ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرائمه جمعه سابق | l
حسین فلسفی راد
l - ائمه جمعه سابق
موانع قرب الهی، عجب
خطبه نماز جمعه 1391/6/31
موانع قرب الهی، عجب
صوت خطبه اول
صوت خطبه دوم
فايل پی دی اف
خطبه اول

بِسمِ الهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ

 

 الحمدُ لِلّهِ الّذي لا تُواريِ عَنهُ سماءٌ سماءً .لا اَرضٌ اَرضاً وَالصَلواة والسَلام علي امينِ وَخاتَمِ رُسُلِهِ وبَشِيرِ رَحمَتِهِ وَنَذيرنِقمَتِهِ الابد مريد الرسولِ الاَمجَد وعلي اَهلِ بيته الطَيِّبينَ الطاهِرينَ المُنتَجبين. اُوصيكُم بِتَقوَيَ الله فاِّنَّهُ خَيرُ ما اَوصي بِه المُسلِم اَن يَحُضَّهُ علي الاخرة واَن يَأمُرَهُ بُِتَقوي  الله.

 

شما رابه تقوي الهي سفارش مي كنم كه براستي بهترين چيزي كه مسلماني،مسلمان ديگررا بدان سفارش مي كند اين است كه او رابه آخرت ترغيب وتشويق كند وبه تقوي الهي توصيه نمايي.

يكي از مهمترين دامهاي شيطان عجب است. عجب، انسان را از عيوب خود غافل مي كند وعبادت انسان را بي اثر مي كند. در روايتي دارد كه موسي بن عمران شيطان راديد در حالي كه كلاه درازي بر سر او گذاشته بود،حضرت موسي به او فرمود اين چگونه كلاهي است .شيطان عرض كرداين كلاهي است كه آن دلهاي مؤمنين را مي ربايم وبه سوي خود مي كشانم. موسي گفت كدام گناه است كه چون آدمي آنرا انجام داد تو بر او غالب مي شوي، گفت بر وقت عجب به خود نموده وطاعتي كه كرد به نظر او بزرگ آمد وگناهش در نزد او حقير نموداينجاست كه ديگر من بر او غالب مي شوم.

اما عجب چيست؟ در تعريف عجي فرموده اند آدمي خود را به حجت كمالي كه در خود مي بيند بزرگ مي شمارد.

فرق عجب و تكبر:  در اين است ، تكبر خود را بالاتر از غير ببيند ومرتبه خود را بيشتر شماردولي عجب پاي غيري در ميان نيست بلكه كسي كه عجب مي كندبه خود مي بالد،از خود شاد مي شودوبه جهت آن نعمت صاحب نعمت را فراموش مي كند.

امام صادق (ع) فرمودند:  دَخَلَ رَجُلانِ المَسجِد اَحَدَ هُما عابدٍ والاخِرُ فاسِق فَخَرَجا منَ المَسجِد والفاسِقُ الصِّديق والعابِدُ فاسِق وَذلِكَ اَنُّه يَدخُلُ العابِدُ المَسجِدَ مُدِّلاً بِعِبادَتِه در حالي كه به عبادتس مي باليد  يُدِّلُ بِها  وبه خودش مي نازد  فَنكونُ فِكرَتُهُ في ذلك  وفكرش در اين باره مي باشد  وَتكونُ فِكرَةُ الفاسِق  ولي فكر فاسق  في اَلتَنَّدُمِ علي فِسقِه  در ندامت وپشيماني از فسقش مي باشد  وَيَشَغفِرُ اللهَ عزّوجل مما صَنَعَ من الذُنوب  واز خداي عزّوجل راجع به گناهان خود آمرزش مي خواهد.

در حديث ديگر دارد كه خطاب شد به داوود ،اي داوود مؤمنين را بترسان ومذنبين وگنهكاران را بشارت ده.حضرت داوود تعجب كرد،خطاب رسيد كه به گنهكاران بگو اگرتوبه كنند من توبه آنها راقبول مي كنم اما صديقان و مؤمنين بترسان به اينكه به اعمال خود مغرور نشوند.

داستان عابدي بود در بني اسرائيل خيلي خدارا عبادت مي كرد،روزي شيطان آمد كنار او به عبادت پرداخت بطوريكه عابد بر او غبطه خورد عرض كرد از كجا به اين استنات در عبادت رسيدي گفت گناهي رامرتكب شدم توبه نمودم وخدا مرا موفق به عبادت نمود چه كنم گفت توهم مثل من عمل نما، اين عابد از كوه سرازيرشد وبه طرف خانه گناه آمد اما صاحب اين خانه گناه گفت تاكي مي خواهم به گناه ادامه بدهم بختر آن است كه به پيش عابد بروم وتوبه نمايم،زن به سوي توبه اما عابد به سوي گناه در بين راه مرگ هردو رسيد يكي در رحمت خدا وديگري در غضب خداست.

در ابواب الجنان دارد كه پيامبر فرمودند: افتخار مردم در دنيا به شش چيز است، يعني به وسيله اينها عجب مي كنندوبه خود مي بالند

1- جمال    2- فصاحت     3- اصل ونسب     4- مال وفرزند     5- قوت   6- سلطنت

وتمام اينها روز قيامت منتفي مي شود آنگاه پيامبر فرمود اما آنهائيكه

.به جمالشان مي نازند بگو:   تَلفَحُ وجُوهَهُمُ النّار ، كساني كه ميزان اعمال آنها از حسنات سبك باشد مي سوزاند روهايشان را آتش جهنم

.آنانكه به فصاحتشان مي بالند يگو :   اليومَ نَختِمُ علي اَفواهِهِم ،  روز قيامت بر دهانهايشان مهر مي زنيم.

.وبگو به آنكه به اصل ونسب مي نازد :   فَاِذا نُفِخَ فِي الصور فَلا اَنسابَ بَينَهُمُ

.آنانكه به مال وفرزند عجب ومباهات مي ورزد:    يَومَ لا يَنفَعُ مالٌُ وَلا بَنون الا من اتَي الله بِقلبٍ

.وبه آنانكه به قوت بازو وتوان جسمي مي بالد بگو :   عَلَيها مَلائِكةُ غلاظُ شِداد ، بر آتش جهنم موكلند ملائكه اي كه در نهايت غلظت و شدتند.

.وبه آنانكه به سلطنت مي نازند بگو:    لمَن المُلك اليومَ لِلّه الواحِد القَّهار

 

 

 

 

خطبه دوم                                                                                                                                31/6/91

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ

 

الحَمدُ وَالثَنا لِلّهِ رَبّ العالَمين وَالصَلواة وَالسَلامِ عَلي اَشرَف الاَنبياءِ وَالمُرسَلين حَبيبِ الهَ العالَمين اَبَي القاسم المُصطَفي مُحَمّد وعلي اهلِ بيته الطَيِّبينَ الطاهِرين سِيما علي بنِ عمرو وصيهِ علي بنِ ابيطالِب وعلي سيدَةِ نِساءِ العالَمين وَعلَي الحَسَنِ والحُسين وعَلي عليِبنِ الحُسين زين العابِدين.

عليكُم بِاتَّقوي، فَاِنَّ اللهَ قال في كِتابه وجَنَّة عرضُها السَمواتُ و الاَرضُ اُعِّدَّت لِلمُتقين   (سوره آل عمران آيه 133)  وبهشتي كه پهناي آن به اندازه آسمانها وزمين است آماده شده براي متقين.

امروز 31شهريور سالروزجنگ تحميلي ازسوي رژيم بعث عراق عليه جمهوري اسلامي ايران مي باشدكه به عنوان هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است، صدام دريك مصاحبه تلويزيوني اعلام كرد ماجنگ راشروع  مي كنيم وسه روزديگر صبحانه رادرتهران مي خوريم.اما سوال اصلي اينجاست هدف اصلي عراق ازحمله به جمهوري اسلامي ايران چه بودوماچراجنگ كرديم.

يكي از اهداف اصلي حمله  عراق به ايران قدرت طلبي وفرصت طلبي سردار قادسيه وژاندارم اعراب يعني صدام حسين بود. صدام كه خود از متخصصين جنگهاي دنيا است با استفاده از تضعيف قدرت ايران سعي كرد اين خلأ راشخصاً پركند وبه نفع خود مصادره نمايد. ضمناًبعضي از منافعي راكه هم به طور تاريخي در پي كسب آن بود دنبال مي كردمانند تسلط كامل اروندرود، توسعه سواحل جنوبي عراق، سلطه دريايي بيشتر در شمال خليج فارس وافزايش نقش سياستگذاري در منطقه.

اما او جاهل تر از اين بود كه جوانان غيور ايران زمين را درك كند وبشناسد، اوغافل از اين بود كه خداوند در قرآن مجيد مي فرماييد: وَلو دَفعُ اللهِ الناسَ بَعضُهُم بِبَعضِ لَهُدِّمِت صَوامِعُ وَ بَيعُ وَصلواتُ ومساجِدُ يُذكَرُ فيها اسمُ الله، اگر خداوند بعضي ازمردم رابابعضي ديگر دفع نمي كرد صومعه ها وكليساها وكنيسه ها ومساجدي كه نام خداوند درآنها بسيار برده مي شود سخت ويران مي شد.

واما ماچرا جنگ كرديم،آيا نمي شد از بروز اين جنگ خوداري كرد:  1-تسليم    2- اتكا واعتمادبه همسايگان      3-برتري نظامي  4-مقاومت

اما در بعد نظامي:  1- بدنه مديريتي ارتش توسط مستشاران آمريكا ايجاد شده بود وبعداز پيروزي انقلاب از ايران خارج شدندواين خروج موجب تضعيف ارتش شده بود.        

2- ارتش آموزه هاي خودرا از آمريكا گرفته بود وآنها معتقدبه عمليات كلاسيك بودند در حالي كه بخاطر نحريم ها وممنوعيت فروش سلاح ايران قادربه جنگ و عملياتن كلاسيك نبود.

3- فرماندهي كل قوا بر عهده فردي خائن بنام بني صدر بود واوبا استنادبه اينكه اجازه بدهيد دشمن وارد شود وسپس به اوحمله كنيم،مرتباًارتش در حال عقب نشيني بوداين عوامل موجب تضعيف ارتش شده بود

4- مهمتريت گزينه مقاومت بود كه امام راحل فرمودند،ما نان ونيرو خود را مي خوريم ومقاومت مي كنيم وبه كسي اجازه حتي تسخير يك وجب از خاكمان رانمي دهيم.

 بركات جنگ:   

1-تقويت ايمان

2- شناخت چهره نفاق

3- ولايت پذيري

من ماندم وگوشه دلتنگي            با دفتر خاطراتي از جنگ

اي جنگ چه شدكه قهركردي      در كام امام زهر كردي

اي مرز ميان مردونامرد               گرمرد رهي دوباره برگرد

آنان كه به غرب مي شتابند        خائن به امام وانقلابند

 

شعري از مرحوم آغاسي:

 

جنگ كجايي كه دلم تنگ توست

رقص جنون تشنه آهنگ توست

جنگ كجايي كه دلم خون شده ست

زاده ليلاي تو مجنون شده است

حيف كه فصل تو فراموش شد

ناله جانسوز توخاموش شد

فصل تو فصل دل وآغاز بود

فصل رها گشتن وپرواز بود

ذهن من و خاطره خاكريز

موشك وخمپاره وجنگ وگريز

خاطره ضد كمين وكمين

تشنگي و سفره ميدان مين

جنگ كجايي كه دلن تنگ توست

رقص جنون تشنه آهنگ توست

جنگ! شهيدان توراديده ام

روي سپيدان توراديده ام

من زشهيدان تو شرمنده ام

گرچه زكف تيغ نيفكنده ام

مرگ الهي بپذيرد مرا

تنگ در آغوش بگيردمرا

حسین فلسفی راد
امام جمعه شهر: ائمه جمعه سابق
استان : l
تاریخ انتصاب : -
متاسفانه برای این قسمت محتوایی یافت نشد.