ImamatKarbarView
بِسم الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ
وقتی قیام سید الشهدا علیه السلام رامورد تحلیل قرارمی دهیم اهداف قیام امام حسین (ع) را درسه چیز می بینیم:
1- چهره دشمن
2- راههای ارتباط بادشمن
3- علل ارتباط نداشتن بابعضی ازدشمنان
امادرمبحث چهره شناسی دشمن به دوگونه دشمن اشاره می فرمایند: 1- دشمن شخص 2- دشمن مکتب
وقتی دقت می کنیم می بینیم دشمن مکتب بسی خطرناک ترازدشمن شخص است بنابراین برخوردمناسب بادشمن دین بسیار حساس تر وظریفتر ونیازمند هوشمندی وتدبیر ومراقبت بیشتری است.
قرآن راکه بررسی می کنیم واژه عدوبردشمن اصلاق شده است که مصادیق آن چندمورداست:
اول : شیطان
قرآن می فرماید: اِن الشیطانَ لِلانسانِ عدُوٌ مبین .
مولا علی (ع) می فرماید : شیطان اراده دارد پیوندها وگره های جان شما بااحکام دین یکی یکی باز کند تا شماراازفطرت پاک الهی جدانماید.
دوم : کافران هستند.
کافران به عنوان دشمنان جبهه حق معرفی شده اند. اِنّ الکافرینَ کانوا لکم عدوً مُبیاً، چرا اینها به عنوان دشمن معرفی می کند به خاطراینکه اینها خیرخواه اهل حق نبوده اندوتلاش می کنند مسلمانان راازحق باز دارند ودچار نوعی غفلت نمایند.
سومین مصداق دشمن در قرآن : منافقان هستند.
ازخطرناک ترین دشمنانی که در طول تاریخ پیامبران خدارامورد اذیت وآزار قراردادندوراه الهی آنها راسد می کردند ودر دل اهل ایمان تزلزل ایجاد می کردند منافقان هستند درجای جای قرآن خداوند منافقان رابدترازکافران معرفی می کند چراکه اینهابیشترازکافران به مومنان آسیب می رسانند وثانیاً اهل کتمان دروغ وخدعه واستهزاءِ هم هستند.
ویژگیهایی خداوند برای منافقان برمی شمرد:
1- ولایت ستیزند 4- افساد درپوشش اصلاح
2- فتنه گرند 5- اهل وعده های دروغین هستند.
3- اهل پذیرش حکومت دینی نیستند
چهارمین مصداق دشمن درقرآن : یهودیان ومشرکانند.
خداوند درباره آنها می فرماید: لَتَجَدَنَّ اَشَدَ الناس عَداوَةً للذین آمنوا الیهودَ وَالذین اَشرکوا.
شاخص اصلی دشمن آنهابه قول قرآن این است که وقتی نعمتی به مسلمانان برسد بدحال می شوند ومدام دوست دارند مسلمانان دررنج وسختی باشند. که وقتی دقت می کنیم ازرسیدن مابه انرژی هستند شدت ابراز ناراحتی کردند واین مصیبت های جهان اسلام نتیجه توطئه وبرنامه ریزی این گروه خبیث است.
خوب چرانباید با دشمن ارتباط داشته باشیم:
قرآن مجید درآیات متعدد مسلمانان را نسبت به موضوع رابطه با دشمن هشدارداده است وازاین روابط ودوستی برحذرداشته است چرا که این ارتباطات همواره لطمات فراوانی رابه جامعه اسلامی واردنموده است.
اولین علتی که نباید ما با آنها ارتباط داشته باشیم : ضدیت آنهاباایمان است.
درسوره مبارکه مجادله به مؤمنان هشدار می دهد که ازاینگونه ارتباط برحذر باشند اگر محبت آنهادردل داشتند ادعای مسلمانی نکنند.
دومین عاملی که نباید با دشمنان ارتباط برقرا کنیم: این است که آنها ایجاد فتنه وفساد می کنند.
وَالذین کفروا بَعضُهُم اولیاءُ بَعض اِلّا تفعلوه تَکُن فِتنَةٌ فی الارض وفسادٌ کبیر، وکسانی که کفر ورزیدند نیزهم پیوندویاران یکدیگرند اگراین دستور راانجام ندهید درروی زمین فتنه وفسادی بزرگ روی خواهد داد.
سومین عامل : بی دین کردن مؤمنان
وَلَن ترضی عنک الیَهُودُ والا النصاری حتّی تَتَبِعَ مِلَّتَهُم ، وهرگز یهود ونصای از تو خشنود نخواهند شد تا اینکه از آیین آنها پیروی کنی.
چهارمین عامل : حذف رهبر اسلامی
درابتدای سوره ممتحنه می فرماید: به چهارعلت نباید با دشمن ارتباط داشته باشید:
1- قَد کفروا بما جاء کَم من الحق، دین شما را قبول ندارند وبا اعتقادات شما دشمنی می کنند.
2- یخرجون الرسولُ و ایاکم ان تؤمنوا با لله ، در صدد حذف رهبرشما هستند.
3- اِن یَتَقَفُوکم یکونوا لَکم اعداءِ ، ازهروسیله برای دشمنی شما استفاده می کند.
4- یَبسطُوا الیکم اَیدِیکُم ، علیه شما جنگ روانی راه می اندازد تادنیا راعلیه شما کند.
واقعً وقتی به این آیات دقت می کنیم گویا این آیات همین الان نازل شده است.
اما یک اصول وروابطی باید دررابطه با دشمن لحاظ شود که انشاء الله درهفته های آینده عرض خواهم کرد.
خطبه دوم 21/08/1395
بِسم الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ
اولین مناسبت :ارتحال حضرت آیت الله طباطبایی و روز کتاب وکتابخوانی است.
مقام معظم رهبری فرمودند: خسارتی بزرگ برای یک ملت که با کتاب سروکار نداشته باشد به گمان من یکی ازبدترین وپرخسارت ترین تنبلی ها وتنبلی درکتاب خواندن است.
دراحادیث هم دارد که الکتب بساتین العلما.
مسلم است جامعه ای که باکتاب وفرهنگ اصیل خودش درارتباط باشد از آسیب های فرهنگ بیگانه درامنیت است.
پیغمبر می فرماید: انسان وقتی می میرد عقبه اش قطع می شود الا به سه خیر یک کتاب مفیدی که دیگران بخوانند وبرای او صدقه جاریه باشد.
درحدیثی دیگر فرمود کسی که بمیرد ومیراثش قلم ودوات ودفترباشد بهشت براو واجب می شود.
مولا علی (ع) فرمودند : درعجبم ازمردمی که به جسم خویش چه بسیاراهمییت می دهد وغذای آلوده نمی خورد امانسبت به کتاب ومطالعه که برای تغذیه روح اوست بی اعتناست ومطالعه نمی کند ویا اگر مطالعه می کند کتاب خوبی مطالعه نمی کن.