ImamatKarbarView
نظام حقوق زن در اسلام
ژان ژاک روسو و ولتر ومنتسکیو از این گروه نویسندگان و متفکرانند
اصل اساسی مورد توجه این گروه این نکته بود که انسان بالفطره و به فرمان خلقت و طبیعت،واجد یک سلسه حقوق و آزادیهاست.این حقوق و آزدیها را هیچ فرد یا گروه به هیچ عنوان و با هیچ نام نمی توانند از فرد یا قومی سلب کنند؛حتی خودصاحب حق نیزنمی تواند به میل و اراده ی خود،آنها را به غیر منتقل نماید و خود را از اینها عریان و منسلخ سازد؛و همه ی مردم اعم از حاکم و محکوم،سفید و سیاه،ثروتمتد و مستمند در این حقوق و آزادیها با یکدیگر((متساوی))و برایرند.
در همه ی نهضتهای اجتماعی غرب از قرن هفدهم تا قرن حاضر،محور اصلی دو چیز بود:((آزادی))و((تساوی))، دانشمندان طرفدار تساوی و آزادی به عنوان حقوق فطری انسانها نیز دلیلی جز این نداشتند.
منشا این بی توجهی شاید این است که این نهضت خیلی عجولانه صورت گرفت.لذا این نهضت در عین اینکه یک سلسه بدبختیها را زن گرفت،بدبختیها و بیچارگیهای دیگری برای او و برای جامعه ی بشریت به ارمغان آورد.بعدا در فصول این کتاب خواهیم دید که زن غربی تا اوایل قرن بیستم از ساده ترین و پیش پا افتاده ترین حقوق محروم بوده است وتنها در اویل قرن بیستم بود که مردم مغرب زمین به فکر جبران مافات افتادند و چون این نهضت دنباله ی نهضتهای دیگر در زمینه ی ((تساوی))و ((آزادی)) بود همه ی معجزه ها را از معنی این دو کلمه خواستند غافل از اینکه تساوی و آزادی مربوط است و به رابطه ی بشرها با یکدیگر از آن جهت که بشرند و به قول طلاب((تساوی و آزادی حق انسان بماهو انسان است))؛زن از آن جهت که انسان است مانند هر انسان دیگر آزاد آفریده شده است و از حقوقی مساوی بهره مند است،ولی زن انسانی است با چگونگیهای خاص و مرد انسانی است با چگونگی های دیگر.زن و مرد در انسانیت ((برابرند))ولی دو گونه انسانند با دو گونه خصلتها و دوگونه روانشناسی، این اختلاف ناشی از عوامل جغرافیایی و یا تاریخی و اجتماعی نیست بلکه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده.طبیعت از این دوگونگی ها هدف داشته است و هرگونه علمی بر ضد طبیعت و فطرت عوارض نامطلوبی به بار می آورد.
یکی از آن عوامل این بود که مطالع سرمایه داران در این جریان بی دخالت نبود.کارخانه داران برای اینکه زن را از خانه به کارخانه بکشند و از نیروی اقتصادی او بهره کشی کنند،حقوق زن،استقلال اقتصادی زن،آزادی زن،تساوی حقوق با مرد را عنوان کردند و آنها بودند که توانستند به این خواسته ها رسمیت قانونی بدهند.
...زنان کارگران ارزانتری بودند و کارفرمایان آنان را بر مردان سرکش سنگین قیمت ترجیح می دادند. یک قرن پیش در انگلستان کار پیدا کردن بر مردان دشوار گشت اما اعلانها از آنان می خواست که زنان و کودکان خود را به کارخانه بفرستند...نخستین قدم برای آزادی مادران بزرگ ما قانون1882بود.به موجب این قانون،زنان بریتانیای کبیر از امتیاز بی سابقه ای برخوردار می شدند و آن اینکه پولی را که به دست می آوردند حق داشتند که برای خود نگه دارند.
اتفاقا قضیه برعکس است؛عدم توجه به وضع طبیعی و فطری زن بیشتر موجب پایمال شدن حقوق او می گردد.اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و بگوید تو یکی و من یکی،کارها،مسئولیتها،بهره ها،پاداشها،کیفرها همه باید متشابه و همشکل باشد،در کارهای سخت و سنگین باید با من شریک باشی،به فراخور نیروی کارت مزد بگیری ،توقع احترام و حمایت از من نداشته باشی،تمام هزینه ی زندگیت را خودت بر عهده بگیری، در هزینه فرزندان با من شرکت کنی،در مقابل خطرها خودت از خودت دفاع کنی،به همان اندازه که برای تو خرج می کنم تو باید برای من خرج کنی و...در این وقت است که کلاه زن سخت پس معرکه است زیرا زن بالطبع نیروی کار و تولیدش از مرد کمتر است و استهلاک ثروتش بیشتر.بعلاوه بیماری ماهانه،ناراحتی ایام بارداری،سختیهای وضع حمل و حضانت کودک شیرخوار،زن را در وضعی قرار می دهد که به حمایت مرد و تعهداتی کمتر و حقوقی بیشتر نیازمند است.
ولی نظر به اینکه آقای مهدوی قرار است یک سلسه مقالات دیگر در دفاع از چهل ماده یپیشنهادی خود در مجله ی زن روز بنویسد،من حاضرم طی سلسه مقالاتی درباره همان چهل ماه در همان مجله در صفحه ی مقابل بحث کنم تا هر دو منطق در معرض افکار عمومی قرار گیرد.