ImamatKarbarView
17/2/95
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الحمدلله الذی لایبلغ مدحته القائلون و لا یحصی نعمائه العادون و لا یؤدی حقه المجتهدون والصلوة و السلام علی عبده و رسوله قفی به المرسلین و ختم به النبیین و بعثه رحمة للعالمین الذی سمی فی السماوات به احمد و فی الارضین بابی القاسم مصطفی محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیین لا سیما بقیة الله فی الارضین الحجة بن الحسن المهدی ارواحنا له الفداه عبادالله اوصیکم و نفسی به تقوی الله و اخوفکم من عقابه
بندگان خدا خودم و شما را به تقوای الهی دعوت می کنم. در بخش اول بیان زیبایی در قران می فرماید: وَلَقَد بَعَثنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسولًا أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوت (نحل-36)، خداوند می فرماید: من پیغمبر و پیغمبران را برای دو مسئولیت و رسالت فرستادم. اولین مسئولیت پیامبر و پیامبران ان است که شما مردم خدا را عبادت کنید. به غیر از خدا اتکایی نداشته باشید. در این زمینه یک مقداری دقت بکنید.
چند روز پیش شهادت هفتمین امام معصوم، امام کاظم (ع) بود. در این زمینه داشتم مطالعه می کردم. از آقا امام کاظم (ع) سوال شد: یابن رسول الله ما چه بکنیم در این دنیا هم خدا از ما راضی باشد و هم بندگان خدا از ما راضی باشند؟ حضرت فرمود: لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ، از ما نیست کسی که محاسبه اعمال نداشته باشد. محاسبه کنیم که چقدر وفادار به اصل و اساس نظام و ولایت این نظام هستیم. اگر هستیم خدا را شکرگزار باشیم که این توفیق را داریم. اگر نیستیم اینجا استغفار کنیم. لذا آقا موسی بن جعفر (ع ) می فرماید: فَاِنْ عَمِلَ خَيْرا اسْتَزادَ اللّه، اگر عمل صالحی داریم، آن عمل صالح باید رضای خداوند در آن باشد. اگر دست کسی را می خواهم بگیرم، اگر مشگل کسی را می خواهم حل کنم قربه الی الله باشد و لذا در اینجا می فرماید: اگر عمل صالحی داشتم بگویم خدایا تو این عمل مرا بیشتر کن. اگر عمل صالحی نداشتم، رضای خدا را کسب نکردم در اینجا استغفار کنم. اینجا که خداوند می فرماید: توبه کنید من از گناهان شما می گذرم، بدانیم که خدا آن حق الله را می بخشد. اما اگر حق الناس است باید رضایت طرف را جلب کنیم. اگر زمین کسی را گرفتیم باید زمین را پس بدهیم. اگر حق کسی را ندادیم باید رضایت بگیریم و حقش را بدهیم. با استغفرالله تمام نمی شود. استغفار در جایش خوب است.
اولین رسالت پیامبران این است که شما خدا را عبادت کنید. غیر خدا را عبادت نکنید. بنده زر و زور نباشید که امروزه متأسفانه می بینیم اگر در یک زمان مسئله پرستش غیر خدا مطرح بوده و امروزه هم ممکن است در گوشه و کنار دنیا وجود داشته باشد، امروزه در بین من و شما بوجود نیاید. نکند خدای ناکرده عبادت ما، زندگی کردن ما و تعهدات ما رنگ شرک به خدا بگیرد. وقتی از خانه بلند می شوید و برای نماز جمعه می آیید، ارزش قائل هستید این نشان دهنده تقوای شما است. این نشان دهنده تعهد شما نسبت به دین و دیانت و پیغمبر است. چون در خطبه دوم مطالب زیادی را دارم لذا خطبه را همین جا بسنده می کنم و همین جا دعا می کنم خدایا با عزت و آبروی آبرومندان درگاهت قسمت می دهیم در سنجش اعمال آنچه که رضای تو هست توفیقش را به همه ما عنایت بفرما.
بسم الله الرحمن الرحیم
نحمده و نستعینه و نستغفره ونتوکل علیه و نشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و نشهد ان محمدا عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون اللهم صل و سلم و زد و بارک علی حبیبک و نجیبک و خیرتک من خلقک حافظ سرک و مبلغ رسالاتک بشیرنعمتک و نذیرنقمتک وصل علی علی امیرالمؤمنین ویعسوب الدین و وصی رسول رب العالمین وصل علی الصدیقة الطاهره فاطمة الزهرا سیدة نساءالعالمین و صل علی سبطی نبی الرحمه و سیدی شباب اهل الجنه الحسن و الحسین و صل علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی والخلف القائم الحجه المهدی اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اوسع منهجه و اجعلنا من خیر شیعته و اعوانه اوصیکم عبادالله به تقوی الله
بندگان خدا، مجدداً خودم را و بعد همه شما بزرگواران را سفارش به تقوا و نظم می نمایم. در خطبه دوم چند مسئله را یادداشت کردم که عرض می کنم؛ اولین مسئله مبعث حضرت محمد بن عبدالله (ص) است. چند عید داریم که مهم است. اما دو عید به صورت ویژه مهمترین عید ما است. آن هم علت دارد. اولین عید، عید مبعث حضرت رسول اکرم (ص) است اهمیت ویژه ای که دارد برای همه ما مسلمانان بستگی به زمان دارد. ببینید زمانی که رسول معظم مأمور می شود به عنوان راهنما و به عنوان مبلغ و پیاده کردن مسائل و احکام الهی و فرهنگی در جامعه، کسی هست به نام غیث بن عاصم ایشان در زمان پیامبر اکرم ایمان آورده بود. بعد از 20 سال یک روزی یک چیزی در درونش مثل خوره داشت او را از بین می برد. آمد محضر رسول الله عرض کرد: یا رسول الله یک مسئله ای من در زمان جاهلیت انجام دادم به صورت غده سرطانی شده و در درون من دارد مرا می کشد. امروز دیگر دل به دریا زدم و محضر شما آمدم تا دارویش را برایم تجویز کنی یا گردن مرا بزنی و مرا بکشی که من از این گرفتاری خلاص شوم چون دیگر آرامش ندارم. پیغمبر فرمود: چیست؟ عرض کرد: یا رسوی الله من با این دست خودم 12 دختر خودم را زنده به گور کردم. 11 را زنده به گور کردم، همسرم دوازدهمی را باردار بود، برای من کاری در خارج از ده پیش آمد به مسافرت رفتم، وقتی برگشتم دیدم همسرم وضع حمل کرده و دیدم بچه ای در کار نیست. گفتم بچه چه شد؟ گفت این بچه دختر بود و مرده به دنیا آمد. یک خاک مصنوعی کنار ان 11 تا ایجاد کرد و گفت این قبر اوست. چهار سال گذشت و از من پنهان کرد. بعداً یک روزی بی وقت که از کارم برگشتم دیدم یک دختر بچه درست شبیه من در حیاط دارد بازی می کند، تا مرا دید خودش را قایم کرد. من همین جا تصمیم به زنده به گور کردنش را گرفتم. اما از یک راه دیگر وارد شدم. در خانه نشستم و گفتم خانم خدا پدرت را بیامرزد، اگر همان اول به من می گفتی هنوز مهر و محبتش در دلم ننشسته بود و او را زنده به گور می کردم، اما حالا دیگر به او علاقمندم. حداقل کسی هست که یک لیوان آب به دستمان بدهد. در عرض دو هفته کاری کردم که نه خانم من و نه دخترم حتی به ذهنشان هم نمی آمد که من او را زنده به گور می کنم. بعد که همسرم را خاطر جمع کردن به همسرم گفتم در آن ده که در چند کیلومتری وجود دارد عروسی یکی از اقوام من است و من می خواهم بروم، می شود این دختر را هم با من بفرستی؟ گفت: بچه شماست. گفت: من روز قبل کلنگ و و سایل را اماده کرده بودم. این بچه با من آمد. بین دو تا محل در بیابان مشغول به کندن گودال شدم، این بچه ته قلبش آن ترس و وحشتی که وجود داشت گاهی که من خسته می شدم چارقدش را از سرش می گرفت و به گردنم دست می انداخت. سر و صورتم را می بوسید و عرق مرا با همان چارقد پاک می کرد. اما گاهی از من سوال می کرد بابا این گودال را برای چه می خواهی بکنی؟ گفتم کاری به این کارها نداشته باش. وقتی گودال تمام شد با همان چارقد دست و پای او را بستم، او ا در گودال گذاشتم. هر چه ناله زد من با نهایت قساوت قلب شروع به خاک ریختن کردم. آخرین لحظات صدای ضعیف این دختر بچه می آمد بابا جان مکر من چه کار کرده ام که مرا زنده به گور می کنی؟ گفت: آن صدای ضعیفش هنوز در ذهنم است. زمان بعثت پیغمبر چه ظلمت کده ای بود. حالا در این ظلمت کده پیغمبر باید بیاید مردم را به خدا دعوت کمد. به انصاف و عدالت و انسانیت و به دنبال حرام نرفتن دعوت کند. آن مرد گفت: یا رسول الله می خواهم بخوابم صدای ناله ضعیف این دختر در گوشم است، می خواهم غذا بخورم صدایش در گوشم است. درمان درد من چیست؟ پیغمبر فرمود: یک مقداری از من فاصله بگیر، می ترسم آتش قهر الهی تو به من هم سرایت بکند. شروع به گریه کردن کرد، یا پیغمبر هیچ راهی وجود ندارد؟ پیغمبر فرمود: یک راه فقط وجود دارد. تو مادر داری یا نه؟ ای فرزندان چه آن هایی که پدر و مادر در قید حیات هستند و چه آن هایی که در قید حیات نیستند، کاری نکنید که بعد از مرگ پدر و مادر مورد آق آن ها قرار بگیرید. اعمال بد ما همانطور که در نیا می گویند این پسر فلانی است، در آن دنیا هم ترکش اعمال بد ما به آن ها می رسد. هم خوبی ها می رسد و هم بدی ها. می گوید عرض کردم یا رسول الله مادرم دار این دنیا را وداع گفته. فرمود: پدر داری یا نه؟ گفتم نه، پیغمبر فرمود: برو در کنار قبر آن ها زانوی ادب به زمین زن و خدا را به عظمت خاک پدر و مادرت سوگند بده که خدا عنایتش را شامل حال تو بکند.
رسالت پیغمبر و پیغمبران اینطظور ذکر شده: وَلَقَد بَعَثنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسولًا أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوت، عبادت خدا و دوری جستن از طغیان گری. این طغیان گری یک وقت در سطح وسیع دنیاست، مثل آمریکا و امثال آمریکا که متأسفانه بعضی از ساده لوحان می آمدند می گفتند چرا ما باید با آمریکا میانه نداشته باشیم؟ چرایش را می دانید. همان است که این از آن دزدانی است که اگر یک پایش را راه بدهیم دیگر همه ما را از زمینه خارج می کند. اخیراً آمده گفته که جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس حق مانور دادن ندارد. این زیاده طلبی آمریکا و اعوان و انصار آمریکا است. ما این شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را که می دهیم، این ها جزء آرمان های اصلی نظام ما است. این دشمن ستیزی فقط این نیست که ما بیاییم مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس بدهیم و خدای ناکرده خودمان اعمالی داشته باشیم که در خور نباشد. ما باید از طغیان گری دوری کنیم. یک وقت طغیان گری در سطح خانواده است. من به عنوان یک شوهر، به عنوان یک پدر به خانواده ام ظلم می کنم. به عنوان یک همسایه به همسایه ام ظلم می کنمو به عنوان یک مسئول به زیر دست ظلم می کنم. این طغیان گری است.
دومین مسئله ای که می خواهم عرض کنم مسئله هفته معلم است که این هفته را به همه معلمین، دبیران و همه کسانی که شغب پیامبر خدا (ص) را دارند تبریک می گویم. از سید رضی یک جمله عرض کنم: سید رضی اساتیدی که داشت یک استادش مسلمان نبود. این وقتی دار دنیا را وداع گفت او را در قبرستان غیر مسلمان ها دفن کردند. مسیر رفت و آمد سید رضی هم از همین قبرستان بود. وقتی به نزدیک قبرستان می رسید، از اسب پیاده می شد و پیاده می رفت. می گفتند: آقا سید رضی چرا پیاده می روی؟ می گفت: برای اینکه استاد من در این قبرستان خوابیده. این عظمت یک معلم است. کسی که روی افکار نسل جوان جامعه دارد کار می کند عظمت دارد. شهید مطهری وقتی اسم علامه طباطبایی را می برد می گفت: روحی له الفداه، جانم فدای او باد.
مسئله سوم اعیادی است که در ماه شعبان داریم. سوم شعبان ولادت امام حسین (ع) و روز پاسدار، چهارم شعبان ولادت قمر بنی هاشم و روز جانباز و پنجم شعبان ولادت امام زین العابدین (ع) است.
در نهایت یک اشاره کوچکی درباره دیدار رئیس جمهور کره جنوبی با مسئولین رده اول است. رهبر معظم تذکری که می دهد در مسئله ارتباطات، اصل عزت، اصل حکمت و مصلحت نظام را در نظر می گیرد. ما نمی گوییم با دنیا ارتباط نداشته باشیم، فقط خودمان باشیم. ما می گوییم با دنیا ارتباط داشته باشیم اما ان ارتباط، ارتباط ظالم و مظلوم نباشد و لذا آن عزت خودمان را زیر سوال نبریم. این همه شهدایی که دادیم چه کسانی بودند؟ هنوز هم به عنوان مدافع حرم به نام حضرت زینب (س) می روند و جان عزیز و شیرین خودشان را در راه خدا تقدیم می کنند این ها چه کسانی هستند؟
سال، سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل است که إن شاءالله در عمل هم ما در این زمینه ها آنچه که رضای خدا است عمل کنیم.