ImamatKarbarView
بندگان خدا!شما را توصیه میکنم به تقوا و پرهیز گناه،به مخالفت با نفس و گناهانی که روح انسان را می کشد.روایت،گناهات را سم مهلک و کشنده خوانده است و عمل خیر را منجی و رهایی بخش.از گناهان دوری کنید،روحتان را به گناه آلوده نکنید شخصیت انسانی تان را تنزل ندهید مقام والای ایمانتان را به وسیله گناه و هوای نفس خدشه دار نکنید گناه در دنیا اثر دارد در آخرت اثر دارد در شخص انسان اثر می گذارد بر فرزندان انسان اثر سوء دارد گناه در جامعه بشری در کشت ها و زراعت ها و باغ ها و صحراها و دریا ها اثر دارد.
روایت کوتاهی از علی وارد شده(لو تکاشفتم ما تدافنتم)جمله خیلی عجیبی است ایشان می فرماید:اگر چنانچه باطن های شما برای یکدیگر روشن شود،هرکس بفهمد که دیگران چه گناهی کرده اند هیچ کس کس دیگری را دفن نمی کند ،می گوید :این آدم اصلا قابل نیست که بر او نماز بخوانبم و دفنش کنیم.
نشانه های رضایت خدا از بنده اش
از حضرت موسی (ع)جمله ای قابل توجه نقل شده است این بزرگ مرد الهی یک وقتی از خدا پرسید((یا رب اخبرنی عن آیه رضاک عن عبدک))خدایا !من از کجا بفهمم که از من راضی هستی، واصولا نشانه ای هست که بنده تو بفهمد که از او راضی هستی؟مسئله بسیار عالی ای پرسیده است: من از کجا بفهمم که خدایم از من راضی است!؟اعوذ بالله!شاید خدا از من غضبناک است، بلکه تصمیم دارد مرا عذاب کند.خداوند دو سه تا نشانه ذکر فرمود:اگر دیدید کاری می کنم که خواهی نخواهی،بنده من به دنبال کار خیری راه می افتد آن نشانه رضایت من است.
گاهی برای انسان موقعیتی ایجاد می شود که مثلا رفیقی سراغش می آید مسافرت و یا کاری پیش می آید می بیند که یک کار خیری خداوند کاری می کند که انسان خواهی نخواهی،موفق به خیری می شود به سوی گناهی می رود چندین مانع پیش می آید و نمی تواندآن را انجام بدهد اینها علامت آن است که خدا او را دوست دارد از این بالاتر خدا جمله ای را می فرماید:اگر روحت این طوری شد که مستضعفان و مستمندان را دوست داشتی اما قلدرهای و ستمگر ها را دشمن داشتی این علامت ان است که تو مرا دوست داری و من تو را دوست دارم.
ارزش جوانی
ای بندگان خدا!!از دنیا برای آخرتتان توشه بردارید.ایام جوانی تان را بسیارمغتنم بشمارید این جوانی مهمانی است که زود می رود و بسیار نیروی بزرگی است.روایت شده که اگر انساندر جوانی به کارهای خیر عادت کرد و بعد که سنش بالا رفت،نتوانست کار خیر انجام دهد خدا دستور می دهد تمام آن کارهایی را که انجام می داده،در نامه اعمالش بنویسند،اما به عکس کسی که این کار نبوده و اکنون پیر شده می گوید:خدایا!کاشکی می توانستم انجام دهم!فرشته ها خنده کنان به او می گویند:تو که جوان بودی گوش نمی دادی حالا که پیر شدی باز همین طورخواهی بود.
سرچشمه های اعمال انسان
انسان دو محرک بزرگ دارد که کارهایش از این دو موتور سرچشمه می گیرد:یکی عقاید انسان است و دیگری اخلاق او.البته تا چه عقیده و اخلاقی داشته باشد!انسان موحد یک جور حرکت دارد و انسانی که به مبدا اعتقاد ندارد دارای حرکت دیگری است عقاید سرچشمه برخی اعمال اند.گفتار و رفتار انسان و مشی شخصی و اجتماعی او همه می تواند در نتیجه عقاید باشند پس یک بخش از اینها از عقاید سرچشمه می گیرند و بخش دیگر از اخلاق. خداوند می فرمایید: قسم به شب!قسم به روز!قسم به خالق نر و ماده!حرکت های شما گوناگون است.
دور اهی های دنیا
دنیا همه اش سر دو راهی است آن راهی را که خدا اراده کرده انتخاب کنید نه راهی که هوا و شیطان می گویند.حضرت داوود عرضه می دارد((خدایا!تو خود می دانی که من بر سر دوراهی ها ،رضای تو را بر رضای خودم مقدم داشتم ))خدا فرمود((ای داوود!مطلب همین است،اما چگونه شد که بر سر دو راهی ها رضای مرا مقدم داشتی؟این توفیق را چه کسی به تو عنایت کرد؟)).یعنی همان را هم از خدا بخواهبد و بگویید: ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم، یعنی خدایا!در همین هدایت راه راست هم ، از تو یاری می جویم.