه آيه كل نفس ذائقة الموت(هرانسانى مرگ را مى چشد) نازل گشت، فرشتگان گفتند: فرمان مرگ ما نيزصادرشد!
وراجع به مرگ عمومى تمام موجودات جهان مى فرمايد:
«كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» قصص/88
"همه چيزاين جهان فانى ونابود مى شود جزذات پاك وبى همتاى او"
اين آيات،هشدارى به همه انسانها درطول تاريخ است كه ازاين سرنوشت و قانون عمومى وقطعى غافل نشوند. دائما به فكرمرگ باشند كه غفلت از آن خطراتى براى دين ودنيا وآخرت انسان به بارمى آورد.
ازحضرت رسول صلى الله عليه وآله سئوال كردند: زيرك ترين مؤمنان چه كسانى هستند؟ فرمود: كسى كه بيشتربه ياد مرگ بوده وخود را براى آن آماده كند. محجة البيضا، جلد 8، ص 242
به فكرمرگ بودن، انسان راازگناه بازمى دارد، اورا به سوى كارهاى نيك فرا مى خواند، ايمان را دردل مى آفريند، به زندگى وحيات انسان معنى وجهت مى دهد.
درمجلسى كه امام حسن مجتبى عليه السلام حضورداشتند، صحبت از مرگ شد. شخصى عرض كرد: يابن رسول الله! چرا ما ازمرگ خوشمان نمى آيد؟ فرمود: براى اين كه آخرت خود را خراب ودنيايتان را آباد كرده ايد، ازاين جهت ناراحتيد كه ازعمران وآباد به سوى خرابه و ويرانه منتقل شويد. بحار، جلد6، ص 129
كسانى ازمرگ مى ترسند كه عمرشان را درغير طاعت خدا سپرى ساخته اند وگرنه افرادى كه على گونه زندگى كرده اند همانند اوبه مرگ بيش ازطفل به پستان مادرعلاقه دارند.
مرگ مستى آوراست:
از آيات وروايات چنين استفاده مى شود كه مرگ با شدت ها وسختى ها ووحشت هاى گيج كننده همراه است! انسان را دريك حيرانى وسرگردانى عجيبى فرو مى برد! به انسان حالتى شبيه (مستى وبى هوشى دست مى دهد؟! برأثررسيدن(مستى) برعقل اوچيره مى شود واورا درإضطراب وناآرامى شديدى فرومى برد.
قرآن درباره سكرات مرگ چنين مى فرمايد:
« وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ» سوره ق/19
" وسرانجام سكرات مرگ به حق فرا مى رسد(وبه انسان گفته مى شود): اين همان چيزى است كه ازآن فرارمى كردى"
مستى درحالت مرگ، يا به سبب انتقال ازجهانى به جهان ديگراست كه هرجهت ناشناخته ومجهول مى باشد هم چون حالت هيجانى كه به نوزادان درهنگام انتقال ازعالَم جنين به عالَم دنيا دست ميدهد يا به سبب مشاهده كردن اوضاع وأحوال وشرايط بعد ازمرگ وقرارگرفتن دربرابرنتيجه أعمال وترسيدن ازسرنوشت نهايى است .يا به سبب جدايى ازدنيا وأفراد و كسان وأشياء مورد علاقه او(ازقبيل خانه باغ، ثروت وفرزندان).
چگونه چنين إضطرابى درمحتضر نباشد درحالى كه انسان بايد درلحظه مرگ كه مرحله انتقالى مهم است تمام پيوندهاى خود را با جهانى كه ساليان درازبا آن خو گرفته است قطع كند ودرعالمى گام بگذارد كه براى اوكاملا تازه وأسرارآميزاست به خصوص اين كه درلحظه مرگ انسان درك وديد تازه اى پيدا مى كند، بى ثباتى اين جهان را با چشم خود مى بيند وحوادث بعد ازمرگ را كم وبيش مشاهده مى كند!اين جاست كه وحشتى عظيم سرتا پاى اورا فرا مى گيرند وحالتى شبيه مستى به او دست مى دهد ولى مست نيست!
مرگ وحضورفرشتگان:
وظيفه عده اى ازفرشتگان، خدمت كردن به انسان هاست! بعضى از فرشتگان مأموريتشان رساندن غذا به انسان وتأمين زندگى ايشان است. ازموقعى كه اولاد انسان متولد مى شود مأموريت آنان شروع مى گردد و تا هنگام مرگ ادامه دارد.
وقتى انسان دربسترمرگ قرارگرفت، سه فرشته بربالين اوحاضرمى شوند وهركدام ازآنان گزارش مأموريت خود را بدين شرح بيان مى كنند.
يكى ازآنان خطاب به محتضر مى كند ومى گويد: من مُوَكِّل رساندن روزى براى تو بودم، ازهنگام تولدت تا حال غذاى ترا مى رساندم ولى امروز تمام خزينه هاى جهان را گشتم وشرق وغرب عالم را جستجو كردم براى خوراك تو يك دانه گندم پيدا نكردم سهميه توتمام شده وآنچه براى غذايت تعيين گرديده بود به پايان رسيده است .
ديگرى مى گويد: من موكل رساندن آب به تو بودم ازموقعى كه ازمادر متولد شدى تا حال آب آشاميدنى ترا مى رساندم، ولى دراين ساعت تمام اقيانوسها ودرياها ونهرهاى دنيا را گشتم اما آبى برايت نيافتم. معلوم مى شود سهميه آب آشاميدنى توتمام شده است!
فرشته سومى مى گويد: من موكل برنَفَس هاى تو بودم، ولى اكنون تمام جهان را گشتم ديگرنفسى برايت نيافتم! تعداد نفس هايى را كه براى تو نوشته بودند تمام شده واين دليل برفرارسيدن مرگ تواست.
محجه البيضا، ج 8،
مرگ وطلبكاران انسان:
هرانسانى درطول عمرخود طلب كارانى دارد كه هركدام ازآنان چيزى را طلب مى كنند. بعضى درتمام عمر، خود را طلبكار مى دانند وبعضى درهنگام مرگ!
امام سجاد عليه السلام تعداد طلبكاران انسان را چنين معرفى مى كند. روزى به آن حضرت گفته شد: چگونه صبح كردى؟ فرمود: صبح كردم درحالى كه هشت نفرهركدام چيزى را ازمن مى طلبند!
1-خداوند متعال واجبات خود را ازمن مى طلبد.
2- پيامبراسلام صلى الله عليه وآله روش وسنت خود را مى طلبد.
3- اهل وعيال روزى خود را طلب مى كنند.
4- نفس أمّاره طالب شهوت است .
5- شيطان خواستارمعصيت مى باشد.
6- دوملك نويسنده أعمال، درستكارى را مى خواهند.
7- ملك الموت طالب روح من است .
8 - قبرطالب بدن است. جامع الاخبار، ص 105
مرگ وشيطان:
موقعى كه انسان درحال إحتضار قرارمى گيرد ونزديك است جان از بدنش مفارقت كند، شيطان با فرزندان وياران خود بربالين اوحاضر مى شوند وتلاش مى كنند تا با حيله هاى مختلف ايمان او را گرفته وآن را از چنگش بيرون آورند واين سخت ترين حالت براى محتضراست.
ازامام صادق عليه السلام نقل شده است: هيچ انسانى نيست مگراين كه در هنگام مرگ شيطان يكى ازمأمورين خود را نزد اوحاضرمى كند تا وى را وسوسه كند ودردينش به شك اندازد واورا به كفر بكشانند. اين وسوسه ادامه دارد تا اين كه روح ازبدن اوخارج شود.اگرايمان محتضرسست و عاريه اى باشد شيطان به آسانى آن را ازاومى گيرد وكافرازدنيا مى رود. واگرمحتضرازمؤمنان حقيقى باشد شيطان نمى تواند براوغالب شود ودين وايمانش را بگيرد.
سپس فرمود: هرگاه يكى ازشما بربالين شخصى ازكسان خود رفتيد كه مرگش فرا رسيده است شهادتين را به اوتلقين كنيد تا شيطان به او دست نيابد. من لايحضره الفقيه ، ج 1، ص 183.
درروایت وارد شده است:
انسان هنگام مرگ زياد تشنه مى شود!شيطان ازاين فرصت براى گرفتن ايمان اواستفاده مى كند وظرف پرازآب سرد وگوارايى را دردست گرفته وبربالين انسان مى ايستد وظرف راحركت مى دهد.محتضردرحالى كه شيطان را نمى شناسد به او مى گويد: مقدارى ازاين آب را به من بده تا بياشام .
شيطان درجواب او مى گويد: اگرمايل به آشاميدن آب هستى ومى خواهى به توآب دهم بگوخدايى درعالم وجود ندارد.
اگرجواب او را ندهد وصورت خود را ازاو برگرداند شيطان ازهرطرف پا ظاهرمى شود وآن ظرف را حركت مى دهد. شخص مؤمن باز درخواست مقدارى آب مى كند.
شيطان مى گويد: اگرمى خواهى به تو آب دهم بگو: محمد صلى الله عليه و آله وسلم پيامبرمن نيست! اگراوايمانش عاريه اى باشد آن جمله را مى گويد وبدين وسيله ايمان خود را به شيطان مى دهد وكافرازدنيا مى رود. دراين هنگام آن ملعون آب را روى زمين مى ريزد وظرف را مى شكند ومى گويد: من كارخود را كردم وإحتياجى به تو ندارم! اما اگرايمانش ثابت ومحكم باشد كلام شيطان را رد مى كند وبه او توجهى نمى نمايد.
لئالى ، ج 5، ص 7.
اگرانسان مى خواهد ايمانش دستخوش وسوسه هاى شيطان قرارنگيرد، بايد أعمالى را كه بزرگان دين به او دستورداده اند انجام دهد. ازجمله : هنگام نمازشب ازخدا بخواهد كه ايمان او را كامل گرداند وشيطان را از اودوركند ودربرابرنعمت ايمانى كه به اوعنايت كرده است شكرگذارباشد وبه بندگان خدا ستم روا ندارد، دعاى عدليه که اولش با « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاهُوَوَالْمَلائِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلَهَ إِلاهُوَالْعَزِيزُالْحَكِيمُ» را زياد بخواند إعتقاد خود را به پيامبراسلام صلى الله عليه وآله وسلم وأئمه معصوم عليهم السلام محكم كند. نمازهاى خود را ضايع نكند وازآنها مواظبت نمايد دراول وقت بخواند. ازطرفى اطرافيان محتضربايد هنگام مرگ بربالين اوقرآن بخوانند وشهادتين را به اوتلقين كنند تا جان از بدنش مفارقت نمايد.
ازامام صادق عليه السلام نقل شده است : كسى كه از نمازهاى خود مواظبت كند وآنها را با شرائطش انجام دهد هنگامى كه شيطان براى گرفتن ايمانش نزد اوحاضرمى شود ملك الموت آن ملعون را مى راند و دورمى گرداند وشهادتين را به او تلقين مى نمايد.
من لايحضره الفقيه ، چهار جلدى ها، ج 4، ص 191.
شيطان براى گرفتن ايمان انسان وگمراه كردن او ازراه هاى گوناگونى وارد مى شود تا به مقصود پليد خود برسد.
امام صادق عليه السلام دراين باره فرمود: شيطان ممكن است به صورت جد وپدرانسان درآيد وبگويد: ازمذهب وايمان خود دست بردار، زيرا من هم براين دين بودم واكنون مرا به واسطه آن عذاب مى كنند.
سپس فرمود: ازاين جهت خويشان محتضربايد شهادتين را به اوتلقين كنند وإعتقادات را به وى تذكردهند؛ زيرا شيطان دشمنى آشكار براى انسان است.
وقتى انسان ازدنيا مى رود باز شيطان دست ازاو برنمى دارد وسعى مى كند به هرنحوى جنازه اورا آزاردهد وإنتقام خود راازاوبگيرد.
امام صادق عليه السلام دراين باره فرمود:
مرده هاى خود راهرگزتنها نگذاريد؛زيرا شيطان با آنان بازى مى كند وبه اندرونشان ضررمى رساند. روضه المتقين ، ج 1، ص 370.
ممكن است مراد اين باشد كه شيطان حشرات يا حيوانات را مانند گربه و موش ومورچه وسوسك ومانند اينها را برانگيزد تا برجسد ميت راه پيدا كنند وازراه بينى ودهان وگوش داخل اندرون او شوند أعضا وجوارح او را بخورند ومجروح گردانند.
مرگ و شنيدن نداها:
وقتى روح از بدن انسان خارج شد، سه ندا از جانب آسمان مى شنود و آن نداها چنين است :
اى پسرآدم! آيا تودنيا را ترك كردى يا دنيا ترا ترك نمود؟
آيا تو دنيا را جمع كردى يا دنيا ترا جمع نمود؟
آيا تودنيا را كشتى يا دنيا تراكشت وبه قتل رسانيد؟
زمانى كه ميت را به غسال خانه بردند سه ندا مى شنود.
گويند: اى پسر آدم! كجا شد آن بدن قوى تو، چرا ضعيف شده اى؟ كجا رفت آن زبان فصيح وگوياى تو، چرا ساكت مانده اى؟ كجايند دوستان ورفقاى تو، چرا وحشت كرده اى ؟
زمانى كه ميت را درکفن گذاشتند سه فرياد مى شنود. به اوگويند: اى پسر آدم! بدون زاد وتوشه به سوى سفرى دوروطولانى مى روى، ازمنزل خود خارج مى شوى وديگربه آن برنمى گردى، به سوى خانه هولناك و پرخطرمى روى كه راه بازگشتى ندارى .
چون ميت را به سوى قبرستان حمل كنند، سه ندا مى شنود كه گويند: خوشا به حال تواگرعملت نيك باشد، خوشا به حالت اگرهمنشين تو رضوان خدا ورضايت اوباشد، واى به حالت اگر همنشين توسخط و غضب خداوند جبارباشد.
وقتى ميت را براى نمازبرزمين مى گذارند، سه فرياد مى شنود كه گويند: اى پسرآدم! هرعملى كه تا حال انجام داده اى، اگرآن نيك باشد نيك واگر بد باشد بد خواهى ديد.
چون جنازه را كنار قبرگذاشتند، سه ندا ازقبرمى شنود كه گويند: اى پسر آدم! برپشت من خندان بودى ولى درشكم من گريان خواهى شد، برپشت من فرحناك وخوشحال بودى درحالى كه درشكم من محزون وغمگين خواهى شد، برپشت من گويا بودى اما درشكم من ساكت وخاموش خواهى بود.
زمانى كه جنازه را درداخل قبرگذاشتند وآن را پوشانيدند ومردم به سوى خانه هاى خود حركت نمودند خداوند متعال به اوخطاب مى كند ومى فرمايد:
اى بنده من! تنها وبى كس ماندى، دوستان ورفقايت ترا درتاريكى قبرتنها گذاشتند ورفتند! درحالى كه تومرا به خاطر آنان نافرمانى مى كردى واز من اطاعت نمى نمودى! ولى امروزرحمت وكرامت من چنان شامل حال توشود كه همه خلايق ازآن تعجب كنند! من امروزازمادرنسبت به فرزندش به تومهربان ترهستم . لئالى، ج 4، ص 240 الى 241.
وقتى روح ازبدن انسان خارج شد واو راغسل دادند وكفن نمودند وبه سوى قبرستان حركت دادند اوازجلوى مردم وجنازه حركت مى كند، ارواح مسلمين ومؤمنين به استقبال اومى آيند وبراوسلام مى كنند، او را به آنچه خداوند براى او آماده كرده است بشارت مى دهند.
خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد، صلی الله علیه وآله وسلم وعلیءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین.
اَللّهُمَّ وَصَلِّ عَلی عَلی اَمیرِ الْمُوْمِنینَ وَوَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَصَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَصَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَاِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَصَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِیِّ بْنِ مُوسی وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَالْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَاُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.
دعای فرج...
اوصيکُم يَاعِبادَالله وَنَفسي بِتَقوَي الله ونَظمَ اَمرکُم.
با درود وسلام بي پايان به روح معمارکبيرانقلاب اسلامي ايران ودوفرزند گرانقدرش،جميع مؤمنين ومؤمنات،علما،صلحا،شهدای انقلاب،شهيدانِ 8 سال دفاع مقدس،شهدای گمنام، شهدای مدافع حرم و علي الخصوص74 شهيد خونين بال شهرکلاته خيج وبا آرزوي طول عمرباعزت همراه با صحت وسلامتي براي مقام عظماي ولايت دراين خطبه دوم،خودم وهمه شما را توصيه مي کنم به تقواي الهي ودوري ازمحرمات.
اهميت نماز جمعه دراسلام:
امام صادق(ع) فرمود:
اگرخدا نمازجمعه را برای شما قرارداد برای این است که شما را تکریم کند. یکی ازنشانه های کرامت اجتماعی همین نمازجمعه است به همین جهت نبی مکرم اسلام(ص) آن را درزمره سنت های واجب قرارداده است.
نمازجمعه دوچهره دارد؛ یک چهره نسبت به منافقان وچهره دیگرمربوط به مؤمنین است. چهره ای که مربوط به منافقین آنان را توبیخ می کند وچهره مربوط به مؤمنین به آنان بشارت می دهد وواسطه فضل وبرکت پروردگارمتعال برای آنان است.
مناسبتهای هفته را به إختصارخدمت شماعزیزان عرضه می دارم.
ازمناسبتها:
17مرداد به عنوان روزخبرنگاررا داشتیم که به همه خبرنگاران پرتلاش تبریک عرض می نمایم.
خبرنگاران قشری پویا، فعال وزحمتکش درجامعه هستند که رسالت عظیمی درإحقاق حقوق مردم ورساندن پیام مردم به گوش مسئولان را برعهده دارند وصادقانه درراستای آگاهی بخشی به جامعه فعالیت میکنند.
ازمناسبتها:
درایام دهه کرامت، بزرگداشت حضرت صالح بن موسی الکاظم(ع) وبزرگداشت حضرت احمدبن موسی شاهچراغ(ع) تجلیل ازامامزادگان و بقاع متبرکه را داشتیم که حقیقتا این امامزادگان وبقاع محترمشان مایه آرامش وآسایش وأمنیت جامعه ما هست.مخصوصا حضرت احمد بن موسی(ع)که برجستگی های خاصی دارد.ایشان اهل ایمان وتقوا بوده است وزمانی که مردم با او بیعت می کنند آنها را به بیعت با برادرش امام رضا(ع) فرا می خواند!بطورکلی می شود ماه ذیقعده را ماه امام رضا(ع) نامید چون اول این ماه مزیّن بنام خواهرکریمه اش فاطمه معصومه(س)بود. 5این ماه بخاطرجناب صالح بن موسی الکاظم معروف به امامزاده صالح درتجریش تهران که برادر امام رضا(ع) هست بنام تجلیل ازامام زادگان وبقاع متبرکه بود، 6 ذیقعده سالروزتولد و بزرگداشت احمدبن موسی معروف به شاهچراغ(ع)برادردیگرآن حضرت بود. یازدهم ذیقعده تولد با سعادت امام هشتم(ع)هست و 23 ذیقعده بخاطربعضی ازروایات که می گویند شهادت امام رضا(ع) درآن واقع هست روززیارتی مخصوصِ امام رضا(ع) می باشد وآخراین ماه هم چون شهادت امام جواد(ع)ومنتسب به فرزند امام هشتم هست بنام امام رضا(ع) می باشد. یعنی این ماه، ماهِ خواهر، برادران، و فرزند وخودِآن حضرت می باشد که این ولادت با سعادت را محضرهمه شما نمازگزاران عزیزتبریک وتهنیت عرض می نمایم.
چون دهه کرامت است فقط به این حدیث اشاره می کنم:
امام مجتبی(ع) فرمود: ازنشانه های انسان کریم این است که اگرکسی نیازمند است نمی گذارد دست نیازش را به سمت اودرازکند وبعدا به او کمک کند بلکه خودش سعی می کنند افراد نیازمند را درجامعه شناسایی کنند .
أمیرالمؤمنین(ع) فرمود: انسان کریم ازخطای دیگران می گذرد به گونه ای که گویا اصلا چنین أمری را مرتکب نشده است.
ازمناسبتها:
21مرداد روزحمایت ازصنایع کوچک را داشتیم. حمایت ازصنایع کوچک درراستای تحقق اقتصاد مقاومتی امری ضروری است وتولید ملی باید بیش ازپیش حمایت شود.
دولت باید برنامه ویژه ای برای حمایت ازصنایع کوچک وخُرد تدوین کند وبسته های حمایتی خود را زودترعملی کند وملت نیزباید ازتولیدات ملی حمایت کرده وبه سمت مصرف تولید داخلی گام بردارند تا صنایع کشور از وابستگی خارج شده ودربرابر تهدیدات وتحریم های دشمنان روی پای خود بایستیم.
ازمسائلی که باید عرض کنم:
نوع حرف زدن بعضی ازمسئولان محترم دولت در مورد بعضی از أشخاص هست.
جای بسی تأسف است برخی ازمسئولانِ ما که درجایگاه دولتی هم قرارگرفتند، غارتگران بیت المال را ذخایر نظام معرفی می کنند وهرکس که بیشترمی دزدد وغارت می کند وخون مردم را درشیشه می کند و پول این همه ملت را ازراه حقوقهای نجومی میخورد اون آقا بهش مدال افتخار میدهد ومی گوید:اینها ازذخایرنظام اند!تو خیلی بی جا کردی که گفتی اینها ازذخایرنظامند!که اگردراین جایگاه مقدس وعظیم نمازجمعه نبود شاید یک مطلبِ بالاترازاین حرفها را بشما میگفتم!یعنی میخواهید بفرمایید شما با رأی مردم روی کارآمدید که هم پول ملت را بخورید وهم به ریش این مردم بخندید و هم اینکه ازخودتون تعریف کنید وبرای رضایت قلب نازنین همان افراد اینها را برکنارنکردید وبعد این آقا بفرماید اینها ذخایر نظام اند؟!ذخایرنظام شهدا بودند که رفتند،ذخایرنظام این ملت بزرگوار بوده وهست که پا به پای ولی أمرمسلمین خودشان درتمام صحنه ها هستند وحضوردارند!اینها ذخایر نظام أند.(تکبیر حُضّار).
غارتگران بیت المال را ذخایر نظام معرفی می کنند آیا با چنین تفکری میخواهید با دریافت کنندگان حقوقهای نجومی برخورد کنید؟! اینگونه اظهارات خود بدترازگناه است. متاسفانه آقایان اهتمام جدی به منظوررسیدگی به مفاسد اقتصادی ندارند، عدم توجه به این مهم جامعه را به سمت نا امیدی سوق می دهد. متأسفانه أشرافی گری درمیان برخی مدیران کشوری رواج یافته است.همش فکرأشرافی گری وسلطنت طلبی هستند!خب، شما اگرقراربود به این مسأله روی بیاورید ازاول انقلاب اینهمه خون دادیم شهید دادیم که ما درزهد وتقوا قراربگیریم، یعنی مردم برند خون بدهند شما برید توکاخ زندگی کنید؟! همین مردم که شاه را بیرون کردند فکرمی کنید شما را راحت می گذارند؟ همین مردمی که 8سال جنگ را پیش بُردند شما خیال می کنید می تونید آب راحت از گلویتان پایین ببرید؟!همین مردم روزگار شما را سیاه می کنند! أشرافی گری نتیجه آن پدیده حقوق های نجومی شده است که افرادی که این حقوق ها را دریافت می کنند به غارت بیت المال دست زده اند!
رهبریِ معظم، أشرافی گری را بلای جان کشوردانست وفرمود: مبارزه با أشرافی گری باید فراگیر شود واین موضوع نباید رها شود.
این تریبون بی توجه به مسائل خطی وجناحی مطالبات مردم ورهبردر تاکید برمبارزه با فساد را مطرح می کند زیرا این مطالبه فراترازمسائل جناحی بوده وهیچ شائبه شخصی درآن نیست لذا بیان این مطالب به عنوان تکریم ازمدیران پاک دست ووظیفه شناس که زحمت می کشند مطرح می شود. وظیفه ذاتی این تریبون أمربه معروف ونهی ازمنکراست وبیان مطالبات رهبرانقلاب به عنوان یک وظیفه دینی درتریبون نمازجمعه باید مطرح باشد.
ازمناسبتها:
بیانات أخیرِرهبرمعظم انقلاب اسلامي درديداروزير،معاونان ومديران وزارت اطلاعات را داشتیم که به یک بخشِ آن اشاره می کنم. نكته مهمي كه درميان تذكرات وبيانات معظم له بهعنوان يك نكته اساسي ويك راهبرد كلان سياسي بروزجدي دارد، تأكيد ايشان برحفظ خطِ فاصلِ ميان نظام اسلامي وإستكبارجهاني به سركردگي آمريكا است!که اين أمرمبناي امامِ راحل(ره)درپایه گذاری نهضتِ إنقلاب اسلامی است وچيزي نيست كه بتوان با تساهل ومسامحه آن را زيرسؤال برد وچنين جلوه داد كه درگيري ومخالفت امام با شيطان بزرگ ورأس إستكبار أمري قابل عبوركردن و بيتوجهي است! اگربه فضاي سياسي كشورورفتارهاي برخي ازسياسيون به دقت توجه كنيم، متوجه ميشويم كه برخي ازجريانات سياسي به واسطه اشتباهات محاسباتي، تصورغلطي دارند وخيال ميكنند كه كليد حل مشكلات كشوربه دست آمريكا ويا درمذاكره با آمريكاست. اين تصورات غلط باعث شده است كه برخي راه نجات ملت ايران وراه حل مسائل داخلي را درهمكاري با آمريكا بدانند!اين درحالي است كه آمريكا بهعنوان يك دولت مستكبرنه تنها حاضربه همكاري وهمراهي با ما نيست بلكه نحوه زورگويانه رابطه آمريكا با ديگركشورهاي جهان وحتي اروپاييها نشان ازنخوت وخودبرتربيني إستكباريِ آمريكاست.
ملت ايران ازهرنوع ذلت پذيري وكُرنش دربرابرآمريكا إبا وازچنين سياسيون وسيا ستي نيزبشدت نفرت دارد.(تکبیر حُضّار)
اميد است كه همه مسؤولان انقلابي وغيوركشوراين تذكرصريح وروشن رهبرمعظم انقلاب اسلامي را بهخوبي درك وبه مقتضاي آن عمل نمايند.